پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):156-162. |
| افروزان هوشنگ*,طهماسبي غلامحسين,بانكوا واسيا,بيگدلي محسن |
| * بخش تحقيقات زنبور عسل و كرم ابريشم، موسسه تحقيقات علوم دامي كشور |
|
بره موم از توليدات جانبي مهم كلني هاي زنبورعسل مي باشد كه از صمغ گياهان مختلف توسط زنبورعسل جمع آوري مي شود. مهمترين عامل كيفي در بره موم نوع صمغ گياهان مي باشد. كاشت گياهان سوزني برگ (كاج و سرو) در كشور ما به صورت دست كاشت يا طبيعي عموميت داشته و گياهان پهن برگ در دنيا گسترش فراواني دارند. لذا اين تحقيق به منظور مقايسه اثرات دو نوع گياه سوزني برگ و پهن برگ روي كميت و كيفيت بره موم انجام گرفت. بدين منظور دو منطقه شامل گياهان پهن برگ و سوزني برگ به ترتيب در مناطق خجير و تلو در نزديكي تهران انتخاب شدند. براي جمع آوري بره موم از كلني زنبور عسل از روش فيبر استفاده شد. در هر منطقه تعداد 10 كلني زنبورعسل به مدت 2.5 ماه در پاييز 82 و 4 ماه در بهار 83 مستقر شد. بره موم هر دو هفته يكبار از كلني ها جمع آوري و توزين شدند. فعاليت ضد باكتريايي بره موم هاي جمع آوري شده بر عليه باكتري Staphylococus aureus 209 مورد مطالعه قرار گرفت. بيشترين مقدار ميانگين بره موم در خجير و تلو به ترتيب 13.8 و 12.3 گرم در هر كلني در طي دو هفته بود. مقدار بره موم توليد شده در خجير بطور معني داري بيش از تلو بود (p<0.01). اين نتيجه نشان مي دهد كه وجود درختان پهن برگ در نزديكي كلني زنبورعسل به نحو موثري توليد بره موم را افزايش مي دهد. بره موم هاي جمع آوري شده در بهار 83 آناليز شدند كه نتايج آن به شرح ذيل مي باشد: گياهان سوزني برگ تلو شامل: صمغ (62%)، فنوليك ها (28%)، فلاون ها و فلاونول ها (7.3%) و فلاوانون ها و دي هيدرو فلاونولها (3.7%) بود. گياهان پهن برگ خجير شامل: صمغ (47%)، فنوليك ها (21%)، فلاون ها و فلاونول ها (8.4%) و فلاوانون ها و دي هيدرو فلاونول ها (8.4%) بود. اثر ضد باكتريايي بره موم حاصل از اجتماع گياهان پهن برگ خجير با ميزان 31.25 ميكرو گرم در ميلي گرم MIC (حداقل غلظت بازدارندگي)، از بره موم توليد شده از گياهان سوزني برگ تلو با 62.5 ميكرو گرم در ميلي گرم MIC بر روي باكتري مذكور موثرتر بود و اختلاف معني دار آماري در اين دو منطقه مشاهده شد (p<0.01). نتايج نشان ميدهد كه گياهان پهن برگ (خجير) و گياهان سوزني برگ (تلو) از نظر خواص كيفي براي توليد بره موم مناسب مي باشد، ولي بره موم حاصل از گياهان پهن برگ كيفيت بهتري دارد. |
| كليد واژه: زنبورعسل، بره موم، ايران، سوزني برگ، پهن برگ، كميت، كيفيت |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):163-169. |
| رامين عليقلي*,عصري رضايي سيامك,حيات غيبي حسين,محمدي داريوش |
| * گروه علوم باليني، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه |
|
تغييرات پارامترهاي خون گاوهاي شيري دورگ و بومي در استرس حمل و نقل به منظور تعيين الف: تغييرات هماتولوژيک و بيوشميايي خون متعاقب استرس حمل و نقل جاده اي کوتاه مدت، ب: مقايسه تغييرات پارامترهاي خون تا 7.5 ساعت پس از حمل و نقل، ج: تعيين زمان برگشت تغييرات به حالت عادي و سرانجام د: تعيين ارتباط احتمالي و تاثير متقابل زمان نمونه برداري در پارامترهاي خون در اروميه مطالعه گرديد. تعداد 18 راس گاو شيري سالم، غير آبستن و 4 ساله در سال 83-1382 انتخاب شدند. گاوها به 4 گروه چهار راسي و يک گروه دو راسي تقسيم و هر گروه بطور جداگانه ابتدا 5 ميلي ليتر از وريد وداج خونگيري شده و بوسيله وانت حمل بار به مدت يک ساعت رفت و برگشت به مسافت 40 کيلومتر (30 کيلومتر شوسه و 10 کيلومتر خاكي) حمل شدند. سپس به فاصله 1.5 ساعت از زمان حركت تا حداکثر 7.5 ساعت پس از آن و مجموعا 5 بار ديگر خونگيري شده و شمارش تفريقي و كلي لكوسيت ها، هماتوکريت، هموگلوبين، فيبرينوژن، پروتئين تام، کورتيزول، گلوکز، کلسيم، منيزيم، سديم، پتاسيم و فسفر تعيين گرديدند. غلظت سرمي گلوكز، کلسيم، فسفر و منيزيم با استفاده از کيت هاي آزمايشگاهي شركت پارس آزمون به روش اسپکتروفتومتري توسط دستگاه اتوآنالاليزر (RA-1000) تعيين گرديدند. غلظت سديم و پتاسيم بوسيله دستگاه شعله سنجي محاسبه شد. شمارش كلي لكوسيت ها با استفاده از محلول مارکانو و لام نئوبار معين گرديد. پروتئين تام، هماتوكريت، هموگلوبين و فيبرينوژن نيز با استفاده از دستگاه رفراكتومتر و كيت هموگلوبين محاسبه شدند. کورتيزول سرم با استفاده از کيت آزمايشگاهي کورتيزول و به روش ELISA اندازهگيري شد. از نرم افزار SPSS 11 و روش هاي Case Summaries، آناليز واريانس يكطرفه، Paired t-test و آزمون همبستگي (Pearson) استفاده گرديد. حمل و نقل جاده اي كوتاه مدت سبب افزايش گلوكز سرم تا 48.6% در 7.5 ساعت، كورتيزول تا 340% در 1.5 ساعت و لكوسيت ها تا 23% در 6 ساعت پس از حركت گرديد. در صورتيكه هماتوكريت تا 17% و هموگلوبين تا 16% در 7.5 ساعت پس از حركت كاهش يافتند. مقايسه ميانگين پارامترهاي فوق اختلاف معني داري (P<0.01) را در بين ساعات مذكور نشان مي دهد. ساير پارامترهاي تحت مطالعه به استثنا فسفر، سديم و ائوزينوفيل (P<0.10>0.05) اختلاف معني داري را نشان نداند. طولاني ترين تاثير حمل و نقل بر روي گلوكز، هماتوكريت، هموگلوبين و ائوزينوفيل با 7.5 ساعت، لكوسيت ها، كلسيم و سديم با 6 ساعت، كورتيزول با 4.5 ساعت و لنفوسيت ها با 3 ساعت بوده است. آناليز همبستگي Pearson رابطه معني دار بين كورتيزول در قبل از حركت با پارامترهاي معني دار در بعد از حركت را نشان نداد. به عبارت بهتر زمان هاي نمونه برداري تحت تاثير كورتيزول و استرس حمل و نقل قرار نگرفتند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه استرس حمل و نقل جاده اي كوتاه مدت با افزايش كورتيزول و تاثير در گلوكز، هماتوكريت، هموگلوبين و لكوسيت ها اثرات منفي كوتاه مدتي را در حيات اقتصادي و سلامتي گاو بر جاي مي گذارد كه بايستي در قبل از هر نوع حمل و نقل مورد توجه قرار گيرد. |
| كليد واژه: استرس، حمل و نقل، گلوكز، كورتيزول، لكوسيت، هماتوكريت، كلسيم، گاو |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):170-174. |
| فكرانديش حكيمه*,عابديان كناري عبدالمحمد,منفرد نوذر,اسكندري وجيهه |
| * گروه شيلات، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد بوشهر |
|
60 درصد هزينه هاي مزارع پرورش آبزيان مربوط به غذا مي باشد لذا ساخت غذاهايي با کيفيت و مطلوبيت بالا هميشه مدنظر آبزي پروران مي باشد. با توجه به مصرف خوراک پلت شده در تغذيه ماهي و ميگو، حفظ شکل فيزيکي پلت طي زمان مصرف و جلوگيري از تجزيه زودرس آن در آب از اهميت ويژه اي برخوردار است. پايداري غذا در آب با استفاده از همبند بهبود مي يابد به طوريکه باعث افزايش استحکام پلت و کاهش ميزان آردينگي در طي فراوري و حمل و نقل مي شود. در اين تحقيق ميزان پايداري غذا در آب (Water Stability Index)، همبند ايراني آمت (محصول شرکت مهر افراز تابان يزد) با دو نوع همبند خارجي نوتري بايند و اکواکيوب در چهار زمان 30، 60، 120 و 240 دقيقه مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان داد که بهترين پايداري را اکواکيوب سپس آمت و در نهايت نوتري بايند داشت. پايداري آمت در سه زمان 30، 60 و 120 دقيقه اختلاف معني داري با همبند اکواکيوب نداشت. با توجه به قيمت کمتر آمت و ساخت اين ماده در کشور توصيه مي گردد كه از اين ماده به عنوان همبند در غذاي آبزيان استفاده گردد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):175-185. |
| ذبيحي منصور*,آذري تاكامي قباد,اسماعيلي لطيف,احمدي رضا |
| * مركز تحقيقات ماهيان سردآبي (CFRC)، تنكابن |
|
آرتميا (Artemia urmiana) يكي از با ارزشترين گونه هاي شيلاتي غالب در درياچه اروميه كه بزرگترين درياچه فوق العاده شور (Hypersaline) ايران است، محسوب مي شود. اين گونه در صنعت پرورش لارو، ارزش قابل توجهي دارد. در اين بررسي جهت تعيين ميزان دياپوز كه يكي از عوامل تاثيرگذار بر ميزان كيفيت سيست ها مي باشد از 6 ايستگاه ثابت ساحلي از مهر ماه 82 تا آبان ماه 1383 نمونه برداري شد. ميانگين حداقل و حداكثر دماي هوا و آب درياچه اروميه (در ساعت تقريبي 12هر روز) به ترتيب، 3.36±0.57, 3.24±2.17 (دي ماه 82) و 29.6±29.81±1.22 درجه سانتيگراد (مرداد ماه 83) بدست آمدند، ميزان شفافيت و شوري آب درياچه در ماههاي مختلف نمونه برداري اختلاف معني داري (p<0.05) نشان دادند. ميانگين حداقل و حداكثر شفافيت آب درياچه به ترتيب، حدود 1.025±0.16 و 4.13±0.63 متر در ماههاي ارديبهشت و شهريور 83 مشاهده گرديدند، ميانگين حداقل و حداكثر شوري آب درياچه به ترتيب 59.11±86.246 و 308±13.19 گرم در ليتر در ماه هاي ارديبهشت و مهر 83 اندازه گيري شدند. ميانگين حداقل و حداكثر حد طول مدت روشنايي منطقه بين 7 تا 14 ساعت در ماه هاي آذر 82 و خرداد 83 مشاهده گرديدند. ميزان دياپوز نمونه هاي سيست در ماههاي مختلف نمونه برداري نسبت به هم اختلاف معني داري نشان دادند (p<0.05)، نمونه هاي سيست گرفته شده در فصول بهار و تابستان (هم زمان با افزايش طول روز و دما) داراي كمترين ميزان دياپوز برخوردار بودند كه در دامنه نوسان 5.739±7.73 درصد (تيرماه 83) و 17.231±10.10 درصد (خرداد ماه 83) قرار داشتند و بيشترين ميزان دياپوز در نمونه هاي سيست صيد شده در ماه هاي پاييز (همزمان با كاهش طول روز و دما) مشاهده گرديد كه بين 39.839±16.14 (آبان ماه 82) تا 51.348±11.819 (مهر ماه 83) در نوسان بودند. بعد از فصل تابستان، همزمان با كاهش دما، طول روشنايي و افزايش معني دار شوري، ميزان دياپوز نمونه هاي سيست روبه افزايش نهاده بود، مهمترين عامل محيطي تاثيرگذار، دماي آب تشخيص داده شده است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):186-191. |
| كجوري غلامعلي*,دارابي سعيده,برادران حميدرضا |
| * دانشکده دامپزشکي، دانشگاه شهركرد |
|
کبد يکي از پرکارترين اندام هاي بدن بوده و به طرق مختلف تحت تاثير عوامل بيماري زا قرار مي گيرد. سموم، باکتري ها، انگل ها، قارچ ها و کمبودهاي مواد غذايي از جمله عوامل تاثيرگذار بر سلامت کبد بوده و هر يک قادر به تخريب بافت کبد به صورت موضعي يا فراگير مي باشند. در ميان بيماري هاي موضعي کبد مي توان به آبسه کبدي اشاره نمود که در پي راهيابي باکتري به جريان خون (خصوصا وريد باب) از طريق آسيب هاي وارده به مخاط شکمبه و يا به دنبال نفوذ جسم خارجي و توکسمي پديد مي آيد. از سويي برخي ريز مغذي ها در شکل گيري دفاع اختصاصي و مقابله با عفونت نقش ايفا نموده و گاهي اوقات حضور آن ها (همچون روي) از ميزان شکل گيري آبسه مي کاهد. بر اين اساس تحقيق حاضر بر 40 راس گاو مبتلا به آبسه کبدي در کشتارگاه شهرکرد به انجام رسيد تا با سنجش ميزان سلنيوم، روي، آهن، مس، کلسيم، فسفر و منيزيوم چرک و بافت کبد مبتلا، مقادير هر يک تعيين و ارتباط مابين عناصر مشخص گردد. مقادير روي و مس توسط دستگاه پتانسيومتر، سلنيوم توسط دستگاه جذب اتمي و ساير عناصر با بهره گيري از کيت هاي تشخيصي ويژه تعيين و ارتباط آماري داده ها با محاسبه ضريب همبستگي در سطح p<0.05 تعيين گرديد. يافته هاي تحقيق به صورت Mean±SD گزارش شد و بر اين اساس مقادير سلنيوم، روي، آهن، مس، کلسيم، فسفر و منيزيوم چرک به ترتيب معادل 0.551±0.046 (mg/kg)، 6.41±2.32 (mg/kg)، 18.18±14.03 (mg/kg)، 6.63±4.83 (mg/kg)، 221.8±85.82 (mg/kg)، 0.85±0.32 (gr/kg) و 40.64±21.72 (gr/kg) تعيين گرديد. همچنين مقادير عناصر مذکور در بافت کبد به ترتيب معادل 10.58±0.84 (mg/kg)، 82.91±32.22 (mg/kg)، 62.29±22.12 (mg/kg)، 39.22±28.17 (mg/kg)، 0.12±0.4 (gr/kg)، 1.81±0.056 (gr/kg)، 0.15±0.07 (gr/kg) تعيين گرديد. با انجام آزمون همبستگي پيرسون بين داده هاي فوق مشخص گرديد كه مابين ميزان آهن و مس چرک (P value=0.000228, r=+0.871) و کلسيم و سلنيوم چرک r=-0.623) و (P value=0.0305 ارتباطي معنادار وجود دارد (p>0.05). همچنين مابين ميزان روي و کلسيم کبد r=+0.535) و (P value=0.0487 و آهن و مس کبد r=+0.596) و (P value=0.0317 ارتباطي معنادار وجود دارد (p<0.05). كاهش دسترسي به آهن و روي يکي از مکانيسم هاي شناخته شده دفاع ميزبان بر عليه عوامل عفوني به شمار مي رود. مس نقشي اساسي در رشد و تکامل نوتروفيل ها داشته و نقش سلنيوم نيز در ارتباط با دفاع اختصاصي بدن به اثبات رسيده است. |
| كليد واژه: مواد معدني، آبسه كبدي، بافت كبد، گاو |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در امور دام و آبزيان):192-199. |
| پرندآور حسين*,توكلي محمود,تورجي محمدرضا |
| * انستيتو تحقيقات بين المللي ماهيان خاوياري دكتر دادمان، رشت |
|
بررسي حاضر بر روي بچه ماهيان شيپ (Acipenser nudiventris) و 41، 48، 55 و 62 روزه كه به عنوان يكي از گونه هاي مهم در امر پرورش و بازسازي ذخاير محسوب مي شوند در سال 1380 به منظور تاثير نور و تاريكي بر تغذيه بچه ماهيان شيپ صورت گرفت. جهت انجام اين بررسي از 6 آكواريوم (سه عدد در شرايط نور معمولي آزمايشگاه و سه عدد در شرايط كاملا تاريكي) استفاده شد. كليه بچه ماهيان با استفاده از دافني و به ميزان 50 درصد زي توده زنده بچه ماهيان تغذيه گرديدند. به منظور بررسي هاي آماري تعداد 30 عدد از اين بچه ماهيان در شرايط تاريكي و 30 عدد در شرايط نور معمولي آزمايشگاه (1000 لوكس) نگهداري شدند. در هر مرحله از بررسي ها، بچه ماهيان بيومتري شده و ميزان دما و اكسيژن آكواريوم ها نيز ثبت گرديد. دامنه تغييرات دما در طول آزمايش از 21.5 تا 22.7 درجه سانتيگراد و دامنه تغييرات اكسيژن از 6.2 تا 7.8 ميلي گرم در ليتر بود. وزن متوسط بچه ماهيان شيپ در شرايط روشنايي و در شروع آزمايش (روز 1.12±0.02 (41 گرم و وزن نهايي در پايان دوره آزمايش (روز 62) پس از غذادهي 3.42±0.02 گرم بود. همچنين وزن متوسط بچه ماهيان در شرايط تاريكي در شروع آزمايش (روز 1.23±0.01 (41 گرم و وزن نهايي در پايان دوره آزمايش (روز 62) پس از غذادهي 4.8±0.03 گرم بود. نتايج بدست آمده نشان داد كه از نظر آماري و در سطح اطمينان 95% با استفاده از آناليز واريانس يكطرفه در تيمارهاي روشنايي و تاريكي 41 روزه اختلاف معني دار وجود نداشته ولي در ساير تيمارها (48، 55 و 62 روزه) اختلاف معني دار وجود داشت. همچنين از نظر گرفتن غذا مشخص گرديد بچه ماهياني كه در شرايط تاريكي قرار داشتند، طعمه بيشتري را صيد و تغذيه نمودند. ميزان سرعت رشد بچه ماهيان در شرايط روشنايي 4.7% و در تاريكي 5.5% بود. از نتايج بدست آمده بنظر مي رسد كه نگهداري و پرورش بچه ماهيان خاوياري در مرحله پس از ونيرو و در شرايط كاملا تاريك و تغذيه آنان در اين حالت مي تواند طول دوره پرورش را كوتاه تر نمايد هر چند براي رسيدن به نظريه قطعي، نياز به بررسي و مطالعات بيشتر مي باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):2-10. |
| پناهي مصطفي*,ارسطو سعيد,كوپاهي مجيد,مخدوم فرخنده مجيد,زاهدي اميري قوام الدين |
| * دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران |
|
فهم ارزش اقتصادي بسياري از توليدات و خدماتي كه عرصه هاي جنگلي در سايه مجموعه پيچيده اي از فرآيندهاي اكولوژيك و كاركردهاي اكوسيستمي به رايگان در اختيار جوامع انساني قرار ميدهند، موجب شفافيت و تسهيل فرآيندهاي تصميم گيري در زمينه كاربري اراضي شده و كارآمدتر شدن اقدامات حفاظتي را در پي خواهد داشت. يكي از كاركردهاي مهم اكوسيستم هاي جنگلي به نقش آن ها در حفظ منابع خاك و جلوگيري از انهدام آن ها مربوط مي شود كه عمدتا به شكل تشديد فرسايش ناشي از دخالت هاي انساني پديدار مي شود. در اين مقاله، خدمات مربوط به حفظ خاك به عنوان يكي از كاركردهاي اساسي عرصه هاي جنگلي واقع در سه محدوده چوب و كاغذ مازندران، خيرودكنار و شفارود از منظري اقتصادي مورد توجه قرار گرفته و ضمن تشريح رويكردهاي گوناگون براي كمي سازي كاركردهاي حمايتي جنگل در موضوع خاك، شيوه اي تجربي براي ارزش گذاري اقتصادي چنين كاركردهايي معرفي شده و نتايج بررسي هاي به عمل آمده در اختيار قرار گرفته اند. يافته هاي اين تحقيق كه براي اولين بار در ايران انجام شده، نشان ميدهند كه در هر هكتار از محدوده هاي تحت بررسي اين مطالعه، سالانه 1.15 تن عناصر سه گانه نيتروژن، فسفر و پتاسيم (NPK) در اثر فرسايش خاك و خروج خاك از جنگل، نابود مي شود كه به منزله از دست رفتن ارزش جاري معادل حدود 8.4 ميليون ريال است و از آن، حدود 37% به محدوده چوب و كاغذ مازندران، 32% به خيرودكنار و 31.3%به طرح جنگلداري شفارود اختصاص دارد. با انجام محاسبات تكميلي، ديده مي شود كه به طور متوسط هر هكتار از عرصه هاي جنگلي بررسي شده، قادرند به ميزان 92.6 ميليون ريال از خسارت ناشي از فرسايش و نابودي تن ها سه عنصر غذايي نيتروژن، فسفر و پتاسيم در خاك جلوگيري كند. نتايج فوق تائيد ديگري است بر ضرورت حفاظت از باقيمانده منابع جنگلي واقع در شمال كشور كه با روندي نگران كننده و به تاسي از نا به ساماني هاي فزاينده در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي، در حال تخريب و زوال هميشگي هستند و چنين به نظر مي رسد كه با بهره گيري از ابزارهاي اقتصادي، درك ابعاد تهديد ملموس تر مي شود. |
| كليد واژه: ارزش گذاري، ارزش اقتصادي، فرسايش خاك، جنگل هاي خزري، كاركردهاي اكوسيستمي، چوب و كاغذ گيلان، خيرودكنار، شفارود |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):11-35. |
| زارع زاده عباس,باباخانلو پرويز,راد محمدهادي,ميرحسيني علي,شمس زاده مهدي |
|
اين تحقيق در سال هاي 84-1379 به منظور ايجاد بانك ژن زنده گياهان دارويي جهت جلوگيري از انقراض ژنتيكي گونه هاي دارويي خودرو و همچنين تشخيص سرشت و سازگاري گونه هاي متنوعي كه از منابع داخل يا خارج استان تامين گرديد، در كلكسيون گياهان دارويي گرد فرامرز شهرستان شاهديه يزد به اجرا درآمد.با اجراي اين طرح، 206 گونه گياه دارويي كشت گرديد كه شامل 165 جنس و 63 تيره هستند. بذور و نهال گياهان مذكور از طبيعت، موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع، مراكز تحقيقاتي كشاورزي و منابع طبيعي استان ها و تعدادي از گونه هاي وارداتي تامين و به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم در فصول مختلف سال كشت گرديدند. بدين طريق فصل كاشت، جوانه زني، استقرار، فنولوژي و سازگاري گياهان با شرايط اقليمي ايستگاه مورد نظر بررسي گرديد. علاوه بر آشنايي با نحوه تكثير، نياز آبي، نياز كودي، مقاومت گياه به خشكي، آفات، بيماري ها و علف هاي هرز مزرعه در حد امكان مورد بررسي قرار گرفتند. از 206 گونه گياه دارويي كشت شده، 160 گونه (77.7 درصد) فنولوژي خود را كامل نموده، 24 گونه (11.6 درصد) تا بحال به حالت رويشي باقي مانده،4 گونه (1.9 درصد) سبز شده و بعد از مدتي خشك گرديدند و 18 گونه (8.7 درصد) اصلا سبز نشدند. از نظر شناسايي علف هاي هرز و آفات و بيماري ها به ترتيب 40 گونه علف هرز شامل 23 گونه يكساله و 17 گونه چند ساله و دايمي متعلق به 14 تيره گياهي شناسايي و 31 گونه آفت و سه گونه بيماري روي گياهان مزرعه مشاهده گرديد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):36-47. |
| فلاح جلودار ربيع* |
| * مركز تحقيقات روستايي وزارت جهاد كشاورزي |
|
با توجه به رشد جمعيت در كشورهاي جهان سوم و نياز مردم به توليد بيشتر مواد غذايي، اشتغال، مسكن و ساير نيازهاي زير بنايي و همچنين نظر به اهميت مسايل زيست محيطي و نقش جنگل در توسعه زيست بوم، پايداري آن، حفاظت از جنگل ها و بهره برداري صحيح و توسعه و احيا آن در كنار توجه به مسايل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جزو لاينفك در امور جنگلداري مي باشد. در راستاي دستيابي به اهداف فوق طرح هاي جنگلداري در جهت حفظ، احيا و توسعه درقالب مجريان (تعاوني، خصوصي و دولتي) در حال اجرا مي باشد. در حال حاضرحدود 50 درصد از كل طرح هاي در حال اجرا در اختيار بخش دولتي و 15 درصد در قالب بخش تعاون و مابقي در قالب بخش خصوصي فعاليت مي نمايند. با توجه به گذشت بيش از 15 سال از اجراي طرح هاي مذكور اين تحقيق با هدف بررسي و مقايسه وضعيت عملكرد مجريان طرح هاي جنگلداري از ديدگاه جنگل نشينان اجرا گرديد. به طور كلي 97 نفر به عنوان نمونه از كل جامعه آماري از طريق نمونه گيري طبقه بندي تصادفي از مردم جنگل نشين منطقه ساري كه در حوزه فعاليت مجريان طرح هاي خصوصي، دولتي و تعاوني طرح هاي جنگلداري قرار دارند انتخاب گرديدند. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه مي باشد. پرسشنامه تحقيق از طريق صاحب نظران مورد تاييد قرار گرفت و اعتبار پرسشنامه از طريق آزمون آلفاي كرونباخ 85% تعيين گرديد. نتايج تحقيق نشان داد كه مشاركت و همكاري مردم با بخش دولتي بيش از دو بخش تعاون و خصوصي است. همچنين نتايج نشان داد كه ميزان فعاليت هاي حفاظتي، احيا و بهره برداري سه شيوه طرح هاي جنگلداري با يكديگر اختلاف معني دارند. از ديدگاه پاسخگويان نتايج نشان داد كه بخش دولتي مهارت و كارآيي بيشتري از دو بخش ديگر در امور جنگلداري دارند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):48-53. |
| تابنده آفاق,طبري كوچكسرايي مسعود,اسپهبدي كامبيز*,ميرزايي ندوشن حسين |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران |
|
جهت بررسي تاثير مبدا بذر بر روي صفات رشد نهال هاي توليد شده بارانك در سال سوم پس از كاشت، بذر آن بعد از جمع آوري از 40 پايه مادري در دو رويشگاه اشك (ارتفاع از سطح دريا 2300- 2100 متر) و سنگده (ارتفاع از سطح دريا 1800-1700 متر) واقع در جنگل هاي حوزه شركت چوب فريم ساري، در نهالستان اوريملك (ارتفاع از سطح دريا 1550 متر) به نهال تبديل شده و نهال ها در سن يك سالگي در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار در عرصه اي واقع در ارتفاع 1500 متري در مجاورت نهالستان ياد شده كاشته شدند. در پايان فصل رويش سال سوم پس از كاشت، تاثير مبدا بذر روي نرخ زنده ماني، قطر يقه، ارتفاع كل و طول بلندترين شاخه در سطح 1 درصد معني دار شد طوريكه اين مشخصه ها در نهال هاي پايه هاي مادري رويشگاه سنگده در مقايسه با مبدا اشك از وضعيت مطلوب تري برخوردار بودند. به علاوه اختلاف بين 20 پايه مادري در هر رويشگاه نيز از نظر همه صفات مورد بررسي نهال هاي آن ها به جز زنده ماني در نهال هاي مبدا سنگده در سطح 1 درصد معني دار شد. اگرچه رويشگاه سنگده با توجه به خصوصات مورد بررسي نهال هاي پايه هاي مادري آن ها براي جمع آوري بذر و توليد نهال و جنگلكاري در منطقه مورد بررسي مناسب تشخيص داده شد اما با توجه صفات مورد بررسي، درصدي از پايه هاي مادري مبدا اشك نيز مي توانند براي بذرگيري كانديد باشند. |
| كليد واژه: بارانك، مبدا بذر، زنده ماني، صفات رشد |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):54-61. |
| سلطاني پور محمدامين* |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي هرمزگان |
|
به منظور بررسي ارتباط عوامل اكولوژيك با انتشار و فراواني گونه مورخوش (Zhumeria majdae) اين تحقيق از سال 1380 به مدت دو سال در استان هرمزگان انجام شد. گونه دارويي مورخوش يكي از گونه هاي مهم، انحصاري و اندميك استان هرمزگان است كه از زمانهاي قديم در درمان بيماريهاي گوارشي چون اسهال، نفخ، دل درد، ترشي و سوزش معده، رفع سرماخوردگي، سردرد، التيام زخم و به عنوان خنكي توسط بوميان استان هرمزگان مصرف مي شود. در اين بررسي علاوه بر تهيه نقشه پراكنش، وضعيت اقليمي، آب و هوايي، خاك، زمين شناسي، قابليت اراضي، پارامترهاي رويشي همچون ارتفاع، سطح تاج پوشش، تراكم و درصد پوشش تاجي مورد اندازه گيري قرار گرفت. اين گونه در مناطق كوهستاني استان بر روي اراضي سنگلاخي، صخره اي شيبدار و واريزه هاي آهكي از ارتفاع 1400 – 450 متر از سطح دريا پراكنش دارد. خاك مناطق پراكنش داراي بافت لومي شني با هدايت الكتريكي 1.1 تا 0.89 ميلي موس بر سانتي متر و اسيديته 8.5 تا 8.3 است. حداقل و حداكثر مطلق درجه حرارت مناطق پراكنش گونه صفر و پنجاه درجه سانتيگراد مي باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):62-68. |
| رضواني مقدم پرويز*,احمدزاده مطلق مجيد |
| * دانشکده کشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد |
|
به منظور بررسي اثر تاريخ كاشت و تراكم بوته بر روي عملكرد و اجزا عملكرد سياهدانه، آزمايشي در سال زراعي 1382-1381 در شهرستان قاينات در اراضي مركز آموزش كشاورزي اسلام آباد در فاصله 35 كيلومتري جاده قاين- خضري در استان خراسان جنوبي انجام گرفت. در اين بررسي چهار تاريخ كاشت (شامل 10 و 25 فروردين و نيز 10 و 25 ارديبهشت سال 1382) و چهار تراكم (شامل 50، 150، 250 و 350 بوته در متر مربع) در يك آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در چهار تكرار مورد مطالعه قرار گرفت. صفات مورد بررسي شامل عملكرد دانه، ارتفاع، بيوماس، وزن هزار دانه، تعداد كپسول در بوته، تعداد دانه در كپسول، تعداد شاخه هاي جانبي و تعداد گل آذين در هر بوته بود. نتايج حاصله نشان داد؛ كه اثر تاريخ كاشت تاثير معني داري بر صفات عملکرد دانه، عملکرد ماده خشک، ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، شاخص برداشت، تعداد كپسول در بوته و تعداد دانه در كپسول داشت. بالاترين عملكرد دانه مربوط به تاريخ كاشت دوم و كمترين مربوط به تاريخ كاشت چهارم بود. اثر تراكم براي عملكرد دانه و ارتفاع بوته معني دار بود ولي تاثير معني داري بر ساير صفات مورد مطالعه نداشت. به طوري كه تراكم 350 بوته در متر مربع بيشترين و تراكم 50 بوته در متر مربع كمترين عملكرد دانه را توليد كرد. اثر متقابل (تاريخ كاشت ´ تراكم) براي عملكرد دانه، تعداد گل آذين، ارتفاع بوته و تعداد كپسول در هر بوته معني دار شد. نتايج اين آزمايش نشان داد، در شرايط شهرستان قاينات (بخش نيم بلوك) بهترين تاريخ كاشت حد فاصل دهه سوم فروردين و تراكم 350 بوته در مترمربع، بالاترين مقدار عملكرد را در بين ساير تراكم هاي مورد آزمايش بخود اختصاص داد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):69-75. |
| رسولي گرمارودي اسماعيل*,رسالتي حسين,مهدوي فيض آبادي سعيد |
| * دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان |
|
اين تحقيق به منظور امکان سنجي جايگزيني بخشي از چوب هاي جنگلي در ترکيب ماده اوليه کارخانه چوب و کاغذ مازندران (75% ممرز + 25% راش) با چوب صنوبر براي توليد کاغذ روزنامه صورت پذيرفت. بدين منظور، از گونه صنوبر اورامريکن به جاي راش و ممرز استفاده شد. گونه صنوبر مورد نظر با سن 8 سال، از ايستگاه تحقيقات صفرابسته گيلان و گونه هاي راش و ممرز بصورت خرده چوب از خط توليد کارخانه فوق الذکر تهيه گرديد. براي تهيه خمير کاغذ، از مواد اوليه مختلف در قالب چهار تيمار شامل صنوبر خالص، مخلوط ممرز و راش، مخلوط ممرز و صنوبر، و نيز مخلوط صنوبر و راش و ممرز استفاده شد. بر اساس نتايج پخت هاي آزمايشي فرآيند شيميايي- مکانيکي، شرايط پخت 20% ماده شيميايي (برمبناي وزن خشک چوب)، زمان پخت 90 دقيقه، درجه حرارت 160 درجه سانتي گراد و L:W=7:1، به منظور دستيابي به بازده پخت 85% انتخاب گرديد. پس از پخت خرده چوب ها، الياف آنها توسط دستگاه دفيبراتور طي سه مرحله جدا شدند و پس از رنگبري خمير کاغذهاي حاصله با پراکسيد هيدروژن، با استفاده از کوبنده PFI تا درجه رواني 300ml.CSF پالايش گرديده و در نهايت ويژگي خمير کاغذهاي توليد شده مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج نشان داد که استفاده از چوب صنوبر به صورت خالص و يا همراه با گونه هاي جنگلي براي توليد کاغذ روزنامه از ديدگاه فني، تکنولوژيکي و اقتصادي از جايگاه مثبتي برخوردار بوده و حالت ايده آل تيمارهاي مخلوط بررسي شده را مي توان به صورت 65% ممرز+10%راش+25%صنوبر معرفي نمود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):76-81. |
| ميرجليلي علي بمان*,رهبر امان اله |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد |
|
روش هاي مختلفي جهت تغذيه آبخوان وجود دارد كه يكي از آن ها پخش سيلاب مي باشد اهداف مختلفي در اين روش پيش بيني شده كه از آن جمله تغذيه سفره هاي آب زير زميني ،اصلاح خاك و افزايش پوشش گياهي مي باشد. پخش سيلاب باعث افزايش رطوبت خاك و در نتيجه افزايش علوفه توليدي خواهد شد. هدف از اين مطالعه ارزيابي اثرات پخش سيلاب در تغييرات كمي پوشش گياهي مي باشد. اين بررسي در آبخوان هرات يزد اجرا گرديد كه در سال مطالعه (1384) در داخل كوادرات ها پارامترهايي مانند درصد پوشش تاجي، توليد، تراكم و درصد فراواني محاسبه گرديد. توليد به روش قطع و توزين محاسبه گرديده است. در هر بارندگي كه باعث ايجاد سيلاب گرديده در تمام عرصه هاي پخش سيلاب كه شامل 11 عرصه پخش مي باشد فقط 3 عرصه با دبي هاي مختلف آبگيري شده كه مجموعا 3 بار سيلاب وجود داشته و همگي اين سيلاب ها در فصل بهار اتفاق افتاده و 3 عرصه پخش به عنوان شاهد در نظر گرفته شده كه آبگيري در آن انجام نشده است. نتايج حاصله بيانگر آن است كه در اثر عمليات پخش سيلاب ميزان درصد پوشش تاجي، توليد، تراكم و درصد فراواني نسبت به عرصه عدم پخش سيلاب در آبخوان تغيير كرده است، به طوري كه در داخل عرصه آبخوان با عمليات پخش سيلاب انجام شده ميزان درصد پوشش تاجي، توليد، تراكم و درصد فراواني نسبت به عرصه عدم پخش سيلاب افزايش يافته است. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):82-87. |
| لطف اله زاده دادور*,زارع مهرجردي محمدرضا,كمالي كورش |
| * مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري كشور |
|
بهره برداري از سيلاب هاي فصلي در مناطق خشك و نيمه خشك از اهميت زيادي برخوردار مي باشد. رسوبات معلق موجود در سيلاب ها موجب تغيير در خصوصيات خاك مناطق تحت تاثير مي گردند. در اين تحقيق تاثير سيلاب هاي فصلي بر روي خصوصيات خاك منطقه سرچاهان واقع در شمال استان هرمزگان مورد مطالعه قرار گرفته است. در اين مطالعه سه نوار اول عرصه پخش سيلاب كه بيشترين ميزان آبگيري را داشتند انتخاب و هر نوار به سه شبكه مستطيل شكل تقسيم شد. براي برداشت نمونه خاك در سه نقطه از قطرهاي آن ها پروفيل حفر، و از اعماق 20 -0- 40-20 و 60-40 سانتي متري نمونه برداري شد. در هر نوار 18 پروفيل از سه محل مختلف شامل محل هاي متاثر از سيل و رسوب، محل هاي متاثر از سيل و بدون رسوب و مناطقي كه تحت تاثير سيل و رسوب واقع نشده است، حفر شد. نتايج بدست آمده نشان مي دهدكه درصد شن در خاك مناطق متاثر از سيل و رسوب كمتر و درصد سيلت و رس در آن بيشتر از دو منطقه ديگر مي باشد. همچنين ميزان شوري، SAR و مقادير كاتيون ها و آنيون هاي سديم، پتاسيم، كلسيم، منيزيم، كلر، سولفات و كربنات خاك مناطق متاثر از سيل و رسوب بيشتر از دو منطقه ديگر مي باشد. از نظر آماري افزايش شوري، سديم، پتاسيم، كلر و SAR در مناطق متاثر از سيل و رسوب در سطح 99 درصد معني داري است. |
| كليد واژه: |
|
|