شهر کرمانشاه
این شهر به لحاظ تاریخی ازدوران باستان به عنوان دروازه ورودی آسیا به جلگه معروف بین النهرین بوده است. دلیل این ادعا همانطور که در متون تاریخی نیز آمده است، وجود بزرگترین راه ارتباطی میان فلات ایران ، چین و هندوستان با ساکنان بین النهرین است که به این راه اصطلاحاً شاهی نیز گفته می شود . این سرزمین بواسطه همجواری با تمدنهای اقوام عیلامی و کاسی ها از یک سو و تمدن مردم بین النهرین از سوی دیگر موقعیتی تقریباً منحصر بفرد داشته است .
كرمانشاه از لحاظ بقايای سكونتهای پيش از تاريخ يكی از مناطق بسيار غنی و مهم در ايران و غرب آسيا است. قديمیترين آثار سكونت بشر در كرمانشاه مربوط به پارينه سنگی قديم است كه شامل چند تبر دستی سنگی است كه در منطقه گاكيه و غرب هرسين يافت شده است.اين آثار دستکم حدود 200 هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران پارينه سنگی در غارهای كرمانشاه كشف شده است كه مربوط به دورههای پارينه سنگی ميانی، جديد و فراپارينه سنگی است. نخستين غاری كه در ايران كاوش شد در بيستون كرمانشاه قرار دارد كه تنها بقايای استخوانی انسان نئاندرتال در ايران در آن كشف شده است. آثار سكونت نئاندرتالها همچنين در ساير غارهای بيستون چون غار مر تاريك و غار مر آفتاب كشف شده است. در غارهای شمال شهر كرمانشاه مثل قبه و دو اشكفت نيز ابزار هاي سنگی اين دوره يافت شده است.از دوره پارينه سنگی جديد و فراپارينه سنگی نيز آثاری در غارهای مرخريل و كوليان كشف شده است. از كهنترين آثار سكونت روستا نشينی اوليه در غرب آسيا چندين مكان در اطراف كرمانشاه قرار دارند كه از ميان آنها میتوان به گنجدره در غرب هرسين و سراب و آسياب در شرق كرمانشاه اشاره كرد. گفتنی است كه قديميترين مدارك اهلی كردن بز در تپه گنج دره شناسايی شده است كه نتايج مطالعه آن اخيرا به وسيله پرفسور مليندا زيدر در نشريه معتبر ساينس منتشر شد. در ضمن بايد خاطر نشان شد كه مردم و ساكنين اين منطقه مادهاي اصيلي هستن كه در گذشته به طوايف آمادي ملقب بوده اند و طي ساليان زياد با وجود اقوام ديگر به دليل شرايط منطقه اي بكر مانده بودند.
نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شدهاست. در دوران اسلامی این شهر را «قره میسین» میخواندهاند. در یک مکتوب نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه (بهرام چهارم) نوشتهاند از این رو که پیش از شاهی فرمانروای کرمان بودهاست. پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشتند. در کتب قدیم که به زبان کردی است شهر کرمانشاه را {(مای)~ (ماد)} گفتهاند. دکتر میرجلالالدین کزازی، پژوهشگر، با این استدلال که «پادشاهان ساسانی در هر مکانی که حکومت بودهاند، بنایی به یادگار گذاشتهاند، حال آن که در کرمانشاه چنین بنایی وجود ندارد» نوشته این مکتوب را رد میکند. ازین رو بسیاری بر این عقیدهاند که این واژه احتمالا از همان واژه کرمانج مشتق گردیده است. هنوز در بسیاری از مناطق این استان، کرمانشاه را «کرماشان» میخوانند. به احتمال زیاد ریشهی نام کرمانشاه، کرمانج، کرمانجان و کرماشان است. در سالهای نخستین پس از انقلاب 57 نام این شهر را «باختران» گذاشتند تا این که بعد از اعتراض مردم استان دوباره نام پیشین و تاریخی کرمانشاه (کرماشان) را بر آن بازگرداندند. واژه کرمانشاه از زمان قاجاریه در مکاتبات دیوانی عنوان شدهاست.
