پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):168-173. |
| تيمورنژاد ناصر*,زاهدي فر مجتبي,نيكخواه علي,فضائلي حسن |
| * موسسه تحقيقات علوم دامي كشور |
|
جهت تعيين ارزش غذايي پس مانده هاي ميوه و سبزيجات ميادين تره بار در تغذيه نشخواركنندگان، در ماه هاي بهمن، اسفند، فروردين و ارديبهشت هر هفته يكبار به صورت تصادفي از پس مانده هاي ميدان تره بار كرج نمونه برداري و تجزيه شيميايي نمونه ها طبق روش هاي استاندارد آزمايشگاهي (7) AOAC انجام شد. ميانگين ماده خشك، خاكستر خام، پروتئين خام، الياف خام، چربي خام، عصاره عاري از ازت، ديواره سلولي، ديواره سلولي بدون همي سلولز، ليگنين، كلسيم و فسفر (درصد در ماده خشك)، مس، روي، سرب (ميلي گرم در كيلوگرم) و انرژي خام (كالري بر گرم) به ترتيب عبارت بود از: 35.0, 109.4, 41.7, 0.57, 3.61, 7.51, 33.45, 38.39, 45.38, 1.075, 11.51, 14.16, 27.65, 10.91 و 3261.7. تفاوت معني داري بين ماه هاي مختلف از نظر الياف خام، عصاره عاري از ازت، روي و سرب وجود داشت (p<0.05) ولي ساير تركيبات شيميايي و انرژي خام در ماه هاي مختلف زمستان و بهار تفاوت معني داري با هم نداشتند. قابليت هضم ماده خشك، ماده آلي، پروتئين خام، الياف خام، چربي خام، عصاره عاري از ازت و انرژي خام بر حسب ماده خشك در پس مانده هاي هوا خشك فصل بهار (ارديبهشت ماه) به روش مستقيم در 4 راس گوسفند نر بالغ اخته شده نژاد زل اندازه گيري شد كه ميانگين آن ها به ترتيب: 81.02, 42.77, 62.16, 64.38, 74.54, 59.43 و 73.78 درصد و همچنين كل مواد مغذي قابل هضم 52.8 (TDN) درصد و انرژي قابل هضم 2.401 (DE) مگا كالري در كيلوگرم بود. بر اساس نتايج بدست آمده پس مانده ميوه و سبزيجات در شرايط جمع آوري، خشك كردن و نگهداري مناسب جهت جلوگيري از آلودگي و كپك زدگي، مي تواند به عنوان يك علوفه مناسب در تغذيه دام هاي پرواري و نشخواركنندگان غير شيرده استفاده شود. |
| كليد واژه: ارزش غذايي، قابليت هضم، نشخواركنندگان، پس مانده ميوه و سبزيجات |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):174-179. |
| احمدپناهي سيدجواد* |
| * دانشگاه سمنان |
|
در 20 راس گاو شيري سالم و بالغ، با تزريق 1 ميلي گرم اندوتوكسين E. coli بداخل يكي از كارتيه هاي پستان، به صورت تجربي تورم پستان حاد ايجاد گرديد. سپس به صورت تصادفي به دو گروه 10 راسي تقسيم، و يك گروه به عنوان شاهد توسط تزريق داخل وريدي 1.25 mg/kg محلول كلريد سديم، و گروه دوم توسط تزريق داخل وريدي 25 mg/kg ايبوپروفن تحت درمان قرار گرفتند. درمان 2 ساعت پس از تزريق آغاز گرديد و سير باليني تورم پستان، تغييرات خوني و بيوشيميايي در ساعات 0، 2، 4، 6، 8، 12، 24، 48، 96 و 192 پس از تزريق اندوتوكسين مورد بررسي قرار گرفت. تعداد ضربان قلب و تنفس و درجه حرارت بدن در گروه شاهد نسبت به گروه آزمايشي افزايش معني دار (p<0.05) و ميزان سديم و فسفر سرم و تعداد ائوزينوفيل هاي خون در گروه شاهد نسبت به گروهي كه ايبوپروفن دريافت كرده بودند، كاهش معني داري (p<0.05) را نشان داد. در گروه آزمايشي كه ايبوپروفن دريافت كرده بودند، ساير فاكتورهاي خوني و بيوشيميايي سرم تغييرات معني داري را نشان نداد، علاوه بر اينكه در اين گروه، تغييرات محسوسي در تعداد نشخوار در دقيقه و التهاب كارتيه مشاهده نگرديد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):180-184. |
