آداب مجلس
-قسمت اول
آنچه از احاديث اهل بيت علیهم السلام در باب مجلس بر ميآيد اين است كه رعايت اموري، مستحسن و مورد توجّه و اهتمام ايشان بوده است. من جلمه آنكه، ايشان جاي ديگران را در مجلس وسعت ميدادند تا آنكه آسوده و راحت بنشينند، از راحتي خود، مايه ميگذاشتند تا امر بر ديگران آسان باشد. بسيار جاي تأسف است كه بعضي افراد مذهبي هنگامي كه بر سفره يا مجلسي كه جا اندك است حضور مييابند خودخواهي كرده، سبقت گرفته و طوري مينشينند كه راحت باشند و به راحتی ديگران اهميت نميدهند. يکي از اساتيد ما ميفرمود:” از همين سرِ سفره نشستن ميتوان به باطن افراد پي برد”. و جالب است كه انسان معمولاً ميفهمد كه اگر دو زانو بنشيند ديگران راحتتر ميشوند، اما نفس، جَوَلان كرده مانع از عمل به اين مهم ميگردد. چه امتحان هر روزهاي و چه شكست پياپياي در برابر نفس!
اين مسئله كه انسان دوست دارد آنرا بياهميت و ساده بداند، نزد خداوند آنقدر اهميت دارد كه صريحاً راجع به آن آيه نازل شده و از مؤمنين خواسته است كه به ديگران جا بدهند و بر خود سخت گيرند تا جاي ديگران در مجلس بازتر شود، خداوند نيز در عوض به آنها وسعت ميدهد و تنگي را بر آنان برطرف ميسازد.
آري! حق در همين زندگيِ به ظاهر عاديِ هر روزه، به راحتي پايمال ميگردد و ما بدنبال امور بزرگ ميگرديم. از رعايت همين دستورات روزمره است كه مؤمن از فاسق و حاضر از غافل باز شناخته ميشوند. راه رسيدن به لقاء خداوند از همين امور ساده و كوچك روزمره ميگذرد. تجارت گاه اولياء همين جاست؛ همين اموري كه بيارزش ميدانيم، حال آنكه نزد خداوند عظيم است.
مستحب است كه در مجلسي كه جمع دوستان است، افراد را به عبارات احترام آميز و القاب جليل ياد كرد. مؤمن آنچنان پر ارج است كه امام كاظم(ع) از اصحابش ميخواست كه يكديگر را با كنيه كه احترام آميزتر است ياد كنند.
اخم كردن و با روي گرفته با مردم معاشرت داشتن مكروه و در احاديث بشدت از آن نهي شده است، تا جايي كه امام صادق(ع) ميفرمايند: حتي اگر با يهودي (كه به ظاهر دشمن توست) مصاحبت كردي، مصاحبتش را نيكو دار.
نه تنها در مجلس، بلكه هر گاه دو نفر با يكديگر ملاقات ميكنند مستحب است كلام را با سـلام كردن آغاز كنند. امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه: شايستهترين مردم نزد خدا و رسولش كسي است كه سلام را آغاز كند. در روايتي از امام سجّاد(ع) آغاز نمودن به سلام و سبقت گرفتن در آن از صفات مؤمنان دانسته شده است. حتي در بعضي از اخبار آمده است كه آنرا كه قبل از سخن گفتن سلام نميكند جواب نگوييد، يا او را به غذاي خويش دعوت مكنيد.
امام صادق(ع) فرمود: فرشتهاي مردي را بر در خانهاي ديد.به او گفت چرا اينجا ايستادهاي؟ مرد گفت: نه بين ما خويشاوندي است و نه حاجتي به او دارم، تنها ميخواهم براي پروردگار جهان به او سلام و صلهاش كنم. فرشته به او گفت: من فرستاده خدايم به سوي تو، پروردگارت تو را سلام ميرساند و ميفرمايد: مرا زيارت كردي و براي من تعهّد نمودي، حتماً بهشت را بر تو واجب كردم و تو را از خشم خويش معاف داشتم و از آتش نجات دادم. و نيز در حديث است كه «سلام» از اسماء خداوند است كه آنرا در بين بندگان به وديعت نهاده است.