استان كرمانشاه با وسعتي در حدود 24434 كيلومتر مربع در ميانه ضلع غربي كشور قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استانهاي لرستان و اايلام، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است. استان كرمانشاه در سال 1375 داراي 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است. شهر كرمانشاه مركز استان كرمانشاه ميباشد و شهرستانهايي اين استان عبارتند از: اسلامآباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شيرين، كرمانشاه، كنگاوور، گيلانغرب و هريس. استان كرمانشاه ناحيهاي كوهستاني است كه بين فلات ايران و جلگه بينالنهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلهها و ارتفاعات سلسه كوههاي زاگرس پوشاندهاند و در محدوده اين استان به صورت مجموعهاي از رشتهكوههاي موازي پديدار گشته كه دشتهاي مرتفع كوهستاني درميان آنها شكل گرفته و بستر گذرگاههاي مهم زاگرس را به وجود آورده است. قدمت سكونت در محدوده استان فعلي كرمانشاه به هزاره قبل از ميلاد ميرسد در آثار سارگن- شاه اكد- كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آريزان ياغي) ياد شده است . به استناد كتيبههاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنههاي زاگرس طوايفي به نامهاي لولوبي، گوتي، مانايي، فايري، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است، طوايف آمادا و پارسوآ آريايي، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شدهاند ولي محققان در آريايي بودن لولوبيها و ماناييها ترديد دارند
زبان گویش : زبان اهالی کرمانشاه کردی است ، زبان کردی خویشاوند نسبی زبان فارسی است زیرا اشتراک قواعد دستوری و ذخیره لغوی زبان های ایرانی نتیجه خویشاوندی نسبی آنها است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است به علت داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال نفوذ زبان های دیگر در این زبان قابل توجه است . زیرا از زبان های عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها و پراکندگی آنان موجب پیدایش گویش های بیشماری شده است که از جمله آنها عبارتند از : ـ گویش کردی کلهری : این گویش کردی بیشتر در میان افراد کلهر مورد استفاده واقع می شود و مناطقی که تقریباً با این گویش سخن می گویند شامل ایلات زنگنه ، سنجابی ، احمدوند ، بهتوری ، نانکلی ، پایروندها ،اهالی قصرشیرین ، سرپل ذهاب ، قلخانی ، کرندی ، قلعه زنجیری های ساکن کرمانشاه ، صحنه و مردم دینور است . با این تفاوت که تلفظ و لغات مردم کلهر اصیلتر و در سایر نقاط با توجه به همجواری با گویش های دیگر کلمات تغییر یافته است . ـ گویش کردی اورامی : اکثر مردم دو ایل بزرگ لهونی در منطقه اورامان جنوبی در کرمانشاه و همچنین طوایف اورامان تخت و اورامان رزاب در حوالی کردستان و نیز ایل بزرگ باجلان که تعدادی از آنها در دشت ذهاب و بسیاری در حوالی خانقین زندگی می کنند . چندین روستا در منطقه گوران و تمامی مردم کندوله در دینور به این گویش تکلم می کنند . ـ گویش کردی سورانی : طوایف متعدد جاف جوانرود و تعدادی از طوایف مهاجرگوران ، مردم دشت ذهاب و جیگیران ، سراسر بخش روانسر و تیره هایی از اهالی سنجابی با این گویش سخن می گویند . این گویش شیوه ساده ای از کرمانج است . ـ گویش لکی : اهالی هرسین ، طوایف کاکاوند ، بالاوند ، جلالوند و عثمان وند به این گویش تکلم می کنند . این گویش آمیخته ای از گویش کردی کلهری و لری است . همچنین لغاتی از گویش اورامی نیز دارد . علاوه بر گویش های کردی ، مردم کرمانشاه به زبان فارسی کرمانشاهی و مردم سنقر به زبان ترکی تکلم می کنند . لهجه فارسی کرمانشاهی خاص این دیار است . این لهجه از لحاظ ضرب المثل غنی است و واژگان کردی دگرگون شده با پرداخت در جملات فارسی کرمانشاهی ، جان می گیرد و کاربرد می یابد
