پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):60-68. |
| ارزاني حسين*,نيكخواه علي,ارزاني زهرا,كابلي سيدحسن,فاضل دهكردي ليلا |
| * دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران |
|
محاسبه ظرفيت چرايي مراتع علاوه بر اندازه گيري توليد، مبتني بر آگاهي از فراسنجه هاي متنوعي است، كيفيت علوفه را مي توان از جمله مهمترين آن ها برشمرد. در اين تحقيق جهت مطالعه اجمالي كيفيت علوفه مراتع سه استان سمنان، مركزي و لرستان اقدام به نمونه برداري از گياهان غالب مراتع اين مناطق شد. نمونه برداري در مراتع شاخص هر استان به روش تصادفي سيستماتيك و در دو سال متوالي انجام گرديد. پروتئين خام و ديواره سلولي منهاي همي سلولز در نمونهها اندازه گيري و ميزان قابليت هضم ماده خشك و انرژي قابل متابوليسم بر اساس روابط تجربي تعيين شد. اين داده ها مبناي بررسي وضعيت تعادل جيره غذايي دام قرار گرفت. در تعيين ميزان علوفه مورد نياز دام، نژاد گوسفند غالب هر منطقه مورد توجه قرار گرفته، وزن واحد دامي از منابع استخراج و نياز روزانه هر واحد دامي به انرژي متابوليسمي با توجه به وزن زنده دام محاسبه شد. در نهايت علوفه مورد نياز هر واحد دامي در هر منطقه تعيين و وضعيت تعادل انرژي و پروتئين مورد بحث قرار گرفت. نتايج نشان داد كه ارزش غذايي علوفه مراتع در سه استان مورد مطالعه و سه كلاس خوشخوراكي، فاقد اختلاف آماري (p<0.05) بود ولي گياهان در خانواده هاي مختلف گياهي با يكديگر اختلاف معني دار (p<0.05) داشتند. در سه استان سمنان، مركزي و لرستان تغييرات فراسنجه ها در خصوص پروتئين خام به ترتيب 9.5, 8.8 و 9، ديواره سلولي منهاي همي سلولز به ترتيب 40، 41 و 42 درصد، قابليت هضم ماده خشك به ترتيب 54، 54 و 52 درصد و انرژي قابل متابوليسم 7.09, 7.2 و 6.86 مگاژول در كيلوگرم ماده خشك بود. نتايج اين پژوهش نشان داد ميزان ماده خشك مورد نياز روزانه براي گوسفند غالب هر منطقه به ترتيب برابر با 1.3 كيلوگرم در استان سمنان براي نژاد سنگسري و در استان لرستان 1.6 كيلوگرم براي نژاد لري و در استان مركزي براي دو نژاد فرهاني و زندي به ترتيب برابر با 1.25 و 1.63 كيلوگرم است. كيفيت علوفه مراتع نشان داد كه در صورتي كه چرا در فصل مناسب (از لحاظ كيفيت علوفه) صورت گيرد، نياز روزانه دام در شرايط نگهداري تامين مي شود. |
| كليد واژه: استان سمنان، استان مركزي و استان لرستان، كيفيت علوفه مراتع، نياز روزانه دام |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):69-73. |
| ديانتي تيلكي قاسم علي*,ميرجليلي علي بمان |
| * دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه تربيت مدرس |
|
در اين پژوهش، خوشخوراکي پنج گونه گياهي شامل Alhagi camelorume، Lolium perenne Haloxylon aphyllum, Glycyrrhiza glabra Artemisia Aucheri براي بره، ميش، بز نر؛ به روش وزني مورد بررسي قرار گرفت. جهت انجام مطالعه از طرح کاملا تصادفي استفاده شد و از هر گونه گياهي به ميزان 3 کيلوگرم علوفه در زمان يکسان برداشت و در درون ظروف پلاستيکي به طور تصادفي و در سه تکرار قرار داده شدند. سپس بهمدت 20 دقيقه دام ها از هر گروه 5 راس به طور جداگانه داخل محلهاي محصور شده که سطل ها به همراه علوفه قرار داشتند رها شدند، پس از پايان 20 دقيقه دام ها از محل خارج شده و علوفه باقيمانده در داخل سطل توزين