پژوهش و سازندگي
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):169-179. |
| دشتكيان كاظم*,دهقاني تفتي محمدعلي |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد |
|
رشد سريع جمعيت، توسعه شهرها، آلودگي محيط زيست، تغيير شرايط اقليمي، پديده وارونگي هوا و مهدود از يك طرف و فعاليت هاي زيست محيطي مانند ايجاد فضاي سبز و بيابان زدايي از طرف ديگر از جمله عواملي هستند كه بر كيفيت محيط زيست انسان تاثير مي گذارند. دماي هوا و دماي سطحي زمين شاخص هايي هستند كه اهميت آنها رو به افزايش است. مطالعه حاضر در مساحتي حدود 56273 هكتار در محدوده شهرهاي يزد، زارچ و اشكذر و با بهره گيري از تكنيك هاي سنجش از دور و سامانه هاي اطلاعات جغرافيايي انجام شد. از آنجاييكه ايستگاه هاي هواشناسي فقط اطلاعات دما را براي نقاطي خاص اندازه مي گيرند، با استفاده از تصاوير ماهواره لندست 7 و با استفاده از روش هاي مختلف (روش پيشنهادي براي شهر سئول، روش دفتر علوم لندست و روش تجربي پيشنهادي) دماي سطح زمين تعيين گرديد. آنگاه دماي محاسباتي هر يك از روش ها با يكديگر و با دماي اندازه گيري شده ايستگاه هاي هواشناسي با استفاده از آزمون T جفت شده با هم مقايسه گرديد. روش دفتر علوم لندست و روش پيشنهادي اختلاف معني داري با آمار ايستگاه ها نداشتند و روش مناسبي براي محاسبه دماي سطح زمين در اين منطقه مي باشند. با توجه به نتايج ميانگين وزني دما براي شن زار، دشت سر اپانداژ، دشت رسي، تاغزار، تاسيسات شهري، سطوح آسفالت شده و پوشش گياهي به ترتيب برابر با 28.7, 28.9, 29.8, 30.0, 30.5, 30.9 و 27.3 درجه سانتيگراد بود. اين دماها متعلق به ساعت 10 صبح 19 تيرماه 1381 بودند. در اين منطقه اراضي باير و در راس آن شن زارها داراي بيشترين دما و اراضي كشاورزي و باغي داراي كمترين دما هستند و اين به خاطر رطوبت نسبي موجود در خاك و ميزان پوشش گياهي سطح زمين است. همبستگي بسيار زياد بين شاخص پوشش گياهي (NDVI) و دماي سطح زمين وجود داشت (r=0.99). دماي تاسيسات شهري و كارخانه ها نسبتا پايين و ضريب تغييرات آن بيشترين مقدار را داشت كه علت آن مي تواند آلودگي هوا، بياباني بودن و تفاوت بين توان تشعشعي اجسام باشد. علاوه بر تاثير به سزاي ميزان پوشش گياهي بر دماي محيط، نحوه پراكنش آن نيز با اهميت است. به مديران محيط شهري توصيه مي گردد علاوه بر موارد فوق در گسترش افقي شهرها، جهت گسترش شهر را با توجه به دماي سطح زمين در اراضي باير اطراف شهر در نظر بگيرند و شهر را در جهتي توسعه دهند كه قبل از توسعه نيز دماي سطحي آن مناطق پايين تر باشد. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):180-183. |
| جعفري آذرنوش*,ناصح ياسمين |
| * دانشگاه آزاد اسلامي مشهد |
|
فرفيون Euphorbia متعلق به خانواده Euphorbiaceae و راسته Euphorbiales است كه گياهان يك ساله يا چند ساله با گل آذين سياتيوم و لوله شيرابه اي است. در تحقيق حاضر، مطالعه آناتومي ساقه و برگ 11 گونه فرفيون از استان خراسان با تهيه برش هاي عرضي و طولي با قطر 12 ميكرون به كمك ميكروتوم و رنگ آميزي مضاعف و آناليز چوب با استفاده از روش رشته رشته كردن ساقه انجام پذيرفت. گونه هاي مورد مطالعه به دو گروه يك ساله و چند ساله تقسيم شد. در گروه يك ساله گونه هاي E.cheirolepis ,E.granulata، E.petiolata.E.densa.E.helioscopia E.szovitsii و در گروه چند ساله E.aucheri و E.bungei. E.marshalliana, E.microsciadia. E.buhsei قرار دارند. در ساقه اعضاي گروه يك ساله اشعه مغزي پهن، لوله شيرابه اي در حاشيه پوست، و آرايش آوندها از نوع خوشه اي بود. در اعضاي گروه چند ساله ساختمان متنوع بچشم مي خورد. فيبر چوبي در همه نمونه ها فيبر ژلاتيني، چوب از نوع چوب كشش بود. در برخي چوب ثانويه متخلخل حلقه اي (Ring Porous) و در برخي ديگر پراكنده آوند (Diffuse Porous) بود، پارانشيم محوري از نوع Apotracheal boundry و آرايش آوندها از نوع منفرد (Solitary)، زنجيره اي شعاعي (Radial chain pore) تا خوشه اي متغير بود. ساختار برگ از ايزولاترال تا ايزو لاترال- درسي ونترال متغير بود. با توجه به اين نتايج مي توان گفت كه تغيير ساختار دروني با خويشاوندي گونه ها ارتباطي نداشت. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):184-190. |
