سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)
برنامه ايمن سازي همگاني کودکان
برنامه ايمن سازي همگاني کودکان با توجه به شرايط بهداشتي کشور جمهوري اسلامي ايران بر اساس برنامه و راهنماي ايمنسازي "مصوب کميته کشوري ايمنسازي"
سن
از بدو تولد
1.5 ماهگي
3 ماهگي
4.5 ماهگي
9 ماهگي
15 ماهگي
6-4 سالگي
16-14 سالگي
توجه :
منظور از 6 سالگي از 6 سالگي تا 6 سال و 11 ماه و 29 روز مي باشد
توع واکسن و توضيحات
ب ث ژ – فلج اطفال - هپاتيت ب
در کودکان زير يکسال مقدار واکسن ب ث ژ نصف دوز بالغين خواهد بود .
سه گانه – فلج اطفال – هپاتيت ب
سه گانه و فلج اطفال
سه گانه و فلج اطفال
سرخک و هپاتيت ب
سه گانه – فلج اطفال و سرخک
سه گانه – فلج اطفال و ب ث ژ
دوگانه ويژه بزرگسالان
واکسن دوگانه ويژه بزرگسالان بايستي هر 10 سال يکبار تزريق شود .
ذات الريه Pneumonia
نشانه ها: - تنفس دشوار، پهن شدن سوراخهاي بيني، فرو رفتن فواصل بين دنده ايي با هر بار تنفس، و تقلا براي نفس زدن كه منجر به ايجاد صداهاي خرخر ميشود
- سرفه خشك
- تب 39 درجه
- اسهال و استفراغ
- دردهاي سينه و شديدتر شدن آن هنگام تنفس عميق
ذات الريه يا پنوموني براي وصيف التهاب ريه ها بكار مي رود. عامل آن مي تواند عفونت ويروسي يا باكتري و يا جسمي خارجي كه به داخل ريه ها تنفس شده است باشد. در اطفال، ذات الريه در اكثر موارد بدنبال عفونت مجراي تنفسي فوقاني مانند سرماخوردگي يا آنفلوآنزا است كه بداخل ريه ها گسترش مي يابند. از ديگر عوامل آن برونشيت مي باشد كه در اين صورت به آن برونكوپنوموني Bronchopneumoria مي گويند. برخي از بيماريها از قبيل تنگي نفس (آسم)، فيبروز كيستي، سياه سرفه و سرخك مي توانند بدن را در معرض مبتلا شدن به ذات الريه قرار دهند. كودكان بزرگتر ممكن است دچار نوعي ذات الريه به اسم ذات الريه لبي Lobarpneumoria بشوند بدين ترتيب كه يك يا چند لب (هر يك از ويتين به 2 يا 3 قسمت تقسيم مي شوند كه به هر يك از آنها لب مي گويند). از ريه بر اثر باكتري پنوموكوك عفونت پيدا كند. اين شكل از ذات الريه مي تواند بدون هرگونه نشانه اي شروع شود حتي هنگاميكه اثري از عفونت ديگري هم ديده نميشود. نشانه عمومي تمام ذات الريه ها دشواري تنفسي است. در مورد برونكوپنوموني علاوه بر اين نشانه، تب بالا و بدتر شدن بيماري كه از قبل وجود دارد نيز ديده ميشود.
آيا خطرناك است؟ ذات الريه همواره خطرناك مي باشد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر كودك شما دچار عفونتي در مجراي فوقاني تنفسي است و يا گرفتار يك بيماري عفوني مي باشد و بيماري او بجاي بهتر شدن. بدتر ميشود ببينيد آيا سرفه خسك و يا تنگي نفس دارد.
2- دماي بدن كودك خود را از نظر تب اندازه بگيريد. اگر دچار تب است سعي كنيد به كمپرس آب دماي بدن وي را پائين آوريد.
3- براي جلويري از بهدر رفتن آب بدن، مايعات فراوان به وي بنوشانيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر بيماري و تنفس كودك شما بدتر ميشود فوراً با دكتر تماس بگيريد. هرگونه مشكل تنفسي، توسل به كمكهاي پزشكي را ضروري مي گرداند.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر به معاينه كودك شما خواهد پرداخت و آنتي بيوتيك تجويز ميكند. اگر از بابت تشخيص ذات الريه در كودك شما ترديد دارد او را به بيمارستان ميفرستد تا عكسبرداري از سينه بعمل آيد و در صورت لزوم به وي اكسيژن بدهند.
اگر مداواي كودك در خانه امكان پذير باشد روشهاي پرستاري از وي را به شما توصيه مي كند.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
كودك را در بستر بخوابانيد و بالشي زير سر او قرار دهيد تا به نفس كشيدن وي كمك كند. گرماي اطاق معتدل و تهويه آن مناسب باشد اما خيلي گرم و خفه نباشد. به كودك مايعات فراوان بدهيد اگر غذا خواست به وي غذاهايي بدهيد كه هضم آنها آسان باشد مانند ماست، ميوه و سوپ.
اگر تب دارد و آنچنان سست و بي رمق است كه قادر به شستن خود نيست براي سرحال آوردن او به حمام كردن او بپردازيد.
پا (عفونت قارچي) Athlete s Foot
نشانه ها:- پوست سفيد و تاول دار ميان و زير انگشتان پا كه با خارش همراه است. وقتيكه خارانده ميشود پوسته شده و قسمت زير آن كه قرمز است نمايان ميشود
- پوسته خشك و در حال ريزش
- ضخيم و زرد شدن ناخن هاي انگشتان پا
اصطلاح پاي ورزشكاران يك نوع عفونت قارچي پا است كه ناحيه نرم ميان و زير انگشتان پا را گرفتار مي كند و در مراحل پيشرفته ناخن ها را نيز مبتلا مي سازد. يك بيماري مسري مي باشد و بر اثر راه رفتن با پاهاي بدون كفش در محلهاي عمومي مانند حمام، استخر شنا، كلوپ ژيمناستيك و جاهايي كه قبلاً عفونتي در آنجا بوده است. منتقل ميشود عفونت در پاهاي عرق كرده بيشتر ديده ميشود زيرا قارچ تنيا كه عامل اين بيماري و نيز بوجود آورنده عفونتهاي قارچي (كچلي) در جاهاي ديگر بدن است در شرائط گرم و مرطوب بهتر رشد مي كند.
آيا خطرناك است؟
عفونت قارچي پا يك عارضه شايع است و با درمان ساده و مراقبت بهداشتي مي توان آنرا خوب كرد. اما چونكه مسري است بايد سريعاً در رفع آن اقدام كنيد تا عفونت انتشار نيابد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر پاهاي كودك شما مي خارد ببينيد آيا بين و زير انگشتان پاي او علائمي از قرمزي و تاول هاي سفيد وجود دارد.
2- زير پا را براي ترك خوردگي و تاول جستجو كنيد.
3- وضعيت ناخن هاي پا را بررسي نمائيد.
4- يك پودر يا كرم ضد قارچ پا از داروخانه تهيه كنيد و بعد از شستن و خشك كردن كامل پاها با توجه به دستورالعمل هاي داخل بروشور، از آن استفاده كنيد.
5- به كودك توصيه كنيد با پاهاي لخت جايي نرود تا زمانيكه بيماري درمان شود.
6- حوله و ديگر وسائل حمام كودك را از وسائل بقيه افراد خانواده جدا نموده و هر روز آنها را بشوئيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر كنار و زير پا مبتلا شده اند و شكل ناخنها تغيير يافته و به زردي گرائيده به دكتر مراجعه كنيد. همچنين در صورت عدم موفقيت درمانهاي شخصي در طول دو يا سه هفته، با دكتر مشورت كند.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
اگر قارچ به ناخنهاي پا رسيده باشد دكتر يك داروي ضد قارچ توصيه مي كند كه استفاده از آن شايد تا نه مال طول بكشد.اگر بخاطر ناموفق بودن شما در امر درمان شخصي، مجبور به تماس با دكتر شديد دكتر يك پودر يا كرم ضد قارچ ديگر تجويز كرده و روش صحيح بهداشت پا را به شما آموزش مي دهد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
دقت كنيد كه كودك هر روز جورابهايش را بشويد مخصوصاً جورابهايي كه از الياف طبيعي مانند نخ و پشم درست شده باشند.كفشهاي مخصوص بيرون رفتن و دويدن كودك خود را برگردانيد تا در فرصتهايي كه آنها را مي پوشد و در مي آورد خشك شوند.
اختلافات زناشويي در بازماندگان
در يك مطالعه طولي كه بر روي 297 والد و فرزندان متأهل آنها انجام گرفت رابطه ميزان و چگونگي اختلافات زناشويي والدين با مشكلات مشابه در فرزندان بررسي شد. بدين منظور با يك نمونه كشوري از افراد متأهل در سال 1980 مصاحبه گرديد و 17 سال بعد اين ارزيابي در فرزندان متأهل آنها تكرار شد تا محقق به پاسخ سوالات زير دست يابد:
1- آيا اختلاف والدين پيش گويي كننده اختلاف زناشويي در فرزندان آنهاست؟
2- آيا وقتي برخي مشخصات والدين كه ممكن است با متغير فوق رابطه داشته باشند حذف گردند، ارتباط پيش گويي كننده اين متغير محفوظ باقي مي ماند؟
3- چه فرآيندهايي بر انتقال بين نسلي اختلاف زناشويي تاثير مي گذارد؟
4- كدام يك از تظاهرات مربوط به ازدواج والدين بيش از همه بر فرزندان آنان تاثير گذار است؟
5- آيا ازدواج فرزندان از تغييراتي كه در كيفيت رابطه زناشويي والدين ايجاد ميشود، تاثير مي پذيرد؟
مطالعات پيشين
تنها يك سوم ازدواج ها 16 سال پس از شكل گيري، هنوز دست نخورده و رضايتمندانه ادامه دارند. درباره اينكه چرا با گذشت زمان تغييراتي در رابطه زناشويي رخ مي دهد، برخي نظريه پردازان به تحولات ارتباطي زوجين اشاره مي كنند و برخي آن را به رگه هاي شخصيتي و مهارتهاي ارتباطي نسبت مي دهند كه فرد با خود وارد رابطه جديد مي كند.
از آنجايي كه طلاق والدين خطر طلاق را در فرزندان افزايش مي دهد (گرچه تمام طلاق ها به دنبال يك رابطه تعارض آميز طولاني بين زوجين پيش نمي آيند و بسياري از ازدواج هاي دست نخورده نيز دچار تعارضات مزمن هستند) و احتمال انتقال بين نسلي آن مطرح ميشود، بايد احتمال مشابه را براي اختلافات زناشويي نيز آزمود. مطالعاتي كه تاكنون انجام شده بيشتر به صورت مقطعي و بنابر نظر افراد در مورد ازدواج خود و والدينشان صورت گرفته است. اشخاصي كه از نارضايتي والدين خود در ازدواج مي گويند از ازدواج خود نيز مشكلات بيشتري را به خاطر مي آورند، گرچه اين امر مي تواند به دليل تاثير عواطف منفي انسان ها در يادآوري ايشان از خاطرات گذشته (تخمين فراتر از واقعيت) باشد. دسته دوم از مطالعات پيشنهاد مي كند كه بالغيني كه در كودكي در معرض مشاهده خشونت ميان والدين خود بوده اند، اكنون در روابط صميمانه خود بيش از ديگران قرباني ميشوند و يا پرخاشگري فيزيكي نشان مي دهند.
از آنجا كه خشونت نمادي از مشكلات زناشويي است در عين حال مي تواند تاييدي بر انتقال بين نسلي آن باشد. مطالعات ديگر تاثير طلاق والدين را بر كيفيت روابط زناشويي فرزندان سنجيده اند، در برخي از اين مطالعات فرزندان طلاق ازدواج خود را ناشادتر، پرمشكل تر و جدايي را محتمل تر ارزيابي كرده اند، گرچه در مطالعات ديگر اين رابطه تاييد نشده است. اين عدم ثبات در نتايج بدست آمده ممكن است ناشي از اين واقعيت باشد كه طلاق هميشه متعاقب اختلافات شديد صورت نمي گردد و بسياري از ازدواج هاي پرتعارض نيز سالها ادامه پيدا مي كنند. بنابراين طلاق نمي تواند نشانگر كاملي از كيفيت ازدواج والدين باشد.
مطالعاتي كه به صورت طولي انجام گرفته اند به شكل مستقيم تري توانسته اند اين روابط را جستجو كنند. تعارض بين والدين با تعداد زيادي از مشكلات رفتاري كودكان و الگوي مشكل زاي بين فردي در آينده آنان همراه بوده است كه اين موارد با كيفيت ازدواج نيز رابطه منفي پيدا مي كنند.
چگونگي رفتار بين فردي والدين، وجود يا عدم وجود رفتار بين فردي گرم و حمايتگر فرزندان آنان را در ارتباطات عاشقانه پيش بيني مي كند. به نظر مي رسد تاثير اين رفتار جدا از نوع رابطه والد- فرزند مي باشد.
خلاصه آنكه، گرچه مطالعات قبلي پيشنهاد مي كند كه كيفيت ازدواج از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد، اما كثر شواهد در اين فرضيه صرفاً به شكلي غيرمستقيم با آن رابطه دارند. مطالعات انجام گرفته اين ارتباط را به ندرت به شكل مستقيم (مطالعه طولي) سنجيده اند، تعداد نمونه كمي را در بر گرفته اند و نتايج هماهنگي نيز پيدا نكرده اند.
نظريه هايي كه مطرح شده اند:
1- الگوي ميانجي گري The mediation model
اين الگو پيشنهاد مي كند كه كيفيت رابطه زناشويي والدين از طريق فرآيندهاي مداخله گر متعدد بر ازدواج كودكان آنها تاثير مي گذارد.
الف. يادگيري مشاهده اي
Observational learning
از آنجايي كه كودكان به كرات، رفتار والدين را مشاهده مي كنند، به ميزان مشخصي الگوهاي بين فردي مشابه با والدين خويش را اكتساب مي كنند. در خانواده هاي پرتعارض، امكان مشاهده و يادگيري رفتارهاي مثبت (حمايت كردن، كنارآمدن با يكديگر، حل مسالمت آميز اختلافات) كه پيوندهاي پاياي رضايت مندانه و متقابل را به دنبال دارند براي كودكان كمتر فراهم ميشود، آنها با دوستان و همشيرهاي خود اختلافات بيشتري پيدا مي كنند. فرزندان ووالدين معمولاً از راه حل هاي مشابهي براي برخورد با مشكلات استفاده مي كنند و در موقعيتهاي تعارض آميز الگوهاي عاطفي و خشم بين فردي مشابهي نشان مي دهند. اين الگوها و مهارهاي ارتباطي بين فردي زيربناي رضايت و ثبات پيوند زناشويي مي باشند.
ب. ارتباطات كودك- فرزند
Parent-child relationships
مشكلات بين والدين با ارتباط نامناسب والد- كودك در كل و به طور خاص با تنبه سخت و عدم پذيرش مناسب كودك از طرف والدين، همينطور با عدم شكل گيري دل بستگي مناسب (مانند فقدان اعتماد به ديگران) كه ناشي از احساس فقدان امنيت هيجاني است رابطه دارد. همينطور نوع ارتباط والد- كودك با توانايي كودكان در تنظيم هيجان هايي مانند خشم و اضطراب مرتبط است، بنابراين كودكان چنين والديني پيوندهاي صميمي كمتري برقرار مي نمايند (انتقاد مي كنند يا زياد مي چسبند) و مشكلات رفتاري بيشتري پيدا مي كنند.
ج. عواطف منفي كودكان
Offspring's negative affect
تعارض بين والدين بر عملكرد روان شناختي كودكان اثر گذار است. كودكان در معرض عامل تنش زاي مستقيم هستند و ممكن است به خاطر دعواي پدر و مادر، خودشان را مقصر بدانند. والدين ايشان آنها را كمتر تشويق مي كنند، بيشتر تنبيه مي نمايند و انضباط سختي برقرار مي كنند. تجربه هيجانات منفي و احتمال بالاي بروز افسردگي در كودك و آينده او، اعتماد به نفس پايين، رضايت كم از زندگي و ميزان كلي رفاه هيجاني او مي تواند توضيحي براي انتقال كيفيت زناشويي به نسل هاي بعدي باشد.
د. حوادث كليدي در زندگي فرزندان
Offspring's life- course transitions
حوادث و جريانات درون خانواده اصلي تاثيرات پاياني بر مسير زندگي فرزندان دارد. عدم امنيت هيجاني ناشي از رشد كردن در معرض اختلافات والدين، تبعاتي را به دنبال دارد مانند برقراري ارتباطات جنسي در سنين پايين، ازدواج زودرس، ترك منزل والدين و زندگي كردن با جنس مخالف به شكل غيررسمي، بچه دار شدن بدون ازدواج و طلاق. هر يك از اين عواقب خطر اختلاف و عدم ثبات را در روابط نزديك بعدي افزايش مي دهد.
هـ. موقعيت اجتماعي اقتصادي
Socioeconomic status (SES)
تعارضات زناشويي والدين با عدم توانايي كودكان براي تمركز بر تكاليف درسي، افت تحصيلي، ترك تحصيل و به تبع آن عدم موفقيت شغلي و مالي در آينده ايشان همراه است. سطح پايين شغلي و درآمد كم، به نوبه خود ب اختلافات زناشويي و طلاق رابطه دارند.
2- ارتباط كاذب A spurious association
برخي عقيده دارند رابطه مشاهده شده ميان كيفيت ازدواج والدين و كودكان غيرواقعي است. آنها مي گويند كه برخي از مشخصات فردي والدين كه احتمال تعارض زناشويي را بالا مي برد از طريق وراثت (ژن) منتقل ميشود: كشف اين نكته كه طلاق در دوقلوهاي تك تخمكي بيشتر از دو تخمكي هاست و اينكه ژن ها افراد را مستعد به درگير شدن در رفتارهايي مي كنند كه خطر قطع شدن رابطه زناشويي را افزايش مي دهد.
در ضمن ممكن است رگه هاي شخصيتي والدين از طريق تجربيات اجتماعي ايشان نيز به صورت غيرمستقيم به كودكان منتقل گردد (مثلاً تاثير مشخصات والدين بر چگونگي رابطه والد- كودك).
بنابراين برخلاف فرضيه اول كه بيان مي دارد موارد ياد گرفته شده (مثل مهارتهاي ارتباطي ضعيف، يا تجربه عواطف منفي) اثرات كيفيت رابطه زناشويي والدين را بر كيفيت اين رابطه در كودكانشان تعديل مي نمايد، فرضيه دوم پيشنهاد مي كند كه مشخصات والدين علاوه بر كيفيت زناشويي، بر شخصيت كودكان، حوادث كليدي در زندگي و وضعيت اجتماعي اقتصادي آنان تاثير دارد. مشخصات كودكان، به نوبه خود، بر ازدواج والدين و كيفيت ازدواج كودكان موجود است. يعني اگر بتوانيم تاثير كليه خصوصيات والدين را حذف نماييم هيچ ارتباط معني داري ميان كيفيت ازدواج در والدين و كودكان وجود نخواهد داشت.
روش مطالعه
مطالعه در سال 1980 بر روي افراد متاهل در صورتي كه هر دو زوج با هم زندگي مي كردند و سن آنها 55 سال يا كمتر بود، به صورت مصاحيه تلفني صورت پذيرفت (انتخاب تصادفي شماره تلفن براي تماس با فرد اول و تماس دوم براي مصاحبه با همسر). 78% از اين افراد مصاحبه را به صورت كامل پاسخ دادند. اين نمونه 2033 نفري كه نمايانگر جمعيت عمومي كشور آمريكا بودند در سالهاي 1983، 1988، 1992 و 1997 مورد تماس مجدد قرار گرفتند (با ميزان پاسخ دهي 78%، 66%، 58% و 53% از نمونه اصلي).
درس سالهاي 1992 و 1997 فرزندان آنها با شرط سني 19 سال يا بيشتر در زمان مصاحبه و در صورتي كه در سال 1980 با والدين خود در خانه زندگي مي نمودند، انتخاب شدند. والدين نام و شماره تماس فرزندان خود را در اختيار محققين قرار دادند، كه با 88% اين افراد تماس برقرار شد و 77% آنها مصاحبه را بنحو كامل برگزار كردند. اگر در خانواده اي نيز بيش از يك فرزند وجود داشت يكي از آنها به صورت تصادفي انتخاب مي شد.
در مجموع 471 فرزند در سال 1992 و 220 فرزند در سال 1997 (كه در اين زمان به 19 سالگي مي رسيدند) مورد مصاحبه قرار گرفتند و تجزيه و تحليل بر روي 274 فرزند كه در مصاحبه سال 1997 متاهل محسوب ميشدند صورت گرفت.
متغيرهاي مطالعه عبارت بودند از: كيفيت ازدواج والدين، كيفيت ازدواج فرزندان، خصوصيات والدين، خاطرات فرزندان از تعارضات والدين، ارتباطات كودك- والد، خصوصيات فرزندان.
نتايج و بحث
اولاً : نتايج ما نشان داد گزارش والدين از تعارضات زناشويي در سال 1980 (وقتي فرزندان به طور متوسط 13 ساله بودند) گزارش فرزندان آنان را از اختلافات زناشويي خود در سال 1997 (وقتي فرزندان به طور متوسط 30 ساله بودند) پيش بيني مي كرد. نتايج ما با مطالعات قبلي كه بر نقش خصوصيات پيش از ازدواج همسران در شكل گيري ازدواج تاكيد دارند، همخواني داشت.
ثانياً : وقتي ما تعدادي از مشخصات والدين را (سطح تحصيلات، درآمد، مذهب، عواطف منفي، سن ازدواج، طلاق قبلي) كه مي توانست بر كيفيت ازدواج هر دو نسل تاثير داشته باشد حذف نموديم، رابطه ميان تعارض زناشويي والدين و فرزندان آنان معني دار باقي ماند (گرچه امكان حذف تمامي خصوصيات وجود نداشت). بنابراين، شواهد قوي اين مطالعه نشان مي دهد كه يك رابطه علي ميان كيفيت ازدواج والدين و كيفيت ازدواج فرزندان وجود دارد و نمي تواند يك رابطه كاذب باشد.
ثالثاً : پرسش ما مبني بر اينكه چه متغيرهايي ارتباط ميان كيفيت ازدواج را در والدين و فرزندانشان تعديل مي كنند به اين نتيجه منتهي شد كه مطابق با ديدگاه يادگيري مشاهده اي چنين تاثيري قابل توجيه است. بنابر ديدگاه فوق كودكان در معرض رفتارهاي والدين مي باشند، اطلاعات ناشي از تعاملات آنان را پردازش و ذخيره مي كنند، و اين رفتارها را در ازدواج خود بازسازي مي نمايند.