گرديد. دام ها از نظر وزن، سن، نژاد و سلامتي در شرايط يکساني قرار داشتند و به مدت 5 روز با شرايط محل عادت داده شدند. نتايج نشان داد که به ترتيب گونه هاي Lolium perenne، Alhagi camelorume، Glycyrrhiza glabra، Haloxylon aphyllum، Artemisia aucheri براي ميش و بره خوشخوراک تر بوده و به ترتيب گونه هاي Alhagi camelorume، Haloxylon aphyllum، Glycyrrhiza glabra، Lolium perenne، Artemisia Aucheri براي بز نر خوشخوراک تر مي باشند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):74-79. |
| نيكخواه علي*,قاسمي ابراهيم |
| * دانشكده علوم زراعي و دامي، دانشگاه تهران |
|
به منظور مطالعه توان هضمي و تخميري گاوهاي سيستاني و گاوهاي هلشتاين از 4 راس گاو نر بالغ فيستوله گذاري شده (2 سيستاني و 2 هلشتاين) در قالب طرح چرخشي متوازن در 4 دوره مورد مطالعه قرار گرفتند. ميزان تجزيه پذيري در ساعت هاي مختلف انكوباسيون، سرعت ثابت تجزيه پذيري و تجزيه پذيري موثر ماده خشك و ديواره سلولي و پروتئين خام علوفه ها (علوفه يونجه و ذرت سيلو شده) بين دو نژاد يكسان بود (p>0.05)، در صورتي كه ميانگين روزانه غلظت كل اسيدهاي چرب فرار در گاوهاي نژاد هلشتاين بيشتر از گاوهاي نژاد سيستاني بود (p>0.05). غلظت نيتروژن آمونياكي، pH مايع شكمبه، جمعيت كل پروتوزوآهاي شكمبه و پروتوزوآهاي انتودينومورف در گاوهاي سيستاني بيشتر از گاوهاي هلشتاين بود (p>0.05). هرچند تفاوت معني داري در جمعيت پروتوزوآهاي هلوتريچ بين دو نژاد مشاهده نشد (p>0.05). با وجود برابري فراسنجه هاي هضمي بين دو نژاد، گاوهاي هلشتاين بازده بهتري از انرژي را به علت غلظت بالاتر اسيدهاي چرب فرار داشتند. غلظت بيشتر نيتروژن آمونياكي شكمبه گاوهاي سيستاني در زماني كه رشد ميكروبي شكمبه محدود باشد، (مثلا هنگام مصرف علوفه كم كيفيت)، مي تواند موجب پتانسيل هضمي بالاتر اين نژاد شود. |
| كليد واژه: گاو سيستاني، گاو هلشتاين، تخمير شكمبه اي، تجزيه پذيري، پروتوزوآهاي شكمبه |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):80-89. |
| ايلامي بهمن* |
| * مركز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي فارس |
|
به منظور بررسي توليد شير ميش ها و رشد بره هاي گوسفند تركي قشقايي، در سال هاي 1375، 1376 و 1377 به ترتيب 55، 106 و 95 راس ميش شيردوشي شد. ميش ها نسبت به هفته زايش گروه بندي و شيردوشي در دو هفته بعد از زايش شروع و در هر دو هفته يك بار و به مدت 10 دوره (140 روز) انجام شد. شيردوشي به دو روش دست دوش (براي سه سال) و روش توام دست دوش و وزن كشي بره قبل و بعد از شير خوردن (فقط براي سال 1377) انجام شد. بره ها در هنگام تولد و هر ماه يك بار توزين شدند. اثرات سال تحقيق، دوره شيردوشي، سن ميش، وزن ميش در هنگام زايمان و جنس بره بر شير توليدي مورد بررسي آماري قرار گرفت. ميانگين توليد شير روزانه دست دوش در يك دوره 140 روزه در سالهاي 75، 76 و 77 به ترتيب 363، 322 و 216 گرم و به صورت ميانگين در مدت سه سال 300 گرم بود. در سال 1377 و در يك دوره 112 روزه، ميانگين شير مكيده شده توسط بره 351 گرم در روز و ميانگين كل شير توليدي براي روش توام در اين دوره 394 گرم در روز بدست آمد. اثرات سال تحقيق، دوره شيردوشي، سن ميش و وزن ميش بر شير توليدي معني دار بود. اثر جنس بره بر شير توليدي و وزن ميش در هنگام زايمان معني دار نبود، ولي بر وزن تولد، يك، دو، سه و چهار ماهگي معني دار بود. ميانگين اضافه وزن روزانه بره هاي نر و ماده از تولد تا سن چهار ماهگي بهترتيب 170 و 146 گرم بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):90-98. |
