200 نکته در سخنوری
کوشیده ایم که نکته ها را به صورت کوتاه بازگو نماییم و از درازگویی بپرهیزیم .
استفاده از آیات، روایات، سخنان بزرگان دین و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بیشتر برای فرصتی دیگر و بهتر گذاشته ایم .
تلاش کرده ایم - تا آنجا که امکان یا توان داشته ایم - هر نکته ای را با مثال و نمونه همراه کنیم تا افزون بر نگارش علمی، قلمی کاربردی را نیز به کار برده باشیم .
قلم را به گونه ای چرخانده ایم تا نگاشته های آن، خواندنی و از دسته بندی و نظمی منطقی و البته نسبی برخوردار باشند .
در این نگاشته، از نگاشته های دیگران نیز بی بهره نبوده ایم که سپاس و قدردانی خویش را به محضر همه آنان تقدیم می داریم .
حسن ختام این نکته ها را این نکته از حضرت امام خمینی (ره) قرار می دهیم: ممکن است دستهای ناپاکی با سم پاشی ها و تبلیغات سوء، برنامه های اخلاقی و اصلاحی را بی اهمیت وانمود کرده، منبر رفتن برای پند و موعظه را با مقام علمی مغایر جلوه دهند . . . امروز در بعضی از حوزه ها شاید منبر رفتن و موعظه کردن را ننگ بدانند; غافل از اینکه حضرت امیر (علیه السلام) منبری بودند و در منابر، مردم را نصیحت فرموده، آگاه، هوشیار و راهنمایی می کردند . سایر ائمه (علیهم السلام) نیز چنین بودند
بنابراین، شما در هر سخنرانی باید هدفی خاص را دنبال کنید و وظیفه خود را «راه نشان دادن » بدانید نه «همراه خود بردن » ، و باید از «اجبار» و «تحمیل » در این راه نیز پرهیز نمایید .
نباید به گونه ای سخنرانی کنید که شنوندگان شما پس از پایان سخنرانی تان بگویند: «سخنانش زیبا و جالب بود، اما نفهمیدیم چه هدف و مقصودی از بیان آنها داشت و چه چیزی را ی خواست بگوید» . یکی از علتهای چنین امری، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است که هرچه زودتر باید آنها را از نظمی منطقی و انسجامی درخور، برخوردار سازید .
اهداف اصلی و نهایی در سخنوری دو چیز است:
الف . اقناع یا قانع کردن مخاطب که آن را با آوردن دلیل و برهان انجام می دهید .
ب . ترغیب یا برانگیختن مخاطب که آن را با تحریک عواطف و احساسات به فرجام می رسانید .
به طور مثال، گاه موضوع و محتوای سخنرانی شما در زمینه مسائل عقیدتی و کلام جدید است . در این صورت، باید با دلیل و استدلال، مخاطب خود را قانع کنید . و گاه موضوع و محتوای سخنرانی شما در زمینه کمکهای مالی برای امور خیریه است . در این صورت، باید با تحریک عواطف، مخاطب خود را برانگیزانید .
به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقیده ای ندارد، نمی توانید از دلیهای نقلی استفاده نمایید، بلکه باید به دلیلهای عقلی و علمی روی آورید .
اگر مخاطبان شما کودکان و نوجوانان هستند، از دلیلهای آسانتری استفاده نمایید .
چنانچه مخاطبانتان دانشگاهیان هستند، دلیلهای علمی تری را به کارگیرید; ولی هیچ گاه از دلیلهای سست و غیر منطقی - اگر چه قانع کننده نیز باشند - استفاده نکنید; زیرا با رشد فکری و علمی مخاطبان و به مرور زمان، دست شما رو خواهد شد .
به طور مثال، باید برای کمکهای مالی ده هزارتومانی، ده درجه شورانگیزی و برای کمکهای مالی صد هزارتومانی، صد درجه شورانگیزی کنید . یا مثلا ترغیب برای رفتن به خط مقدم جبهه و شرکت در عملیات، امکان دارد شورانگیزی بیشتری بخواهد، وتشویق برای کمک به پشت جبهه، ممکن است شورانگیزی کمتری نیاز داشته باشد .
مثلا برای اعزام جوانان به جبهه، باید از رشادتهای «حضرت علی اکبر (علیه السلام)» و برای اعزام پیرمردان به جبهه، باید از رشادتهای «حضرت حبیب بن مظاهر (علیه السلام) بگویید، و برای حفظ خون شهدا، باید از صبر و پیام رسانی «حضرت زینب (علیهاالسلام) سخن به میان آورید .
رای برانگیختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتما به «ادبیات » ، «هنر» ، «شرح زندگانی پیشوایان و بزرگان » و مانند آن روی آورید . گاه با خواندن دو بیت شعر می توانید جمعیتی را منقلب سازید و آنان را برانگیزانید . مثلا اگر در زمینه «ایثارجان » و «نثارخون » می خواهید سخن بگویید، دو بیت زیر می تواند عده ای را منقلب کند و برانگیزاند:
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود، راه بگویدت که چون باید رفت
به طور نمونه، ابتدا در مهمانیها، میان دوستان و خویشاوندان، و جلسات خانگی، سخنرانی کنید تا بتوانید در دانشکده ها، دانشگاهها، مساجد، حسینیه ها، مدارس و مراسم مذهبی و سیاسی و اجتماعی سخنوری نمایید .
مثلا چنانچه خطیبی خطاب به دانشجویان می گوید: «دانشجویان عزیز! باور کنید هر دعایی با شرایطش مستجاب می شود» ، آیا خودش در قلبش این گفته را باور دارد، یا اینکه چون چند باری دعای خودش مستجاب نشده است، این گفته را فقط بر زبان جاری می کند، ولی قلبا آن را باور ندارد .
به طور نمونه، چنانچه می خواهید در زمینه «بهداشت » سخنرانی کنید، شایسته است که مقداری اطلاعات «پزشکی » داشته باشید و یا مثلا بدانید که «ابوعلی سینا» و «پاستور» چه کسانی بوده و چه کارهایی کرده اند .
و در صورتی که می خواهید برای «دانشگاهیان » سخن بگویید، خوب است که بدانید هر مقطع دانشگاهی چه نام دارد، چند سال است، دارای چند واحد و ترم است و مثلا «اپسیلن » چیست .
مثلا اگر به مردم می گوید: «ای مردم! ساده زندگی کنید و از تجمل گرایی پرهیز نمایید» ، خودش باید زندگی به دور از تجملات و ساده ای داشته باشد، نه اینکه در خانه ای شیک و گران زندگی کند و روی فرشهای قیمتی راه برود و با اتومبیلی خارجی و مدل بالا رفت و آمد نماید .
برای موفقیت بیشتر در سخنوری بایسته است که با «روش » های زیر آشنایی داشته باشید:
روش مطالعه;
روش تلخیص;
روش فیش برداری;
روش تحقیق;
روش ترجمه;
روش نقد;
روش استدلال;
روش دسته بندی .
برای مثال، سخن گفتن از جن و پری و علم ستاره شناسی و مباحث عمیق فلسفی و عرفانی چندان مورد نیاز و ابتلای عموم شنوندگان در این زمان نیست، ولی معمولا سخن گفتن از مسائل فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی، مورد نیاز و ابتلای آنان است .
به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان می گویید: «آداب اجتماعی و اخلاقی را رعایت کنید» ، به آنان نیز بگویید: «ریختن آب دهان و . . . در خیابان و دست در بینی کردن در حضور دیگران برخلاف آداب اجتماعی و اخلاقی است .»
مثلا این تجربه برای شما مفید است که در هنگامسخنرانی باید از عادتهای نامطلوب (مانند بازی کردن با موهای صورت)، پرهیز کنید; زیرا عادتهای نامطلوب می تواند نقش مؤثری در پراکندگی حواس شنوندگان داشته باشد .
فی المثل، چنانچه بر موضوع «توحید در شعر حافظ » 90% تسلط دارید، ولی بر موضوع «توحید در شعر مولوی » 70% تسلط دارید، حتما موضوع اول را برگزینید .
مثلا «سعدی شیرازی » در شعر «سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی/به عمل کار برآید به سخندانی نیست » ، هم سخن خوبی گفته است که انسان باید به گفته های خویش عمل نماید، و هم خوب سخن گفته است که سخن خوب خود را در قالب شعری زیبا بیان کرده و از روشی فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است .
در صورت امکان، فاصله بین شما و شنوندگانتان کمتر باشد تا تاثیر سخنان شما در آنان بیشتر گردد
دفترچه و یا تقویمی را تهیه کنید و در آن، زمان، مکان، موضوع و مخاطبان سخنرانیهای خود و نام کسانی را که از شما دعوت کرده اند، در آن یادداشت نمایید تا هم با فراموشی روبه رو نشوید و هم با آمادگی قبلی سخنرانی کنید . مثلا جدولی بدین صورت را در آن دفترچه یا تقویم بکشید:
زمان / مکان / موضوع / مخاطب / دعوت کننده
شنبه 14/8/1380 / ساعت 10 صبح / دانشکده ادبیات دانشگاه تهران / شعر و ادب از دیدگاه اسلام / دانشجویان رشته ادبیات فارسی و استادان آنان / رئیس دانشکده ادبیات
می توانید برای یادگیری و به کارگیری مطالب جالب و کلمات و جملات زیبا و روان دفتری را تهیه نمایید و آنها را در آن دفتر یادداشت کنید تا هنگام سخنرانی و به تناسب موضوع و محتوای سخن از آنها استفاده نمایید .برای آسانی کار و صرفه جویی در وقت، بهتر است که این دفتر را از نوع «دفتر کلاسور» انتخاب کنید و آن را به صورت «موضوعی » تنظیم نمایید و موضوعات آن را به ترتیب الفبایی در دفتر قرار دهید .
به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقی را در قسمت «اخلاق » ; مطالب و جملات تربیتی را در قسمت «تربیت » ; مطالب و جملات عرفانی را در قسمت «عرفان » و مطالب و جملات قرآنی را در قسمت «قرآن » ; مطالب و جملات ادبی را در قسمت «ادبیات » و مطالب و جملات هنری را در قسمت «هنر» قرار دهید و به ترتیب الفبایی و بدین گونه تنظیم کنید:
اخلاق;
ادبیات;
تربیت;
عرفان;
قرآن;
هنر .
همیشه برگه های یادداشت و فیشهایی را همراه خود داشته باشید تا هنگامی که به مطالبی جالب، سخنانی جذاب و اشعاری زیبا برخورد کردید، بتوانید بدون درنگ و دشواری، آنها را یادداشت کنید و سپس در سخنرانیهایتان به کار گیرید . مثلا از کنار خیابانی عبور می کنید و بر دیوار آن، اطلاعیه ای را می بینید که این اشعار در آن نوشته شده اند:
من نمی دانم که اسلام از کجاست
من نمی دانم که ایمان از کی است
هرکسی دنبال چیزی می رود
کز نخستین روز دنبال وی است
من «خمینی » را ستایم زانکه او
هم «خم » است و هم «می » است و هم «نی » است
شما در این هنگام، برگه ای را بیرون بیاورید و این اشعار را در آن یادداشت کنید تا در فرصتی مناسب، مثلادر شب سالگرد میلاد امام خمینی (ره)، از آنها استفاده نمایید .
در مواردی که به مدتی طولانی - مثلا یک دهه محرم یا صفر و یا یک ماه مبارک رمضان - سخنرانی می کنید، در روزهای پایانی آن از مخاطبان خود بخواهید تا نظرات، پیشنهادها و انتقادهایشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمایند . مثلادر شب بیست و پنجم ماه مبارک رمضان، برگه هایی را که دارای سه پرسش «نکات منفی سخنرانی » ، «نکات ثبت سخنرانی » و «پیشنهادها برای بهتر شدن سخنرانی » است، به دست آنان بدهید و پاسخهای آنان را در شب بیست و هفتم جمع آوری کنید و پس از مطالعه برگه ها و در شب آخر سخنرانی تان، پیشنهادهای مثبت و انتقادهای درست را برای مخاطبان خود بیان کنید و آنها را بپذیرید و به انتقادهای نادرست آنان پاسخ دهید . این کار در بهتر شدن سخنرانی شما تاثیر فراوانی خواهد داشت.
مورد علاقه گوینده;
برخوردار از منابع کافی و معتبر;
مورد نیاز شنونده;
متناسب با شرایط زمان;
متناسب با شرایط مکان;
متناسب با شرایط مخاطبان;
برخوردار از تسلط علمی گوینده بر آن;
مهم از نظر گوینده و شنونده .
مثلا دهان خود را به میکروفون نچسبانید .
مثلا اگر موضوع و محتوای سخنتان درباره «دعا» است، می توانید این آیه را بخوانید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم . . .» ;
پروردگارتان گفت: شما بخوانید مرا، من هم اجابت می کنم شما را .
مثلا اگر موضوع و محتوای سخنتان درباره «دعا» است، می توانید این آیه را بخوانید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم . . .» ;
پروردگارتان گفت: شما بخوانید مرا، من هم اجابت می کنم شما را .
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
از این رو، در مقدمه سخنرانی خویش باید از حدت و حرارت به خرج دادن خودداری کنید تا برای ادامه سخنرانی، با خستگی روبه رو نشوید و حنجره شما توانایی سخن گفتن را نیز داشته باشد .
مثلا چنانچه صدای رعد و برق، توجه شنوندگان را به سوی خود جلب کرد، می توانید چنین بگویید: «امیدواریم لطف الهی شامل حال ما شود و این رعد و برق، به باران رحمت الهی تبدیل گردد و کشاورزان ما را نیز خوشحال کند .»
پس، یا با ایجاد تنوع در سخنانتان، خستگی شان را برطرف نمایید و یا اصلا بهتر است به سخنان خود ادامه ندهید و سخنرانی تان را به پایان برید .
روش تقلیدی، روش تلقینی، روش تدریجی، روش غیر مستقیم، روش الگویی و روش عملی .»