سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)
مديريت فرآيند سوگ و ارائه پاسخ به سوالات كودكان
در مديريت سوگ با چهار تكليف كلي روبرو هستيم كه در هر گروه سني و هر نوع سوگ مطرح مي باشد اين چهار تكليف شامل موارد زير است: 1- درك و فهم مرگ 2- سوگواري 3- ياد بود 4- تداوم و پيشروي
1- درك و فهم مرگ (understanding)
به راستي اگر بخواهيم از دريچه چشم كودكان به مرگ نگاه كنيم آن را چگونه مي بينيم؟ متأسفانه از آنجا كه بچه ها همانند بزرگسالان توانايي به كلام درآوردن فكر و احساسشان را ندارند، كار براي ما اندكي مشكل ميشود و ما بايد از زواياي مختلف به افكار و ذهنيات آنها پي ببريم. در اين جا ما با دو مسئله مواجه هستيم:
الف) درك بچه ها از مرگ چگونه است؟ آيا كودك يك ساله چيزي از مرگ مادرش مي فهمد؟ او سوگ را چگونه مي گذراند و چه علائمي از خود بروز مي دهد؟
ب) ما به عنوان يك بزرگسال مرگ را چگونه براي كودكان در سنين مختلف رشد تعريف كنيم؟ به كار بردن چه كلمات و جملاتي بهتر است؟ چه چيزهايي را نبايد بگوييم؟ و در برابر سوالاتي كه پاسخش را نمي دانيم چه بايد بكنيم؟بايد بدانيم كه درك بچه ها از مرگ متناسب با رشد آنها تغيير مي يابد. آنان در مراحل مختلف زندگي مرگ را به گونه اي خاص درك و تعبير مي كنند و اين ادراكات مختلف روي چگونگي سوگواري آنها تاثير مي گذارد. اگر بدانيم در هر مرحله تكاملي، كودك مرگ را چگونه معني مي كند مي توانيم با پاسخ هاي مناسب و قابل پيش بيني وارد عمل شويم.
سن صفر تا 2 سالگي:
طبق نظريه پياژه در اين مرحله سني (مرحله حسي- حركتي) تا زماني كه چيزي در حوزه بينايي كودك اتفاق افتاد برايش وجود خارجي دارد و وقتي از حوزه بينايي وي خارج شد، ديگر نيست خواهد بود. (out of sight out of mind)انجام بازي هايي مانند قايم باشك يا پنهان و پيدا كردن اشياء پس از 6 ماهگي به رشد اين مفهوم در ذهن كودك كمك مي كنند كه چيزها و افراد وجود دارند. حتي اگر ما نتوانيم آنها را ببينيم. به تدريج كه كودك وارد نيمه دوم سال دوم ميشود مفهوم بقاي شئي رخ مي دهد يعني داشتن يك تصوير ذهني از يك شي، زماني كه آن شي حضور ندارد و ديده نميشود. مادر در اين مرحله از نظر ذهني براي كودك وجود دارد حتي اگر ديده نشود. وقتي كودك به اين مرحله از رشد مي رسد مطمئناً نبود مادر براي وي قابل تشخيص است و در او واكنش هايي ايجاد مي كند.
طبق نظريه جان بالبي (John Bowlby) انتظار داريم بچه ها مراقبتي قابل پيش بيني را از واكنش هاي رفتاري و هيجاني نسبت به فقدان والد از خود بروز دهند كه شامل سه مرحله است:
يك: اعتراض
مرحله اي كه با اضطراب جدايي از والد همراه مي باشد. كودك به وضعيت موجود معترض است، گريه مي كند، خواستار برگشت مادر است و به روش هاي مختلفي متوسل ميشود تا دوباره به مادر ملحق شود.
دو: نوميدي
گاهي اين مرحله را مرحله سوگ يا داغديدگي نيز مي نامند. در اين شرايط كودك يك اشتغال ذهني مداوم و طولاني با بازگشت مادر دارد در حاليكه از اين بازگشت نوميد است. ظاهري غمگين دارد و زود زير گريه مي زند.
سه: انزوا
كودك منزوي و گوشه گير است و از نظر هيجاني از مادر جدا شده است.موارد فوق نشان مي دهد برخلاف نظريات قديمي تر روانپزشكي، كودكان حتي در اين دوره سني نيز سوگ را تجربه مي كنند و از دست دادن شي محبوب براي آنها همراه با پاسخ هاي هيجاني و رفتاري است كه از طريق آنها مي توان اين موضوع را فهميد كه گرچه كودك توانايي بيان نمودن افكارش را ندارد ولي نبود مادر را مي فهمد و از آن اندوهگين و ناراحت است.
سن 2-7 سالگي:
در اين مرحله سني و رشد شناختي، كودك فكر مي كند مرگ يك پديد گذرا، موقتي و قابل برگشت است. مثل مسافرتي كه بازگشت دارد، چيزي شبيه خواب. كودك اينچگونه فكر مي كند كه بعضي از عملكردهاي انسان مثل تفكر و احساس، پس از مرگ ادامه مي يابد. ممكن است بينديشد كه تفكر و اعمال او باعث مرگ عزيزش شده و مسئول آنچه در پيرامونش اتفاق افتاده مي باشد، به همين دليل احساس گناه و ترس از كيفر و مجازات پيدا مي كند.
طبيعي است كه اين مسئله برخاسته از تفكر ويژه اين مرحله سني است كه كودك بين دو واقعه اي كه همزمان رخ مي دهد رابطه علت و معلولي برقرار مي كند (تفكر جادويي). مثلاً اگر كودك طي مشاجره اي به خواهر يا برادرش گفته باشد كه وي را دوست ندارد و آرزو دارد كه او بميرد و تصادفاً نيز چنين اتفاقي رخ دهد، كودك فكر مي كند حرف و عمل او باعث مرگ خواهرش شده است.كودك ممكن است فكر كند مرگ شبيه خواب است و اين مسئله شايد ترس از خواب و تاريكي را در كودك ايجاد كند، بنابراين لازم است در اين مورد به كودك اطمينان خاطر داده شود. در اين مرحله، كودكان تخمين نادرستي از عمر و زندگي بشر دارند. مثلاً ممكن است فكر كنند انسان ها خيلي طولاني حتي بيشتر از 150 سال عمر مي كنند. يك كودك 5 ساله نمي فهمد كه مرده ديگر بر نمي گردد در نتيجه ممكن است بخواهد نامه اي را ديكته كند تا براي شخص مرده فرستاده شود. در اين سن كودكان معمولاً در بيان احساسشان مشكلي ندارند و آن را راحت و روشن بيان مي كنند گرچه حقيقتاً ماهيت مرگ را نمي فهمند.
سن 7-12 سالگي:
بچه هاي كنجكاو در اين مرحله سني تمايل دارند جزئيات تولد، مرگ و تفاوت هاي جنسي را بدانند و سوالات زيادي برايشان مطرح ميشود. كم كم در نظر آنان مرگ به عنوان يك پديده اجتناب ناپذير و جهانشمول پذيرفته ميشود. اينكه با مرگ تمام عملكرد هاي بدن انسان متوقف ميشود و انسان هاي مرده نمي توانند نفس بكشند، حركت كنند، بشنوند، ببينند، احساس كنند، بينديشند و .... معني پيدا مي كند. مي توانند اعتقاداتي را كه در مورد زندگي پس از مرگ است درك كنند و تخمين درستي از طول زندگي افراد داشته باشند. افكار و نگراني آنها از مرگ جنبه منطقي پيدا مي كند. هنوز در اين مرحله سني كودكان ممكن است فكر كنند افراد خيلي پير و خيلي ناتوان و آنهايي كه قادر به حركت نيستند، مي ميرند. ممكن است راجع به علل مرگ مثل جنگ، طوفان، زلزله، بيماري، قتل، حوادث اتومبيل، هواپيما و ... سوالاتي بكنند.
يك كودك 10 ساله مي فهمد مرگ چيست اما در بيان احساسش مانند يك كودك 5 ساله راحت نيست، او راجع به شخص مرده در دفترچه خاطراتش چيزهايي مي نويسد و آن را پنهان نگه مي دارد و مايل نيست در آن خاطرات و احساسات با كسي شريك شود.
سنين نوجواني:
گرچه نوجوانان مرگ را به عنوان يك فرآيند طبيعي مي پندارند ولي آن را خيلي دور مي بينند چرا كه غوطه ور در شكل دادن به زندگيشان هستند. انكار مرگ در نوجوانان جدي است. آنها معمولاً احساس مي كنند كه مرگ در اثر كهولت سن يا بيماري جدي ايجاد ميشود و به راحتي نمي پذيرند كه ممكن است هر واقعه يا تصادفي منجر به مرگ شود. به همين دليل رفتارهاي پرخطر در نوجوانان زياد مشاهده ميشود. نوجوانان در مورد مرگ با همسالان خود راحت تر صحبت مي كنند تا با يك بزرگسال.بهتر است بدانيم در شناخت و درك كودكان از مرگ سه مسئله مهم تاثيرگذار است:
1- سن و رشد شناختي آنها
2- تفكر جادويي (پيش تر توضيح داده شد)
3- عقايد كليشه اي شايع راجع به مرگ
طبيعي است افكار كليشه اي شايع پيرامون مرگ درك و شناخت درست آن را دچار مشكل مي كند. در اين قسمت عناوين تعدادي از آنها يادآوري ميشود:
- پدر به يك مسافرت طولاني رفت.
- اين خواست خدا بود، خدا او را از ما گرفت.
- خدا او را از ما گرفت چون خيلي خوب بود، آدم هاي خوب زياد عمر نمي كنند.
- او مادرش را از دست داد.
- او تو را از آسمان ها نگاه مي كند (بنابراين بهتر است بچه خوبي باشي).
- مادربزرگ به خواب عميقي فرو رفته است.
