جوک توپ توپ
به يه بابايي ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار!ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايي شيرين بخور نظرت عوض ميشه
حيف نون به زنش مي گه: برو مهرت رو بذار اجرا خونه بخريم!
غضنفر از روي جوي آب مي پره، ازش فيلم مي گيرن. فيلم رو روي دور آهسته مي ذارن، مي افته توي جوي! دور تند مي ذارن، مي خوره به ديوار!
غضنفر زنگ مي زنه فرودگاه و مي گه: شيراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده مي گه: يه لحظه... غضنفر مي گه: خيلي ممنون! و قطع مي کنه.
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟
مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده.
خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين!
دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟
يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه:
ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه:
نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده!
لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!
دعاي غضنفر بعد از نماز: خدايا! مواظب خودت باش.
از یارو ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!
یارو داشته دعا مي کرده، ميگفته: خدايا مرا نيامرز... ميگن: بابا اين چه جور دعا کردنه!؟ ميگه: آخه دارم شکسته نفسي مي کنم
به خروسه ميگن مرغ چند حرف داره؟ ميگه : قربونش برم حرف نداره
معلم: چند وقت است كه حمام نرفتي؟
شاگرد: از موقعي كه اميركبير در حمام كشته شد
یارو شبا یه پارچ آب خالی بالا سرش میذاشته و می خوابیده ازش می پرسن آخه خنگ چرا اینجوری می كنی؟ میگه : خوب یه موقع نصفه شب از خواب پامیشم می بینم تشنم نیست .. اونوقت چیكار كنم
جالب و قشنگ بود .. ممنون
لطیفه های بامزه ای هستند