کامل کنید
اگر دستات تو دستام بود...
(مادرعصباني به بچه شيطونش) الان گو شه ي بيمارستان نبودي جونم مرگ شده!
مادرعاشق به فرزند:غم عالم فراموشم.
عاشق آس وپاس به محبوب: الان زيريه سقف بوديم باشيش تابچه!
و...
اگه دستات تودستام بود
اگه همراه من بودي
اگه كنج دلت ،جايي برايم بود
به دنيا اين چنين پيغام مي دادم:
((هميشه عاشق وشيداي اومانم ))
بابام می دیدچی می شد؟ وای خدای من
بابام می دیدچی می شد؟ وای خدای من
اشکال نداره به فکرتون هستم شما هم هوای خودتون و دوربریارو داشته باشین
دختر داد می زد و می گفت خدا کجایی ؟گمت کردم ؟ صدامو می شنوی؟ تو این حال و هوا بود که نشست یه گوشه ای و گریه کرد.ببین خدا اگه دستت تو دستام بود که من گم نمی شدم.
یه پیرمردی از اونجا رد و شد این بیت رو زیر لب می گفت : «بی دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد»
دختر تا له حال به این فکر نکرده بود که اگه دست اون تو دستای خدا بود هیچ وقت گم نمی شد،چون دست خدا هیشه با اون بود.