2- سوگواري (Grieving)
وقتي كسي كه دوستش داريد مي ميرد، احساس كرختي، بهت، گيجي، ناباوري و اعتراض داريد احساس آشفتگي مي كنيد، بيقراريد و زياد گريه مي كنيد. ممكن است احساس گناه داشته باشيد، شايد شما مي توانستيد به او كمك كنيد، اما نمي دانستيد كجا و چگونه؟ شما عصباني هستيد، از جهان، از مردم، از شرايطي كه پيش آمده، احساس تنهايي مي كنيد و احساس تنهايي بزرگ ترين مشكل و ناراحتي در جريان سوگواري است، ....
بنابر نظر اكثر انديشمنداني كه در مورد سوگ تحقيق كرده اند هنگامي كه ما با مرگ عزيزي روبرو مي شويم چهار مرحله را مي گذرانيم گرچه در افراد مختلف ممكن است مدت و زمان عبور از اين مراحل با هم متفاوت باشد و يا مراحل با هم تداخل داشته باشد، مهم است بدانيم سوگ يك فرآيند است كه بتدريج كه شخص در آن جلو مي رود، احساس و افكارش تغيير و تعديل مي يابد. به خصوص در مورد كودكان ما نمي توانيم انتظار داشته باشيم بتوانيم مرگ را فوراً شرح دهيم و كودك هم نمي تواند به سرعت و بلافاصله آن را حل كند. گاه حتي تا نوجواني طول مي كشد تا كودك در يابد كه چه اتفاقي رخ داده و مرگ چيست.
چهار مرحله سوگ عبارتند از:
الف) شوك و انكار
در اين مرحله احساس كرختي و باور نكردن مرگ، غالب است. شركت در مراسم سوگواري، حضور ساير اقوام و خويشاوندان كمك مي كند تا كودك بتدريج در يك محيط حمايت گر مرگ را پذيرا شود.
ب) جستجو و چانه زدن
كودك به نبود عزيز از دست رفته معترض است، به جستجوي او بر مي خيزد، بازگشت وي را مي خواهد، التماس مي كند، خشم دارد، .....
به جستجوي تو بر درگاه كوي مي گريم، در آستانه دريا و علف به جستجوي تو در معبر بادها مي گريم، در چهار راه فصول در چهارچوب شكسته پنجره اي كه آسمان ابر آلوده را قابي كهنه مي گيرد.
ج) نوميدي و در هم ريختگي
كودك از بازگشت عزيز از دست رفته نوميد است، ظاهري غمگين دارد، ممكن است گوشه گير و منزوي شود، يا خشمگين و عصباني باشد، گاه سر كلاس ناگهان زير گريه مي زند، ممكن است به والد بازمانده چسبندگي پيدا كند و ....
(به انتظار تصوير تو اين دفتر خالي تا چند،تا چند ورق خواهد خورد).
د) بهبود و سازمان يابي مجدد
به تدريج كودك از تمركز بر روي مرده به زندگيش بر مي گردد، عملكرد او در مدرسه بهتر ميشود و فعاليتهاي قبل را از سر مي گيرد.
(پس به هيئت گنجي درآمدي،بايسته و آزانگيز،گنجي از آن دست كه تملك خاك را و دياران را از اين سان دلپذير كرده است).
شايع ترين احساسات، افكار و رفتارهايي كه در كودكان سوگوار ديده ميشود شامل موارد زير است: روياي شخص مرده، تقليد رفتارهاي او، بازگو كردن وقايع مرگ و خاطرات شخص از دست رفته و مراسم عزا، جستجوي اطلاعات پزشكي در مورد علت مرگ، چسبندگي به والد بازمانده و احساس نگراني راجع به سلامتي او، مشكل توجه و تمركز روي تكاليف درسي و خانگي، طرد كردن دوستان قديم و جستجوي دوستان جديدي كه تجربه مشابهي داشته اند و ....
3- يادبود (Commemorating)
اين سومين تكليف روان شناختي در هنگام سوگ است. بچه ها نياز دارند راه هايي را براي به خاطر سپردن شخص يا حيوان مرده و شئي از دست رفته يا گم شده پيدا كنند. مثلاً ممكن است دانش آموزان يك كلاس به ياد بود معلم و يا همكلاسي خود گلي را در حياط مدرسه بكارند، كتابي را به كتابخانه تقديم بكنند يا دفترچه خاطراتي تهيه كنند تا هر كس خاطره و يادداشتي بر آن بنويسد.
4- ادامه دادن و پيش رفتن (Going on)
بچه ها دوباره توانايي پيدا مي كنند دوست داشتن را تجربه كنند و از زندگي لذت ببرند. اين به معناي فراموش كردن شخص يا شي از دست رفته نيست، بلكه آنها خاطرات شخص مرده را يادآوري و بازگو مي نمايند ولي احساس اندوه شديد آنها كاهش يافته است. همچنين در ضمن احترام و محبت براي عزيز از دست رفته، زمان هايي را به يادآوري و تجديد خاطرات او اختصاص مي دهند در عين حال كه، زندگي معمول خود را ادامه مي دهند.{ پدر سارا 2 سال پيش مرده بود. اكنون سارا فكر مي كرد لازم نيست هر ماه سر خاك او برود. حالا مي توانست به پارك برود، به جايي كه اوقات زيادي را در آنجا به پدر گذرانده بود. او مي گفت: من مي توانم پدرم را در ذهنم به خاطر بياورم}.و اما در مقابل يك كودك سوگوار، به عنوان والد، بزرگتر و يا نظام حمايتي پيرامون او چه اقداماتي را بايد انجام دهيم و چه كارهايي را نبايد انجام دهيم.
1- در پاسخ به سوالات كودك در مورد چگونگي اتفاق و ماهيت مرگ نبايد داستان پردازي كنيم يا اطلاعات مبهم و پيچيده به كودك بدهيم. اطلاعاتي كه از حوزه درك كودك خارج است او را گيچ و پريشان مي كند. بايد به شكلي ساده و همراه با صداقت سوالات وي را پاسخ دهيم. البته در توضيح مرگ حتماً مرحله رشد شناختي كودكان را درنظر مي گيريم. يكي از متخصصين پيشنهاد مي كند كه در مورد تعريف مرگ به سادگي بگوييم: او فوت كرد، يعني بدنش ديگر كار نمي كند، يعني نمي تواند غذا بخورد، راه برود، فكر كند، احساس كند، خيلي ناراحت كننده است ما او را خيلي دوست داشتيم و ... ما مي توانيم مراسمي بگيريم و در اين مراسم از او خداحافظي كنيم و ...
2- حقايق را به كودك بگوييم و از دروغ اجتناب كنيم. مثلاً در صورتي كه گربه فرزند ما زير ماشين رفته و مرده است به جاي آنكه بگوييم: نمي دانم، من خبر ندارم چي شد، شايد همين اطراف باشد، شايد برگردد، به يك خواب عميق رفت و ... بهتر است واقعيت را توضيح دهيم كه گربه تو چگونه مرد، كجا آسيب ديد و ما پس از آن چه كرديم؟ براي زنده ماندنش تلاش كرديم ولي تلاش ما نتيجه اي نداد .... او را در گوشه باغچه خاك كرديم و....
3- اجازه بدهيد بچه ها بدانند فرد در گذشته ديگر به زندگي باز نخواهد گشت اما ما او را فراموش نمي كنيم و در خاطر ما خواهد ماند.
4- اجازه دهيد بچه ها آزادانه و راحت حرف بزنند، صحبت كنند و سوالات خود را مطرح كنند. از پرسش كودكان نترسيد، پاسخ هر سوالي را كه نمي دانيد به راحتي بگوييد كه نمي دانم ولي مي توانيم از فرد ديگري بپرسيم. مطمئناً ما پاسخ همه سوالات را نمي دانيم ممكن است در پاسخ به بعضي سوالات مانند ماهيت و چگونگي مرگ كه نياز به رشد تفكر انتزاعي دارد بگوييد چيزهايي هست كه وقتي بزرگ شدي مي فهمي.
5- اجازه دهيد بچه ها احساسات خود را بيرون بريزند و آنها را به كلام تبديل كنند. من ناراحتم، غمگينم، گريه ام مي گيرد، احساس تنهايي مي كنم، مي ترسم كه پدرم را نيز از دست بدهم و....
6- اجازه منحصر به فرد بودن را به كودكان بدهيد. هر كودكي با كودك ديگر فرق مي كند، هر كودكي به روش خاص خودش سوگواري مي كند و به شيوه خويش با مرگ روبرو ميشود. يك نفر ممكن است بخواهد مكان كوچكي را براي يادآوري و سوگواري عزيزش اختصاص دهد، ديگري ممكن است بخواهد شعري در اين زمينه بسازد، يك قطعه موسيقي بنوازد يا گلي براي او بكارد شايد كودكي دوست داشته باشد عكس عزيز از دست رفته را بالاي تخت خوابش بگذارد، ديگري از خاطرات او صحبت مي كند، يكي در تنهايي و خلوت مي گريد، احساسش را مي نويسد و ....
7- اجازه دهيد بچه ها به نحوي كه دوست دارند در مراسم شركت داشته باشند: عكس بابا را اينجا بگذاريم .... عصا و كلاه پدربزرگ را نگه داريم... زنگوله گربه ام را اينجا آويزان كنيم، اينجا خاكش كنيم و....
8- احساسات خود را نشان دهيد و از آشكار كردن اندوهتان نترسيد. اگر ناراحتيم و مي خواهيم گريه كنيم چرا اين كار را نكنيم؟ پيام ما به كودك اين است كه مرگ قابل انكار نمي باشد بنابراين آنها نيز مرگ را انكار نخواهند كرد و خود را در اين اندوه تنها نخواهند يافت.
9- از احساسات مختلف كودكان آگاه باشيد و آنها را بپذيريد، مانند احساس خشم، گناه، غم، انكار و بي تفاوتي و ....
10- مي توانيد اجازه دهيد كودك جسد و چنازه شخص يا حيوان مرده را ببيند در صورتي كه آسيب و تغيير فيزيكي شديد در آن رخ نداده نباشد و خود كودك نيز مايل به اين كار باشد.
11- اجازه دهيد كودكان در مراسم سوگواري شركت كنند و راجع به مراسم نظر بدهند.
12- از مناسك و آداب و رسوم براي حل سوگ استفاده كنيد. مثل كشيدن نقاشي، نوشتن خاطرات، نگهداشتن اشياء و يادگاري از شخص مرده، جمع آوري عكس هاي او و....
13- براي سوگواري و انجام آن (قبرستان، خاك كردن حيوان خانگي كودك در گوشه حياط يا باغچه و ....) مكاني را مشخص كنيد.
چگونه به سوالات بچه ها در مورد مرگ و سوگ پاسخ دهيم؟
ذهن خلاق كودكان در برابر هر پديده اي با سوالات گوناگون دست وپنجه نرم مي كند و مرگ به عنوان مهم ترين حقيقت زندگي از اين قاعده مستثني نيست. پرسش هاي كودكان را مي توان به چند دسته كلي تقسيم كرد:
1- سوالاتي از خدا مثل اينكه چرا مادر مرا كشتي؟ چرا مادر مرا از من گرفتي؟
ممكن است سوالاتي از اين قبيل در ذهن كودك وجود داشته باشد اما به علت ترس و احساس گناه آنها را بيان نكند، در نتيجه منجر به خشم پنهاني نسبت به خدا گردد. چون اين فكر يا سوال بيان نميشود قاعدتاً برخوردي جهت حل آن نيز صورت نمي گيرد بنابراين ممكن است سال ها احساس خشم و گناه با كودك باقي بماند. بهترين كار در اين مورد آن است كه اجازه حرف زدن و بيان كردن احساس را به كودك بدهيم و با جمله اي كه نشان از همدردي دارد احساس او را به وي برگردانيم. مثلاً به نظر مي رسد از خدا عصباني هستي؟ سپس راجع به اين خشم صحبت كنيم. از او بخواهيم صحنه مرگ را تجسم كند، اتفاقاتي را كه در آن لحظه رخ داده و عواملي را كه به مرگ منجر شده بازگو كند، حتي مي تواند تصاويري از آن موقعيت بكشد.
مي توانيم از طريق بازي با كودك به او اين اجازه را بدهيم كه احساس و حرفش را مطرح نمايد. بدين صورت كودك مي فهمد دقيقاً چه رخ داده است: تقصير خدا نيست، تقصير هيچ كس نيست. به هيچ وجه در مقابله با اولين كلمات كودك با برخوردها و صبحت هايي چون موارد زير راه بروز احساس او را نبنديم و آن را تبديل به يك تعارض نكنيم اين چه حرفيست كه تو مي زني؟ گناه دارد. مي داني اين حرف يك گناه بزرگ است؟ با چنين كلماتي نه تنها خشم كودك را فرو ننشانده ايد، بلكه در او احساس گناه نيز به وجود آورده ايد و كودك را ميان احساسات متتناقص سرگردان كرده ايد.
2- سوالاتي درباره شخص مرده
موقعي كه مي مرد چه فكري داشت؟ آيا به من فكر مي كرد؟ آيا درد مي كشيد؟ آيا خيلي جان دادنش سخت بود؟ آيا دكتر گفت كه او خيلي رنج برده؟ آيا دكتر مي گفت كه ..... آيا شما مرگ او را ديده ايد؟ در آن لحظه چه حرفي زد؟ راجع به من هم حرفي زد؟ از دست من ناراحت نبود؟ حقيقت اين است كه گاهي بچه ها اوضاع را بدتر از آنچه واقعاً رخ داده تصور مي كنند. بهتر است به كودكان اجازه دهيم سوالاتشان را بپرسند و فكر نكنيم پرسش و پاسخ دادن در اين باب باعث ميشود كودك به مرگ عزيز از دست رفته بيشتر فكر كند و افسرده تر شود. بايد شرايطي را فراهم كنيم كه كودك تمام احساسات و انديشه هاي دروني اش را كه گاه با گناه، گاه با ترس، و گاه با شرم..... همراه است بيرون بريزد.
در اين گونه موارد معمولاً پرسش او را به خودش بر مي گردانيم: تو فكر مي كني مادر موقع مرگ چه حالتي داشت؟ به چه فكر مي كرد؟ چون اكثراً سوالات كودك برخاسته از فكري است كه آن را به طور غيرمستقيم بيان مي كند و در جستجوي اطمينان يابي و همدردي است. تا زماني كه از وي نخواهيم افكارش را مطرح كند نمي دانيم از چه رنج مي برد و قاعدتاً نمي توانيم به وي كمكي كنيم. مي توانيم به او بگوييم سوالاتش را بنويسد يا از كسي كه در لحظه مرگ حضور داشته براي پاسخ كمك بخواهد. ممكن است كودك چنين چيزي در ذهنش باشد: تصور مي كنم آن لحظه خون زيادي از او رفته و خيلي درد داشته، آيا از دست من ناراحت بود؟ آخر روز قبل از مرگ كاري از من خواسته بود كه انجام نداده بودم. واقعاً ممكن است كودك در ذهن تصويري به مراتب بدتر از آنچه در حقيقت رخ داده داشته باشد.
3- سوالاتي در مورد فراموش كردن يا نكردن شخص مرده آيا من مادرم را فراموش مي كنم؟ آيا روزي فرا مي رسد كه قيافه او از يادم رفته باشد؟ آيا صداي او را فراموش مي كنم؟ بچه ها مي ترسند و متنفرند از اينكه يك روز عزيز از دست رفته شان را فراموش كنند و سعي مي كنند صدا، حالت چهره، لبخند، طرز راه رفتن، نشستن، برخاستن و حركات او را مرتب به ياد بياورند. ناراحتند كه چرا صداي او را در ذهنشان نمي شوند.
بدترين كار اين است كه واكنش و پاسخ ما يكي ازموارد زير باشد:- عزيزم گريه نكن يه روزي همه چيز يادت ميره، همه چيز فراموشت مي شه و حتي يادت نمي ياد مامانت چه شكلي بوده. يا براي بچه هاي بزرگ تر بگوييم: زماني مي رسه كه سال به دوازده ماه حتي يادت نمي ياد كه مادري هم داشتي و سالي يكبار هم سر خاكش نميري، خيلي زود عادت مي كني. گرچه ممكن است مسئله فوق يك واقعيت باشد ولي در مرحله حاد سوگ يك واقعيت غيرقابل قبول، زجرآور و گناه آلود براي كودك است كه به خاطر آن خود را مستوجب تنبيه و مجازات مي داند.
جمع كردن وسايلي كه يادآور خاطرات شخص مرده است
گاهي ما فكر مي كنيم با جمع كردن لباس ها، وسايل شخصي، آلبوم عكس و فيلم هايي كه مربوط به عزيز از دست رفته است باعث مي شويم كودك كمتر در معرض محركات دردناك قرار بگيرد و زودتر همه اتفاقات را فراموش كند. ولي واقعيت اين است كه وقتي كودك مدام از اين ترس آزار مي بيند كه مبادا به فراموشي برسد چرا ما بايد با عملكردمان اين ترس را تشديد كنيم؟بايد آنچه را كه كودك مايل است از وسايل عزيز از دست رفته نگه دارد، در اختيار او بگذاريم. براي كاستن احساس فراموشي مي توانيم آلبومي از عكس هاي او را در اختيار كودك بگذاريم. به او بگوييم مي تواند از آشنايان و اقوام بخواهد اگر عكسي از عزيزش دارند براي او بفرستند، فيلم ويدئويي وي را نگاه كند، تصوير او را نقاشي كند، قاب عكسي از او بالاي سرش، كنار تختش بگذارد، مي توانيم از خاطرات او براي كودك بگوييم و ... اينها همه تكنيك هايي هستند كه كمك مي كند ترس كودك از به فراموشي سپردن عزيز از دست رفته كاهش يابد.
4- سوالاتي در مورد اسرار و رازها
چرا هيچ كس راجع به پدرم با من صحبت نمي كند؟ چرا هيچ يادگاري يا عكسي از او نيست؟ چرا همه وسايلش را پنهان كرده ايد؟گاه رخ مي دهد مرگ پدر يا مادر براي كودك در هاله اي از ابهام باقي مي ماند و هيچ كس، هيچ چيز راجع به عزيز از دست رفته براي وي نمي گويد. سوالات او همزمان با رشد شناختي اش با وي بزرگ ميشود و يك كنجكاوي قوي در كودك شكل مي گيرد كه مثلاً وقتي يكسال داشته و پدرش در جنگ كشته شده است چگونه اين اتفاق رخ داده؟ كجا كشته شده، چه كساني هنگام مرگ او حضور داشته اند و يا اگر در زايمان وي مادر از دست رفته، دقيقاً چه پيش آمده؟ چقدر تلخ است كه كودك هم در سوگ طولاني عزيز از دست رفته در جا مي زند و هم نمي تواند راجع به آن صحبت كند و از پرسيدن در مورد اين موضوع منع ميشود. اطلاعات ناقصي كه به طور كج دار و مريز، كودك از پيرامون خود گرفته، ممكن است منجر به شكل گيري هسته گناه، سرزنش خود، ترس و يا كنجكاوي عميق شود. پاسخگويي با صداقت و گفتن حقيقت به كودك كمك مي كند تا سوگ كودك به يك پديده پيچيده و حل نشده تبديل نگردد.
1- سوالاتي درباره حقايق موجود
زماني كه پدرم مرد، واقعاً چه رخ داد؟ چه پيش آمد؟ چگونه كشته شد؟ چه كساني او را كشتند؟ آيامي توانم جائي را كه او در آن كشته شده ببينم؟
2- سوالاتي درباره اعتقادات رايج
مردم مي گويند هميشه آدم هاي خوب و جوان مي ميرند؟ آيا معنايش اين است كه من هم مي ميرم؟ پدرم خوب است پس ممكن است پدرم نيز بميرد؟ بديهي است چنين نگرشي در كودك اين وحشت را ايجاد مي كند كه ممكن است در سن جواني بميرد. براي رفع اين ترس بايد راجع به چگونگي رخداد مرگ عزيز از دست رفته با وي صحبت كرد.
7- سوالاتي در مورد علت ناتواني براي سوگواري كردن
چرا نمي توانم گريه كنم؟ چرا اشكم در نمي آيد؟ شايد ما ناآگاهانه پيام هايي را به كودك داده ايم كه مانع از بروز راحت احساسات و عواطف او شده است مانند:تو ديگه مرد شدي، مرد كه گريه نمي كند.
تو بايد قوي باشي و از مادرت مراقبت كني، چون الان تو ديگر تنها كسي هستي كه با او زندگي مي كني، مادرت به تو نياز دارد. پس بايد قوي و محكم باشي. چه مسئوليت سنگيني را با همين جمله بر دوش كودك مي گذاريم مسئوليتي كه توان سرافراز بيرون آمدن از آن بسيار بسيار مشكل و حتي غير ممكن ست. مطمئناً كودك وقتي مي بيند چنين تواني را ندارد، افسرده، مضطرب و خشمگين ميشود.از سوي ديگر كودك ممكن است فكر كند قوي بودن يعني گريه نكردن. در حاليكه وجود همزمان اين دو با هم تناقض دارد. تشويق كودك براي نشان دادن هيجاناتش كمك مي كند گريه پنهان و فرو خورده خود را آشكار كند.
8- سوالاتي در مورد نگراني از مرگ اطرافيان
آيا تو هم مي ميري؟معمولاً بچه ها پس از مرگ يك نفر راجع به مرگ ساير عزيزان حساس و نگران مي شوند. آنان ممكن است نگراني خود را به صورت پرسش هاي تكراري، مراقبت بيش از حد از والد بازمانده، تماس مكرر تلفني از مدرسه باوي، جدا نشدن از وي و چسبندگي به او ..... نشان دهند. بهتر است به كودك بگوييد: من سالم هستم، هيچ مشكل جسمي ندارم و نمي خواهم بميرم، من هستم وهر زمان كه نياز به كمك داشتي به تو كمك مي كنم.....
9- سوالاتي در مورد افكار جادويي
آيا تقصير من بود كه پدرم مرد؟بچه ها در مرحله اي از رشد شناختي خود بين دو پديده كه همزمان رخ مي دهد، رابطه علت و معلولي برقرار مي كنند. به فرض اگر كودكي فكر نامطلوبي راجع به برادرش داشته باشد و در همان زمان برادرش كه سوار بر دوچرخه است زمين بخورد و زخمي شود، كودك مي انديشد كه فكر او باعث زمين خوردن و زخمي شدن برادرش شده است. همينطور اگر كودك قبل از مرگ عزيز از دست رفته اش فكري داشته يا حرفي به وي زده (مثلاً تو را دوست ندارم، خدا كنه كه بميري)، مي انديشد كه فكر يا صحبت او باعث مرگ مثلاً مادرش شده است و اگر چنين چيزي نگفته بود مادرش نمي مرد. با توضيح چگونگي مرگ مي توانيم اين افكار و احساسات را در ذهن كودك تعديل كنيم.
10- سولاتي در مورد بهشت
بهشت چيه؟ كجاست؟ چه شكليه؟ بهشت شبيه چيه؟مي توانيم كودك را تشويق كنيم در مورد بهشت متني بنويسد يا نقاشي بكشد، اين كار كمك مي كند كودك افكار و احساسش را به نمايش بگذارد. لازم نيست راجع به چيزي كه نمي دانيم توضيحات مبهم و پيچيده به كودك بدهيم.
11- سوالاتي در مورد سلامتي
آيا شما سالم مي ماني و در خطر نيستي؟ چه مي تواني بكني تا خيالم راحت شود كه سالم مي ماني؟بچه ها پس از مرگ يكي از عزيزان معمولاً نگران والد باقيمانده و افراد ديگر هستند. مثل كودكي كه پس از مرگ مادر اجازه نمي دهد پدر از منزل بيرون برود، مي ترسد او را نيز از دست بدهد يا مرتب از مدرسه به منزل زنگ مي زند. در اين موارد از كودك بپرسيد كه پدر چه كند تا تو احساس آرامش و امنيت بكني؟ از او بخواهيم احساسش را با نوشتن يا نقاشي نشان دهد و بالاخره به روش بارش افكار و برگرداندن پرسش هايش به خودش مي خواهيم احساسات دروني خود را بيرون بريزد.
تهيه شده توسط:
" انجمن روانپزشکي کودک ونوجوان ايران "
وعده هاي غذاي کمکي با توجه به سن شير خوار
تعداد وعده هاي کمکي با توجه به سن شير خوار به شرح زير توصيه مي شود :
سن کودک
7-6 ماهگي ------------ 4-3 وعده در روز
9-8 ماهگي ------------ 5- 4 وعده در روز
10 ماهگي به بعد ------- 5 وعده در روز
از پايان 12 ماهگي کودک بايد به تدريج از غذاي سفره خانواده تغذيه کند .
ورم استخوان Osteomyelitis
نشانه ها:
- درد و حساسيت شديد در استخوان مبتلا معمولاً در بازوها و پاها
- قرمزي و تورم ناحيه بعد از يك يا دو روز كه مي تواند به آبسه پر از چرك تبديل شود
- اكراه در استفاده و حركت عضو آسيب ديده
- لنگيدن در صورت عفونت پا
- درجه حرارت بالاي بدن
- بي اشتهايي
ورم استخوان يك عفونت باكتريايي استخوان است. اگر چه مي تواند هر يك از استخوانهاي بدن را مبتلا سازد اما دستها و پاها بيشتر از همه گرفتار ميشوند، عفونت ممكن است از جراحت و آسيب ديدگي خود استخوان بوجود آيد و يا مي تواند از يك زخم عفوني شده در نقطه ديگري از بدن از راه خون به آن منتقل شود. چرك در استخوان جمع شود و حالتي حساس و دردناك پيدا مي كند. ظرف يك يا دو روز، پوست روي استخوان ورم مي كند و چنانچه تحت مداوا قرار نگيرد يك كانون يا آبسه چركي بر روي سطح پوست شكل مي گيرد.
آيا خطرناك است؟ورم استخوان هميشه خطر دارد و منجر به سفت شدن اندام و بدشكل شدن استخوان ميشود.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر كودك بطور غير منتظره در يكي از دست و پاهاي خود احساس درد كند پيگيري كنيد كه آيا به خودش آسيب رسانده و يا ضربه ديده است و امكان جراحت را در قسمت صدمه ديده وي بررسي كنيد.
2- با آرام فشار دادن موضع آسيب ديده، شدت درد را بسنجيد و واكنش كودك را مشاهده كنيد.
3- درجه حرارت بدن را از نظر تب اندازه بگيريد.
4- كودك را به منظور آسايش عضو آسيب ديده وادار به استراحت كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
احتمالاً كودك شما را براي تشخيص قطعي به بيمارستان ميفرستد و آزمايش خون و عكسبرداري از وي انجام مي دهد اگر عفونت استخوان تشخيص داده شود آنتي بيوتيك تجويز مي كند.اگر آبسه ايجاد شده باشد استخوان چركي با بيهوشي مورد عمل جراحي قرار گرفته و تميز ميشود. حفره اي كه در نتيجه عمل جراحي بوجود مي ايد مدتي طول مي كشد تا خوب شود در ظرف شش ماه معمولاً استخوان جديد شكل مي گيرد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
در صورت امكان، با كودك خود در بيمارستان بمانيد. اگر از بيمارستان مرخص شد به توصيه دكتر فيزيوتراپ با عضو آسيب ديده تمرين و ورزش كنيد.
سوختگي Burn
نشانه ها:
- مناطق قرمز كه پوست آن رفته است
- تاول هاي پر از مايع
- سياه شدن بر اثر برق گرفتگي
سوختگي، نوعي آسيب پوستي است كه بر اثر گرماي آتش، مايعات داغ، مواد شيميايي، خورشيد يا برق ايجاد ميشود. شدت سوختگي به موقعيت و علت آن بستگي دارد. در سوختگي سطحي يك لكه قرمز رنگ يا يك تاول پر ازمايع بر روي پوست نقش مي بندد اما در سوختگي عمقي لايه هاي پوست عملاً از بين مي روند. تنها سوختگي هاي سطحي را مي توان در منزل مداوا كرد سوختگي هاي سطح هر اندازه جزئي و بي درد باشند. هميشه با آسيب به بافت زير پوست همراه هستند. از تمام سوختگي ها مايع بي رنگي (پلاسما) تراوش مي شود و اگر اين مايع به مقدار فراوان هدر رود ممكن است به كودك شوك دست بدهد.
آيا خطرناك است؟
بغير از سوختگي هاي سطحي، انواع سوختگي ها را بايد بطور جدي معالجه كرد زيرا خطر به جاگذاري آثار زخم (يا اسكار)، عفونت و شوك را در برخواهند داشت. سوختگي ناشي از برق خطرناك است زيرا با اينكه عمقي است اما ظاهر خفيف دارد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- منطقه آسيب ديده را با قراردادن آن زير آب شير سرد بمدت 10 تا 15 دقيقه يا تا زمانيكه كودك شما آنرا تحمل كند خنك نمائيد. يا اينكه، اگر قسمت كوچكي دچار سوختگي شده است، قطعاتي از يخ را روي آن بگذاريد.
2- سوختگي را با يك پانسمان ضدعفوني شده و تميز و يا يك دستمال مطئمن بپوشانيد پانسمان بايد اطراف سوختگي را نيز در بر بگيرد. از هيچ نوع كرم يا لوسيون و يا چيزهايي مثل كره، دنبه و چربي استفاده نكنيد.
3- براي تسكين يافتن درد، به كودك خود آسپرين بچه يا شربت استامينوفن بدهيد.
4- ناحيه آسيب ديده را مختصري بلند كنيد تا خون در آنجا با مكث و كندي حركت كند. اين كار به آرام كردن درد كمك خواهد كرد.
براي سوختگي هاي بزرگ و عمقي و سوختگي هاي ناشي از برق:
1- اگر سوختگي بر اثر مايعاتي چون آب جوش، روغن داغ يا مواد شيميايي ايجاد شده باشد يك جفت دستكش لاستيكي بپوشيد يا از يك پارچه يا حوله استفاده كنيد تا به پوست شما نيز آسيبي نرسد آنگاه لباسهاي كودك را از روي سوختگي جدا كنيد چون در اينصورت لباسها به سوزاندن پوست ادامه مي دهند. به آن قسمتها كه لباس كودك به سوختگي چسبيده است دست نزنيد.
2- اگر كودك شما دچار شوك الكتريكي شده است ابتدا اتصال برق را قطع كنيد و يا بوسيله مواد عايقي مانند چوب وي را از برق جدا نمائيد.
3- بر موضع آسيب ديده تا آنجائيكه كودك تحمل كند آب سرد بريزيد. اگر سوختگي، ناحيه وسيعي را اشغال كرده است كودك خود را در وان آب خنك قرار دهيد.
4- موضع آسيب ديده را با يك پانسمان استريل و يا پارچه تميز و بدون كرك از قبيل دستمال اتو كشيده يا روبالشي پاكيزه بپوشانيد. كرم، لوسيون، كره، چربي و امثال آنرا بر روي پوست نماليد.
5- كودك را بخوبانيد. پاهايش را بلند كنيد و سر وي را به يك طرف بچرخانيد. اين كار باعث ميشود تا خون كافي به اعضاء حياتي بدن برسد. براي كم كردن خطر عفونت او را در يك ملافه تميز بپيچانيد.
6- با آمبولانس يا وسيله ديگر، هر چه زودتر وي را به بيمارستان يا اورژانس منتقل كنيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
سوختگيهاي خيلي جزئي و سطحي را مي توان در خانه مداوا كرد اما در مورد سوختگيهاي وسيع و عمقي سوختگي صورت و يا ناشي از برق فوراً به دكتر يا نزديكترين مركز اورژانس مراجعه كنيد. اگر سوختگي سطحي ظرف يكهفته خوب نشد و يا اگر محل آسيب ديده قرمز و متورم و چركي است كه نشانه عفونت مي باشد بلادرنگ به نزد دكتر برويد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر بيمارستان، ميزان سوختگي را ارزيابي مي كند و براساس آن اقدام به درمان مي نمايد. 1
اگر سوختگي،عفوني شده باشد دكتر آنرا با يك پانسمان آنتي بيوتيك مي پوشاند. همچنين براي برطرف كردن كامل عفونت كودك، آنتي بيوتيك تجويز مي كند.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
سعي كنيد كودك را در برابر خطرات منزل ايمن كنيد. مثلاً براي گاز، اجاق و بخاري حفاظهاي مطمئن قرار دهيد و زمانيكه از پريزهاي برق استفاده اي نمي كنيد آنها را با درپوش محكم ببنديد. اگر كودك شما قادر به فهميدن است خطرات آتش و سوختگي را به وي گوشزد كنيد. برچسبها يا جنس لباسهايي را كه براي كودك مي خريد بررسي كنيد و از بابت غيرقابل اشتعال بودن آنها اطمينان حاصل كنيد.
********************************
1- در اين ميان سرم درماني اهميت فوق العاده اي دارد و البته گاهي عمل جراحي نيز ضرورت پيدا مي كند.
عقب ماندگي رشد باعث بروز اختلال در توانايي هاي ادراكي كودكان مي شود
براساس تازه ترين تحقيقات، كودكاني كه در اثر سوء تغذيه و ابتلا به عفونتها عقب ماندگي رشد پيدا مي كنند، احتمال بروز مشكلات يادگيري در سنين بالاتر در آنها، بيشتر است.
تحقيقات دانشمندان آمريكايي و پرويي نشان مي دهد، رشد ضعيف جسمي در دو سال اول زندگي بر توانايي هاي ادراكي تأثير مي گذارد، از اين رو بايد توجه بيشتري به تغذيه نوزادان بخصوص در كشورهاي در حال توسعه مبذول داشت.
داگلاس بركمان از دانشگاه پزشكي و دندانپزشكي نيوجرسي مي گويد: كودكاني كه در دو سالگي دچار عققب ماندگي شديد رشد هستند در آزمونهاي ادراكي 10 نمره پائين تر از ساير همسالان خود بدست آوردند كه نشان دهنده ماندگاري تأثيرات مضر سوء تغذيه در دوران كودكي است.
بركمان و همكارانش اطلاعات مربوط به 234 كودك را كه از زمان تولد تا دوسالگي در نزديكي ليما زندگي مي كردند، مورد بررسي قرار دادند. در سال 1999، محققان 143 تن از اين كودكان را كه در آن زمان 9 سال سن داشتند براي بررسي تأثير تغذيه اوليه و عفونتهاي اسهالي بر هوش آنها تحت نظر گرفتند. عفونتهاي اسهالي با سوء تغذيه رابطه و معلولي دارند.
محققان در اين مطالعه دريافتند كودكاني كه يك يا بيشتر از يك مورد در سال به عفونتهاي ناشي از انگل "ژيارديا لامبيا" دچار شده بودند در آزمونهاي استاندارد هوش نمره كمتري بدست آوردند.
اما ديگر عفونتهاي اسهالي تأثيري بر مهارتهاي ادراكي كودكان نشان نداد.
مورين بلاك استاد طب كودكان در دانشكده پزشكي دانشگاه مريلند مي گويد: اين مطالعه اهميت توجه به نيازهاي تغذيه اي كودكان زير دوسال را نشان مي دهد.
گوش (التهاب گوش خارجي) Otitis externa
نشانه ها:
- گوش درد
- حساسيت و قرمزي لاله گوش و مجراي گوش خارجي
- وجود دمل پر از چرك در مجرا
- ترشح از گوش
- خارش، خشكي و تشكيل پوسته روي گوش
التهاب گوش خاري، عفونت مجراي خارجي گوش است. اين مجرا از لاله گوش شروع شده و تا پرده صماخ ادامه پيدا مي كند. وجود يك شيء خارجي در آن و تميز كردن و خاراندن شديد گوش مي تواند ايجاد عفونت كند. عفوت در كودكاني كه زياد شنا مي كنند شايعتر است. نشانه هاي عفونت عبارتند از: گوش درد، التهاب و تورم، خارش، ترشح و تشكيل پوسته هاي ريز روي گوش.
آيا خطرناك است؟
چونكه در گوش خارجي، تشكيلات ظريف شنوايي وجود ندارند لذا عفونت مي تواند ناچيز باشد. اما حتماً بايد آنرا درمان كرد زيرا ممكن است عفونت به استخوان هاي جمجمه و احتمالاً مغز سرايت كند. هرگونه ترشح از گوش را بايد تحت معالجه قرار داد چون مي تواند نشانه اي از عفونت گوش مياني باشد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- براي بررسي علائم عفونت يا وجود اشياء خارجي، به گوش و داخل مجراي آن نگاه كنيد. اگر برايتان ممكن است شيء خارجي از گوش بيرون آوريد.
2- چيزي را داخل گوش كودك نكنيد و اگر احساس درد مي كند او را نيز از دست زدن و خاراندن آن برحذر داريد.
3- از كودك خود بخواهيد تا آنجا كه مي تواند دهانش را باز كند و ببيند كه آيا دردي از اين بابت احساس مي كند.
4- لاله گوش را به آرامي به عقب بكشيد و به احساس درد توجه كنيد.
5- با آب گرم و صابون هرگونه ترشحي را پاك كنيد.
6- به كودك خود آسپرين بچه يا شربت استامينوفن بدهيد تا درد تسكين پيدا كند و يك تكه گاز و يا پارچه نخي تميز را بر روي گوش بگذاريد تا ترشحات را جذب كند.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
چنانچه متوجه ترشح از گوش كودك خود شديد و يا به عفونت مجراي خارجي گوش مشكوك هستيد فوراً به دكتر مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر با يك وسيله مخصوص به اسم اتوسكوپ (گوش بين) داخل مجرا و پرده صماخ را نگاه ميكند. و ممكن است آنرا با ميل مخصوص تميز نمايد. احتمالاً آنتي بيوتيكهايي را به صورت قطره گوش يا قرص براي درمان عفونت تجويز مي كند.
اگر شيء خارجي در گوش باشد دكتر آنرا خارج مي كند و يا براي در آوردن آن شما را به بيمارستان ميفرستد.اگر دمل توليد درد كرده است دكتر آنرا سوراخ كرده چرك را بيرون مي كشد اينكار درد را فوراً تسكين مي دهد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
اگر كودك احساس درد مي كند به توصيه دكتر به او آسپرين بچه يا شربت استامينوفن بدهيد.تا زمان پاك شدن چرك و عفونت از ورود آب به گوش در زمان استحمام جلوگيري كنيد. از آبتني و شنا كردن كودك نيز جلوگيري نمائيد.
چيزي را داخل مجراي گوش كودك فرو نبريد. اطراف لاله گوش را شستشو دهيد و هرگز براي پاك كردن موم گوش از گوش پاك كن استفاده نكنيد. موم گوش چيز غيرطبيعي نيست بلكه يك ماده نرم كننده است كه عفونت را در همان دروازه گوش نگه مي دارد و مانع پيشروي آن به داخل گوش ميشود واگر شما گوش پاك كن يا هر ابزار ديگري را براي تميز كردن موم بداخل گوش فرو ببريد موم را بيشتر به طرف داخل مي رانيد و در نتيجه شانس مبتلا شدن به عفونت را افزايش مي دهيد.از قطره هاي گوش كه در منزل داريد بدون توصيه پزشك هرگز استفاده نكنيد.
مو (ريزش) Hair loss
كمتر اتفاق مي افتد كه كودكان موهاي سرشان را از دست بدهند اما در نوزادان اولين موهاي كركي غالباً بعد از تولد مي ريزند و رشد بعدي ممكن است طول بكشد بنابراين كودك شما ممكن است تا چند ماه طاس بنظر برسد همچنين شيرخواران از طريق سائيدن موهاي پشت سرشان با بالش دچار ريزش مو مي شوند در نتيجه محلهاي سفيد و بي مو در پشت سر آنها ديده ميشود اين امر بخاطر آن است كه موهاي طفل هنوز بطور محكم در داخل پوست جاگرفته است و با كمي اصطكاك دچار ريزش ميشود. شايعترين علت ريزش مو در كودكان بزرگتر عفونت قارچي پوست سر موسوم به كچلي است در اين حالت لكه هاي حلقه ايي بدون مو و بسيار خارش دار و به رنگ صورتي يا خاكستري كه در آن پوسته هايي نيز مشاهده ميشود بجود مي ايد از ديگر علتهاي بي موئي در كودكان موخوره يا Alopecia areata ميباشد در اين عارضه لكه هاي گرد و بي مو ناگهان ظاهر ميشوند و ظرف چند ماه موهاي نازك سفيد از آن سر در مي اورند و سپس موهاي طبيعي مي رويند برخي از كودكان بخاطر تيكهاي عصبي يا خلق و خوهاي مخصوص، مجبور به كشيدن، تاب دادن و شكستن موهايشان ميشوند.
اين بيماري كه تريكوتيلومانيا يا وسواس كندن مو ناميده ميشود اغلب زمانيكه كودك بر روي چيزي متمركز ميشود بدتر ميشود.
آيا خطرناك است؟
از دست دادن مو معمولاً خطرناك نيست و هر چند كودك نسبت به آن نگران باشد اما بالاخره رشد موها دوباره آغاز خواهد شد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- هرگونه لكه اي روي پوست سر كودك را بررسي كنيد. اگر پوست به شكل خاكستري يا صورتي و پوسته پوسته باشد نشانگر كچلي است در غير اين صورت ممكن است كودك شما دچار موخوره (آلوپسي آرئاتا) شده باشد.
2- توجه كنيد آيا كودكتان به تيكهاي عصبي كشيدن يا تاب دادن موهايش هنگام تمركز دچار است.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر به كچلي مشكوك هستيد هر چه زودتر با دكتر تماس بگيريد زيرا مسري است البته بوسيله دارو براحتي درمان ميشود و اگر درباره علت لكهاي بي مويي بر سر كودك و يا وجود تيك نگران هستيد هر چه زودتر به دكتر مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر به درمان علت اصلي بيماري خواهد پرداخت اگر كودكتان كچلي داشته باشد يك پماد ضد قارچ براي پوست و قرص براي پوست سر تجويز مي كند.اگر علت آن موخوره يا آلوپسي آرئاتا باشد به شما مي گويد كه هيچ درماني ندارد و اين عارضه موقتي است.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
اگر كودك دچار كچلي است تا زمان بهبود يافتن وي را از رفتن به مدرسه باز داريد.اگر كودك از كچلي ناراحت است كلاهي براي او تهيه كنيد. از نظر رشد مجدد مو همواره و بطور منظم كودكتان را معاينه كنيد و كاري كنيد كه خود را نبازد.
نسبت به واقعه خونسرد باشيد با آن مانند يك بيماري معمولي برخورد كنيد. معلم كودك را از قضيه مطلع مي سازيد تا از مورد تمسخر قرار گرفتن وي توسط همكلاسيهايش جلوگيري كند.اگر كودك موهايش را زياد دستكاري مي كند كاري نكنيد متوجه ناراحتي شما از اين بابت شود. خيلي ارام و بموقع او را از اين عمل منصرف كنيد و حتماً از خستگي بيش از حد يا اضطراب او جلوگيري كنيد تا تيكهاي وي بدتر نشود.
ناخن پا (فرو رفتن در گوشت) Ingrowing toenail
اگر ناخن انگشت پا نتواند بطور مستقيم از بستر ناخن سر برآورد و مسير آن به طرفين انگشت انحراف يابد به آن فرو رفتن ناخن در گوشت مي گويند. اين حالت بيشتر براي انگشت بزرگ پا بوجود مي آيد و منجر به درد و ناراحتي ميشود. اين عارضه مي تواند در چنين حالتهايي بوجود آيد: انگشت بصورت پهن و برآمده باشد، ناخن بجاي سطح از بغل كوتاه شود، ناخن پا كوچك باشد و يا كفش يا جوراب تنگ ناخن را به داخل پوست براند. اگر اين عارضه درمان نشود ناخن به درون پوست نفوذ كرده و احتمالاً عفونت بوجود ميآورد و در اطراف ناخن، يك التهاب دردناك و ترشح چركي ايجاد مي كند.
آيا خطرناك است؟
فرو رفتن ناخن در گوشت خطرناك نيست اما توليد درد مي كند.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- پوست اطراف ناخن را از نظر نفوذ ناخن در آن بررسي كنيد.
2- يك شكل كوچك مانند V را در لبه ناخن ببريد تا فشار بر اطراف ناخن برطرف شود.
3- يك كرم ضد عفوني كننده براي اطراف ناخن جهت پيشگيري از عفونت بكار ببريد.
4- اگر قرمزي يا چرك وجود داردكودك خود را از راه رفتن برحذر داريد و او را در حاليكه پاهايش بالا باشد بخوابانيد. بعد با يك پانسمان استريل آنرا بپوشانيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگرناخن به پوست نفوذ كرده باشد بهتر است به دكتر مراجعه كنيد. چنانچه متوجه قرمزي يا چرك در اطراف ناخن انگشت كودك خود شديد و يا فرو رفتن ناخن در گوشت مرتب تكرار ميشود تماس با دكتر ضروري است.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر براي برطرف كردن عفغونت، قرصهاي آنتي بيوتيك تجويز مي كند همچنين يك كرم ضدعفوني براي ماليدن آن به انگشت آسيب ديده و نيز يك محلول قابض، براي سفت كردن پوست اطراف ناخن تجويز مي نمايد.اگر اين عارضه عود كننده باشد كودك شما را به ارتوپد جهت برداشتن كناره زائد ناخن پا معرفي مي كند. عمل جراحي جزئي است.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
ناخن كودكتان را مستقيم از عرض كوتاه كنيد. البته كوتاهي خيلي نباشد و نيز آنها را زياد بلند نگذاريد.مراقبت كنيد كه كفشها و جورابهاي كودك به حدي تنگ نباشند كه حركات انگشتان پا را ناممكن سازند.اگر انگشتان پاي كودك شما عفونت كرده است به آن جوراب نپوشانيد و بگذاريد از سندل يا دمپايي استفاده كند تا عفونت برطرف شود.
نارساخواني (ديسلكسي)1 Dyslexia
نشانه ها:
- قاطي كردن حروف كلمات
- توانايي ضعيف در خواندن
- اشكال در تجسم كلمات حتي آنهايي كه ديده ميشوند
ديسلكسي عبارت از يك اختلال ويژه يادگيري در ارتباط با خواندن و نوشتن است و اين كودكان در تفسير علائم و نمادهاي بينايي دچار مشكل هستند. اگر چه شنوايي و بينايي آنها طبيعي است و مي توانند حروف الفبا را با مهارت تشكيل بدهند و كنار هم بگذارند اما در ادراك كلمات يا حروف بترتيب و نظم صحيح با دشواري مواجه ميشوند ويا ممكن است برخي از حروف را با هم قاطي كنند مثلاً بجاي ب،پ را تشخيص دهند (p و q را بجاي هم اشتباه كنند). كودكان مبتلا به اين عارضه ممكن است كلماتي را كه شكل مشابه دارند عوضي بخوانند و متوجه علامتگذاريهاي دستوري و انشائي مانند ويرگول و نقطه و مانند آن نشوند و يك خط را با آهنگ يكنواخت بخوانند اين افراد غالباً هجي كردن كلمات را اشتباه بيان مي كنند و يا اينكه حروف يك كلمه را پس و پيش مي بينند Lihgt به جاي Light، اگر چه بسياري از اين كودكان تا حدودي گنگ بنظر مي رسند اما كلاً از نظر هوشي در حد متوسط و يا بالاتر از آن قرار مي گيرند و اگر اين بيماري شناخته نشود و بدرستي با آن برخورد نكنند ناتواني و عدم موفقيت در يادگيري مي تواند منجر به مشكلات رفتاري و فشارهاي غيرضروري هيجاني بشود.
چه كار مي توان كرد؟
ضرورتاً نارسا خواني كودك را از نظر تحصيلي و آموزشي ناتوان نمي سازد اگر اين مشكل به موقع شناخته شود و معلمهاي مخصوص و روانشناسان حاذق بر وي نظارت كنند (اينكار را ميشود در مدارس معمولي انجام داد) مي تواند بر مشكلات خواندن غلبه كند و به معيارهاي لازم براي امتحانات برسد اينگونه كودكان در صورتيكه بر مهارتها و فعاليتهاي غيركلامي آنها تكيه شود مي توانند به افرادي موثر و مفيد تبديل شوند.جنبه هنرمندانه و خلاق پيشرفت آنها بايد مورد تاكيد قرار گيرد تا اعتماد به نفس خود را از دست ندهند. و بتوانند قابليتهاي رفتاري خود را گسترش دهند. والدين و معلمين در صورتيكه اعتماد داشته باشند كه كودك از نظر هوشي دست كم گرفته شده است بايد نسبت به جبران آن همت كنند و آنرا ناديده نگيرند اينگونه كودكان را بايد مورد تشويق قرار داد و مواظب بد تا اعتماد به خود را از دست ندهند.
********************************
1- ترجمه اصطلاح ديسلكسي Dyslexia از كتاب خلاصه روانپزشكي كاپلان جلد اول ترجمه آقاي دكتر نصرت اله پورافكاري انتخاب شده است.
فلج اطفال Poliomyelitis
نشانه ها:
- تب 39 درجه
- گلو درد
- سردرد
- درد و خشكي گردن
- استفراغ
- ضعف
- فلج عضلات معمولاً در پاها يا در سينه كه منجر به تنگي نفس ميشود
فلج اطفال يك عفونت ويروسي مربوط به نخاع و اعصاب است نشانه هاي فلج اطفال مانند بسياري ديگر از بيماريهاي ويروسي عبارتند از تب، گلودرد ، گوش درد و خشكي گردن. در بسياري از موارد، اين بيماري منجر به فلج نمي شود و غالباً بهبودي حاصل مي آيد اما اگر پيشرفت كند به احتمال زياد اندامهاي تحتاني بدني يعني پاها فلج ميشود وراه رفتن را دشوار و حتي غيرممكن مي سازد اين بيماري از طريق مدفوع اشخاص آلوده منتقل ميشود و مي تواند سريعاً همه گير شود در حال حاضر مي توان با يك دوره سه گانه مصرف واكسن خوراكي آن ايجاد مصونيت كردو جلوي بيماري را گرفت.
آيا خطرناك است؟
فلج اطفال هميشه خطرناك است و اگر تشخيص داده نشودو پيشرفت كند فلج دائمي عارض خواهد شد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
اگر مواردي از فلج اطفال را در جامعه خودتان مشاهده كرديد نسبت به علائم بيماري آنفلوآنزا بهمراه خشكي و درد گردن و تب در كودك خود هوشيار باشيد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر نشانه هايي مانند آنفلوآنزا را در كودك خود مشاهده كرديد و حركت دادن پاهاي او را دشوار مي بينيد و يا اينكه تنگي نفس ميشود حتي اگر قبلاً با تزريق واكسن فلج اطفال مصونيت پيدا كرده است هر چه زودتر به دكتر مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
اگر دكتر به فلج اطفال مشكوك باشد كودكتان را جهت آزمايشات بيشتر در بيمارستان بستري مي كند تنها درمان اين بيماري استراحت مطلق و آرامش كامل است زيرا آنتي بيوتيكها هيچ تاثيري در بيماريهاي ويروسي ندارند اگر شما بتوانيد بخوبي از وي مراقبتهاي ويژه پرستاري را بعمل آوريد مي تواند او را به خانه بفرستد.اگر كودكتان در خانه پرستاري ميشود دكتر يا فيزيوتراپيست درباره نوع رژيم غذايي و ورزشهاي لازم به شما اطلاعاتي خواهند داد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
كودك خود را در اولين سال بعد از تولد واكسينه كنيد واكسن فلج اطفال به شكل واكسن سه گانه براساس زمانبنديهاي استاندارد مصونيت سازي تجويز ميشود.
مهاجرت و كودكان
گاهي ممكن است به دنبال رويدادهاي آسيب زا خانواده مجبور شوند در مكاني جديد به طور موقت يا دائم اسكان يابند. هر چند در جهان امروز كه ارتباطات ميان ملت ها افزايش يافته است، مهاجرت و زندگي درفرهنگهاي ديگر نيز شايع است، اما مهاجرت هاي دردناك و اجباري كه در اثر جنگ يا وقايع طبيعي رخ مي دهد بحث ديگري است و مي تواند آثار منفي فراواني در پي داشته باشد. از آن جايي كه مهاجرت در برگيرنده عوامل متعددي است كه بر هم تاثير مي گذارند بنابراين آثار آن را بايد به صورت همه جانبه بررسي نمود نه بنا بر ديدگاه ساده و خطي علت و معلولي.
يكي از عوامل مهمي كه در اثرگذاري مهاجرت دخالت دارد، نحوه نگرش خانواده مخصوصاً والدين به پديده مهاجرت است.
اگر والدين نسبت به مهاجرت احساس بدي داشته باشند، مشكلات رواني بيشتري در خانواده آنان بروز خواهد نمود.
نگرش منفي افراد به مهاجرت انطباق آنان را با مكان جديد مشكل مي نمايد.
ميان مهاجرت و مشكلات رفتاري هيجاني كودكان ارتباطاتي گزارش شده است. مهاجرت ممكن است موجب افزايش اختلالات روان پزشكي و آسيب به عملكرد رواني اجتماعي كودكان و نوجوانان گردد.
البته گاهي نيز مهاجرت علت بروز علائم نيست بلكه به صورت تصادفي همزمان با آن رخ داده است.
كودكان و نوجوانان جدايي از دوستان و آشنايان و محيط آشناي قبلي را به سختي تحمل مي كنند. آنها در محل جديد شبكه حمايتي دوستان و هم سن و سالان خود را از دست داده اند و بايد با شرايط و ويژگي هاي مدرسه جديد تطابق پيدا كنند. از طرفي ممكن است والدين مجبور شوند براي اداره زندگي بيشتر كار كنند و وقت كمتري براي رسيدگي به فرزندانشان داشته باشند. ميزان فاصله جغرافيايي، متفاوت بودن خصوصيات آب و هوايي، زبان، لهجه و عدم تشابه فرهنگي با محيط جديد در شكل گيري آثار ناشي از مهاجرت اهميت دارد. اختلاف ارزش هاي فرهنگي خانواده و محيط تازه اگر با انعطاف ناپذيري ارزشهاي والدين همراه باشد تطابق بين فرهنگي را مشكل مي نمايد.
از ديگر عوامل مهم نحوه نگرش در محيط جديد نسبت به مهاجرين است. ديد منفي نسبت به مهاجرين آنان را طرد مي كند و فشار رواني ايشان را افزايش مي دهد. تفاوت در زبان ولهجه نيز مي تواند موجب محدود شدن ارتباطات اجتماعي مهاجرين گردد.
در كل مي توان گفت مهاجرت به خودي خود مضر و خطرناك نيست، هر چند فشارهاي رواني حاصل از آن ممكن است موجب افزايش گذاري مشكلات هيجاني رفتاري كودكان گردد.
مداخلات زير مي تواند از آثار منفي مهاجرت بكاهد:
1- برقراري شبكه هاي حمايت اجتماعي از مهاجرين.
2- امكان برقراري ارتباط تلفني و مكاتبه اي با اقوام، دوستان و آشنايان.
3- برقراري تشكل هاي ساختار يافته ي مهاجرين براي بررسي وضعيت افراد، حمايت و رفع مشكلات آنان.
4- تشكيل شبكه هاي جديد از دوستان و آشنايان.
5- تلاش در جهت انعطاف پذيري و تطابق با محيط جديد.
6- شاد نگاه داشتن محيط خانواده.
تحقيقات نشان داده است كه براي برخي افراد و خانواده ها، مهاجرت تجربه مثبتي است ه موجب پختگي و بلوغ شخصيتي آنان مي گردد.
سينوزيت Sinusitis
نشانه ها:
- ترشح چركي سبز مايل به زرد از بيني كه قبلاً روشن و روان بوده است
- درد گونه ها
- درد بهنگام حركت دادن سر
- تب مختصر
- گرفتگي بيني
سينوزيت عبارت است از عفونت سينوسهاي فك فوقاني و پيشاني. سينوسها حفره هاي استخواني پر از هوا هستند كه دور چشمها و بيني را احاطه كرده اند. كار سينوسها سبك كردن استخوانهاي جمجمه است و صدا را تشديد مي كنند. شيرخواران بندرت دچار عفونتهاي سينوسي مي شوند زيرا سينوسهاي آنها بطور كامل رشد نكرده اند اما در كودكان بزرگتر، درجاتي از سينوزيت غالباً با سرماخوردگي. سرفه يا گلودرد همراه است. از آنجا كه پوشش داخلي سينوسها همان پوشش غشاء مخاطي بيني است و تا گلوي فوقاني هم كشيده شده است عفونت در اين نواحي به آساني قابل سرايت به سينوسها است. سينوسها از طريق سوراخ هاي كوچكي به بيني هم راه دارند و هنگاميكه كودك شما دچار سرماخوردگي ميشود احتمال گرفته شدن اين سوراخ ها و عفوني شدن سينوسها بيشتر مي گردد. سينوزيت را مي توان از خروج ترشحات زرد مايل به سبز از بيني كودك تشخيص داد.
آيا خطرناك است؟
سينوزيت خطرناك نيست اگر چه در صورتيكه مورد معالجه قرار نگيرد مي تواند مزمن شود.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر كودك شما مبتلا به سرماخوردگي، سرفه يا گلودرد است به رنگ ترشحات بيني وي توجه كنيد.
2- بررسي كنيد كه آيا يك شي خارجي در بيني كودك شما فرو نرفته است. در اينصورت ترشح بدبو خواهد بود و لكه هاي خون در آن ديده ميشود. اگر نمي توانيد جسم را به آساني خارج كنيد بلافاصله از دكتر كمك بخواهيد.
3- اگر عامل آن يك جسم خارجي نباشد با وارد كردن كودك به استنشاق بلورهاي منتول كه در آب جوش حل شده است گرفتگي بيني وي را باز كنيد. مواظب باشيد كودك آنرا سر نكشد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر خروج ترشحات زرد-سبز براي بيشتر از دو روز ادامه يابد فوراً با دكتر تماس بگيريد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر بمنظور ريشه كني عفونت به تجويز آنتي بيوتيك خواهد پرداخت. وي همچنين قطره هاي مخصوص بيني را براي كودك شما در نظر مي گيرد تا بهنگام سرماخوردگي از آن استفاده كنيد و سينوسها بتوانند بازمانده و تخليه شوند و بدينوسيله از عود يك سينوزيت جلوگيري كنيد. اگر عفونت ادامه يافت، براي كودك شما يك دوره طولاني آنتي بيوتيك تجويز مي كند تا از مزمن شدن سينوزيت جلوگيري كند.
اگر سينوزيت عود كننده باشد دكتر شما را به يك متخصص گوش و حلق و بيني معرفي مي كند تا وي در مورد ضرورت عمل جراحي تصميم بگيرد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
اگر كودك شما از سر درد يا تب شكايت دارد به او آسپرين بچه يا شربت استامينوفن بدهيد. براي برطرف كردن علائم و نشانه هاي سينوزيت به كودك خود استنشاق منتول بدهيد. گرماي اتاق خواب كودكتان زياد نباشد. سعي كنيد هواي انرا خنك و مرطوب نگهداريد زيرا يك فضاي خشك مي تواند نشانه هاي سينوزيت را بدتر كند.
نشان (خال) مادرزادي Birthmark
خال مادرزادي، لكه هايي تغيير رنگ در پوست هستند كه بخاطر جمع شدن عروق خوني كوچك يا مواد رنگي در زير پوست ايجاد ميشوند. خال مادرزادي، كه ميتواند بر جسته يا صاف باشد ممكن است از روز اول تولد و يا در ماههاي اول بعد از آن بوجود آيد. خالهاي قهوه اي به شكل دايره هستند و احتمالاً مو نيز از آنها مي رويد اين خالها معمولاً دائمي هستندو نبايد كسي به جز متخصص نسبت به برداشتن آنها اقدام كند.
استورك بايت Stork bite، خالهايي كوچك، صورتي و عنكبوتي شكل هستند و معمولاً در پشت گردن، پلك بالايي يا بيني ظاهر ميشوند و در ظرف چند سال از ميان مي روند. خال مغولي Monogolian spot مانند يك كوفتگي يا كبودي در پوست است و اغلب در اشخاص تيره پوست ديده ميشود. محل آنها بطور معمولي در پائين كمر يا باسنها است.خال توت فرنگي Strowberry naevus برجستگي قرمز رنگ با سطحي ناهموار است كه گاهي اوقات شكل توت فرنگي به خود مي گيرد و اغلب تا سن 5 سالگي ناپديد ميشود اما قبل از ناپديد شدن بطور نگران كننده اي بزرگ شده و تيره تر يا روشنتر ميشود. اين نشانه بيشتر در دختران ديده ميشود و مي تواند همراه با خونريزي باشد.
لكه شرابي Port wine stain يا همان ماه گرفتگي Flammeus naevus همانطور كه از نامش پيداست يك لكه قرمز رنگ پوستي است. غالباً روي صورت، پيشاني، دستها و پاها پديد مي آيد و خيلي بزرگ است. اين خال بيشتر ناراحت كننده است زيرا از بين نمي رود اگر چه رنگ آن روشنتر ميشود. اين نشانه در كودكان بور شايعتر است.
آيا خطرناك است؟
خالهاي مادرزادي تقريباً هميشه بي ضررند بجز لكه شرابي رنگ، بيشتر آنها تا 5 سالگي از ميان مي روند.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- بهترين كار اينست كه براي درمان شتابزده نشويد زيرا بسياري از خالهاي مادرزادي خودبخود و بتدريج از ميان مي روند.
2- اگر خالهاي توت فرنگي خونريزي داشته باشند يك پارچه يا دستمال تميز روي آن بگذاريد. اينكار مي تواند ظرف يك دقيقه يا بيشتر، خونريزي را متوقف كند.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر احساس مي كنيد كه خال باعث بد شكلي شده است و كودك شما از آينده آن ميترسد از دكتر نظر بخواهيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
اگر خال خيلي بدنما و زشت است دكتر مي تواند شما را به يك جراح پلاستيك معرفي كند بسياري از فنون عصر حاضر قادر به برطرف ساختن اين نشانه ها هستند از آن جمله ليزر درماني و خال كوبي (پوشاندن رنگي ديگر به پوست) است همچنين دكتر مي تواند در صورت درخواست شما از گريم يا ارايش هاي استتاري براي كودكتان استفاده كند.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
اگر زشتي خال، شما و كودكتان را ناخشنود مي سازد از استتارهاي آرايشي استفاده كنيد.خود را در برابر كودك از بابت خالهاي وي نگران نشان ندهيد.
گوش (سريشي شدن) Glue ear
نشانه ها:
- احساس پر بودن گوش
- از دست دادن بخشي از شنوايي يا كري كامل در يك يا هر دو گوش
سريشي شدن گوش يك اصطلاح غيرپزشكي است و وضعيتي را بيان مي كند كه در آن لوله استاش و گوش مياني بخاطر عفونت پر از مايع شده اند لوله استاش كه گلو را به گوش مرتبط مي كند مقدار فراواني مايع توليد مي نمايد توليد اين مايع پاسخي است در برابر عفونتهاي مزمني مانند سينوزيت، لوزه سوم بزرگ (آدنوئيد) و التهاب گوش مياني، اگر اين لوله در هر يك از دو گوش بر اثر تورم بسته شود. مايع نمي تواند تخليه شود و حالتي چسبنده و سريش مانند بخود مي گيرد. در نتيجه، تشديد صدا در گوش انجام نمي شود و منجر به از دست رفتن شنوايي مي گردد.
آيا خطرناك است؟
سريشي شدن گوش اگر چه بي درد است بايد بطور جدي معالجه شود زيرا ممكن است باعث كري گردد و در نهايت، گوش آسيب ديده را دچار ناشنوايي كامل كند و اگر پيگيري نشود مشكلاتي را در تكلم و يادگيري بوجود مي آورد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
اگر كودك شما بي توجه بنظر مي آيد و بتازگي عفونت مجراي تنفسي فوقاني داشته است (مثل التهاب گوش مياني و يا سرماخوردگي) از او يك آزمايش شنوايي بعمل آوريد. وقتيكه جاي ديگري را نگاه مي كند آرام او را صدا كنيد و ببينيد آيا مي شنود، حتي اگر كودك صداي شما را بشنود ممكن است نتواند جهت آنرا تشخيص دهد.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر به ضعف شنوايي كودك خود مظنون هستيد هر چه زودتر با دكتر تماس بگيريد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر با يك دستگاه مخصوص (اتوسكوپ) گوشهاي كودك شما را معاينه مي كند و بر اساس شدت انسدادي كه پيش آمده است آنرا معالجه مي نمايد.در موارد ملايمتر، براي از بين بردن عفونت به تجويز آنتي بيوتيك خواهد پرداخت. همچنين ممكن است داروهاي تنگ كننده رگ را تجويز كند. اين داروها تخليه چرك را با كاهش تورم لوله هاي استاش تسهيل مي كنند.
در شرائط حاد وعود كننده ممكن است شما به يك متخصص گوش و حلق و بيني معرفي شده تا در بيمارستان بستري شده و تحت بيهوشي عمومي مايع را تخليه كنند. دكتر متخصص در همان زمان، يك لوله كوچك كه براي تخليه مخاط بكار برده ميشود در داخل گوش كار مي گذارد تا از تجمع بيشتر ترشحات چسبنده جلوگيري كند. اين لوله ها بعد از بهبود يافتن گوش مي افتند و يا اينكه دكتر متخصص آنها را خارج مي كند. اگر سريشي شدن بخاطر عفونتهاي مكرر يا بزرگي لوزه سوم (آدنوئيد) باشد بيماري اصلي را بايد براي جلوگيري از بازگشت عفونت درمان كرد.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
اگر لوله هاي مخصوص در گوش كودك شما كار گذاشته شده است بايد بهنگام شنا از گوش بند استفاده كند. برخي از متخصصين گوش و حلق و بيني، با شنا كردن اشخاصي كه از اين لوله ها در گوش دارند مخالفند.گوشها را در هر زمان كه ممكن است خشك نگهداريد.
مننژيت Meningitis
نشانه ها:
- تب بالاتر از 39 درجه سانتي گراد (102/2 درجه فارنهايت)
- سفتي گردن
- سستي و سردرد
- عدم تحمل نور
- برجستگي ملاج
- خواب آلودگي و گيجي
- استفراغ
- وجود بثورات قرمز در بيشتر نقاط بدن
مننژيت يعني التهاب پرده هايي كه مغز و نخاع را مي پوشانند عامل ايجاد اين بيماري، ويروس و باكتري است. مننژيتهاي يروسي عموماً بدنبال اوريون بوجود مي آيند و بيماري چندان خطرناكي نيستند. اما مننژيت باكتريايي خطرناك است كه اگر زود تشخيص داده شود ميتوان آنرا به طور موفقيت آميز با آنتي بيوتيك درمان كرد. نشانه هاي مننژيت عبارتند از: تب، سفتي گردن، سستي، سردرد، بي خوابي، عدم تحمل نسبت به نور و در موارد نادر وجود جوشهاي قرمز مايل به ارغواني در روي پوست تشخيص مننژيت در اطفال و كودكان بواسطه ناتواني آنها در بيان ناراحتيهاي خود دشوار است. بچه هاي زير دو سال، ملاج اندكي برآمدگي پيدا مي كند.
آيا خطرناك است؟
مننژيت باكتريايي فوق العاده خطرناك است و بايد بصورت اورژانس درمان شود. اگر درمان نشود مي تواند كشنده باشد.
ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- اگر مشكوك به مننژيت هستيد يا اينكه كودك شما مبتلا به اوريون است سر كودك را طوري خم كنيد كه با سينه اش تماس پيدا بكند و به خشكي گردن يا احساس درد آن توجه كنيد.
2- چنانچه كودك شما كمتر از دو سال دارد ببينيد كه آيا چشمانش را از نور بر مي گرداند و دقت كنيد كه آيا ملاج به بيرون برجستگي دارد يا خير.
آيا مشورت با دكتر لازم است؟
چنانچه به مننژيت مشكوك هستيد بلافاصله به دكتر مراجعه كنيد.
دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
دكتر، كودك شما را جهت نمونه برداري از مايع نخاع به بيمارستان مي فرستد. اين عمل با بي حسي موضعي انجام گيرد.1
چنانچه كودك شما داراي مننژيت باكتريايي باشد مقادير زيادي آنتي بيوتيك از راه وريدي به او داده ميشود. مننژيت ويروسي بخودي خود خوب ميشود اما داروهاي ضد درد براي از بين بردن نشانه هاي بيماري به كودك داده ميشود.
شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟
از بردن كودك به مدرسه خودداري كنيد زيرا مننژيت يك بيماري مسري است.
********************************
1- تهيه نمونه اي از مايع مغزي نخاعي معمولاً در ناحيه مهره هاي كمري انجام مي گيرد و به آن LP يا Lumbar Puncture مي گويند و در بين مردم ما به كشيدن آب كمر مشهور است. در مواردي كه حتي احتمال بسيار كمي از مننژيت وجود داشته باشد پزشك موظف به انجام اين كار است. اگر چه ممكن است عوارض جزئي نظير سردرد و عفونتهاي موضعي داشته باشد اما با احتياطهاي لازمي كه پزشكان مي كنند روشي كاملاً مطمئن و بي خطر است ولي متأسفانه در جامعه ما بسيار از آن وحشت دارند بطوريكه حتي ممكن است از اقدام پزشك نيز جلوگيري كنند در حاليكه ندانسته سلامتي كودك خود را بخطر مي اندازند. هميشه در اينگونه موارد به توصيه هاي پزشكان توجه كنيد.