آب و هوای استان کرمانشاه معتدل کوهستانی است . ارتفاعات زاگرس در این استان در مقابل جبهه های هوای مرطوب باختری و مدیترانه ای قرار گرفته و باعث شده تا زمستانی سرد و پر برف و تابستانی معتدل داشته باشد . کرمانشاه را از دید گوناگونی آب و هوائی و قومی و مذهبی هند ایران لقب دادهاند چرا که از لحاظ آب و هوایی دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصر شیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل هستند
کرمانشاه یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان کرمانشاه میباشد. برپایه سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت این شهر بالغ بر ۷۸۴٬۶۰۲ نفر بودهاست که از این جهت نهمین شهر بزرگ ایران و بزرگ تر از مجموع جمعیت ۳ شهر کاشان، گلستان و ساری است
در سال 1375 میزان با سوادی در جمعیت 6 ساله و بالاتر استان کرمنشاه به 57/76 درصد میرسد که این رقم در نقاط شهری 14/97 درصد و در مناطق روستائی و غیر ساکن 30/92 درصد به دست آمده است . به عبارتی دیگر در استان کرمانشاه، به طور متوسط از هر 10 نفر 9 نفر با سواد می باشد
گِلیم یکی از انواع صنایع دستی زیراندازی و پوششی کرمانشاه است که از ابریشم، موی بز، پشم گوسفند و یا دیگر چهارپایان اهلی بافته میشود. گلیم به شکل سنتیاش، معمولاً برای پوشاندن زمین، دیوار و یا رواندازی برای حیوانات باربر استفاده میشود ولی امروزه به عنوان یک پوشش مدرن برای خانههای شهری نیز خریداری میشود. این فرش در زبان فارسی نامهای مختلفی دارد. گلیم در افغانستان ،گیلیم در اوکراین ،بداس در قفقاز ،لیاط در سوریه و لبنان ،چیلیم در رومانی و همچنین کیلیم در ترکیه و لهستان و مجارستان و عربستان از جمله نامهای متفاوت آن است . رنگهای استفاده شده در گلیمهای سنتی کرمانشاه گیاهی هستند. گاهی گلیمها را برای جلوه بیشتر و کهنه شدن رنگ، با چای و پوست گردو شستشو میدهند. گلیم در سایزهای مختلفی به شکل مستطیل بافته میشود از قبیل: ۷۰×۱۰۰ cm ۱۰۰×۱۵۰ cm که به ذرع و نیم مشهور است و متداول ترین اندازهاست. تفاوت گلیم با فرش در چندین مساله و بصورت عمده در نحوه بافت و اندازهاست. گلیم نقشه ندارد و در اصطلاح به صورت حسی بافته میشود و به ندرت در اندازه بزرگ تر از ۳ متر در ۴ متر مشاهده میشود. اندازههای سنتی گلیم بر اساس ابعاد چادرهای عشایری که آنها را میبافتهاند شکل گرفتهاست
گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده میشود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونهای سوزن که جوالدوز خوانده میشود بافته میشود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده میشود به اصطلاح آجیده میشود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده میشود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود. دراستان کرمانشاه 4نوع گيوه تولید میشود: گيوه تخت آجيده که کف تخت آن با نخ آج خورده است و استحکام زيادي داشته و بهترین نوع گیوه به شمار میآید. گيوه تخت چرمي که کف آن چرم يک تکه گاوميش است. گيوه تخت پلاستيکي که ارزانترین است و گيوه با رويه ابريشمي که رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ و داراي نقش های هندسي است
جاجیمبافی یکی از صنایع دستی ایرانی و رایج در بعضی استانها از جمله کرمانشاه، کردستان، همدان و فارس است که از دیرباز بین خانوادههای روستایی و عشایر رواج داشتهاست. جاجیم به عنوان زیرانداز استفاده میشود وهمچنین هنگام کوچ عشایر برای بستهبندی و جابهجایی اسباب و لوازم و گاهی بهعنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار میگیرد. حتی در بین برخی از خانوادههای روستایی کرمانشاه جاجیم را بهعنوان چشمروشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه میدهند و بهعنوان یادگاری ارزنده سالها در خانوارها باقی میماند. مواد اولیه جاجیم کرمانشاه پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته میشود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته میشود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیمهایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب میبافند که در نوع خود کمنظیر است
موج و در اصطلاح محلی رختخواب پیچ و مفرش از پشم خالص بافته می شود که تولید آن بیشتر جنبه رفع نیازهای محلی و سفارش دهندگان آشنا را دارد . موج یافی یکی از هنرهای خانگی است که هنوز در منطقه اورامانات رواج دارد . موج های رنگین کمان در اورامانات و جوانرود از شهرتی خاص برخوردار است در جوانرود این صنعت شکل کارگاهی پیدا کرده به طوریکه در در این کارگاه ها جولاها هنوز در پشت دستگاه ها به کار موج بافی مشغولند . امروزه موج هنوز مورد استفاده قرار می گیرد به طوری که در مواردی هم به جای پتو یا روانداز یا رویه کرسی ، زیر انداز ، پرده و حتی به جای بقچههای بزرگ کاربرد دارد . جانماز یا سجاده تولید دیگر کارگاه موج بافی است . قطع جانماز کوچک و حدود 60*110 سانتی متر است . رنگ آمیزی و نقش پردازی جانماز متأثر از جنبه معنوی کاربرد آن است و برخلاف موج که دارای رنگ های شاد است . ترکیب رنگی آن ، سیاه ، سفید و قهره أی می باشد . مهمترین طرح های موج بافان عبارتند از کشکولی ، چهار خانه ، سیاه و سفید ، تخت قرمز ، برمالی و شطرنجی ضمناً موج بافان قادرند هر گونه پیشنهاد سفارش دهندگان را بافته و ارائه دهند
قالی بافی به صورت یک فعالیت جنبی با ارزش خود مصرفی و با نقوش بومی و محلی از سال ها پیش در میان روستائیان کرمانشاه وجود داشته است . نقش های محلی شناخته شده ، نام روستاهای معینی را برخود دارد که از جمله می توان به نقش های حسین آباد و اکبر آبادی و کیونانی اشاره کرد . امروزه تقریباً در بیشتر روستاهای سنقر و در اغلب روستاهای صحنه ، کنگاور ، دینور و بیستون ، قالی بافی دایر است . در میان عشایر منطقه غربی کرمانشاه به ویژه ثلاث باباجانی اگرچه قالی بافی صنعت دستی اصلی نیست ولی در کنار گلیم بافی و سایر دست بافت ها قالی هم بافته می شود . در فرهنگ قالی بافی کرمانشاه واژه گل به معنی نقش به کار برده می شود چنانکه در گل اکبرآباد ، گل ترنجی ، منظور از گل نقشه گل قالی است . نقش های شناخته شده در قالی بافی این منطقه عبارتند از دارگل ، بازوبندی ، سماوری ، عبداللهی ، اکبر آبادی ، کیونانی و حسین آبادی که هر یک از این نقش ها ، خود مجموعه ای از خرده نقش ها را در بر دارند
