دغدغههاي مادرانه
نگاهي به كارنامه كاري او در چند دهه اين موضوع را نشان ميدهد كه او بازيگر كمحاشيهاي است. كسي كه در طول سالهاي بازيگري اش اين شانس را داشته كه با كارگردانان مطرحي همچون كيميايي، ملاقليپور و ميلاني كار كند.
فريبا كوثري بازيگري است كه انگار قرار نيست جذابيت بازي اش را به هيچ قيمتي از دست بدهد. شايد به همين خاطر است كه او را بازيگر پركاري نميدانيم.
در جايي گفته هنوز هم وقتي كار جديدي به او پيشنهاد ميشود، تا چند شب اضطراب دارد و خوب نميخوابد و اين نشاندهنده حساسيت زيادي است كه روي پذيرفتن نقشهايش دارد.
او در نخستين تجربه خود با بازي در فيلم «در مسير تند باد» به كارگرداني مسعود جعفريجوزاني و «دندان مار» به كارگرداني مسعود كيميايي وارد اين عرصه شد و بعد از آن به ترتيب در سريالهايي همچون معصوميت از دست رفته (داوود ميرباقري)، بيگناهان (احمد اميني)، بيصدا فرياد كن (مهدي فخيمزاده)، دلنوازان (حسين سهيليزاده)، بانو، مختارنامه (داوود ميرباقري)، سقوط يك فرشته (بهرام بهراميان و حميد بهراميان) و پنجره (قدرتالله صلح ميرزايي) صلاحيت خود در حرفه بازيگري را نشان داد.
كوثري وقتي در نقش مارياي نصراني در سريال «معصوميت از دست رفته» ظاهر شد، خيلي از نظرات را به سوي خود جلب كرد. او با تواناييهاي خود توانست به عنوان يك بازيگر مستعد معرفي شود و بازي به يادماندني و متمايزي از خود نشان دهد.
كوثري در تجربه اخيرش در سريال «ديوار» به كارگرداني سيروس مقدم كه بتازگي روي آنتن رفته، بارديگر نشان داد كه يك بازيگر دست اول است.
او هيچ وقت مادر نبوده، اما اين موضوع در بازي ماهرانه او در نقش مادر، تاثيري نداشته است. كوثري در سريال «ديوار» نيز نقش مادري را بازي ميكند كه از همان ابتدا نشان ميدهد كه قرار است تاثير زيادي بر ساير بازيگران داشته باشد.
جداي از چهره آرام او، آنچه كوثري را از ساير بازيگران هم رده خود متمايز ميكند، همين آرامش در زمان بازي است.
كوثري در سريال «ديوار» آرام راه ميرود، آرام حرف ميزند و عشقش به شوهر و فرزند را آنقدر ماهرانه به تصوير ميكشد كه شكي در اين زمينه براي بيننده باقي نميگذارد.
او بايد يك تنه خودش را آماده يك جنگ خانوادگي كند و مراقب باشد در اين ميان هيچكدام از عزيزانش آسيب نبينند و به عنوان يك مادر بايد بيش از ديگر شخصيتها آرامش خود را حفظ كند، هرچند بيش از آنها نگران است.
كوثري از يك سو به خودش نهيب ميزند، كه كسي كه قرار است از شوهرش انتقام بگيرد همان برادرش جميل است و از سوي ديگر نميتواند در مقابل خشم او سدي بسازد تا خانوادهاش در امان باشد.
او روزهاي سختي پيش رو دارد و خود را مقصر همه چيز ميداند. نگران است، مضطرب است و در دلش چيزي مثل سير و سركه ميجوشد و اين همه را ميشود از نگاه ناآرام و چهره درهمش فهميد. درماندگي كه توي حرفهايش موج ميزند و اين همه را شايد تنها بازيگري همچون فريبا كوثري ميتوانست به نمايش بگذارد.