جام جم آنلاين: ورق زندگي عاطفه به يکباره برگشت. او با پيدا کردن يک سند محضري متوجه شد زن و مردي که او را بزرگ کرده‌اند، پدر و مادر واقعي‌اش نيستند و مهدي هم برادرش نيست که اختيار داشته باشد به او امر و نهي کند. درواقع يک ورق محضري راه را براي به خطا رفتن عاطفه بازتر کرد.

عاطفه حالا ديگر هيچ مانعي براي ازدواج با محسنيان ندارد. عاطفه حالا با خيال راحت مي‌تواند بر باد تکيه کند. مادر واقعي عاطفه، زني به نام فروغ است که در مرداب اعتياد دست و پا مي‌زند و کسي را مي‌خواهد که راه فرو رفتن را براي او آسان‌تر کند.

عاطفه هم به‌ناگاه از راه رسيده و قرار است همه جور حمايتي را از او بکند تا فروغ براحتي مواد استفاده کند و آب توي دلش تکان نخورد. براي فروغ مهم نيست که عاطفه از چه راهي پول به دست مي‌آورد. مهم اين است که او زندگي راحتي را در مرداب خود ادامه دهد.

سريال «تکيه بر باد» با پيدا شدن مادر واقعي فروغ، پرده از بخشي ديگر از واقعيات جامعه برمي‌دارد؛ بخشي که مربوط به ذات آدم‌‌هاست.

انسان قابليت دارد که برخي خصوصيات خود را بر اثر آموزش و تربيت تغيير دهد، اما تغيير بخشي از وجود آدمي سخت است، چون مربوط به ژن‌هايي است که از والدين و اجداد خود دريافت کرده است. در «تکيه بر باد» به مرور مشخص مي‌شود که عاطفه پدر و مادر درستکاري نداشته است.

پدر واقعي‌اش خلافکار بوده و حال و روز فروغ هم نشان‌دهنده اين است که او هم مادر مناسبي براي عاطفه نيست، اما عموي عاطفه (فرامرز قريبيان) و خانواده‌اش براي تربيت درست عاطفه از هيچ کاري فروگذار نکرده‌اند.

عاطفه در خانه‌اي بزرگ شده که ايمان، انصاف و عدالت حرف اول آن است، اما عاطفه همين‌که فرصت مي‌يابد از چهارديواري امن خانه بيرون برود و استقلال شخصي را تجربه کند، به بيراهه مي‌رود.

در واقع ذات او که حالت مخفي داشته، خود را بروز مي‌دهد و او به راهي مي‌رود که نامش خلاف است. سريال «تکيه بر باد»، نشانگر اين نکته هم هست که خانواده هرچند هم سالم باشد، اما سلامت جامعه هم در تربيت فرزندان مهم است.

وقتي جوانان از زير سقف خانه بيرون بروند، امکانش هست به دام‌هايي بيفتند که رهايي از آنها هزينه‌هاي زيادي دارد.

اين نکته را مي‌توان از نتايج نظرسنجي روزنامه جام‌جم که روز دوشنبه (20 شهريور) چاپ شد هم فهميد. 92 درصد شرکت‌کنندگان در اين نظرسنجي موافق بودند که سريال «تکيه بر باد» نشان مي‌دهد خطرات اجتماعي در کمين جوانان و بخصوص زناني است که بنابه دلايلي از خانه مي‌گريزند يا بنياد‌هاي فکري و تربيتي خانواده خود را قبول ندارند.

اين سريال نشان مي‌دهد بيرون از چهارديواري خانه و خانواده، نشاني از امنيت نيست.