راسخون

جكستان

g_golshani_rasekhoon کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1087
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 
غضنفر زمین میخوره، برای اینکه تابلو نشه تا خونه سینه خیز میره!
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

به غضنفر می گن چرا قرصات رو سر وقت نمی خوری ؟

 

میگه : می خوام میکروبا رو غافل گیر کنم.

g_golshani_rasekhoon کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1087
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 
سه تا پسر درباره پدرهایشان لاف می زدند اولی گفت: «پدر من سریعترین دونده است. اون می تونه یک تیر رو با تیرکمون پرتاب کنه و بعد از شروع به دویدن، از تیر جلو بزنه دومی گفت: «تو به این میگی سرعت؟ پدر من شکارچیه. اون شلیک میکنه و زودتر از گلوله به شکار میرسه سومی سرشو تکون داد و گفت: «شما دو تا هیچی راجع به سریع بودن نمی دونید. پدر من کارمند دولت است. اون کارشو ساعت ۴:۳۰ تعطیل میکنه و ۳:۴۵ تو خونه است.
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

یارو میره خواستگاری. بعد که دختره رو می‌بینه ازش می‌پرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟
میگه: اینجوری نمیشه. یه محرمیتی چیزی بخونین، درست و حسابی ببینمش.
اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی می‌بینش.
ازش می‌پرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟
جواب میده: نه! دماغش خیلی بزرگه

g_golshani_rasekhoon کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1087
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 
دوتامرغ باهم حرف میزدن اولی گفت:من توی کیف دخترم عکس خروس پیدا کردم. دومی گفت:خوبه من توی کیف دخترم تخم مرغ پیداکردم.
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

دلداری غضنفر به عیالش:
مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم.

g_golshani_rasekhoon کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1087
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 
 
غضنفر داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم گرفت منو و خورد.
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
غضنفر میگه: ای بابا، چه زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی!؟
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

پدري براي اطلاع ازوضع درسي فرزندش به مدرسه رفت مدير گفت آقاشمانيم ساعت ديرامديد .چون نيم ساعت قبل پسرتان براي تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت

emanfatah2 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 135
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

به غضنفر می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه

hadikousha کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1358
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

به طرف میگن یک جک بگو . میگه : خیار . میگن : چه  بی مزه میگه  : خب خیار شور