کمتر سياح و جهانگردی است که از قمشه گذر کرده باشد و در مورد معماری مصالح به کار رفته در آن صحبت نکرده باشد . تاونيه سال 1075 ه ق . 1664 م. در سفرنامه خود نوشته است (( قمشه کاروانسراهای متعددی دارد به نسبت اينکه همه از خاک و خشت بنا شده خوب و قشنگ هستند . اين شهر مرکب از يک سلسله دهات است که متصل به يکديگر واقع شده و نيم ليو مسافت را به طول اشغال کرده اند . )) جملی کاری سال 1106 ه ق . 1694 م . نوشته :(( دور آن را ديوارهای بلند با وضع مرتب و دارای باروهای دوپهلو در جوانب فرا گرفته است.))

نويسنده دو سفرنامه از جنوب ايران در سال 1256 ه ق . نوشته است: (( قمشه حصارش مستحکم و بدون خندق است. در ازمنه صفويه آباد بوده است. حصار و خندق معتبری داشته که خندق آن به مرور منهدم و حصارش به اندک تغييری بر جاست کاروانسراها و دکاکين خرد و بزرگ که کفايت اين جمعيت و صادر و وارد اين را بنمايد موجود و کلا تمام ابنيه و عمارات آن تقريبا آباد و خرابه کمتر به نظر آيد .

حمامها مساجد يک مدرسه و چندين يخچال معتبر دارد. کنت دو گو بينو سال 1273 ه ق . 1856 م . اطلاعات مختلفی از معماری قمشه داده است: (( مارا از حصار شهر گذراندندو در فاصله ربع فرسخی در مدخل يک باغ بزرگ که مثل هميشه با ديوار محصور بود قدم به زمينی نهاديم و مشاهده کرديم که چادر هايمان را در کنار يک جوی زيبا در دو قدمی يک کوشک مزين به حوض و فواره بر افراشته اند در هر سو جنگلهای کوچکی از درختان چنار زردآلو و آلو گسترده بود که با درختان مو در هم آميخته و منظر بديعی را ايجاد کرده بودند در گوشه ای از باغ کبوتر خانه بزرگ سر بر افراشته بود.))