جام جم آنلاين: چند سال پيش عزيزالله حميد‌نژاد فيلمي تحسين‌برانگيز با موضوع دفاع مقدس ساخت با نام «هور در آتش». در اين فيلم پيرمردي براي يافتن پسر رزمنده‌اش راهي جبهه مي‌شد و بيننده از نگاه اين پيرمرد با شرايط دشوار مناطق جنگي آشنا مي‌شد. حميد‌نژاد استاد ساخت فيلم در شرايط سخت است.

جمعه شب، شبكه دوي سيما فيلم «زخم شانه حوا» ساخته حسين قناعت را پخش كرد. فيلمي كه مي‌توان آن را به نوعي ادامه هور در آتش دانست. در زخم شانه حوا، عشق مادر به فرزند به نمايش گذاشته شده است.

مادراني كه فرزندان خود را راهي جنگ مي‌كردند به اين اميد كه پسرهاي آنها بعد از مبارزه با دشمن به خانه برگردند، اما جنگ معادلات خود را دارد. آنها كه به جنگ مي‌روند امكان دارد مجروح، اسير يا شهيد شوند.

كسي كه به جبهه مي‌رود يك طرف ماجراست و كساني كه چشم انتظار او مي‌مانند، روي ديگر ماجرا. در اين ميان آناني كه بيشتر از همه بار‌انتظار را بر دوش مي‌كشند، پدر و مادر رزمنده هستند و زخم شانه حوا، تصويرگر مادراني است كه در غم فراق فرزند مي‌سوزند. مادري نمي‌تواند شهادت پسرش را برتابد و مجنون مي‌شود.

ننه حسين (آهو خرمند) دلتنگ پسرش است كه دو سال است او را نديده. يك بار به او گفته‌اند پسرش شهيد شده و براي او مزاري هم ساخته‌اند، اما يك روز قاصدي مي‌آيد و مي‌گويد آن‌ كسي كه دفن شده، پسر ننه حسين نيست. حسين اگر شهيد نشده پس شايد زنده باشد.

همين شايد، ننه حسين را به جبهه مي‌كشاند. او در مسير رسيدن به جبهه با زنان مختلفي روبه‌رو مي‌شود. زناني كه به جبهه مي‌روند تا در كنار همسر خود باشند و زناني كه در اوج جنگ در دزفول مانده‌اند تا براي رزمنده‌ها غذا بپزند، لباس بشورند و...، ننه حسين زناني را مي‌بيند كه از عراق به صورت غيرقانوني به ايران مي‌آيند تا با مردان خود كه در ايران اسير هستند، ديدار كنند.

در پايان فيلم زني عراقي با ننه حسين روبه‌رو مي‌شود كه از سردلتنگي به مرداب زده تا به ايران برسد و پسر خود را ببيند. همه زنان فيلم زخم شانه حوا دلتنگ فرزندانشان هستند.

آنها همه سختي‌ها را به جان مي‌خرند تا حتي اگر شده براي يك‌ بار فرزند خود را ببينند. زخم شانه حوا، ستايش عشق مادراني است كه فرزندان خود را راهي جنگ كردند، در حالي ‌كه همه معادلات جنگ را مي‌شناختند.