| نيكخواه علي*,خضري امين,مرادي شهربابك محمد |
| * گروه علوم دامي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه تهران |
|
به منظور مطالعه اثرات طول قطعات يونجه و اندازه ذرات جيره كاملا مخلوط شده بر مصرف خوراك، pH مايع شكمبه، فعاليت جويدن، توليد و تركيبات شير گاوهاي شيرده هلشتاين تازه زا، چهار جيره غذايي (1، 2، 3 و 4) با تركيبات شيميايي و انرژي يكسان و طول قطعات متفاوت علوفه يونجه، در قالب طرح چرخشي متوازن بر روي 12 راس گاو هلشتاين با ميانگين 18±3 روز پس از زايش و ميانگين وزني 600±52 كيلوگرم استفاده گرديد. علوفه يونجه به وسيله علوفه خردكن با تورهاي با منافذ 20، 40، 60 و 100 ميلي متر خرد شد. ميانگين هندسي اندازه ذرات جيره هاي كاملا مخلوط شده و الياف موثر فيزيكي توري هاي با دستگاه پنسيلوانيا كه داراي سه الك و يك سيني بود، اندازه گيري شد. ميانگين هندسي اندازه ذرات براي جيره هاي 1 تا 4 به ترتيب 5.91, 4.60, 3.69 و 7.91 ميلي متر و الياف موثر فيزيكي جيره هاي آزمايشي به ترتيب برابر 25.03, 23.85, 22.96 و 26.10 درصد بود (p<0.05). ماده خشك مصرفي گاوهاي تغذيه شده با جيره حاوي ذرات كوچكتر (جيره 1)، بيشتر از جيره هاي ديگر بود (p<0.05). ميانگين توليد شير براي جيره 1، 2، 3 و 4 به ترتيب برابر 34.28±4.48, 35.04±4.4, 34.56±3.7, 33.8±4.25 كيلوگرم در روز بود و تركيبات آن در بين تيمارها تفاوت معني داري نداشت (p>0.05). در اين پژوهش با كاهش طول قطعات علوفه يونجه، pH مايع شكمبه به طور خطي كاهش يافت (p<0.05)، به طوري كه جيره 1 كمترين pH (و 5.96) و جيره 4 بيشترين pH و (6.4) را داشت. مدت زمان خوردن جيره (دقيقه در روز) با افزايش طول قطعات علوفه يونجه افزايش يافت. همچنين مدت زمان نشخوار كردن گاوها براي جيره ها متفاوت بود (p<0.05). |
| كليد واژه: طول قطعات علوفه يونجه، الياف موثر فيزيكي، ماده خشك مصرفي، شير توليدي، pH شكمبه، فعاليت جويدن |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):99-103. |
| خواجه نصيري شمس الملوك*,شيخي نريمان,حسيني مسعود |
| * آزمايشگاه تشخيص و كلينيك دامپزشكي پاستور، تهران |
|
فساد ميكروبي آب ميوه ها و صنايع وابسته به آن توسط باكتري آليسايكلو باسيلوس از اوايل دهه نود ميلادي مورد توجه جهانيان قرار گرفته است. اين باكتري هاگ دار گرما دوست سبب تغيير طعم و بوي آب ميوه هاي آماده مصرف شده ولي از نظر بهداشت انساني تاكنون گزارش خاصي منتشر نشده است. در اين تحقيق يكي از كنسانتره هاي آب ميوه هاي بسته بندي شده از نظر آلودگي به اين باكتري مورد ارزيابي قرار گرفت به طوري كه براي اولين بار در ايران جداسازي و شناسايي اين عامل از كنسانتره هاي آب انار صورت پذيرفت. اين باكتري با استفاده از محيط كشت اختصاصي جداسازي و خالص و بر اساس خصوصيات مورفولوژيكي و بيوشيميايي شناسايي گرديد. موارد ديگري از آلودگي در ساير آب ميوه هاي صادراتي نسبت به حضور اين باكتري نيز مورد ارزيابي قرار گرفتند كه موارد مثبت 35% است. جلوگيري از رشد اين باكتري، به خصوص در طول حداكثر مدت زمان نگهداري آب ميوه ها و همچنين تشخيص حضور يا عدم حضور اين باكتري در آب ميوه هاي صادراتي با توجه به ميزان حساسيت بالاي روش جداسازي به كار گرفته شده، از اهميتي محوري در تضمين صادرات آب ميوه ها برخوردار است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):104-108. |
| كارگرموخر روحاني*,مدني رسول,گلچين فر فريبا,تاج منش شبنم |
| * موسسه رازي |
|
آبله گوسفندي (SPV) و آبله بزي (GPV) و بيماري لامپي اسكيني گاو (LSD) جزء جنس كاپري پاكس از خانواده پاكس ويريده مي باشد. آبله گوسفند و بز جزء عوامل مهم بيماري آبله در گوسفند و بز در شمال و مركز افريقا، جنوب غربي و مركز آسيا و شبه قاره هند بوده و همچنين از جمله بيماريهاي مهم ويروسي گوسفند و بز در ايران نيز مي باشد. از جمله بيماريهاي مهم ديگري كه در بين گوسفندان و بزان ايران در گردش است بيماري اكتيماي مسري مي باشد كه همه ساله باعث تلفات و ضايعات فراوان در مراكز پرورش گوسفند و بز مي گردد. تست هاي سرولوژي مرسوم جهت تشخيص ويروس آبله گوسفند و بز به علت داشتن واكنش هاي متقاطع اين ويروس ها با ويروس عامل اكتيماي واگير از حساسيت چنداني برخوردار نبوده و معمولا با نتايج مثبت كاذب همراه است. جهت تعيين ميزان پادتن عليه ويروس آبله گوسفند و بز نياز به يك تست تشخيصي حساس و ويژه، بدون ايجاد واكنش هاي متقاطع با ويروس اكتيماي واگير مي باشد. جهت دستيابي به اين هدف از پروتئين 32 كه يك اپي توپ پادگني خاص ويروس آبله گوسفند و بز مي باشد و در ويروس اكتيماي واگير (Orf) وجود ندارد بهره گرفته شد. بدين ترتيب كه با خالص سازي اين پروتئين از ويروس واكسن آبله گوسفندي و بكارگيري آن در فاز جامد اليزا امكان دستيابي به ميزان پادتن اختصاصي عليه اين ويروس ها در سرم دام هاي واكسينه و بيمار بوجود آمد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):109-117. |
| صفري اميد*,بلداجي فتح اله |
| * گروه شيلات و محيط زيست، دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان |
|
مطالعه اي جهت تعيين اثر ميزان چربي بر رشد، راندمان استفاده از غذا و تركيب شيميايي بدن بچه ماهيان كپور علفخوار انجام شد. هفت جيره محتوي نيتروژن برابر (40 درصد پروتئين خام) و حاوي هفت سطح چربي (10، 8، 6، 4، 2، 0 و 12 درصد ماده خشك) در تيمارهاي سه تكراري در قالب طرح كاملا تصادفي با وزن اوليه 6.5±0.1 گرم به مدت 70 روز مورد تغذيه ماهيان قرار گرفتند. براي تجزيه و تحليل داده ها از آناليز واريانس يك طرفه و براي مقايسه ميانگين، آزمون دانكن از برنامه اس اي اس در سطح 0.05 درصد استفاده شد. مقدار چربي اضافي (10 و 12 درصد) منجر به كاهش معني دار مصرف غذا شد (P<0.05). بهترين عملكرد رشد و استفاده از غذا در جيره هاي حاوي 4-2 درصد چربي مشاهده شد. ماهيان تغذيه شده با جيره بدون چربي كمترين مقدار بازده نسبي و تثبيت پروتئين را داشتند. عملكرد رشد و استفاده از غذا با افزايش ميزان چربي جيره تا حدود 4 درصد افزايش يافت. اگر چه سطوح بالاتر (بالاتر از 4 درصد) منجر به كاهش عملكرد رشد و استفاده از غذا شد و هيچ گونه اثر همپوشاني پروتئين مشاهده نشد. مقدار تثبيت چربي با افزايش ميزان چربي جيره به طور معني داري كاهش يافت (p<0.05). با افزايش سطح چربي جيره، شاخص چربي روده بند روندي افزايشي و شاخص كبدي روندي كاهشي نشان داد. شاخص چربي روده بند افزايش يافته و تثبيت چربي همزمان كاهش يافته مي تواند با تفاوت در رشد توجيه شود. اثر مقدار چربي جيره بر تركيب شيميايي بافت ها تنها براي كل بدن و عضله معني دار بود (p<0.05). در مجموع، ماهي كپور علفخوار، ماهيي با نياز اندك به انرژي مي باشد و بايد از سطوح بالاي چربي جيره جلوگيري شود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):118-125. |