| نجف پور عليرضا*,برادري جمشيدي شاهرخ |
| * دانشكده دامپزشكي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اروميه |
|
اين مطالعه روي 25 راس گاوميش سالم با متوسط وزن 325±25 كيلوگرم و متوسط سن 5±1 سال انجام شد. پس از معاينه حيوانات، داروي زايلازين به ميزان 0.05 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن و تنظيم حجم آن به 5 ميلي ليتر با استفاده از سرم فيزيولوژي با سر سوزن شماره 18 در فضاي اپي دورال ما بين اولين و دومين مهره دمي با زاويه 45 درجه نسبت به سطح زمين تزريق شد. ايجاد و شروع اثر بي حسي در نواحي خلفي و نيز طول مدت بيحسي مورد ارزيابي قرار گرفت و در فرم مخصوص ثبت گرديد، در همين مدت برخي پارامترهاي حياتي شامل تعداد ضربان قلب، تنفس و درجه حرارت مقعدي در زمان هاي صفر، 5، 15، 30 و 60 دقيقه پس از تزريق ثبت گرديد. ايجاد و شروع اثر بي حسي در فاصله زماني متوسط 11.1±2.30 (ميانگين ± انحراف معيار) دقيقه پس از تزريق ثبت گرديد و اين بي حسي تا بيش از 110±5 دقيقه دوام داشت. در فاصله ايجاد و مدت بي حسي علايمي چون بيرون آوردن زبان و گاهي آويخته شدن زبان و افزايش ترشح بزاق و ريزش اشك و نيز افزايش نعره زدن در حيوان مشاهده گرديد كه دلالت به تاثيرات عمومي زايلازين دارد، كه بعد از 5 تا 7 دقيقه علايم آرامبخشي در حيوان ظاهر مي گردد. تعداد ضربان قلب و تنفس در دقايق 15 و 30 پس از تزريق نسبت به زمان صفر (قبل از تزريق) كاهش معني داري را نشان داد (p<0.05). ولي درجه حرارت مقعدي پس از تزريق تغييرات معني داري را نشان نداد (p>0.05). از اين مطالعه چنين نتيجه گيري مي شود كه تزريق زايلازين با دوز ذكر شده از فضاي اپي دورال ضمن ايجاد بي حسي مناسب، آرام بخشي مطمئن جهت انجام اعمال جراحي خلفي گاوميش ايجاد مي كند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):185-188. |
| پورجعفر مهرداد*,ساعي دهكردي سيدسياوش |
| * گروه آموزشي علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه شهركرد |
|
به منظور تعيين وضعيت مس در گوسفندان، مطالعه اي با هدف اندازه گيري ميزان سرولوپلاسمين سرم و مس سرم، كبد و كليه گوسفندان كشتارگاه شهركرد و بررسي ارتباط بين فراسنجه هاي مذكور در گوسفندان انجام شد. بدين منظور از 104 راس گوسفند، نمونه هاي خون، كبد و كليه به شكل تصادفي اخذ گرديد. ميزان سرولوپلاسمين و مس سرم، كبد و كليه با استفاده از روش اسپكترو فوتومتري (ساندرمن و نوموتو) و دستگاه جذب اتمي اندازه گيري گرديد. حداقل و حداكثر ميزان هاي سرولوپلاسمين 14 تا 29 ميليگرم در دسي ليتر (ميانگين 20.92±4.17)، مس سرم 0.6 تا 2.2 ميكروگرم در ميلي ليتر (ميانگين 1.3±0.39)، مس كبد 87 تا ppm 570 (ميانگين 343.15±139.74) و مس كليه 10 تا 36 ميلي گرم در كيلوگرم ماده خشك (ميانگين 19.79±4.64) تعيين گرديد. همچنين ضرايب همبستگي بين سرولوپلاسمين و مس سرم، سرولوپلاسمين و مس كبد، مس سرم و مس كبد، سرولوپلاسمين و مس كليه، مس سرم و مس كليه و مس كبد با مس كليه به ترتيب 0.426, 0.488, 0.533, 0.572, 0.941 و 0.288 تعيين گرديد. نتايج بررسي نشان مي دهد ميزان سرولوپلاسمين سرم و مس سرم، كبد و كليه گوسفندان داراي محدوده طبيعي و خطر كمبود مس در گوسفندان منطقه پايين است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):189-195. |
| توكليان جواد*,زينلي سيروس,اسدزاده نادر,جوان مرد آرش,بنابازي محمدحسين,عظيمي فر بابك |
| * موسسه تحقيقات علوم دامي كشور |
|
ژن PIT1 از جمله ژن هاي كانديدا براي بهبود خصوصيات توليد شير در دام هاي شيرده مي باشد كه در دهه اخير بخشي از تحقيقات ژنتيك مولكولي در زمينه اصلاح نژاد گله هاي شيرده را به خود اختصاص داده است. اين ژن در واقع يك فاكتور ويژه نسخه برداري هيپوفيزي مي باشد كه باعث تظاهر مناسب ژن هاي هورمون رشد (GH) و پرولاكتين (PRL) در هيپوفيز قدامي مي شود. اين ژن با ساختاري شامل 6 اگزون و 5 اينترون بوده و از لحاظ جايگاه كروموزومي در گاو، روي كروموزوم شماره يك قرار دارد. هدف اين پژوهش بررسي فراواني شكل هاي مختلف اللي ژن PIT1 در جمعيت هاي گاو سرابي و گلپايگاني ايران با استفاده از تكنيك PCR-RFLP مي باشد. استخراج DNA از 82 نمونه گاو سرابي و 42 نمونه گاو گلپايگاني بدست آمد. سپس با استفاده از آغازگرهاي مناسب، ناحيه اي به طول 600 جفت بازي از ناحيه اگزون 6 تكثير گرديد. قطعه حاصل از تكثير، توسط آنزيم برشي HinFI مورد هضم آنزيمي قرار گرفت. ژنوتيپ هاي AB, AA و BB به ترتيب يك قطعه 600 جفت بازي، سه قطعه 600، 243، 357 (هتروزيگوت) و دو قطعه 243، 357 جفت بازي را ايجاد نمودند. فراواني ژنوتيپ ها AA, AB و BB به ترتيب %3.7, %39, %57.3 براي گاوهاي سرابي و %7.9, %36.8, %55.3 براي گاوهاي گلپايگاني محاسبه شده اند. همچنين فراواني آللي، آللهاي B, A به ترتيب براي گاوهاي سرابي %76.8 و 23.2% و براي گاوهاي گلپايگاني %26.3, %73.7 محاسبه شدند. آزمون كاي اسكور (2) نشان داد که تعادل هاردي- واينبرگ در جمعيت گاوهاي سرابي و گلپايگاني نمونه گيري شده براي ژن PIT1 برقرار نمي باشد. شايد بتوان از نتايج حاصل از چنين پژوهش هايي در جهت بررسي بازده برنامه هاي آميخته گري، بين گاوهاي پرتوليد خارجي با نژادهاي بومي كشور به منظور دستيابي به بهترين تركيب ژنتيكي استفاده نمود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):185-188. |
| پورجعفر مهرداد*,ساعي دهكردي سيدسياوش |
| * گروه آموزشي علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه شهركرد |
|
به منظور تعيين وضعيت مس در گوسفندان، مطالعه اي با هدف اندازه گيري ميزان سرولوپلاسمين سرم و مس سرم، كبد و كليه گوسفندان كشتارگاه شهركرد و بررسي ارتباط بين فراسنجه هاي مذكور در گوسفندان انجام شد. بدين منظور از 104 راس گوسفند، نمونه هاي خون، كبد و كليه به شكل تصادفي اخذ گرديد. ميزان سرولوپلاسمين و مس سرم، كبد و كليه با استفاده از روش اسپكترو فوتومتري (ساندرمن و نوموتو) و دستگاه جذب اتمي اندازه گيري گرديد. حداقل و حداكثر ميزان هاي سرولوپلاسمين 14 تا 29 ميليگرم در دسي ليتر (ميانگين 20.92±4.17)، مس سرم 0.6 تا 2.2 ميكروگرم در ميلي ليتر (ميانگين 1.3±0.39)، مس كبد 87 تا ppm 570 (ميانگين 343.15±139.74) و مس كليه 10 تا 36 ميلي گرم در كيلوگرم ماده خشك (ميانگين 19.79±4.64) تعيين گرديد. همچنين ضرايب همبستگي بين سرولوپلاسمين و مس سرم، سرولوپلاسمين و مس كبد، مس سرم و مس كبد، سرولوپلاسمين و مس كليه، مس سرم و مس كليه و مس كبد با مس كليه به ترتيب 0.426, 0.488, 0.533, 0.572, 0.941 و 0.288 تعيين گرديد. نتايج بررسي نشان مي دهد ميزان سرولوپلاسمين سرم و مس سرم، كبد و كليه گوسفندان داراي محدوده طبيعي و خطر كمبود مس در گوسفندان منطقه پايين است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):196-199. |
| درخشان فر امين*,فروتني شهربابكي محمدمهدي,اسكندري امير |
| * دانشگاه شهيد باهنر كرمان |
|
ديسپلازي كليه ناهنجاري در سازماندهي بافت كليه است كه در اثر تمايز غير عادي آن رخ مي دهد. كليه هاي ديسپلاستيك كوچك و بد شكل ميباشند. در تاريخ 5/12/85 در يك راس گوسفند كشتار شده در كشتارگاه كرمان دو كليه غير طبيعي مشاهده شد. يكي بزرگتر از حد معمول و ديگري كوچك، چروكيده و سفت بود. مطالعات ميكروسكوپيك به تشخيص ديسپلازي در كليه كوچك منجر گرديد. ساختمان ميكروسكوپيك كليه بزرگتر طبيعي و حكايت از هيپرتروفي جبراني مي نمود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):2-7. |
| نوربخش امير*,كارگرفرد ابوالفضل |
| * موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور |
|
در صنايع پلاستيک آرد چوب به عنوان پرکننده براي ترموپلاستيک ها مورد استفاده قرار مي گيرد. ذرات آرد چوب در ابعاد مختلف معمولا داراي ضريب کشيدگي کمتر از الياف چوب و ديگر الياف طبيعي مي باشد. در اين بررسي استفاده از آرد چوب در ابعاد مختلف و اثر آن بر ويژگي هاي مکانيکي در چندسازه هاي آرد چوب/ پلي پروپيلن مورد توجه قرار گرفته است. همچنين اثر مالييك انيدريد پيوند شده با پلي پروپيلني (MAPP) به عنوان سازگار كننده بر ويژگي هاي مکانيکي مورد بررسي قرار گرفته است. آرد چوب در ابعاد ذرات 40، 50 و 60 مش در 40 درصد وزني به همراه پلي پروپيلن ترکيب شدند. افزايش مقاومت و مدول کششي در چندسازه آرد چوب/ پلي پروپيلن با افزايش ضريب کشيد گي ذرات مرتبط بوده است. مقاومت به ضربه فاقدار با افزايش ابعاد ذرات افزايش يافت. استفاده از سازگار کننده سبب افزايش مقاومت ها در چندسازه شده است. نتايج نشان داده است که استفاده از آرد چوب با ضريب کشيد گي بيشتر و در حضور MAPP سبب افزايش مقاومت ها مي گردد. |
| كليد واژه: آرد چوب، صنوبر، پليپروپيلن، چند سازه، ويژگي هاي مكانيكي، ضريب كشيد گي، سازگار كننده |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):8-16. |
| موحد سارا*,قوامي مهرداد |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ورامين پيشوا |
|
سه نمونه هسته انگور از مناطق مختلف كشور جمع آوري و به روش سوكسله، روغن آن ها استخراج شد و به منظور تحليل مقايسه اي، دو نمونه روغن هسته انگور وارداتي تهيه گرديد. روغن هر يك از نمونه ها توسط حلال استخراج و خصوصيات فيزيكي و شيميايي روغن هاي استخراج شده مانند درصد روغن، درصد اسيد چرب آزاد، انديس پراكسيد و زمان پايداري روغن مورد بررسي قرار گرفت. همچنين به منظور تعيين تركيب اسيدهاي چرب، متيل استراسيدهاي چرب نمونه هاي مورد نظر تهيه و با استفاده از دستگاه گاز كروماتوگراف مورد آزمايش قرار گرفتند. اسيدهاي چرب لينولئيك و سپس اولئيك به ترتيب اسيدهاي چرب غالب در نمونه هاي روغن هسته انگور بودند. با توجه به تركيب اسيدهاي چرب، عدد پراكسيد، زمان پايداري روغن به اكسيداسيون و درصد اسيد چرب آزاد، نمونه ها شناسايي گرديدند و نهايتا مشخص شد كه ضمن وجود تفاوت و تشابهاتي بين برخي واريته هاي روغن هسته انگور ايراني با انواع وارداتي، روغن هسته انگور مي تواند به عنوان روغن مناسب پخت و سالادي معرفي گردد . |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):17-27. |
| نجفي تيره شبانكاره كيان*,جليلي عادل,خراساني نعمت اله,عصري يونس,جم زاد زيبا |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي هرمزگان |
|
منطقه حفاظت شده گنو در 30 كيلومتري شمال غربي بندر عباس از ارتفاع حدود 50 تا 2347 متر از سطح دريا واقع شده است. در اين پژوهش پوشش گياهي منطقه بر اساس مكتب براون - بلانكه مورد مطالعه قرار گرفت. 135 قطعه نمونه جامعه شناختي گياهي در افراد جوامع مختلف استقرار يافت و داده هاي مورد نظر برداشت گرديد. داده هاي جمع آوري شده به روش هاي تجزيه ارتباط هاي عامليAFC) ) و طبقه بند ي سلسله مراتب بالارونده (CAH ) با استفاده از برنامه رايانه اي آنافيتو 3 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و 20 جامعه گياهي و يك زير جامعه تشخيص داده شد. شكل گيري اين جوامع ناشي از شرايط متنوع اكولوژيكي، شامل شرايط اقليمي حاكم بر منطقه، ارتفاع از سطح دريا، شيب و مشخصات خاك است كه سبب شده زيستگاه هاي متعدد د مناسبي براي رشد و نمو بسياري از گونه ها و جوامع گياهي فراهم شود. شايان ذكر است كه جوامع
|
| كليد واژه: جامعه شناسي گياهي، براون-بلانكه، آنافيتو، تجزيه و تحليل ارتباطهاي عاملي (AFC)، طبقه بندي سلسله مراتب بالارونده (CAH)، منطقه حفاظت شده گنو، استان هرمزگان |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):28-36. |
| نجفي فر علي* |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان ايلام |
|
از جمله استفاده هايي كه از اطلاعات حاصل از طرح هاي آمايش سرزمين مي توان به عمل آورد، ارايه نقشه آزمايش جنگل كاري بر اساس ويژگي هاي اكولوژيك و شرايط اقتصادي– اجتماعي واحدهاي زيست محيطي است. در اين تحقيق با استفاده از روش تجزيه و تحليل سيستمي (8)، ضمن ارزيابي توان اكولوژيك و آمايش واحدهاي زيست محيطي، نقشه توان كاربري جنگلداري در چهار طبقه مختلف براي حوضه آبخيز سراب دره شهر تهيه گرديد. بر اساس نقشه مذكور اين حوزه فاقد كاربري درجه 1 براي جنگل داري است. مساحت متعلق به درجات 2، 3 و 4 كاربري جنگل داري به ترتيب 463، 1072 و 670 هكتار به دست آمد. سپس با استفاده از جدول ويژگي هاي اكولوژيك واحدهاي زيست محيطي، جدول ويژگي هاي اكولوژيك واحدهاي جنگل كاري و نهايتا بر اساس اين نقشه و با توجه به دامنه بردباري اكولوژيكي گونه هاي انتخابي، نقشه آزمايش جنگل كاري حوضه در هفت طبقه مختلف طراحي گرديد. از مجموع 3700 هكتار مساحت حوضه و 2205 هكتار مساحت متعلق به كاربري جنگلداري، با توجه به مسائل اقتصاد ي – اجتماعي، نقشه آمايش سرزمين، و ساير كاربري هاي سازگار، سطحي معاد ل 1400 هكتار در هفت طبقه، جهت اجراي طرح آزمايش جنگكاري مناسب تشخيص داده شد. اجراي اين تحقيق به خوبي نشان داد كه مي توان اطلاعات حاصل از طرح هاي آمايش سرزمين در سطح حوضه هاي آبخيز را بر اساس نقشه آمايش سرزمين، نقشه كاربري جنگل داري و ساير اطلاعات موجود، با استفاده از روش تجزيه و تحليل سيستميك (8)، بصورت مستد ل، جهت تهيه نقشه آزمايش جنگل كاري بكار گرفت. ضمنا اهميت اطلاعات استخراج شده از طرح آمايش سرزمين شامل عوامل اقتصاد ي – اجتماعي، حيات وحش، تراكم تاج پوشش و در نهايت خود نقشه آمايش سرزمين در كنار ساير اطلاعات به دست آمده از آن در فرآيند انتخاب گونه براي طرح هاي آزمايش جنگل كاري به خوبي روشن گرديد . |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):37-46. |
| اسلامي ابوالفضل,زارع حبيب*,اميني اشكوري طيبه,اجتهادي حميد,جعفري گرزين بهنوش |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
مرتع يك اكوسيستم طبيعي است كه در بر گيرنده منابع عظيمي از ذخاير ژنتيكي و تنوعي از گونه هاي گياهي است كه همواره اين گوناگوني زيستي، متضمن پايداري مرتع در مقابل عوامل متغير محيطي و زيستي است. يكي از فشار هاي مخرب فيزيكي بر عرصه مرتع كه باعث كاهش تنوع و از بين رفتن عناصر گياهي حساس مي گردد، چراي مفرط دام مي باشد. بررسي هاي زيادي نشان مي دهد كه چراي دام باعث كاهش تنوع گونه اي مي گردد. در همين رابطه به منظور بررسي اثرات چراي دام در تغيير و كاهش تنوع گونه اي مرتع و مقايسه آن با عرصه قرق و نيز اثبات اثرات مثبت قرق در رابطه با حفظ تنوع گونه اي و نمايش پتانسيل هاي رويشي مراتع دو نوع عرصه متفاوت قرق شده و تحت چرا، در مرتع كهنه لاشك كجور واقع در 65 كيلومتري جنوب نوشهر انتخاب گرديد. با استفاده از روش پلات هاي حلزوني، حداقل سطح قاب نمونه 1 متر مربع به دست آمد. بر اساس روش ميانگين تجمعي گونه غالب، تعداد 20 قاب در هر واحد تعيين و به روش نمونه برداري سيستماتيك-تصادفي در طول 2 ترانسكت به درازاي 100 متر و به فاصله 50 متر از يكد يگر مستقر شد. فهرست كليه گونه هاي موجود به همراه ارزش هاي فراواني مربوط به هر گونه نيز ثبت گرديد. نتايج حاصل از برداشت هاي صحرايي، شناسايي تعداد 102 گونه گياهي مي باشد كه در عرصه قرق و تحت چرا به ترتيب 99 و 58 گونه بود. جهت محاسبه تنوع و مقايسه آن در دو منطقه، با استفاده از شاخص هاي عددد ي و پارامتريك، از نرم افزار هاي تخصصي اندازه گيري تنوع استفاده شد. نتايج بدست آمده از تجزيه و تحليل داده هاي فراواني گونه ها در دو عرصه، نشان داد كه عرصه قرق در تمامي شاخص هاي عدد ي از نظر غنا، يكنواختي و تنوع گونه اي بيشتر از عرصه تحت چرا بود و آزمون آماري t غير جفتي معني دار بود ن تفاوت در دو عرصه را بر اساس شاخص شانون نشان داد. همچنين نتايج اندازه گيري تنوع با شاخص هاي پارامتريك، نشان داد كه نيمرخ هاي تنوع گونه اي در عرصه قرق، همواره در تمامي شاخص ها بالاتر از عرصه تحت چرا قرار گرفتند كه بيانگر تنوع بيشتر عرصه قرق مي باشد و عد م تقاطع محور ها در طول پارامتر مقياس، نشان داد كه دو عرصه در تمامي موارد، قابل مقايسه مي باشند. به علاوه عرصه قرق شده به علت در بر داشتن مجموعه اي متنوع تر و در نتيجه حضور متعاد ل گونه ها با دامنه هاي اكولوژيك متغير، از پايداري اكولوژيكي بيشتري در مقابل عرصه تحت چرا بر خوردار است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):47-53. |
| ربيعي رضا,اسدي مصطفي,سهرابي پور جلوه,نژادستاري طاهر,مجد احمد |
|
پلي ساکاريداگار يکي از ترکيبات زيستي ارزشمندي است که داراي مصارف گسترده اي در صنايع مختلف بوده و دامنه مصرف آن در تحقيقات زيستي و علم بيوتکنولوژي داراي گسترش روز افزوني مي باشد. جلبک هاي قرمز به ويژه اعضاي خانواده گراسيلارياسه منابع اصلي تامين اين ماده مي باشند. شناخت گونه ها و اعضاي اين خانواده جلبکي و آگاهي از خصوصيات گياه شناسي و ويژگي هاي زيستي آن ها راهنماي ارزشمندي در دستيابي به اين گونه ها و بهره برداري صحيح از اين منايع زيستي خواهد بود. جلبک قرمز Gracilaria salicornia (C. Agardh) Dawson گونه اي آگاروفيت از خانواده گراسيلارياسه (Gracilariaceae) از شاخه جلبك هاي قرمز (Rhodophyta) مي باشد که داراي رويش هاي قابل توجهي در سواحل جزيره قشم در آب هاي خليج فارس در جنوب ايران مي باشد. در اين تحقيق خصوصيات ريخت شناسي اين گونه در بخش هاي مختلف سواحل جزر و مدي شمال شرق جزيره قشم از شهريور 1380 به مدت يكسال مورد بررسي قرار گرفت و تفاوت هاي بيولوژيک و مورفولوژيک موجود در تجمعات گونه مطالعه گرديد. بررسي ها نشان داد که در بخش هاي عميق تر و تحتاني ناحيه بين جزر و مدي شرايط مطلوب تري براي رشد گياه وجود دارد و خصوصيات ريخت شناسي گونه شامل بلندي و ضخامت بندها و پايه هاي تشكيل دهنده گياه، ميزان توليد در واحد سطح در بخش هاي تحتاني بيش از بخش هاي كم عمق ناحيه بين جزر و مدي مي باشد. عمق آب عامل اساسي موثر در اين مورد بوده و بسياري از اختلافات مشاهده شده متاثر از اين امر مي باشد . |
| كليد واژه: |
|
|
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):54-63. |
| پارسادوست فرزاد,بحريني نژاد بابك,صفري سنجاني علي اكبر,كابلي محمدمهدي |
|
ارزيابي تجمع عناصر سمي در خاك و گياهان در محيط زيست از نظر سلامت و حيات انسان و ساير موجودات بسيار مهم و ضروري است. بدين منظور جهت مطالعه و ميزان پالايش خاك هاي آلوده به سرب سه جايگاه با درجات مختلف آلودگي عنصر سرب (شديد، متوسط و شاهد) از طريق عكس هاي ماهواره اي مربوط به معدن سرب و روي باما در منطقه ايران كوه اصفهان انتخاب گرديد. خصوصيات فيزيكي و شيميايي اين خاك ها و مورد بررسي قرار گرفت سپس در مرحله دوم يازده گونه گياهي كه بين سه جايگاه مشترك بودند انتخاب و در بهار سال 1384 در سه تكرار در قالب طرح كاملا تصادفي برداشت شدند. علاوه بر آن خاك هاي ريز و سفري اين گياهان از نظر خصوصيات فيزيكي و شيميايي و همچنين فرم عصاره گيري شده با DTPA عنصر سرب مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. در نهايت انباشتگي عنصر سرب در گياه و همچنين فاكتور انتقال عنصر سرب كه يك فاكتور مهم در بحث گياه پالايي عناصر سنگين و به طور خاص عصاره کشي گياهي مي باشد مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه گونه هاي گياهيAstragalus glaucantus ،Ebenus estellata و Acantholimon sp. به ترتيب بيشترين غلظت سرب در اندام هوايي (6/118، 1/98، 2/86 ميلي گرم بر كيلوگرم ماده خشك گياهي) و بيشترين ضريب انتقال سرب از اندام زير زميني به اندام هوايي (به ترتيب 95/2، 54/3، 70/3) را دارا بودند با توجه به اين موضوع و همچنين زيتوده مناسب و بالا، شرايط سازگاري مناسب، اين سه گونه جهت پالايش خاك هاي آلوده به عنصر سرب در اين منطقه و مناطق مشابه مي توانند توصيه گردند. |
| كليد واژه: گياه پالايي، گياهان فرا انباشت كننده، گياهان مرتعي، سرب |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي تابستان 1386; 20(2 (پي آيند 75) در منابع طبيعي):64-70. |
| تلوري عبدالرسول*,بيروديان نادر,منوچهري اسماعيل |
| * مرکز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري |
|
در يك حوزه آبخيز رابطه بين غلظت رسوب و بارند گي متاثر از اثرات متقابل عوامل درون حوزه و ويژگي هاي بارند گي مي باشد. تخمين فرسايش و رسوب از طريق مدل هاي برآورد سالانه در بسياري از موارد نمي تواند ارزيابي درستي در طراحي سازه هاي هيدروليکي و آبخيزداري و يا براي مديران و برنامه ريزان باشد و بنابراين تخمين بار رسوب معلق ناشي از واقعه بارندگي هاي منفرد ضرورت مي يابد. در مطالعه حاضر وضعيت رسوب دهي بار معلق حوزه گاران، يکي از آبخيزهاي حوزه رود خانه سيروان در استان كردستان، در طول 12 رويداد بارند گي از آذر 82 تا ارديبهشت 83 آمار برداري و مورد بررسي قرار گرفت و يك مدل گسسته خطي براي شبيه سازي تغييرات زماني رسوب معلق در طول رويدادهاي بارندگي بدست آمد. در ادامه منحني هاي تغييرات بار رسوب مشاهده اي حاصل از اين مدل با استفاده از معيارهاي اشتباه نسبي و مربع اشتباه كل مورد مقايسه قرار گرفتند. نتايج نشان داد که با استفاده از يک مدل گسسته خطي مي توان بار رسوب معلق را به کمک 3 پارامتر: 1) رسوب دهي در يك ساعت قبل، 2) شدت بارندگي يك ساعت قبل و 3) شدت بارندگي دو ساعت قبل از هر رويداد با ضريب همبستگي 95/0 برآورد نمود و از آن در برآورد واقع بينانه تر بار رسوبي براي کليه رگبارها در سال و پيش بيني مقدار رسوب استفاده نمود . |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |