راسخون

سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار

m_salehy کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 443
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

در این مقال اندک ، قصد پرداختن به مباحث کلامی جبر و اختیار ( و قضا و قدر ) و استدلال های فلسفی نداشته ، که آنها ، مخاطب خاص دارند و نیازشان نامعلوم .

اما آنچه قصد نوشتنش است ، هدف آفرینش از نگاه مخاطب عام ، به زبانی ساده و نگاهی نو و هم چنین جایگاه انسان در کتاب آفرینش می باشد .

که انسان ( به مفهوم امروزین آن) به مجموعه خلقت الهی بپیوندد ، موجودات غیرانسانی بیشماری از قبیل جمادات ،  نباتات ، جانوران و فرشتگان وجود داشتند ، که هر کدام برحسب هدایت غریزی خود ، که خداوند در تکوین آنها قرار داده است ، به حیات و ممات خود ادامه می دادند ، همانگونه که هنوز و آینده نیز ، به همین روال ادامه خواهند داد .

گذشت و گذشت و هر موجودی به راه تکوینی خود می رفت و خداوند از تسبیح او راضی و خشنود .

تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي‏ء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم "

 " آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مى‏گويد ؛      

ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد . "

که همه آن مخلوقات ( غیر انسانی ) فقط به تبع غریزه و هدایت تکوینی و خلقت خداساخته شان ، به تسبیح و عبادت خداوند مشغولند و اراده ای بر این امر ندارند ، لذا با وجود آن همه ، حقیقت گنجینه خداوند بر کسی مکشوف نگشت و گاه زمانی بود که این " " ، " " بود . تا آنگاه بود که حضرتش قصد کشف و خود و نمایش آن کردند .

:

       " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف "

       " من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 

خلق نمود و خصلتی منحصر به فرد ، که به هیچ مخلوق دیگری عطا نکرده بود ، در وجودش به ودیعت گذاشت . و آن چیزی نبود جز دانه ای که در مغز و آنگاه قلبش کاشته بود تا در یک مسیر رو به کمال ، آن گونه رشد یابد تا به میوه " " به خدای خالقش بنشیند .

و آن گاه است که ، خود را در ، به کمال زیبایی و نهایت بزرگی و جلال .

" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون "

" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "

، ایشان ، خلقت را عبث و بیهوده نیافرید و خود را غایت آن قرار داد .

" افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون " 

 آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریدیم و بسوی ما برنمی گردید ؟ "

در ظرف وجودش استعداد خداگونه شدن ریخت .

" علم ادم الاسما کلها

 " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. "

  زمینی ، برای بارور کردن آن استعداد ، برگرداند .

:

" قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون "

 "  گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پيروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند ."

خو د در زمینش قرار داد .

" اني جاعل في الارض خليفة

"  من در روى زمين، جانشينى  قرار خواهم داد .

، این انسان خلیفه و جانشین حضرت حق شد روی زمین .

اما با این تفاوت که ؛ ، و امکان و که اگر او را مطیع شد و در راه ، جز او را هدف قرار نداد ، همو خواهد شد .

" عبدى اطعنى اجعلك مثلى انا حىّ لا اموت اجعلك حىّ لا تموت، انا غنى لا افتقر اجعلك غنياً لا تفتقر أنا مهما أشاء يكون اجعلك مهما تشاء يكون "

" بنده من، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم. من زنده اى هستم كه مرگ ندارم، پس به تو نيز حياتى جاودانه مى دهم. من بى نيازى هستم كه فقر ندارم، تو را چنان غنا بخشم كه محتاج نگردى. من هر چه اراده كنم هستى مى يابد، تو را مقامى مى دهم كه هر چه اراده كنى پديد آيد. "

خداگونه شدن ، باید استعدادهای تکوینی و ذاتی انسان ، زمینه رشد یابد و امکان فعلیت .

و البته ، این عرصه و مقام را خداوند فقط به دنیای زمینی ارزانی کرده است .

آنکه انسان به جایگاه حقیقی خود آگاه گردد ، خداوند شیطان را بر سر راه او قرار داد تا راه و مقصدش را به صراحت به او گوشزد کند .

" فوسوس اليه الشيطان قال يا ادم هل ادلک على شجرة الخلد و ملک لا يبلى "

" و شيطان او را وسوسه کرد و گفت: «اى آدم! آيا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاويد ، و ملکى بى‏زوال راهنمايى کنم؟! "

با واقف شدن بر این مقام ، وسوسه شیطان را پذیرفت و راه دور و دراز سفر به بارگاه الهی را هر چند با سختی و احتمال کج رفتن به جان و هستی خود خرید .

" آه من قلة الزاد و طول الطريق-  و بعد السفر و عظيم المورد . "

 " آه از توشه اندک ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قيامت . "

سرپیچی آگاهانه ، راه اخراج خود از عیش راحت بهشت را هموار کرد .

" فَاَخْرَجَهُما ممّا كانا فيه "

" و آن دو را از آنچه در آن بودند ( بهشت ) ، بيرون كرد .

زمینی ، نه محل شکنجه انسان بود ، که مانند زمینی که محل کاشت و رشد دانه میوه است ، جایگاه انزال وحی الهی بر او شد تا بستر رشد و کمال او گردد .

" ان الدنیا ... مسجد احباء الله و مصلى ملائکة الله-  و مهبط وحي الله و متجر اولياء الله-  اکتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنة ."

" دنيا سجده‏گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند .

بنابر این ، از جبر و اختیار تشکیل شده است :

·         یک قالب و مسیر و آن فعلیت بخشیدن به همه استعدادها و قابلیت هایی که خداوند برای همو شدن در وجودش قرار داده است .

·         و از طرف دیگر یک که از کدام راه ، مسیر فوق را بپیماید .

راه مستقیم از انسان آدم گونه بودن ، بسوی انسان خدا گونه شدن را در مسیر فعلیت بخشیدن به ارزشها و ملکات اخلاقی ، انتخاب کند و در کوتاهترین زمان ممکن همان شود که خداوند اراده کرده است .

" ان اعبدونی هذا صراط مستقیم . "

" مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است . "

راه غیر مستقیم از انسان بسوی خدا را در مسیر انحرافی گذر از ارزشها و ملکات غیر اخلاقی و مادی انتخاب کرده و پس از رسیدن به بن بست نهایی دنیای مادی ، دوباره به مسیر اصلی بسوی خدا باز گردد .

" والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده "

" کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد "

که خداوند برای آنکه بنده اش را از غفلت و کج رفتن بیدار کند ، پیامبرانی را فرستاد و هدف نهایی و مقصود از خلقت  را که در روز الست و ایام اخراج از بهشت اولیه به او اعلام کرده بود به او گوشزد نماید .

" و اذ اخذ ربک من بني ادم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم ا لست بربکم قالوا بلى شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا کنا عن هذا غافلين . "

" و (به خاطر بياور) زمانى را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين کرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم؛ (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»!

ارسال پی در پی رسولان ، هر رسیدن به بارگاه الهی را بصراحت بیان کرد .

" و هديناه النجدين . "

" و هر دو راه ( مستقیم و غیر مستقیم ) را به او نمایاندیم . "

و در ، هیچ و اکراهی بر بنده اش نکرد .

" لا اکراه في الدين "

 " در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . "

که هدف را می یابند و رسیدن به آن را از مسیر مستقیم ،اراده و اختیار می کنند ،خداوند راه های خود را به آنها می نمایاند .

" الله يهدي من يشاء الى صراط مستقيم . "

" هرکس بخواهد ، خداوند او را به راه مستقیم هدایت خواهد کرد . "

دادن راه ، توسط خداوند ، به آن اندازه که توان روحی و درک انسان بپذیرد خواهد بود .

" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا . "

" و آنها که در راه ( یافتن ) ما تلاش کنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ "

نیز به تعداد انسانهایی است که خداوند خلق کرده است .

" و قد قال الحكمأ و العرفأ الطريق الي اللّه بعدد انفاس الخلايق‌ . "

" حكما و عرفا گفته‌اند كه راه‌هاي بسوی خدا به تعداد مخلوقات است‌. "

که راه به انحراف رفته و خود فریفته ظواهر دنیا و امیال مادی دنیا کرده اند ، به هر آنچه بخواهند می رسند .

" و من يرد ثواب الدنيا نؤته منها "

" و هر کس که دنیا و مزد تلاش دنیایی خود را بخواهد ، به او خواهیم داد . "

، که راه به بیراهه می روند و نهایتا آن راه به بن بست رسیده و خواهند برگشت . ولی دیگر آنقدر دیر شده که رسیدن به هدف نهایی و جنت ماوی الهی ، بسیار دیرتر از آنی اتفاق خواهد افتاد که می بایست .

سیر تحول و عینیت بخشیدن به استعدادها و ملکات خداگونه شدن ، در دنیا می تواند آنقدر سریع اتفاق افتد که همان طول عمر دنیایی هر شخص ، کافیست ؛ ولی راه را پیمودن ( پس از مرگ ) و در دنیای آخرت ، آنقدر کند است که گفته اند یک روز آن معادل 50000 سال این دنیاست و آن وقت است که این انسانی که راه کج رفته ، واصل شدگان به آرامش خداوندی و ماوی گزیدگان جنت لقای او را می بیند و دوری سفر و راهی که در پیش دارد و حسرت از آنچه در دنیا از دست داده است .

دیر شده ، که هر کس به هر مقدار از راه ، که کج رفته ، باید عذاب وحشتناک حسرت دور افتادن از خدای رحمان را بچشد تا زنگارهای ناشی از غفلت و هوس های زمینی از روح او زدوده شود .

" ساصليه سقر - و ما ادراک ما سقر - لا تبقي و لا تذر - لواحة للبشر . "

      " (امّا) بزودى او را وارد سَقَر مى‏کنم ! - و تو نمى‏دانى «سقر» چيست! - (آتشى است که) نه چيزى را باقى مى‏گذارد و نه

چيزى را رها مى‏سازد ! - پوست را بکلّى دگرگون مى‏کند! ( زنگارهای روح را بکلی می برد و آن را خالص و پاکیزه می کند ) "

" الى ربك يومئذ المستقر "

1-      خداوند انسان را برای خود آفرید و در وجودش قابلیت آنچه که برای مثل خود شدن نیاز داشت ، قرار داد .

( نفخت فیه من روحی )

2-      این انسان راهی جز رفتن بسوی جایگاه ابدی خود ، و آن بارگاه الهی ، ندارد . ( )

(الیه مرجعکم جمیعا وعدالله حقا انه یبدو الخلق ثم یعیده )

3-      برای این مقصد ، دو راه مستقیم و غیر مستقیم در اختیار او گذارده شده است . ( )

(و قل الحق من ربکم فمن شاء فليؤمن و من شاء فليکفر )

4-      می تواند با گزینش راه کوتاه و مستقیم عبور از ملکات اخلاقی و ارزشهای الهی ، مقصود را دریابد .

( ومن یعتصم بالله فقد هدی إلى صراط مستقیم )

5-      و یا می تواند عمر را در تلاش یافتن مطامع دنیایی و آراستن ظاهر فریبای آن تلف کرده به بیراهه رفته و آن گاه از بن بست آن بازگشته و راهی بس طولانی برای رسیدن به مقصود حقیقی برگزیند .

( و من يتبدل الكفر بالايمان فقد ضل سواء السبيل )

6-      نتیجه کج رفتنها ، عذاب جهنم است که باید زنگارهای روح را بزداید و آن را خالص گردانده تا لایق هدایت الهی گشته و آن گاه بازگشت به مسیر اصلی ، از بهشت تا جنت لقای الهی .

( والذین کفروا اعمالهم کسراب .. و وجد الله عنده )

به مطالب زیر از همین نویسنده مراجعه شود :

·         چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما – http://mahsan.parsiblog.com/-1549197.htm

·         جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان - http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm

·         نگاهي نو به نزول آدم به دنيا تا صعود او به بارگاه حق -  http://mahsan.parsiblog.com/849741.htm 

·         دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی -   http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm

سوره اسرا – آیه 44

بحارالانوار، ج 84 ، ص 198

سوره ذاریات – آیه 56

سوره مومنون ،آیه 115

سوره بقره – آیه 31

سوره بقره – آیه 38

سوره بقره – آیه 30

جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.

 سوره طه – آیه 120

 نهج البلاغه – حکمت 77

 سوره بقره – آیه 36

 نهج البلاغه – حکمت 131

 سوره یس – آیه 61

 سوره نور - آیه 39

 سوره اعراف – آیه 172

 سوره بلد – آیه 10

 سوره بقره – آیه 256

 سوره بقره – آیه 213

 سوره عنکبوت – آیه 69

 شرح الاسمأ الحسني‌، حاج ملا هادي سبزواري‌، ج 1، ص 245

 سوره آل عمران – آیه 145

 سوره مدثر – آیات 26 تا 29

 سوره قیامت – آیه 12

 سوره ص – آیه 72

 سوره نور – آیه 10

 سوره کهف – آیه29

 سوره آل عمران – آیه 101

 سوره بقره – آیه 108

 سوره نور - آیه 39

تحقیق : محمد صالحی – 19 / 8 / 89 --  http://mahsan.parsiblog.com              /

 

hojat20 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 42154
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

واقعا متحیر شدم

benhour کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1566
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

هدف نهایی از خلقت انسان رشدوتعال او می باشد