| عصاره محمدحسن*,زندي اصفهان احسان |
| * موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور |
|
يكي از موانع موجود در كشت بافت اوكاليپتوس، تراوش فنل ها است. آزاد شدن تركيبات فنلي يك مشكل معمول در كشت بافت گونه هاي اوكاليپتوس است و عموما باعث از بين رفتن ريزنمونه ها مي گردد. بنابراين خنثي سازي و حذف فنل هاي آزاد شده در محيط كشت اولين اقدام ضروري در تسهيل استقرار پرآوري بيشتر شاخه ها محسوب مي شود. چندين عامل در تشديد اين مشكل نقش دارند كه در اين مطالعه تاثير سه عامل شامل: 1): استفاده از مواد ضد عفوني كننده NaOCl و Ca(OCl) (2 زمان تهيه ريزنمونه ها و 3- سن و صفت چوبي ريز نمونه در تسريع آزاد شدن تركيبات فنلي مطالعه شد و تيمارهاي مختلفي به منظور خنثي سازي يا حذف فنل هاي آزاد شده از ريز نمونه ها در محيط كشت، مورد آزمون قرار گرفت. آزمايش شامل 5 تكرار براي هر تيمار و هر تيمار شامل 4 ريزنمونه در يك طرح كاملا تصادفي بود. تجزيه واريانس داده ها در نتايج به دست آمده نشان داد كه ضد عفوني كننده ها، رشد فصلي و سن ريزنمونه ها، در تسريع آزاد سازي مواد فنلي موثرند. همچنين نتايج حاكي از آن است كه بهترين تيمار در ارتباط با استقرار ريز نمونه و كاهش توليد مواد فنلي هنگامي حاصل مي شود كه كشت ها در تاريكي نگه داشته شده و به طور مكرر سه مرتبه در فواصل چهار روزه بازكشت شوند. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):191-199. |
| برخورداري جلال*,خسروشاهي محمد |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد |
|
بررسي جامع حوزه آبخيز يك راه حل اساسي براي مديريت اكوسيستم است كه منجر به حفاظت بهتر منابع طبيعي خواهد شد. كاربري اراضي و نوسانات اقليمي از جمله عواملي هستند كه بر چرخه طبيعي آب در اكوسيستم اثر مي گذارند. در اين مقاله تغييرات رژيم هيدرولوژيك حوزه آبخيز ميناب واقع در استان هرمزگان با استفاده از داده هاي بارندگي و سيلاب مورد بررسي قرار گرفته و با مشخص كردن تغييرات كاربري اراضي حوزه از گذشته تاكنون ارتباط آن ها نيز مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. بدين منظور با استفاده از تصاوير ماهواره اي سالهاي 1975و 1988 و 2002 و بهره گيري از اطلاعات موجود، نقشه كاربري اراضي براي سه مقطع زماني فوق تهيه و ترسيم شد همچنين براي بررسي رژيم جريان رودخانه از آمار ايستگاه هيدرومتري ميناب و داده هاي 8 ايستگاه باران سنجي داخل حوزه استفاده شد. با استفاده از ميانگين متحرك، دوره هاي تر و خشك رودخانه در طول دوره آماري استخراج گرديد سپس با بررسي مقايسه تداوم جريان و بيلان آبي حوزه در سه دوره موردنظر، تاثير تغييرات كاربري اراضي و تغييرات بارندگي بر رژيم آبي رودخانه بررسي شد. نتايج حاصل نشان داد علي رغم يكسان بودن ميزان بارش در دو دوره ترسالي، دبي هاي متوسط و آب پايه رودخانه كاهش قابل توجهي يافته و جريان رودخانه از حالت نيمه دايمي به فصلي تغيير كرده است. مقايسه نقشه هاي كاربري اراضي حوزه نيز از 25 سال گذشته تاكنون نشان داد كه سطح اراضي مرتعي (مرتع خوب و متوسط) و بيشه زارهاي جنگلي از 45 درصد سطح حوزه در سال 1975 به 8 درصد در سال 2002 كاهش يافته است. همچنين بررسي روند تغييرات دبي حداكثر سيلاب ها و بارش هاي حداكثر 24 ساعته در دوره هاي بازگشت حاكي از اين است كه در دوره بازگشت هاي بيش از 10 سال سرعت افزايش سيلاب در اثر بارندگي (فاكتور اقليمي) به صورت نمايي است و نقش تغيير كاربري اراضي قابل چشم پوشي است ولي در دوره بازگشت هاي كمتر از 10 سال نقش فاكتور تغيير كاربري اراضي نمايان مي شود. |
| كليد واژه: |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):2-9. |
| حسن شاهي مرتضي* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ارسنجان و شيراز |
|
به دليل وابستگي شديد توليد محصولات كشاورزي ميتوان به شرايط طبيعي و جوي اشاره كرد و خصوصيات آنها باعث مي شود كه اين توليد همراه با ريسك و عدم اطمينان باشد، محصولات كشاورزي بطور كلي با دو نوع ريسك: 1- ريسك ناشي از عوامل جوي و 2ـ ريسك ناشي از عوامل اقتصادي مواجه هستند، به همين علت تئوريهاي گوناگوني براي تصميمگيري در مورد انتخاب مدل كشت محصولات، در شرايط وجود ريسك، ارايه شده است، كه از آن جمله به روشهاي درآمد- واريانس، برنامه ريزي درجه 2، برنامه ريزي خطي جدايي پذير، مدل ريسك نهاي محدود شده، مدل فوكاس- لاس، مدل موتاد هدف و مدل موتاد و... در اين تحقيق ابتدا الگوي بهينه كشت محصولات براي شهرستان ارسنجان با مدل موتاد تعيين و سپس رابطه بين ريسك و بازدهي مزرعه را تخمين زده شده است. داده هاي مورد نياز از بهره برداران كشاورزي و مديريت جهاد كشاورزي شهرستانهاي ارسنجان و شيراز به صورت نمونه گيري خوشه اي براي سالهاي 1378ـ 1383 جمع آوري شده است. (نمونه گيري به اين صورت بوده است كه ابتدا شهرستان به دو خوشه شمالي و جنوبي تقسيم شده است و سپس از بين مزارع هر خوشه با روش تصادفي ساده تعدادي مزرعه انتخاب شده است هر چند تعداد 80 مزرعه با يك درصد خطا قابل بررسي بوده اما جهت اطمينان بيشتر از 150 مزرعه برگزيده شدند). بعد از تخمين مدل با روش موتاد، با تغيير در آمد مورد انتظار، مدلهاي بهينه متفاوت تحت شرايط، ريسك هاي متفاوت تعيين گرديد، سپس با روش رگرسيون رابطه بين بازده و ريسك برآورد شدند. نتايج حاكي از اين است جهت كاهش ريسك بايستي سطح زير كشت گوجه فرنگي و ذرت كاهش و سطح زير كشت غلات افزايش يابد. |
| كليد واژه: مدل موتاد، محصولات زراعي، ريسك، الگوي بهينه، شهرستان ارسنجان |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):10-18. |
| نوربخشيان سيدجليل*,موسوي سيداصغر,باقري حميدرضا |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي شهركرد |
|
به منظور ارزيابي صفات زراعي و عملكرد ارقام بومي سير و روابط بين آنها، آزمايشي در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار در مزرعه تحقيقاتي چهار تخته واقع در شهركرد انجام شد. نتايج مورد بررسي نشان داد كه كليه صفات شامل عملكرد سير در بوته و در واحد سطح، قطر پياز، تعداد سيرچه در پياز، وزن تك سيرچه، طول و قطر سيرچه و ميزان ماده خشك در واحد سطح تفاوت معني داري داشتند. در بين ژنوتيپ هاي مورد بررسي، ارقام سير تفرش و همدان بيشترين عملكرد سير در بوته و در واحد سطح را به خود اختصاص دادند. توده سير تفرش از جمله ژنوتيپ هايي بود كه از لحاظ اكثر صفات مورد بررسي از برتري بالايي برخوردار بود. ضرايب همبستگي فنوتيپي و ژنتيكي بين صفات نشان داد كه هر يك از صفات قطر پياز، وزن تك سيرچه، قطر و طول سيرچه و همچنين ميزان ماده خشك در واحد سطح همبستگي مثبت و معني داري را با عملكرد سير در بوته و در واحد سطح داشتند. نتايج حاصل از تجزيه ضرايب مسير ژنتيکي براي عملكرد سير در واحد سطح نشان داد كه صفت وزن تك سيرچه و تعداد سيرچه در پياز بيشترين اثر مستقيم و مثبت را بر عملكرد سير در واحد سطح داشتند. قطر سيرچه از جمله صفاتي بود كه داراي بيشترين اثر غير مستقيم و مثبت از طريق وزن تك سيرچه بر عملكرد در واحد سطح بود. نتايج تجزيه ضرايب مسير براي عملكرد سير در بوته نيز مشابه با عملكرد در واحد سطح بود و بيشترين اثر مستقيم بر عملكرد سير در بوته مربوط به وزن تك سيرچه بود. |
| كليد واژه: سير، صفات زراعي، ضريب همبستگي، تجزيه ضرايب مسير ژنتيکي |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):19-27. |
| آقاعليخاني مجيد*,احمدي محمداسحاق,مدرس ثانوي سيدمحمدعلي |
| * گروه زراعت، دانشگاه تربيت مدرس |
|
به منظور بررسي تاثير مقادير مختلف كود نيتروژن و تراكم كشت بر عملكرد كمي و كيفي علوفه ارزن مرواريدي، هيبريد نوتريفيد (Pennisetum americanum var. nutrifeed) آزمايشي در تابستان 1382 در ايستگاه تحقيقات كشاورزي طرق در شهرستان مشهد اجرا گرديد. آزمايش به صورت طرح آماري كرت هاي خرد شده در قالب بلوك هاي كامل تصادفي با چهار تكرار انجام شد. در اين تحقيق تراكم كشت در سه سطح D=10, D=13.3,D=20 بوته در متر مربع) به عنوان عامل اصلي و مقدار كود نيتروژن در سه سطح N=400, N=300, N=200) كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار از نوع اوره) به عنوان عامل فرعي در نظر گرفته شد. محصول علوفه چين اول و دوم مزرعه از نظر صفات كمي (عملكرد علوفه تر و خشك و نسبت برگ به ساقه، شاخص سطح برگ تعداد پنجه در بوته، تعداد پنجه در واحد سطح و قطر ساقه) و ويژگي هاي كيفي (درصد ماده آلي، خاكستر، پروتئين خام، كلسيم و فسفر) مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه عامل مقدار نيتروژن صفات كمي مورد مطالعه را به طور معني داري تحت تاثير قرار داد، به طوري كه با افزايش مصرف نيتروژن از 200 به 400 كيلوگرم در هكتار عملكرد علوفه تر و خشك ارزن به ترتيب به ميزان 17.15 و 23.83 درصد افزايش يافت. عدم تفاوت معني دار عملكرد علوفه در سطوح مختلف تراكم به توان بالاي پنجه زني در ارزن نوتريفيد نسبت داده مي شود. مقايسه شاخص سطح برگ و تعداد پنجه توليد شده در هر بوته و در واحد سطح در تيمارهاي مختلف حاكي از آن است كه افزايش كود نيتروژن و افزايش تراكم از طريق افزايش LAI و تعداد پنجه در واحد سطح عملكرد علوفه را افزايش داده، هرچند نسبت برگ به ساقه كاهش يافت. در مجموع در اين آزمايش حداكثر عملكرد علوفه تر (109.43 تن در هكتار) و خشك (18.39 تن در هكتار) با مصرف 400 كيلوگرم نيتروژن در هكتار و در تراكم 100000 بوته در هكتار به دست آمد. با اين حال با تاسي از رهنمودهاي كشاورزي پايدار در جهت كاهش ميزان نهاده هاي شيميايي ميتوان تيمار DN كه با تراكم پايين بوته و دريافت فقط 200 كيلوگرم نيتروژن در هكتار توانست 94.37 تن علوفه تر توليد نمايد را نيز در گروه تيمار برتر معرفي نمود. شايان ذكر است عوامل مورد بررسي در اين تحقيق تاثير معني داري بر ويژگي هاي كيفي علوفه نداشت. |
| كليد واژه: ارزن نوتريفيد (Pennisetum americanum var. nutrifeed) نيتروژن، تراكم بوته، علوفه تر، علوفه خشك، پنجه زني |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):28-34. |
| قربانلي مه لقا*,بخشي خانيكي غلامرضا,باكند زينب |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد گرگان |
|
اثرات آلاينده هاي هواي شهر تهران بر وزن تر و خشك و غلظت پرولين و كربوهيدراتهاي محلول، تعداد روزنه، كرك و سلولهاي اپيدرمي در اقاقيا و خرزهره موضوع اين تحقيق بوده است. در ابتدا با استفاده از اطلاعات سازمان حفاظت محيط زيست و اداره كنترل كيفيت هوا، پارك سرخه حصار به عنوان محيط پاك و منطقه آزادي به عنوان محيط آلوده انتخاب و گياهان مورد نظر از اين دو منطقـه برداشت شـد و وزن تر و خشك، تعداد روزنه؛ كرك و سلولهاي اپيدرمي در ماه آبان (84) و خرداد (85) و غلظت پـرولين و كربوهيدرات هاي محلول در تيرماه (85) با روش اسپكتروفتومتري تعيين و مقايسه شد. نتايج اين تحقيق نشان داد كه آلودگي هوا باعث كاهش معني دار وزن تر و خشك در اقاقيا و خرزهره شد. همچنين آلودگي هوا باعث افزايش غلظت پرولين در دو گياه اقاقيا و خرزهــره شد ولي افزايش غلظت پرولين در خرزهره از نظر آماري معني دار نبود. غلظت كربوهيدرات هاي محلول در اثر آلودگي هوا در اقاقيا كاهش و در خرزهره افزايش يافت و اين تغييرات از نظر آماري معني دار بود. نتايح اين تحقيق نشان داد كه تعداد روزنه، كرك و سلولهاي اپيدرمي در خرزهره تحت تاثير آلودگي هوا به طور معني داري افزايش مي يابد. ولي در اقاقيا تعداد كرك در اثر آلودگي هوا افزايـش مي يابد و تعـداد سلولهـاي اپيدرمي و روزنـه بطور معني داري كاهش مي يابد. |
| كليد واژه: آلاينده هاي هواي تهران، اقاقيا، پرولين، خرزهره، روزنه سلولهاي اپيدرمي، كربوهيدرات هاي محلول، كرك |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):35-40. |
| نصيري مرتضي*,پيردشتي همت اله,ناييج نژاد تقي |
| * موسسه تحقيقات برنج كشور |
|
به منظور بررسي اثر مقدار و زمان مصرف كود نيتروژن و ارتفاع برش بر عملكرد و اجزاي عملكرد رتون برنج (واريته طارم- يك واريته بومي در استان مازندران- ايران) آزمايشي در موسسه تحقيقات برنج كشور- معاونت مازندران- آمل اجرا شده است. اين آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار اجرا شد. مقدار كود نيتروژن در چهار سطح (صفر، 23, 11.5 و 34.5 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار)، زمان مصرف كود نيتروژن در دو سطح (بلافاصله و يكماه بعد از برداشت محصول اصلي) و ارتفاع برش در سه سطح (صفر، 20 و 40 سانتي متر از بالاي خاك) بوده است. نتايج نشان داده است كه اختلاف سطوح كود نيتروژن تاثير آماري معني داري بر عملكرد رتون، شاخص برداشت، تعداد خوشه در مترمربع، تعداد دانه در خوشه، تعداد دانه هاي پرشده و وزن هزار دانه نداشته است. اما مصرف كود نيتروژن بلافاصله بعد از برداشت محصول اصلي تاثير معني داري بر عملكرد دانه و تعداد دانه در خوشه داشته است. ارتفاع برش تاثير معني داري بر ارتفاع بوته رتون، تعداد دانه در خوشه و تعداد دانه پر شده داشته است. عملكرد رتون با ميانگين (973.8 کيلوگرم در هکتار)، تعداد کل دانه در خوشه با ميانگين (44.6) و تعداد دانه پرشده با ميانگين (36.4) وقتي که ارتفاع برش در 40 سانتي متر بالاي خاک انجام گرفت بطور معني داري بيشتر بود. |
| كليد واژه: ارتفاع برش، برنج، رتون، نيتروژن |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):41-48. |
| آقايي سربرزه مصطفي*,صفري هوشمند,روستايي مظفر,نادرمحمودي كوروش,پورسياه بيدي محمدمهدي,حسامي علي,سليماني كاظم,احمدي ملك مسعود,محمدي رضا |
| * موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، كرج |
|
اطلاع در مورد ساختار اثر متقابل ژنوتيپ و محيط در برنامه هاي اصلاحي به منظور بررسي سازگاري عمومي و خصوصي ژنوتيپ ها بسيار مهم است. در اين رابطه آزمايشاتي كه در چند مكان به اجرا در مي آيند نقش مهمي در شناخت ابعاد اثر متقابل دارند. به منظور بررسي ساختار ضرب پذيري داده ها (شناخت اثر متقابل) از شيوه هاي مختلفي استفاده مي شود، كه تجزيه اثر اصلي جمع پذير و اثر متقابل ضرب پذير و بررسي باي پلات هاي حاصل از تجزيه بر اساس اين روش بسيار كارآمد مي باشد. در اين تحقيق از ميانگين عملكرد حاصل از 14 لاين پيشرفته گندم و دو واريته شاهد، سرداري و آذر-2 در 6 منطقه به مدت سه سال (1379، 1378و 1380) به منظور ارزيابي اثر متقابل ژنوتيپ ها با محيط ها و تعيين سازگاري عمومي و خصوصي ژنوتيپ هاي مورد بررسي استفاده شد. نتايج حاصله تمركز محيطي قوي را بين مناطق كرمانشاه و شيروان نشان داده و آنها را در يك گروه قرار داد؛ حال آنكه مناطق زنجان و كردستان در گروه دوم و مناطق ايلام و مراغه به علت عدم تمركز محيطي با محيط هاي مورد بررسي، در گروه هاي جداگانه اي قرار گرفتند. ژنوتيپ هاي ///”s”,Bow…Pvn”s”/Chi Ptz Niska/…Gen//,… و /Heng-Sxl-7004… بيشترين سازگاري عمومي را با محيط ها نشان دادند، ژنوتيپ هاي Ptz Niska/…Gen///”s”,Bow…, Son64/4/”Azar-2,… و Sardari براي مناطق كردستان و زنــجان، ژنـــوتيپ هاي //87ZHONG291, Seafallh…Pvn”s”/Chi, و /Heng-Sxl-7004… براي منطقه شيروان، ژنوتيپ هاي Seafallh /Crow"s"//..."s"Bow, و /Heng-Sxl-7004… بــراي منطقه كرمانشـــاه، ژنـــوتيپ هاي Crow"s"//..."s",Bow …,Dmni//Sut/ 87ZHONG291/ و /Heng-Sxl-7004… براي منطقه ايلام و ژنوتيپ هاي Pvn"s"/Chi// Ogosta/Sefied,… و Fengkang15/sefid براي منطقه مراغه بيشترين سازگاري خصوصي را نشان دادند و قابل توصيه براي مناطـق مــذكور مي باشند. ژنوتيپ /Son64/4… بيشترين اثر متقابل را در تمامي آزمايشات به خود اختصاص داد و كمترين سازگاري عمومي را با محيط ها نشان داد. |
| كليد واژه: گندم، سازگاري عمومي، سازگاري خصوصي، اثر اصلي جمع پذير و اثر متقابل ضرب پذير، باي پلات ژنوتيپ x محيط |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):49-54. |
| نعمت اللهي محمدرضا*,جلالي صادق,فرهادي علي |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان |
|
كشت تونل كوتاه و همچنين استفاده از خاكپوش هاي پلي اتيلني در سالهاي اخير در توليد انواع سبزي ها رواج يافته است. به منظور بررسي تاثير تاريخ كاشت و خاكپوش هاي پلي اتيلني در كشت تونل كوتاه خيار بر ميزان آلودگي به مگس مينوز برگ سبزي و بيماري سفيدك داخلي كدوييان آزمايشي در قالب كرت هاي خردشده با 4 تكرار در ايستگاه تحقيقاتي كبوترآباد اصفهان اجرا گرديد. تاريخ كاشت به عنوان كرت اصلي در 4 سطح (15 بهمن، 30 بهمن، 15 اسفند و30 اسفند) و پوشش خاك به عنوان كرت فرعي در 3 سطح (خاكپوش مشكي، خاكپوش شفاف و بدون خاكپوش) بود. درصد آلودگي به مينوز در هر كرت با بررسي كل برگهاي 5 بوته كه به طور تصادفي انتخاب شده بودند، تعيين گرديد. جهت تعيين درصد آلودگي به سفيدك داخلي تعداد بوته هاي آلوده در خط مياني هر تيمار شمارش و براي تعيين شدت بيماري از روش نمره دهي استفاده گرديد. پس از تجزيه واريانس، ميانگين ها با استفاده از آزمون دانكن مقايسه گرديد. نتايج نشان داد كه از نظر آفت مگس مينوز برگ بين تاريخ هاي مختلف كاشت و بين انواع مختلف خاكپوش اختلاف معني دار وجود نداشت، با اين حال حداقل و حداكثر ميزان آلودگي به ترتيب مربوط به تاريخ هاي كشت اول و سوم بود و خاكپوش مشكي بيشترين درصد آلودگي را داشت. در خصوص بيماري سفيدك داخلي نتايج نشان داد كه از نظر شدت آلودگي تاريخ هاي كاشت اول و دوم با كسب حداكثر ميانگين در يك گروه قرار گرفتند. تاثير انواع خاكپوش روي درصد و شدت آلودگي مشابه بود و كمترين درصد و شدت آلودگي در خاكپوش شفاف مشاهده گرديد. بنابراين استفاده از خاكپوش شفاف و تاخير در تاريخ كاشت در اين شيوه كاشت مي تواند در مديريت بيماري و كاهش هزينه هاي سمپاشي موثر باشد. |
| كليد واژه: مينوز، سفيدك داخلي، خاكپوش پلي اتيلني، تاريخ كاشت، تونل كوتاه، خيار، اصفهان |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):55-71. |
| حاجي ميررحيمي سيدداوود* |
| * آموزشكده جهادكشاورزي، سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، وزارت جهادكشاورزي |
|
يكي از مهمترين مولفه هاي نظام آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت كاركنان سازمان هاي تخصصي، برنامه ريزي آموزشي، مي باشد. اين مولفه طي سه فرايند طراحي دوره هاي آموزشي، انتخاب دوره هاي آموزشي و ارزشيابي دوره هاي طراحي و انتخاب شده، عملياتي مي گردد. نتايج مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه كارايي و اثربخشي آموزش هاي ضمن خدمت وزارت جهادكشاورزي در اثر مسايل موجود در فرايندهاي ياد شده، در حد مورد انتظار نمي باشد. در اين ميان، مساله اصلي نبود اطلاعات جامع و كامل از كيفيت فرايندهاي طراحي و انتخاب دوره هاي آموزشي و همچنين ارزشيابي اين دو فرايند در نظام موجود آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت كاركنان وزارت جهادكشاورزي مي باشد. بر اين اساس، تحقيق حاضر با هدف دستيابي به ديدگاه دست اندركاران و صاحب نظران نسبت به مولفه برنامه ريزي آموزشي در نظام فعلي آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت كاركنان انجام پذيرفت. به اين منظور، با روش پيمايشي و با استفاده از پرسشنامه، ديدگاه كارشناسان رشته شغلي آموزش كشاورزي، مديران و سرپرستان مستقيم آنان، اعضاي كميته هاي پودماني وزارت جهادكشاورزي و آموزشگران مجرب دوره هاي آموزش ضمن خدمت رشته شغلي ياد شده مورد بررسي قرار گرفت. حجم نمونه آماري مديران و سرپرستان مستقيم و آموزشگران مجرب دوره هاي آموزش ضمن خدمت رشته شغلي ياد شده از طريق سرشماري و حجم نمونه آماري سه گروه ديگر از طريق فرمول كوكران تعيين شد و در مجموع 360 نفر در نمونه آماري قرار گرفتند. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد، كه در حال حاضر كيفيت فرايند طراحي دوره هاي آموزشي كمتر از حد متوسط مي باشد (2.96 از 5) و در اين ميان، شاخص ارزيابي، اصلاح و بازنگري عناوين و سرفصل دوره هاي آموزشي كمتر از ساير شاخص ها مورد عنايت واقع شده است (2.7 از 5). همچنين، كيفيت فرايند انتخاب دوره هاي آموزشي در حد متوسط (3.01 از 5) بوده و در ميان شاخص هاي مختلف مورد ارزيابي در اين فرايند شاخص ارزيابي، اصلاح و بازنگري فرايند انتخاب دوره هاي آموزشي كمتر از حد متوسط مورد توجه واقع شده است (2.85 از 5). از طرفي، فقط 26.5 درصد پاسخگويان معتقدند، كه ديدگاه كاركنان در ارزشيابي نحوه انتخاب نهايي دوره هاي آموزشي مورد توجه قرار مي گيرد و تنها 8 درصد معتقدند، كه نحوه كار كميته هاي طراحي دوره هاي آموزشي ارزشيابي مي شود. نتايج آزمون تحليل واريانس كروسكال واليس نشان مي دهد، كه در بيشتر موارد اختلاف معني داري بين ديدگاه چهار گروه نمونه تحقيق وجود ندارد. در پايان پيشنهاد شده است براي بهبود و اصلاح تدريجي مولفه برنامه ريزي آموزشي نظام آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت كاركنان وزارت جهادكشاورزي، سطح و محتواي دوره هاي آموزشي با طبقه شغلي كاركنان تطبيق داده شود و براي شاغلين سطوح مختلف تحصيلي، محتواي آموزشي متفاوتي طراحي گردد. از جانب ديگر، با توجه به اشكالاتي كه در احراز پست هاي سازماني وجود دارد، براي افراد داراي رشته تحصيلي كاملا مرتبط، مرتبط و غير مرتبط دوره هاي آموزشي متفاوت و تكميلي در نظر گرفته شود. |
| كليد واژه: نظام آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت كاركنان، مولفه برنامه ريزي آموزشي، پودمان هاي آموزشي، نظام آموزش كشاورزي، كارشناسان آموزش كشاورزي |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):72-82. |
| رياضي اعظم السادات*,شريف زاده فرزاد,احمدي علي |
| * دانشگاه تهران |
|
پرايمينگ بذر يكي از تكنيك هاي رايج آبگيري براي افزايش كارآيي بذر مي باشد. در اين آزمايش، يافتن مناسب ترين شرايط پرايمينگ شامل مدت زمان، درجه حرارت و غلظت محلول پرايمينگ براي بذور سه گونه ارزن Panicum miliaceum، P. antidotale و Setaria italic مورد بررسي قرار گرفت. براي هر كدام از گونهها، بطور جداگانه آزمايش به صورت بلوك كامل تصادفي با 4 تكرار مورد استفاده قرار گرفت. تركيبهاي تيماري مورد بررسي براي هر گونه شامل الف) چهار سطح پتانسيل (4-، 8-، 12- و 16- بار) با استفاده از PEG 6000 (پلي اتيلن گليكول 6000)، ب) درجه حرارت با 4 سطح (15، 20، 25 و 20/30 (12ساعت /12ساعت) درجه سانتيگراد و ج) مدت زمان پرايمينگ (3، 7 و 14 روز) بودند. در مورد همه گونه هاي مورد آزمايش براي هر دو صفت درصد و سرعت جوانه زني، اثرات اصلي مدت زمان، درجه حرارت و سطوح پتانسيل پرايمينگ با احتمال 0.05 درصد معني دار شدند. نتايج بدست آمده نشان دادند كه هر سه گونه در پتانسيل 12- بار و مدت زمان 7 روز بهترين شرايط پرايمينگ را داشتند و در مورد درجه حرارت، بهترين دماي پرايمينگ براي بذور گونه هاي P. miliacoum، P. antidotale و S. italic به ترتيب دماهاي و 30/20 درجه سانتي گراد (12 (ساعت /12 ساعت)، 15 و 25 درجه سانتي گراد بود. |
| كليد واژه: پرايمينگ بذر، ارزن، جوانه زني، درجه حرارت، مدت زمان |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):83-93. |
| مهرابي اولادي علي اشرف*,يزدي صمدي بهمن,نقوي محمدرضا,اميدي منصور,توكل افشاري رضا |
| * دانشگاه ايلام، دانشكده كشاورزي، گروه زراعت و اصلاح نباتات |
|
آزمايشي به منظور مطالعه تاثير دو تنظيم كننده رشد گياهي (اسيد آبسزيك و كينتين) بر جوانه زني بذر و رشد اوليه گياهچه ها و تحمل شوري در دو رقم گندم حساس (گاسپارد) و مقاوم (آذر 2) انجام شد. آناليز آماري صفات بررسي شده در مرحله جوانه زني و رشد گياهچه ها نشان داد كه شوري منجر به كاهش ميزان جوانه زني بذور و رشد گياهچه ها در هر دو رقم گرديد. با افزايش غلظت نمك درصد آب گياهچه ها و محتواي نسبي آب (RWC) در آن ها كاهش يافت. با اين حال نتايج آزمايش نشان داد كه اثرات باز دارنده نمك در رشد گياهچه هاي رقم گاسپارد بطور معني داري بيشتر از رقم آذر 2 بود كه در واقع بيانگر تشابه وضعيت تحمل به شوري در مراحل جوانه زني و گياه كامل در اين دو رقم مي باشد. اسيدآبسزيك اثرات بازدارندگي شديدي بر جوانه زني و رشد گياهچه هاي هر دو رقم داشت. اما اثرات بازدارنده آن بر رشد كلئوپتيل و ساقه چه ها به مراتب بيشتر از كاهش رشد ريشه چه ها بود. روند كاهش رشد ريشه چه و كلئوپتيل در قياس با شاهد در اثر تيمار با اسيدآبسزيك نشان دهنده حساسيت بيشتر رقم آذر2 به اين ماده تنظيم كننده رشد بود. برهمكنش هاي معني داري بين سطوح مختلف شوري و اسيدآبسزيك مشاهده گرديد، به اين معنا كه پاسخ رشدي گياهچه ها تحت اثرات توامان شوري و اسيدآبسزيك متفاوت بود، اما هر دو رقم تحت اثر اين دو عامل بازدارنده واكنش يكساني از خود نشان دادند. كينتين باعث افزايش درصد جوانه زني بذور و وزن تر و خشك گياهچه هاي هر دو رقم نسبت به گياهچه هاي شاهد گرديد. اما كينتين اثرات بازدارندگي شديدي بر رشد ريشه چه ها داشت. محتواي آب بافتي گياهچه ها و RWC در اثر تيمار كينتين افزايش پيدا كرد كه اين دو پارامتر با تغييرات جوانه زني و رشد طولي گياهچه ها همبستگي بالا و معني داري داشت. |
| كليد واژه: گندم، شوري، جوانه زني، اسيدآبسزيك، كينتين |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در زراعت و باغباني):94-103. |
| حاجبي عبدالحميد*,حيدري شريف آبادي حسين |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي هرمزگان |
|
با توجه به اهميت يونجه در كشاورزي ايران و وجود آب و هواي خشك در اغلب قطب هاي كشاورزي كشور، لازم است گونه هاي يونجه در شرايط مناسب رطوبتي و همچنين كمبود آب مورد مطالعه قرار گيرند تا بتوان گونه هايي كه تحمل به خشكي مناسب و در عين حال قدرت گره زايي بيشتري دارند، انتخاب گردند. بدين منظور سه گونه يونجه در شرايط متفاوت رطوبتي مورد آزمون جوانه زني قرار گرفتند تا قدرت جوانه زني هر كدام از آنها در شرايط تنش كمبود آب مورد بررسي قرار گيرد. سپس آنها در آزمايش دوم از نظر رشد گياهچه اي و قدرت گره زايي در شرايط مختلف رطوبتي مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج آزمايش اول نشان داد كه در بين گونه ها، گونه Medicago sativa بيشترين درصد و سرعت جوانه زني، طول ريشه چه و هيپوكوتيل را دارد و گونه Medicago scutellata كمترين درصد و سرعت جوانه زني و گونه Medicago littoralis كمترين طول ريشه چه و هيپوكوتيل را دارا مي باشد. در آزمايش دوم، گونه Medicago sativa بيشترين تعداد گره را داشته و گونه Medicago scutellata بيشترين وزن خشك ريشه، وزن خشك ساقه و طول ريشه چه و هيپوكوتيل را دارا بوده است. در جمع بندي كلي گونه Medicago sativa بيشترين تحمل به خشكي را داشته و در شرايط خشك عملكرد بالاتري نسبت به گونه هاي ديگر دارد. ولي در شرايط مطلوب رطوبتي، گونه Medicago scutellata عملكرد بيشتري نسبت به گونه هاي ديگر مورد آزمايش دارد. |
| كليد واژه: يونجه، تنش، خشكي، گره زايي، PEG |
|
|
|
نسخه قابل چاپ |