قرآن
1. اخبار موجود در قرآن
الا ان فیه علم ما یاتى، و الحدیث عن الماضى، و دوا دائكم، و نظم ما بینكم. (خطبه 158)
آگاه باشید! در این كتاب الهى است علم هر آنچه كه خواهد آمد و حدیث هر آنچه كه گذشته است و دواى درد شما و نظم آنچه كه در میان شما باید باشد.
2. شفاعت قرآن
من شفع له القران یوم القیامه شفع فیه ، و من محل به القران یوم القیامه صدق علیه .
كسى را كه قران در قیامت شفاعت كند، شفاعتش قبول شود و كسى كه قرآن از او شكایت نماید، شكایتش پذیرفته مى شود.
3. نورى تابناك
انزل علیه الكتاب نورا لا تطفا مصابیحه و سراجا لا یخبو توقده، و بحرا لا یدرك قعره، و منهاجا لا یضل نهجه، و شعاعا لا یظلم ضوءه، و فر قانا لا یخمد برهانه، و تبیانا لا تهدم اركانه، و شفا لا تخشى اسقامه، و عزا لا تهزم انصاره، و حقا لا تخذل اعوانه. 0خطبه 198)
خداوند قران را ر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرو فرستاد، در حالى كه نورى است كه قندیل هاى آن خاموش نمى شود و چراغى است كه افروختن آن فرو نمى نشیند و دریایى است كه ژرفاى آن پیدا نمى شود و راهى است كه رفتن در ان گمراهى ندارد و شعاعى تابان است كه روشنى آن پایان ندارد و جدا كننده حق و باطل است كه دلیل و برهانش سست نمى گردد و بنایى است كه پایه هاى آن ویران نمى شود و شفابخشى است كه با وجود آن بیمارى ها موجب ترس و بیم نمى شود و ارجمندى است كه یارانش شكست نمى خورند و حقى است كه مددكاران آن مغلوب نمى شود.
4. هدایت به طریقه اى محكم
ایها الناس! انه من استنصح الله وفق، و من اتخذ قوله دلیلا هدى (للتى هى اقوم). (خطبه 147)
اى مردم! كسى كه از خدا پند و خیر خویش را مسالت نماید، موفق گردد و هر كس كه كلام خدا را براى خود راهنما اتخاذ كند به آن طریقه اى كه محكم تر و راست تر است هدایت شود.
5. تكامل دین در قرآن
انزل علیك الكتاب تبیانا لك شىء و عمر فیكم نبیه ازمانا، حتى اكمل له و لكم - فیما انزل من كتابه - دینه الذى رضى لنفسه. (خطبه 86)
كتاب قرآن را كه در آن هر چیزى توضیح داده شده است براى شما فرو فرستاده و پیامبرش را مدتى در میان شما زنده نگه داشت تا دین خویش را كه در كتابش آورده است و مورد پسند و خشنودى اوست براى او و شما كامل كرد.
6. بر طرف كننده تاریكى
لا تكشف الظلمات الا به. (خطبه 18)
تاریكى هاى نادانى و جهل جز به وسیله آن (قرآن) رفع نشود.
7. شفیعى مقبول
اعلموا! انه (القرآن) شافع مشفع، و قائل مصدق. (خطبه 176)
آگاه باشید! قرآن شفاعت كننده اى است كه شفاعتش پذیرفته و گوینده اى است كه سخنش تصدیق شده.
8. وسیله راه یابى
ان لكم علما فاهتدوا بعلمكم. (خطبه 176)
حتمى است كه براى شما نشانه اى است با آن نشانه هدایت شوید!
9. بهار دل
ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القران فانه حبل الله المتین، و سببه الامین، و فیه ربیع القلب، و ینابیع العلم، و ما للقلب جلا غیره. (خطبه 176)
خداى سبحان هیچ كس را به چیزى چون قرآن اندرز نداده است، زیرا آن ریسمان استوار خداست و واسطه امین و درستكار اوست . در قران بهار دل است و چشمه هاى دانش و براى دل جز آن صیقلى وجود ندارد.
10. ریسمان محكم الهى
علیكم بكتاب الله، فانه الحبل المتین، و النور المبین، و الشفا النافع، و الرى الناقع، و العصمه للمتمسك، و النجاه للمتعلق. (خطبه 156)
تمسك كنید به كتاب خداوندى؛ زیرا این كتاب طنابى است محكم و نورى است آشكار و شفایى است سودمند و سیراب كننده اى است برطرف كننده تشنگى و نجات براى كسى است كه به آن در آویزد.
11. همنشینى با قرآن
ما جالس هذا القرآن احد الاقام عنه بزیادهُ او نقصان: زیاده فى هدى، او نقصان من عمى. (خطبه 176)
هیچ كس با این قران همنشین نشد مگر این كه زیادت یا نقصانى نصیب او ساخت افزایش در هدایت كاهش از نابینایى.
12. چنگ به ریسمان خداوندى
كتب علیه السلام الى الحارث الهمدانى: تمسك بحبل القران و استنصحه، و اجل حلاله، و حرم حرامه. (نامه 69)
امام علیه السلام در نامه اى به حارث همدانى نوشته است: به ریسمان قرآن چنگ بزن و از آن پند بگیر، حلالش را حلال شمر و حرامش را حرام.
13. عمل به قرآن
الله الله فى القران، لا یسبقكم بالعمل به غیر كم. (نامه 47)
قسم به خدا، درباره قرآن مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیش گیرند.
14. حكم زندگانى
فى القرآن نبا ما قبلكم، و خبر ما بعد كم، و حكم ما بینكم. (حكمت 313).
در قرآن است آنچه سرگذشت پیشینیان بوده و اخبار و حوادث آیندگان خواهد بود و بیان حكم میان شما در زندگانى است.
15. در خواست از خدا
فاسالوا الله به، و توجهوا الیه بحبه، و لا تسالوا به خلقه. (خطبه 175)
از خدا به وسیله قرآن مسالت نمایید و متوجه باشید با محبت قرآن به خدا، و به وسیله قرآن از مردم چیزى نخواهید.
16. بهترین گفته ها
تعلموا القران فانه احسن الحدیث، و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب، و استشفوا بنوره فانه شفا الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص، و ان العالم العامل بغیر علمه كالجاهلى الحائر الذى لا یستفیق من جهله، بل الحجه علیه اعظم، و الحسره له الزم، و هو عند الله الوم. (خطبه 110)
قرآن را بیاموزید كه بهترین گفته هاست و در آن تفقه كنید كه آن بهار (و نشاط بخش) قلب هاست، از روشنایى آن شفا بجویید كه شفابخش بیمارى سینه هاست، ان را به خوبى تلاوت كنید كه سود بخش ترین داستان هاست، و دانشمندى كه به غیر علمش عمل كند، چون نادان سرگردانى است كه از جهالت به هوش نمى آید؛ بلكه حجت و دلیل بر او عظیم تر و حسرت و افسوس بر او ثابت تر و سرزنش او در پیشگاه خداوند بیشتر است.
17. وجوه قرآن
لعبد الله بن العباس لما بعثه للاحتجاج على الخوارج - : لا تخاصمهم بالقرآن، فان القرآن حمال ذو وجوه، تقول و یقولون، و لكن حاججهم بالسنه فانهم لن یجدوا عنها محیصا .(نامه 77)
امام علیه السلام در سفارش خود به عبدالله بن عباس هنگامى كه وى را براى صحبت با خوارج مى فرستاد چنین مى فرمود: از روى قرآن با آنان صحبت مكن؛ زیرا قرآن داراى معناهاى مختلفى است ، تو یك معنى را مى گویى و آن ها معنایى دیگر را، تو با روایت با آن ها بحث كن كه راه فرارى نخواهند یافت.
18. كتاب هدایت
القرآن امر زاجر، و صامت ناطق، حجه الله على خلقه. اخذ علیه میثاقه، و ارتهن علیهم انفسهم. اتم نوره، و اكمل به دینه .(خطبه 183)
قرآن امر كننده به كار نیك و باز دارنده از زشتى ها است، خاموشى گویاست، حجت خدا بر خلق اوست، از آنان نسبت به قرآن پیمان گرفت و وجود باطنى آنان را در گرو این قرآن نهاد، نور آن را تمام و دین خویش را به وسیله آن كامل فرمود.
19. اى كاش غافلان بیدار مى شدند!
قد دارستكم الكتاب، و فاتحتكم الحجاج، و عرفتكم ما انكرتم، و سوغتكم ما محجتم، لوكان الاعمى یلحظ، او النائم یستیقظ!. (خطبه 180)
من قرآن را به شما آموختم و باب دلایل و براهین را به روى شما گشودم و آنچه را نمى شناختید، به شما شناساندم و آنچه را كه از دهان به بیرون پرت مى كردید، به مذاق شما گوارا ساختم. اى كاش كه نابینا، بینا مى گشت ، یا خفته بیدار مى شد.
20. هادى بدون گمراهى
واعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذى لا یغش، و الهادى الذى لایضل و المحدث الذى لا یكذب. (خطبه 176)
بدانید كه این قرآن خیر خواهى است كه خیانت نمى كند، هدایت كننده اى است كه گمراه نمى سازد، و محدثى است كه دروغ نمى گوید.
21. دواى دردها
استشفوه من إدوائكم، و استعینوا به على لاوائكم فان فیه شفا من اكبر الدا و هو الكفر و النفاق، و الغى و الضلال.(خطبه 175)
براى دردهایتان از قرآن شفا طلب كنید و براى مشكلاتتان از آن كمك بگیرید؛ زیرا در قرآن شفاى بزرگ ترین دردهاست، درد كفر، نفاق و گمراهى.
22. شافع پذیرفته شده
اعلموا! انه شافع مشفع و قائل مصدق، و انه من شفع له القرآن یوم القیامه شفع فیه، و من محل به القرآن یوم القیامه صدق علیه. (خطبه 175)
بدانید! قرآن شفاعت كننده اى است پذیرفته شده، گوینده اى است تصدیق شده، كسى را كه قرآن در قیامت شفاعت كند، پذیرفته است و هر كس را كه قرآن از او بدگویى كند، گواهى اش بر ضد او قبول است.
23. ثروت در پناه قرآن
اعلموا انه لیس علی أحد بعد القرآن من فاقهٍ، و لا لأحدٍ قبل القرآن من غنیً. (خطبه 175)
بدانید كه نیست بر احدى بعد از قرآن حاجت و نیازى، و نه احدى را پیش از قرآن از دولتى.
24. قران در قیامت
ینادى مناد قوم القیامه: (الا ان كل حارث مبتلى فى حرثه و عاقبه عمله، غیر حرثُه القرآن) فكونوا من حرثته و اتباعه و استدلوه على ربكم و استنصحوه على انفسكم، و اتهموا علیه ارا كم، واستغشوا فیه اهوا كم. (خطبه 176)
در روز قیامت فریادگرى ندا دهد. اگاه باشید! امروز هر كس گرفتار بذرى است كه افشانده و گرفتار عاقبت كارى است كه انجام داده ، مگر كسى كه بذر قرآن و پیروان آن باشید. با قرآن خدا را بشناسد و خود را با آن نصیحت كنید و هرگاه نظر شما با قرآن مخالف شد، راى خود را متهم كنید و خواسته هاى خویش را در برابر قرآن نادرست بشمارید.
25. قرآن را گرامى بدار!
یاتى على الناس زمان لا یبقى فیهم من القرآن الا رسمه، و من الاسلام الا اسمه.