توجّه به اين نكته ضروري است كه لفظ «سلام عليكم»، و جواب آن «عليكمالسلام» كه مستحب است «و رحمهالله و بركاته» نيز به آن افزوده شود، هر دو، جملات دعايي هستند يعني گوينده، سلام الهي را براي مخاطب و مخاطب براي او خواستار ميشوند. از اينرو سزاوارتر است كه گويندهی سلام و جواب دهنده، هر دو هنگام سلام كردن و جواب دادن از ته قلب، سلامت و امنيّت طرف مقابل را از تمام آفات مادي و معنوي خواستار شوند و به معناي سلام و مفهوم عميق آن توجه كنند و به علاوه اينكه اين دعا را مانند تمام دعاهاي ديگر با خشوع و خضوع تمام در برابر درگاه الهي بجاي آورند.
بنابراين سلام كردن علاوه بر اينكه امروزه بصورت يك ادب اجتماعي در آمده داراي اثرات حقيقي در عالم واقع ميباشد. البته در صورتيكه با حضورِ قلب انجام شود.
«افشاء سلام» مستحب است و در وصيت پيامبر(ص) به حضرت علي(ع) است كه اين عمل باعث پوشاندن گناهان ميشود. در روايتي افشاء سلام اينگونه معنا شده كه از سلام كردن بر هيچ مسلماني بخل نورزد. گر چه بعضی آنرا “بلندْ سلام كردن” ترجمه كردهاند.
سلام كردن بر كودكان مستحب است. تبعيض در سلام بين فقير و غني در نحوه سلام كردن، بسيار زشت و در روايات از آن نهي شده است. چنانكه حضرت رضا(ع) فرمود: هر كس فقيري را ملاقات كند و به گونهاي بر او سلام نمايد كه با سلام نمودن بر ثروتمند فرق داشته باشد، منتظر عذاب خداوند باشد.
جواب دادن به سلام، واجب شرعي بوده و مستحب است به نحوی بهتر از آنچه به او سلام شده سلام را جواب گويد. بايد طوري جواب دهد كه حتماً مخاطب بشنود. اگر سلام كننده جوابي دريافت نكرد مستحب است سلام را تا سه مرتبه تكرار كند.
ابو كَهمَش گويد به امام صادق(ع) عرض كردم ابن ابي يَعفور شما را سلام رساند. امام فرمود: «و عليك و عليهالسلام» يعني بر تو و بر او سلام باد. هر گاه عبدالله را ديدي به او سلام برسان. سلام كردن به شخصي كه در نماز است مكروه است اما اگر سلام شد، او واجب است جواب بدهد. در حديث است كه سلام را كامل كنيد، براي مقيم با دست دادن، و براي مسافر با در آغوش گرفتن. مروي است كه سزاوار است كوچك بر بزرگ و عابر بر نشسته سلام كند. و اگر يك نفر از گروهي سلام كند از همه كفايت ميكند و نيز كافي است كه يك نفر پاسخ دهد.
رَبعي بن عبدالله از امام صادقu نقل كرد: پيامبرr بر زنان سلام ميكرد، اما اميرالمؤمنين سلام بر زنان جوان را ناخوش ميداشت و ميفرمود: ميترسم كه صداي ايشان مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود.
و نيز در رواياتِ بسياري دعا كردن در حين عطسه توصيه شده است، به اينكه به فرد عطسه كننده بگويند «يرحمك الله» و او نيز در پاسخ، دعا كرده ميگويد: «غفرالله لكم» در بعضي روايات اين عمل از حقوقِ مسلمان بر برادرش دانسته شده. همانگونه كه بر او حق است كه هنگام مرض عيادتش كند، دعوتش را بپذيرد و در تشييع جنازهاش حاضر شود. در روايتي از حضرت رضا(ع) عطسه از جانب خداوند دانسته شده است. و امام كاظم(ع) فرمود: گفتن «الحمدلله» در موقع عطسه شكر و سپاسي است براي نعمتهايي كه شكرِ آنها را فراموش ميكنيم، پس خداوند ما را با عطسه به شكر كردن متوجّه ميكند. و در حديث ديگري از رسول اكرم(ص) است كه چون بنده چنين گفت ملائكه براي او طلب غفران ميكنند. در بعضي ديگر از احاديث است كه پس از گفتن «الحمدلله» صلوات را نيز به آن اضافه كند تا حق ما را نيز ادا كرده باشد.
