*زهرا*
|
|
|
زهرا نور است و براي نور در عالم ماده، معاني است كه به ذكر چندي از اين معاني بسنده ميكنيم. 1- راغب ميگويد: نور، روشنايي پخش شدهاي است كه به ديدن كمك ميكند. 2- اقرب الموارد: نور اشياء را هويدا ميسازد، نور چيزي است كه هم خود را آشكار ميكند و غير خود را آشكار ميسازد. الظاهر في نفسه المظهر لغير 3- ابن فارس ميگويد: نور حاكي از روشني است همان روشنايي است كه به چشم منعكس ميشود. آنچه راه را روشن ميسازد نور است. 4- ولكن نور در تعبير قرآن اعم از اين تعاريف است گاهي تنها ظاهر عبارات و واژههاي قرآن بررسي ميشود و كلمات در معناي ظاهري به كار ميروند مثلاً در سوره والشمس عبارت خورشيد فروزان جايگزين واژهي عربي ميشود اما گاهي معناي حقيقي و باطن آيات بررسي ميشود و كلمات از قالب ظاهر جدا ميشوند و حقيقت خود را مييابند در روايتي در تفسير آيه 35 سورهي مباركه نور چنين آمده است «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليم» با توجه به تفسير اين آيه از ديدگاه روايات نور معناي حقيقي خود را مييابد. أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ قَالَ خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ قِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ قَالَ كَانَتْ فِي حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِيحُ وَ التَّقْدِيسُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيد... بحار الانوار ج 43 ص 4 امام صادق(ع) فرمود: حضرت رسول (ص) فرمودند: خداوند نور فاطمه را پيش از خلقت آسمانها و زمين آفريد عرض كردند مگر فاطمه انسيه نيست؟ فرمود: فاطمه حوراء انسيه است حضرت حق از نور خود فاطمه را خلق كرد قبل از آنكه آفرينش آدم صورت پذيرد. گفتند: فاطمه(س) كجا بود و چه ميكرد و غذاي او چه بود؟ امام صادق(ع) فرمود: در ساق عرش تسبيح و تهليل و تحميد خداي عزوجل ميفرمود.
روايتي از امام صادق(ع) آمده است كه زهرا (س) را زهرا ناميدند زيرا ايشان در بهشت قبهاي از نور دارند كه چونان ياقوت سرخ است و ارتفاعش يك سال نوريست و هزار در دارد كه بر هر دري ملائكه ايستادهاند و همه به نام مقدس زهرا (س) تسبيح ميگويند. ام الائمه نور است وجود مبارك او روشنايي منتشر شده اي است كه به ديدنها كمك ميكند آنچه در عالم ماده زاييدهي نور است اين است كه راه از چاه هويدا ميگردد و در عالم معنا نيز توسل به نام نور فاطمه زهرا(س) بصيرت ساز و فرقان دهنده است. ابن عربي ميفرمايد: نور در لغت به معني نفور نفرت و گريز است، نور آن وجودي است كه از آنچه لايق او نيست گريزان ميباشد و چون از ظلمت گريزان است نور است. خداوند سبحان خود نور علي الاطلاق است و از تشعشع وجودي نور حق، حضرات معصومين خلق شدند و از پرتو وجودي ائمه هستي، جهان جلوهي خود را يافت و خلقت خلق شد اگر كسي بخواهد جلوهاي در عالم داشته باشد به واسطهي وجود نور زهرا اين جلوه نصيب او ميشود. نور عامل هدايت است به ميزاني كه فرد خود را در پرتو نور فاطمه قرار دهد و تحت نام نور حضرت قرار گيرد هم خود هدايت ميشود و هم ديگران را با خود هدايت ميكند. نور از ظلمت گريزان ميباشد، كسي كه تحت پرچم زهراي مرضيه(س) باشد از نيستي و نابودي دور ميشود و وجودش سراسر هست ميشود به عبارتي اين وجود چنان مبارك ميشود كه نه تنها كمترين ضايعات و نيستي در آن راه ندارد بلكه سراسر نفع و سودي ميشود كه ديگران در پرتو آن به درجات كمالي خاص واصل ميآيند. يعني ضايعاتي ندارند و نفعش به همه ميرسد. روايت متذكر شد نور هر وحشت زدهاي را آرامش ميبخشد وجود مقدس زهراي عالم همه وحشت زدگان تاريخ را از ظلمت گناه امنيت ميبخشد و وجودشان را مملو از آرامش ميكند. مرحوم حاج ملاهادي سبزواري ميفرمايد: اولين چيزي كه به عنوان علامت سعادت در قلب عارف ايجاد ميشود نور است يعني يك هستي جديد بر قلب او ميتابد اين نور همان بصيرت است كه بر قلب او عارض شده است به عبارتي ديگر ميتوان گفت: سعادت فرد منوط به تابش نور فاطمه بر قلب او است و اثر به جا مانده از اين تشعشع بصيرت انسان را افزايش ميبخشد. علامت تابيدن اين نور آن است كه دنيا در قلب سالك سرد ميشود و ديگر كششي نسبت به دنيا ندارد بلكه دنيا را زمينهاي براي رسيدن به محبوب ميبيند زاييدهنور، نور است از همين رو به ميزاني كه شيعه فاطمه نوراني شود سرعت سيرش افزايش مييابد او توفيق مييابد تا منازل سلوك را يكي پس از ديگري به سرعت بپيمايد و خود را به مولا برساند. آنچه بيش از هر چيز ديگر در خواص نور توجه انسان را به خود جلب ميكند اين است كه نور هميشه ماندگار و جاودان است اين گونه زماني باشد و زماني خاموش شود اگر گاهي ظلمت فرا ميرسد قطعاً ميان نور و فرد چيزي حايل و مانع شده است همچنان كه ماه ميان خورشيد و زمين مانع از پرتوافشاني خورشيد نسبت به زمين ميشود، شب در عالم هستي زماني فرا ميرسد كه ماه از رسيدن نور به زمين جلوگيري ميكند وگرنه خورشيد در هر حال خورشيد است. اگر لحظاتي ما دچار كدورتهاي عالم ماده ميشويم خود ميان انوار وجودي زهرا(س) و خودمان مانع شدهايم اي جان تو خود حجاب خودي از ميان برخيز لحظات تاريكي زندگي ما روي خورشيد وجودمان پرده انداختهايم. وجود مقدس زهرا(س) هميشه نورافشاني ميكند اين سالك است كه براي رسيدن به مولا بايد از روشنايي حضرت استفاده كند و روي نور زندگي خود را با پردههاي حجاب رذايل اخلاقي و اعتقادي نپوشاند. در رسالهي عرفا آمده است كه چون سالك به نور برسد برايش علامت است آنكه هرگز خود را نبيند اگر خود را ببيند هنوز كثرت باقيست و تا كثرت باقي باشد مشرك است با توجه به اين عبارت شايد بتوان گفت وقتي انسان منور به نور فاطمي شود ديگر از وجودش چيزي باقي نميماند تا حجاب ميان او و مولايش شود و هر چه هست مولاست. در محضر نوراني دختر پيامبر فرد از جهل و ظلمت خارج ميشود. قمر رنگي ز رخسارش شكر طعمي زگفتارش بشر را مهر ديدارش نهان چون روح در اعضا بهشت از خلق او بويي محيط از جود او جويي بجنب حشمتش گويي خرامان گنبد مينا خرد طفل دبستانش قمر شمع شبستانش بمهر چهر رخشانش ملك حيران تر از حربا
|
|
| ن کلاری | |