پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):88-97. |
| حسام زاده حجازي سيدمحسن*,عاليداعي حميد,ضيايي نسب مهدي |
| * موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع |
|
براي بررسي تنوع سيتوژنتيكي جنس آتريپلكس از طريق سيستم آناليز تصويري، كاريوتيپ 17 جمعيت متعلق به 10 گونه مختلف در سلول هاي مريستم انتهايي ريشه مطالعه شد. تعداد كروموزوم هاي پايه در كليه جمعيت هاي مورد بررسي x=9 بود اما از لحاظ سطوح پلوئيدي تنوع وجود داشت. بر اساس جدول دو طرفه Stebbins همه جمعيت ها در كلاس 1A قرار گرفتند كه اين امر مويد كاريوتيپ متقارن جمعيت ها بود. نتايج تجزيه واريانس داده هاي حاصل از كليه صفات مورد مطالعه در قالب طرح كاملا تصادفي نشان داد كه بين جمعيت ها اختلاف معني داري در سطح 1% وجود دارد كه اين امر مويد وجود تنوع كروموزومي در ژرم پلاسم مورد بررسي بود. تجزيه به مولفه هاي اصلي نشان داد كه، دو مولفه اول و دوم بهترتيب 51.25 و 47.50 درصد از واريانس موجود بين جمعيت ها را توجيه نمودند. در مولفه اول صفات طول بازوي كوتاه و طول كل كروموزوم و در مولفه دوم صفات شاخص سانترومري، درصد شكل كلي، نسبت بازوها و طول بازوي بلند بيشترين سهم را در واريانس بين جمعيت ها داشتند. به منظورگروه بندي جمعيت ها بر اساس صفات كاريوتيپي، تجريه كلاستر به روش Ward انجام شد كه با برش دندروگرام در فاصله اقليدسي 2.87 جمعيت ها در چهار كلاس مختلف قرار گرفتند. در اين بررسي بيشترين فاصله بين دو گونه A.aucheri و A.halimus مشاهده شد كه به ترتيب داراي فرم بوته اي و درختچه اي بودند و كمترين فاصله نيز بين دو گونه A.leucoclada نمونه يزد و A.nitens نمونه (هراز 1) وجود داشت كه هر دو داراي فرم بوته اي بودند. دياگرام حاصل از پراكنش جمعيت ها بر اساس دو مولفه اصلي اول و دوم، جمعيت هاي مورد بررسي را در چهار گروه متمايز قرار داد كه اين امر مويد نتايج حاصل از تجزيه كلاستر بود. در تجزيه كلاستر (UPGMA) بر اساس دو پارامتر A (شاخص نامتقارن بودن درون كروموزومي) و A (شاخص نامتقارن بودن بين كروموزومي)، با برش دندروگرام در فاصله 1.83 جمعيت ها از لحاظ تكاملي در سه گروه متمايز قرار گرفتند. بر اين اساس دو گونه A.aucheri و A.lentiformis نمونه يزد بيشترين فاصله را نشان دادند و كمترين فاصله بين دو گونه A.micrantha و A.tatarica مشاهده شد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):98-104. |
| سياهي پوربالاده ذوق علي,امان زاده بيت اله |
|
دارتالاب (Taxodium distichum (L.) Rich) از گونه هاي خزان كننده و سريع الرشد بوده و به صورت طبيعي در سواحل خليج مكزيك و اقيانوس اطلس گسترده است. اين گونه در رويشگاه هاي طبيعي خود با تنه صاف و مستقيم به قطر 1 تا 1.7 متر و به ارتفاع 40 متر گزارش شده است. در سال 1372 طرح تحقيقاتي آزمايش فاصله كاشت با اين گونه در سه تكرار و چهـار تيمـار در اراضـي مانـدابـي واقع در منطقه هفت دغنان از توابع شهرستان رضوانشهر با عرض جغرافيائي 3728’ شمالي و طول جغرافيايي 49??’ شرقي بـه اجـرا در آمـد. تيمـارها عبارتنـد از فواصل كشت (2.5´2.5), (2´2), (2´1.8) و (3´3) متر. در هر كرت 200 اصله نهال كشت گرديد. قطر در ارتفاع يقه قبل از رسيدن ارتفاع نهال تا 1.30 و قطر در ارتفاع برابر سينه بعد از آن همچنين ارتفاع كل نهال ها هر سال اندازه گيري شد. در اين تحقيق درصد زنده ماني، پارامترهاي رويشي (قطر، ارتفاع، سطح مقطع) ارزيابي و روابط بين آنان نظير ضريب قد کشيدگي و رابطه بين قطر و ارتفاع و... محاسبه و برآورد گرديد. نتايج نشان داد كه متوسط نرخ زنده ماني 84.5 درصد، ميانگين رويش ارتفاعي سالانه 55 سانتيمتر، ميانگين رويش قطري سالانه 6 ميليمتر، متوسط سطح مقطع 16.28 متر مربع و ضريب قد کشيدگي برابر 77.8 بود. همچنين مشخص شد كه مقدار رويش ارتفاعي و قطري اين گونه در مقايسه با مبدا آن از وضعيت مناسبي برخوردار مي باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):105-112. |
| بانج شفيعي عباس*,اكبري نيا مسلم,جلالي سيدغلامعلي,عزيزي پيروز,حسيني سيدمحسن |
| * گروه جنگل داري، دانشگاه اروميه |
|
منطقه مورد مطالعه در سال 1377 دچار حريق سطحي با شدت زياد گرديد و پس از گذشت 7 سال از وقوع آتش سوزي، به منظور بررسي اثرات آتش سوزي بر تركيب گونه ها، ساختار و استقرار زادآوري جنگل اقدام به انجام اين تحقيق گرديد. پس از مشخص نمودن منطقه مورد مطالعه در قسمت آتش سوزي شده و آتش سوزي نشده با استفاده از شبكه آماربرداري 100´200 متر با نقطه شروع تصادفي و قطعات نمونه 1000 مترمربعي اقدام به ثبت عوامل رويشگاهي، نوع گونه، قطر برابر سينه و وضعيت درخت از نظر سوختگي گرديد. همچنين براي بررسي زادآوري، در هر قطعه نمونه، 4 ميكروپلات 25 مترمربعي تعبيه و در آن تعداد و نوع نهال ها ثبت گرديدند. نتايج نشان دادند كه آتش سوزي باعث كاهش تعداد در هكتار درختان، درصد تاج پوشش و افزايش تعداد در هكتار درختان خشك شده در منطقه آتش سوزي شده گرديد. بين دو منطقه آتش سوزي شده و آتش سوزي نشده از نظر ميانگين تعداد در هكتار زادآوري مجموع گونه ها اختلاف معني داري مشاهده نگرديد اما بين تك تك گونه ها اختلاف معني دار وجود دارد. در مجموع مي توان چنين بيان نمود كه آتش سوزي در اين قسمت از جنگل اگرچه باعث تغيير ناهمسالي جنگل نگرديد اما با از بين بردن درختان كم قطر و جايگزين نمودن زادآوري گونه هاي سايه پسند و مرغوب نظير راش با گونه هاي نورپسند و پيشگام نظير افرا سبب دور شدن جنگل از حالت اوليه گرديد. همچنين درصد بالاي درختان خشك و ناسالم در منطقه آتش سوزي شده مويد اين نكته است كه پس از گذشت 7 سال از وقوع آتش سوزي، جنگل نتوانسته به تنهايي خود را بازيابي نموده و نياز به دخالت هاي جنگلشناسي نظير انجام عمليات پرورشي در جهت كمك به استقرار زادآوري گونه هاي مرغوب احساس مي گردد. |
| كليد واژه: ساختار، زادآوري، چلير، خيرودكنار، آتش سوزي جنگل |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):113-121. |
| فرزانه حسين*,علي احمدكروري سودابه,جليلي عادل,متيني زاده محمد,تيموري مريم |
| * خراسان، سبزوار |
|
تاغ (Haloxylon sp.) از گونه هاي گياهي است كه در مناطق خشك، نسبت به بافت سبك بدون شوري و يا شوري كم سازگاري دارد و سفره آب زيرزميني خيلي پايين و رطوبت هواي بسيار اندك را مي پسندد. غالب گونه هاي تاغ در سخت ترين شرايط محيط هاي خشك و بياباني به ويژه در شنزارهاي اين مناطق مشاهده مي شوند و يكي از مهم ترين گياهاني است كه از گذشته تاكنون براي تثبيت شن هاي روان استفاده شده است. اين گياه از اهميت ويژه اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي برخوردار بوده است به طوري كه جو وحيات آرام ساكنان مناطق بياباني كشور مديون اين گونه گياهي است. جهت بررسي همزيستي تاغ با قارچ هاي ميكوريزي تحقيقاتي در سطح تاغ زارهاي دست كاشت در منطقه دشت سبزوار كه از شرق تا غرب اين شهرستان گسترس دارد صورت گرفت. در اين بررسي فراواني اسپور و نوع قارچ هاي همزيست با تاغ با نمونه برداري ازعمق 0-30 سانتيمتري خاك ريز و سفر ريشه و همچنين ريشه تعيين گرديد، نتايج حاصل بيانگر اين است كه گونه هاي مورد بررسي تاغ H.persicum) و (H.aphyllumm داراي همزيستي از نوع آربسكولار هستند. فرواني و تنوع اسپور قارچ هاي ميكوريزي در تاغ زارهاي منطقه دشت زر (حارث آباد) به مراتب بيشتر از مناطق ديگر مي باشد. بررسي هاي به عمل آمده نشان داد كه گونه هاي مختلفي از جنس هاي Glomus و Acaulospora در خاك تاغ زارهاي مورد بررسي حضور دارند. |
| كليد واژه: تاغ، بيابان، ميكوريز، آربسكولار، سبزوار |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):122-128. |
| اكبري نيا احمد*,كرامتي طرقي مجيد,هادي تواتري محمدحسين |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي قزوين |
|
گاوزبان ايراني تحت عنوان گل گاوزبان از گذشته هاي دور به عنوان گياه دارويي سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. تحقيقات جديد نشان داده است كه دم كرده گل هاي اين گياه در افزايش سيستم ايمني بدن موثر است. اين گياه به صورت خودرو در مناطق شمالي كشور و استان قزوين پراكنش دارد. همچنين به صورت محدود در اين مناطق زراعت مي شود. به منظور بررسي تاثير دور آبياري بر عملكرد محصول اقتصادي گل گاوزبان آزمايشي در سال هاي 79-1376 در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي الموت قزوين به اجرا در آمد. چهار تيمار دورآبياري شامل (بدون آبياري)، 7، 14و 21 روز يكبار در يك طرح بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار بر عملكرد گل گاوزبان مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج نشان داد در تمامي تيمارها بيشترين عملكرد گل مربوط به سال هاي دوم و سوم آزمايش بود. با افزايش دفعات آبياري عملكرد گل نيز افزايش يافت. بيشترين عملكرد گل مربوط به تيمار دور آبياري 7 روز يكبار و در سال دوم به ميزان 420 كيلوگرم در هكتار بود. اين مقدار در شرايط بدون آبياري به 135 كيلوگرم در هكتار كاهش يافت. طول دوره گلدهي نيز با افزايش آب آبياري روند صعودي داشت. طول دوره گلدهي در دور آبياري 7 روز بيش از 2 برابر آن در شرايط بدون آبياري بود. كارايي مصرف آب در سال دوم آزمايش با بيشترين توليد محصول سالانه براي دور آبياري 7، 14 و 21 روز بهترتيب 70، 98 و 91 گرم گل خشك براي هر متر مكعب آب بود. دور آبياري 14 روز (تيمار 3000 متر مكعب) به ميزان 44 گرم بر مترمكعب بيشترين ميزان را نسبت به تيمار بدون آبياري دارا بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):129-135. |
| فتاحي محمدمهدي*,نوروزي علي اكبر,آبكار علي اكبر,خلخالي سيدعلي |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم |
|
داده هاي ماهواره اي به دليل ديد وسيع و يكپارچه، در برگرفتن بخش عمده اي از طيف الكترومغناطيسي و به روز بودن تصاوير براي تهيه نقشه هاي استفاده از اراضي مناسب مي باشند. اين تحقيق با هدف معرفي مناسب ترين روش تهيه نقشه استفاده از اراضي و با استفاده از داده هاي رقومي ETM و IRS (سنجنده هاي PAN و (Liss III در منطقه دشت قم به وسعت 183853 هكتار انجام شد. پس از تصحيحات لازم و پيش پردازش هاي اوليه تصاوير، اقدام به طبقه بندي داده ها به چهار روش مختلف گرديد. در طبقه بندي به روش استفاده از شاخص هاي گياهي، بالاترين دقت را شاخص PVI سنجنده ETM (با دقت كلي 40.80 درصد و ضريب كاپاي 0.29) نشان داده است. در طبقه بندي نظارت شده تك باند به روش برش تراكمي (Density Slicing)، بالاترين دقت مربوط به باند 1 سنجنده ETM با دقت كلي 17.41 درصد و ضريب كاپاي 0.004 مي باشد. نتايج نشان داد كه روش هاي استفاده از شاخص هاي گياهي و نظارت شده تك باند به دليل تداخل طيفي پديده ها و محدود بودن دامنه تعريف طبقه هاي طبقه بندي و مخلوط شدن طبقات طيفي، نمي تواند به عنوان يك روش كامل و مستقل طبقه بندي تصاوير ماهواره اي مورد استفاده قرار گيرد و تنها براي تفكيك حداكثر 2 تا 3 طبقه يا كمك به تشخيص و تفكيك برخي پديده ها كاربرد دارد. در طبقه بندي نظارت شده چند باند، بالاترين دقت مربوط به روش حداكثر احتمال با دقت كلي 71.95 درصد و ضريب كاپاي 0.67 است. روش هيبريد (تركيب طبقه بندي نظارت نشده و طبقه بندي نظارت شده) با دقت كلي 76.42 درصد و ضريب كاپاي 0.72، بالاترين دقت و بهترين نتيجه بين چهار روش مختلف طبقه بندي را دارا مي باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):136-143. |
| زارع چاهوكي محمدعلي*,جعفري محمد,آذرنيوند حسين,مقدم محمدرضا,فرح پور مهدي,شفيع زاده نصرآبادي مرجان |
| * دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران |
|
اين تحقيق به منظور بررسي رابطه بين حضور گونه هاي گياهي با عوامل محيطي در مراتع پشتكوه استان يزد انجام شد. بعد از تهيه نقشه پوشش گياهي در منطقه معرف هر تيپ رويشي به روش تصادفي- سيستماتيك نمونه برداري صورت گرفت. اندازه پلات هاي نمونه برداري با توجه به نوع و پراكنش گونه هاي گياهي به روش حداقل سطح تعيين گرديد. با توجه به همگن بودن تغييرات پوشش گياهي و عوامل محيطي جمعا در 10 پلات نمونه برداري از عوامل محيطي و پوشش گياهي انجام شد. در داخل پلات ها، فهرست گياهان موجود، درصد تاج پوشش و تعداد گياهان تعيين گرديد. همچنين در داخل هر پلات، پروفيل حفر شد كه با توجه به مرز تفكيك افق ها در منطقه و نوع گياهان موجود از دو عمق 0-30 و 30-60 سانتي متر نمونه خاك برداشت شد و خصوصيات درصد رس، سيلت، ماسه، آهك، گچ، اسيديته، هدايت الكتريكي، سديم، كلسيم، منيزيم، كلريد، كربنات، بي كربنات و سولفات اندازه گيري گرديد. به علاوه ويژگي هاي محيطي هر سايت نمونه برداري نظير ارتفاع از سطح دريا، شيب و جهت نيز ثبت شد. به منظور تعيين رابطه بين حضور گونه هاي گياهي از رگرسيون لجستيك استفاده شد. نتايج نشان داد كه مهمترين خصوصيات خاك موثر در تفكيك تيپ هاي رويشي منطقه مورد مطالعه، آهك، سنگريزه، رطوبت اشباع، گچ و هدايت الكتريكي است. با توجه به روابط بدست آمده حضور گونه Artemisia sieberi با هدايت الكتريكي عمق دوم رابطه معكوس دارد. از خصوصيات خاك كه در ظهور گونه Dorema ammoniacum نقش دارند، رطوبت اشباع عمق دوم و درصد سنگريزه و آهك عمق اول هستند، بطوري كه حضور گونه مذكور با اين خصوصيات رابطه معكوس دارد. همچنين حضور گونههاي Ephedra strobilacea-Zygophyllum eurypterum با درصد گچ عمق دوم رابطه مستقيم دارد. |
| كليد واژه: رگرسيون لجستيك، عوامل محيطي، حضور گونه گياهي، Artemisia sieberi, Dorema ammoniacum, Ephedra strobilacea, Zygophyllum eurypterum |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):144-150. |
| زارع مهرجردي محمدرضا*,قدوسي جمال,نوروزي علي اكبر,لطف اله زاده دادور |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي هرمزگان |
|
هدف از اين مطالعه مشخص کردن رابطه بين درصد پوشش گياهي با برخي متغييرهاي محيطي شامل ارتفاع از سطح دريا، شدت شيب، جهت شيب، شوري، اسيديته و بافت خاك مي باشد. بدين منظور نقشه واحد كاري با استفاده از عكس هاي هوايي، تصاوير ماهواره اي، نقشه توپوگرافي با مقياس 1:50000 و نقشه زمين شناسي منطقه تهيه گرديد. هر واحد كاري به عنوان مبنا در نظر گرفته شد و كليه برداشت هاي پوشش گياهي و خاك در اين واحدها انجام گرفت. براي برداشت اطلاعات 104 پلات 100 مترمربع زده شد كه در هر پلات فاكتورهاي شيب، ارتفاع، درصد پوشش گياهي کل اندازه گيري و ميزان چراشدگي تخمين زده شد و يك نمونه خاك جهت تعيين فاكتور pH و EC برداشت شد. در اين بررسي از روش آماري آناليز همبستگي، باكس پلات و مقايسه ميانگين ها از روش Kruskal Wallis استفاده شد. بين درصد پوشش گياهي، ارتفاع از سطح دريا و درصد شيب همبستگي مثبتي وجود دارد بطوريكه افزايش هر كدام باعث افزايش درصد پوشش گياهي ميشود ولي بين EC و درصد پوشش گياهي همبستگي منفي وجود دارد. همچنين بين درصد پوشش گياهي در واحدهاي ژئوپدلوژيك اختلاف معني داري مشاهده شد. ديگرخصوصيات خاك مثل pH و بافت تاثير چنداني بر پوشش گياهي نداشتند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):151-157. |
| هادي محمدرضا*,طاهري تهراني رضا,اسماعيلي شريف مسعود |
| * گروه پژوهشي بيوتكنولوژي، دانشگاه اصفهان |
|
گياه اشنان (Seidlitzia rosmarinus) متعلق به خانواده Chenopodiaceae بوده كه در مناطق شور انتشار مي يابد. اين گياه در جيره غذايي گوسفند و شتر استفاده شده و در حاشيه كوير نقش مهمي در حفاظت از خاك ايفا مي نمايد. با توجه به اينكه شوري باعث كاهش جوانه زني بذر و استقرار آن در عرصه طبيعي مي شود و تاكنون تحقيقي در مورد اين گياه در دنيا صورت نگرفته بود، در اين پژوهش اثرات نمك هاي مختلف بر جوانه زني بذر اين گياه جهت دست يابي به راه هاي احتمالي براي افزايش جوانه زني آن در خاك هاي شور مورد بررسي قرار گرفت. به همين منظور اثرات نمك هاي NaCl, NaNO, KCl, KNO (با غلظت صفر، 100، 200، 300 و 400 ميلي مولار) و پلي اتيلن گليكول (PEG) بر روي درصد و سرعت جوانه زني بذر و همچنين طول، وزن خشك، وزن تر و مقدار پرولين موجود در دانه رست ها شاهد بررسي گرديد. نتايج نشان داد، هرچند همه شاخص هاي رشد با افزايش ميزان نمك عمدتا كاهش پيدا مي كند (p<0.01) ولي بذر اشنان مي تواند ميزان نمك هاي مذكور (به استثناي (NaNO را تا غلظت 400 ميلي مولار تحمل نمايد. با افزايش غلظت پلي اتيلن گليكول نيز شاخص هاي رشد کاهش يافت ولي در مقايسه با غلظت نمك ها (با پتانسيل مشابه) اثر معني داري بر شاخص هاي رشد نداشت. در اثر افزايش غلظت NaCl مقدار اسيد آمينه پرولين در دانه رست ها افزايش نشان داد كه ممكن است در افزايش تحمل اين گياه به نمك در مرحله جوانه زني نقش مهمي داشته باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):158-166. |
| دانشور محمدرضا*,تلوري عبدالرسول,توكلي محمود,داناييان محمدرضا |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد |
|
خشكسالي يكي از بلاياي طبيعي است كه رخداد آن اثرات زيان باري را بر محيط هاي اكولوژيك وارد مي نمايد. به منظور تحليل خشكسالي هاي منطقه جنوب و جنوب شرق كشور، آمار بارندگي متوسط سالانه و ماهانه ايستگاه هاي محدوده طرح در يك دوره آماري 30 ساله (1999-1970) مورد بررسي قرار گرفت. ابتدا بر اساس قوانين آماري و انتخاب بهترين توزيع، ميزان بارندگي متوسط سالانه در دوره بازگشت هاي مختلف در يك پريود خشكسالي برآورد گرديد. سپس بر اساس نسبت بارندگي برآورد شده با هر دوره بازگشت به بارندگي متوسط سالانه هر ايستگاه (/) نقشه هم نسبت منطقه مورد مطالعه تهيه گرديد. با بررسي اين نقشه ها مي توان نتيجه گرفت، هنگاميكه خشكسالي فرضي با دوره بازگشت T ساله در كل سطح منطقه رخ دهد آنگاه كدام نواحي در سطح منطقه دچار ضعف بحراني تري خواهند شد. بديهي است مناطقي در اين شرايط وضعيت بحراني تري خواهند داشت كه كمبودهاي اتفاق افتاده در آن ها داراي انحراف بيشتري نسبت به متوسط درازمدتشان باشند. با استفاده از معيار سري آماري بي بعد انتخاب شده منطقه اي مي توان در هر كدام از سال هاي آماري موجود، مناطق تحت پوشش خشكسالي با شدت متناظر با دوره بازگشت T ساله را مورد ارزيابي قرار داد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):167-176. |
| نصري مسعود,مدرس رضا* |
| * دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه صتعتي اصفهان |
|
خشكسالي مهمترين و مخرب ترين پديده اقليمي است كه اثرات آن معمولا در مقياس منطقه اي اهميت بيشتري دارد. به همين دليل هدف اين مطالعه ارايه روشي براي تحليل منطقه اي خشكسالي است. در اين مطالعه ابتدا روند بارندگي با استفاده از آزمون من-كندال و آزمون همگني با استفاده از آزمون توالي بررسي شد و مشخص گرديد منطقه مورد مطالعه از نظر بارندگي همگن بوده و بارندگي فاقد روند است. سپس با استفاده از دو شاخص مهم دهك ها و استاندارد بارش در 8 ايستگاه منطقه، وضعيت خشكسالي در ايستگاه هاي منتخب و در سال هاي مورد بررسي با يكديگر مقايسه شد و نتايج آن در مقياس منطقه اي، مورد بررسي قرار گرفت. نتايج اين مطالعه نشان داد خشكسالي در مقياس منطقه اي به طور متوسط بيش از 60 درصد منطقه را فرا مي گيرد. اين مطالعه همچنين نشان داد دهك هاي بارش كه وضعيت خشكسالي را نشان مي دهند فقط با طول جغرافيايي رابطه دارد. به عبارت ديگر خشكسالي با افزايش طول جغرافيايي و حركت به سمت شرق با تناوب و شدت بيشتر رخ مي دهد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):177-185. |
| نجفي احمد*,قدوسي جمال,ثقفيان بهرام,پرهمت جهانگير |
| * مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي آذربايجان غربي |
|
با توجه به اهميت برف لازم است که رواناب حاصل از آن را براي استفاده بهينه پيش بيني نمود. براي رسيدن به اين هدف مهم برآورد قابل قبول و منطقي از سطح پوشش برف حوضه ها و تغييرات آن در طول سال ضروري است، که تصاوير ماهواره اي اطلاعات لازم را بطور مطلوبي در دسترس قرار ميدهد.در تحقيق حاضر سطح پوشش برف منطقه به عنوان مهمترين متغيير هيدرولوژيكي لازم با استفاده از تصاوير سنجيده NOAA ماهواره AVHRR استخراج گرديد. سپس از مد (Snowmelt Runoff Modelling) SRM براي محاسبه رواناب برف استفاده گرديد. اين مدل رواناب ذوب برف را با استفاده از پارامترهاي هيدرولوژي، هواشناسي و وضعيت فيزيكي حوضه برآورد كرده و همراه با مقادير مشاهداتي، به صورت نمودار و عددي ارايه مي كند. در تحقيق حاضر دادهها و پارامترهاي مذكور به صورت روزانه و براي سال (97-1996) وارد مدل SRM شدند كه مدل مذكور با آناليز آن ها رواناب را محاسبه و به صورت نمودار همراه با رواناب مشاهداتي و عددي ارايه نمود. براي ارزيابي دقت مدل مقادير مشاهداتي و محاسباتي مقايسه شدند كه شبيه سازي موفق و قابل قبولي را نشان داد كه در آن ضريب تعيين (R2) برابر 0.81 و تفاضل حجمي (Dv) برابر 2.75 مي باشد. مقادير فوق دقت بالاي مدل را در برآورد رواناب ذوب برف براي حوضه مذكور نشان ميدهد كه نشانگر قابليت كاربرد مدل براي حوضه هاي ديگر منطقه مي باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):186-192. |
| صادقي سيدحميدرضا*,رحيم زاده ناهيد |
| * گروه مهندسي آبخيزداري، دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي، دانشگاه تربيت مدرس |
|
به منظور بررسي ميزان تعرق در گونه هاي مرتعي Agropyron intermedium، Bromus inermis،Agropyron elengutum، Festuca ovina و Vicia vilocea بذرهاي گونه هاي مذكور در پنج تكرار در گلدان هاي كوچك با اندازه سطح فوقاني 50.27 سانتي مترمربع كاشته شده و در شرايط نسبتا طبيعي در مجاورت پنج عدد گلدان شاهد در محل دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس نگهداري شدند. اندازه گيري تعرق گونه هاي مذكور از طريق وزني و با توجه به مقادير آبياري انجام شده و همچنين تبخير بعمل آمده از گلدان هاي فاقد گياه به مدت 33 روز طي بهار 1383 و با ترازوي با دقت يك ده هزارم انجام شد. بررسي تغييرات مقادير تعرق انجام شده توسط گونه هاي مورد مطالعه، اختلافات بين آن ها و همچنين تاثيرپذيري تعرق از عوامل رطوبت و درجه حرارت هوا به ترتيب با استفاده از نرم افزار Excel، تجزيه واريانس و آزمون دانكن و ارتباط رگرسيوني در نرم افزار SPSS انجام شد. نتايج بدست آمده از تحقيق مويد وجود تغييرات در طول دوره و اختلافات معني دار به ازاي هر پايه گياهي و ماده خشك گونه هاي مورد مطالعه بوده به نحوي كه بيشترين و كمترين تعرق به ترتيب مربوط به Agropyron intermedium و Bromus inermis با مقادير 59.75 و 31.22 ميلي ليتر بر گرم ماده خشك در طول دوره مورد مطالعه بوده و طبعا پايين ترين و بالاترين بازدهي در سطح اختلاف معني دار 1% را داشته اند. نتايج رگرسيون هاي برازش داده شده به داده هاي تعرق، رطوبت و درجه حرارت هوا نيز عموما بر ارتباط خطي آن ها و تاثير بيشتر رطوبت در كنترل تعرق در رابطه با گونه هاي مورد مطالعه و منطقه تحت بررسي دلالت داشته است. استفاده از نتايج اين ارزيابي امكان تعيين نياز آبي اكوسيستم هاي مرتعي تحت عمليات اصلاحي را فراهم آورده و طبعا زمينه ساز انتخاب روش هاي مناسب اصلاحي و توسعه اي و همچنين انتخاب گونه مناسب مرتعي خواهد بود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):193-199. |
| قمي اويلي علي*,حسيني سيدمحسن,متاجي اسداله,جلالي سيدغلامعلي |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
سري نمخانه جزء دومين سري تحقيقاتي، پژوهشي طرح جنگلداري خيرود در غرب حوزه فعاليت اداره كل منابع طبيعي نوشهر مي باشد. آماربرداري با روش تصادفي سيستماتيك و با شبكه 200´200 متر با سطح قطعه نمونه 10 آري در سطح 250 هكتار (هر جامعه 125 هكتار) مجموعا 60 قطعه نمونه (در هر قطعه نمونه 5 ميكروپلات) برداشت شد. نتايج نشان مي دهد كه تعداد در هكتار نهال ها در جامعه راشستان بيشتر از جامعه راش- ممرزستان مي باشد. با توجه به سيكل بذردهي متفاوت راش در دو جامعه تعداد نهال ها در دو جامعه متفاوت مي باشد. تعداد نهال هاي راش و ممرز در جامعه راش- ممرزستان بيشتر از جامعه راشستان مي باشد ولي تعداد نهال هاي پلت در جامعه راشستان بيشتر از جامعه راش- ممرزستان مي باشد. تعداد نهال هاي ملج، نمدار، شيردار، بلوط در جامعه راشستان و راش- ممرزستان تفاوت معني دار آماري نداشته است. با اجراي شيوه تك گزيني درختي ساختار طبيعي توده و روند زادآوري در طي دو دوره بهره برداري حفظ شده است. |
| كليد واژه: جامعه راشستان، جامعه راش، ممرزستان، زادآوري، طرح جنگلداري، نوشهر |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در زراعت و باغباني):2-10. |
| عصاره محمدحسن*,قمري زارع عباس,قربانلي مه لقا,اله وردي ممقاني بهاره,شهرزاد شكوفه |
| * موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور |
|
اسانس گل محمدي داراي ارزش اقتصادي بالايي است. هدف از اين پژوهش تكثير غير جنسي ژنوتيپ هاي برتري است كه كيفيت و كميت اسانس بهتر، درصد اسانس بيشتر، طول دوره گلدهي طولاني تر و يا عملكرد گل بيشتري را نسبت به ساير ژنوتيپ ها نشان مي دهند. به اين منظور از جوانه هاي جانبي پايه هاي بالغ در فصول مختلف سال برداشت شد و در محيط كشت MS پايه همراه با تيمارهاي مختلف هورموني كشت گرديد. در مرحله استقرار به منظور حصول به نمونه هاي استريل از كلريد مركوريك 0.1% به مدت 5 دقيقه استفاده شد. كليه ريز نمونه ها در فصل تابستان و پاييز و در هر سه ژنوتيپ مستقر شدند. در مرحله شاخه زايي اثر هورمونهاي BAP و Kin مورد بررسي قرار گرفت. بهترين تيمار شاخه زايي در هر سه ژنوتيپ متفاوت بود. بيشترين ضريب ازدياد و رشد طولي ژنوتيپ M6 در تيمار حاوي 2 ميلي گرم در ليتر BAP و 2 ميلي گرم در ليتر Kin و در ژنوتيپ هاي G1 و G2 در تيمارحاوي 2.5 ميلي گرم در ليتر BAP به دست آمد. به منظور تحريك ريشه زايي شاخه ها از محيط MS تغيير يافته همراه با مقادير متفاوت هورمون NAA استفاده گرديد. درصد پاييني از شاخه هاي توليد شده ژنوتيپ هاي G1 و G2 به ترتيب در محيط كشت MS تغيير يافته حاوي 0.1 و 0.2 ميلي گرم در ليتر NAA ريشه دار شدند. |
| كليد واژه: شاخه زايي، ريشه زايي، ژنوتيپ، گل محمدي، (.Rosa dmamscena Mill) |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |