اخبار استان خوزستان
به نام خدا
تاپیک ویژه اخبار گردشگری و توریستی استان
کاربران گرامی تالار همسفران
سلام علیکم
با احترام به اطلاع شما بزرگواران میرساند ، متاسفانه برخی از کاربران با درج اخباراستانها در زیر تالار هر استان آنچه هدف این تالار است را رعایت نمی کنند وباید مکررا در اینخصوص تذکر داده شود . دراین خصوص با هماهنگی با مسئول محترم ارشد انجمن ها مقرر شد تایپیکی به نام اخبار استان در زیر تالار هر استان ایجاد شود تا در سایر مطالب تالار اختلال و بی نظمی بوجود نیاید.
لذا با عنایت به این مطلب خواهشمند است کاربران گرامی قبل از درج اخبار به موارد ذیل توجه داشته باشند :
· با توجه به اینکه در صفحه اول سایت اخبار وجود دارد نیاز نیست هرگونه اخباری را در این تالار درج کنید
· اخباری مدنظر هستند که حالت کاربردی ، آموزشی و ارتباط با موضوع تالار مثلا در خصوص دیدنیهای تاریخی ، فرهنگی ، طبیعی و سایر مسائل مرتبط با گردشگری در استان مربوطه باشد .
· از درج اخبار روزانه و تاریخ مصرف دار بپرهیزید
· اگر مطلب شما حاوی تصویر میباشد پهنای عکس از 400 بیشتر نباشد ، زیرا موجب بهم ریختگی فرم صفحه میشود .
· در صورت عدم موارد فوق ضمن اینکه اخبار مربوطه حذف میشود امتیاز شما در سایت نیز کسر میگردد .
(ارسال تاپیک ها و پست های خبری در تالار های همسفران اکیدا ممنوع-ارسال خبر فقط با رعایت شرایط مذکور و در تاپیک مربوطه)
از اینکه موارد مذکور را رعایت میکنید از شما متشکرم
|
راهيان نور، نقطه عطف گردشگري منطقه آزاد اروند
|
|
استان خوزستان به واسطه استعدادهاي ويژه از جمله عبور حدود ۶۰ درصد از آبهاي کشور از اين جلگه، مرز زميني و وجود مرز شلمچه، مرز هوايي و وجود فرودگاههاي بينالمللي و ... داراي برتري خاصي نسبت به ساير مناطق کشور است.
قرار داشتن بسياري از مناطق عملياتي دفاع مقدس در اين منطقه موجب شده است سالانه خيل عظيمي از مشتاقان در منطقه آزاد اروند حضور يابند و يکي از ظرفيتهاي منطقه آزاد اروند، ظرفيتهاي گردشگري است که روز به روز در حال گسترش است. در گفتوگويي با «حسين قاسمي»، معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري منطقه آزاد اروند، جوياي برنامههاي اين معاونت شديم. آنچه در پي ميآيد حاصل اين گفتوگوست. در ايام نوروز 91 مجموعاً 2 ميليون مسافر نوروزي و زائر از شلمچه وارد منطقه آزاد اروند شدند. زائران راهيان نور همزمان با بازديد از يادمان شهداي شلمچه از محل عمليات کربلاي 4 و موزه دفاع مقدس و مسجد جامع خرمشهر و محل حماسه کوي ذوالفقاري بازديد داشتند. از مجموع 2 ميليون مسافر وارد شده به محدوده منطقه آزاد اروند، غير از راهيان نور که داراي کمپهاي اسکان در شهرهاي آبادان و خرمشهرند، 280 هزار مسافر نوروزي در ايام تعطيلات نوروز ميهمان کمپهاي نوروزي، هتلها و مهمانسراهاي منطقه آزاد اروند بودند که با توجه به اهميت موضوع، سازمان منطقه آزاد اروند اقدام به ايجاد ايستگاههاي توزيع بسته هاي فرهنگي مخصوص نوروز و ايستگاههاي پذيرايي از زائران شلمچه در محور شلمچه ـ خرمشهر کرد. بر اساس نظرسنجي صورت گرفته توسط همکاران مستقر در کمپها، 46 درصد مهمانان از تسهيلات و 42 درصد از مابقي خدمات رضايت داشتند. در خصوص برنامههاي گردشگري با توجه به ظرفيتهاي موجود در آبادان و خرمشهر و وجود جاذبههاي طبيعي در اروند صغير و به اتمام رسيدن ساحلسازي و زيباسازي اروند صغير در فروردينماه سال 1391 هياتي از منطقه آزاد اروند به رياست مديرعامل سازمان به کشور عراق و استان بصره عزيمت کرد که با توجه به علايق فرهنگي و همبستگي خانوادگي مردم شهرهاي آبادان و خرمشهر با مردم بصره يکي از موضوعهاي پيگيري شده بحث ايجاد و توسعه گردشگري بهخصوص گردشگري دريايي بين بنادر خرمشهر و بندر بصره و عرضه خدمات مطلوب به مردم استان بصره براي عزيمت به حرم امام رضا (ع) از طريق فرودگاه آبادان بود. سازمان منطقه آزاد اروند در سال 91 در حوزه هتلداري، تهيه طرح استانداردسازي هتلها و مراکز اقامتي را انجام خواهد داد و در برنامههاي تفريحي و گردشگري با ايجاد اسکلههاي تفريحي و گردشگري در حاشيه اروند صغير، بازگشايي دژ مرزي نوار ساحلي اروند رود را با همکاري و پيگيري معاونت فني و عمراني سازمان در دستور کار دارد. موضوع اسکان زائران عتبات عاليات در منطقه از ديگر کارهاي در حال پيگيري و اجراست که اگر خدا بخواهد با کمک مديريت فرودگاه آبادان برنامه افزايش پروازهاي فرودگاه آبادان و راهاندازي مسير هوايي آبادان به کيش را در سال 91 عملياتي ميکنيم. سازمان منطقه آزاد اروند به منظور توسعه و ايجاد زيرساختهاي گردشگري مواردي مانند ساخت زائرسرا در شلمچه، ساخت مجتمع اقامتي و بين راهي در شلمچه، ساخت اسکلههاي گردشگري در رودخانه اروند صغير، ايجاد بازارچه صنايع دستي در شلمچه، ايجاد مرکز اطلاعرساني گردشگري اروند و ساماندهي معابر و خيابانهاي منتهي به مراکز گردشگري و عرضه خدمات زيرساختي اعم از آب، برق و جاده دسترسي در محلهاي گردشگري و جزيره مينو را در دستور کار خود دارد . در حوزه فرهنگي و آموزشي، اين معاونت با همکاري دستگاهها و ادارات آبادان و خرمشهر و همراهي و پيگيري مديران و معاونان سازمان بهخصوص معاونت عمراني سازمان اقدامات بسياري انجام داده است که از جمله آنها ميتوان به اجراي پروژههاي تجهيز و بازسازي مدارس مينوشهر، ايجاد مرکز فوريتهاي پزشکي در 3 نقطه شلمچه، ديريفارم و مينوشهر، ايجاد فرهنگسراي