نمد مالی از جمله هنرهای سنتی کاربردی منطقه عشایری کرمانشاه است که از دیرباز در این استان وجود داشته و تاریخی به قدمت دست بافی دارد . در گذشته انواع پوشش های پشمی و زیر اندازها ، حتی زین اسب ها از نمد تهیه می شد . در حال حاضر مصرف پوشش آن از قبیل کلاه نمدی ، جلیقه و فرجی می باشد و چه زیباست نقش های رنگین این نمدها که هنوز در کف سیاه چادرها و بر دوش چوپانان خودنمایی می کنند . کاربرد نمد در بین عشایر به ویژه آنهایی که در حال کوچ هستند بیشتر می باشد . نمدهای زیر انداز منطقه معمولاً به دو رنگ سیاه و سفید به صورت سفید در زمینه سیاه در نقش می باشد . البته رنگ های سبز ، سرخ ، پرتغالی و بنفش هم در زمینه سفید برای تزئین کردن آن می افزایند . نقش های متداول در روی نمدهای نقاط مختلف کرمانشاه عبارتند از : شمشیر و تپانچه ، رنگین کمان ، گل ترنج ، تبرزین ، درخت و گنجشک ، کله قوچی ، نیلوفر ، بز کوهی ، مرغ ، گل ، پله ، جقه شاهی و …
تاق بستان که یکی از بزرگترین نمادهای استان کرمانشاه محسوب می شود مجموعهای از سنگ نگارهها و سنگ نبشتههای دوره ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ايران واقع شده است. وجود کوه و چشمه در اين مکان، آن را به گردشگاهی روحفزا تبديل نموده که از زمانهای ديرين تا به امروز مورد توجه بوده است. از دیگر نمادهای استان کرمانشاه می اوان به نان برنجی و کاک کرمانشاه اساره کرد که با دیدن این دو نوع شیرینی ناخودآگاه به یاد استان کرمانشاه می افتیم
نان برنجی:نام یک نوع شیرینی محلی و سوغات شهر کرمانشاه است. در تهیه این شیرینی که شهرت خاصی در میان ایرانگردان و ایرانیان دارد از آرد برنج، آرد گندم، پودر شکر، روغن جامد، تخم مرغ، گلاب و هل استفاده میشود. نان برنجی انواع گوناگونی نیز دارد که از آن میان میتوان به نان برنجی ساده و نان برنجی زعفرانی اشاره کرد
کاک:نوعی شیرینی سنتی ایرانی و سوغات کرمانشاه است که در کرمانشاه به آن کاک و در شیراز و قزوین به آن یوخه میگویند. این شیرینی از ورقههای بسیار نازک خمیر خشک شده آرد و تخم مرغ که درون آن با خاک قند پر شده است درست میشود . ادویه بکار رفته در این شیرینی، هل میباشد
نان خرمایی کرمانشاه:نوعی شیرینی است که از ترکیب خرما و خمیر آرد گندم تهیه میشود و از سوغاتی های شهر کرمانشاه است . برای تهیه این شیرینی خرمای هسته گرفته را له نموده و بهوسیله خمیری که از آرد گندم تهیه شده پوشش داده و درون فر میپزند. ادویه بکار گرفته شده در این شیرینی زیره میباشد.این شیرینی هم خانواده کلمپه کرمانی میباشد. روغن کرمانشاهی:روغني است که در کرمانشاه از شير گاو و گوسفند به دست مي آورند و به عنوان بهترين نوع روغن زرد در ايران شهرت دارد و در مقابل روغن نباتي به معني مطلق روغن زرد نيز استعمال مي شود
روغن کرمانشاهی:روغني است که در کرمانشاه از شير گاو و گوسفند به دست مي آورند و به عنوان بهترين نوع روغن زرد در ايران شهرت دارد و در مقابل روغن نباتي به معني مطلق روغن زرد نيز استعمال مي شود. روغن حیوانی از نوعی کره محلی بهدست میآید که از به هم زدن دوغ در مشک تهیه میشود . ابتدا دوغ تهیه شده از ماست را درون مشک ریخته و پس از تکان دادن مشک، کره را از دوغ جدا میکنند. سپس کره را درون دیگهای بزرگ ریخته و به ملایمت حرارت میدهند. در اثر حرارت، آب کره تبخیر و روغن آن که چربی حیوانی است باقی میماند. طعم این روغن بستگی زیادی به نحوه خوراک و چرای دام دارد؛ بهدلیل چرای گلههای گوسفند منطقه غرب ایران در مراتع پر علف، این روغن از طعم و مزه خاصی که حاصل گیاهان معطر کوهی میباشد برخوردار است
طاق بستان مجموعهای از سنگنگارهها و سنگنبشتههای دورهی ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ايران واقع شده است. وجود کوه و چشمه در اين مکان، آن را به گردشگاهی روحفزا تبديل نموده که از زمانهای ديرين تا به امروز مورد توجه بوده است. طاق بستان در زبان بومی (کردی) طاق وسان گفته میشود. «سان» به معنی سنگ میباشد و به اين ترتيب طاق بستان طاق سنگی معنی میدهد. اين مجموعه در قرن سوم ميلادی ساخته شده است. شاهان ساسانی نخست نواحی اطراف تخت جمشيد را برای تراشيدن تنديسهای خود برگزيدند، اما از زمان اردشير دوم و شاهان پس از او طاق بستان را انتخاب کردند که در بين راه جادهی ابريشم قرار داشت و دارای طبيعتی سرسبز و پرآب بود. طاق بستان شامل سنگنگارهی تاجگذاری اردشير دوم و دو طاق ميباشد که طاق کوچکتر شاهپور دوم و سوم و طاق بزرگتر خسرو پرويز را به تصوير کشيده است. تاجگذاری اردشير دوم برابر آيين ايرانيان باستان هر کس که میخواست شاه باشد لازم بود دارای شايستگی شاهی و فر کيانی (ايزدی) باشد. از نيروی اين فر کيانی است که شخص به کمالات روحانی و نفسانی آراسته میگردد و از سوی خداوند برای راهنمايی مردم برگزيده میشود. در آيين زرتشتيان، هر کس که مورد خشنودی پروردگار باشد خواه پادشاه، خواه پارسا يا خواه دانشمند، دارای فر ايزدی است. نگارهی فروهر هميشه در زمان باستان به صورتی که در اينجا نقش شده، نمايان است که در آن فروهر تاجی کنگرهدار بر سر دارد و حلقهی فر ايزدی را به شاه میدهد. لباس شاه و نگارهی فروهر تا حدی يکسان است. هر دوی آنها شلواری چيندار به پا دارند که توسط بندی به مچ پايشان چسبيده است. همچنين هر دو دارای کمربند و دستبند هستند. درسمت چپ شاه، ميترا يا مهر، پيامبر باستانی ايران قرار دارد. مسيح از لحاظ تولد و آيينش بسيار شبيه ميتراست. حتی بسياری از آيينهای مسيحی همان آيينهای ميتراييسم هستند. تصوير وی در کنار تصوير شاه بيانگر پاک شدن قلب شاه از نفرت و روی آوردن به مهرورزی است که اين مفهوم همواره از ديد ايرانشناسان بيگانه دور مانده است. پيکانهای نوری از سر ميترا در تمامی سمتها پراکنده شده و هر پيکان نوريست که مهر میپراکند تا شاه را در بر گيرد. همچنين ميترا شاخهای از نبات که «برسم» نام دارد در دست دارد که با آن مشغول اجرای آيين زايندگی و کاميابی است. طاق کوچک از مجموعهی طاق بستان طاق کوچک که بين نگاره و طاق بزرگتر واقع شده، دارای دو نقش در بالای ديوارهی طاق و دو کتيبه است. اين کتيبهها به خط پهلوی ساسانی هستند و داستان نقوش را بيان میکنند. دو تنديس طاق کوچک، نقش های شاهپور دوم و سوم هستند. در سترگترين طاق، سه تنديس مشاهده میشود. شاه در ميان، فروهر در سوی راست وی، که مانند تاجگذاری اردشير دوم است و آناهيتا در سوی چپ شاه. آناهيتا فرشتهی آبهاست و نمود خرمی و سرسبزی. طاق بزرگ و کوچک خسرو پرويز علاقهی زيادی به آناهيتا داشت و معبد آناهيتا را در نزديکی کنگاور، شهری در خاور کرمانشاه ساخت و در آنجا دل به مهر شيرين نهاد. در کنارهی ورودی طاق، سنگنگارهای زيبا از فرشتگان بالدار، درخت زندگی، مجالس شکار گراز و شکار مرغان و ماهيان در مرداب و نقشهای فيل، اسب و قايق میباشد که حاکی از مراسم بزم و شادی است. شکار گراز در زير نقش تاجگذاری خسرو پرويز سواری زرهپوش سوار بر اسب قرار دارد. يقين نيست که اين سوار کيست، يا يک رزمجوست يا خسرو پرويز يا پيروز ساسانی. اما نشانگر فر و قدرت شاه و ايرانيان است. اسبسوار زرهپوش گويند فرشی از جواهر بر کف طاق بوده که هنگام حملهی اعراب ميان فرماندگان عرب تقسيم شده است. طاق بستان از دير باز مورد حملهی مهاجمان به ايران بوده و در زمان حضور نيروهای استالين و انگليس خساراتی به آن وارد شده اما هنوز شکوهمند است