و نيز ظرايفِ ديگري هست كه در احاديث راجع به همين عمل به ظاهر كوچك آمده است اما مقال، گنجايش آنرا ندارد. توجه به اين مطلب كه عملي بظاهر چنين ساده چگونه ميتواند با اندكي توجّه نردبان تعالي انسان و بياد خدا بودنِ پياپياش باشد، در خور توجّه است.
(حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال)
قسمت دوم
پيامبر خدا(ص) فرمود: از جمله حقوق مهمان بر صاحبخانه آن است كه صاحبخانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان، چند قدمي با وي برود. و نيز رسول الله(ص) فرمود: هنگامي كه كسي به خانه برادر مؤمن خود وارد شود، تا زماني كه خارج شود صاحبخانه بر او فرمانرواست. از اميرالمؤمنين(ع) نيز حديث است كه هر كجا صاحبخانه امر كرد بنشيند.
و نيز رسول خدا(ص) فرمود: مجلسها امانت است و جايز نيست سخن كسي را كه ميخواهد پوشيده بماند براي ديگران نقل كنند، مگر با اجازه او يا براي ذكر خير او.
امام كاظم(ع) فرمود: هر گاه سه نفر در خانهاي باشند نبايد دو نفر از آنها با هم در گوشي صحبت كنند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: كسي كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند مانند است كه صورت او را بخراشد. امام صادق(ع) فرمود: كسي كه راضي شود در پائين مجلس بنشيند تا وقتي كه از جايش بلند شود ملائكه بر او درود ميفرستند. شيخ بهائي در مفتاح روايت كرده كه از ائمه(علیهم السلام) وارد شده است كه بهترين نوع نشستن، رو به قبله است.
از آدابِ زيبنده مجلس، كلام بجا و سكوت بسيار است. و از آنجا كه در صورت رعايت، بركتش بسيار و در صورت ترك، پر آفت است بيشتر به آن ميپردازيم.
امام سجّاد(ع) گويد: هر روز صبح اعضاء مختلف رو به زبان كرده ميگويند: مراقب باش، ما بوسيله تو پاداش و كيفر ميبينيم. امام صادق(ع) گويد: زبانت را نگهدار تا سلامت بماني. امام كاظم(ع) فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز شوي.
در حديث است كه مردي خدمت نبي اكرم(ص) آمد و تقاضاي نصيحت كرد. حضرت سه بار فرمود: زبانت را نگهدار آيا مردم را چيزي جز زبانشان در آتش اندازد؟
امام صادق(ع) فرمود: در زبور است كه عاقل لازم است به وضع زبان آشنا باشد، مشغول كار خود بوده و زبانش را نگهدارد. پيامبر(ص) فرمود: اگر در چيزي نحوست و شومي باشد در زبان است. گفتيم كه در حديث است كه: «البلاء موكّل بالمنطق».
علي(ع) فرمود: هيچچيز براي آنكه مدتي طولاني زنداني شود سزاوارتر از زبان نيست. مروي است كه اصحاب علي(ع) براي آنكه زبان دركشند، سنگريزه در دهان ميگذاشتند.
پيامبر(ص) فرمود: سخن بسيار گفتن در غير ذكر خدا قساوت قلب ميآورد پس اين انسان دورترينِ مردم از خدا است. گوئيم همين حديث از حضرت مسيح(ع) نيز نقل شده است آنحضرت اضافه كردهاند: قساوت قلب دارد امّا خودش نميداند.
امام صادق(ع) فرمود: سخني كه سودمند نيست مگوئيد و سخن مفيد را نيز نگهداريد تا زمان گفتنش برسد. آنحضرت فرمود: از نشانههاي كمال اسلام، ترك كلام بيهوده است.
اميرالمؤمنين(ع) بر مردي عبور كرد كه سخن لغو ميگفت، فرمود: اي مرد تو براي خدا نامهاي را براي محافظانت املاء ميكني، آنچه بياهميّت است رها كن. همان حضرت(ع) ميفرمايد: خداوند را بندگاني است كه دلهايشان از خوف خدا شكسته، با آنكه فصيحاند اما سخن نگويند و با انجام كارهاي نيك در نزديك شدن به خدا بر هم پيشي گيرند.
امام سجاد(ع) فرمود: واي بر كساني كه گفتارشان بيشتر راجع به غير خداوند است. حضرت رضا(ع) فرمود: سكوت علامت دانايي است. امام باقر(ع) فرمود: شيعيان ما بيزباناند.
وَشّاء گويد حضرت رضا(ع) فرمود: هر گاه مردي از بنياسرائيل ميخواست عبادت نمايد، ده سال قبل از آن سكوت اختيار ميكرد. گوئيم: شايد مراد آنحضرت بيتأثيري عبادتِ پرگو باشد.
پيامبر(ص) فرمود: هيچ بندهاي به حقيقت ايمان نرسد تا انيكه زبانش را حفظ كند. امام صادق(ع) فرمود: بنده مؤمن تا زماني كه خاموش است از نيكوكاران نوشته شود چون لب به سخن گشود ممكن است از بدكاران نوشته شود.
پيامبر(ص) فرمود: روزگاري خواهد آمد كه سلامتي، ده جزء دارد. نُه جزء آن در كنارهگيري از مردم و جزء ديگرش در خاموشي است. پيامبر(ص) فرمود: در دروغگوييِ شخص همين بس كه هر آنچه ميشنود نقل كند.
علي(ع) فرمود: سكوتِ زياد، شُكوه و بزرگي ميآورد. علي(ع) فرمود: اي بسا سخني كه نعمتي را از تو باز گيرد.
پيامبر(ص) به ابوذر فرمود: كسي كه در ميان جمعي غافل و بيخبر ياد خدا ميكند، همانند كسي است كه در ميان گروهي كه از جنگ ميگريزند به نبرد ادامه ميدهد. سخنِ خير بهتر از خاموشي است.
از امام سجّاد(ع) پرسيدند سكوت بهتر است يا كلام؟ حضرت فرمود: هر دو آفتهايي دارند، اگر از آنها اِحراز شود كلام بهتر است. پيامبران را براي كلام مبعوث كردند؛ دوستي خدا، استحقاق بهشت و دوري از آتشِ پروردگار، با سكوت ممكن نيست.
ابراهيم بن عباس گويد: هرگز نديدم كه حضرت رضا(ع) سخن كسي را قطع كند و يا كسي را با سخن آزار دهد، در حضور همنشينان هرگز پاي خود را دراز نميكرد و به چيزي تكيه نميداد، هيچگاه نديدم كه تنش را بخاراند و بلند بخندد بلكه خندهاش تبسّم بود.
نسبت به مصافحه كردن (دست دادن ) مؤمنان با يكديگر روايات بسياري وارد شده است. امام باقر(ع) فرمود: چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خداوند به آنها توجّه كرده و گناهانشان مانند برگ درخت بريزد. در حديث ديگري است كه خداوند به آنها رو كند. امام صادق(ع) فرمود: مصافحه كنيد زيرا مصاحفه، كينه را از بين ميبرد.
امام باقر(ع) فرمود: چون به يكديگر برخورد ميكنيد با سلام و مصافحه باشد و چون از هم جدا ميشويد با طلب آمرزش باشد. مروي است كه مصافحه هزار حسنه دارد و نيز مروي است كه اجر جهادگران را دارد.
ابو حمزه گويد امام باقر(ع) چون با من دست ميداد دستم را به گرمي ميفشرد و نيز آنحضرت فرمود: براي مؤمن سزاوار است كه چون يكي از ايشان از رفيقش به فاصله درختي نهان و غائب شد و سپس به هم رسيدند مصافحه كنند و نيز از اسحق بن عمار از حضرت صادق(ع) است كه: نود و نه رحمت براي كسي است كه رفيقش را بيشتر دوست دارد و آن يكي، سهم ديگري. و نيز معـانقه يعني در آغوش گرفتن يكديگر مستحب است و حديث است كه رحمت خداوند ايشان را فرا گيرد.
و نيز بوسيدنِ گونه مؤمن مستحب است. اما نسبت به بوسيدن دست، امام صادق(ع) فرمود: اين كار جز نسبت به پيامبر (ص) يا وصي او شايسته نيست. در حديث ديگري از آن حضرت است كه: پيامبر و كسي كه در جاي اوست.
ابو حمزه گويد امام باقر(ع) فرمود: هر گاه مسلماني براي ديدار يا حاجتي نزد مسلماني برود و او در خانه باشد و اجازه ورود بخواهد و او اجازه ندهد و از خانه نيز بيرون نيايد، پيوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همديگر را ملاقات كند.