اروند، ايجاد مجموعه فرهنگي و تفريحي اروند، بازسازي ورزشگاه مينوشهر، تعمير و مرمت مساجد در محدوده منطقه آزاد اروند، ساخت 3 زمين چمن در محدوده مينوشهر و مطالعه امکانسنجي مدارس مينوشهر اشاره کرد. از اقدامات معاونت فرهنگي، اجتماعي و گردشگري در سال 90 و 91 ميتوان به برگزاري مسابقات موتور کراس به مناسبت آزادسازي خرمشهر، برگزاري جشنواره اقوام ايراني، بازديد سفراي 50 کشور خارجي، برگزاري اردوهاي زيارتي با همکاري سپاه آبادان و خرمشهر، تجهيز حسينيهها و مساجد آبادان و خرمشهر و برگزاري مراسم و جشنهاي فرهنگي و مذهبي با همکاري روابط عمومي اشاره کرد. با برنامهريزيهاي صورت گرفته با مديريت فرهنگي و اجتماعي و همکاري روابط عمومي سازمان، برگزاري اعياد و جشنهاي مذهبي و ملي، برگزاري اردوهاي زيارتي و مسافرتي براي کارکنان سازمان و برگزاري اردوي عزيمت به حرم مطهر امام خميني (ره) در خرداد ماه را در دستور کار داريم. |
| مشاور معاون متوسطه وزیر آموزش و پرورش گفت: اگرچه خوزستان رتبه 9 کشوری را در زمینه فضای آموزشی دارد اما در زمینه امکانات آموزشی جزو استانهای محروم کشور است. |
|
سید محسن حسینی ارسنجانی ظهر چهارشنبه در جمع خبرنگاران اظهار کرد: فعالیتهای زیادی برای رشد و توسعه فعالیتهای آموزشی در خوزستان صورت گرفته که شاخصهای این استان را افزایش داده است. وی با اشاره به توجه ویژه به استان خوزستان از سوی وزارت آموزش و پرورش، گفت: استان خوزستان در دو سال گذشته حائز رتبه 23 کشوری بود اما با تلاشها و حمایتهای صورت گرفته به رتبه 9 کشوری صعود کرد. حسینی ارسنجانی با بیان اینکه این شاخص بدون در نظر گرفتن امکانات آموزشی است، افزود: توسعه فضای آموزشی منجر به ارتقاء شاخص استان شده اما متاسفانه این استان هنوز در زمینه امکانات آموزشی محروم است. وی به اجرای نظام جدید آموزشی اشاره کرد و گفت: برای اجرای این نظام در مدارس کشور نیروی انسانی و فضای آموزشی به طور کامل فراهم شده است. مشاور معاون وزیر آموزش و پرورش همچنین با اشاره به هوشمندسازی مدارس، افزود: خوزستان در این زمینه رتبه پایینی دارد و هنوز با مدارس سایر استانهای کشور فاصله دارد. وی تصریح کرد: هوشمندسازی در مدارس تهران 43 درصد و در برخی استانها حتی به 60 درصد نیز رسیده است. حسنی ارسنجانی در مورد تعطیلی مدارس در روزهای پنجشنبه اظهار کرد: تعطیلی روزهای پنجشنبه و جمعه بهترین زمینه برای ارتقای آموزش و مهارت دانشآموزان است. وی افزود: با تعطیلی پنجشنبه فرصتی مناسب برای مرور کتابهای درسی و برنامه ریزی عملی در نظام آموزش و پرورش فراهم شده است. |
زیست نیوز- در حالی که کارشناسان و دوستداران محیط زیست ورود پسابهای شور نیشکر را به تالابهای هورالعظیم و شادگان برای این اکوسیستمهای آب شیرین خطرناک میدانند و بارها نسبت به نابودی این زیستگاهها هشدار دادهاند، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خواستار تخلیه این پساب شور به تالابهای خوزستان شد.
محمدجواد محمدیزاده مضرات تخلیه پساب شور نیشکر برای تالابها را رد کرد و گفت: بررسیهای گذشته نشان میداد که شوری پسابهای نیشکر بالا بوده اما خوشبختانه این شوری به علت انجام عملیات آبشویی در تمام واحدها هم اکنون کاهش یافته است.
وی با بیان اینکه استفاده از سموم و کودهای شیمیایی نیز در این کشت مدیریت شده و فاضلابها تصفیه میشود افزود: بررسیهای اخیر نشان میدهد نه تنها آب ناشی از پسابهای کشت و صنعتها نگران کننده نیست بلکه اگر کشاورزان بالادست این پسابها را برداشت نکنند و اجازه دهند، سازمان حفاظت محیط زیست ترجیح میدهد این پسابها به هورالعظیم و تالاب شادگان تخلیه شود.
به نقل از فارس، معاون رئیس جمهوری تاکید کرد: اطلاعات نگران کننده در مورد پسابها مربوط به یکی دو سال پیش بوده و بررسیها و تاییدیههای آزمایشگاههای مرجع خلاف این مسئله را نشان میدهد. وی با بیان اینکه پسابهای نیشکر خواستگار و متقاضی زیاد دارد اظهار کرد: در جلسه امروز با استاندار خوزستان یکی از درخواستهای سازمان محیط زیست مدیریت برداشت پساب نیشکر در بالادست بود تا سهمی از آن به تالابها برسد.
محمدیزاده با تاکید بر اینکه استفاده از پساب نیشکر به معنی عدم تامین حق آبه تالابها توسط وزارت نیرو نیست، اظهار کرد: اگر چه حق آبه تالابها باید تامین شود، اما در بعضی از سالها مانند امسال به دلیل خشکسالی، برخی عملیات عمرانی و آبگیری سد سیمره در بالادست آورد رودخانه کرخه کمتر بوده و حق آبه بعضی تالابها به موقع تامین نشده است. وی ادامه داد: از بابت تالاب شادگان نگرانی وجود ندارد اما حق آبه هورالعظیم بسیار کمتر از حد انتظار تامین شده است که امیدواریم در آینده با برنامهریزی صورت گرفته وضعیت بهتر شود.
برخلاف رئیس سازمان محیط زیست، کارشناسان بر این باورند که شوری پساب قطعا اکوسیستم (رودخانه یا تالاب) را تحت تاثیر قرار میدهد و ممکن است آن را از بین ببرد. دکتر مهران افخمی محقق و استاد دانشگاه در این باره گفت: در اکوسیستم آب شیرین، زیستمندان هزاران سال با آب شیرین و مشخصات خاص انطباق پیدا کردهاند که اگر با تخلیه پساب به آن منطقه شوری تغییر کند آن زیستمندان از بین میروند یا بیمار و ضعیف میشوند. پساب شور را فقط میتوان به جایی تخلیه کرد که از نظر شوری اختلاف زیادی میان محیط پذیرنده و تخلیه نباشد. یافتههای علمی به ما گوشزد میکند نباید تغییر زیادی در اکوسیستم پذیرنده به وجود آید.
وی معتقد است: آب تالابها و رودخانههای ما شیرین است، نمیتوانیم پسابی که شوری آن 10 هزار میکروموس است را در تالابی بریزیم که شوری آن 2 هزار میکروموس است. زیرا با این کار به آن شوک وارد کرده و اکوسیستم آن بین میرود
پساب شور نيشكر؛ كابوس جديد خوزستان
معلوم نيست چه کسي براي اولين بار «خوزستان» را «شکرستان» معني کرد و نوشت «خوز به معني شکر هم هست.» هرچه هست از اين معناسازي دستاويزي ساختند و گفتند نيشکر فقط در خوزستان مي رويد و اينجا بايد مهد کشت نيشکر و توليد شکر مي شد.
با اين پيشينه ذهني طرح احداث هفت واحد کشت و صنعت و ايجاد 80 هزار هکتار مزرعه نيشکر در جنوب خوزستان در دهه 60 طرح ريزي شد اما در اين طرح نه تنها آثار سوءاجتماعي تخريب روستاها بلکه اثرات زيست محيطي آن هم ديده نشد.
تخريب محيط زيست هر روز رنگ تازه اي به خود مي گيرد. اين بار و نه به عنوان آخرين مرحله از اين روند تخريب، پساب شور اين مزارع است که امان رودخانه کارون، تالاب بين المللي شادگان، هورالعظيم و اراضي خرمشهر را بريده است. اين کشت و صنعت ها که 10 درصد آورد رودخانه کارون را (حتي در بحران خشکسالي و کم آبي) براي 25 نوبت آبياري سالانه مطالبه مي کنند، کابوسي براي منابع آبي و زيستي خوزستان شده اند.
با مهران افخمي درباره پساب هاي نيشکر و تاثير آن روي محيط زيست خوزستان به گفت وگو نشستيم. افخمي معتقد است: مساله تخليه پساب هاي نيشکر حالت توپ بازي کودکان را پيدا کرده، مرتب دست به دست مي شود؛ از رودخانه به تالاب، از تالاب به خور، از شهر به روستا و به دشت. افخمي استاد دانشگاه در رشته محيط زيست، متخصص آلودگي ها و ارزيابي اثرات زيست محيطي توسعه، عضو انجمن اکولوژيست هاي آمريکا، انجمن متخصصان محيط زيست ايران، انجمن علمي بهداشت محيط کشور، انجمن کميته هاي تخصصي محيط زيست، انجمن کيفيت آب وزارت نيرو و کميته تغيير اقليم وزارت نيرو است.
روال منطقي و علمي اجراي طرح ها انجام مطالعات جامع به خصوص در زمينه محيط زيست است. چرا در طرح توسعه نيشکر و صنايع جانبي يکباره اين مشکلات سر باز کرد؟
متاسفانه مطالعات زيست محيطي در تشکيلات عظيمي چون کشت و صنعت نيشکر با وسعت چند هزار هکتاري و صنايع جانبي در زمان خود انجام نشد؛ يعني مطالعات زيست محيطي بعد از احداث مزارع و در دهه 70 صورت گرفت. بعد از آن هم يک کار خيلي سطحي با اطلاعات محدود و شتابزدگي، توسط انجمن متخصصان محيط زيست ايلام انجام شد. مطالعات تمام هفت واحد نيشکر مشابه يکديگر است و مقايسه نشان مي دهد که از يکديگر کپي برداري شده و فقط نام ها تغيير کرده اند، در حالي که اين طرح ها در وضعيت اراضي، کيفيت آب، اقليم منطقه و بسياري مسايل، با يکديگر اختلافات اساسي دارند.
به اين معني که پساب ها در مطالعات زيست محيطي پيش بيني نشده و از ابتدا فکري براي اين مشکل نشده؟
از ابتدا فکر اصولي و منطقي در مورد پساب هاي توليدي به عنوان مهم ترين آلاينده نيشکر و تاثيرگذارترين بخش روي محيط اطرافش نشده بود چراکه از آن زمان تاکنون فقط و فقط تخليه پساب ها به يک محل انجام گرفته است.
کجا تخليه مي شود؟
در ابتداي امر، پساب ها به رودخانه کارون تخليه مي شد. بعد از بحراني شدن وضعيت رودخانه به دليل کم آبي، پساب هاي تعدادي از واحدها به نقاط ديگر هدايت شد. هم اکنون واحد شعيبيه (امام خميني) به رودخانه کارون، واحد دهخدا به تالاب هورالعظيم و واحدهاي شرق کارون (دعبل خزاعي، سلمان فارسي و فارابي) به تالاب شادگان تخليه مي شوند. واحدهاي غرب کارون (ميرزا کوچک خان و اميرکبير) در اراضي شمال شرق خرمشهر تحت عنوان حوضچه هاي تبخيري رها مي شوند که معروف شده به تالاب نيشکر.
شوري اين پساب ها آن طور که مسوولان نيشکر اعلام کرده اند بين چهار هزارميکروموس تا 16 هزار ميکروموس است، برخي مي گويند اين ميزان محيط زيست را تهديد نمي کند.
حجم اين پساب ها بسيار زياد و از دبي رودخانه زاينده رود در اصفهان بيشتر است. علاوه بر موجودي نمک و شوري بالا، مقداري هم نهاده هاي کشاورزي مثل علف کش در آنها وجود دارد. به عبارتي ساليان سال است که چندين هزار تن نمک وارد محيط از جمله رودخانه کارون مي شود. اگرچه عمده اين نمک با آب عبور مي کند اما علاوه بر اينکه مصرف کنندگان را تحت تاثير قرار مي دهد زمين هاي اطراف رودخانه را هم متاثر مي کند.
گفته مي شود در جانمايي طرح نيز مشکلاتي وجود دارد.
همينطور است. همه زمين هايي که اختصاص يافتند مناسب نبودند يا شايد در اين وسعت نبايد کشت صورت مي گرفت. اگر فقط به نوع خاک شور جنوب اهواز توجه کنيم، مي بينيم که اين محل براي کشت نيشکر مناسب نبوده، زيرا هزاران سال تجمع نمک در خاک، عملاآن را براي کشاورزي نامناسب کرده. براي کشت در اين خاک بايد آبشويي خيلي قوي انجام داد (يعني نمک خاک را به وسيله آب خارج کنند) اين نمک به ناچار بايد در محيط تخليه شود و مشکل ساز مي شود. اين خاک با گذشت سال ها هنوز هم داراي شوري بالاست. اينها نشان مي دهد زمين هاي مناسبي براي کشت انتخاب نشده اند. ايراد ديگر اينکه، هيچ تحقيقات مناسبي راجع به مديريت پساب انجام نشده و تنها کاري که تا الان انجام داده اند رهاسازي پساب بوده است.
چه اتفاقي باعث شد پس از کارون بخشي از پساب ها را به تالاب شادگان هدايت کنند؟
تخليه به کارون تا زماني که به مشکل برخوردند، پيش رفت. مشکل شوري کارون بزرگ (دز و کارون) به ويژه در آبادان و خرمشهر بود که مساله ساز و منجر به مشکلاتي شد. با شور شدن آب اين رودخانه به عنوان منبع آب شرب، مردم معترض شدند. بعد از آن تخليه از رودخانه به تالاب شادگان صورت گرفت.
شرکت توسعه نيشکر مدعي است که پساب ها در قسمت شور تالاب تخليه مي شود. اين ماجرا صحت دارد؟
نه اصلااين طور نيست. اتفاقا کل پساب در بخش شيرين تالاب و بخش شمالي تخليه مي شود؛ يعني در بهترين و ناب ترين قسمت تالاب. البته عمق فاجعه هنوز خودش را خوب نشان نداده، چراکه در ظاهر به نظر مي آيد موجودي آب تالاب را بيشتر مي کند اما در واقع به دليل پديده خشکسالي و کم آبي تالاب، تاثيرگذاري آب شور بر تالاب شيرين بيشتر است.
آيا تاکنون تاثير پساب ها در تالاب بين المللي شادگان بررسي شده است؟
خير. تاکنون مطالعه همه جانبه و جامعي در اين مورد صورت نگرفته. يکي از بهترين کارها اين است که بياييم ببينيم در اين سال ها که تخليه پساب صورت گرفته، چقدر خسارت به منطقه وارد شده است.
اما توسعه نيشکر مدعي است هزينه هاي خيلي زيادي براي مديريت پساب صرف کرده است؛ از جمله آغاز طرح ساخت کانال براي انتقال پساب به خليج فارس. اين طرح مي تواند موفقيت آميز باشد؟
ميلياردها تومان براي ساخت اين کانال که پساب را از واحد دعبل خُزاعي و از ميان تالاب بين المللي شادگان به دريا منتقل مي کند، هزينه و قسمت عمده آن نيز ساخته شده است. قرار است واحدهاي شرقي از طريق اين کانال به خوريات منتقل شوند و احتمالادر آينده هم واحدهاي غربي اضافه مي شوند. اما بايد توجه کرد که اين طرح چندين مشکل دارد: علاوه بر احتمال نشت پساب شور به تالاب، بدترين کاري که مي توانيم انجام دهيم اين است که با عبور اين کانال تالاب را قطعه قطعه و به دو بخش تقسيم کنيم. مشکل ديگر، محل پذيرنده (خور موسي و خوريات) است که در کنوانسيون رامسر جزيي از تالاب بين المللي شادگان ثبت شده اند.
و اخيرا که تخليه پساب به هورالعظيم هم شروع شده؛ اين کار چه تاثيري بر هورالعظيم و محيط زيست خوزستان خواهد داشت؟
بحث هورالعظيم خيلي پيچيده است. به دليل اينکه اين تالاب، بين المللي و مرزي است. به اين معني که دو صاحب دارد؛ ايران و عراق. شيب آن به سمت عراق است و هرچه در آن تخليه شود به سمت عراق مي رود. از سوي ديگر فعاليت هاي نفت آنجا را پيچيده تر کرده است. نظامي بودن منطقه و تاثير و تخريب هاي پس از جنگ و از بين رفتن تالاب هاي عراق و نابودي اکوسيستم بين النهرين نيز دست به دست هم مي دهد که سيستم پيچيده اي آنجا داشته باشيم. بهتر است فکري کنيم و اين پساب ها را از بدنه هور جدا کنيم و با شرايطي که وجود دارد، نبايد به فکر تخليه پساب در آنجا باشيم.
اين پساب شور چه تاثيري بر اکوسيستم آب شيرين هور خواهد داشت؟
شوري قطعا اکوسيستم (رودخانه يا تالاب) را تحت تاثير قرار مي دهد و ممکن است آن را از بين ببرد. در اکوسيستم آب شيرين، زيستمندان هزاران سال با آب شيرين و مشخصات خاص انطباق پيدا کرده اند، اگر با تخليه پساب به آن منطقه شوري تغيير کند آن زيستمندان از بين مي روند يا بيمار و ضعيف مي شوند.
اين پساب شور را فقط مي توانيم به جايي تخليه کنيم که از نظر شوري اختلاف زيادي ميان محيط پذيرنده و تخليه نباشد. يافته هاي علمي به ما گوشزد مي کند نبايد تغيير زيادي در اکوسيستم پذيرنده به وجود آيد. آب تالاب ها و رودخانه هاي ما شيرين است، نمي توانيم پسابي که شوري آن 10 هزار ميکروموس است را در تالابي بريزيم که شوري آن دو هزار ميکروموس است. اگر اين کار را بکنيم شوک به آن وارد کرده و اکوسيستم آن را از بين برده ايم. ممکن است چيز جديدي به وجود بيايد اما ديگر آن اکوسيستم مربوط به محيط طبيعي آن نيست.
البته مديران توسعه نيشکر تخليه پساب به کارون و تاثير آن را روي رودخانه هميشه رد مي کنند. در چه صورتي مي توان گفت که اين پساب ها تاثيري بر اکوسيستم نخواهد گذاشت؟
حتي اگر هيچ پسابي مستقيما به رودخانه تخليه نشود، مجاورت واحدهاي نيشکر به رودخانه باز هم سبب شور شدن آب رودخانه مي شود؛ چون رودخانه ها زهکش هاي طبيعي منطقه هستند و هر نوع نفوذي در زمين از طريق خاک نهايتا به رودخانه منتقل مي شود. از طرف ديگر تخليه پساب به صورت مستقيم به کارون هم توسط واحد شعيبيه صورت مي گيرد.
برخي مسوولان مدعي اند شوري پساب واحد شعيبيه مناسب و داراي EC حدود چهار هزار ميکروموس است و تاثيري روي کارون ندارد. آيا اين استدلال درست است؟
بايد اختلاف شوري را بسنجيم. در کارون به عنوان اکوسيستم آب شيرين موجودات با شوري دو هزار ميکروموس انطباق پيدا کرده اند و اگر شوري چهار هزار به آن تخليه شود به آن شوک وارد مي شود. ضمنا نبايد فقط به واحد EC و غلظت توجه کنيم بلکه بايد بار آلودگي را هم در نظر بگيريم يعني حاصل ضرب غلظت پساب در دبي آن. مثلاپساب با شوري چهارهزار ميکروموس بر سانتي متر، شوري تنها يک واحد است و محاسبه نشان مي دهد پساب ها در حجم وسيعي تخليه مي شوند (حدود هفت مترمکعب بر ثانيه) که مقادير زيادي نمک وارد رودخانه مي کنند. اين واحد سالانه چند صد تن نمک وارد کارون مي کند و اين در محيط زيست براي ما مهم است. علاوه بر اين، بحث ما فقط رودخانه نيست؛ ما نبايد محيط زيست را فقط رودخانه بدانيم. محيط زيست، کل خوزستان است. تخليه به زمين ها هم جزيي از محيط زيست استان است.
اما آنها ادعا مي کنند با ساختن حوضچه هاي تبخيري، مثلادر اطراف خرمشهر، موضوع را مديريت مي کنند؟
آن چيزي که در اراضي شمال شرق خرمشهر تحت عنوان تالاب نيشکر يا حوضچه هاي تبخيري با تخليه پساب نيشکر ايجاد شده، هيچ کدام حوضچه تبخيري نيست، بلکه رهاسازي آب شور در اراضي بدون صاحب است. حوضچه تبخيري تعريف و اصولي علمي دارد؛ بايد طراحي و بعد ساخته شود، زيرسازي مناسب داشته باشد و ايزوله شود تا آب شور به زمين نفوذ نکند که اينها انجام نشده است. ماند مناسب و نحوه استفاده از نمک هاي باقيمانده بايد تعريف شود. همه اينها نشان مي دهد حوضچه تبخيري به عنوان راهکار مديريتي اجرا نشده است. ضمنا اين حوضچه ها در مرز هم مشکلات امنيتي به وجود آورده است.
