جوک های خنده دار
یه آقایی می ره هارد بخره می گه هارد ۳۲۰ می خوام. حیف نون هارد ۱۶۰ واسش میاره. آقاهه می گه: گفتم ۳۲۰. حیف نون می گه ناراحت نشو، جنسش خوبه جا باز می کنه.
.
.
.
یه روز یه پسره به دختره می گه با من ازدواج می کنی؟
دختره می گه نه!
و پسر یک عمر با خوبی و خوشی زندگی می کنه!
.
.
.
حیف نون خوابیده بوده، میان بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد!
.
.
.
به حیف نون یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی.
بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!
.
.
.
حیف نون از کنار جن رد می شه جن می گه بسم الله این چی بود؟
.
.
.
حیف نون خرش می میره، مردم می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم.
وقتی می رن حیف نون می گه: اصلا فکر نمی کردم خر من این همه فامیل داشته باشه!
.
.
.
اگه گفتین حیف نون به قرمز کم رنگ چی می گه؟
قرمز آسمانی!
.
.
.
حیف نون قهرمان شنا می شه، ازش می پرسند: از کجا شروع کردی؟ می گه: از زمین خاکی!
.
.
.
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
.
.
.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ …
گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.
.
.
.
داشتم توی یک جاده می رفتم که چشمم خورد به یه تابلو که روش نوشته بود:
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل…
.
.
.
حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!…
.
.
.
حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟
.
.
.
از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ “سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز”
می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید…
می گن اسم شاعر توی خود شعر هست.
می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
.
.
.
اولی: بگو ببینم، اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و داره می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟
دومی: حس برادری!
.
.
.
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره!
کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: “دو تا آجر”!
.
.
.
حیف نون می میره، قحطی جوک میاد!
.
.
.
زوجی بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد، آرزویی کرد و یک سکه به داخل چاه انداخت. زن هم تصمیم گرفت آرزویی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان به داخل چاه پرت شد.
مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: “این چاه واقعا کار می کنه!”
.
.
.
آقای دست و دلباز بعد از بیست سال می ره مغازه کفش فروشی می گه: “ما باز هم مزاحم شدیم!”
.
.
.
حیف نون هنوز در گیره که چرا خواهرش دو تا برادر داره، خودش یکی!
.
.
.
حیف نون از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟
میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا…
.
.
.
قطعه ای از شاهکار ادبی حیف نون: شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود.
.
.
.
به حیف نون میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه
والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است!
.
.
.
من واقعا فرمول دقیقی برای موفقیت، نمیشناسم ولی فرمول شکست را به خوبی میدانم، و آن اینست: «سعی کنید همه را راضی نگه دارید»
.
.
.
دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم
یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم.
.
.
.
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه تو هنوز شیر باید بخوری
446
برچسب ها: انتهای خبر / سایت جام نیوز
به یارو میگن: بابا تو با این هیکلت میتونی جای 5 نفر کار کنی. یارو میگه: خُب هدف من خیره میخوام اون 5 نفر از نون خوردن نیافتن.
به یارو میگن: یه شعر تبلیغی برای خمیردندان پونه بساز. یارو هم یه ذره فکر میکنه میگه: خمیر دندان پونه چشمها را نمیسوزونه.
کاربرعزیز:
لطفا"به مقررات تالاراحترام بگذاریدوقبل اززدن هرگونه پستی مقررات تالاررومطالعه بفرمائیدواززدن پستهای کوتاه پرهیزنمائید.