تاييد اين فرضيه بر اين اساس بود كه دلايل والدين و فرزندان براي توضيح كيفيت ازدواج والدين، با يكديگر ارتباط مثبت داشتند و كنترل نمودن دلايل فرزندان در مورد ازدواج والدين ارتباط ميان تعارض زناشويي كودكان و والدين را حذف يا ضعيف مي كرد. از آنجايي كه سنجش اين توضيحات بيشتر به شكل گذشته نگر و بر اساس ادراك كودكان از روابط والدينشان (در سال 1980) صورت گرفت اين نتيجه گيري بيشتر پيشنهادي است تا اينكه قوياً قابل دفاع باشد.
ما براي متغيرهاي ديگر اثر تعديل كننده مهمي پيدا نكرديم. يعني اثرات تعارض زناشويي والدين مستقل از اين امر بود كه نهايتاً ازدواج به طلاق منجر بشود يا خير. همينطور تجربيات فرزندان پس از جداشدن از خانواده اصلي اين تاثير را نداشت. به نظر مي رسد عواطف منفي فرزندان نيز بيشتر نتيجه كيفيت ازدواج آنان باشد تا دليلي براي بروز آن. اين متغير نيز اثر واسطه اي بر انتقال كيفيت ازدواج والدين به فرزندان نداشت.
مطالعه حاضر دليلي نيز به نفع تاثير ارتباطات والد- كودك بر انتقال كيفيت زناشويي از والدين به فرزندان پيدا نكرد كه اين يافته با يافته هاي دو مطالعه قبلي هماهنگي نداشت. البته اين نتايج نيز بر اساس گزارشات گذشته نگر بدست آمد و مبناي مشاهده اي مستقيم نداشت. بنابراين نمي توان امكان تاثيرگذاري ابعاد خاص تعامل كودك- والد را بر اثرات دراز مدت تر كيفيت مشكلات زناشويي والدين بر كودكان ناديده انگاشت. شايد دليل يافته فوق اين نكته باشد كه تعاملات ناسازگارانه نسبت به تعاملات هماهنگ غيرطبيعي تر هستند بنابراين توسط فرزندان بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد و بيشتر پردازش ميشوند. مطالعات نشان مي دهد كه فرزندان نسبت به خشم و تعارض والدين واكنش هاي فيزيولوژيك و هيجاني شديد نشان مي دهند. برخي از مشكلات ارتباطي والدين با يكديگر مانند حسادت (ترديد در وفاداري)، عصباني شدن، انتقاد كردن، صحبت نكردن با همسر، و تمايل بر غلبه بر ديگري در اين جريان سهم بيشتري دارند. بنابراين كودكان وقتي با والدين مشكل آفرين زندگي مي كنند از آنان رفتارهاي بين فردي مشكل زا را مي اموزند.
چهارم: اين نيمه تاريك زندگي زناشويي والدين است كه بر كيفيت ازدواج فرزندان تاثير مي گذرد نه نيمه روشن آن.
پنجم: نتايج نشان داد مشكلات زناشويي فرزندان نه تنها به سطح تعارضات والدين كاملاً حساس است بلكه با تغيير اين مشكلات چه در جهت بهبودي و چه در جهت وخيم شدن، زندگي زناشويي فرزندان هم بهتر يا بدتر ميشود.
خلاصه اين كه مطالعه اخير قوي ترين شواهد موجود را بدست مي دهد به نفع اين مطلب كه كيفيت ازدواج (آنگونه كه توسط همسران گزارش مي گردد) به فرزندان منتقل ميشود و اين مسئله با وجود كنترل كردن ساير مشخصات والدين كه مي تواند بر ازدواج فرزندان موثر باشد همچنان صدق مي كند. ديگر اينكه اين تظاهرات منفي رفتار والدين مي باشد كه بر كودكان موثر است. بنابراين افراد با آسيب پذيري ها و زمينه هاي رفتاري مشكل زايي كه در خانواده خويش آموخته اند وارد زندگي زناشويي ميشوند. اگر كيفيت زندگي زناشويي والدين تغيير كند، در اينده رابطه زناشويي فرزندان نيز متناسب با آن تغيير پيدا مي كند.
در اين مطالعه رابطه والد- كودك بر انتقال اين كيفيت ميان نسل ها موثر نبوده است گرچه چنين نتيجه گيري مي تواند به ماهيت گذشته نگر مطالعه و ضعف مقياس كاربردي ما براي سنجش رابطه كودك- والد به شكل رفتارهاي قابل مشاهده مربوط باشد. دو فرضيه قابل قبول تر اين است كه كيفيت ازدواج از طريق مشاهده مستقيم رفتار والدين يا تداخل در روابط كودك-والد نيز منتقل مي گردد
آيا كودك شما از دردي شكايت دارد كه دليل آشکاري برايش پيدا نشده است؟
اختلالات شبه جسماني
آيا تاكنون براي شما يا نزديكانتان پيش آمده است كه از شدت ناراحتي، عصبانيت يا نگراني سردرد بگيريد، احساس كنيد دست چپتان تير مي كشد، يا حالت تهوع به شما دست بدهد، يا فكر كنيد حتماً بيماري خاصي به سراغتان آمده است، به پزشك مراجعه كنيد، معاينه شويد، مورد آزمايشات دقيق قرار گيريد و تمام نتايج به دست آمده حاكي از طبيعي بودن كاركرد بدن شما باشد؟
وضعيت فوق براي برخي از مردم به صورت تكرار شونده و مزمن در مي آيد تا حدي كه مراجعات مكرر به پزشك و آزمايشگاه و راديولوژي و ..... وقت، توان و سرمايه زيادي از آنان را به خود اختصاص مي دهد. آنچه در اين ميان فراموش ميشود وجود فشارهاي رواني و تعارضاتي است كه با بروز علايم جسماني آزاردهنده رابطه مستقيم داشته اند اما ناخودآگاه بودن آنها باعث شده آخرين عاملي باشند كه از نظر پزشك يا فرد مورد توجه قرار مي گيرند. با آن كه تاثير جسم بر روان و بالعكس امري ثابت شده است (بسياري حالات روحي رواني باعث تشديد، ادامه يا عود بيماري هاي جسماني ميشوند و وقتي جسم بيمار است توانايي هاي ذهني و فكري فرد نيز صدمه مي خورد يا دچار اضطراب و بي حوصلگي ميشود)، گاه برخي علائم جسماني در فرد بروز مي كند كه با هيچ گونه علت بيماري زاي جسماني قابل توجيه نمي باشد. دليل ايجاد چنين ناراحتي هايي تبديل تنش ها و مشكلات روحي به تظاهراتي جسماني است بدون اينكه فرد خود از وجود چنين تحولاتي آگاهي داشته باشد. بنابراين طبيعي ترين واكنش او به اين مشكلات اعتقاد به بروز يك عامل بيماري زا يا برهم خوردن نظام سلامت و كاركرد بدنش مي باشد.
چنين حالاتي را كه در سنين مختلف ديده ميشود اختلالات شبه جسماني مي نامند. شايع ترين علائم اين اختلال در كودكان سردرد و دل درد مي باشد. براي 50 درصد كودكاني كه با شكايت از درد ناحيه شكم يا سر به مراكز بهداشتي درماني مراجعه مي كنند عامل خاصي پيدا نميشود.
با اين حال نگراني خانواده از وجود عاملي ناشناخته در كودك كه از چشم پزشك پنهان مانده است باعث ميشود كودك تحت ارزيابي هاي متعدد و گاه آسيب زننده قرار گيرد، از مدرسه غيبتهاي مكرر داشته باشد، افت تحصيلي پيدا نمايد و خانواده نيز در اين ميان بهاي گزافي بپردازد. از طرفي ممكن است كودك از جانب خانواده مورد توجه فراوان قرار گيرد، از مسئوليتهايش معاف شود و گرفتن نقش بيمار در خانواده برايش محبت، مراقبت و امنيت به همراه آورد و ناخودآگاه از ماندن در اين نقش احساس رضايت پيدا كند. در برخي خانواده ها نيز به دليل دست پيدا نكردن به يك توجيه پزشكي و منطقي يا اعتقاد به يك باور غلط مبني بر اين كه كودك بيمار نيست و عمداً دست به چنين رفتارهايي مي زند واكنش ايجاد شده بدرفتاري يا تنبيه كودك است. اين برخورد منجر به ايجاد احساس طرد شدگي در كودك، تشديد تعارضات دروني او و پيچيدگي و ازمان علائم بيماري خواهد شد.
بنابراين درك صحيح از علت ايجا ناراحتي در كودك، واقعي بودن درد و بيماري او، ارتباط مستقيم اما پنهان بروز اين علائم با استرس هاي آزاردهنده كودك از جانب پزشك و اعضاي خانواده براي اتخاذ رويكرد مناسب درماني و توان بخشي، بازگرداندن كودك به سطح عملكرد قبلي و مورد انتظار، كاهش تألمات و شدت بيماري و برقراري نظام متعادل خانوادگي امري اساسي مي باشد.
با پزشك و مشاور خانوادگي خويش همكاري داشته باشيد، توضيحات آنان را بپذيريد. مراجعات منظم به پزشك خويش داشته باشيد. براي مقابله با زمان هايي كه كودكتان از درد و ناراحتي شكايت دارد توصيه هاي زير را به كار بريد.
- به رفتارهاي مربوط به درد او توجه نكنيد يا كمتر توجه كنيد؛
وقتي كودك نزد شما از درد شكايت مي كند به آرامي به او بگوييد: عزيزم متأسفم كه درد دوباره سراغت آمده است. بهتر است از آرام سازي (Relaxation به معناي مهارت شل كردن عضلات بدن است كه براي مقابله با اضطراب و فشار رواني آموخته و به كار برده ميشود.) استفاده كني. اگر درباره علائم و مشكلاتش به بحث بپردازيد و آن را ادامه دهيد كودك نمي تواند توجهش را از درد بردارد و به كارهاي ديگري بپردازد.
- مطمئن شويد كه هر روز در مدرسه حاضر ميشود؛
اگر شكايت خود را صبح موقع رفتن به مدرسه ابراز مي كند، بحث خود را محدود كنيد. به كارهاي روزمره براي آماده شدن ادامه دهيد. برايش توضيح دهيد كه او به مدرسه خواهد رفت. به مسئولين مدرسه توصيه كنيد اگر در مدرسه شكايت خود را تكرار كرد مدت كوتاهي به او استراحت بدهند و سپس او را به كلاس بازگردانند و از او بخواهند تكاليف و آزمون هاي لازم را انجام دهد. اگر علائم كودك ناشي از بيماري جسمي باشد (تب، عفونت و ...) بايد استراحت كند و مراقبتهاي خاص درماني در موردش صورت گيرد. هر علامت جديد را به پزشك اطلاع دهيد.
- به كودك كمك كنيد تا عواملي را كه در خانه يا مدرسه برايش فشار روحي ايجاد مي كنند تشخيص دهد.
مطمئن شويد مي دانيد كه چه زمان هايي او اين فشار را احساس مي كند. راه هاي كمك و مقابله با زمان هاي پرفشار (استرس زا) را از درمانگر بياموزيد و همراه با كودك از آنها استفاده كنيد.
- روزهايي كه كودك درد و ناراحتي ندارد به او توجه كنيد و فعاليتهاي ويژه اي انجام دهيد.
فهرستي را از امتيازات خاص براي روزهاي كاملاً بدون درد از قبل آماده سازيد و او را از اين پاداش ها بهره مند سازيد. احساس رضايت خود را از سلامتي او ابراز كنيد و بگوييد خوشحال هستيد كه مسئوليتها و تكاليفش را انجام داده است. به او كمك كنيد با مشكلاتي كه دارد مقابله كند. كمكش كنيد تا با درد و ناراحتي اش كنار آيد اين كار را با توجه كردن به او و تحسين نمودن او زماني كه مشغول كامل كردن مسئوليتها و شركت در فعاليتهي روزانه اش است انجام دهيد.
- در زمان بيماري تعاملات و فعاليتهايش را محدود سازيد.
روزهايي كه به علت شدت علائم او را ناتوان مي يابيد و لازم مي بينيد در منزل بماند او موظف است توصيه هاي پزشكي را رعايت نمايد و كارهاي مدرسه اش را انجام دهد. بازي، سرگرمي و استفاده از تلويزيون و كامپيوتر و ... را ممنوع سازيد. اگر مسئولين مدرسه موافق باشند اجازه دهيد وقتي احساس كرد بهتر شده است به مدرسه باز گردد. از يكي از دوستانش كمك بگيريد تا زا درس و تكليف مدرسه عقب نماند.
- مراقب باشيد درباره بيماري يا ناراحتي شديد خودتان در حضور بچه ها صحبت نكنيد.
برخي بچه ها وقتي والدين بيمارند ياد مي گيرند كه مي توانند مانند آنان در خانه بمانند و از كار معاف باشند. به خصوص در هفته هاي اول برنامه درماني كودكتان مگر در موارد اضطراري از مرخصي استعلاجي استفاده نكنيد.
- كودك را تشويق كنيد از تكنيكهاي آرام سازي استفاده كند.
به او كمك كنيد تا اين مهارت را با تمرين بيشتر بهتر بياموزد و از او بخواهيد حداقل يكبار در روز آن را انجام دهد. پيشنهاد كنيد تاثير اين تمرينات را با درمانگر خويش درميان بگذارد.
- به افرادي كه با كودك شما سروكار دارند مطالب فوق را آموزش دهيد. از آنها بخواهيد بر خوردشان با كودك مطابق آنچه شما صحيح مي دانيد باشد، برنامه اي را در پيش بگيريد تا اگر كوچك ترين غيبتي از مدرسه صورت گرفت كودك از آموزش عقب نيفتد.
دندان درد Toothache
درد دندان زماني بوجود مي آيد كه دندان دچار پوسيدگي شده باشد. در جريان پوسيدگي، پوشش محافظ بيروني دندان خراب ميشود و بتدريج به مركز دندان، محلي كه اعصاب دندان قرار گرفته اند نفوذ مي كند. در اين مرحله است كه درد احساس ميشود خصوصاً اگر چيزهاي سرد، گرم يا شيرين با دندان تماس يابد. تخريب يا فساد دندان و بيماري لثه بطور كلي بر اثر پلاك (Plague) توليد مي شوند پلاك، يك لايه نازك از بزاق و باقيمانده هاي غذاست كه باكتري در آن رشد مي كند.
رشد باكتريها در حضور مواد قندي انجام ميشود براي مثال مواد قندي موجود در ميوه هاي خشك شده، قندهاي خوراكي و حتي عسل را مي توان نام برد و به همين دليل است كه قندها در مواد غذايي كودك مضر شمرده ميشوند اگردندانها فلورايد دريافت كنند مثلاً با مسواك زدن و استفاه از خميرهاي حاوي فلورايد، پوسيدگي دندان است. پس بهداشت دهان و دندان را بايد مرتباً رعايت كرد. اين نكته مهم است كه اولين دندانهاي كودك بخاطر فساد و پوسيدگي نيفتند و يا دچار پيله دندان (آبسه دندان) نشوند زيرا ريشه دندان نيز دچار پوسيدگي ميشود. اگر شكاف و يا فضاي ميان دندانهاي كودك بمدت طولاني باقي بماند و در اين حال دندانهاي تازه بخواهند از لثه بيرون بيايند دندانهاي دائمي در يك رديف واقع نمي شوند و ناهماهنگ رشد مي كنند.
ابتدا چكار بايد بكنيد؟
1- اگر كودك شما از درد فك، گوش درد و دردهاي زق زق كننده شكايت دارد با يك قاشق فلزي آرام به دندانهاي وي بزنيد تا دندان دردناك را پيدا كنيد.
2- به كودك خود آسپرين بچه با شربت استامينوفن بدهيد تا زمانيكه بتوانيد وي را به دندانپزشك نشان دهيد.
3- يك بطري آبگرم را كه درون پارچه يا حوله اي پيچيده ايد براي آرام كردن درد روي گونه هاي كودك بگذاريد.
4- از دانه هاي ميخك، سير يا پياز، و يا مواد بي حس كننده استفاده نكنيد زيرا ممكن است به لثه اطراف دندان آسيب برساند.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
مشورت با دكتر لازم نيست فقط به دكتر دندانپزشك مراجعه كنيد تا دندانهاي كودك را از نزديك ببيند.
دندانپزشك چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دندانپزشك، وسعت و ميزان آسيب ديدگي را مشخص مي كند. شايد دندان به يك تراش و پركردن ساده نياز داشته باشد اما اگر آبسه دندان وجود داشته باشد چرك را خارج مي سازد. و چنانچه امكان خوب كردن دندان نباشد آنرا مي كشد. احتمالاً برحسب سن كودك شما از بيهوشي عمومي استفاده مي كند.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
از فساد دندان جلوگيري كنيد.. بسته به ميزان فلورايد در آب آشاميدني منطقه خودتان از قرصهاي فلورايد يا قطره هاي حاوي آن براي كودكتان استفاده كنيد. براي مسواك زدن، خميرهاي فلورايد دار را بكار ببريد.
اجازه ندهيد كودك، شيريني و قند زياد بخورد. به او شيريني، كيك و بيسكويت ندهيد و همچنين غذاها يا نوشيدنيهاي فانتزي كه اسامي ناآشنا دارند وغالباً محتواي قندي آنها زياد است را نيز ندهيد. خود شما دندانهاي كودكتان را يكبار در روز مسواك بزنيد و يا تا سنين 6 تا 7 سالگي بر مسواك زدن او نظارت كنيد.
وقتي كودك به سن چهار سالگي رسيد وي را هر شش ماه يكبار به دندانپزشك نشان دهيد. وي را از همان كودكي به مراجعه به دندانپزشكي عادت دهيد تا در آينده، چيزي دندانهايش را تهديد نكند. به كودك توصيه كنيد بعد از خوردن شيريني جات، مقادير فراواني آب بنوشد تا دندانهايش از شيريني پاك شود.
وقتي كودك به سن 7 تا 8 سالگي رسيد دندانهاي دائمي عقب او را از نظر وجود شكاف بررسي كنيد. ميزان با يك پوشش پلاستيكي براي پيشگيري از رسيدن پلاكها به تيغه سطح دندان دندانها را محافظت كرد. براي اين كار از دندانپزشك كمك بخواهيد.
تغذيه و دندان هاي سالم کودک
چه نوع تغذيه اي براي داشتن دندان هاي سالم و محکم توصيه مي شود؟
کودکان براي حفظ رشد مناسب و سلامتي خود، بايستي از تمامي
گروه هاي اصلي غذايي استفاده کنند که اين گروه ها شامل پنج گروه اصلي نان و غلات، ميوه ها، سبزي ها، شير و لبنيات و گروه گوشت و حبوبات است.
مصرف زياد و بيش از حدّ مواد کربوهيدرات دار باعث خرابي دندان ها مي شود. مواد کربوهيدراتي شامل انواع کيک، آب نبات، کلوچه، نوشيدني هاي شيرين ، مواد نشاسته دار مثل چيپس و برشتوک است.
علت اصلي پوسيدگي دندان ها ، باقي ماندن مواد کربوهيدراتي بر روي آنهاست.
براي حفظ سلامتي بيشتر دندان کودکان ، توصيه هايي را در مورد انتخاب صحيح و مصرف غذاها براي شما بيان مي کنيم :
1- ميوه و سبزي فراواني در يخچال داشته باشيد و به عنوان ميان وعده ، به جاي مواد کربوهيدرات دار، به کودک خود بدهيد.
ميوه و سبزي هايي را به کودک خود بدهيد که آب زيادي داشته باشد مثل هلو ، هندوانه ، طالبي ، خربزه ، کرفس و خيار . موز و کشمش را کم مصرف کنيد ، زيرا نسبت به ساير ميوه ها داراي قند بيشتري هستند، اگر هم مصرف کرديد بلافاصله مسواک بزنيد.
2- به همراه ناهار يا به عنوان ميان وعده، پنير مصرف کنيد.
مصرف انواع پنير به خصوص پنير کهنه مثل پنير چدار باعث ترشح بزاق مي شود و بزاق تکه هاي غذا را از دندان ها دور مي کند.
3- مواد غذايي چسبنده را که نياز به جويدن زيادي دارند، مصرف نکنيد.
کشمش، انجيرخشک، کلوچه، پاستيل، عسل ، شيره، شکلات هاي چسبنده و شکلات کاکائويي به دندان ها مي چسبند و بزاق نمي تواند آنها را از دندان جدا کند. اگر کودک شما چنين مواد غذايي را مصرف کرد، بايستي بلافاصله دندان هاي خود را مسواک بزند.
4- خوراکي هاي شکردار را با وعده هاي غذايي مصرف کنيد نه به عنوان ميان وعده.
اگر مي خواهيد به عنوان دسر به کودک خود شيريني بدهيد، آن را بلافاصله بعد از خوردن وعده غذايي اصلي به او بدهيد، زيرا در مواقع صرف وعده هاي غذايي، بزاق زيادي در دهان وجود دارد که تکه هاي غذا را از دندان ها جدا مي کند.نوشيدن مايعات بعد از غذا هم خرده هاي غذا را از دندان ها دور مي کند.
5- کودک خود را عادت دهيد تا جايي که ممکن است به دفعات کم، ميان وعده مصرف کند، زيرا دفعات زياد ميان وعده ها بيشتر از مقدار غذاي مصرف شده در هر ميان وعده، در پوسيدگي دندان ها موثر است.
در فاصله ي بين وعده هاي غذايي ، بزاق خرده هاي غذا را از دندان ها پاک مي کند، در نتيجه از عمل باکتري ها جلوگيري مي کند. مصرف مکرر ميان وعده ها بدون فاصله زماني ومسواک نکردن دندان ها، غذاي مورد نياز باکتري هاي مولد پوسيدگي را فراهم کرده، در نتيجه با ايجاد پلاک هاي دنداني، پوسيدگي دندان را تسريع مي کند.
بنابراين تا حدي که امکان دارد تعداد ميان وعده ها را کاهش دهيد، طوري که بيشتر از يک يا دو بار در روز نشود. بعد از مصرف ميان وعده - مخصوصاً اگر خوراکي شيرين و چسبنده بود- حتماً دندان خود را مسواک بزنيد.
6- مواد غذايي شيرين را که روي دندان باقي مي مانند، مصرف نکنيد.
آب نبات هاي سفت، نقل و شکلات باعث مي شوند همواره يک لايه قندي روي دندان ها وجود داشته باشد و باعث پوسيدگي دندان مي شود.
7- مواد غذايي را که شکر ندارند ، مصرف کنيد.
8- هرگز موقع خواب يک شيشه حاوي شير، شيرخشک، آب ميوه يا نوشيدني شيرين ديگر را به دست کودک خود ندهيد. اين نوشيدني ها حاوي شکرهستند.
اگر موقع خواب بايد به کودک يک شيشه حاوي نوشيدني بدهيد، آن را از آب سالم پر کنيد که هم دندان ها را از ذرات غذا تميز مي کند و هم شکر ندارد، در نتيجه از پوسيدگي دندان ها جلوگيري مي کند.
9- از منابع غذايي کلسيم دار در برنامه غذايي کودک خود استفاده کنيد که باعث استحکام دندان ها مي شود.
منابع غني از کلسيم عبارتند از شير ، ماست ، پنير، ماهي و سبزيجات سبز رنگ مثل کلم ، کلم بروکلي ، اسفناج و جعفري.
ساير توصيه ها :
1- اگر کودک آدامس مصرف مي کند، آدامس هايي را که شکر ندارند يا شيرين کننده آن گزيليتول (xylitol) است، به او بدهيد. گزيليتول باکتري هاي دهان را کاهش مي دهد و عمل جويدن، ترشح بزاق را افزايش مي دهد.
2- براي سالم نگه داشتن دندان هاي کودک، از محلول فلورايد ، مسواک و نخ دندان استفاده کنيد. بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است.
فلورايد به داخل دندان ها نفوذ مي کند و از پوسيدگي دندان جلوگيري مي کند.حداقل دو بار در روز و بعد از هر وعده غذايي يا ميان وعده، دندان هاي کودک خود را مسواک کنيد يا به او بگوييد مسواک بزند.اگر امکان مسواک زدن دندان ها در بين وعده هاي غذايي وجود ندارد، حداقل دهان را چندين بار با آب بشوييد.
بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است.حداقل يک بار در روز از نخ دندان استفاده کنيد تا ذرات غذايي را از بين دندان ها و زير لثه پاک کند.
3- بعد از دادن دارو به کودک خود، دندان هاي او را مسواک کنيد. داروهايي مثل شربت سرفه حاوي قند است که باکتري موجود در دهان آن را به اسيد تبديل مي کند. اين اسيدها باعث از بين رفتن ميناي دندان ( لايه محافظ و سخت روي دندان ) مي شوند.
4- به طور منظم به دندانپزشک مراجعه کنيد تا از سلامت دندان هاي کودک خود مطمئن شويد. اولين بار که بايد کودک خود را نزد دندانپزشک ببريد، در سن يک سالگي يا شش ماهگي است که کودک شروع به دندان در آوردن مي کند . مراجعه مرتب به دندانپزشک باعث مي شود که اگر کوچکترين مشکل و پوسيدگي در دندان ها پيدا شود، سريعاً آن را برطرف کنيد.
درمان کودکان کم شنوا را از دست ندهيد
3 تا 4 نوزاد از هر هزار نوزاد، با کم شنوايي عميق دائمي متولد مي شوند. قوانين بين المللي فعلي همگي توصيه مي کنند کودکان دچار کم شنوايي مادرزاد ، پيش از 6 ماهگي تشخيص داده شوند. به همين دليل برنامه هاي غربالگري جهاني شنوايي نوزادان مورد تصويب قرار گرفته است تا همه کودکان ، پيش از ترخيص از زايشگاه مورد ارزيابي شنوايي قرار گيرند. در صورتي که کودکي در ارزيابي هاي مقدماتي رد شود، براي ارزيابي شنوايي جامع و کامل ارجاع مي شود. در صورت تشخيص هرگونه کم شنوايي ، سمعک مناسب تجويز و کودک در يک برنامه توانبخشي زودرس ، ثبت نام مي شود. هيچ کودکي براي استفاده از سمعک يا وسيله تقويت کننده ديگر و شروع اقدامات توان بخشي کوچک نيست.
سن تشخيص کم شنوايي بايد به پيش از 3 ماهگي برسد، اما اکنون اين سن ، در کشور ما بسيار بالاتر از اين است (در يک تحقيق در تهران حدود 25 – 36 ماهگي بوده است). اين تخمين بسته به ميزان کم شنوايي کودک دارد. کم شنوايي هاي شديد تا عميق ، معمولاً زودتر شناسايي مي شوند (گاهي زير 18 ماهگي)؛ اما کم شنوايي هاي ملايم تا متوسط يا کم شنوايي هاي يک طرفه ، اغلب تا سن ورود کودک به مدرسه تشخيص داده نمي شود. در صورت عدم تشخيص زودرس کم شنوايي ، براي بسياري از اين کودکان ، کسب مهارت هاي زباني ، گفتاري ، درکي و اجتماعي بسيار مشکل و اغلب غيرممکن است.
عوارض تأخير در تشخيص
تأخير در تشخيص کم شنوايي ، تأثير غيرقابل برگشتي بر تحول زباني و گفتاري دارد. در صورت وجود کم شنوايي عميق ، کودک بدون استفاده از سمعک يا ديگر وسايل تقويتي ، هيچ گونه دسترسي به گفتار ندارد و در نتيجه رشد زباني و گفتاري نخواهد داشت.
کودکان ناشنوا تا 8 – 9 ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد.
کم شنوايي هاي ملايم تر نيز تأثير منفي چشمگيري بر رشد زباني و گفتاري کودک بر جا مي گذارد. بررسي هاي متعدد نشان داده اند که صرف نظر از نوع راهکار مداخله اي که شامل روش شفاهي، شنيداري يا روش ارتباط کلي است، مهارت هاي ارتباطي کودکاني که پيش از 6 ماهگي کم شنوايي آنان تشخيص داده شده و اقدامات مداخله اي براي آنها آغاز شده است، خيلي بيشتر از کودکاني است که ديرتر شناسايي شده اند.
«کم شنوايي» سن و سال نمي شناسد
«غربالگري شنوايي» آزموني ، سريع و مقرون به صرفه است که افراد را به 2 گروه تقسيم مي کند:گروهي که قبول مي شوند (سالم) و گروهي که رد مي شوند (نيازمند ارزيابي جامع). غربالگري شنوايي نوزادان ، امري مقرون به صرفه است. حتي کودکاني که در غربالگري اوليه قبول مي شوند، ولي داراي شاخص هاي خطر کم شنوايي هستند، بايد تا 3 سالگي هر 6 ماه يک بار مورد ارزيابي قرار گيرند. همه کم شنوايي هاي زودرس ، در زمان تولد قابل شناسايي نيستند. کم شنوايي ممکن است در هر زمان ايجاد شود.
کم شنوايي هايي که پس از تولد ايجاد مي شوند، در برنامه هاي غربالگري شنوايي نوزادان تشخيص داده نمي شوند. بنابراين متخصصان اطفال بايد از شاخص هاي خطر کم شنوايي آگاه باشند و زماني که به کودکي مشکوک مي شوند، وي را براي ارزيابي هاي شنوايي ارجاع دهند. شک والدين به تنهايي مي تواند دليل قانع کننده اي براي ارجاع کودک به منظور ارزيابي شنوايي باشد. همچنين بايد والدين در مورد روند رشد شنوايي آگاه باشند و بدانند زماني که به شنوايي کودک خود مشکوک مي شوند، چه اقداماتي مي توانند انجام دهند.
مي توان براي نوزاداني که کم شنوايي شان تشخيص داده مي شود، پيش از يک ماهگي، سمعک مناسب تجويز کرد. با انجام اقدامات مداخله اي مناسب ، رشد زباني ، درکي و اجتماعي اين نوزادان ، به احتمال زياد مشابه همسالان شنواي آنان خواهد شد. نتايج بررسي هاي جديد حاکي از اين است که کودکاني که کم شنوا متولد مي شوند و پيش از 6 ماهگي براي آنان سمعک مناسب تجويز شده و اقدامات توانبخشي صورت گرفته است ، مهارت هاي زباني بسيار بهتري نسبت به گروهي دارند که کم شنوايي شان پس از 6 ماهگي تشخيص داده شده است.
تشخيص کم شنوايي و آغاز اقدامات توان بخشي در دوره نوزادي و شيرخوارگي ، نياز به اقدامات توان بخشي در دوران مدرسه را تا حد زيادي کاهش مي دهد. نکته قابل توجه اينجاست که کودکان ناشنوا تا 8 – 9 ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد.
براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به تمامي مراکز سنجش شنوايي ، درمانگاه ها و بيمارستان ها، همچنين دپارتمان شنوايي دانشکده هاي توان بخشي تهران ، ايران ، شهيد بهشتي و علوم بهزيستي مراجعه فرماييد.
روشهايي ديگر به جاي تنبيه
1- همواره به نيازهاي زمينه اي كودك توجه كنيد.
(موقعي كه درصف منتظر هستيد، به كودك وسيله اي بدهييد تا بازي كند يا سرگرم شود).
2- به كودك اطلاعات بدهيد و دلايل خود را توضيح دهيد.
(اگر روي ديوار را خط خطي يا نقاشي مي كند براي وي توضيح دهيد كه چرا فقط از كاغذ براي نقاضي و رنگ كردن استفاده مي كنيم).
3- احساس زيربنايي و زمينه اي را در كودكتان جستجو كنيد.
(اگر كودك شما نسبت به خواهر كوچك ترش خشم نشان مي دهد و او را كتك مي زند وي را تشويق كنيد خشم و حسادت خود را به روش بي ضررتري نشان دهد).
4- محيط را تغيير دهيد اغلب اوقات ايجاد تغيير در محيط آسان تر از تغيير دادن كودك است.
(اگر كودك شما مرتباً وسايلي را از كمد بيرون مي آورد، درب كمد را قفل كنيد. اگر وسايل تزئيني جلوي تلويزيون را جابجا مي كند، جاي آن وسايل را عوض كنيد).
5- راه هاي جايگزين بهتر و قابل قبول تري پيدا كنيد. به رفتار كودكتان تغيير جهت دهيد. مستقيماً به او نگوييد اين كار را انجام بده، بلكه به او بگوييد در عوض كجا مي تواند اين كار را انجام دهد.
(اگر نمي خواهيد كودك شما در اتاق پذيرايي توپ بازي كند مستقيماً به او نه نگوييد، بلكه بگوئيد اين كار را مي تواند در حياط انجام دهد).
6- به او عملاً نشان دهيد كه مي خواهيد چگونه رفتار كند.
(اگر بچه شما دم گربه را مي كشد، به او نشان دهيد چگونه بايد يك گربه را نوازش كرد. عملاً اين كار را انجام دهيد و فقط به گفتن اكتفا نكنيد).
7- به جاي دستور دادن به وي قدرت انتخاب بدهيد. تصميم گيري به كودك امكان اختيار مي دهد ولي فرمان دادن باعث جنگ قدرت ميان او و شما مي شود.
(دلت مي خواهد دندانهايت را قبل از پوشيدن لباس خواب مسواك بزني يا بعد از آن؟
به جاي اينكه به او بگوييد: برو دندانهايت را مسواك كن).
8- گاهي نيز تخفيف هاي كوچكي به كودكتان بدهيد.
(چون خسته هستي مي تواني امشب مسواك نزني).
9- زماني را براي آماده شدن اختصاص دهيد.
(اگر قرار است شب به ميهماني برويد، از قبل و به طور مشخص به او بياموزيد كه از وي انتظار داريد چگونه رفتار كند. اجراي نقش به صورت بازي مي تواند كودك را براي موقعيتهاي دشوار آماده كند).
10- احساس خود را بيان كنيد. اجازه بدهيد بچه ها بدانند رفتارشان چه تاثيري بر شما گذاشته است.
(از جمع كردن خرده نان كه بر كف اتاق ريخته شده خسته شدم).
11- حتي آلمقدور اجازه دهيد پيامدهاي طبيعي رفتار كودك رخ بدهد. بيش از حد وي را نجات ندهيد.
(اگر كودك شما حوله خيسش را پس از استحمام براي خشك شدن آويزان نكرده است، خودش روز بعد با حوله خيس مواجه خواهد شد. اگر لباسهايش را پس از برگشتن از مدرسه سرجاي خود نگذاشته است طبيعتاً فردا براي يافتن آنها دچار مشكل خواهد شد و با تاخير به مدرسه خواهد رسيد).
12- در موقع لزوم محكم باشيد.
(اگر كودك شما اصرار دارد هنگام عبور از خيابان دست شما را رها كرده و بدود، محكم دست او را بچسبيد و نگهداريد. در عين حال كه خطرات كارش را نيز شرح مي دهيد).
13- كودك خود را بغل كنيد. كودكاني كه پرخاشگرانه و نامتناسب رفتار مي كنند، از آغوش گرفتن و بغل كردن به روش حمايتي و محبت آميز سود مي برند. اين عمل به آنها فرصت مي دهد احساسات حبس شده خود را از طريق اشك رها كنند.
14- دقايقي را با كودك خود بگذرانيد. زماني را براي گوش كردن به او، مشاركت در احساسات، بغل كردن و حل تعارضات بگذاريد.
15- وقتي را براي بازي كردن با او بگذاريد. خيلي از موقعيتهاي تعارض زا را مي توان به بازي تبديل كرد.
(بياييد در حالي كه فكر مي كنيم هفت كوتوله هستيم، اينجا را تميز كنيم. بيا دندانهاي يكديگر را مسواك بزنيم).
16- خنده و شوخي را جايگزين شدت عمل كنيد.
(اگر كودكتان از دست شما عصباني است، او را تشويق كنيد خشم خود را از طريق يك بازي جنگي به شما نشان دهد. خنده كمك مي كند خشم و احساس ناتواني وي تخفيف يابد.
17- با هم بحث و تبادل نظر كنيد.
(اگر آماده هستيد زمين بازي را ترك كنيد و كودك شما هنوز مي خواهد ادامه دهد به يك توافق درباره ساعت بازي برسيد).
18- تعارضات موجود را به صورت دو طرفه و مشاركتي حل كنيد. راجع به تعارضاتي كه با كودكتان داريد صحبت كنيد، نيازهاي خود را مشخص نماييد و از وي براي پيدا كردن راه حل كمك بخواهيد. قوانين را با هم مشخص كنيد و جلسات خانوادگي تشكيل دهيد.
19- انتظارات خود را تعديل كنيد. بچه هاي كوچك نيازها و احساسات شديدي دارند. آنها به طور طبيعي پر سر و صدا، كنجكاو و نامرتب، كم طاقت، پرتوقع، فراموشكار، ترسو، خودمحور و سرشار از انرژي هستند. سعي كنيد آنها را همانگونه كه هستند بپذيريد.
20- زماني را براي خودتان كنار بگذاريد. در مواردي كه شرايط براي شما قابل تحمل نيست اتاق را ترك كنيد و براي كسب مجدد آرامش و قضاوت صحيح، هر كاري لازم است انجام دهيد.
(تلفن به يك دوست، گريه كردن، دوش گرفتن و ...)
كليه (التهاب) Nephritis
نشانه ها:
- ادرار قهوه اي مايل به قرمز
- ورم مختصر صورت، قوزك پا و شكم
- سردرد
- فشارخون بالا
التهاب كليه يا نفريت بيماري است كه كليه ها را گرفتار مي سازد و بعد از عفونتهاي استرپتوكوكي مانند ورم لوزه Tonsillitis ايجاد ميشود براي مبارزه با اينگونه عفونتها بدن به توليد آنتي بادي مي پردازد اما بخاطر نقصي كه در دستگاه ايمني بدن وجود دارد اين آنتي بادي ها حتي بعد از برطرف شدن عفونت همچنان توليد مي شوند و به دليل اشتباه سيستم ايمني بدن اين آنتي باديها عليه كليه ها وارد عمل شده در نتيجه آنها دچار التهاب و ورم ميشوند و نمي توانند كار خود را درست انجام دهند اين بيماري ناگهان در كودكان ايجاد ميشود و علائمي از قبيل ادرار قهوه اي مايل به قرمز و ورم خفيف صورت و قوزك پاها را بوجود مي آورد.
آيا خطرناك است؟
اگر التهاب كليه درمان نشود مي تواند به بيماري جدي تري به اسم سندروم نفروتيك
1 بيانجامد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر كودكتان به تازگي دچار گلو درد بوده است و شما متوجه ادرار قهوه اي مايل به زرد قرمز شده ايد ببينيد آيا چيزهايي از قبيل چغندر خورده است زيرا اينگونه مواد رنگ ادرار را قرمز مي كند.
2- اگر متوجه پف كرده گي و باد صورت در كودك شده ايد قوزكهاي پا و شكم او را نيز از نظر ورم نگاه كنيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر ادرار كودكتان قهوه اي مايل به قرمز باشد ( و به خوردن چيزي ارتباط نداشته باشد) و يا اگر صورت، قوزك پا و شكم بطور غيرطبيعي باد كرده اند بلافاصله به دكتر مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر ادرار كودكتان را آزمايش خواهد كرد فشارخون او را خواهد گرفت و نمونه ايي از خون را براي آزمايش مي فرستد.احتمالاً كودك را جهت استراحت در بيمارستان بستري مي كند و رژيم غذايي مخصوص براي پائين آوردن نمك، مايعات و پروتئين تجويز مي كند. (آزمايشات ويژه اي درخواست ميشود و در شرايط خاصي ممكن است پزشك نمونه برداري از كليه را ضروري بداند).
اگر عفونت استرپتوكوكي وجود داشته باشد به كودك آنتي بيوتيك تجويز ميشود همچنين فشارخون او را دقيقاً كنترل مي كنند.به محض انكه ادرار كودك به حالت عادي برگشت او را به خانه مي فرستند و معمولاً يكي دو هفته بعد بهبود كامل عارض ميشود.اگر بيماري مزمن شود از كودك معاينات منظم بعمل مي آورد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
هرگاه كودك شما گلودرد شديد داشت و يا به نوعي از عفونتهاي استرپتوكوكي مانند زردزخم دچار شد وي را به دكتر نشان دهيد.
********************************
1- سندروم نفروتيك بيماري است كه در آن مقادير زيادي از پروتئينهاي ضروري و مهم بدن از طريق ادرار دفع ميشود.
ارزش بازي کودکان
بدون ترديد مي توان گفت که بازي بهترين شکل فعاليت طبيعي هر کودک محسوب مي شود و در زندگي کودک اهميتي ويژه دارد. بازي براي هر کودک در حال رشد، از ارزش هاي مختلفي برخوردار است.
همه نظريه پردازان، صرفنظر از گرايش هاي گوناگوني که دارند، بر اين عقيده اند که بازي در رشد و تکامل کودک نقش مهمي ايفا مي کند. روانکاوان معتقدند که بازي براي غلبه بر آسيب ها يا ناراحتي هاي عاطفي ضروري است. روان شناسان اجتماعي اعتقاد دارند که بازي براي تسلط بر خود و يادگيري شيوه هاي زندگي کردن با تجربه هاي معمول روزانه ضرورت دارد. ساخت گراها بر اين باورند که بازي براي رشد و نمو شناخت لازم است. و تکوين گراها مي گويند بازي در همه فرهنگ هاي دنيا براي ارتقاي کفايت ها و اجتماعي کردن کارکردها امري ضروري است.
فعاليت هايي که کودک به عنوان بازي انجام مي دهد، در پرورش نيروي بدني و حواس او تأثير فراوان دارند. کودک مي پرد، مي دود، از پله ها بالا و پايين مي رود، لي لي مي کند، خم و راست مي شود، مي نشيند و برمي خيزد، دوچرخه سواري مي کند، توپ بازي و طناب بازي مي کند و ... در همه اين فعاليت ها عضلات و اندام هاي مختلف خود را به کار مي گيرد و موجبات تقويت آنها را فراهم مي سازد.
همه نظريه پردازان، صرفنظر از گرايش هاي گوناگوني که دارند، بر اين عقيده اند که بازي در رشد و تکامل کودک نقش مهمي ايفا مي کند. روانکاوان معتقدند که بازي براي غلبه بر آسيب ها يا ناراحتي هاي عاطفي ضروري است. همچنين روان شناسان اجتماعي اعتقاد دارند که بازي براي تسلط بر خود و يادگيري شيوه هاي زندگي کردن با تجربه هاي معمول روزانه ضرورت دارد. ساخت گراها مي گويند بازي در همه فرهنگ هاي دنيا براي ارتقاي کفايت ها و اجتماعي کردن کارکردها امري ضروري است.
ارزش جسماني بازي
از آنجا که بازي اغلب با فعاليت بدني همراه است، با رشد و تربيت اندام بچه ها و مهارت هاي جنبشي مناسب و آمادگي بدني آنان ارتباطي نزديک دارد. بچه ها بدنشان را با علاقه و لذت به کارهاي جسمي وا مي دارند و همزمان با آن، به مهارت هايي مي رسند که آنان را قادر مي سازد تا از نظر بدني احساس اطمينان، ايمني و اتکا به نفس پيدا کنند.
فعاليت هايي که کودک به عنوان بازي انجام مي دهد، در پرورش نيروي بدني و حواس او تأثير فراوان دارند. کودک مي پرد، مي دود، از پله ها بالا و پايين مي رود، لي لي مي کند، خم و راست مي شود، مي نشيند و برمي خيزد، دوچرخه سواري مي کند، توپ بازي و طناب بازي مي کند و ... در همه اين فعاليت ها عضلات و اندام هاي مختلف خود را به کار مي گيرد و موجبات تقويت آنها را فراهم مي سازد.
از نظر حسي و حرکتي مي توان گفت، به وسيله بازي حس بينايي، شنوايي و بساوايي کودک پرورش مي يابند. چشم و دست او از هماهنگي بيشتر و بهتري برخوردار مي گردند و عضلات انگشتان و دست و پايش ورزيده مي شوند.
معمولاً کودکان سالم از انرژي زيادي برخوردار هستند که به وسيله بازي آن را مصرف مي کنند. اگر انرژي هاي اضافي کودک از طريق صحيح (بازي) به مصرف نرسد و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخيره شود، موجب ناآرامي، عصبانيت ، بدخلقي و پرخاشگري او مي شود.
ارزش اجتماعي بازي
انسان، به عنوان موجودي اجتماعي، نياز دارد که به گروهي تعلق داشته باشد و خود را بخشي از آن بداند. او با بازي کردن نخستين گام ها را براي اجتماعي شدن بر مي دارد.
معمولاً کودکان سالم از انرژي زيادي برخوردار هستند که به وسيله بازي آن را مصرف مي کنند. اگر انرژي هاي اضافي کودک از طريق صحيح (بازي) به مصرف نرسد و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخيره شود، موجب ناآرامي، عصبانيت، بدخلقي و پرخاشگري او مي شود.
کودک به وسيله بازي، مفاهيم همکاري، پيروزي، شکست، همچشمي ، برتري طلبي، رقابت و ايجاد رابطه انساني و دوستانه را ياد مي گيرد، همچنين مي آموزد که چگونه در استفاده از وسايل بازي با ديگران سهيم شود و از اين طريق حس تعاون و احترام به ديگران را در خود رشد مي دهد. مثلاً کودکي که براي نخستين بار سوار تاب مي شود بسيار خودخواهانه برخورد مي کند. ولي به مرور ياد مي گيرد که ديگر کودکان نيز مشتاقانه انتظار مي کشند. کودک با بزرگتر شدن، اين اصل را مي پذيرد که شرط اساسي بازي با ديگران همکاري است. در حدود سه سالگي به کودکان ديگر و بازي با آنان علاقه مند مي شود و به تدريج آمادگي پيدا مي کند که حقوق ديگران را درک کند. وقتي کودک به اين مرحله رسيد، زمان آشنايي و سپس آموختن بازي هاي گروهي فرا مي رسد.
روح فرمانبرداري از مقررات وضع شده در بازي ها، کودک را به فرمانبرداري از مقررات اجتماعي عادت مي دهد و قدرت سازماندهي، مديريت و سلسله مراتب را به او مي آموزد. بررسي هاي بسياري نشان مي دهد که بازي با ديگران به بچه ها فرصت مي دهد تا رفتار خودشان را با رفتار ديگران هماهنگ کنند و ديدگاه هايي را که با نقطه نظرهاي خودشان تفاوت دارد، به حساب بياورند.
بنابراين بازي تجربه هايي غني در اختيار بچه ها مي گذارد؛ تجربه هايي که بچه ها به آنها نياز دارند تا مهارت هاي اجتماعي را فرا گيرند، تحريم و سلطه گري را به کار برند و در قدرت، مکان زيست و عقيده با ديگران شريک شوند.
کودک به وسيله بازي، مفاهيم همکاري، پيروزي، شکست، همچشمي ، برتري طلبي، رقابت و ايجاد رابطه انساني و دوستانه را ياد مي گيرد. همچنين مي آموزد که چگونه در استفاده از وسايل بازي با ديگران سهيم شود و از اين طريق حس تعاون و احترام به ديگران را در خود رشد مي دهد.
ارزش اخلاقي بازي
بازي يکي از مهمترين عوامل در تربيت اخلاقي کودک به شمار مي آيد. کودک در خانه و مدرسه ياد مي گيرد که چه چيز خوب و چه چيز بد است، ولي تثبيت معيارهاي اخلاقي در اين دو محل هرگز به اندازه بازي قوي نيست.
کودک درمي يابد که اگر بخواهد در بازي پذيرفته شود، بايد درستکار، حقيقت طلب، مسلط به خود، عادل، صادق، وفادار، مسئوليت پذير و داراي رفتاري پذيرفتني باشد. اگر خواسته باشد در گروه حاشا کند، جـِر بزند، و به حساب خودش، کلاه سر ديگران بگذارد، همبازي ها خيلي زود او را طرد خواهند کرد و جايگاهي در گروه نخواهد داشت. او در بازي کم کم درک مي کند که همبازي هايش در مورد خطاهاي وي در بازي، نسبت به اعضاي خانواده اش (پدر و مادر، برادران، خواهران) چندان شکيبا و صبور نيستند. بنابراين او ياد مي گيرد که اصول اخلاقي را به هنگام بازي نسبت به محيط خانه و مدرسه به طور کامل تر رعايت کند.
ارزش عقلاني بازي
بخشي از آشنايي کودکان با جهان بيروني، به وسيله بازي ها انجام مي شود. کودک، از راه عمل و تجربه، در محيط به ابداع مي پردازد و با پديده ها و مسائل جديد آشنا مي شود. به هنگام مشاهده دقت به خرج مي دهد و با استفاده از اين زمينه ها (يعني مشاهده، تجربه، دقت و ابداع) قدرت انتخاب بهترين راه حل را به دست مي آورد و قادر مي شود که از پديده هاي محيط خود شناخت صحيح تري کسب کند. کودک به هنگام بازي، به استدلال مي پردازد، قضاوت مي کند، مسائل را حل و در نهايت از فعاليت هاي خود نتيجه گيري مي کند و اين فعاليت ها به او ياري مي دهد تا در آينده بتواند متکي به نفس، مستقل و در حل مشکلات توانمند باشد.
براي درک بيشتر دنياي کودکان، مي توان آنها را در هنگام بازي مورد مشاهده قرار داد. کودکان، به وسيله بازي، احساسات، ناکامي ها و اضطراب ها و ترس هاي خود را بيان مي دارند. از اين رو، بازي براي درمانگران وسيله اي مناسب است تا به دنياي کودکان راه يابند و آنان را بيشتر و بهتر بشناسند و به مشکلات پي ببرند.
شواهد نشان مي دهد که ميان بازي و رشد شناختي رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد. بررسي هاي انجام شده نشان دهنده رابطه اي مثبت بين بازي و نمره آزمون هاي هوشي ميزان شده است. اين بررسي ها به نکات زير اشاره دارد: افزايش مهارت ها در برنامه ريزي، توانايي حل مشکل، مهارت در وضعيت تحصيلي، آفرينندگي و تفکر واگرا، دست يافتن به دورانديشي، حافظه و رشد زبان.
بنابراين ارتباط بازي با رشد شناختي موضوعي مهم است، زيرا در جايي بازي ممکن است به رفتارهايي پيچيده تر بيانجامد.
از اين روست که انجمن جهاني تعليم و تربيت دوران کودکي (acei) عقيده دارد بازي، رفتاري طبيعي و توانمند است که در رشد کودک نقش ايفا مي کند و تأکيد دارد که هيچ يک از برنامه هاي آموزش بزرگسالان نمي تواند جايگزين مشاهده، فعاليت و دانش مستقيم خود کودک شود.
ارزش درماني بازي
براي درک بيشتر دنياي کودکان، مي توان آنها را در هنگام بازي مورد مشاهده قرار داد. کودکان، به وسيله بازي، احساسات، ناکامي ها و اضطراب ها و ترس هاي خود را بيان مي دارند. از اين رو، بازي براي درمانگران وسيله اي مناسب است تا به دنياي کودکان راه يابند و آنان را بيشتر و بهتر بشناسند و به مشکلات پي ببرند. امروزه، به کمک اين شيوه و تدارک اسباب بازي هاي ضروري و تشکيل جلسات بازي براي کودکان، رفتارهاي آنان را زير نظر مي گيرند و ضمن دستيابي به ريشه هاي مشکلات کودکان، به درمان آنان مي پردازند. بازي نقش تخليه هيجاني را براي از ميان بردن انرژي سرکوب شده و زير فشار قرار گرفته بازي مي کند. در زندگي روزمره، کودک نياز دارد تا از تنش هايي که محدوديت هاي محيطي به او تحميل مي کند، رهايي يابد.
بازي به کودک فرصت مي دهد که احساسات خود را به شيوه اي پذيرفتني در اجتماع بيان کند و به وي اجازه مي دهد انرژي تحت فشار خود را به گونه اي بيرون بريزد که از نظر ديگران، و به طور کلي اجتماع، منعي نداشته باشد.
بازي و اسباب بازي ها بهترين ابزار براي شناختن تمايلات و احساسات کودکان به شمار مي آيند؛ زيرا کودک، به هنگام بازي هاي خلاق خود، خواسته ها و تمايلات خويش را بيان مي کند و نشان مي دهد که از چه چيزي محروم شده است، به چه چيزهايي بيشتر گرايش دارد و از چه چيزهايي رنج مي برد.
مثلاً بچه اي که مي خواهد نقش رهبر را بازي کند، چون در زندگي واقعي برآوردن چنين خواستي هميشه ممکن نيست، در بازي مي تواند پدر، معلم يا ژنرال سرباز عروسکي خود باشد. به گفته اکسلاين، بازي وسيله طبيعي کودک براي بيان خود است. بازي موقعيتي است که به کودک داده مي شود تا احساسات و مشکلات خود را بروز دهد؛ درست همان طور که در مورد بزرگسالان صادق است و شخص مشکلات خود را با گفت و گو عنوان و مطرح مي کند. مثلاً وقتي کودک با عروسک هايي بازي مي کند که معرف اعضاي خانواده او هستند، امکان دارد کليدي به درمانگر بدهد که از آن طريق بتواند به چگونگي احساسات او نسبت به اعضاي خانواده اش پي ببرد. اگر کودک عروسکي را که به جاي نوزاد يا خواهر و برادر کوچک ترش است کتک بزند، يا عروسک مادر به عروسک خواهر و برادر بزرگ تر سيلي بزند، مي توان دريافت که او نسبت به اعضاي خانواده اش چه احساسي دارد.
کودکان در هنگام بازي، خود را با صداقت، صراحت، روشن و زنده بيان مي کنند. احساسات، نگرش ها و افکار متلاطم آنان آشکار مي شود و خود را نشان مي دهد. يک ناظر (درمانگر) مي تواند مشکلات کودک را درک کند، خود کودک نيز به مرور مي تواند مشکلات خود را بفهمد و روش روبه رو شدن با آنان را فرا گيرد.
کودک متکي به نفس نيست ؟
اعتماد به نفس بالا دفاع کودک د مبارزه با مشکلات زندگي است . کودکاني که احساس کاملا خوبي نسبت به خود دارند زمان کوتاهتري را براي کنار آمدن با تعارضات و فشارهاي زندگي صرف مي کنند . شاد هستند و از زندگي لذت مي برند . اين دسته از کودکان واقعيت ها را ديده و به طور کلي خوشبين هستند .
اعتماد به نفس چيست ؟
اعتماد به نفس مجموعه اعتقادات و احساساتي است که نسبت به خود داريم به عبارت ديگر اعتماد به نفس ميزان ارزشي است که براي خود قائل هستيم و اينکه چقدر خودمان را باور داريم .
در حقيقت شکل گيري اعتماد به نفس از دوران شيرخوارگي (صفر تا دو سالگي ) آغاز مي شود. در اين دوران کسب مهارتهاي حرکتي – شناختي و موفقيت کودک در انجام بعضي فعاليت هاي مربوط به خود مانند توانايي راه رفتن ، غذا خوردن و ... به رشد خود باوري و اعتماد به نفس کودک کمک موثري مي نمايد .
از طرف ديگر باور کودک درباره خود بر مبناي تعاملات او با اطرافيان به خصوص در والدين در ابتدا شکل مي گيرد . به اين دليل است که رابطه صحيح والدين با کودکان کمک موثري بر تقويت خود باوري کودک مي نمايد.
خصوصيات کودک متکي به نفس :
- با ديگران به راحتي ارتباط برقرار مي کند و به آساني دوست پيدا ميکند.
- از فعاليتهاي گروهي لذت مي برد.
- نسبت به خود و دنياي اطراف خود خوشبين است.
- از عقيده خود دفاع مي کند ، حتي اگر ديگران با او مخالفت کنند
- وقتي کاري را شروع مي کند آن را به اتمام مي رساند و در مورد اينکه براي انجام کار حداکثر تلاش خود را کرده است ،مطمئن است.
- تحمل پذيرش شکست و يا عدم پذيرش از طرف ديگران را دارد و در صورت برخورد باعدم موفقيت مايوس نشده و با انرژي بيشتري دوباره به پيش ميرود.
- در موقعيت مناسب بدون شک و ترديد نقش رهبري را به عهده مي گيرد ويا لااقل در بعضي موقعيت ها انتظار رهبر شدن را دارد .
- مهارتهاي حل مساله در اين کودکان قويتر است وبراي حل فشارها و مشکلات روزمره زندگي از روشهاي مختلف و مناسبي استفاده مي کنند.
- هميشه علاقمند به شروع فعاليت جديد است .
- نارضايتي خود را بدون سرزنش کردن ديگران و خود بيان ميکند .
- نقاط قوت و ضعف خود را مي شناسد.
اما کودکي که اعتماد به نفس پايين دارد تمايلي براي امتحان کردن کارهاي جديد ندارد . او درباره خودش به صورت منفي صحبت مي کند و جملاتي مانند "من خوب نيستم" يا "من نمي توانم کاري را درست انجام دهم " و يا "هيچکس به من اهميت نمي دهد" را عنوان مي کند. تحمل او در مقابل ناکامي پايين است ، زود تسليم مي شود و منتظر کمک از طرف ديگران است . اين گونه کودکان در مواجهه با مشکلات مکرر ضعيفتر نيز مي شوند و در مقابل با فشارهاي زندگي اولين عکس العمل آنها"من نمي توانم" است . آنها نسبت به خود ، اطرافيان و زندگي غالبا بدبين هستند .
با استفاده از روشهاي زير والدين مي توانند اعتماد به نفس کودک خود را تقويت کنند :
- به فرزندتان توجه کنيد ف به صحبت هاي او گوش کنيد و از نصيحت کردن او بپرهيزيد.
- محبت خود را به کودک نشان دهيد و به او بگوييد که چقدر دوستش داريد.
- به کودک خود احترام بگذاريد و اگر کودک براي خودش احترام قائل نشد اورا تصحيح کنيد.
- انتظارات خود را با سن ، هوش ، توانايي و مهارتهاي کودک تطبيق دهيد.
- به او اجازه دهيد تا عقايدش را با شهامت بيان کرده و از ضمير شخصي "من" استفاده کند.
- به فرزندتان اجازه تصميم گيري دهيد و به تصميم هاي کودک براي امور شخصي ( انتخاب لباس ، نوع غذا، وسايل مورد نيازو ... ) احترام بگذاريد.
- کودک خود را تحت فشار نگذاريد و از بکن و نکن هاي بي مورد پرهيز کنيد.
- از اشتباهات کوچک فرزند خود چشم پوشي کنيد و بيشتر رفتارهاي مثبت اورا مورد توجه قرار دهيد.
- در صورتي که به تفاوتهاي فردي کودکان توجه کنيد اصلا فرزند خود را با کودک ديگر مقايسه نمي کنيد .
- الگوي مثبت باشيد . اگر نسبت به خود خشن و سخت گير هستيد و درباره توانايي ها و محدوديت هاي خود واقع بين نيستيد خودتان را تعديل کنيد زيرا فرزندتان شما را مانند آينه درنظر مي گيرد.
- براي تلاش کودک خود و نتيجه کار ارزش قائل شويد . براي مثال اگر کودکتان در تيم فوتبال موفق نبوده است به او نگوييد خيلي خوب بعدا بيشتر تلاش کن بلکه به او بگوييد تو دراين کار خيلي تلاش کردي و من به تلاش تو افتخار مي کنم .
- افکار غير منطقي کودک نسبت به خودش را تصحيح کنيد . گاهي کود ک به ادراک نادرست درباره خودش جنبه واقعي مي دهد . براي مثال کودکي که در مدرسه درتمام درس ها موفق است ولي در درس رياضي مشکل دارد شايد بگويد
" من دانش آموز بدي هستم" در اينجا کودک از تعميم غلط استفاده کرده است وهمين اعتقاد او را براي شکست آماده مي کند . عکس العمل مناسب ما به عنوان والدين اين است که به او بگوييم .
" تو دانش آموز خوبي هستي و در تمام درسها موفقي ، براي خواندن درس رياضي به زمان بيشتري نياز داري که با هم انجام خواهيم داد ".
- در نهايت ما براي جامعه فردا نياز به افرادي قوي و مطمئن به خود داريم که از پس مسائل خود برآيند . بنابراين بايستي در کوچکترين نهاد اجتماعي که خانواده است زمينه را براي پرورش چنين افراد آماده سازيم "
تهيه شده توسط:
" انجمن روانپزشکي کودک ونوجوان ايران "
توجه به اين نکات در مورد تغذيه تکميلي ضروري است
* با شروع غذاي کمکي بايد دفعات تغذيه با شير مادر را افزايش داد تا حتي المقدور از کاهش حجم شير جلوگيري شود .
* در سال اول زندگي ، وعده هاي غذاي کمکي ، پس از تغذيه با شير مادر به شير خوارداده شود.
* هر 3 تا 5 روز يکبار مي توان ماده جديدي را به غذاي کودک اضافه کرد . اين فاصله زماني براي ارزيابي سازگاري غذا و اطمينان يافتن از عدم وجود آلرژي و حساسيت در کودک است .
* مادر مي تواند شيرخوار را با قاشقي مناسب و يا با انگشتان تميز خود تغذيه کند و به محض اينکه کودک آمادگي نشان داد ، تغذيه توسط خود او را تشويق نمايد.
* ضمن اينکه مي توان کودک را به طور معقول براي غذا خوردن تشويق کرد ولي هرگز نبايد به زور به او غذا خوراند.
* شير خوار معمولا بين 12- 9 ماهگي قادر است از دو انگشت سبابه و شست خود براي برداشت قطعات کوچک غذا استفاده کند . لذا توصيه مي شود در اين سن تکه هاي کوچک مواد غذايي در دسترس کودک قرار گيرد تا بتواند خود را تغذيه کند .
* با شروع تغذيه تکميلي علاوه بر قطره مولتي ويتامين ، بايد روزانه 15 قطره از قطره آهن يا 5/1 ميلي ليتر از شربت آهن (سولفات فرو) به شير خوار داده شود .
* بعد از دادن قطره آهن بايد علاوه بر دادن آب جوشيده خنک شده به شير خوار دندانهاي او را هم با دقت تميز نموده و يا ترجيحا مسواک زد .
* از زمان شروع غذاي کمکي بايد به شيرخوار به ميزان کافي آب جوشيده خنک شده داد .
* در سال دوم زندگي بايد ابتدا به کودک غذا داد و سپس وي را با شير مادر تغذيه نمود . از مواد غذايي زير براي تغذيه در سال اول زندگي نبايد استفاده شود:
- سفيده تخم مرغ ، شير گاو، انواع توت، گيلاس ، آلبالو، کيوي، خربزه و بادام زميني به علت احتمال ايجاد حساسيت و اسفناج به علت وجود نيتريت .
- مواد غذايي که نياز به جويدن بيشتري دارند ( مانند : آجيل ، کشمش ، ذرت و تکه هاي سفت سبزي هاي خام مانند : هويج ). عسل غير پاستوريزه ، قهوه ، شکلات ، چاي پررنگ و نوشابه .
بايد به خاطر داشت که يکي از اهداف مهم تغذيه تکميلي ايجاد رفتار صحيح و مناسب در امر تغذيه کودک است ، نه پر کردن شکم وي .
كمبود هورمون رشد Growth horone deficiency
نشانه ها:
- قامت كوتاه
- كندي سرعت رشد
هورمون رشد همانطور كه از نامش پيداست رشد قامت و اندام فرد را بطور معمولي و طبيعي تضمين مي كند در درصد بسيار كمي از كودكان غده هيپوفيز در مغز كه هورمون رشد را توليد مي كند نمي تواند به اندازه كافي هورمون بوجود آورد و اين باعث توقف رشد ميشود گاهي اوقات اين عارضه بر اثر وجود يك تومور در غده هيپوفيز ايجاد ميشود كه پس از رسم نمودار وزن و قد كودك ديده ميشود كه كودك در مقايسه با سن خود در طيف طبيعي قرار ندارد. اگر كودكتان نسبت به سنش كوچك باشد برخي از تستهاي آزمايشگاهي را مي توان براي ارزيابي باليني كامل بعمل آورد معمولاً اين تستها هنگام اقامت در بيمارستان انجام ميشود تا فعاليت هورموني كودك توسط متخصص غدد از نزديك و به دقت بررسي شود مجموعه اي از نمونه هاي خوني براي ارزيابي بالا رفتن هورمون رشد در پاسخ به يك محرك مانند ورزش يا دارو مورد بررسي قرار مي گيرد و در كودكان طبيعي اين محركها باعث ميشوند تا غده هيپوفيز به توليد و آزاد سازي هورمون رشد بپردازد.
چه كار مي توان كرد؟
اگر چه درمان كمبود رشد پيچيده است ولي درمانهاي جايگزين به آساني كنترل ميشوند و نتايج خوبي نيز مي دهند. هورمون را مي توان دو يا سه بار در هفته با تزريق داخل عضلاني تجويز كرد. حداكثر پاسخ رشد در طول اولين سال درمان روي مي دهد سرعت رشد كودك شما مي تواند دو برابر آنچه كه متناسب با سن مورد انتظار تقويمي او است باشد و اين زمان از دست رفته را جبران مي كند درمان معمولاً تا زمان بلوع ادامه مي يابد در موارد نادري كه كمبود هورمون رشد بر اثر تومور غده هيپوفيز بوجود مي آيد با عمل جراحي يا پرتو درماني آنرا بر مي دارند.
روزئولاانفانتوم Roseolainfantum
نشانه ها:
- تب 39-40 درجه سانتيگراد بمدت سه روز بدون نشانه هاي آشكار
- جوشهاي جداگانه پهن قرمز رنگ يا لكه هاي صورتي كه ابتدا در تنه و بعداً در دست و پاها و گردن بعد از فروكش كردن تب ظاهر مي شود
روزئولاانفانتوم يك بيماري نسبتاً نادر ويروسي است كه منجر به تب و بثورات پوستي در كودكان كوچك ميشود. اين بيماري مسري است و نشانه هايي دارد كه ممكن است با مخملك اشتباه گرفته شود. اين بيماري با شروع ناگهاني تب بالا كه سه روز طول ميكشد خود را نشان مي دهد. وقتيكه تب فروكش كرد جوشهاي قرمز رنگ يا لكه هاي صورتي ابتدا روي تنه ظاهر شده دستها و پاها و گردن گسترش مي يابند. جوش بعد از 48 ساعت از بين مي رود و هيچگونه عوارض جانبي بجا نمي گذارد.
آيا خطرناك است؟
روزئولاانفانتوم خطرناك نيست اگر چه تب در آن مي تواند گاهي آنچنان بالا باشد كه باعث تشنج تب دار شود.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- درجه حرارت كودك خود را اندازه بگيريد. اگر بالا بود آنرا با كمپرس آب ولرم پائين بياوريد.
2- به محل شروع جوشها و مسير انتشار آنها توجه كنيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
براي تشخيص نهايي بيماري و يا در صورت بالا بودن دماي بدن كودك و ناتواني شما در پائين آوردن آن بعد از 48 ساعت هر چه زودتر به دكتر مراجعه كنيد. اگر كودك شما تشنج رد اين مساله اورژانس است و فوراً به پزشك و يانزديكترين مركز اورژانس مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
درمان بخصوصي براي بيماريهاي ويروسي وجود ندارد تنها مي توان نشانه ها را معالجه كرد. دكتر طريقه پائين آوردن دما را به شما مي گويد و توصيه مي كند كودك خود را تا ظاهر شدن جوشها در بستر نگهداريد.
اگر كودك قبلاً دچار تشنج تب دار بوده است، دكتر داروهايي را براي پيشگيري از تشنج هاي احتمالي تجويز خواهد كرد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
دماي بدن كودك خود را به فواصل منظم اندازه بگيريد و اگر بالا باشد آنرا ابتدا با كمپرس آب ولرم و سپس با آسپرين بچه يا شربت استامينوفن پائين آوريد.