غار شاپور
به فاصله 12 کیلومتر از شهر کازرون به سوی شیراز در استان فارس، شهر باستانی بیشاپور قرار دارد. در مقابل بیشاپور دره زیبایی است که به آن تنگ چوگان گفته میشود. جاده آسفالته به طول 6 کیلومتر دره را به روستای تنگ چوگان متصل میکند، از این روستا با 5/1 ساعت کوهپیمایی میتوانیم به دهانه غار برسیم.
غار شاپور بر روی دیواره کوهی که دشت تنگ چوگان را به شکل نیم دایره در بر گرفته، زایش یافته است. دیوارههای ورودی تنگه پوشیده از نقش برجستههایی تراشیده شده بر روی سنگ هستند که هر یک بخشی از تاریخ دوره ساسانیان را به نمایش گذاشتهاند. در سمت راست ورودی تنگه آثار قلعهای، که گویا محل نگهبانی از شهر بیشابور بوده است، به چشم میخورد. کف دره بستر رود شاپور است که آب آن از طریق کانالهایی متعدد به داخل شهر منتقل میشده است.
غار، درون کوهی با کانیهای زایش یافته است. دهانه غار طولی برابر با 30 متر و ارتفاعی برابر با 15 متر دارد. قبل از ورود به درون غار در سمت چپ دخمهای قرار دارد که بخشی از آن دست ساخته است. حدود 10 متر بعد از ورودی غار مجسمه 7 متری شاپور اول ساسانی جلوه گری میکند. غار از چند بخش تشکیل شده است: بخش اول نسبتاً هموار است و با طولی حدود 80 متر به لبه پرتگاهی منتهی میشود. دو طرف دیوارهای این بخش را حجاری و صاف، و گویا برای کندن نقشهای برجسته و یا نوشتن آماده کرده بودند که نیمه تمام ماندهاند و بر روی تاقچههای بزرگ آنها چیزی به چشم نمی خورد. در سمت چپ انتهای این بخش دو آب انبار به فاصله 5/0 متر از هم در داخل سنگ کندهاند که هر یک حدود یک متر عمق دارد. ابعاد یکی 4×3 متر و دیگری 5/1×2 متر است و هر دو پلهای برای دسترسی به آب دارند. آبی که از سقف به کف غار میچکیده در این حوضها جمع میشده و نیاز ساکنان را تأمین میکرده است. در سمت چپ آب انبارها یک آبشار سنگ زیبا و در پشت آن زیباترین چکنده و چکیدههای بزرگ به چشم میخورند. سپس گودالی بسیار بزرگ به قطر تقریبی 100 متر، که نسبت به کف تالار اول حدود 30 متر عمق دارد، قرار دارد که بیننده را به یاد دریاچهای خشک شده میاندازد. برای ورود به انتهای غار باید از پرتگاه بگذریم و با صعود از سربالایی گودال وارد دالان نسبتاً وسیع دیگری شویم. در انتهای سمت چپ گودال، محلی مسطح قرار گرفته که بخشی از آن دست ساخته است و گویا محل ذبح قربانی و اجرای مراسم بوده. سقف غار در این تالار حدود 40 متر و بلندترین فضای آن است. با گذر از این تالار وارد دالانی وسیع میشویم که تا انتهای غار ادامه دارد. طول غار از دهانه تا انتها حدود 450 متر است. غار دو شعبه دیگر دارد که از چندان وسعیت برخوردار نیستند.
غار شاپور از غارهای تاریخی بسیار پراهمیت ایران است. به نظر میرسد غار قبل از دوران ساسانیان از مکانهای مذهبی و آیینی ساکنان آن منطقه بوده و به مانند غار باباجابر و نیاسر مراسمی در آن جا انجام میشده است. از آن جا که اردشیر و شاپور اول روش وحدت مذهبی را میان مردم اجرا میکردند، از این رو اردشیر برای محو اعتقادات گذشته مردم منطقه نیاسر، آتشکدهای بزرگ هم جوار غار نیاسر میسازد و شاپور هم دستور ساختن مجسمه اش را درون این غار میدهد. پژوهش باستان شناسی بیشتر در هر دو غار، مسئله را روشن خواهد ساخت.
این بنا دارای تنها یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است. تا سال ۱۳۱۶ شمسی، یک سوم پایینی بنا در زمین دفن شده بود. تنها در این سال و با آغاز کاوشهای باستانشناسی بود که مشخص گردید که بنا در سه سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است. همچنین در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا میدهد. این ساختمان تماماً از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شدهاست. در دیوار داخل این ساختمان واژه «کعبه» حکاکی شدهاست. در کتابهای زرتشتی آمدهاست که زرتشت در این محل، نیایش میکردهاست. اعراب، واژه کعبه را از پارسی پهلوی گرفتند.
درباره کاربرد این بنا، نظرات گوناگونی ابراز شدهاست. متاسفانه دانشمندان تاکنون کاربرد بی شک و تردید آن را کشف نکردهاند. بخشی از کاربردهایی که به این بنا منسوب شدهاست، چنین اند:
- آرامگاه همیشگی داریوش که بعدها انصراف پیدا کردهاست.
- آرامگاه موقت (فقط تا پوسیده شدن اجساد)
- جایگاه آتش مقدس (آتشگاه)
- جایگاه نگهداری اوستا و کتب دینی
- جایگاه پرچمهای شاهی
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتی نوشته شدهاست که زرتشت در این رصدخانه ، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردین از محلی شروع میشود که اولین اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر ۷۰۰ سال یکبار نوروز از ایران شروع میشود. آخرینباری که نوروز از ایران شروع شد، ۳۰۰ سال پیش بود. در سال ۱۳۸۷، نوروز از پاریس و بروکسل و در سال ۱۳۸۸ ار تورنتو و نیویورک شروع شد.
از زمان حمله اعراب به ایران تا به امروز، یعنی قرن بیست و یکم میلادی، کاربرد و تعریف این بنا کشف نشده بود. پژوهشگر ایرانی «رضا مرادی غیاث آبادی» که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشتهاست، نتیجه کشف خود را در کتابی به نام «نظام گاهشماری در چارطاقیهای ایران» توسط انتشارات «نوید شیراز» به چاپ رسانده و راز این بنا را منتشر کردهاست.
تا امروز حدس میزدند کاربرد این بنا، محل نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی یا محل گنجینه دربار و یا آتشکده معبد بودهاست. اما غیاث آبادی با تحقیقات خود ثابت کرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفته ترین، دقیقترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان است. این در حالی است که تا قبل از این بنا هم «چارطاقیها» در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوهای بسیار ساده اما دقیق و حرفه ای بر عهده داشتند.
تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط میتوانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و حتی با سال خورشیدی هم تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی که در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص کند. زرتشتیان با استفاده از این بنا میتوانستند بسیاری از مناسبتها و جشنهای سال را روز به روز دنبال کنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند.
بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور (به تصور آتشکده) یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شدهاست. ولی خوشبختانه تعدادی هم مانند چارطاقی «نیاسر» و چارطاقی «تفرش»، سالم مانده و برای ما و نسلهای بعدی باقی مانده اند.
کاربرد بنا در دوره هخامنشی هرچه بودهباشد، به نظر میرسد که بنا در دوران ساسانی و بخصوص اردشیر به اوج اهمیت رسیدهاست. در این دوران سه سنگنوشته مستقل بر روی سکوهای بنا ایجاد شدهاست که اطلاعات گسترده ای در خصوص ساسانیان ارائه میکند. یکی از مهمترین این سنگنوشتهها، درباره کرتیر است.