يعني شما معتقد هستيد اين راهکار حالابه يک تهديد تبديل شده است؟
بله، چون اراضي منطقه را عملاشور کرده اند. به دليل شوري زياد پساب و تبخير بالادر اينجا، تمام زمين ها، تا ارتفاع حدود 20 سانتي متر از بلورهاي نمک پوشيده شده است. اين دو حوضچه که به وسيله کانال به يکديگر متصل هستند در مجموع 11 هزار هکتار وسعت دارند و دسترسي به حوضچه کوچک تر (چهار هزار هکتار) به دليل مرزي بودن و مسايل امنيتي ممکن نيست.
اگر پساب هاي اين دو واحد مديريت و کار تخليه در منطقه را متوقف کنند، مشکل حل مي شود؟
اصطلاح (post effect) در محيط زيست به معني چاره انديشي براي اثرات بعد از اجراي يک طرح است. مثلاتصور کنيد اگر روزي پساب را مديريت کردند و تخليه به حوضچه ها متوقف شد، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از اتفاق ها اين خواهد بود که ما 11 هزار هکتار درياچه نمک يا زميني پر از کريستال نمک خواهيم داشت و عملاهمان اتفاقي که در درياچه اروميه در حال وقوع است رخ مي دهد. اگر اين درياچه خشک شود فقط شوره زار باقي مي ماند. اين بار نوبت به توفان هاي نمک مي رسد. همراه با جريان هر بادي که در منطقه مي وزد، ذرات نمک به شهرها هجوم مي آورد و فاجعه شکل مي گيرد و اين بار گرد و غبار که از همين زمين ها نشات مي گيرد با ذرات نمک همراه خواهد شد که مشکل را دوصد چندان مي کند.
شرکت توسعه نيشکر مدعي است با تخليه پساب اين دو واحد در اراضي خرمشهر، تالاب و اکوسيستم جديدي به نام تالاب نيشکر به وجود آورده. آيا مي توان اين حوضچه ها را تالاب ناميد؟
تالاب تعريف مشخصي دارد و اينکه گفته مي شود اطراف اين حوضچه ها پرنده جمع شده و اکوسيستم جديد به وجود آمده، ادعاي درستي نيست. مثل اين است که شهرداري يک شهر ادعا کند که در محل تخليه زباله که تعداد زيادي پرنده براي تغذيه جمع مي شوند، اکوسيستم جديد ايجاد شده. اما شهرداري هيچ گاه چنين ادعايي نکرده. بايد بدانيم که اين اکوسيستم خوزستان نيست و پساب ها اکوسيستم خوزستان را دچار تنش عمده کرده. هر نوع تغيير در اکوسيستم طبيعي يک منطقه از نظر زيست محيطي مردود است. تغيير بايد همراه طبيعت باشد. آب شور مثل اين حوضچه هاي تبخيري هيچ گاه دروني طبيعت اين منطقه نبوده. آب هاي شور هميشه به سواحل اين منطقه محدود مي شود. تالاب يا رودخانه هم هميشه آب شيرين بوده است. بنابراين ورود آب شور به درون چنين محيطي موجب شوک وارد کردن به اکوسيستم مي شود و از نظر محيط زيست مردود است.
با وجود اين همه اثرات مخرب چرا تالاب شادگان را براي تخليه پساب انتخاب کردند؟
اين تصميم در زمان خانم ابتکار رييس وقت سازمان حفاظت محيط زيست گرفته شد که به خاطر اين مساله دادگاهي هم شد. مساله اين بود که تخليه در حساس ترين نقطه صورت مي گرفت؛ يعني کارون. رودخانه اي که در پايين دست آن، دو شهر مهم و استراتژيک مصرف کننده آب بودند. آبادان و خرمشهر که براي ايران صاحب اهميت هستند. با تخليه پساب، شوري رودخانه بالارفت و مردم آن دو شهر هم معترض شدند که اين شوري را ديگر نمي توان تحمل کرد و يکباره بحران به وجود آمد. در آن شرايط بحراني، يک تصميم سريع و موقتي گرفته شد. تا جايي که به ياد دارم محيط زيست به صورت موقتي اجازه داد که تخليه پساب به تالاب شادگان صورت گيرد يعني تا زماني که شرکت توسعه نيشکر فکري کند و چاره اي بينديشد. اما سال هاي سال است که تخليه ادامه دارد و کسي چاره اي نينديشيده است.
اين مساله واقعا با مديريت قابل حل است؟
بله. واقعا با مديريت پساب مي توان مشکل را کاهش داد و فقط بحث تئوري نيست. کيفيت اين پساب در هر طرح و به صورت جداگانه در ماه هاي مختلف (کشت، آبشويي اوليه، بعد از کشت) بايد مطالعه و بررسي و در يک بانک اطلاعاتي ثبت شود. بعد بررسي شود که چه استفاده اي از آن مي توان کرد. يعني در اصطلاح علم مديريت يک تهديد به يک فرصت تبديل شود و پساب هاي نيشکر را که تهديدي است براي محيط زيست، بايد به فرصت تبديل کنيم. با مديريت پساب مي توان تا بيش از 20 درصد در مصرف آب صرفه جويي کرد.
در ديگر نقاط دنيا به خصوص کشورهاي توسعه يافته تجربه ها و مواردي مشابه اين مورد بوده است؟ آنجا با اين معضلات چگونه برخورد کرده اند؟
ما اولين کشوري نيستيم که نيشکر مي کاريم، در جاهاي مختلف دنيا اين کار انجام شده. کشورهاي آفريقايي، آمريکاي جنوبي، کوبا و چين خيلي قبل از ما آن هم در ابعاد وسيع تر کار کردند و روش هاي مديريتي خيلي خوب براي اين کار پيدا کردند. آنها مثل ما نيشکر دارند اما توانسته اند رودخانه ها و تالاب هايشان را حفظ کنند. شکر را هم برداشت کنند. الان حدود 20 روش مديريتي پساب اعم از روش هاي مختلف تصفيه فيزيکي، شيميايي بيولوژيکي، روش استفاده از حوضچه هاي تبخيري، روش هاي کاهش حجم پساب، روش هاي آبشاري، استفاده از گونه هاي گياهي شورپسند، استفاده مجدد از پساب ها، اختلاط با آب شيرين رودخانه براي آبياري مزارع، سيستم هاي جنگلداري و کشاورزي مورد استفاده قرار مي گيرد. مثلادر استراليا سيستم هاي خيلي خوبي پياده کرده اند. از گونه هاي گياهي مناسبي که شوري آب را تا 60 هزار ميکروموس تحمل و جذب مي کند و کاهش مي دهد، استفاده مي کنند. کاهش حجم پساب با مديريت در مزرعه و مديريت خارج از مزرعه يکي از مواردي است که بايد به سرعت آن را اجرا کنيم. در دنيا سيستم هاي مديريت زيست محيطي پساب به سمت «تخليه صفر» مي رود. يعني کاري مي کنند که تخليه پساب خود را به صفر برسانند. اما در عمل به جرات مي توان گفت شرکت توسعه نيشکر هيچ کار مديريتي در اين زمينه انجام نداده و فقط دست به تخليه پساب زده؛ آن هم بدون کار مطالعاتي.
با اين اوصاف شما معتقد هستيد که تخليه پساب بايد متوقف شود؟
بايد به اين نکته دقت شود که مديريت اين نيست که بگوييم تخليه بشود يا نشود. مديريت اصطلاحا بايد داراي يک سناريو باشد. مديريت اين است که در يک برنامه، رفتار و عملکرد پساب مشخص شود. حتي ممکن است برنامه مديريت به اين نتيجه برسد که در ماه هايي که پساب شوري کمي دارد تخليه صورت گيرد، اما در يک زماني تخليه صورت نگيرد. با يک مديريت درست، ما مي توانيم حجم پساب و شوري آن را کاهش دهيم، از پساب موجود در بعضي مواقع سال استفاده و تغييرات زيادي در سيستم فني نيشکر ايجاد کنيم. براي نمونه الان عمق زهکش هاي نيشکر مناسب نيست عمق زهکش ها 120 سانتي متر است که به دليل بالابودن سطح آب زيرزميني و فاصله کم با زهکش روي افزايش شوري پساب تاثير دارد.
فکر مي کنيد که شرکت توسعه نيشکر از وجود اين الگوها و تجارب در دنيا بي اطلاع بوده، يا تعمدي در کار است؟
صد درصد به نظر من بي اطلاع نبودند. دليلش اين است که تا حالابرخورد هزينه بري با شرکت نيشکر براي اينکه پساب را بدون مديريت در محيط تخليه مي کند صورت نگرفته و هزينه اي از اين بابت پرداخت نکرده است. بايد از آنها پرسيد که چرا به فکر منابع زيستي نيستند؟ نبايد که حتما به زور اين موارد پياده شود. معتقد هستم نيشکر بايد خيلي زودتر به فکر مديريت مي افتاد چون بالاخره يک روز سازمان حفاظت از محيط زيست و مردم معترض مي شدند.
آيا مي توان اين معضل را ناشي از وجود نقص و ايراد در قوانين هم دانست؟
قوانين مشکل زيادي ندارند. پياده سازي قوانين، نبود قوه قهريه و رفتار همراه با تساهل باعث اين همه شده است. نيشکر زمان کافي داشته که در اين مدت مديريت پساب را پياده کند و بهتر است از مديران نيشکر پرسيده شود که چه پروژه اي را در مديريت پساب انجام داديد؟ کدام مزرعه آزمايشي را ايجاد کرديد؟ کدام يک از روش هاي مديريتي دنيا را پياده کرديد؟ چقدر از حجم پساب تان را کاهش داديد؟ البته منظور کاهش تدريجي و به مرور زمان نيست که با تکرار زمين شويي محقق مي شود. کدام سيستم را پياده کرديد؟ چرا هيچ کاري در اين زمينه نشده است؟
نفس کارون به شماره افتاد
تخریب شبانه راههای مخفی کاخ حمیدیه خوزستان
می گویند ده کیلومتر زیر زمین کاخ حمیدیه راه مخفی وجود دارد که دها شتر با بارش می توانند از آن عبور کنند. کاخی که در دوران قاجار برای حاکم حمیدیه ساخته شد ولی اکنون شبانه و در خفا تخریب میشود.
به گزارش مهر، کاخ حمیدیه محل حکمرانی شیخ حمید کعبی در مرکز شهر حمیدیه ٢٥ کیلومتری شمال غرب اهواز بود و یکی از نمونههای کم نظیر کاخهای دوره قاجاریه در خوزستان است. مساحت این کاخ حدود 6 هکتار و دارای چهار ساختمان و عمارت است و بقیه آن را باغ تشکیل داده است.
در سالهای بعد از انقلاب و شروع جنگ تحمیلی مدتی این کاخ در اختیار یکی از ارگانهای نظامی بود و پس از آن سازمان آب و برق خوزستان مالک بود تا اینکه قصد تخریب آن را کرد. این موضوع همان موقع رسانه ای و از این اقدام جلوگیری شد چرا که کاربری این اثر تاریخی طبق آنچه در دایره فنی استانداری خوزستان ثبت شده باستانی است. به همین دلیل اداره میراث فرهنگی خوزستان در آن زمان نامه ای به استانداری مبنی بر اینکه این اثر باستانی است نوشت و خواست تا این بنا به اداره کل میراث فرهنگی تحویل داده شود.
تا اینکه در این اثر که دهم مهر١٣٨٠با شماره ثبت٣٩٨٠ به فهرست آثار ملی افزوده شد ولی اکنون چند روزی است که درحال تخریب بناهای زیرزمینی ، آثار باقی مانده و راههای مخفی آن هستند این درحالی است که تنها یک بخش از این عمارت در دست نگهبان است.
این موضوع از سوی اداره میراث فرهنگی پیگیری شد اما عنوان کردند که اکنون این عمارت در اختیار شبکه آبیاری کرخه و شائور زیر نظر وزارت نیروست. سازمان میراث فرهنگی نیز نامه نگاری هایی انجام داد اما تا کنون هیچ نتیجه ای نگرفته است.
اکنون دوستداران میراث فرهنگی در خوزستان خبر از تخریب شبانه این کاخ را می دهند و عنوان می کنند که این عمارت که بارها دستخوش تغییرات و تخریب های گوناگون قرار گرفته به دور از چشم مسئولان میراث فرهنگی به صورت شبانه تخریب می شود. این تخریب نیز از زیرزمین کاخ که راههای مخفی داشته است شروع شده است.
سیل مرگبار در بهبهان
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان خوزستان از مرگ یک تن در پی وقوع سیل در شهرستانهای بهبهان، اندیمشک و باغملک، خبرداد.
علیعسکر ظاهری در گفتوگو با ایسنا، دراینباره گفت: در روزهای هفتم و هشتم آبان ماه شاهد جاریشدن سیل در برخی نقاط استان از جمله بهبهان بودیم که امدادگران هلالاحمر شهرستان به سرعت وارد عمل شدند.
وی ادامه داد: در عملیات امداد و نجات در بهبهان، 80 تا 90 تن در معرض خطر بودند که نجات داده شدند. در این میان خودرویی در مسیر سیلاب قرار داشت که توسط نیروهای امدادی خدماترسانی شد که یکی از سرنشینان نجات یافت و متاسفانه سرنشین دیگری که یک خانم مسن بود در این حادثه جان باخت.
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر خوزستان اظهارداشت: نیروهای امداد و نجات هلالاحمر تا فروکشکردن سیلاب در محل حضور داشتند و افراد نجاتیافته به محلهای امن هدایت شده و اسکان یافتند. بدین ترتیب کمترین خسارات را در این شهر شاهد بودیم.
ظاهری افزود: در روستای «آبدید مازو» در اندیمشک نیز سیل جاری شد که خانههای در معرض خطر امدادرسانی و ساکنان روستا ساماندهی شدند. برای اسکان عشایر و روستاییان این منطقه، 18 تخته چادر اختصاص داده شد و در مجموع 84 ساکن منطقه نجات داده شده و امدادرسانی شدند.
وی گفت: شدت سیل در باغملک به مراتب کمتر از دو شهر دیگر بود که سیلزدگان در این شهر نیز توسط امدادگران خدماترسانی شدند.
زیست نیوز- عبدالله تمیمی افزود: تخلیه فاضلاب های صنعتی و خانگی در تالاب شادگان از مشکلات جدی این منطقه که نزدیک به 30 سال ادامه داشته و هنوز حل نشده است.
وی با بیان اینکه بخشی از مشکلات ناشی از تخلیه فاضلاب در شادگان، آلودگی لوله های انتقال نفت و بنزین به سایر شهرها و توسعه اراضی کشت نیشکر در این منطقه است افزود: انتقال نفت از آبادان به ماهشهر و از آبادان به اهواز یکی دیگر از موارد بروز این معضل برای تالاب شادگان است.
به نقل از ایرنا، تمیمی در زمینه توسعه اراضی نیشکر گفت: این امر باعث شده آب زهکش ها که شوری بسیاری دارند وارد تالاب شده و تفاله های نیشکر نیز تهدیدی جدی برای آبزیان این تالاب محسوب می شوند.
وی خاطر نشان کرد: مدیریت آب و فاضلاب شادگان نیز مدعی است با توجه به اینکه ارتفاع شهرستان یک متر از سطح دریا بالاتر است نمی تواند اقدامی برای حل فاضلاب این شهر انجام دهد.
نماینده شادگان گفت: تخلیه انواع پسماندها و کودهای شیمیایی به تالاب شادگان نیز منجر به خسارت به زمین های کشاورزی حاشیه رودخانه و تبدیل شدن اراضی زراعی منطقه به شوره زار شده است.
عضو کمیسیون انرژی مجلس افزود: زمین های کشاورزی منطقه که در دهه گذشته در آنها شلتوک کشت می شد هم اکنون به دلیل تخلیه فاضلاب ها به زمین هایی لم یزرع تبدیل شده اند.
| پروژه موزه مردم شناسی دشت آزادگان متوقف شد |
| اهواز - خبرگزاری مهر: دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان تاریانا گفت: با اینکه شهرداری سوسنگرد ساخت موزه سوسنگرد را با الهام از معماری بومی خوزستان به پایان رسانده اما تاکنون مراحل تحویل و بهره برداری آن از سوی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان پیگیری نشده است. |
|
مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: اعتبار این موزه 4هزار متر مربعی از سوی وزارت نفت تامین شده و شهرداری سوسنگرد که زمین آن را واگذار کرده مکلف شده تا برای بهره برداری از این موزه، آن بنا را به اداره میراث فرهنگی خوزستان واگذار کند که به گفته مسئولآن شهری در سوسنگرد این اداره کل تاکنون اقدام موثری برای دریافت اسناد موزه انجام نداده است.
وی افزود: با اینکه کاربری گردشگری و موزه مردم شناسی برای بنای قرمز رنگ در ورودی شهر سوسنگرد در نظر گرفته شده است اما عدم پیگیری های لازم از سوی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان با ابهام هایی همراه است و حتی در مذاکره ای که با شهردار سوسنگرد داشتم آنها نیز از عدم پیگیری اداره کل میراث فرهنگی خوزستان متعجب بودند زیرا شهردار این شهر بارها تاکید کرده که ما هیچ ادعایی درباره این بنا نداریم و وظیفه داریم آن را به دستگاه متولی موزه داری واگذار کنیم.
گهستونی عنوان کرد: شهرداری سوسنگرد با اینکه بارها اسناد و مکاتبات خود را برای اداره کل میراث فرهنگی خوزستان ارسال کرده تا این اداره کل مراحل قانونی را سپری کند اما روز به روز تعلل اداره کل میراث فرهنگی خوزستان باعث دلسردی شهرداری و از همه مهمتر فرسایش بنا می شود. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان تصریح کرد: با اینکه مراحل ساخت این موزه به پایان رسیده و می توان نام موزه مردم شناسی جنوب غربی خوزستان را در دشت آزادگان به مرکزیت شهر سوسنگرد به آن اطلاق کرد اما با عدم پیگیری مصوبات از قبل انجام شده، خوزستان فرصت برخورداری از یک موزه را از دست می دهد. گهستونی افزود: در صورتی که این بنا از سوی میراث فرهنگی دریافت شود و تجهیز شود ضمن اینکه از فرسایش بنا جلوگیری به عمل می آید، باعث می شود که دفتر نمایندگی میراث فرهنگی سوسنگرد در حد یک اداره و پایگاه مجهز و مهم در جنوب غرب خوزستان ارتقا پیدا کند. در این بخش از استان خوزستان زندگی در خشکی و هورها و تالاب از دیرباز تاکنون باعث به وجود آمدن تنوع آداب و رسوم شده است که به نمایش گذاشتن آنها ضمن مهم بودن برای مردم منطقه، برای معرفی به علاقمندان به مردم شناسی، جامعه شناسی و گردشگران هم لذت بخش خواهد بود. نحوه پوشش زنان و مردم عرب، موسیقی بومی، تنوع شعری، تنوع غذایی، لالایی مادران، آداب و رسوم جشنها و عزاها، نحوه ساخت و در نهایت زندگی در مضیف، نحوه کشاورزی و همچنین آداب قهوه خوری از تنوع برخوردار است که باید توجیه فراوانی برای سرعت عمل در ساخت موزه داشته باشد. جنوب غربی استان خوزستان با دو شهرستان دشت آزادگان و هویزه فاقد موزه آثار تاریخی و مردم شناسی است. |
یک روستا در ماهشهر زیر آب رفت!
مدیرکل دامپزشکی خوزستان گفت: کشف ویروس پاراپاکس در گوساله گاومیش برای نخستین بار در جهان با تشخیص قطعی و آزمایشگاهی دامپزشکی خوزستان و دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران انجام و ثبت جهانی شد.
مصطفی کنارکوهی اظهار کرد: پس از آزمایش و بررسی نمونههای اولیه، مشخص شد که این ویروس نوع جدیدی است و در هیچ نقطهای از دنیا گزارش نشده است.وی افزود: نام ژن این بیماری بوفالوبی تو ال پاراپاکس است که بیماری پوستی در دام ایجاد میکند و بیماری عفونی و مشترک بین انسان و دام است.کنارکوهی گفت: این بیماری در گوسالههای جوان 2 هفته تا 2 ساله با علائم دانههای قرمز و ریز بر روی پوزه حیوان و محوطههای دهان بروز پیدا میکند. ویروس P.P.V ازخانواده آبله است که اگر به صورت ثانویه درمان نشود در انسان و دام شدیدا کشنده است.
مدیرکل دامپزشکی خوزستان تصریح کرد: با توجه به شیوع بیماری B.P.S در بین گوسالههای گاومیش، ویروس این بیماری در یکی از گاومیشداریهای اهواز با نمونهبرداری از ضایعات کشف و شناسایی شد.وی افزود: شیوع این بیماری در گاومیشها بیشتر است و تا 100 درصد نیز شیوع مییابد. بیاشتهایی زودگذر، کاهش وزن دام، تب تا 39.5 درجه و ایجاد دانههای گرد قهوهای تیره بر پوزه و دهان دام از علائم آن است.مدیرکل دامپزشکی خوزستان گفت: این بیماری بیشتر در فصلهای سرد سال شیوع و 25 درصد کشندگی دارد. انتقال آن نیز از طریق تلقیح و ایجاد خراش بر پوست دام رخ میدهد.وی ادامه داد: ویروس کشف شده با تضعیف سیستم ایمنی بدن دام، شرایط را برای بروز بیماریهای ثانویه از قبیل تب برفکی که شایعترین بیماری در دام است، به وجود میآورد.
قدیمیترین و اولین زن آهنگر کشور درگذشت
ساعت 11 و 47 دقیقه ظهر جمعه در حالیکه مردم در یک روز تعطیل سرد زمستانی در خانه مشغول استراحت بودند ناگهان صدای انفجار مهیبی در غرب اهواز لرزه برای اندام ساکنان این نقطه از شهرستان انداخت.
به گزارش خبرنگار مهر، صدای انفجار برای مناطق غرب اهواز به خصوص کمپلو، خیابان اصلی انقلاب و مناطق اطراف آنقدر دلخراش و دلهره آور بود که مردم را سراسیمه به بیرون خانه ها کشاند تا آنها بفهمند این صدا که حتی باعث شد خانه اغلب مردم غرب اهواز دچار لرزش شود چه بوده است.
پرس و جوها به این مکان رسید که منطقه دو شهرداری اهواز واقع در خیابان انقلاب دچار یک انفجار شده ولی کسی تا آن لحظه از علت و چگونگی انفجار خبر نداشت. فقط مردم هر چه به محل حادثه نزیک تر می شد آثار این انفجار مهیب برای آنها نمایان تر می شد زیرا شیشه های ساختمانهای اطراف به کلی از بیرون رفته بود و برخی کرکره مغازه ها دچار خمیدگی شده بود.
به هر حال وقتی مردم به خیابان اصلی رسیدند با ساختمان مخروبه شهرداری منطقه دو مواجه شده اند که در حال آتش بود و مقادیر زیادی مصالح و تیرآهن روی هم تلنبار شده بود. علت هم آنجا مشخص شد. پوسیدگی لوله های گاز بیرونی این ساختمان قدیمی باعث به وجود آوردن چنین انفجار مهیبی شده بود.
البته به علت اینکه یکی از ایستگاه های آتش نشانی شهرداری اهواز در چند قدمی محل حادثه بود، با اقدام سریع آنان آتش رخ داده به سرعت مهار شد و خوشبختانه امکان سرایت آتش به مکانهای دیگر ساختمان و منازل اطراف این منطقه مسکونی میسر نشد.
امیر نجفی مدیرعامل سازمان آتش نشانی اهواز در خصوص علت به وجود آمدن این حادثه گفت: نشت گاز و پوسیدگی و قدیمی بودن لوله های گاز ساختمان دفتر فنی متعلق به شهرداری منطقه دو که تقریبا دیوار به دیوار ساختمان است باعث به وجود آمدن این حادثه شده است.
محل حادثه در یک چشم به هم زدن مملواز جمعیت شد و این کار امداد رسانی را با مشکل مواجه می کرد ضمن اینکه به علت ناشناخته بودن علت حادثه ممکن بود حوادث دیگری نیز در راه باشد برای همین وجود این ازدحام جمعیتی خطرآفرین بود. به هر حال نیروهای امدادی شهرداری و نیروی انتظامی با همکاری هم امکان حضور خودروهای امداد رسان را فراهم کردند و عملیات با سرعت آغاز شد.
نجفی همچنین عنوان می کند: خوشبختانه این حادثه تلفات جانی به همراه نداشته و تنها چهار نفر از نیروهای نگهبان شهرداری دچار آسیب شده اند که به بیمارستان گلستان اهواز برای مداو اعزام شدند.
برای انجام کار امدادرسانی که به صورت گسترده ای آغاز شده، عبور و مرور در بخشی از خیابان انقلاب اهواز مختل شده است. ضمن اینکه مسئولان شهرداری به خصوص شهردار اهواز در محل حادثه حاضر شدند و از نزدیک ماجرای رخ دادن این انفجار مهیب را پیگیری کنند.
یکی از حاشیه های جالب این ماجرا آسیب دیدن یک خودروی پژوی 405 بود که شهرداری آن را به عنوان جایزه خوش حسابی برای پرداخت به موقع عوارض برای شهروندان اهوازی در ارتفاع جلو ساختمان شهرداری منطقه نصب کرده بودند. این خودرو که به شدت آسیب دیده بود به وسیله جرثقیل به مکانی دیگر منتقل شد تا شهرداری برای دادن جایزه به فکر یک خودروی دیگر باشد.
البته در این بین یک سئوال اساسی پیش می آید که مسئول جبران خسارت وارد شده به مردم و منازل اطراف که از بابت این انفجار دچار آسیب شده اند، کیست.
به گزارش خبرگزاری تسنیم ،همجنین براساس مصوبه دولت دهستانهای اسماعیله جنوبی، عنبر، ذیلایی، جره، ماماتین، رستم آباد، سه تلون، دربسیه و بخش های اسماعیله، غیزانیه، میان آب، عنبر، رود زرد، سلطان آباد، دارخوین ایجاد میشود.
هیات وزیران بنا به پیشنهاد وزارت کشور و به استناد ماده 13 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب سال 1362 تصویب کرد، در بخش مرکزی، روستاهای الهایی و قلعه سحر با یکدیگر ادغام و به شهر تبدیل شده و به عنوان شهر الهایی نام گذاری میشود.
بر این اساس، روستای گلگیر مرکز بخش گلگیر به شهر تبدیل و به عنوان شهر گلگیر و روستای خروسی جنوبی مرکز بخش خنافره به شهر تبدیل و به عنوان شهر خنافره نام گذاری میشود.
همچنین روستای کوت سیدنعیم از توابع بخش مرکزی به شهر تبدیل و به عنوان شهر کوت سیدنعیم شناخته شده و روستای ابوحمیظه از توابع بخش مرکزی نیز به شهر تبدیل و به عنوان شهر ابوحمیظه شناخته میشود.
بر اساس مصوبه دولت، روستای منصوریه از توابع بخش مرکزی به شهر تبدیل و به عنوان شهر منصوریه شناخته می شود.
همچنین روستای مشهد، مرکز بخش تشان پس از ادغام با روستاهای قاید فتحالله، چهاردهی عسکر، چهاردهی سهراب ده ابراهیم، شهرک طالقانی، تل کهنه، آبلش، گلزار و مسیری از توابع همین بخش به شهر تبدیل و به عنوان شهر تشان نا م گذاری میشود. و دهستانهای اسماعیله جنوبی، عنبر، ذیلایی، جره، ماماتین، رستم آباد، سه تلون، دربسیه و بخش های اسماعیله، غیزانیه، میان آب، عنبر، رود زرد، سلطان آباد، دارخوین ایجاد میشود.
بر این اساس، خط مرزی بین شهرستانهای بندرماهشهر و هندیجان نیز ایجاد میشود.