| نوروزي حسين*,ولي نسب تورج |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد كرمانشاه |
|
تحقيق موجود با عنوان برآورد ذخاير كفزيان در پاييز 1380 در آب هاي خليج فارس محدوده استان هرمزگان براي تخمين ذخاير سه گونه گوازيم دم رشته اي (Nemi pterus japoni cus) و گيش خال سفيد (Carangoi des malabari cus) و گيش چانه دار (Ulua mentalis) به روش مساحت جاروب شده به اجرا در آمد. محدوده اجرا پروژه از راس نايبند تا سيريك (محدوده جغرافيايي 45 52 شرقي تا 00 57 شرقي) و در سه لايه عمقي 10 تا 20 متر، 20 تا 30 متر و 30 تا 50 متر بود و بوسيله شناور صيادي فردوس 2 در 55 ايستگاه انجام شد. طي اين مطالعه گونه هاي مذكور شناسايي، تفكيك، توزين و بيومتري شده و اطلاعات حاصل با نرم افزارهاي Excel و SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و توده زنده هر يك از گونه ها به تفكيك عمق و منطقه تخمين زده شد و نقشه پراكنش آن ها با استفاده از نرم افزار جغرافيايي Arc view رسم گرديد. مجموع توده زنده گوازيم دم رشته اي 1140 تن تخمين زده شد و حداكثر آن به ميزان 433 تن در منطقه بندرعباس و سيريك و 422 تن در منطقه بندر چارك مشاهده گرديد و حداقل آن با 53 تن متعلق به منطقه بندر لنگه بود بيشترين بيوماس گوازيم دم رشته اي در لايه عمقي 30 تا 50 متر بود. مجموع توده زنده گيش خال سفيد 1697 تن مورد تخمين قرار گرفت و حداكثر آن مربوط به بندر چارك بوده و لايه عمقي 30 تا 50 متر حداكثر توده زنده را داشت. كل توده زنده گيش چانه دار 652 تن و حداكثر آن متعلق به بندر چارك تخمين زده شد و بيشترين بيوماس در لايه عمقي 30 تا 50 متر واقع شده بود، بيشترين فراواني طولي گوازيم دم رشته اي در طول هاي 16 تا 18 سانتي متر واقع شده بود و حداكثر فراواني طولي گيش خال سفيد و گيش چانه دار به ترتيب در طول هاي 19 تا 20 سانتي متر و 31 تا 33 سانتي متر مشاهده گرديد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):126-131. |
| پورطهماسب علي,وطن خواه محمود*,ميرزايي حميدرضا |
| * بخش علوم دامي، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي شهركرد |
|
عملکرد و فراسنجه هاي ژنتيکي صفات توليد مثلي گوسفندان لري بختياري با استفاده از تعداد 5374 ركورد مربوط به 1696 راس ميش، جمع آوري شده طي سال هاي 1368 تا 1383 در ايستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند لري بختياري (شولي) واقع در شهركرد، تحت مدل هاي حيواني خطي و آستانه اي و به صورت يک صفتي شامل اثر عوامل ثابت (سال و سن ميش) و اثر عوامل تصادفي ژنتيكي افزايشي ميش، محيطي دايمي ميش و باقي مانده مطالعه شد. ميانگين كل (انحراف معيار) صفات مورد بررسي به صورت 0.90 (0.30) براي ميزان آبستني، 1.05 (0.50) براي تعداد بره متولد شده به ازاي هر ميش در معرض آميزش، 1.01 (0.55) براي تعداد بره زنده متولد شده به ازاي هر ميش در معرض آميزش، 0.94 (0.55) براي تعداد بره شيرگيري شده به ازاي هر ميش در معرض آميزش و 1.05 (0.48) براي تعداد بره شيرگيري شده به ازاي هر ميش آبستن بودند. ضريب وراثت پذيري صفات به ترتيب 0.02, 0.04, 0.05, 0.01 و 0.06 با استفاده از مدل تجزيه خطي و 0.10, 0.08, 0.10, 0.08 و 0.23 با استفاده از مدل تجزيه آستانه اي برآورد شد. برآورد ضريب تکرارپذيري صفات نيز به ترتيب 0.09, 0.13, 0.13, 0.10 و 0.09 حاصل از تجزيه خطي و 0.56, 0.67, 0.56, 0.67 و 0.24 حاصل از تجزيه آستانه اي بود. نتايج اين مطالعه نشان داد که استفاده از مدل هاي آستانه اي براي تجزيه رکوردهاي صفات توليد مثلي در ارزيابي هاي ژنتيکي، در مقايسه با مدل هاي خطي، منجر به افزايش نسبي فراسنجه هاي ژنتيکي و افزايش دقت ارزيابي ها خواهد شد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):132-137. |
| البرزي عليرضا*,حقوقي راد ناصر,نداف هادي,نبوي ليلي |
| * دانشكده دامپزشكي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران |
|
در مطالعه آزمايشگاهي و تجربي حاضر به منظور ايجاد گوسفند دهنده O.circumcincta با روش كانولاگذاري شيردان و مقايسه آن با روش لوله معدي، شيردان يک بره 9 ماهه به روش جراحي کانولاگذاري گرديد. از تعدادي شيردان گوسفند تازه ذبح شده، تعداد 285 كرم نر و ماده بالغ O.circumcincta از آنها جداسازي، شناسايي و از طريق كانولا وارد شيردان گرديد. 5 روز بعد تخم اين نماتود در مدفوع بره و به تعداد كم ظاهر گرديد، و طي روزهاي بعد تا روز 55، تعداد تخم در گرم مدفوع (EPG) روزانه به طور متوسط 30±14 تعيين شد. حدود ده هزار نوزاد عفوني زا (L3) زنده حاصل از كشت مدفوع اين بره از طريق لوله معدي به بره ديگري كه 6 ماهه بود خورانده شد. در اين بره حدود 21-19 روز بعد تعداد بسيار كمي تخم مشاهده و سپس در روزهاي ديگر تعداد تخم ها زياد شد به نحوي كه متوسط تعداد تخم در گرم مدفوع آن 100±99 تخم در روز تعيين شد. ميانگين تعداد تخم تبديل شده به نوزاد مرحله سوم عفوني زا 35.1 درصد تعيين گرديد. گرچه تعداد تخم هاي حاصل از بره كانولاگذاري شده نسبت به بره آلوده شده از راه لوله معدي ظاهرا كمتر بود، ولي به نظر مي رسد كه روش كانولاگذاري بهخاطر مشخص بودن تعداد كرم هاي بالغ موجود در شيردان، دسترسي سريع تر به تخم و كشت آن، و جلوگيري از اتلاف چشمگير نوزادان كرم که ضمن عبور از لوله گوارشي در روش استفاده از لوله معدي ديده مي شود داراي امتيازات بيشتري باشد |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):138-143. |
| عباسي مختارعلي*,نجاتي جوارمي اردشير,واعظ ترشيزي رسول,عصفوري رحيم |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
هدف تحقيق حاضر مقايسه ميزان پيشرفت ژنتيكي، ارزش ژنوتيپي كل و ميزان همخوني حاصل از سه برنامه اصلاح نژاد گله مولد بسته، گله مولد باز و نر مرجع با روش شبيه سازي كامپيوتري و معرفي برنامه مناسب براي گوسفند بلوچي مي باشد. شبيه سازي اين برنامه ها با استفاده از زبان برنامه نويسي ويژوال بيسيك 6 نوشته شد. در اين برنامه ها شاخص انتخاب و هدف اصلاح نژاد شامل چهار صفت تعداد بره در هر زايش، وزن شيرگيري، ميانگين رشد روزانه و وزن پشم نشسته با ضرايب اقتصادي نسبي به ترتيب 0.424, 8, 240 و 1 بود. اين برنامه براي مدت 10 سال با 20 تكرار اجرا و پارامترهاي مورد نظر محاسبه شد. در برنامه گله مولد بسته ميزان پيشرفت ژنتيكي تجمعي پس از ده سال براي صفات تعداد بره در هر زايش، وزن شيرگيري، ميانگين افزايش وزن روزانه از شيرگيري تا شش ماهگي و وزن پشم نشسته به ترتيب 44.96, 1.342, 0.190 و 0.125 محاسبه شد. اين برآوردها در برنامه گله مولد باز به ترتيب 46.50, 1.355, 0.193 و 0.128 و در برنامه نر مرجع به ترتيب 52.48, 1.492, 0.197 و 0.138 بود. پيشرفت ژنتيكي حاصل از اجراي برنامه اصلاح نژاد نر مرجع براي كليه صفات مورد مطالعه بيشتر از گله مولد باز و بسته مي باشد. ميانگين افزايش سالانه ضريب همخوني در برنامه هاي گله مولد بسته، گله مولد باز و نر مرجع به ترتيب 0.095, 0.247 و 0.175 درصد محاسبه شد كه ضريب همخوني حاصل از اجراي برنامه گله مولد باز كمتر از دو برنامه ديگر بود. با توجه به زياد بودن ارزش ژنوتيپي كل و ميزان پيشرفت ژنتيكي صفات در برنامه نر مرجع، به نظر مي رسد اجراي اين برنامه مناسب تر از دو برنامه ديگر باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):144-149. |
| گنجور محمدسعيد*,كرباسي احمد,ميرجليلي علي |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد جهرم |
|
آزمايشات نشان داد که يکي از مشکلات پنير سفيد ايراني، ايجاد فساد گازي (Gas defect) است، که در طي آن ميکروارگانيسم هاي فسادگر با تجزيه مواد غذايي درون پنير سبب آزاد شدن گاز از جمله دي اکسيدکربن و بالطبع تورم بسته بندي پنير مي شوند. آزمايشات نشان دادند که باكتري هاي اسپوزا از عوامل مهم توليد گاز در پنير سفيد ايراني بودند. اين گونه باکتري ها از شير پاستوريزه شده نيز جداسازي شدند. به همين جهت اسپور آن ها در شير پاستوريزه باقي مانده و محصول نهايي را که پنير سفيد بود دچار اشکال مي کرد صحت اين موضوع با انجام آزمايش و شمارش اسپور در شير پاستوريزه شده تاييد شد. با توجه به اين كه اسپور اين گونه باكتري ها به پاستوريزاسيون مقاوم است. بنابراين براي مهار اين گونه باكتري ها در مواد لبني بايد روش خاصي بغير از پاستوريزاسيون به کار مي رفت به همين لحاظ پس از مطالعات و انجام آزمايشات مشخص شد که به کارگيري نژاد خاصي از باکتري Streptococcus lactis (صرفا نژاد مولد نيسين) به عنوان آغازگر (Starter) براي حل اين مشکل مناسب است، اين باکتري با توليد نيسين سبب مهار رشد باكتري هاي اسپورزا و در نتيجه باعث جلوگيري از توليد گاز در پنير توليدي شد. انجام آزمايشات متعدد نشان داد که به کارگيري بيش از 2 درصد از آغازگري که حاوي باکتري St. lactis (نژاد نيسين زا) بود نه تنها سبب مهار فساد گازي در پنيرهاي بسته بندي شد بلکه شمارش تعداد اسپور در پنيرهايي که داراي غلظت هاي بيشتري از آغازگر مذکور بودند به طور معني داري (p<0.001) با هم تفاوت داشت به طوري که تعداد اسپور در پنيرهايي که غلظت آغازگر آن ها بيشتر بود به ميزان قابل ملاحظه اي کمتر از پنيرهاي فاقد آغازگر بود. آزمايش ارگانولپتيکي نشان داد که پنيرهايي داراي بهترين طعم بودند که غلظت آغازگر آن ها بين 1 الي 2.5 درصد بوده است. افزايش 3 درصدي غلظت آغازگر سبب ايجاد طعم ترش در پنير مي شد و کاهش آن (کمتر از 2 در صد) فساد گازي را به همراه داشت. لذا پس از بررسي آماري بروش آناليز واريانس و از طريق آزمون آنوا بهترين غلظت توصيه شده، 2 الي 3 در صد از استارتر فوق الذکر بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):150-160. |
| رضايي جعفر*,درويشي باقر |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي ايلام |
|
در حال حاضر 20 مزرعه پرورش ماهي قزل آلا در استان ايلام فعال مي باشند، كه در اين مقاله مورد ارزيابي اقتصادي قرار گرفته اند. هدف اصلي از انجام اين پژوهش تعيين شاخص هاي ارزيابي اقتصادي مزارع پرورش ماهي قزل آلا در استان ايلام مي باشد. روش گردآوري اطلاعات در اين پژوهش به صورت پيمايشي و به شكل تمام شماري از كليه استخرهاي پرورش ماهي قزل آلا در استان ايلام بوده است كه با مراجعه به مزارع پرورش ماهي قزل آلا در دو شيوه سنتي و مدار بسته اطلاعات لازم از طريق پرسشنامه تهيه و تكميل شده است. جهت ارزيابي اقتصادي، ارزش خالص فعلي، نرخ بازگشت سرمايه و نسبت منافع به مخارج محاسبه گرديده است. مهمترين نتايج اين تحقيق به شرح ذيل مي باشد: نتايج بدست آمده براي شاخص ارزش خالص فعلي (NPV) و نسبت درآمد به هزينه (B/C) نشان دهنده آن است كه به جز 5 مزرعه بقيه واحدهاي توليدي فاقد توجيه اقتصادي مي باشند. نتايج حاصل از نرخ بازگشت سرمايه (ROR) نشان دهنده آن است كه با نرخ تنزيل 14% فقط 5 واحد توليدي از 20 واحد داراي توجيه اقتصادي هستند. اين امر حاكي از آنست كه اگر نرخ تنزيل را با توجه به سوبسيد 7% فرض كنيم به جز يك طرح 19 مزرعه ديگر همگي داراي توجيه اقتصادي مي باشند. با توجه به سه شاخص ارزيابي اقتصادي (ROR, B/C, NPV) از بين 20 واحد توليدي 5 واحد توليدي داراي توجيه اقتصادي هستند. پايين بودن سطح سواد، نگذراندن دوره هاي آموزشي، سابقه كم كارگران و مديريت مزارع، تغييرات مديريت مزارع، اختلاف بين ظرفيت اسمي و واقعي مزارع، تعداد زياد بچه ماهي ريخته شده در هر دوره، درصد تلفات بالا، بالا بودن طول مدت دوره پرورش، پايين بودن ضريب تبديل غذايي، عدم بيمه كل مزرعه، مي توانند از جمله عوامل تاثيرگذار در عدم توجيه اقتصادي مزارع پرورش ماهي قزل آلا در استان ايلام باشند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):161-167. |
| حسني سعيد*,بختياري فايندري اميد,سياح زاده هادي |
| * دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان |
|
مولفه هاي واريانس و ضريب وراثت پذيري مستقيم (h)، مادري (h) و نسبت واريانس محيطي دايمي مادري به واريانس فنوتيپي (c) برخي صفات اقتصادي گوسفند قره گل با استفاده از 1314 تا 2472 ركورد كه طي سالهاي 1373 تا 1379 در ايستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قره گل جمع آوري شده بود، برآورد گرديد. مولفه هاي واريانس براي محاسبه پارامترهاي ژنتيكي با روش حداكثر درستنمايي محدود شده (REML) با استفاده از مدلهاي حيواني مختلف برآورد شد و نتايج شش مدل كه از نظر تعداد اثرات موجود در مدل متفاوت بودند مورد مقايسه قرار گرفت. وراثت پذيري مستقيم اوزان تولد، شيرگيري (سه ماهگي)، شش ماهگي، نه ماهگي، يكسالگي وزن پشم و درجه پوست بر اساس مناسب ترين مدل، به ترتيب برابر با 0.20±0.06, 0.31±0.05, 0.29±0.05, 0.19±0.06, 0.19±0.05, 0.24±0.04 و 0.57±0.05 برآورد شد. وراثت پذيري مادري براي صفات وزن شش ماهگي و درجه پوست به ترتيب برابر با 0.02±0.03 و 0.08±0.02 برآورد گرديد. نسبت واريانس محيطي دايمي مادري به واريانس فنوتيپي براي صفات وزن تولد، وزن شيرگيري و وزن پشم به ترتيب 0.07, 0.11, 0.16 برآورد شد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |