پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):134-141. |
| قربانلي مه لقا,ميقاني فريبا*,اسدالهي بهاره |
| * موسسه تحقيقات گياه پزشكي كشور، بخش تحقيقات علفهاي هرز |
|
اثر غلظت هاي متفاوت مس كلريد بر غلظت كلروفيل، انباشتگي كربوهيدرات هاي محلول و نامحلول و شاخص هاي رشد مانند وزن خشك ريشه و ساقه، طول ريشه و ساقه و سطح برگ در دو رقم كلزا (پي اف و هايولا) در مرحله طوقه اي طي سال 1384 در گلخانه به صورت فاكتوريل در قالب طرح كاملا تصادفي با 4 تكرار و 4 تيمار (0، 100، 300 و 500 ميكرومولار مس كلريد) مورد بررسي قرار گرفت. در مجموع، با افزايش غلظت مس كلريد در محيط، كاهش غلظت كلروفيل و شاخص هاي رشد در ارقام مورد بررسي معني دار بود. اين كاهش در رقم هايولا چشمگيرتر از رقم پي اف بود. از سوي ديگر، انباشتگي كربوهيدرات هاي محلول و نامحلول در اندام هاي رقم پي اف بطور قابل ملاحظه اي بيش تر از رقم هايولا بود. بدين ترتيب، بنظر مي رسد رقم پي اف در مقايسه با رقم هايولا، توانايي بيشتري در تحمل تنش مس داشته باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):142-147. |
| سيدي صاحباري فرناز* |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي، استان آذربايجان شرقي |
|
چرخه زيستي آفت و روند تغييرات جمعيت مراحل مختلف آن بطور همزمان در مزرعه گندم و آزمايشگاه بخش تحقيقات آفات و بيماري هاي گياهي مركز تحقيقات كشاورزي استان آذربايجان شرقي طي سال زراعي 77- 1376 مورد مطالعه قرار گرفت. جهت انجام مطالعات مزرعه اي، يك جفت حشره نر و ماده بوسيله پارچه توري داخل قفس هاي فلزي در مزرعه گندم رقم الوند محصور گرديد و در شرايط آزمايشگاهي نيز از گياهان گلداني محصور شده با استوانه هاي پلاستيكي شفاف استفاده شد. مطالعات مزرعه اي نشان داد كه ميانگين تعداد تخم توليد شده به ازاي يك حشره ماده 49.2±12.13 و ميانگين طول دوره تخم ريزي 26.8±3.92 روز بوده است. 90.1 درصد از اين تخم ها تفريخ و تبديل به لارو نو رس شدند. ميانگين طول چرخه زيستي آفت از تخم تا حشره كامل 49 روز تعيين گرديد. ميانگين طول عمر حشرات نر و ماده در اين بررسي به ترتيب 21±0.24 و 24.5±0.16 روز محاسبه شد. در شرايط آزمايشگاهي، ميانگين تعداد تخم به ازاي يك حشره ماده 56.6±6.26 و ميانگين طول دوره تخم ريزي 18.4±1.51 روز بود كه 92% از اين تخم ها تبديل به لارو نو رس شدند. ميانگين طول چرخه زيستي آفت 40±2.5 روز محاسبه شد. ميانگين طول عمر حشرات نر و ماده در اين بررسي به ترتيب 19.5±1.5 و 23±1.2 روز تعيين گرديد. ميانگين دوره نشو و نماي جنيني در دماي 26- 27 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 45±5 درصد، حدودا 5 روز بوده و ميانگين طول سنين چهارگانه لاروي و پيش شفيرگي و شفيرگي در شرايط آزمايشگاه تعيين گرديد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):148-156. |
| نجفي حسين*,زند اسكندر |
| * بخش تحقيقات علف هاي هرز، موسسه تحقيقات گياه پزشكي كشور |
|
قياق (Sorghum halepense L.) سه آزمايش در سال هاي 1384 و 1385 در گلخانه ها و مزرعه تحقيقاتي موسسه تحقيقات گياه پزشكي اجرا شد. آزمايش اول گلداني و تيمارهاي مورد بررسي شامل طول ريزوم قياق (5، 10 و 15 سانتيمتر) عمق دفن ريزوم در خاك (5، 10 و 15 سانتيمتر) و كاربرد سه علف كش نيكوسولفورون، فورام سولفورون و ريم سولفورون (به ترتيب با دز مصرفي 1.5 ليتر در هكتار، 2 ليتر در هكتار و 30 گرم در هكتار) بودند. آزمايش دوم نيز در شرايط گلخانه ولي در بستر طبيعي اجرا و تيمارهاي آن شامل طول ريزوم (5 و 10 سانتيمتر) و تعداد دفعات قطع اندام هاي هوايي (1، 2 و 3 مرتبه) و همچنين كاربرد علف كش فورام سولفورون بود كه در مقدار 2 ليتر در هكتار و در مرحله 5 برگي قياق استفاده شد. دو طرح گلخانه اي در قالب آزمايشات فاكتوريل با طرح پايه بلوك هاي كامل تصادفي و 3 تكرار اجرا شدند. آزمايش مزرعه اي نيز در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 4 تكرار و 12 تيمار علف كش (علف كش نيكوسولفورون در مقادير 1.5, 1 و 2 ليتر ماده تجاري در هكتار، علف كش فورام سولفورون در مقادير 2, 1.5 و 2.5 ليتر در هكتار، علف كش ريم سولفورون در مقادير 20، 30 و 40 گرم در هكتار، مخلوط علف كش هاي آترازين و آلاكلر در مقادير 1+5 كيلوگرم در هكتار به صورت پيش كاشت، علف كش ارديكان به مقدار 6 كيلوگرم در هكتار به صورت پيش كاشت و مخلوط با خاك و تيمار شاهد با وجين) اجرا شد. نتايج آزمايش هاي گلخانه اي نشان داد كه با كاهش طول ريزوم و افزايش عمق استقرار آن در خاك، رشد اندامهاي هوايي ضعيف تر و ماده خشك توليدي توسط آن ها كمتر شد. اين امر درجه تاثير سم را نيز افزايش داد. در بين سموم مورد بررسي در اين آزمايشات، نيكوسولفورون بيشترين و ريم سولفورون كمترين تاثير را بر رشد قياق داشتند. با افزايش تعداد دفعات قطع اندام هاي هوايي نيز ذخيره غذايي ريزوم هاي قياق تخليه و ماده خشك توليدي توسط اندام هاي هوايي كاهش و درجه تاثير علف كش نيكوسولفورون افزايش يافت. نتايج آزمايش مزرعه اي نيز حاكي از برتري علف كشهاي فورام سولفورون و نيكوسولفورون در كنترل قياق بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):157-163. |
| باقري راد الهام*,ديانتي تيلكي قاسم علي,مصداقي منصور,اميرخاني معصومه |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
تعيين کيفيت علوفه گونه هاي موجود در مراتع يکي از مهمترين عواملي است که جهت مديريت صحيح مراتع لازم و ضروري است. مهمترين شاخص هاي کيفي گياهان عبارتست از ديواره سلولي عاري از همي سلولز ADF، فيبر خام CF، پروتئين خام CP و ماده خشک قابل هضم DMD و انرژي متابوليسمي (ME). تحقيق حاضر به منظور ارزيابي كيفيت علوفه سه گونه علف گندمي مهم Aeluropus lagopoides، Aeluropus littoralis Puccinellia distans در زيستگاههاي شور و قليايي منطقه اينچه برون استان گلستان با ارتفاع 10- متر از سطح دريا و بارندگي 181.5 ميلي متر در سال به مورد اجرا گذارده شده است. طي اين تحقيق با نمونه گيري از سه گونه در دو مرحله رشد رويشي و بذردهي از مراتع قرق منطقه در پنج تکرار، شاخصهاي كيفي ديواره سلولي عاري از همي سلولز، فيبر خام، پروتئين خام، انرژي متابوليسمي و ماده خشك قابل هضم اندازه گيري شدند و سپس اين شاخص ها در دو مرحله براي هر گونه با آزمون t غيرجفتي و براي هر سه گونه با آزمون F مقايسه شدند. کيفيت هر سه گونه در مرحله رويشي بيش تر از مرحله بذردهي بود كه افزايش پروتئين خام، ماده خشک قابل هضم، انرژي متابوليسمي و کاهش فيبر خام و ADF در مرحله رويشي تاکيدي بر اين مورد بود. در هر دو مرحله فنولوژيكي، كيفيت علوفه گونه Aeluropus lagopoides همواره بهتر از گونه littoralis و Aeluropus بود (p<0.05). گونه Puccinellia distans در مرحله رشد رويشي با گونه Aeluropus lagopoides و در مرحله بذردهي با گونه littoralis و Aeluropus از لحاظ عوامل مورد بررسي تفاوت معني داري نداشت (p<0.05). به طور كلي گونه Aeluropus lagopoides نسبت به دو گونه ديگر از كيفيت علوفه بالاتري برخوردار است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):164-170. |
| عبادي زهرا*,گرامي عباس,سامي كيانوش |
| * موسسه تحقيقات علوم دامي كشور، كرج، ايران |
|
چگونگي رشد و تكثير كرم خاكي (Eisenia fetida) بر روي ضايعات و بقاياي مختلف كشاورزي و صنعتي (تفاله گوجه فرنگي، ضايعات سيب زميني، تفاله جو، باگاس، خاك اره و خاك) در مخلوط با كود حيواني در سطوح 25، 50، 75 و 100% مورد بررسي قرار گرفت. نسبت رشد و توليدمثل، بيومس توليدي و افزايش وزن روزانه (ADG) E.fetida تعيين شد. اين تحقيق در قالب طرح كاملا تصادفي به صورت فاكتوريل 6´4 با يك تيمار شاهد در سه تكرار به اجرا درآمد. براي تعيين مناسب ترين بستر، از آناليز مولفه هاي اصلي (PCA) استفاده شد. نتايج بررسي نشان داد كه بين تيمارها و سطوح مختلف اختلاف معني دار (p<0.0001) از نظر نسبت هاي بازدهي و تكثير، توليد بيومس و ADG وجود دارد. بيشترين نسبت بازدهي و افزايش وزن در تيمار خاك اره مشاهده شد و اين نسبت در سطح 25% برابر با 69.48±13.20 (گرم ثانويه به گرم اوليه ) بدست آمد. بالاترين ميزان نسبت تكثير و تعداد كرم در بستر تفاله گوجه فرنگي مشاهده شد و اين نسبت در سطح 75% برابر با 74±8.75 (تعداد ثانويه به تعداد اوليه) به دست آمد. كمترين نسبت بازدهي و تكثير در تيمار تفاله جوديده شد (به ترتيب 6.64±1.09 گرم ثانويه به اوليه و 3.85±0.89 تعداد ثانويه به اوليه). حداكثر بيو مس در بسترهاي خاك اره و كود حيواني توليد شد و به ترتيب برابر 372.84 و 338.14 گرم و حداقل آن در تيمارهاي ضايعات سيب زميني و تفاله جو به ترتيب به مقدار 134.94 و 45.08 گرم بدست آمد. نتايج نشان مي دهد، كثرت جمعيت كرم در بستر تفاله گوجه فرنگي، منجر به كاهش ميزان افزايش وزن روزانه آن (5.52 ميليگرم/ كرم/روز) شده و بالعكس بالاترين سطح افزايش وزن روزانه متعلق به تيمار تفاله جو (25.63 ميليگرم/ كرم/روز) مي باشد. در مجموع نتايج اين مطالعه نشان داد كه بسترهاي تفاله گوجه فرنگي، خاك اره، باگاس، كود حيواني و خاك بهترين شرايط را براي رشد و تكثير كرم خاكي فراهم كرده اند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):171-178. |
| موسوي سيدحبيب اله*,خليليان صادق,وكيل پور محمدحسن |
| * دانشگاه شيراز |
|
كارايي در يك تعريف ساده عبارتست از نسبت ستانده به نهاده. با توجه به اين تعريف ساده از کارايي در مطالعه حاضر اقدام به تخمين کارايي فني محصول توليد سيب زميني به عنوان يکي از محصولات عمده الگوي کشت زراعي شهرستان شهرکرد گرديد. در اين مطالعه از روش برنامه ريزي رياضي همچنين از تکنيک متغير موهومي براي تمايز بين دو حالت استفاده و عدم استفاده از سيستم هاي آبياري تحت فشار استفاده گرديد که صفر بيانگر عدم استفاده و يک بيانگر استفاده ار سيستم هاي نوين آبياري مي باشد. متغير موهومي به کار گرفته شده در تابع به عنوان شاخصي از تغييرات تکنولوژيک در يک مقطع خاص از زمان نيز مي باشد. هدف اصلي اين پژوهش بررسي آثار استفاده ار سيستم هاي آبياري تحت فشار بر کارايي توليد محصول سيب زميني منطقه بوده است در حالي که ساير عوامل موثر در کاشت داشت و برداشت، براي کليه مزارع يکسان لحاظ شده است. نتايج مطالعه نشان مي دهد که در مزارعي که از سيستم هاي آبياري تحت فشار استفاده کرده اند کارايي فني به طور متوسط از 69.7? به 94? افزايش يافته است. همچنين در مزارع با سطح زير کشت بالاي 10 هکتار استفاده از سيستم هاي آبياري تحت فشار به افزايش بيشتري در کارايي فني توليد انجاميده است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):179-184. |
| بيرامي زاده ابراهيم*,آزادي پژمان |
| * بخش بيوتکنولوژي، مرکز ملي تحقيقات گل و گياهان زينتي محلات |
|
آنتوريوم از خانواده شيپوري سانان بوده و بومي منطقه مرکزي و جنوبي آمريکا مي باشد. ازدياد سنتي شامل جدا کردن پاجوش و قلمه زدن مي باشد. امروزه کشت بافت آنتوريوم به علت تکثير سريع و حذف بيماري ها اهميت خاصي دارد. در اين پژوهش ريز ازديادي A.andreanum با استفاده از روش شاخساره زايي مورد بررسي قرار گرفته است. اين تحقيق در مرکز ملي تحقيقات گل و گياهان زينتي محلات در طي سال هاي 84 -82 انجام شد. رقم مورد استفاده در اين پژوهش، ترا (Tera) و ريز نمونه استفاده شده قطعات برگ مي باشد که پس از تقسيم به قطعات 1´1 سانتي متري در پتري ديش کشت گرديد. براي ضد عفوني ريزنمونه ها از سديم هيپوکلريد 3 درصد به مدت نيم ساعت استفاده شد. براي القاي کالوس محيط MS همراه با 30 گرم بر ليتر ساکارز، 8 گرم بر ليتر آگار و هورمون D و 2,4-D با سطوح صفر تا 0.24 ميلي گرم برليتر و BA با سطوح 0.5 تا 1.5 ميلي گرم بر ليتر مورد استفاده قرار گرفت. ريز نمونهها تحت شرايط تاريکي و در دماي 25 درجه سانتي گراد نگهداري شدند. اين آزمايش به صورت فاکتوريل با طرح پايه کاملا تصادفي در 6 تکرار مورد بررسي قرار گرفت. براي القاي شاخساره زايي کالوس هاي حاصل به محيط حاوي BA با سطوح صفر تا 1 ميلي گرم بر ليتر منتقل شدند. نتايج آزمايش نشان داد که تيمار هورموني 0.16 ميلي گرم برليتر 2,4-D همراه با يک ميلي گرم بر ليتر BA بهترين جواب دهي را داشتند. همچنين محيط فاقد تنظيم کننده رشد داراي بهترين گياهچه ها از لحاظ تعداد، طول و اندازه برگ در محيط شاخساره زايي بود. گياهچه ها پس از طي مراحل سازگاري به گلخانه منتقل گرديدند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):185-197. |
| شريعتي محمدتقي*,عربيون ابوالقاسم |
| * مرکز تحقيقات و بررسي مسايل روستايي وزارت جهاد کشاورزي |
|
اگر چه انتخاب مديران براي تمامي سازمان ها يك جنبه استراتژيك دارد ولي اين موضوع در واحدهاي تحقيقاتي از اهميت ويژه اي برخوردار است زير اداره امور تحقيقاتي از جمله امور خاص و بعضا منحصر به فرد به شمار مي رود. مطالعه وضعيت مراكز پژوهشي در ايران روشن كننده اين نكته است که نحوه مديريت مراكز پژوهشي موجب كارآيي پايين و عملكرد نامناسب فعلي موسسات (تحقيقاتي) در كشور است. بررسي سوابق شيوه انتخاب مديران موسسه ها يا مراكز تحقيقاتي وزارتخانه ها و سازمان هاي مستقل دولتي داخل كشور نشان داد که تا سال 1380 ضوابط و معيارهايي وجود نداشته است. اين موضوع در ميان شاغلين 50 واحد تحقيقاتي جهاد سازندگي شامل: رييس و پژوهشگران فوق ليسانس و بالاتر با 1139 نفر و ساير كاركنان ليسانس و پايين تر بجز بي سوادها و روزمزدها با 5001 نفر مطالعه گرديد. با استفاده از روش انتساب متناسب به ترتيب تعداد 288 و 356 نمونه از دو گروه انتخاب گرديد. آلفاي كرونباخ جهت بررسي پايايي پرسشنامه 90 درصد محاسبه شد. مطالعه نشان داد که در باره انتخاب و انتصاب مديران واحدهاي تحقيقاتي وزارت جهادسازندگي از پژوهشگران و ساير كاركنان نظرخواهي نشده است. ولي موثرترين فرد در انتخاب مدير تحقيقاتي مدير بالاتر است. به صلاحيت علمي و مديريتي، مومن و پايبند بودن به ارزش ها و رابطه خوب و نزديك با مديران بالا به عنوان معيارهاي انتخاب مدير اشاره کردهاند. بيش از نيمي از آنها شيوه يا روشي كه تاكنون مدير انتخاب شده را درست نمي دانند. ولي اكثر يت مدرك دكتري، حداقل 2 سال تجربه در پست مديريت واحدهاي تحقيقاتي و آموزش مديريت تحقيقات يا مديريت قبل از انتصاب را از الزامات براي انتخاب مدير مي دانند. اگر چه پژوهشگران به صفت تخصص بالا و پايبندي ضعيف به ارزش ها بيش تر از پايبندي زياد به ارزش ها و تخصص پايين براي مدير واحد تحقيقاتي اعتقاد دارند ولي ساير کارکنان عکس اين نظر را دارند |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):2-8. |
| رجبي ذوالفقار*,بزرگمهري فرد محمدحسن,پيغمبري سيدمصطفي,اشرفي هلان جواد |
| * گروه علوم درمانگاهي، دانشکده دامپزشکي، دانشگاه تبريز |
|
ويروس لکوز پرندگان تحت گروه (ALV-J) J براي اولين بار در اواخر دهه 1980 در کشور انگلستان از جوجه هاي گوشتي جدا گرديد. اين ويروس حاصل نوترکيبي ويروس هاي اگزوژن و آندوژن لکوز طيور است. عفونت جوجه هاي گوشتي با اين ويروس باعث افزايش تلفات و کاهش توليد به خصوص در گله هاي اجداد و مادر گوشتي گشته و خسارات سنگيني به صنعت طيور گوشتي جهان وارد مي کند. در مطالعه حاضر از يک گله اجداد گوشتي که بررسي هاي سرولوژيکي و مولکولي به ويروس لکوز پرندگان تحت گروه J، آلوده بود نمونه هاي بافتي از 20 قطعه مرغ از استخوان جناغ، کبد، کليه، طحال و پيش معده برداشته شد و مورد مطالعه هيستوپاتولوژيک قرار گرفت. در پنج مورد از پرندگان تحت مطالعه ضايعات اختصاصي اين بيماري نظير تفاوت در اندازه و شکل هسته (آنيزوسيتوز)، بزرگي هسته (کاريومگالي)، اجسام مشکوک به گنجيدگي هاي ويروسي داخل سيتوپلاسمي و ادم بين سلولي شديد در سلول هاي عضلاني قلب و کانون هاي سلول هاي رده ميلوئيدي در بافت کبد تنها جلب توجه مي کرد. نتايج بدست آمده نشان داد که آلودگي يک گله به ويروس تحت گروه J لکوز پرندگان ممکن است هميشه منجر به بروز ضايعات ماكروسكوپيك و هيستوپاتولوژيك نشود. |
| كليد واژه: ويروس لکوز پرندگان، تحت گروه J، اجداد گوشتي، هيستوپاتولوژي |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):9-19. |
| عزيزي جعفر* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد رشت |
|
گوشت منبع اصلي تامين پروتئين حيواني مورد نياز بدن انسان است. مصرف سرانه سبد گوشت مصرفي در ايران در سال 1383 حدود 28 كيلوگرم بوده كه نسبت به مصرف سرانه گوشت جهان بسيار پايين است. با توجه به جمعيت جوان كشور و اهميت تامين پروتئين مورد نياز از يكطرف و افزايش تقاضاي گوشت در آينده از طرف ديگر، اين مقاله تلاش مي كند تا عرضه انواع گوشت در ايران را با استفاده از مدل بازار چندگانه مورد بررسي قرار داده و عوامل موثر بر عرضه گوشت و قيمت عمده فروشي هر يك را شناسايي نمايد. اين مطالعه در سال 1384 و با استفاده از آمار سري زماني مربوط به سالهاي 83-1350 انجام گرفته است. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه قيمت عمده فروشي و درآمد سرانه اثر مثبت بر عرضه هر يك از انواع گوشت داشته و هر سه نوع گوشت (گوشت مرغ، گوشت قرمز و گوشت ماهي) به طور جانشين با يكديگر عمل مي كنند. شاخص قيمت واردات و خالص واردات انواع گوشت بر عرضه داخلي و قيمت عمده فروشي آن ها موثر است. لذا، اتخاذ سياست واردات جهت كنترل قيمت عمده فروشي و حمايت از مصرف كننده در بلندمدت سبب كاهش عرضه انواع گوشت در داخل و نابودي ظرفيت هاي توليد داخلي مي گردد. هزينه جيره استاندارد در عرضه گوشت مرغ و قيمت عمده فروشي آن بسيار موثر است. از طرف ديگر شاخص قيمت گوشت مرغ، بر اساس تخمين تابع عرضه گوشت قرمز و گوشت ماهي، بر مقدار عرضه و قيمت عمده فروشي آن ها موثر خواهد بود. لذا، با توجه به پنج دوره توليد در سال گوشت مرغ، نوسان در هزينه جيره مرغ بر عرضه و قيمت بازار هر سه نوع گوشت موثر خواهد بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):20-28. |
| ياسمي مهران*,كيوان امين,وثوقي غلام حسين,احمدي محمدرضا,فرزين گهر مهرناز,فاطمي سيدمحمدرضا,ماهيانه عبدالحميد |
| * موسسه آموزش عالي علمي– كاربردي جهاد كشاورزي، گروه شيلات و آبزيان |
|
اين بررسي با هدف معرفي خانواده هاي اصلي و شناسايي گونه هاي راسته كفشك ماهي شكلان در سواحل آبهاي ساحلي خليج فارس در محدوده استان بوشهر از منطقه آبي ديلم در شمال غرب، تا خليج نايبند در جنوب شرق از فروردين 1382 تا خرداد 1383 با استفاده از روش مورفومتريك و مريستيك صورت پذيرفت. براي اين كار تعداد 311 نمونه ماهي، كه توسط تور ترال كف روب صيد شدند و يا از بازار فروش ماهي، در صيدگاه هاي عمده استان جمع آوري گرديدند، استفاده به عمل آمد. نمونه برداري به صورت فصلي در 11 منطقه انجام گرفت. در اين ماهيان 36 ويژگي شامل 18 ويژگي مورفومتريك (قابل اندازه گيري)، 11 ويژگي مريستيك (قابل شمارش) و 7 ويژگي ظاهري بدن براي نمونه ها مورد اندازه گيري و سنجش قرار گرفت. بررسي و آناليز داده هاي ثبت شده از ويژگي هاي مورفومتريك، رسم دندروگرام هاي مربوط به روش آناليز خوشه اي (Clustring) و تطبيق اطلاعات زيست سنجي و ريخت سنجي ماهيان بررسي شده با چك ليست شاخص مقايسه گونه ها مشخص نمود كه 5 خانواده اصلي و غالب شامل Parali chtidae, Cynoglossidae, Soleidae, Psettodidae, Bothi dae در منطقه وجود دارد و نتيجه حاكي از شناسايي گونه هاي خانواده هاي فوق الذكر حضور 17 گونه از اين ماهيان را در آبهاي ساحلي خليج فارس محدوده استان بوشهر به اثبات رسانيد. گونه هاي شناسايي شده عبارتند از: |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):29-34. |
| ناجي خوئي امير*,نجاتي جوارمي اردشير,طهماسبي غلامحسين |
| * دانشكده كشاورزي، دانشگاه تبريز |
|
بهترين راه براي حداكثر كردن سودآوري از طريق اصلاح نژاد، استفاده از ضرايب اقتصادي صفات به همراه ارزيابي ژنتيكي است. در اين تحقيق كليه هزينه ها و درآمدهاي دخيل در سيستم توليدي زنبور عسل برآورد شده و معادله سود بر اساس بيولوژي و نحوه پرورش كلني هاي زنبور عسل طراحي گرديد. با گرفتن مشتق جزيي از معادله سود در مبناي هر يك از صفات مورد مطالعه، معادلات ضرايب اقتصادي صفات به دست آمد. با جايگزين نمودن پارامترهاي اقتصادي در اين معادلات، مقادير عددي ضرايب اقتصادي براي صفات توليد عسل، رفتار دفاعي و بچه دهي به ترتيب -5370.2, +7417.38 و -15886.4 محاسبه گرديد. اين ضرايب نشان مي دهد كه جهت گيري برنامه هاي اصلاح نژاد زنبور عسل بايستي در جهت افزايش ميانگين توليد عسل و كاهش ميانگين صفات بچه دهي و رفتار دفاعي انجام بگيرد. در اين تحقيق ما از شبيه سازي به روش مونته كارلو استفاده کرده و ضرايب اقتصادي صفات توليد عسل، رفتار دفاعي و بچه دهي را كه با استفاده از يك معادله سود محاسبه شده بود مورد آزمون قرار داديم. به اين صورت كه فنوتيپ كلني ها براي صفات مورد نظر شبيه سازي شده و بهترين كلني ها بر اساس برآورد ژنوتيپ كل طي نسل هاي پي در پي انتخاب شدند. نتايج به دست آمده نشان داد كه ضرايب اقتصادي به كار گرفته شده براي سه صفت مورد نظر سبب شد تغييرات ژنتيكي مطلوب رخ دهد و در حاليكه ميانگين توليد عسل در هر نسل افزايش يافت همزمان ميانگين صفات رفتار دفاعي و بچه دهي نيز كاهش يافت. برتري اين روش نسبت به استفاده عملي از ضرايب اقتصادي اين است كه براي رسيدن به پاسخ نياز به زمان طولاني نداشته و از صرف هزينه هاي زياد جلوگيري مي كند و اگر اشتباهي در محاسبه ضرايب اقتصادي رخ داده باشد، همواره امكان تصحيح آن قبل از كاربرد عملي وجود خواهد داشت. |
| كليد واژه: زنبور عسل، اصلاح نژاد، ضرايب اقتصادي، شبيه سازي مونته کارلو |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):35-42. |
| علاف نويريان حميد*,شعباني پور نادر,زماني كياسج محله حسينعلي,خادم هنگامه |
| * گروه شيلات، دانشكده منابع طبيعي صومعه سرا، دانشگاه گيلان |
|
به منظور بررسي اثرات سطوح مختلف چربي بر روي معيارهاي شاخص رشد بچه ماهي سفيد جنوب درياي خزر يك آزمايش تغديه اي به مدت 8 هفته بر روي بچه ماهيان 2 گرمي جهت دستيابي به ميزان مطلوب احتياجات چربي انجام گرفت. چهار سطح مختلف از چربي شامل 3، 6، 9 و 12 درصد با پروتئين ثابت (Isoprotein) و انرژي قابل هضم 3000 تا 3200 كيلوكالري/كيلوگرم جيره در اين تحقيق در نظر گرفته شد. اين آزمايش با 4 تيمار و سه تكرار براي هر يك درون مخازن فايبرگلاسي 400 ليتري كه با 300 ليتر آب تازه پر شده و روزانه 60 درصد آب تعويض مي شد، انجام گرفت. همچنين تعداد 240 عدد بچه ماهي سفيد با ميانگين وزن 2±0.4 گرم در قالب طرح كاملا تصادفي بين 12 عدد مخزن توزيع گرديدند. معيارها و شاخص رشد مانند افزايش وزن يا رشد مطلق (WG)، درصد رشد نسبي (RGR)، ضريب تبديل غذا (FCR)، ارزش توليد چربي (PLV) و درصد بقا در سطوح چربي 6 و 9 درصد اختلاف معني داري را نشان نمي دهند (p>0.05)، در حاليكه با افزايش چربي به ميزان 12 درصد و در تيمار 4، تمامي معيارهاي شاخص رشد بهبود يافته و اختلاف معني داري را نشان مي دهند (p<0.05) تيمار 1 با حداقل چربي 3 درصد با ساير تيمارها داراي اختلاف معني داري است (p<0.05)، معيارها و شاخص رشد در اين تيمار عدم بهبود را نشان مي دهند. تركيبات مغزي لاشه بدن بچه ماهي سفيد در تيمار 4 بهبود يافته و اختلاف معني داري را با ساير تيمارها نشان مي دهد (p<0.05). |
| كليد واژه: بچه ماهي سفيد جنوب درياي خزر، تعديه، چربي، شاخص هاي رشد، آناليز لاشه |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):43-50. |
| روغني ابراهيم*,عرب مسعود,ضميري محمدجواد,خليفه عبداله |
| * دانشکده کشاورزي، دانشگاه شيراز |
|
اثر نوعي زئوليت طبيعي (كلينوپتيلوليت)، بر عملكرد پرواري و ويژگي هاي لاشه، در يك طرح كاملا تصادفي در سه گروه گوساله هاي نر هولشتاين و براي يك دوره پرواري 160 روزه بررسي شد. ميانگين وزني گوساله ها در شروع آزمايش 188±28 كيلوگرم بود. گوساله ها، با جيره كاملا مخلوط (TMR) و به صورت آزاد و انفرادي تغذيه شدند. با استفاده از جداول استاندارد (23) NRCجيره پايه اي با نسبت کنسانتره به علوفه 50 به 50 تنظيم گرديد. جيره پايه داراي 2.67 مگاکالري در کيلوگرم انرژي قابل متابوليسم و 13.4 درصد پروتئين خام بود. ميزان و تركيب مواد خوراكي جيره هاي آزمايش به غير از نوع غني سازي سيلاژ ذرت و مصرف زئوليت، يكسان بودند، به طوري كه در گروه 1، سيلاژ ذرت غني نشده، گروه 2، سيلاژ ذرت غني شده با يك درصد اوره و گروه 3، سيلاژ ذرت غني شده با يك درصد اوره و 3 درصد زئوليت اضافه شده به بخش کنسانتره اي جيره استفاده شد. اجزاي جيره ها شامل سيلاژ ذرت، يونجه خشك، دانه جو، ذرت دانه اي، كنجاله پنبه دانه، سنگ آهك و نمك بود. گوساله ها هر 20 روز يكبار وزن كشي شدند. پس از پايان آزمايش تمام گوساله ها خونگيري، كشتار و لاشه آن ها مورد تفکيک فيزيکي قرار گرفت. گوشت راسته بين دنده هاي 9 تا 12 گوساله ها جهت تعيين تركيبات شيميايي مورد استفاده قرار گرفت. ميانگين افزايش وزن (به ترتيب 175.80, 169.60 و 174.00 کيلوگرم براي جيره هاي 1 تا 3)، ضريب تبديل غذايي (به ترتيب 6.56, 6.73 و 6.72 براي جيره هاي 1 تا 3) در كل دوره پروار و نيز غلظت هاي سديم و پتاسيم سرم خون گوساله ها، در گروه هاي آزمايشي اختلاف معني داري نداشتند (p<0.05) اما افزودن اوره (جيره 2) و اوره و زئوليت (جيره 3) موجب افزايش مصرف ماده خشک (p<0.05) گرديد (به ترتيب براي جيره هاي 1، 2 و 3 برابر 1146.84, 1136.80 و 1156.40 کيلوگرم بود). در عين حال افزودن زئوليت موجب افزايش درصد خاكستر، پروتئين و كاهش درصد چربي در گوشت بدون استخوان بين دنده هاي 9 تا 12 گرديد اگر چه تفاوت آن ها معني دار نبود. سطح مقطع عضله راسته در جيره هاي مختلف معني دار بود (p<0.05) و به ترتيب بيشترين و كمترين آن مربوط به جيره داراي زئوليت و جيره داراي اوره تنها (86.60 در مقابل 72.27 سانتي متر مربع) بود. با توجه به نتايج به دست آمده تحت شرايط اين آزمايش، به نظر مي رسد که عليرغم اثرات مثبت بر مصرف ماده خشک و بعضي از خصوصيات لاشه، افزودن زئوليت تاثير مثبتي بر عملکرد گوساله هاي پرواري نداشت. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در امور دام و آبزيان):51-59. |
| مهاجري داريوش*,دوستار يوسف,ميرزايي حميد |
| * بخش پاتولوژي، گروه پاتوبيولوژي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تبريز |
|
در اين بررسي نمونه برداري از موارد پاتولوژيك روده طيور كالبد گشايي شده در درمانگاه هاي طيور شهرستان تبريز به طور تصادفي از بين لاشه هاي ارجاعي متعلق به گله هاي مختلف با علايم كالبدگشايي حاكي از آنتريت، در يك دوره 6 ماهه انجام گرديد كه تعداد 70 نمونه اخذ و از نظر هيستوپاتولوژي مورد بررسي قرار گرفت. از نظر اپيدميولوژي ميزان بروز آنتريت در سنين و نژادهاي مختلف و در دو جنس نر و ماده مورد مطالعه قرار گرفت. طبق آزمون خي دو، ميزان ابتلا طيور گوشتي به آنتريت (78.57%) به طور معني دار بيشتر از سايرين بود (p<0.01) و ميزان ابتلا آن ها در سن 4 تا 6 هفتگي به طور معني دار بيشتر از سنين ديگر بود (p<0.01). همچنين طبق آزمون فوق، رابطه معني داري بين جنس و سن ابتلا مشاهده شد (p<0.01)، به طوري كه اكثر موارد ابتلا در جنس نر (64.9%) در سن 4 تا 6 هفتگي و در جنس ماده (42.1%) در سن 1 تا 3 هفتگي مشاهده گرديد. همچنين مشخص شد كه آنتريت نوع كاتارال (51.43%) و در مراحل بعدي انواع هموراژيك و نكروتيك به طور معني دار بيشتر از ساير موارد اتفاق ميافتد (p<0.01). تعداد موارد نژاد راس مبتلا به آنتريت (45.71%) به طور معني دار بيشتر از ساير نژادها بود (p<0.05). آزمون رابطه بين نژاد و نوع آنتريت، ارتباط معني داري را نشان نداد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |