راسخون

مطالب مهدويت در اين تايپک

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 



فقط دعا گویان مهدی(علیه السلام) اهل نجاتند

یکی از وظایف مهم شیعیان دعا کردن برای فرج مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: و اکثر الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم. (1) .
و برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که آن فرج شماست. برکات دعا برای فرج به خود ما بر می گردد. مرحوم آیه الله موسوی اصفهانی دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان علیه السلام نوشت به نام مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم. تمام مطالب این کتاب ارزنده درباره این موضوع است که دعا کردن برای فرج آن بزرگوار چه فوایدی را نصیب دعا کننده می گرداند. در روایتی، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از فواید مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غیبت بیان می فرماید. روایت مهم ذیل را با دقت تمام بخوانید: احمد بن اسحاق گوید: به حضور حضرت عسکری علیه السلام رسیدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند: یا احمد بن اسحق ان الله تبارک و تعالی لم یخل الارض منذ خلق آدم علیه السلام و لا یخلیها الی ان تقوم الساعه من حجه لله علی خلقه به یدفع البلاء عن اهل الارض و به ینزل الغیث و به یخرج برکات الارض. قال فقلت له یابن رسول الله فمن الامام و الخیفه بعدک. فنهض علیه السلام مسرعا فدخل البیت ثم خرج و علی عاتقه غلام کان وجهه القمر لیله البدر من ابناء ثلاث سنین فقال یا احمد بن اسحق لو لا کرامتک علی الله عز و جل و علی حججه ما عرضت علیک ابنی هذا انه سمی رسول الله صلی الله علیه و آله و کنیه و الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما یا احمد بن اسحق مثله فی هذه الامه مثل الخضر علیه السلام و مثله مثل ذا القرنین. و الله لیغیبن غیبه لا ینجوا من الهلکه فیها الا من ثبت الله عز و جل علی القول بامامته و وفقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه. فقال احمد بن اسحق یا مولای فهل من علامه یطمئن الیها قلبی. فنطق الغلام بلسان عربی فصیح فقال انا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثرا بعد عین یا احمد بن اسحق. (2) .
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق بدرستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد. احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام و خلیفه بعد از تو کیست؟ پس امام بسرعت برخاست و داخل (اندرون) خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید. حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهای خدا عزیز و گرامی نبودی، هیچ گاه این فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدرستی که او هم اسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم کنیه اوست، و اوست کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.
ای احمد بن اسحاق، مثل او در این امت مثل خضر علیه السلام و مثل او مثل ذو القرنین است. به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز و جل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند. احمد بن اسحاق گفت: ای مولای من، آیا علامتی هست که دلم اطمینان پیدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سیما (که جان همه عالم به فدایش باد) به زبان عربی گویا آغاز به سخن کرد و فرمود: بقیه الله در زمین منم، انتقام گیرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عینی من دنبال اثری نگرد ای احمد بن اسحاق. پس هر کس که می خواهد در دنیای پر آشوب کنونی از نجات یافتگان و رستگاران باشد، باید خود را به وسیله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزدیک کند تا مشمول دعای آن بزرگوار گردد.

پاورقی

(1) کمال الدین، ج 2، ص 485.

(2) همان، ج 2، ص 56.

ح‍س‍ی‍ن‌ ه‍اش‍م‍ی‌ن‍ژاد

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


دعای حضرت صاحب الزمان در حق دعا کننده برای تعجیل فرج

بی تردید دعا کردن برای آن بزرگوار، نصرت و یاری اوست، چون یکی از انواع نصرت، یاری کردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت یکی از اقسام یاری کردن به زبان است. قرآن مجید می فرماید: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها... (1) .
و هر گاه محبت و ستایش شدید، به بهتر یا نظیر آن جواب دهید... در تفسیر علی بن ابراهیم قمی ذیل آیه شریفه می گوید: سلام و کارهای نیک دیگر. (2) .
پر واضح است که دعا از بهترین انواع نیکی است، پس اگر مومن برای مولای خود خالصانه دعا کند، مولایش نیز برای او دعا می کند، و دعای آن بزرگوار کلید همه خیرات و برکات و فلاح و رستگاری است. شاهد و موید این مدعا روایت ذیل است: جمعی از اهالی اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابوجعفر محمد بن علویه نقل کردند که: شخصی به نام عبدالرحمن در اصفهان ساکن بود که شیعه بود. از او پرسیدند: چرا به امامت حضرت امام علی النقی علیه السلام معتقد شدی؟ گفت: چیزی دیدم که سبب اعتقاد محکم من شد. من مردی فقیر بودم و زبان و جرات داشتم. در یکی از سالها اهل اصفهان مرا از شهر بیرون کردند، من با جمعی دیگر برای شکایت به دربار متوکل رفتیم. در حالی که در دربار او بودیم، دستوری از او صادر شد که علی بن محمد بن الرضا علیه السلام را حاضر کنند. به یکی از حاضران گفتم: این مرد کیست که دستور احضارش داده شده؟. گفت: او مردی علوی است که رافضیان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنین می دانم که متوکل او را برای کشتن حاضر می کند. گفتم: از اینجا نمی روم تا این مرد را ببینم که چگونه شخصی است. (3) .
گوید: پس آن حضرت سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در صف ایستاده بودند و به او نگاه می کردند. هنگامی که او را دیدم، محبتش در دلم جا گرفت، شروع کردم در دل برای او دعا کردن که خداوند شر متوکل را از او دفع نماید. او در بین مردم پیش می آمد و به کاکل اسبش نگاه می کرد، نه به چپ نظر می کرد و نه به راست، و من در دل دعایم را تکرار می کردم. هنگامی که به کنارم رسید، صورتش را به سویم گردانید، سپس فرمود: خداوند دعایت را مستجاب کند و عمرت را طولانی نماید و مال و فرزندن را زیاد سازد. از هیبت و عظمت او به خود لرزیدم و در میان رفقایم رفتم. دوستانم پرسیدند چه شد؟ گفتم خیر است. و به هیچ کس نگفتم. پس از این ماجرا به اصفهان برگشتم و خداوند به برکت دعای او راههایی از مال دنیا بر من گشود، به طوری که امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه دارم غیر از اموالی که خارج از خانه دارم، و صاحب ده فرزند شدم و اکنون هفتاد و چند سال از عمرم می گذرد. من به امامت آن بزرگوار قائلم که آنچه در دلم بود، دانست و خداوند دعایش را درباره ام مستجاب کرد. ای دوستان امام زمان علیه السلام، خوب در این روایت بنگرید که چگونه یک انسانی که اهل ایمان نبود، به خاطر یک دعا برای حضرت هادی علیه السلام و دعای آن امام همام در حقش، صاحب ثروت و عزت و ایمان و تقوا گردید. پس اگر ما که از شیعیان و دوستان حضرت صاحب الزمان علیه السلام هستیم برای آن بزرگوار دعا کنیم و متقابلا حضرت ما را دعا بفرمایند، چه برکات عجیبی در زندگی ما پیدا خواهد شد. مرحوم آیه الله موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم (ج 1، ص 386) نقل می کند که: یکی از برادران صالحم برایم نقل کرد که آن حضرت را در عالم رویا مشاهده کرده و آن بزرگوار به او فرموده اند: من برای هر مومنی که پس از ذکر مصائب سیدالشهداء در مجالس عزاداری دعا می کند، دعا می کنم.

پاورقی

(1) نساء / 86.
(2) تفسیر القمی، ج 1، ص 145.
(3) خرائج، باب هادی عشر: در معجزات حضرت هادی علیه السلام

ح‍س‍ی‍ن‌ ه‍اش‍م‍ی‌ن‍ژاد

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 



توقیع فقهی توسط محمد بن عثمان عمری

محمد بن علی بن الحسین باسناده عن ابی الحسین محمد بن جعفر الاسدی، فیما ورد علیه من الشیخ ابی جعفر محمد بن عثمان العمری - یعنی عن المهدی (ع) فیمن افطر یوما من شهر رمضان متعمداً بجماع محرم علیه، او بطعام محرم علیه، ان علیه ثلاث کفارات. (1) .
در توقیعی که از طرف حضرت مهدی (عج) توسط محمد بن عثمان به سوی محمد بن جعفر اسدی صادر شده است، (از حضرت سؤال شده بود) درباره شخصی که در ماه مبارک عمداً با جماع محرّم (مثل زنا) و یا با طعام حرام (مثل شرب خمر) روزه خود را بشکند، (وظیفه آن از جهت کفاره چیست؟) حضرت در جواب فرمود: چنین شخصی سه کفاره باید بدهد(یعنی باید کفاره جمع بدهد):
1- اطعام شصت فقیر.
2- آزاد کردن بنده.
3- شصت روز روزه.

استمداد شیعیان از نایب دوم برای حل گرفتاریهای شخصی توسط حضرت مهدی (ع)

ابو غالب احمد بن محمد زراری می گوید: «بین من و زنم مادر ابوالعباس - یعنی پسر ابو غالب - نزاع و دشمنی بزرگی پیش آمد که احتمال توافق و سازش نمی رفت؛ و این نزاع طولانی شد و دنباله دار شد؛ تا اینکه من به خاطر آن خیلی ناراحت شدم و نامه ای نوشتم و به دست محمد بن عثمان دادم (تا به خدمت امام (ع) برساند) و تقاضای دعا نموده بودم. جواب نامه مدت زیادی به تأخیر افتاد، سپس ابوجعفر (محمد بن عثمان) را دیدم، گفت: جواب نامه تو صادر شده است. پیش او رفتم دفتری را بیرون آورد، پیوسته آن را ورق می زد تا این که فصلی ازنامه را به من نشان داد که در آن چنین بود: «اما مسئله زن و شوهر، خداوند بین آنها آشتی ایجاد کرد. (ابوغالب زراری می گوید:) همسرم همواره بر حالت استقامت و درستی بود و از آن جریانها و اختلافات سابق دیگر اتفاق نیفتاد. و من گاهی عملاً کاری می کردم که او را به خشم بیاورم ولی از او چیزی ظاهر نمی شد.» (2) .

پی نوشت

(1) وسائل الشیعة،ج 10، باب 10، ص 55، روایت 12816.
(2) الغیبة، ص 323، حدیث 272، باب توقیعات.

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


تشرف آیه الله العظمی نجفی مرعشی به محضر مبارک ولی عصر (عج)

در کتاب قبسات در شرح حال زندگی مرحوم آیه الله نجفی مرعشی آمده است که این بزرگوار سه مرتبه خدمت باهر النور حضرت صاحب الزمان علیه السلام مشرف شده اند. به عنوان تیمن و تبرک، ترجمه یکی از تشرفات معظم له را که حاوی نکاتی جالب و آموزنده است، برای خوانندگان عزیز نقل می کنیم. ایشان فرموده اند: در ایام تحصیل در نجف اشرف شوق زیادی به دیدار جمال مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - داشتم. با خویش عهد بستم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله مشرف شوم، به این نیت که جمال نورانی حضرت صاحب الامر علیه السلام را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نائل شوم. شب چهارشنبه سی و پنجم و یا سی و ششم بود، در آن شب رفتنم از نجف اشرف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم، بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت، مخصوصا از جهت ازدیاد دزدها و قطاع الطریقها. ناگهان صدای پایی از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم شد. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم. نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید، سلام علیکم. تا صدای او را شنیدم، ترس و وحشتم برطرف شد و سکون و آرامش خاطر پیدا کردم. برایم تعجب آور بود که چگونه آن شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد، و در آن لحظه از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم. از من سوال کرد: قصد کجا داری؟ گفتم: مسجد سهله. فرمود: به چه نیت؟ گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر علیه السلام. مقداری که رفتیم، به مسجد کوچکی که به مسجد زید بن صوحان شهرت دارد و در نزدیکی مسجد سهله است، رسیدیم. داخل مسجد شده نماز خواندیم. بعد از نماز، دعایی خواند، کان دیوارها و سنگها آن دعا را با او زمزمه می کردند. احساس انقلاب عجیب در خود نمودم که از وصفش عاجزم. بعد از دعا، سید فرمود: سید، تو گرسنه ای، چه خوب است شام بخوری. سپس سفره ای را که زیر عبا داشت، بیرون آورد و در آن مثل اینکه سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود که گویی تازه از باغ چیده بودند، و آن وقت وسط زمستان بود و سرمای زننده ای بود و من متوجه به این معنا نشدم که این آقا خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده است. (1) .
طبق دستور مولا شام خوردم. سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم. داخل مسجد شدیم، آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن بزرگوار انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشاء را به آن عزیز اقتدا کردم و متوجه نبودم که این آقا کیست. بعد از آن که اعمال تمام شد، آن نازنین فرمود: ای سید، آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟ گفتم: می مانم. در وسط مسجد در مقام امام صادق علیه السلام نشستیم. به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟ در جواب، کلام جامعی را فرمود که در اعماق وجودم اثر گذاشت به گونه ای که هر گاه یادم می آید، ارکان وجودم می لرزد. فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم. به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم:
1 - در رابطه با استخاره سخن به میان آمد، سید عرب فرمود: ای سید، با تسبیح چگونه استخاره می کنی؟ گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه بار می گویم: استخیر الله برحمته خیره فی عافیه. پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم، اگر دو تا ماند، بد است و اگر یکی ماند، خوب است. فرمود: برای این استخاره مطلبی هست که به شما نرسیده و آن مطلب این است که هر گاه یکی ماند، فورا حکم به خوبی استخاره نکنید، بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید. اگر زوج آمد، کشف می شود که استخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد، کشف می شود که استخاره اول میانه است. به حسب قواعد علمیه باید دلیل می خواستم زیرا به جای دقیق و باریکی رسیده بودیم، ولی به مجرد این قول، تسلیم و منقاد شدم و در عین حال غافل بودم که این آقا کیست.
2 - تاکید فرمودند بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب: بعد از نماز صبح سوره یس، بعد از نماز ظهر سوره عم، بعد از نماز عصر سوره نوح (البته بعضی نقلهای دیگر دارد که سوره عصر)، بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملک.
3- تاکید فرمودند بر خواندن دو رکعت نماز بین مغرب و عشاء که در رکعت اول بعد از حمد، هر سوره ای خواستی بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره واقعه را بخوان، و فرمود: کفایت می کند این نماز از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب چنان که گفته شد.
4 - سفارش فرمودند که: بعد از نمازهای پنجگانه، این دعا را بخوان: اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین.
5 - سفارش فرمودند بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه، خصوصا در رکعت آخر: اللهم صل علی محمد و آل محمد و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم.
6 - در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام محقق حلی فرمودند: تمام مطالب آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسائل آن.
7 - تاکید فرمودند به خواندن قرآن و هدیه کردن ثوابش به ارواح شیعیانی که وارثی ندارند یا وارثی دارند و یادی از آنها نمی کنند.
8 - تاکید فرمودند بر تحت الحنک را از زیر گردن دور دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن، چنانکه علمای عرب به همین شکل عمل می کنند، و فرمود: در شرع چنین وارد شده است.
9 - تاکید فرمودند بر زیارت سیدالشهداء علیه السلام.
10 - دعا در حقم فرمودند که: جعلک الله من خدمه الشرع (خداوند تو را از خدمتگزاران شرع قرار دهد).
11- پرسیدم: نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟ فرمود: عاقبت تو بخیر وسعیت مشکور است و نزد صاحب شرع روسفیدی. گفتم: نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟ فرمود: تمام آنها از تو راضی اند و درباره ات دعا می کنند. استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف کتب. دعا فرمودند. مطالب دیگری رد و بدل شد که مجال تفصیل و بیانش نیست. پس برخاستم که از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی. آمدم نزد حوضی که وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم خطور کرد که امشب چه شبی است و این سید عرب کیست که این همه با فضیلت است، شاید این آقا همان محبوب و معشوقم باشد. مضطرب شدم و برگشتم و آن گل زیبای نرجس خاتون را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا کردم که حضرت صاحب الزمان علیه السلام را زیارت کردم. مشغول گریه و زاری شدم و همچون مجنونی سرگردان در اطراف مسجد گردش می کردم و تا صبح چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به فراق گشته است، واله و حیران بودم. هر گاه یاد آن شب می افتم، بهت زده می شوم.

پی نوشت

(1) در آن زمانها وسایل ارتباطات ترابری این قدر وسعت پیدا نکرده بود که در همه فصول سال انواع میوه ها در همه جا پیدا شود

ح‍س‍ی‍ن‌ ه‍اش‍م‍ی‌ن‍ژاد

 

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


نامه تسلیت حضرت مهدی در سوگ نایب اول

وقتی که نایب اول امام زمان (ع) با دنیا وداع کرد و به جهان ابدی شتافت، شیعیان در غم و اندوه فراوانی فرو رفتند، خاطر شریف حضرت ولی عصر (ع) نیز در سوگ او محزون گردید و طی نامه شریفی که به افتخار فرزند بزرگوارش «محمد بن عثمان» از ناحیه مقدسه صادر شد، فرزندش را تسلیت فرمودند. در این نامه، حضرت رضایت کامل خود را از عثمان بن سعید در امور محوله به او اعلام می دارد و از خدا برای او طلب عفو می کند و از فراق او، احساس غربت می کند و پسرش را به جای او منصوب می فرماید. متن کامل این نامه را که از دو فصل تشکیل شده است در ذیل درج می کنیم. در قسمتی از نامه چنین آمده است:
«انا لِلّه و انا الیه راجعون، تسلیما لامره و رضاءً بقضائه، عاش ابوک سعیداً و مات حمیداً، فرحمه الله و الحقه باولیائه و موالیه علیهم السلام، فلم یزل مجتهداً فی امرهم، ساعیا فیما یقربه الی الله عزوجل و الیهم، نَضّرَ الله وجهه و اقاله عثرته: ما از خداییم و بازگشتمان به سوی اوست، تسلیم فرمان خدا و راضی به قضای الهی هستیم. پدرت سعادتمندانه زندگی کرد و نیکو از این جهان دیده بربست. خدای رحمتش کند و او را به اولیاء و دوستداران خود ملحق سازد، که همواره در راه آنها کوشا بود و در چیزهایی که او را به خدا نزدیک سازد تلاش فراوان داشت. خداوند تبارک و تعالی رویش را سفید و درخشنده گرداند و لغزشهایش را ببخشد.»

و در فصل دیگری از نامه آمده است که:

«اجزل لله لک الثواب و احسن لک العزاء، رُزِئْتَ و رزینا و او حشک فراقه و اوحشنا، فسره فی منقلبه، (و) کان من کمال سعادته ان رزقه الله عزوجل ولداً مثلک یخلفه من بعده، و یقوم مقامه بامره، و یترحم علیه: خداوند به تو اجر جزیل و صبر جمیل مرحمت فرماید. ما و شما در این حادثه دچار غم و اندوه شدیم. از جدایی و فراق او تو و ما احساس وحشت کردیم، خدایش او را شاد و مسرور گرداند. از کمال سعادت او این بود که خدای تبارک و تعالی فرزندی چون تو، به او عنایت فرموده است که در جایش بنشینی و منصب او را به عهده بگیری، و از خدا برایش رحمت و مغفرت طلب کنی.» (1) .
هر کس این توقیع شریف را با دقت مطالعه کند به موقعیت و شخصیت نایب اول در پیشگاه ولی عصر (ع) پی می برد.

پی نوشت :

(1) الغیبه، ص 361، حدیث، 323، کمال الدین، ج 2، باب توقیعات، حدیث 41، ص 510، بحارالانوار، ج 51، ص.347 الخرایج، ج 3، ص.112 منتخب الانوار المضیّة، ص 128.

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


السلام علیک یابن الانوار الزاهرة درود بر تو ای فرزند نورهای درخشان!
تو خود، نور هستی و از خاندان انوار درخشانی. خداوند شما را نورانی خلق کرده و نور شما را بر مردم شناسانده است: «خلقکم الله انواراً فجعلکم بعرشه محدقین؛ (1) خداوند شما ائمه علیهم السلام را همچون انواری درخشان آفرید که در گرد عرش طواف می کردید».
«عرّفَهُمْ... تمامَ نورِکُمْ» (2) ؛ خداوند شما امامان معصوم را به سبب نورش (هدایت ربّانی، علوم قرآنی و کمالات قدسی) برگزید. شما به سبب این نورها و علوم و کمالات، مردم را به دینِ خدا هدایت می کنید و انوار الهی در روی زمین هستید.
محمد بن مروان می گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «خداوند، ما اهل بیت علیهم السلام را از نور عظمت خود، آفرید. سپس از سرشتی پنهانی - که در مرتبه پایین تر از آن نور بود - به ما شکل داد. برای هیچ فردی در قالب خلقت، بهره ای از این نور عظمتِ خویش قرار نداد؛ جز برای پیامبران. لذا نجات یافتگان، ما و پیامبران هستیم و دیگر مردم در معرض سقوط در آتش دوزخ، قرار دارند». (3) .
«و نُورُهُ و بُرْهانُه عندکم» (4) ؛ مقصود از نور خداوند، علوم الهی، معارف ربّانی و هدایای سبحانی است؛ یعنی، نور و برهان خداوند نزد شما است و شما نمایانگر آیات و علوم خداوند هستید. (5) .
«و نُورُهُ و بُرهانُه عندکم» (6) ؛ نور کیفیتی است که خود به خود روشن است و روشن کننده چیزهای دیگر نیز هست. مقصود از این که امامان علیهم السلام نور خداوند هستند، این است که ایشان جهان را به وسیله علم و هدایت الهی و یا به وسیله نور وجود خود، روشنایی بخشیده اند. ایشان دلایل روشن و نورهای درخشانی اند که به قلوب مردم روشنایی می بخشند و لذا مردم از ایشان پیروی می کنند.
ابوخالد کابلی گوید: از حضرت محمد باقر علیه السلام درباره آیه «فَامِنوا باللّهِ و رسوله و النّورِ الّذی اَنزلنا...» پرسیدم، حضرت فرمود: سوگند به خدا! مقصود از نور، امامانی از اهل بیت محمد صلی الله علیه وآله می باشند که تا روز قیامت مردم را هدایت می کنند. آنان نور خداوند در آسمان و زمین اند. ای اباخالد! به خدا سوگند که نور امام، در قلوب مؤمنان، درخشان تر از نور خورشید در روز است. به خدا که امامان، قلوب مؤمنان را نورانی می کنند و خداوند نور امامان را از هر که بخواهد، پوشیده می دارد و قلوب ایشان را سیاه می کند». (7) .
در صحیفه سجادیه آمده است: «وَهَبْ لی نوراً اَمْشِی به فِی النّاسِ وَ اهتدی بهِ فِی الظّلمات وَاَسْتضی ءُ به من الشّک و الشّبهات». حضرت سجّاد در این دعا به ما می آموزد که چگونه از خداوند، بخواهیم تا این که ما را از نور خود بهره مند سازد و براساس آن بتوانیم مشی خود را در میان مردم بنا سازیم». برای این که بین مردم درست مشی کنیم و رفق و مدارا هم داشته باشیم و... نیاز به نوری الهی و توجه امام علیه السلام داریم تا با آن نور الهی و عنایت امام، بتوانیم ظلمت ها را درنوردیم. اگر این نور عنایت امام نباشد، از دست خواهیم رفت و در گرداب ظلمت ها گمراه خواهیم شد؛ زیرا در گردونه این همه ارتباطها، اگر از آن نور محروم باشیم، نه تنها راهیاب نخواهیم شد؛ بلکه گرفتار «شک و شبهه»های ویرانگر خواهیم شد. از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه کریمه «وَابْتغوُا النّورَ الّذی اُنزلَ معه اولئک هم المفلحون» سؤال شد؛ حضرت فرمود: «مقصود از نور در این آیه، امیرمؤمنان علی علیه السلام و امامان علیهم السلام هستند». (8) .
حضرت باقر علیه السلام درباره آیه کریمه «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به...» فرمود: «مقصود از نور، امام علیه السلام است که مردم از او پیروی می کنند». (9) .
محمد بن فضیل گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره تفسیر آیه کریمه «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم...» پرسیدم، فرمود: «مقصود این است که دشمنان، می خواهند نور ولایت حضرت علی علیه السلام را با دهان هایشان خاموش کنند». عرض کردم: تفسیر «واللّه متمّ نوره...» چیست؟ فرمود: یعنی خداوند، خود تمام کننده وکامل کننده امامت است؛ زیرا «امامت» همان «نور» است و در «فامنوا بالله و رسوله والنور الذی انزلنا...» نیز مقصود از نور، امام علیه السلام است». (10) .
امام زمان (عج)، نور درخشان و فرزند «انوار زاهره» (نورهای درخشان) است؛ نورهایی که هستی، از درخشش انوار آنان روشنی می گیرد و دیدگان مردم از نور آنان توان و بینایی دارد: «وَ نُورِ اَبْصار الْوری». (11) این گونه است که امام زمان (عج) «نور دیده همه مردم» است، یعنی؛ «دیده و بصر» مردم و «دید و بصیرت» آنان از نور آن امام، روشنی می ستاند.

پی نوشتها :

(1) زیارت جامعه کبیره.
(2) همان.
(3) شرح زیارت جامعه کبیره، ص 123 (به نقل از بصائر الدرجات، جزء 1، باب 10، رقم 3، ص 20).
(4) همان، ص 140.
(5) همان.
(6) همان، ص 111.
(7) کافی، ج 1، کتاب الحجة، باب ان الائمة نور الله، رقم 1، ص 194.
(8) شرح زیارت جامعه کبیره، ص 11 - 112.
(9) همان.
(10) همان.
(11) زیارت حضرت صاحب الامر (به نقل از سید بن طاوس، مفاتیح الجنان).

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


امام مهدی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) در آخرین کتاب آسمانی آیاتی وجود دارد که به سومین امام و آخرین امام تأویل شده است:

خداوند متعال می‌فرماید:

?وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیهِ سُلْطَاناً فَلَا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنصُوراً?1؛ کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است».
در تأویل این آیه شریفه به امام حسین (علیه السلام) و امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شش روایت وارد شده است.2 یکی از آن روایت ها این است:
سلّام بن مستنیر می‌گوید: امام محمد باقر (علیه السلام) دربارة آیة ?وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً ? فرمود:
«او حسین بن علی (علیه السلام) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین (علیه السلام) برآید؛ پس می‌کشد تا جایی که گفته می‌شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین (علیه السلام) و ولی او قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است؛ زیرا از دنیا نمی‌گذرد
. سوره اسراء، آیه 33.
2. معجم احادیث الامام المهدی (علیه السلام)، ج5، ص227.
تا این که یاری شود به مردی از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان که پر از جور و ظلم شده باشد».1
قندوزی حنفی نیز می‌گوید: «از امام علی الرضا فرزند موسی الکاظم (رضی الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیة ?وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً ? دربارة حسین و مهدی? نازل شده است»1.

م‍ح‍م‍درض‍ا فؤادیان

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 



مهدی شخصی نه مهدی نوعی

برادران اهل سنّت در رابطه با مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - می گویند: ما به مهدی نوعی عقیده داریم. به عبارت دیگر: ما منکر مهدی موعود نیستیم، احادیثی که از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در باره او صادر شده، مورد قبول ماست ولی می گوییم او هنوز متولد نشده و معلوم نیست چه کسی است اما در آینده متولّد می شود و بعد از بزرگ شدن، قیام می کند و حکومت جهانی واحد تشکیل می دهد، او از نسل فاطمه و از فرزندان حسین علیهم السّلام است. (1) مثلاً شبراوی شافعی در الاتحاف (2) می گوید:
«شیعه عقیده دارد مهدی موعود - که احادیث صحیحه در باره او وارد شده - همان پسر حسن عسکری خالص است، و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد، ولی صحیح آن است که او هنوز متولّد نشده و در آینده متولّد و بزرگ می شود و او از بزرگان آل بیت کریم است».
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (3) ذیل خطبه 16 می گوید: «اکثر محدّثین عقیده دارند مهدی موعود از نسل فاطمه علیها السلام است و اصحاب ما معتزله آن را انکار نمی کنند و در کتب خود به ذکر او تصریح کرده اند و شیوخ ما به او اعتراف کرده اند، فقط فرق آن است که او به عقیده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گردید».
ایشان می گوید: «وَ اَمّا اَصْحابُنا فَیَزْعَمُونَ اَنَّهُ فَاطِمِیُّ یُولَدُ فِی مُسْتَقْبَلِ الزَّمانِ لاُمِّ وَلَدٍ وَ لَیْسَ بِمَوْجُودٍ اَلا ن» (4) و باز می گوید: «وَ عِنْدَ اَصْحابِنا أنَّهُ غَیْرُ مَوْجُودٍ اَلا نَ وَ سَیُوجَدُ، وَ عِنْدَ اْلاِمامیَّةِ اَنَّهُ مَوْجُودٌ اَلا نَ». (5) .
نا گفته نماند که اهل سنّت بر این گفته خود، دلیلی از احادیث یا آیات نیاورده اند، فقط شهرتی است که در میان ایشان به وجود آمده است و این یکی از نتایج منزوی شدن اهل بیت علیهم السّلام و غصب خلافت اسلامی است. چنانکه در مقدمه کتاب به آن اشاره شد. وانگهی احادیث منقوله در کتب اهل سنّت عیناً عقیده شیعه را می رساند و در آن احادیث می خوانیم که: مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - دوازدهمین امام از ائمّه دوازده گانه و نهمین فرزند امام حسین علیه السّلام و چهارمین فرزند امام رضا علیه السّلام و فرزند بلافصل امام حسن عسکری علیه السّلام است.
و نیز روایات اهل سنّت می گوید که آن حضرت در سال 255 هجری در نیمه شعبان در شهر «سامرا» از مادری به نام «نرجس» به دنیا آمده است. بنابراین، شیعه و اهل سنّت در مهدی موعود اختلاف و شکّی ندارند و هر دو عقیده به مهدی شخصی دارند منتها دورانهای تاریک و انزوای اهل بیت و عصر حکومتهای سیاه بنی امیّه و بنی عبّاس مانع از آن شد که اهل سنّت چیزی را که در کتابهای خود نوشته و نقل کرده اند در میان خود شهرت بدهند و مانند شیعه منتظر آمدن مهدی شخصی - سلام اللّه علیه - باشند.
ما اینک بعضی از دلایلی را که بر مهدی شخصی دلالت دارند از کتب برادران اهل سنّت نقل کرده و در باره آنها توضیح می دهیم:

1 - محمد صالح حسینی ترمذی حنفی از سلمان فارسی نقل کرده،می گوید:

«دَخَلْتُ عَلَی النَّبِیِّ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فَاِذاَ الْحُسَیْنُ عَلَی فَخِذِهِ وَ هُوَ یُقَبِّلُ عَیْنَیْهِ وَفاهُ وَیَقُولُ: اَنْتَ سَیِّدٌ اِبْنُ سَیِّدٍ، اَنْتَ اِمامٌ اِبْنُ اِمامٍ، اَنْتَ حُجَّةٌ اِبْنُ حُجَّةٍ أبو حُجَجِ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِکَ تاسِعُهُمْ قائمُهُمْ». (6) .

یعنی:

«به محضر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشرف شدم ناگاه دیدم که حسین علیه السّلام بر روی زانوی آن حضرت است، حضرت چشمها و دهان حسین را می بوسید و می فرمود: تو آقا و فرزند آقایی، تو امام و پسر امامی، تو حجت و فرزند حجّتی، پدر نُه نفر حجت که همه از صلب تو هستند و نهم آنان قائم آنان است».
این حدیث شریف در اینکه مهدی موعود علیه السّلام نهمین فرزند امام حسین علیه السّلام است صراحت دارد علی هذا مهدی موعود متولد شده است. بنابراین حدیث، نمی شود گفت: «معلوم نیست مهدی چه کسی است و هنوز متولّد نشده است».

2 - عبداللّه بسمل چنین نقل کرده است:

«عَنْ سَلْمانَ قالَ: دَخَلْتُ عَلَی النَّبِیِّ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فَاِذَا الْحُسَیْنُ عَلَی فَخِذَیْهِ وَ هُوَ یُقَبِّلُ عَیْنَیْهِ وَ یُقَبِّلُ فاهُ وَیَقُول: انْتَ سَیِّدٌ اِبْنُ سَیِّدٍ وَاَنْتَ اِمامٌ اِبْنُ اِمامٍ وَاَنْتَ حُجَّةٌ اِبْنُ حُجَّةٍ اَبُو حُجَجِ تِسْعَةٍ تاسِعُهُمْ قائمُهُمْ. اَخْرَجهُ فِی الْمَوَدَّةِ السَّیِّدُ عَلِیُّ الْهَمَدانِیُّ الشَّافِعِیُّ وَاَخْطَبُ فِی الْمَناقِبِ». (7) .
این حدیث شریف، همان حدیث قبلی است و عبداللّه بسمل پس از نقل آن اضافه می کند که صاحب مودّة القربی سیّد علی همدانی شافعی و اخطب خوارزمی نیز آن را در مناقب نقل کرده اند، ناگفته نماند - چنانکه خواهیم گفت - خوارزمی آن را در مقتل الحسین نقل کرده است نه در مناقب.
3 - ابو المؤ یّد، موفق خوارزمی حنفی (متوفای 568) حدیث فوق را با کمی تفاوت از سلیم بن قیس از سلمان محمّدی چنین نقل می کند:
«قَالَ دَخَلْتُ عَلَی النَّبِیِّ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وَ اِذاَ الْحُسَیْنُ عَلی فَخِذِهِ وَ هُوَ یُقَبِّلُ عَیْنَیْهِ وَ یَلْثَمُ فاهُ وَ یَقُولُ: اِنّکَ سَیِّدٌ اِبْنُ سَیِّدٍ اَبُو سادَة اِنَّکَ اِمامٌ اِبْنُ اِمامٍ اَبُو أَئمَّةٍ، اِنَّکَ حُجَّةٌ اِبْنُ حُجَّةٍ اَبُو حُجَجِ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِکَ تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ». (8) .
خلاصه حدیث شریف آن است که: مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - در کلام رسول خداصلّی اللّه علیه و آله و سلّم به احسن وجه تعیین شده وآن نهمین فرزندامام حسین علیه السّلام است.
4 - حافظ شیخ سلیمان حنفی قندوزی، حدیث فوق را در ینابیع المودّه، باب 54، ص 168. و نیز در باب 56، ص 258 از کتاب مودة القربی تألیف سیدعلی بن شهاب همدانی شافعی (متوفای 786) نقل کرده است. و نیز در باب 77 ص 445 باز از مودّة القربی و در باب 94، ص 492 از خوارزمی به دو سند از سلمان فارسی و امام سجاد علیه السّلام از پدرش امام حسین علیه السّلام نقل کرده که دوّمی چنین است:
«عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ اَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی علیهماالسّلام قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی جَدّی رَسُولِ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فَاَجْلَسَنِی عَلَی فَخِذِهِ وَقالَ لِی: اِنَّ اللّهَ اِخْتارَ مِنْ صُلْبِکَ یا حُسَیْنُ تِسْعَةَ اَئمَّةٍ تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ وَکُلُّهُمْ فِی الْفَضْلِ وَالْمَنْزِلَةِ عِنْدَاللّهِ سَوَاءٌ».

یعنی:

«امام می فرماید: به محضر جدّم رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شرفیاب شدم، مرا روی زانوی خویش نشانید و فرمود: خداوند از صلب تو نُه نفر امام اختیار کرده که نهم آنان قائم آنان است و همه در فضیلت و مقام پیش خداوند یکسانند».
بنابراین، مهدی علیه السّلام یک مهدی معین و نهمین فرزند امام حسین علیه السّلام است.
ناگفته نماند که کتاب «مودة ذوی القربی» تألیف سیدعلی بن شهاب همدانی شافعی (متوفای 786) حاوی چهارده فصل است و شیخ سلیمان حنفی همه آن کتاب را در ینابیع المودّه آورده و آن را باب پنجاه و ششم این کتاب قرار داده است و در فصل دهم تحت عنوان «المودّة العاشرة فی عدد الائمة وانّ المهدی منهم» حدیث مبارک فوق راچنانکه گفته شد - در ص 258 از سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی از رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل کرده است.
بنابراین، آنچه ما به دست آورده ایم این است که حدیث فوق در کتابهای مقتل خوارزمی، در ارجح المطالب، مناقب مرتضوی، مودة ذوی القربی و ینابیع المودّه نقل شده است و بر مهدی شخصی دلالت دارد؛ یعنی مهدی موعود علیه السّلام فرزند نهم امام حسین علیه السّلام است.

حمّوئی جوینی شافعی از عبداللّه بن عبّاس نقل کرده که گفت:

«سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یَقُولُ: اَنا وَ عَلِیُّ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَتِسْعَةٌ مِنْ وِلْدِ الْحُسَیْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ». (9) .

یعنی:

«شنیدم که حضرت می فرمود: من، علی، حسن، حسین و نُه نفر از فرزندان حسین همه پاک شده از طرف خدا و معصوم هستیم».
و نیز همین حدیث را از اصبغ بن نباته از عبداللّه بن عبّاس نقل کرده است (10) همچنین حدیث فوق در ینابیع المودّه (11) از کتاب مودّة القربی (مودّت دهم) و از فرائد السمطین (12) نقل شده است.
از این حدیث نیز روشن می شود که مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - فرزند نهم امام حسین علیه السّلام است.
اگر بگویند: چه مانعی دارد که فرزند امام حسین باشد ولی بعداً در آخرالزمان متولّد شود؟! می گوییم: به قرینه روایات گذشته و روایات آینده، نه نفر پشت سر هم منظورند؛ یعنی امام دوازدهم فرزند نهم امام حسین علیه السّلام است.
6 - شبراوی شافعی مصری (متوفای 1172) در کتاب «الاتحاف بحبّ الاشراف» (13) و ابن صبّاغ مالکی در فصول المهمّه (14) نقل می کنند که دعبل بن علی خزاعی می گوید: چون به محضر حضرت رضا علیه السّلام رسیدم و در ضمن قصیده خود، این دو شعر را خواندم که:
خُرُوجُ اِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ
یَقُومُ عَلَی اسْمِ اللّهِ وَالْبَرَکاتِ
یُمَیِّزُ فِینا کُلَّ حَقٍّ وَ باطِلٍ
وَ یَجْزِی عَلَی النَّعْماءِ وَالْنَّقَماتِ
حضرت رضا علیه السّلام با گریه سرش را بلند کرد و فرمود: ای دعبل! در این دو شعر جبرئیل به زبان تو سخن گفته است، آیا می دانی آن کدام امام است که قیام می کند؟ گفتم: نمی دانم فقط شنیده ام که امامی از شما اهل بیت، قیام می کند و زمین را پر از عدل خواهد کرد.
«فَقالَ: یا دِعْبِلُ! اَلاِْمامُ بَعْدِیِ مُحَمَّدٌ اِبْنِی، وَبَعْدَهُ عَلِیُّ اِبْنُهُ، وَبَعْدَهُ اِبْنُهُ الْحَسَنُ وَبَعْدَالْحَسَنِ اِبْنُهُ الْحُجَّةُ الْقائِمُ الْمُنْتَظرُ فِی غَیْبَتِهِ الْمُطاعُ فِی ظُهُورِهِ وَلَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ فَیَمْلا اْلاَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً».

یعنی:

«ای دعبل! امام بعد از من پسرم محمّد و بعد از او پسر اوست و بعد از او حسن و بعد از حسن پسرش حجّت که در زمان غیبت او، انتظارش کشیده می شود - و وقتی ظهور کند، مورد اطاعت خواهد بود، اگر از عمر دنیا نماند مگر یک روز، خدا آن روز را طولانی خواهد کرد تا خروج نموده و زمین را پر از عدل و داد گرداند همانطور که از ظلم پر شده باشد».
همچنین شیخ الاسلام حمّوئی در فرائد السمطین (15) از ابوالصلت عبدالسلام هروی نقل کرده، می گوید: از دعبل بن علی خزاعی شنیدم که می گفت: چون قصیده ام را که اوّلش ‍ «مدارس آیاتٍ خلت من تلاوة» است بر حضرت رضا علیه السّلام خواندم و رسیدم به این شعر که:
خُرُوجُ اِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ
یَقُومُ عَلَی اسْمِ اللّهِ وَالْبَرَکاتِ
یُمَیِّزُ فِینا کُلَّ حَقٍّ وَ باطِلٍ
وَ یَجْزِی عَلَی النَّعْماءِ وَالنَّقَماتِ
حضرت رضا علیه السّلام با صدای بلند گریه کرد و سر بلند نموده فرمود: نزدیک بیا یا خزاعی! روح القدس در این دو بیت به زبان تو سخن گفته، آیا می دانی این امام کدام است و کی قیام می کند؟ گفتم: نه، مولای من! فقط شنیده ام که امامی از شما اهل بیت خروج کرده و زمین را از فساد پاک کرده و با عدالت پر می گرداند.
«فَقالَ: یا دِعْبِلُ! اَلاِْمامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ اِبْنِی، وَبَعْدَ محَمَّدٍ اِبْنُهُ عَلِیُّ، وَبَعْدَ عَلّیٍ اِبْنُهُ الْحَسَنُ وَبَعْدَ الْحَسَنِ اِبْنُهُ الْحُجَّةُ الْقائِمُ الْمُنْتَظرُ فِی غَیْبَتِهِ الْمُطاعُ فِی ظُهُورِهِ وَلَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ فَیَمْلاَ ها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً».
اما ظهور مهدی موعود، کی خواهد بود، خبردادن از آن دشوار است (یعنی نمی شود تعیین کرد) امام رضا علیه السّلام می فرماید: پدرم از پدرانش و از علی علیهم السّلام حدیثی نقل کرد و آن اینکه به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گفته شد: قائم که از ذریه شماست کی خروج خواهدکرد؟فرمود: حکایت او مثل حکایت روز قیامت است (... لایجَلِّیهالِوَقْتِهاإ لاّ هُوَثَقُلَتْ فِی السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ لا تأتِیکُمْ اِلاّ بَغْتَةً...). (16) .
نا گفته نماند که همین حدیث را حافظ قندوزی حنفی از فرائد حمّوئی شافعی - چنانکه نقل شد - نقل کرده است. (17) .
این حدیث نیز دلالت بر مهدی شخصی دارد و اینکه مهدی موعود - صلوات اللّه علیه فرزند چهارم حضرت رضا علیه السّلام است.
7 - شیخ الاسلام حمّوئی جوینی شافعی در فرائد السمطین (18) از حسین بن خالد نقل کرده که (امام) علی بن موسی الرضا (علیهماالسّلام) فرمود: کسی که ورع ندارد، دین ندارد و کسی که تقیّه ندارد ایمان ندارد
و (اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاکُمْ)؛

یعنی:

عمل کننده تر به تقیّه، گفته شد: یابن رسول اللّه! تا کی تقیّه کنیم؟ فرمود: تا روز وقت معلوم و آن روز خروج قائم ماست، هرکسی تا قبل از خروج قائم تقیّه را ترک کند از ما نیست.
«فَقِیلَ لَهُ یَابْنَ رسُولِاللّهِ وَ مَنِ الْقائِمُ مِنْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ؟ قالَ: الرّابِعُ مِنْ وِلْدِی اِبْنُ سَیِّدَةِ اْلاِماءِ یُطَهِّرُ اللّهُ بِهِ اْلاَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ، وَیُقَدِّسُها مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَهُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلادَتِهِ وَهُوَ صاحِبُ الْغَیْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِهِ فَاِذا خَرَجَ اَشَرَقَتِ اْلاَرْضُ بِنُورِهِ».

یعنی:

«گفته شد یابن رسول اللّه! کدامیک از شما اهل بیت، قائم است؟ فرمود: فرزندچهارم من، پسر خانم کنیزان، خداوند به وسیله او زمین را از هر ظلمی، پاک و از هر ستمی، خالی می گرداند، او همان است که مردم در ولادت وی شک می کنند و او صاحب غیبت است و چون خروج کند، زمین با نورش روشن می گردد».
و او همان است که زمین برای وی پیچیده شود و برای وی سایه ای نباشد و او همان است که منادی در باره وی از آسمان ندا می کند؛ ندایی که خدا آن را به گوش همه اهل زمین می رساند، منادی می گوید: بدانید حجّت خدا در کنار کعبه ظهور کرده، تابع او شوید که حق در او و با اوست و آن است قول خدای عزّوجلّ که می فرماید: (اِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلیْهِمْ مِنَ السَّماءِ ایَةً فَظَلَّتْ اَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ). (19) .
این حدیث مانند حدیث سابق بر مهدی معیّن دلالت دارد.
حافظ قندوزی همین حدیث را از فرائد السمطین نقل کرده و می گوید: «قالَ الشَّیْخُ الْمُحَدِّثُ الْفَقِیهُ مُحَمَّدُ بْنُ اِبْراهِیم الْجُوَیْنِیُّ الْحَمّوئِیُّ الشَّافِعِیُّ فِی کِتابِهِ فَرائِدِ السِّمْطَیْنِ عَنْ دِعْبِل الْخُزاعِیِّ...». (20) .
8 - ابن صبّاغ مالکی در الفصول المهمّه (21) که آن را در معرفت ائمّه نگاشته است، می گوید:
«وَ رَوی اِبْنُ الْخَشّابِ فِی کِتابِهِ مَوالِیدِ اَهْلِ الْبَیْتِ یَرْفَعُهُ بِسَنَدِهِ اِلی عَلِیِّ بْنِ مُوسیَ الْرِّضا علیه السّلام اَنَّهُ قالَ: الْخَلَفُ الصّالِحُ مِنْ وِلْدِ ابِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَهُوَ صاحِبُ الزَّمانِ الْقائِمُ الْمَهْدِیُّ».

یعنی:

«ابن خشّاب، ابو محمد عبداللّه بن احمد بغدادی در کتاب خود که سندش را به امام رضا علیه السّلام رسانده می گوید آن حضرت فرمودند: خلف صالح (مهدی موعود) از فرزندان ابی محمد حسن بن علی عسکری است و او صاحب الزمان و قائم مهدی است».
این روایت نیز دلیل صریح بر مهدی شخصی است که آن حضرت فرزند امام عسکری علیه السّلام می باشد.
9 - شیخ الاسلام حمّوئی شافعی در فرائد السمطین (22) و موفّق بن احمد خوارزمی حنفی در کتاب مقتل الحسین (23) علیه السّلام از ابی سلمی که شترچران رسول خداصلّی اللّه علیه و آله و سلّم بود (24) ، نقل می کنندکه می گوید:ازرسول خداصلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم که می فرمود:در شب معراج از طرف خدای جلیل خطاب آمد که:
(آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا اُنْزِلَ اِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ...) (25) ،
گفتم: «والمؤمنون»، خطاب رسید:
راست گفتی ای محمَّد! کدام کس را در میان امّت خود گذاشتی؟ گفتم: بهترین آنان را، خطاب رسید: علی بن ابی طالب را؟ گفتم: آری پروردگارا! خطاب رسید: یامحمَّد! من به زمین توجه کاملی کردم و تو را از میان اهل زمین اختیار کردم و نامی از نامهای خود را برای تو مشتق کردم، من یاد نمی شوم مگر آنکه تو هم با من یاد شوی، منم محمود و توئی محمَّد. بعد دفعه دوّم به زمین نظر کردم، از آن «علی» را برگزیدم و نامی از نامهای خود برای او مشتق کردم، منم اعلی و اوست علی. یامحمَّد! من تو را و علی، فاطمه، حسن، حسین و امامان از فرزندان حسین را از نور خود آفریدم (26) و ولایت شما را بر اهل آسمانها و زمین عرضه کردم، هر که آن را قبول کرد، نزد من از مؤ منین است و هر که انکار نمود، از کفّار است. ای محمَّد! اگر بنده ای از بندگان من مرا عبادت کند تا از کار افتد و یا مانند مشک خشکی گردد ولی در حال انکار ولایت شما پیش من آید، او را نمی آمرزم تا اقرار به ولایت شما کند. ای محمَّد! آیا می خواهی اوصیای خودت را ببینی؟ گفتم: آری بارخدایا! خطاب آمد: به طرف راست عرش خدا بنگر: «فَالْتَفَتُّ فَاِذا اَناَ بِعَلِی وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسیَ بْنِ جَعْفَرٍ، وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْمَهْدِیِّ فِی ضَحْضاحٍ مِنْ نُورٍ قِیاماً یُصلُّونَ وَهُوَ - یَعْنی الْمَهْدِیَّ - فِی وَسَطِهِمْ کَأنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیُّ وَقالَ یامُحَمَّدُ هؤ لا ء الْحُجَجُ وَهُوَ الثّاثِرُ مِنْ عِتْرَتِکَ وَعِزَّتِی وَجَلالِی اِنَّهُ الْحُجَّةُ الْواجِبَةُ لاَوْلِیائِی وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِی».

یعنی:

«من به طرف راست عرش خدا نگاه کردم ناگاه دیدم: علی، فاطمه، حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر کاظم، علی بن موسی الرضا، محمد بن علی جواد، علی بن محمد هادی، حسن بن علی عسکری و مهدی را در حالی که در دریایی از نور ایستاده بودند و نماز می خواندند، دیدم و مهدی در وسط آنان مانند ستاره درخشانی بود. خدا فرمود: ای محمَّد! اینان حجتها هستند، مهدی منتقم عترت تو است به عزّت و جلال خودم قسم! او حجّتی است که ولایتش بر اولیای من واجب است و او انتقام گیرنده از دشمنان من است».
حافظ حنفی قندوزی، این حدیث شریف را در ینابیع المودّه (27) از خوارزمی نقل کرده و می گوید: حمّوئی نیز در فرائد آن را نقل کرده است و در ینابیع به جای «والمهدی»، عبارت «ومحمد المهدی بن الحسن» آمده است، این حدیث گذشته از دلالت بر مهدی شخصی، حاوی اسامی مبارک همه امامان - صلوات اللّه علیهم اجمعین - است.
10 - موفّق بن احمد خوارزمی در مقتل الحسین (28) و شیخ الاسلام حمّوئی شافعی در فرائد السمطین (29) و سعید بن بشیر از علی بن ابی طالب، علیه السّلام نقل کرده اند که فرمود:
«قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اَنَا وارِدُکُمْ عَلَی الْحَوْضِ وَاَنْتَ یاعَلِیُّ السّاقِیُّ وَالْحَسَنُ الرّائِدُ (30) وَالْحُسَیْنُ اْلا مِرُ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْفارِطُ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْنّاشِرُ وَجَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ السّائِقُ وَ مُوسیَ بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِیِ الْمُحِبِّینَ وَالْمُبْغِضِینَ وَقامِعُ الْمُنافِقینَ وَعَلِیُّ بْنُ مُوسی مُعِینُ الْمُؤُمِنینَ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مُنْزِلُ اَهْلِ الْجَنَّةِ فِی دَرَجاتِهِمْ وَعَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ خَطِیبُ شِیعَتِهِ وَمُزَوِّجُهُمُ الْحُورَ الْعِینَ وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِی سِراجُ اَهْلِ الْجَنَّةِ یَسْتَضِیئُونَ بِهِ وَالمَهْدِیُّ شَفِیعُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ حَیْثُ لا یأذَنُ اللّهُ اِلاّ لِمَنْ یَشاءُ وَیَرْضی».

یعنی:

«من پیشتر از شما وارد (31) حوض کوثر می شوم و تو، یا علی ساقی کوثر هستی و حسن، مدیر آن است. حسین، فرمانده آن می باشد علی بن الحسین، سابق بر دیگران در رسیدن به آن، امام باقر مقسّم آن، جعفر صادق، سوق دهنده به آن، موسی بن جعفر، شمارنده دوستان و دشمنان و زایل کننده منافقان، علی بن موسی، یار مؤ منان، محمد بن علی جواد، نازل کننده اهل بهشت در درجاتشان و علی بن محمد هادی، خطیب شیعه و تزویج کننده حورالعین به آنان است، حسن بن - علی عسکری، چراغ اهل بهشت است و مردم از روشنایی آن روشنایی می گیرند و مهدی موعود شفاعت کننده آنان است در مکانی که خدا اجازه شفاعت نمی دهد مگر به کسی که بخواهد و از او راضی باشد».
این حدیث مبارک نیز که برادران اهل سنّت به صورت مقبول، آن را نقل کرده اند حاوی نامهای پاک دوازده امام علیهم السّلام است.
11 - حافظ سلیمان قندوزی از جابر بن یزید جعفی نقل کرده می گوید: شنیدم جابر بن عبداللّه انصاری می گفت: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به من فرمود:
«یا جابِرُ! اِنَّ اَوْصِیائِی وَاَئمّةَ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی اَوَّلُهُمْ عَلِیُّ، ثُمَّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُسَیْنُ، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیّ؛ اَلْمَعْرُوفُ بِالْباقِرِ سَتُدْرِکُهُ یاجابِرُ فَاِذا لَقِیتَهُ فَاقْرَئهُ مِنّی السَّلامَ، ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ مُوسیَ بْنُ جَعْفَرٍ، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسی، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی، ثُمَّ الْقائِمُ، اِسْمُهُ اِسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی اِبْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی، ذاکَ الّذِیِ یَفْتَحُ اللّهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشارِقَ الاَرْضِ وَ مَغارِبَها ذَاکَ الّذِی یَغِیبُ عَنْ اَوْلِیائِهِ غَیْبَةً لا یَثْبُتُ عَلَی الْقَوْلِ بِاِمامَتِهِ اِلاّ مَنِ امْتَحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلاِیمانِ». (32) .

یعنی:

«ای جابر! اوصیای من و امامان مسلمین بعد از من، اوّل آنان علی بن ابی طالب است، بعد از او حسن، بعد از او حسین، بعد از او علی بن حسین، بعد از او محمد بن علی، معروف به باقر، ای جابر! تو او را درک خواهی کرد و چون به خدمتش رسیدی، سلام مرا به او برسان، بعد از او جعفر بن محمد، بعد از او موسی بن جعفر، بعد از او علی بن موسی، بعد از او محمد بن علی، بعد از او علی بن محمد، بعد از او حسن بن علی، بعد از او قائم آل محمَّد که نامش نام من و کنیه اش کنیه من است پسر حسن بن علی، او همان است که خدا به دست وی، شرق و غرب زمین را فتح می کند، او همان است که از دوستان خویش ‍ مدت زیادی غایب می شود تا حدی که در اعتقاد به امامت او باقی نمی ماند مگر آنانکه خداوند قلوبشان را با ایمان امتحان کرده است».
جابر می گوید: «گفتم یا رسول اللّه! آیا مردم در زمان غیبت از وجود وی منتفع می شوند؟ فرمود: آری به خدایی که مرا به حق فرستاده، مردم در زمان غیبت از نور ولایتش ‍ روشنایی می گیرند چنانکه مردم از آفتاب بهره می برند با آنکه زیر ابرهاست. ای جابر! اینکه گفتم از مکنونات سرّ خداست و از علم مخزون پروردگار می باشد، آن را اظهار مکن مگر به کسی که اهلیّت دارد».
12 - شیخ الاسلام حمّوئی شافعی در فرائد السمطین (33) و حافظ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودّه (34) از مجاهد از ابن عباس نقل کرده که یک نفر یهودی به نام «نعثل» محضر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمد و گفت: یا محمَّد! از تو از چیزهایی می پرسم که مدتی است در ذهن من خلجان می کنند، اگر جواب قانع کننده دادی به دست تو مسلمان خواهم شد، حضرت فرمود: بپرس ای اباعماره!... سؤ ال کرد وصی تو کیست؟ چون هیچ پیامبری نیست مگر آنکه وصیّی دارد و پیامبر ما، موسی بن عمران به یوشع بن نون وصیّت کرد.
«فَقالَ: نَعَمْ اِنَّ وَصیِّی وَالْخَلِیْفَةَ مِنْ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ اَبِی طالِبٍ، وَ بَعْدَهُ سِبْطایَ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ، یَتْلُوهُ تِسْعةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ اَئمَّةُ اَبْرارٍ. قالَ: یامُحَمَّدُ!فَسَمِّهِمْ لِی قالَ: نَعَمْ اِذا مَضی اَلْحُسَیْنُ فَاِبْنُهُ عَلِیُّ، فَاِذا مَضی عَلِیُّ فَاِبْنُهُ مُحَمَّدٌ، فاِذا مَضی مُحَمَّدٌ فَاِبْنُهُ جَعْفَرٌ فَاِذا مَضی جَعْفَرٌ فَاِبْنُهُ مُوسی، فَاِذا مَضی مُوسی فَاِبْنُهُ عَلِیُّ فَاِذا مَضی عَلِیُّ فَاِبْنُهُ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ اِبْنُهُ عَلِیُّ ثُمَّ اِبْنُهُ حَسَنٌ، ثُمَّ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ، فَهذِهِ اِثْنا عَشَرَ اَئمَّةً عَدَدَ نُقَباءِ بَنِی اِسْرائِیل».
«رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: آری وصیّ من و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب است و بعد از او دو نوه من به ترتیب حسن و حسین هستند، نُه نفر امامان ابرار از صلب حسین خواهند بود. نعثل گفت: یامحمَّد! راست گفتی آن نُه نفر را نام ببر، حضرت فرمود: آری چون حسین از دنیا رفت، فرزندش علی بن حسین امام است، و چون علی از دنیا رود، پسرش محمَّد، امام خواهد بود و چون محمَّد باقر از دنیا رفت، پسرش جعفر صادق، امام خواهد بود و چون جعفر از دنیا رود، پسرش موسی امام خواهد بود و چون موسی وفات کند، پسرش علی امام خواهد بود و چون علی رحلت نماید پسرش محمَّد در جای او امام خواهد بود و چون محمَّد به لقاءاللّه نایل شود، پسرش علی و بعد از او پسرش حسن، بعد از او حجّة بن الحسن امام خواهد بود، اینان دوازده نفر امامند به عدد نقبای بنی اسرائیل».
نعثل گفت: مکانشان در بهشت کجاست؟ حضرت فرمود: با من و در درجه من. نعثل گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَ اَنَّکَ رَسُولُ اللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّهُمُ اْلاَوْصیاءُ بَعْدَکَ». من در کتابهای گذشته این طور یافته ام که فرمودی. و در عهد موسی بن عمران آمده است که: چون آخرالزمان شود، پیامبری به نام «احمد» مبعوث می شود که او خاتم الانبیاء است بعد از او پیامبری نخواهد آمد و از صلب او امامانِ ابرار به عدد اسباط، به وجود می آید. (35) .
حضرت فرمود: ای اباعماره! آیا «اسباط» را می شناسی؟ گفت: آری یا رسول اللّه! آنان دوازده نفر بودند؛ اولشان لاوی بن برخیا بود که مدت طولانی از بنی اسرائیل غایب و بعد ظاهر شد، خداوند به وسیله او شریعت را بعد از کهنه شدن، پیروز گردانید و او با «قرشطیای» (36) پادشاه جنگید و او را کشت.
حضرت فرمود: آنچه در بنی اسرائیل اتفاق افتاد در امت من طابق النعل بالنعل به وجود خواهد آمد و دوازدهمین نفر از نسل من (37) ، غایب می شود و برای امت من زمانی می آید که از اسلام جز نامی و از قرآن جز اسمی نمی ماند، و در آن وقت خداوند به او اجازه خروج می دهد. او اسلام را پیروز و دین را تجدید می کند، بعد فرمود: خوشا! به حال کسی که آنان را دوست بدارد، وای بر دشمن دارنده آنان و خوشا! به حال کسی که به آنان چنگ بزند.
نعثل پس از شنیدن این سخنان بپا خاست و در محضر آن حضرت چنین خواند:
صَلَّی الْعَلِیُّ ذُو الْعُلی - عَلَیْکَ یا خَیْرَ الْبَشَرْ - اَنْتَ الْنَّبِیُّ الْمُصْطَفی - وَالْهاشِمِیُّ الْمُفْتَخَرْ - بِکُمْ هَدانا رَبُّنا - وَفِیکَ نَرجُو ما اُمِرْ - وَ مَعْشَرٌ سَمَّیْتَهُمْ - اَئِمَّةً اِثْنَی عَشَرْ حَباهُمْ رَبُّ الْعُلی - ثُمَّ صَفّاهُمْ مِنْ کَدَرْ - قَدْ فازَ مَنْ والاهُمْ - وَخابَ مَنْ عادی الزَّهَرْ - آخِرُهُمْ یسْقِی الظما - وَهُوَ اْلاِمامُ الْمُنْتَظَرْ - عِتْرتُکَ اْلاَخْیارُ لِی والتّابِعُونَ ما اُمِرْ - مَنْ کانَ عَنْهُمْ مُعْرِضاً - فَسَوفَ یُصْلی بِالسَّقَرْ - ناگفته نماند که در بعضی عبارات، میان ینابیع و فرائد، فرقی هست و ما سؤ ال و جواب فوق را از فرائد ترجمه کرده ایم.
13 - حافظ حنفی از جابر بن عبداللّه انصاری نقل کرده است که: جندل بن جنادة بن جبیر یهودی محضر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمد و گفت: یامحمَّد! من شب گذشته حضرت موسی را در خواب دیدم فرمود: ای جندل به دست محمَّد خاتم الانبیاء اس لام بیاور و به اوصیایی که بعد از او خواهند بود چنگ بزن. گفتم: اسلام می آورم. حمد خدا را که اسلام آوردم و خداوند مرا به وسیله تو هدایت کرد. بعد گفت یا رسول اللّه! از اوصیای خودت به من خبر ده تا به آنان تمسک نمایم، حضرت فرمود: اوصیای من بعد از من دوازده نفرند. جندل گفت: در تورات چنین یافته ایم یا رسول اللّه! آنها را نام ببرید، حضرت فرمود:
«اَوَّلُهُمْ سَیِّدُ اْلاَوْصِیاء اَبُو اْلاَئِمَّةِ عَلِیُّ ثُمَّ اِبْناهُ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ فَاسْتَمْسِکْ بِهِمْ وَلایَغُرَّنَّکَ جَهْلُ الْجاهِلِینَ، فَاِذا وُلِدَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ یَقْضِی اللّهُ عَلَیْکَ وَ یَکُونُ آخِرُ زادِشَرْبَةَ - لَبَنٍ تَشْرَبُهُ».

یعنی:

«اوّل آنان سید اوصیا و پدر امامان؛ علی بن أبی طالب سپس دو پسر او حسن و حسین اند. به آنان تمسک کن و جهالت جاهلان، مغرورت نکند و چون علی بن حسین به دنیا آمد خداوند مرگ تو را می رساند و آخرین توشه ات شیری خواهد بود که می نوشی».
جندل گفت: در تورات و در دیگر کتب انبیا علیهم السّلام یافته ایم که «ایلیا، شبر و شبیر» علی، حسن و حسین هستند، اینک بفرمایید بعد از حسین چه کسانند و نامهایشان چیست؟ حضرت فرمود:
«اِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَیْنِ فَالاِمامُ اِبْنُهُ عَلِیُّ وَ یُلَقَّبُ بِزَیْنِ الْعابِدِینَ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُلَقَّبُ بِالْباقِرِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ جَعْفَرٌ یُدْعی بِالصّادِقِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُوسی یُدْعی بِالْکاظِمِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ عَلِیُّ یُدْعی بِالرِّضا، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُدْعی بِالْتَقِیِّ وَالزَّکِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ عَلِیُّ یُدْعی بِالنَّقِیِّ وَالْهادِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ الْحَسَنُ یُدْعی بِالْعَسْکَرِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُدْعی بِالْمَهْدِیِّ وَالْقائِمِ وَالْحُجَّةِ، فَیَغِیبُ ثُمَّ یَخْرُج - فَاِذا خَرَجَ یَمْلاُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً...».

یعنی:

«وقتی که مدت امام حسین منقضی شد پس امام، فرزندش علی خواهد بود که ملقب به زین العابدین است، بعد از او فرزندش محمدباقر، بعد از او فرزندش جعفر صادق، بعد از او فرزندش موسی کاظم، بعد از او فرزندش علی که رضا خوانده می شود، بعد از او فرزندش محمد که به تقی و زکی و بعد از او فرزندش علی که به نقی و هادی خوانده می شود؛ بعد از او فرزندش حسن عسکری، بعد از او محمّد که مهدی، قائم و حجّت خوانده می شود، غایب می شود سپس خروج می کند، زمانی که خارج شود، زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود همانطور که از ظلم و جور پر شده است...».

بعد اضافه فرمود:

خوشا به حال آنانکه در غیبت او صبر می کنند، خوشا به حال کسانی که در محبت آنان دایمی خواهند بود. آنان همان اهل تقوا هستند که خدا فرموده: (... هدًی لِلْمُتَّقِینَ ، الَّذِینَ یُؤ مِنُونَ بِالْغَیْبِ...) (38) و فرموده: (اُولئِکَ حِزبُ اللّه اَلا اِنَّ حِزبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ). جندل گفت: حمد خدا را که مرا به معرفت آنان موفق فرمود. (39) .
جندل تا ولادت امام زین العابدین زنده بود، آنگاه به طائف رفت و در آنجا مریض شد و شیری آشامید، سپس گفت: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به من خبر داده که آخرین طعام من از دنیا شیری خواهد بود، آنگاه وفات کرد و در طائف در محلی به نام «کوزاره» به خاک سپرده شد.
14 - شعرانی شافعی مصری درکتاب «الیواقیت والجواهر» (40) و محمد صبان در کتاب اسعاف الراغبین (41) و عدوی حمزاوی مالکی مصری در کتاب مشارق الانوار (42) از فتوحات مکیّه محی الدین بن عربی نقل کرده اند (43) که می گوید:
«اِعْلَمُوا اَنَّه لابُدَّ مِنْ خُرُوجِ الْمَهْدِیِّ علیه السّلام لکِنْ لا یَخْرُجُ حَتّی تَمْتَلِی ءَ اْلاَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً فَیَمْلَؤُها قِسْطاً وَعَدْلاً وَهُوَ مِنْ عِتْرَةِ رَسُولِاللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ رَضِیَاللّه تَعالی عَنْها، جَدُّهُ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ وَوالِدُهُ الاِمامُ حَسَنُ الْعَسْکَرِیُّ اِبْنُ اْلاِمامِ عَلِیٍّ النَّقِیِّ (بِالْنُّونِ) اِبْنِ الاِمام مُحَمَّدٍ التَّقِیِّ (بالتاء) اِبْنِ الاِمام عَلِی الْرِّضا، اِبْنِ الاِمام مُوسیَ الْکاظِمِ اِبْنِ اْلاِمام جَعْفَرٍ الصّادِقِ، اِبْنِ اْلاِمامِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ، اِبْنِ الاِمامِ زَیْنِ الْعابِدِینَ، عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، اِبْنِ الاِمامِ الْحُسَیْنِ، اِبْنِ اْلاِمامِ عَلِیِّ بْنِ أبِی طالِبٍ رَضِیَ اللّه تَعالی عَنْهُمْ، یُواطِئُ اِسْمُهُ اِسْمَ رَسُولِاللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یُبایِعُهُ الْمُسْلِمُونَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ...».

یعنی:

«بدانید مهدی موعود، ناچار ظهور خواهد کرد ولی ظهور نمی کند تا زمین از ظلم پر شود، سپس او با عدل و داد پر نماید، او از اهل بیت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و از نسل فاطمه علیها السلام است، جدّ او حسین بن علی و پدرش امام حسن عسکری است که او پسر امام علی النقی (با نون) و او پسر امام محمد تقی (با تاء) و او پسر امام رضا و او پسر امام کاظم و او پسر امام صادق و او پسر امام باقر و او پسر امام زین العابدین و او پسر امام حسین و او پسر امام علی بن ابی طالب - صلوات اللّه علیهم - است، نامش نام رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می باشد، مسلمانان در مکّه میان رکن و مقام ابراهیم با او بیعت خواهند کرد».
نا گفته نماند که شعرانی در الیواقیت و الجواهر می گوید: محی الدین بن عربی این سخن را در باب 366 از فتوحات مکیه گفته است و باب مذکور در فتوحات چنین است: «الباب السادس و الستون وثلثمأة فی معرفة منزل وزراء المهدی الظاهر فی آخرالزمان الذی بشّربه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وهو من اهل البیت».
اما در این باب که در باره مهدی موعود علیه السّلام صحبت شده عبارت بالا وجود ندارد، احتمال دارد دست جعل و افترا آن را در وقت چاپ برداشته باشد ولی این در استدلال ما نقصی وارد نمی کند؛ زیرا سه دانشمند فوق که از مشاهیر اهل سنت هستند به طور مقبول آن را نقل کرده اند و اگر مورد قبولشان نبود نقل نمی کردند و به شدّت ردّ می نمودند. وانگهی نظیر این سخن از بسیاری از علما در دست است که ذیلاً نقل خواهد شد.

15 - شیخ عبداللّه شبراوی شافعی مصری می گوید:

«وَ قَدْ اَشْرَقَ نُورُ هذِهِ السِّلْسِلَةِ الْهاشِمیَّةِ وَالْبَیضَةِ الطّاهِرَةِ الْنَّبَوِیَّةِ وَالْعِصابَةِ الْعَلَوِیَّةِ وَهُمْ اِثْنا عَشَرَ اِماماً مَناقِبُهُمْ عَلِیَّةٌ وَصِفاتُهُمْ سَنِیَّةٌ وَ نُفُوسُهُمْ شَرِیفَةٌ اَبِیّةٌ وَاَرُومَتُهُمْ کَرِیمَةٌ مُحَمَّدِیَّةٌ وَهُمْ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِی الهادِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ بْنِ عَلِی الرِّضَا بْنِ مُوسی الْکاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ بْنِ عَلِی زَیْنِ الْعابِدِینَ ابْنِ الاِمامِ الْحُسَیْنِ اَخِی الاِمامِ الْحَسَنِ وَلَدی اللّیْثِ الْغالِبِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ رَضِیَ اللّه تَعالی عَنْهُمْ اَجْمَعِینَ». (44) .

یعنی:

«نور این سلسله هاشمیّه و خاندان پاک نبوّت و جمعیت علوی، گسترش یافته است آنان دوازده نفر امامند، مناقب و فضایلشان والا و اوصافشان عالی و نفوسشان شریف و منیع و حسبشان بزرگوار و محمَّدی است و آنان عبارتند از: محمَّد حجَّة بن الحسن... علیهم السّلام».
این کلمات پاک و عبارات دلپذیر، نشان می دهد که امامان دوازده گانه علیهم السّلام در نظر بزرگان، ثابت، روشن و آشکار بوده است وگر نه به طور ارسال مسلّم چنین چیزی نمی گفتند.
16 - شعرانی شافعی مصری بعد از اشاره به خروج دجّال و نزول عیسی علیه السّلام و امثال آن نقل می کند:
«فَهُناکَ یُتَرَقَّبُ خُرُوجُ الْمَهْدِیِّ علیه السّلام وَ هُوَ مِنْ اَوْلادِ حَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ وَمَوْلِدُهُ علیه السّلام لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبان سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِینَ وَمأتَیْنِ وَهُوَ باقٍ اِلی اَنْ یَجْتَمِعَ بِعِیسی بْنِ مَرْیَمَ فَیَکُونَ عُمُرُهُ اِلی وَقْتِنا هذا - وَهُوَ سَنَةُ ثَمانٍ وَخَمْسِینَ وَتِسِْمِأةٍ - سَبْعَمِأةِ سَنَةٍ وَسِتَّ سِنِینَ...» (45) .

یعنی:

«آن وقت خروج مهدی علیه السّلام انتظار می رود و او از اولاد حسن عسکری است، ولادتش در شب نیمه شعبان سال 255 بوده و او زنده است تا با حضرت عیسی بن مریم در یک زمان باشند و عمرش تا امروز که سال 958 است 706 سال می شود (ناگفته نماند که عمر حضرت 703 سال می شود»).
همین کلام را شبلنجی نقل کرده است (46) و کلام شبلنجی در تعیین مهدی موعودصلوات اللّه علیه - چنانکه می بینیم، صریح است و قابل تأویل نیست.
17 - سید مؤ من شبلنجی فرموده است که: وفات ابو محمَّد حسن بن علی عسکری در روز جمعه هشتم ربیع الاوّل در سال 260 بود و از فرزندان فقط پسرش محمَّد را بعد از خود گذاشت و بعد می گوید:
«فَصْلٌ فِی ذِکْرِ مَناقِبِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِیٍّ الْهادِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ بْنِ عَلِیٍّ الْرِّضا بْنِ مُوسیَ الْکاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الْصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ بْنِ عَلِی زَیْنِ الْعابِدِینَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ رَضِی اللّه عَنْهُمْ، اُمُّهُ اُمُّ وَلَدٍ یُقالَ لَها نَرْجِسُ وَقِیلَ صَیْقَلُ وَقِیلَ سُوْسَنُ وَکُنْیَتُهُ اَبُوالْقاسِمْ وَلَقَّبَهُ الاِمامِیَّةُ بِالْحُجَّةِ وَالْمَهْدِیِّ وَالْخَلَفِ الْصّالِحِ وَالْقائِمِ وَالْمُنْتَظَرِ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَاَشْهَرُها اَلْمَهْدِیُّ...». (47) .
در اینجا باز می بینیم این عالِم بزرگوار از هر دوازده نفر نام می برد و امامان علیهم السّلام را مانند شیعه بیان می کند و خدا می داند که اگر او زنده بود و از وی سؤ ال می شد که بنابر این نقل و بنا بر احادیث گذشته، منظور رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از مهدی موعود و منتظر، کدام کس بود، چاره ای نداشت جز اینکه بگوید همان است که شیعه می گوید.
ناگفته نماند که اکثر عبارات بزرگان اهل سنّت که در فصل «ولادت مهدی علیه السّلام» نقل خواهد شد، گذشته از ولادت وی، امام دوازدهم و مهدی موعود بودن و فرزند امام حسن عسکری بودن را نیز می رسانند.
18 - حافظ حنفی می گوید: در مناقب از ابو طفیل عامر بن وائله نقل شده و او بالاتفاق آخرین صحابی است که از دنیا رفته و از علی بن ابی طالب - رضی اللّه عنه - نقل کرده که فرمود:
«قالَ رَسُولُ اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یا عَلِیُّ اَنْتَ وَصِیِّی، حَرْبُکَ حَرْبِی وَسِلْمُکَ سِلْمِی وَاَنْتَ اْلاِمامُ وَ اَبُو اْلائَّمةِ اْلاِحْدی عَشَرَ الّذینَ هُمُ الْمُطَهَّرُونَ الْمَعْصُومُونَ وَ مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلاُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً...». (48) .

یعنی:

«رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یا علی! تو وصیّ منی، جنگ با تو جنگ با من است، مسالمت با تو مسالمت با من است، تو امام و پدر امامان یازده گانه هستی همانان که مطهر و معصومند و از آنان «مهدی» است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد».
19 - شیخ الاسلام و محدّث کبیر حمّوئی شافعی به سند خود از جابر بن عبداللّه انصاری نقل کرده که گفت: به محضر فاطمه بنت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شدم، پیش رویش لوحی قرار داشت که نزدیک بود نورش چشم را خیره کند و در آن دوازده نام بود؛ سه نام در ظاهرش، سه نام در باطنش، سه نام در آخرش و سه نام در حاشیه اش، آنان را شمردم دوازده تا بود، گفتم: اینان نامهای چه کسانند؟ فرمود:
«هذِهِ اَسْماءُ اْلاَوْصِیاءِ اَوّلُهُمْ اِبْنُ عَمِّی وَاَحَدَ عَشَرَ مِنْ وِلْدِی آخِرُهُمْ الْقائِمُ. قالَ جابِرُ: فَرأَیْتُ فِیْها مُحَمَّداً، مُحَمَّداً، مُحَمَّداً فِی ثلاثَةِ مَواضِعَ وَعَلِیّاً (و) عَلِیّاً (و) عَلِیّاً (و) عَلِیّاً فِی اَرْبَعَةِ مَواضِعَ». (49) .

یعنی:

«اینها نامهای اوصیا و جانشینان رسول خداست، اول آنان پسر عمویم می باشد و بقیه یازده نفر از فرزندان من که آخر آنان قائم آنان است. جابر گوید: در آن لوح سه تا نام محمَّد و چهار تا نام علی دیدم».
20 - و نیز در فرائد السمطین (50) به سند خویش از جابر بن عبداللّه انصاری، نقل می کند که ابو جعفر محمد باقر علیه السّلام در وقت احتضار، جابر بن عبداللّه انصاری را خواست و فرمود: یاجابر! آنچه در آن صحیفه دیده ای برای ما تعریف کن، گفت: آری به محضر بانویم فاطمه دختر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شدم تا ولادت حسین علیه السّلام را به ایشان تبریک بگویم، در دستش صحیفه ای بود از درّ سفید. گفتم: یا سیّدة النسوان! این صحیفه چیست که در دست شما می بینم؟ فرمود: در آن نامهای امامان است از فرزندان من، گفتم: آنها را بدهید نگاه کنم. فرمود: ای جابر! اگر اجازه بود می دادم ولی نهی شده که جز پیامبر یا وصی پیامبر یا اهل بیت پیامبر کسی به آن دست بزند، ولی تو می توانی از ظاهر، به باطن آن نگاه کنی، جابر می گوید: نگاه کرده چنین خواندم:
ابوالقاسم محمَّد بن عبداللّه مادرش آمنه.
ابوالحسن علی بن ابی طالب مرتضی، مادرش فاطمه دختر اسد، پسر هاشم پسر عبد مناف.
ابو محمَّد حسن بن علی و ابو عبداللّه حسین بن علی تقی، مادرشان فاطمه دختر محمَّد.
ابو محمَّد علی بن حسین عادل، مادرش شاه بانویه دختر یزدجرد شاهنشاه.
ابوجعفرمحمَّدبن علی باقر،مادرش ام عبداللّه دخترحسن بن علی بن ابی طالب.
ابو عبداللّه جعفر بن محمَّد صادق، مادرش ام فروه دختر قاسم فرزند محمَّد بن ابی بکر.
ابو ابراهیم موسی بن جعفر ثقه، مادرش کنیزی است به نام حمیده.
ابو الحسن علی بن موسی رضا، مادرش کنیزی است به نام نجمه.
ابوجعفر محمد بن زکّی، مادرش کنیزی است به نام خیزران.
ابو الحسن علی بن محمَّد امین، مادرش کنیزی است به نام سوسن.
ابو محمَّد حسن بن علی رفیق، مادرش کنیزی است به نام سمانه.
ابو القاسم محمَّد بن الحسن، او حجّت خدا و قائم آل محمَّد است. مادرش کنیزی است به نام نرجس - صلوات اللّه علیهم اجمعین -.
21 - حمّوئی در فرائد السمطین به سند خویش از «سلیم بن قیس هلالی» نقل می کند که:
در زمان خلافت عثمان، علی علیه السّلام را در مسجد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با جماعتی دیدم که در باره فضایل قریش و انصار صحبت می کردند... در حلقه آنان بیش از دویست مرد بود از جمله: سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمان بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، ابوذر، هاشم بن عتبه، ابن عمر، حسن و حسین علیهماالسّلام، ابن عباس، محمد بن ابی بکر، عبداللّه بن جعفر، ابیّ بن کعب، زید بن ثابت و... (علی علیه السّلام) گفت: شما را به خداوند قسم می دهم آیا می دانید که وقتی این آیات نازل شد:
- (یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اَطِیعُوااللّه وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولی الاَمْرِ مِنْکُمْ...) (51) .
- (اِنّما وَلیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا اَلَّذینَ یُقیِمُونَ الْصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ) (52) .
- (اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمّا یَعْلَمِ اللّهُ اَلَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنینَ وَلِیجَةٍ...) (53) .
مردم گفتند: ای رسول خدا! اینها در خصوص بعضی از مؤ منان است یا عام بوده و شامل همه مؤ منان می شود؟ پس خداوند عزَّوجلّ به پیامبرش امر نمود که ولات امر آنان را به ایشان تعلیم نماید و ولایت را برایشان تفسیر کند همانگونه که نماز، زکات و حج آنان را تفسیر نموده است. پس مرا در «غدیر خمّ» به امامت مردم منصوب نمود و سپس خطبه خواند... و فرمود: «اَیُّهَا النّاسُ! أَتَعْلَمُونَ اَنَّ اللّهَ عزَّوجلّ مَوْلایَ وَ اَناَ مَوْلی الْمُؤْمِنینَ وَاَناَ اَوْلی بِهِمْ مِنْ اَنْفُسِهِمْ؟ قالُوا: بَلی یا رَسُولَاللّه! قالَ: قُمْ یا عَلِیُّ! فَقُمْتُ فَقالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعلِیُّ هذا مَوْلاهُ اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ».

یعنی:

«ای مردم! آیا می دانید که خداوند عزَّوجلّ مولای من است و من مولای مؤ منان و من از خودشان به ایشان اولی هستم؟ گفتند: بلی ای رسول خدا! آنگاه فرمود: بپا خیز یاعلی! من بپا خاستم، فرمود: هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست، پروردگارا! دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن بدارد».
آنگاه سلمان برخاست و گفت: «ای رسول خدا! چگونه ولایتی است؟».
حضرت فرمود: «ولایتی مانند ولایت من، هر کس که من به او از خودش سزاوارترم، پس علی هم به او از خودش سزاوارتر است».
سپس خداوند آیه: (... اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دیِنَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضیتُ لَکُمُ اْلاِسْلامَ دیِناً...) (54) را نازل نمود، پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تکبیر گفت و فرمود: اللّه اکبر! اتمام و اکمال نبوّت من و دین خداوند بعد از من، ولایت علی است. ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: ای رسول خدا! این آیات در خصوص علی است؟! (فرمود:)
«بَلی، فیهِ وَ فِی اَوْصِیائِی اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ. قالا یا رَسُولَاللّه! بَیِّنْهُمْ لَنا. قالَ: عَلِیُّ اَخِی وَوَزیِری وَوارِثِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی فِی اُمَّتِی وَوَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی. ثُمَّ ابْنِیَ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وِلْدِ اِبْنیَ الْحُسَیْنِ واحِداً بَعْدَ واحِدٍ. الْقُرآنُ مَعَهُمْ وَهُمْ مَعَ الْقُرآنِ لا یُفارِقُونَهُ وَلا یُفارِقُهُمْ حَتّی یَرِدُوا عَلیَّ الْحَوْضَ».

یعنی:

«حضرت فرمود: بلی در خصوص علی و اوصیای من است تا روز قیامت. (عمر وابوبکر) گفتند: ای رسول خدا! اوصیای خود را برای ما بیان کن، حضرت فرمود: علی است که برادرم و وزیرم و وارثم و وصیّم و جانشینم در امتم و سرپرست هر مؤ منی بعد از من می باشد، سپس پسرم حسن و بعد حسین و بعد نُه نفر از فرزندان پسرم حسین، یکی پس از دیگری خواهند بود، قرآن با آنان است و آنان با قرآن، از قرآن جدا نمی شوند و قرآن هم از آنان جدا نمی شود تا اینکه در حوض بر من وارد گردند».
آنگاه همه (افراد حاضر در آن نشست) گفتند: «بله، ما این را شنیده ایم و شاهد بودیم همانگونه که گفتی».
و بعضی از آنان گفتند: «ما مقدار زیادی از آنچه را گفتی در حفظ داریم ولی همه آن را حفظ نیستیم و این افراد که (همه آنها را) به یاد دارند، اخیار و افاضل ما هستند».
شیخ الاسلام حمّوئی در ادامه نقل می کند که: آنگاه (علی علیه السّلام) فرمود: شما را به خداوند قسم می دهم! آیا می دانید که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم برای خواندن خطبه ای بپا خاست و فرمود: «یا اَیّها النّاسُ اِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الْثِّقْلَیْنِ کِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی فَتَمَسَّکُوا بِهِما لَنْ تَضِلُّوا فَاِنَّ الْلَّطِیفَ (الْخَبِیرَ) اَخْبَرنِی وَعَهِدَ اِلیَّ اَنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلیَّ الْحَوْضَ».

یعنی:

«پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: ای مردم! من میان شما دو چیز با ارزش به امانت می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم، پس اگر به آن دو چنگ بزنید، هرگز گمراه نمی شوید، خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده و عهد کرده است که آن دو از هم جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند».
آنگاه عمر بن خطاب برخاست و گفت: ای رسول خدا! آیا همه اهل بیت شما چنین اند؟
حضرت فرمود: «نه ولیکن اوصیای من از آنان: اَوَّلُهُمْ اَخِی وَ وَزیرِی وَوارِثِی وَ خَلِیفَتِی فِی اُمَّتِی وَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی هُوَ اَوَّلُهُمْ ثُمَّ ابْنِی الْحَسَنُ، ثُمَّ اِبْنَی الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنَ وُلْدِ الْحُسَیْنِ واحِداً بَعْدَ واحِد حَتّی یَرِدُوا عَلیَّ الْحَوْضَ (هُمْ) شُهَداءُاللّهِ فِی اَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلی خَلْقِهِ وَ خُزّانُ عِلْمِهِ وَ مَعادِنُ حِکْمَتِهِ، مَنْ اَطاعَهُمْ اَطاعَ اللّهَ وَ مَنْ عَصاهُمْ عَصَی اللّهَ».

یعنی:

«اوّلین آنان برادرم و وزیرم و وارثم و جانشینم در امتم و سرپرست هر مؤ منی بعد ازمن است، پس از او پسرم حسن، سپس پسرم حسین، و پس از حسین نُه نفر از فرزندان وی یکی بعد از دیگری تا در حوض بر من وارد شوند، آنان شاهدان خدا در زمین اند و حجّت خدا بر خلقش می باشند، آنان خزّان علم او و معادن حکمتش هستند، هر کس از آنان اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند، خدا را سرپیچی کرده است».
«فَقالُوا کُلّهُمْ نَشْهَدُ اَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قالَ ذلِکَ». (55) .

یعنی:

آنگاه حاضران گفتند ما شهادت می دهیم که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم این مطالب را گفته است.
در این روایت نیز تصریح شده که امام زمان علیه السّلام شخصی است معیّن و از فرزندان امام حسین علیه السّلام می باشد.

22 - علامه شیخ هاشم بن سلیمان می گوید:

«عَنْ جابِرِ الْجُعْفِیِّ قالَ: قُلْتُ لِلْباقِرِ - رَضِی اللّهُ عَنْهُ: یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ اِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ: اِنَّ اللّه تَعالی جَعَلَ اْلاِمامَةَ فِی عَقِبِ الْحُسَیْنِ - رضی اللّه عنه - قالَ: یاجابِرُ! اِنَّ اْلاَئِمَّةَ هُمُ الَّذینَ نصَّ عَلَیْهِمْ رَسُولُاللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بِامامَتِهِمْ وَهُمْ اِثْنا عَشَرَ وَقالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِی اِلیَ السَّماء وَجَدْتُ أَسْماءَهُمْ مَکْتُوبَةً عَنْ ساقِ الْعَرْشِ بِالنُّورِ اِثْنَیْ عَشَرَ اِسْماً اَوَّلُهُمْ عَلِیُّ وَسِبْطاهُ وَعَلِیُّ وَمُحَمَّدٌ وَجَعْفَرٌ وَمُوسی وَعَلِیُّ ومُحَمَّدٌ وعَلِیُّ وَالْحَسَنُ وَمُحَمَّدٌ الْقائِمُ الْحُجَّةُ الْمَهْدِیُّ عَلَیْهِمُالسَّلامُ». (56) .

یعنی:

«جابر جعفی می گوید به (امام) باقر - رضی اللّه عنه - گفتم: ای پسر رسول خدا! عده ای می گویند خداوند امامت را در نسل حسین - که رضوان خدا بر او باد - قرار داده، فرمود: ای جابر! امامان همانهایند که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به امامتشان تصریح کرده و آنان دوازده نفرند. و (رسول خدا) فرمود: وقتی به آسمان برده شدم، اسامی آنان را در ساق عرش مکتوب یافتم که با نور نوشته شده بود. دوازده اسم بود که اوّل آنها علی و دو فرزندش و علی و محمَّد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و محمَّد قائم مهدی علیهم السّلام بودند».
این حدیث نیز دلالت بر «مهدی» معیّن دارد.
23 - علامه فاضل الدین محمد بن محمد بن اسحاق حموینی از ابوذر و سلمان و دیگران نقل کرده است که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به علی علیه السّلام فرمود:
«ای علی! تو بعد از من جانشین من و امیر مؤ منان و امام پرهیزکاران و حجّت خدا بر خلق هستی، بعد از تو یازده امام از فرزندان و ذریّه تو یکی بعد از دیگری تا روز قیامت امام خواهند بود، آنان کسانی هستند که خداوند طاعت ایشان را به طاعت خویش و من، قرین ساخته است، چنانچه فرموده: (اَطِیعُوااللّهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ واُولِی اْلاَمْرِ مِنْکُمْ).
(علی علیه السّلام) گفت: «ای رسول خدا! بَیِّنْ بِی اِسْمَهُمْ، قالَ: اِبْنِی هذا، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الْحسنِ، ثُمَّ اِبْنِی هذا، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ سَمِیُّکَ یا عَلِیُّ وَهُوَ سَیِّدُ الزُّهّادِ وَزَیْنُ الْعابِدِینَ، ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ سَمِیِّی باقِرُ عِلْمِی وَ خازِنُ وَحْیِ اللّه تعالی وَ سَیُولَدُ فِی زَمانِکَ فَاَقْرَئهُ یا أَخِی مِنّی السَّلام، ثُمَّ یُکْمَلُ اَحَدَ عَشَرَ اِماماً مَعَهُمْ وِلْدُکَ مَعَ مَهْدِیِّ اُمَّتِی مُحَمَّدٍ الَّذِی بِهِ یَمْلاُ اللّهُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً». (57) .

یعنی:

«ای رسول خدا! اسم ایشان را برایم بیان کن. (پیامبر) فرمود: این پسرم، سپس دستش را بر سر حسن گذاشت، سپس این پسرم، و دستش را بر سر حسین گذاشت، بعداً همنام تو ای علی و او آقای زاهدان و زینت عابدان است، سپس پسرش محمد همنام من که باقر علم من و خازن وحی خداوند تعالی است وی در زمان تو متولد خواهد شد، ای برادرم! سلام مرا به او برسان! سپس شمار آنان به همراه فرزندان تو با افزودن مهدی امتم «محمَّد» به یازده نفر کامل می گردد. همان کسی که خداوند به وسیله او زمین را از عدل و داد پر می کند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است».
ناگفته نماند چنانکه بارها گفته شد منظور از نقل این احادیث از کتب برادران اهل سنّت آن است که بدانیم مهدی موعود علیه السّلام فرزند نُهم امام حسین و فرزند چهارم امام رضا و فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسکری علیهم السّلام می باشد. به عبارت دیگر: او یک انسان تعیین شده از طرف رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است نه اینکه بگوییم: هنوز متولد نشده و بعداً متولد خواهد شد و نمی دانیم کدام کس از نسل فاطمه و حسین علیهماالسّلام است.

پی نوشتها :

(1) منظور ما از «مهدی نوعی» همین است وگرنه اهل سنّت نیز آن حضرت را فاطمی و حسینی می دانند.
(2) شبراوی، الاتحاف، باب خامس، ص 180 ذیل فصل: الثانی عشر من الائمة ابوالقاسم محمَّد.
(3) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.
(4) همان مدرک، ج 7، ص 59، ذیل خطبه 92.
(5) همان مدرک، ج 7، ص 94، ذیل خطبه 99.
(6) محمد صالح حسینی ترمذی، مناقب مرتضوی، باب دوّم، ص 139.
(7) عبداللّه بسمل، ارجح المطالب فی عدّ مناقب اسداللّه الغالب، ط لاهور، در باب منحصر بودن امامت در دوازده نفر، ص 436، حدیث 4.
(8) مقتل الحسین، خوارزمی، ج 1، الفصل السابع فی فضائل الحسین، ص 146.
(9) فرائد السمطین، ج 2، ص 132، حدیث 430.
(10) همان مدرک، ج 2، ص 313، حدیث 563.
(11) ینابیع المودّه، باب 58، ص 258.
(12) فرائد السمطین، باب 77، ص 445.
(13) الاتحاف بحب الاشراف، ط ادبیّه مصر، ص 146 و 165.
(14) فصول المهمّه، فصل 8، ص 265.
(15) فرائد السمطین، ج 2، ص 337، حدیث 591.
(16) سوره اعراف، آیه 187.
(17) ینابیع المودّه، باب 80، ص 454.
(18) فرائد السمطین، ج 2، ص 336، حدیث 590.
(19) «اگر ما اراده کنیم، از آسمان برآنان آیه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!»، (سوره شعراء، آیه 4).
(20) ینابیع المودّه، باب 80، ص 454 و باب 86، ص 471.
(21) فصول المهمه، فصل ثانی عشر، ص 309 و 310.
(22) فرائد السمطین، ج 2، ص 319، حدیث 571.
(23) مقتل الحسین، ج 1، فصل سابع فی فضائل الحسن والحسین، ص 96.
(24) ابن اثیر در «اسدالغابه» می گوید: ابوسلمی چوپان شتران رسول خداصلّی اللّه علیه و آله و سلّم بود، نامش را «حریث» گفته اند. ابن حجر نیز در «الاصابه» چنین گفته است. ناگفته نماند حدیث فوق را در فرائد از خوارزمی نقل کرده است.
(25) سوره بقره، آیه 285.
(26) درنسخه فرائد «شبح» ودرنسخه مقتل خوارزمی «من سنخ نورمن نوری» است.
(27) ینابیع المودّه، باب 93، ص 487.
(28) مقتل الحسین، ج 1، فصل سابع فی فضائل الحسن و الحسین، ص 94.
(29) فرائد السمطین، ج 2، ص 321، حدیث 572.
(30) درکتاب مقتل الحسین لفظ«الذائد»با«ذاء»است یعنی:دورکننده دشمنان ازحوض.
(31) «وارد» کسی است که قبل از قافله وارد محلی می شود نظیر «فارسلوا واردهم فأدلی دلوه».
(32) ینابیع المودّه، باب 94، ص 494.
(33) فرائد السمطین، ج 2، ص 133، ذیل حدیث 431.
(34) ینابیع المودّه، باب 76، ص 441. ناگفته نماند حافظ قندوزی آن را در ینابیع از فرائد السمطین نقل می کند ما آن را از فرائد ترجمه می کنیم.
(35) عبارت ینابیع این است: «فیکون اوصیائه بعده اثنی عشر...» این صحیح است؛ زیرا علی علیه السّلام از صلب آن حضرت نیست.
(36) در ینابیع «قرسیطا» است.
(37) عبارت عربی «الثانی عشر من ولدی» است آن از باب تغلیب و یا باید به جای «ولدی»، لفظ «اوصیائی» باشد.
(38) سوره بقره، آیه 1 و 2.
(39) ینابیع المودّه، باب 76، ص 442.
(40) الیواقیت والجواهر، ج 2، المبحث الخامس والستون.
(41) اسعاف الراغبین، حاشیه نور الابصار، ص 141.
(42) مشارق الانوار، الفصل الثانی فی المهدی...، ص 112.
(43) نا گفته نماند که: ظهور هر سه کتاب فوق آن است که هر یک مستقلاً از فتوحات ابن عربی نقل کرده اند نه اینکه صبّان و حمزاوی از شعرانی و او از ابن عربی نقل کرده باشد، به هر سه کتاب رجوع شود.
(44) الاتحاف بحبّ الاشراف، آخر باب خامس، ص 180.
(45) الیواقیت و الجواهر، ج 2، المبحث الخامس والستون.
(46) نورالابصار، ص 170، به نقل از: یواقیت و جواهر.
(47) نورالابصار، آخر فصل: ذکر مناقب الحسن الخالص بن علی...، ص 168.
(48) ینابیع المودّه، باب شانزدهم، ص 85.
(49) فرائد السمطین، ج 2، ص 139، حدیث 435.
(50) فرائد السمطین، ج 2، ص 140، ذیل حدیث 435.
(51) سوره نساء، آیه 59.
(52) سوره مائده، آیه 55.
(53) سوره توبه، آیه 16.
(54) سوره مائده، آیه 3.
(55) فرائد السمطین، ج 1، باب 58، حدیث 250، ص 312 - 318.
(56) المحجة علی ما فی ینابیع الموده، ص 427، چاپ اسلامبول، به نقل از احقاق الحق و ازهاق الباطل، تألیف قاضی نوراللّه حسین، ج 13، ص 56.
(57) مناهج الفاضلین، ص 239 به نقل از احقاق الحق، تألیف قاضی نوراللّه حسین، ج 13، ص 68.

ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ق‍رش‍ی

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


آیا در احادیث، دلیلى بر رجعت وجود دارد؟

بله! احادیث درباره رجعت بسیار است که آنها را به دو قسمت تقسیم کنیم:

1 - احادیث تصریح کننده به رجعت.
2 - زیارت‏هایى که به وسیله آنها، ایمه‏علیهم السلام، زیارت مى‏شوند و دعاهایى که در مناسبت‏ها خوانده مى‏شوند.
هر دو قسمت براى استدلال بر رجعت، صلاحیت دارند؛ اما استدلال به احادیث روشن است و زیارت‏ها هم، چون از ایمه‏علیهم السلام روایت شده‏اند؛ پس آنها نیز احادیث هستند.
در ادامه، بعضى از احادیث - که در اصل رجعت روایت شده‏اند - را بیان مى‏کنیم:
مامون عباسى از امام رضاعلیه السلام پرسید: یا اباالحسن! ما تقول فی الرجعه؟
فقال‏علیه السلام: «انهاالحق، قد کانت فی الامم السالفه و نطق بها القرآن و قد قال رسول الله‏صلى الله علیه وآله: یکون فی هذه الامه کل ما کان فی الامم السالفه، حذو النعل بالنعل.»
:اى اباالحسن‏علیه السلام! درباره رجعت چه مى‏گویى؟
امام فرمود: «رجعت، حق است که در امت‏هاى گذشته بوده، قرآن درباره آن سخن گفته است و رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: هر چه در امت‏هاى پیشین بوده، در این امت هم خواهد بود، عین همان.»(1)
امام صادق‏علیه السلام فرمود: «ایام الله ثلاثه: یوم یقوم القایم و یوم الکره (ای الرجعه) و یوم القیامه.»
«ایام الله، سه روز است: روز قیام قایم‏علیه السلام، روز رجعت و روز قیامت.»(2)

پی نوشت ها:

1) بحار؛ مجلسى؛ ج 53، ص 39؛ به نقل از عیون اخبار رضاعلیه السلام.
2) بحار؛ مجلسى؛ ج 53، ص 63.

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 



آفتاب صبحگاه

وقتی آفتاب صبحگاه، نگاه گرم و مهربانش را عادلانه تقسیم می‌کند
و روشنایی پاکش را صمیمانه با ما در میان می‌گذارد
تو را به یاد می‌آوریم
ای آفتاب امامت و معرفت!
ای نجات بخش آدمیان از گرداب ضلالت!
تو را به یاد می‌آوریم و بهاری را که با آمدن تو بر پا می‌شود!
ای همزاد سپیدة ناب
و ای هم نفس آفتاب!
سر از افق غیبت برآر تا شکوفة زرّین بامداد ظهورت شور و شعف بیافریند و دولت مهدوی ات یادآور عهد محمّدی باشد.
ای ولیّ اعظم حق!
ای مظهر کمال مطلق!
بپذیر که دل را از محبتت سرشار کنیم
و با تولّای تو در بارگاه حق کسب اعتبار نماییم.
بپذیر که هر صبح و شام با زمزمه ای عاشقانه به پیشگاه تو ابراز ارادت کنیم
و با واژه هایی آسمانی، روزان و شبانمان را سرشار از معنویت سازیم
«اللهم عجّل فی فرج مولانا صاحب الزّمان»
«همای بخت من آن لحظه بال بگشاید
که در حریم وصالت دمی بیاساید
عجب فراق تو عشاق را پریشان کرد
بشیر کی خبر آردکه یار می‌آید؟»
mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


توقیعات صادر شده از ناحیه امام زمان به افتخار عثمان بن سعید

1- شیخ صدوق در «کمال الدین» می نویسد: این توقیع به افتخار عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه صادر شده است. این توقیع را سعد بن عبدالله اشعری روایت کرده است. شیخ ابوعبدالله جعفر - رضی الله عنه - می گوید: من آن را به خط سعد بن عبدالله اشعری - رضی الله عنه - دیده ام و توقیع این است که:
«خداوند شما دو نفر را در راه بندگی خود موفق و بر دین مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودی اوست،نیکبخت گرداند. آنچه گفته بودید که «میثمی» از «مختار» و گفتگویش با شخصی که او را ملاقات کرده بود و استدلال کرده بود که پدرم امام حسن عسکری (ع) جانشینی غیر از جعفر بن علی (جعفر کذاب) ندارد و او هم امامت او را تصدیق کرده است، به ما رسید؛ و از تمام مضمون مکتوبی که از آنچه دوستان شما درخصوص او به شما خبر داده بودند، به وی نوشته اید، مطلع شدیم. من از نابینایی بعد از روشنی و از ضلالت بعد از هدایت و از عواقب سوء اعمال و فتنه های خطرناک به خدا پناه می برم. خداوند عزوجل می فرماید:
«الم، احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون»: آیا مردم گمان کردند ما آنها را به مجرد اینکه گفتند: ایمان آوردیم، رها می کنیم، و دیگر امتحان نخواهند شد. (1) .
چگونه است که به فتنه افتاده در وادی سرگردانی گام می سپارند؟ و به چپ و راست منحرف می شوند؟ از دین خود دوری گزیده اند یا در دین خود دچار تردید شده اند؟ با حق در آویخته اند یا از روایات صحیح و درست بی خبرند؟ یا آگاهند و خود را به فراموشکاری می زنند؟! مگر نمی دانند که زمین هرگز خالی از حجت نخواهد بود؟ یا ظاهر و آشکار و یا غایب و پنهان! مگر نمی دانند که امامهای آنها، بعد از رسول اکرم (ص) یکی پس از دیگری به طور منظم آمده و رفته اند. تا نوبت به امام پیشین - یعنی، پدر بزرگوارش امام حسن عسکری (ع) - رسید، که به فرمان خدا به این مقام منصوب شد و بر جای پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوی حق و صراط مستقیم رهنمون گردید. او نیز قدم به قدم راه پدرانش را پیمود و سرانجام به جانشین خود عهد امامت را تسلیم نمود. خداوند جانشین او را از دیده ها پوشیده داشت و جایگاهش را پنهان ساخت؛ و این براساس مشیت خدا بود که در قضا حتمی خدا گذشته و در تقدیر الهی قطعیت یافته بود. و اینک موقعیت او با ماست و دانش و فضیلت او در اختیار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و بر طرف سازد آنچه (غیبت) را که مقرر نموده، حق را به نیکوترین شکل و روشنترین قالب آن عرضه می نماید و خود از پشت پرده ظاهر می شود، و حجت خویش را را قامه می کند، ولیکن تقدیر الهی شکست ناپذیر، و اراده او تردیدناپذیر است و از مشیت او نتوان پیشی گرفت. باید پروی هوای نفس را به کنار گذاشته، براساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه که از دیده هایشان پوشیده شد، جستجو نکنند، تا به گناه نیفتند، و از آنچه خدای پوشیده نگه داشته، پرده برندارند تا پشیمان نشوند.
آنها بدانند که حق با ما، و در خاندان ما معصومین است؛ هیچ کس جز ما این را نمی داند، مگر اینکه دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما کسی این ادعا را ندارد، مگر اینکه گمراه و خیره سر باشد. بنابراین با این مختصر که گفتیم به ما اکتفا کنند و دیگر توضیح بیشتر لازم نیست، و با این اشاره قناعت نمایند.» (2) .
2- از جمله توقیع شریفی که به خط حضرت ولی عصر (ع) به دست عثمان بن سعید عمری از ناحیه مقدّسه صادر شده است، نامه ای است که دارای مضامین عالی در زمینه غیبت و زایل کننده هر نوع شک و شبهه می باشد و ما را به پیمودن صراط مستقیم و عدم تمایل به چپ و راست رهنمون می شود.
علامه مجلسی از کتاب «احتجاج» از شیخ موثوق ابوعمر عامری - رحمة الله علیه - روایت می کند که: «ابن ابی غانم قزوینی وجماعتی از شیعیان درباره فرزند امام حسن (ع) - گفتگو نمودند. ابن ابی غانم عقیده داشت که حضرت عسکری (ع) رحلت فرمود و اولادی نداشت. سپس، آنها نامه ای در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وکلای حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند که ما بر سر این موضوع کشمکش نموده ایم.

جواب نامه آنها، به خط آن حضرت (صلوات الله علیه) به این مضمون صادر شد:

«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و شما را از فتنه ها حفظ نماید، به ما و شما روح یقین عنایت فرماید، ما و شما را از سوء خاتمه و بدی بازگشت محافظت نماید.
به ما رسیده است که جماعتی در دین خود دچار تردید شده اند و در مورد صاحبان امر خود به شک و تردید افتاده اند، این خبر ما را به غصه و اندوه واداشته است. این غم و اندوه ها، به جهت شماست نه برای خود ما، و تأسف و تأثر ما صرفاً به خاطر شماست نه ما؛ زیرا خداوند با ماست، دیگر نیازی به غیر او نداریم. حق با ماست، و هر کس از ما دوری گزیند ما را به وحشت نمی اندازد. ما اثر صنع خداییم و مردم به طفیل وجود ما، موجود گشته اند. شما را چه شده که در وادی ضلالت حیران و سرگردان شده اید؟ مگر نشنیده اید که خدای تبارک و تعالی می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (3) ای کسانی که ایمان آورده اید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر و «اولی الامر» که از شما است، اطاعت کنید.
مگر از اخبار و احادیثی که در رابطه با امامان گذشته و باز مانده از آنها به شما رسیده است، آگاهی ندارید؟ مگر نمی دانید که چه سرنوشتی برای امامان، تعیین شده و قبلاً به شما نرسیده است؟ مگر نمی بینید که خداوند چه مشعلهایی برای هدایت شما برافروخته؟ و چه پناهگاههایی برای شما تأمین ساخته است؟ که از روزگار آدم ابوالبشر تا به عهد امام پیشین - پدرم امام حسن عسکری - هرگاه علمی (4) ناپدید شده، علمی ظاهر شده است؛ و هرگاه ستاره ای غروب کرده، ستاره ای طلوع نموده است.
پس هنگامی که پدرم در گذشت، خیال کردید که خداوند دین خود را باطل خواهد ساخت؟! و رابطه خود را با بندگانش قطع خواهد کرد؟! نه! هرگز چنین چیزی نیست و تا روز رستاخیز چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد، تا علی رغم اکراه شما، امر خدا ظاهر گردد.
پدرم بر شیوه پدران بزرگوارش گام برداشت و سرانجام سعادتمند از این جهان دیده برتافت، اما دانش او پیش ماست، و وصیت او بر ماست. اخلاق او و جانشینی با ماست. هرگز کسی در این منصب با ما به نزاع بر نمی خیزد، جز اینکه ستمگر و تبهکار باشد! و جز ما کسی چنین ادعایی نمی کند، مگر اینکه کافر و ملحد باشد.
اگر مشیت خدا نبود - که امر او هرگز مغلوب نمی شود و راز او هرگز بر ملا نمی گردد - حق ما را آشکار می ساخت و دلهای شما را روشنی می داد و هرگونه شک و تردید را از دل شما می زدود. ولیکن آنچه او بخواهد همان خواهد شد و برای هر اجلی، کتاب هست.(هر چیزی در لوح محفوظ مرقوم است).
پس، از خدا بترسید و تسلیم ما شوید، کارها را به ما واگذار کنید و به ما باز گردانید، تا آنچنان که به ما دستور است به شما دستور صادر کنیم. آنچه از شما پوشیده شده، در صدد کشف آن برنیایید. از راه راست منحرف نشوید و به راه چپ نگرایید، اعتدال خود را در محبت ما براساس سنت روشن پیامبر (ص) قرار دهید که من شما را خیر خواهی نمودم، خدای بر من و شما گواه است.
اگر علاقه ما به ارشاد و اصلاح و محبت به شما نبود، از شما روی برتافته، به وظیفه خود که نبرد با ستمگر سرکش گمراه است، می پرداختیم.
ستمگر طغیانگری که با خدای خود به ستیز برخاسته ادعاهای ناروا نموده، حق امام واجب الاطاعة خود را انکار کرده، حق مرا به ستم غصب نموده اند، در صورتی که در من، شباهتی از پیامبر اکرم (ص) و پیروی نیکو از آن الگوی الهی است. که نادان به دنبال جهالت خود سقوط نموده، کافران به زودی خواهند فهمید که جهان جاویدان از آن کیست؟ خداوند ما و شما را به رحمت خود از خطرها، بلاها، بدیها و ناملایمات حفظ کند، که او ولی رحمت است و بر آنچه که بخواهد توانا است. و او ولی و حافظ ما و شما است و سلام، رحمت و برکات خدا بر همه اوصیاء و مؤمنان باد.» (5) .

پی نوشتها :

(1) سوره عنکبوت، آیه 2.
(2) کمال الدین، ج 2، ص 510، حدیث 42، باب توقیعات. بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 19، ص 190.
(3) سوره نساء آیه 53.
(4) علم: پرچم.
(5) بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 9، ص.178 الغیبه، ص 285، ج.245 الاحتجاج، ج 2، ص 7 - 466، (این حدیث با استفاده از «روزگار رهایی» ترجمه شده است).

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 



حذف تجمل گرایی

لطف‌الله صافی‌گلپایگانی

در جامعه جهانی اسلام تجمل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تکلف در پذیرائیها و میهمانیها و مراسم دیگر و لباس و پوشاک و مرکب و مسکن و... مطرود است. اموری که در زمان ما عامل مهم دشواری زندگی و کمبود عوائد از هزینه و مخارج است که حتی در مراسمی که برای اموات برگزار می شود نیز رقابت در پذیرائیهای کمر شکن رایج شده است، بطوری که مصیبت صاحب عزا دو چندان می شود - در حالی که هزارها جوان دختر و پسر بی همسر، بواسطه فقر از زندگی زناشوئی و تشکیل خانواده محروم هستند و مفاسد اجتماعی گوناگون آن، سعادت همه جامعه و امنیت را تهدید می نماید، ملاحظه می شود که برخی مرفهان در مجلل ترین هتلها مبالغی که با آن می شود خانواده هائی را از فقر نجات داد صرف می نمایند، روشن است وقتی در جامعه این گونه امور افتخار و احترام آفرین باشد فسادهای بسیار گریبانگیر آن جامعه می شود.
تحریم اسراف و تبذیر و تشویق به اقتصاد و میانه روی و هدایت مردم به استفاده های صحیح از مال و سرمایه که موجب استحکام بنیان اجتماع و بی نیازی از بیگانگان می شود و تعالیم بسیار دیگر همه در کنترل این گرایش مردم به تجمل پرستی و حفظ اعتدال موثر است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت است: نحن معاشر الانبیاء و الاولیاء براء من التکلف. (1) ما گروه پیغمبران و اولیاء از تکلف بیزاریم. در سیره پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ساده زیستن و دوری از تجملات حکایتهای آموزنده بسیار است که با توجه به آنها نمی توان کسانی را که تجملات خانه و اطاق و نیز محل کارشان بسا به میلیونها بالغ می شود و در انواع تنعمات خارج از اندازه و غیر لازم و بلکه لغو با وسایل تفریحی و سرگرمی گرانبها غرق و غافل زندگی می کنند، براستی تربیت شده مکتب آن حضرت شمرد. پیشوا و پیامبری که وقتی پس از بازگشت از سفر وارد خانه یگانه فرزند عزیزش - که از بس او را دوست می داشت هر وقت از سفری می آمد اول به دیدار او می شتافت و در هنگام عزیمت به سفر آخرین کسی را که با او وداع می کرد او بود - شد و به دیدار او رفت، پرده هائی که بر در خانه دختر عزیزش آویخته بود مشاهده کرد، از خانه بیرون آمد، وقتی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آن پرده ها را نزد آن حضرت می فرستند که به اهل صفه و یا فقراء بدهد، خوشحال و مسرور می شود و می فرماید: فداها ابوها. معلوم است چقدر به زندگی دور از تکلفات و ساده اهمیت می داده است. او همان بزرگواری است که وقتی با آن همه عظمت و شوکت و قدرت مکه را فتح می کند در حالی که آن لشگر مجهز را - که از جهت تجهیزات و نفرات تا آن زمان شبه جزیره بخود ندیده بود - زیر فرمان داشت و همه اشراف مکه افتخار می کردند که از او مانند بزرگترین ابر قدرتها با تشریفات و غذاهای رنگارنگ و سفره های گسترده پذیرائی نمایند، در چنین موقعیتی آن بنده خالص و خاص و متواضع خدا در آن روز بزرگ و تاریخی به خانه ام هانی دختر مکرمه ابوطالب و خواهر امیرالمومنین علی علیه السلام می رود - که بر حسب بعض اخبار همان خانه ای است که معراج و عروجش به عالم بالا از آنجا واقع شد - وقتی وارد بر او شد و تقاضائی را که او در مورد پناهندگان به خانه اش داشت، پذیرفت. فرمود: هل عندک من طعام ناکله؟. آیا طعامی داری که از آن بخوریم؟ عرض کرد: لیس عندی الا کسره یابسه و انی لاستحیی ان اقدمها الیک. غیر از نان پاره های خشک ندارم و من حیا می کنم که با آنها از شما پذیرائی کنم. فرمود: هلمی بهن. همان نان پاره ها را بیاور. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن نان پاره ها را در مقداری آب تلیک کرد، ام هانی قدری نمک هم حاضر کرد سپس فرمود: هل من ادام؟. آیا نان خورش است؟
ام هانی عرض کرد: غیر از مقداری سرکه چیزی حاضر نیست، فرمود: بیاور آن را سپس آن را بر روی آن نانها ریخت و از آن میل فرمود، پس از آن حمد خدای عز و جل را بجا آورد و فرمود: نعم الادام الخل یا ام هانی لا یقفر بیت فیه خل. خوب نان خورشی است سرکه، خانه ای که در آن سرکه باشد خالی از نان خورش نیست. (2) امیرالمومنین علی علیه السلام نیز همین سیره و روش را داشت، در وقتی که خلافت ظاهری هم در اختیار او قرار گرفت معاش و لباس و برخورداریهای او از دنیا همان بود که همه شنیده و خوانده اید. روزی احنف بن قیس بر معاویه وارد بود، هنگامی که سفره انداختند در آن همه رنگ غذا دیده می شد که احنف از آنها تعجب کرد، از آن جمله یک رنگ غذائی بود که احنف آن را نشناخت، از معاویه پرسید، در جواب گفت: این روده های مرغابی است که از مغز آن را پر کرده، و با روغن پسته سرخ شده و شکر بر آن پاشیده اند، احنف به گریه افتاد، معاویه از سبب گریه او پرسید، گفت: بیاد علی علیه السلام افتادم که روزی در خدمت او مشرف بودم وقتی هنگام افطار شد از من خواست که در خدمتش باشم، انبانی سر به مهر نزد او آوردند، پرسیدم در این انبان چیست؟ فرمود: آردی است از سبوس جو، از سر به مهر بودن آن پرسیدم: فرمود، می ترسم حسن یا حسین آن را به روغن مخلوط نمایند (3) علی علیه السلام خودش لباس خود را وصله می زد وقتی ابن عباس آن حضرت را در حال اصلاح کفش خود دید، به ابن عباس فرمود:
ما قیمه هذا النعل؟. این کفش چقدر قیمت دارد؟ عرض کرد: لا قیمه لها. بهائی ندارد. (4) فرمود: و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا و ادفع باطلا. (5) بخدا سوگند این کفش بی قیمت از امارت و فرمانروائی بر شما نزد من بهتر است مگر آن که حقی را بپا دارم یا باطلی را دفع کنم. یعنی این منصب و مقام وقتی ارزشی دارد که صاحب آن با آن اقامه حق و دفع باطل نماید، در جامعه موعود حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نیز برنامه همین است و سیره آن حضرت همین سیره است، در احادیث آمده است: ما لباس القائم علیه السلام الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب. (6) .

تذکر و رفع اشتباه

مفهوم این ویژگیهای جامعه اسلامی و سیره های حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام این نیست که نباید از نعمتهای الهی و جمال حیات دنیا که جلوه های آن بسیار است و بی شمار و بر جمال خداوند جمال آفرین دلالت دارند بهره گرفت یا بکار و فعالیت و سعی و عمل و تولید و زراعت و صناعت و علومی که جامعه به آن نیازمند است نپرداخت و غرائز و استعدادات را حبس وضایع و معطل نمود و گوشه گیری و کم کاری پیشه کرد این افکار افکاری است که اسلام با آن به ضدیت برخواسته و با تعالیم آن سازش ندارد: در قرآن مجید می فرماید: (قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق). (7) بگو ای پیامبر چه کسی زینت های خداوند را که برای بندگانش آفرید و روزیهای پاک را حرام کرده است. و نیز می فرماید: (یا ایها الرسل کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا). (8) ای رسولان ما از غذاهای پاکیزه و حلال تناول کنید و عمل صالح انجام دهید. همچنین کار و زحمت و انواع مشاغل حلال برای توسعه بر عائله و بی نیازی از دیگران و هدفهای عالیتر مثل رسیدن جامعه مسلمان به خود کفائی و رفع وابستگی اقتصادی به کفار نه تنها ممنوع نیست، بلکه از عبادات و طاعات بزرگ است، خدای تعالی در قرآن مجید می فرماید: (و لله العزه و لرسوله و للمومنین). (9) عزت مخصوص خداوند و پیامبرش و مومنین است. بدیهی است یکی از موجبات مهم عزت و حفظ شرافت، استقلال اقتصادی و خود کفائی در همه شعب زندگی است، چنانکه از عوامل مهم ذلت، فقر و احتیاج به بیگانه است و باید هر مسلمانی برای مبارزه با این ذلت و حفظ آن عزت هر چه در امکان دارد تلاش نماید. حرص و فخر به مال و تجمل گرائی و حب دنیا که سر هر گناه است، غیر از کار و عمل به تعطیل نکشاندن قوا و استعداد است، و بعبارت دیگر، دنیا را برای دنیا، برای تکاثر و استکبار و استعلاء به هر شکل و صورت خواستن، مذموم و ضد ارزشهای والای انسانی است، اما دنیا خواهی برای مقاصد صحیح و هدفهای مشروع و خود کفائی شخصی و عمومی ممدوح و پسندیده است. برداشتهای نادرستی که از زهد و قناعت و توکل و دعا و زیارت و عزاداری سیدالشهداء علیه السلام و انتظار ظهور و فرج و ثواب سیاری از دعاها و اعمال نیک و آثار توبه و سایر این گونه اصطلاحات و اعمال مذهبی، بعضی به اصطلاح روشنفکر به مذهبیها نسبت می دهند هیچ وقت در بین نبوده و سبب ایستائی جامعه و رکون و رکود و غرور نگشته و عرف اجتماع مذهبی همه را در جای خود شناخته است و اگر هم افرادی دیده شوند که این اصطلاحات را به مفهوم واقعی آنها نشناخته باشند معدودند و روی برداشت آنها نمی توان داوری کرد، اینها همه در
نظام تربیتی اسلام جایگاه ویژه و مفهوم خاص خود را دارند. هدف اسلام ساختن انسان الهی است نه انسان مال و نه انسان مقام و نه انسان ماشین و تکنولوژی و سایر مظاهر مادی، هدف انسانی است که همه اینها را بطور صحیح و مشروع بخدمت کمال انسانی خود بگیرد که همه مظاهر زندگیش حتی جنگش وجهه الهی داشته باشد. لتکون کلمه الله هی العلیا و کلمه الذین کفروا السفلی، اما تجمل گرائی همان است که هر کس می تواند نظایر آن را در خانه های شمال بعضی شهرها و تزئینات ظاهر و داخل آنها ببیند. حاصل سخن این است که راهها مشخص است و عرف مسلمان معنی لفظ زهد و قناعت و حرص و تکاثر و تجمل و اسراف و تبذیر و موارد دیگر را تشخیص می دهد و از مظاهر زندگی و خانه و ماشین و لباس و میهمانی و عزا و عروسی اشخاص، آن را که حاصل تربیت اسلامی و محبوب خدا است یا به آن شباهت بیشتر دارد و آن را که به تربیت غیر اسلامی و قارون ما بی و طاغوت گرائی شبیه است می شناسد، و کار و عمل و تلاش و تولید و صنعت و اختراع و کسبهای مشروع را با تکاثرهای قارونی و تشریفات طاغوتی اشتباه نمی کند. البته باید پیرامون تمام این مفاهیم و جنود عقل و جهل و تعلیمات قولی و عملی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام و مواضع آنها در مقامات و مواجهه با جریانها وجوهای مختلف همیشه تعلیم و تعلم ادامه داشته باشد و مکتب آموختن از آن بزرگواران باز و مفتوح باشد و ما در اینجا از اطاله بحث بیش از این معذوریم.

پی نوشتها :

(1) بحار الانوار، ج 70، ط بیروت، ص 394.
(2) معجم صغیر طبرانی، ج 2، ص 97.
(3) نثر الدرر بنقل از اصل الشیعه و اصولها از آیت الله العظمی کاشف الغطاء.
(4) من عرض می کنیم یا امیرالمومنین علی علیه السلام قربان خاک راه قنبرت و همه شیعیانت، آن کفش بی قیمت بود باین معنی که برای آن با جواهرات و اثمان جهان تعیین قیمت ممکن نبود ای کاش در برابر بذل جان برای من تشرف بوسیدن آن میسر می شد.
(5) نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 102، خطبه 33.
(6) غیبه النعمانی، ط مکتبه الصدوق، ص 233، باب 13، حدیث 20 و منتخب الاثر ص 307، فصل 2، باب 42، حدیث 3 ، 2 ، 1.
(7) سوره اعراف آیه 32.
(8) سوره مومنون آیه 51.
(9) سوره منافقون آیه 8.

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


منتظر

http://www.montazar.net

مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت (ع) تحت اشراف دفتر آیت ا... العظمی سیستانی (دام ظله) با هدف گسترش فرهنگ تشییع در قالب پایگاه اینترنتی و ایجاد ارتباط دو سویه جامعه دینی با عصر تکنولوژی در بهار 1377 تاسیس و در روز مصادف با عید غدیر افتتاح گردید و با نام مبارک حضرت بقیه ا... الاعظم (عج) متبرک گردید.
شبکه امام مهدی(عج) مفتخر است جهت تبلیغ دین مبین اسلام و اعتلای روزافزون فرهنگ مهدویت، اطلاعاتی پیرامون دوازدهمین امام شیعیان را تقدیم نماید. و امید است پاسخگوی سئوالات اعتقادی در زمینه مسائل مربوط به آن حضرت باشد. این شبکه با آدرس اینترنتی www.montazar.net و به 3 زبان زنده دنیا فارسی، عربی و انگلیسی در زمینه منجی آخرالزمان و مسائل پیرامون آن حضرت فعالیت می کند از دیگر افتخارات این مرکز راه اندازی شبکه تخصصی یا زهرا(س) در سال 1380و درروز ولادت حضرت زهرا می باشد که این پایگاه اینترنتی با آدرس www.yazahra.net نیز در 3 زبان زنده دنیا به صورت تخصصی پیرامون بانوی بزرگ اسلام و دخت پیامبر اکرم(ص) حضرت زهرا فعالیت می کند و نگرشی ویژه به جایگاه زن قبل و بعد از اسلام دارد.
از دیگر فعالیت های این مرکز در سال 1386 و با هدف ايجاد امكانات لازم جهت رشد و پرورش فكري و خلاقیت كودكان و نوجوانان، حق دسترسی آزاد و سالم کودکان به اطلاعات و دانش، تبلیغ و ترویج غیرمستقیم آموزه های دینی با رویکرد مذهب تشیع در میان کودکان و نوجوانان، ایجاد فضای سالم و ایمن و کاربردی برای کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و اینترنت تاسیس پایگاه کودک و نوجوان است که مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته است این شبکه با آدرس اینترنتی www.shiachildren.com و در حال حاضر به زبان فارسی عرضه شده و زبان عربی و انگلیسی در دستور کار می باشد.

اطلاع رسانی و اینترنت

1 ـ سایت منتظر با بيش از 2000 موضوع
www.montazar.net

هدف از ایجاد سایت منتظر آشناسازی جوامع بشری با منجی واقعی عالم بشریت، بحث و گفتگو با تمامی دانشمندان و علماء و فرهیختگان تمامی ادیان آسمانی و مکاتب غیر آسمانی است.

برخی از موضوعات این سایت عبارتند از :

بررسی منجی در ادیان و مکاتب مختلف ، مباحث پیرامون امام زمان مانند مهدویت ـ امام مهدی ـ غیبت ـ انتظار ـ ظهور ، بانک حدیث جامع در زمینه حضرت مهدی (عج) ، کتابخانه و کتابشناسی مهدویت، تالار گفتمان که مجالی برای بحث و گفتگو و تبادل نظر کاربران درباره موضوعات مختلف مربوط به حضرت و دهها موضوع مهم دیگر.
قابل ذکر است که زبانهای عربی و انگلیسی نیز همانند بخش فارسی برای پژوهشگران و محققین قابل دسترسی می باشد.

2 ـ سایت حضرت زهرا با بیش از 2000 موضوع
www.yazahra.com

هدف از ایجاد سایت یا زهرا آشناسازی جویندگان معرفت و طریقت با بانوی جهانیان است تا گوشه ای از عظمت آن حضرت را نشان دهد.

برخی از موضوعات این سایت عبارتند از:

نگرشی بر جایگاه زن در اعصار و ملل، جایگاه زن قبل و بعد از اسلام، خلقت حضرت زهرا و دو بعد خلقت نورانی و جسمانی ایشان، نسب حضرت زهرا، اسامی و القاب و کنیه ها، دوران کودکی آن حضرت، وقایع درگذشت مادر، انس و الفت با پدر، ازدواج، خواستگاری و عقد، حضرت زهرا از زبان فرزندان، جلوه های رفتاری و اخلاقی ایشان، پیشینه تاریخی و جغرافیایی و وقایع فدک، شهادت مظلومانه حضرت زهرا، نقش سقیفه و وقایع بعد از آن، حضرت زهرا در آستانه شهادت، وقایع بعد از شهادت، خطبه ها و سخنان در ابعاد مختلف، فضائل و مناقب، کرامات و معجزات، حضرت زهرا در کلام متفکرین و اندیشمندان، دعا از دیدگاه آن حضرت، کتابخانه و کتابشناسی معرفی بیش از 1000 عنوان کتاب در زمینه حضرت زهرا براساس حروف الفباء پرداخته شده است.
قابل ذکر است که زبانهای عربی و انگلیسی نیز همانند بخش فارسی برای پژوهشگران و محققین قابل دسترسی می باشد.

3- سایت کودک و نوجوان
www.shiachildren.com

هدف از ایجاد سایت کودک و نوجوان دسترسی آزاد و سالم کودکان به اطلاعات و دانش، تبلیغ و ترویج غیرمستقیم آموزه های دینی با رویکرد مذهب تشیع در میان کودکان و نوجوانان، کاهش آسیب های اجتماعی و خانوادگی در اثر مواجه با فناوری های نوین با ارائه آموزشهای مناسب و پرورش خلاقیت و استعداد کودکان و نوجوانان طراحی کرده ایم.

برخی از موضوعات این سایت عبارتند از :

آموزش نقاشی، رنگ آمیزی، معرفی هنرمند، نمایشگاه آثار، الفبای فارسی، انگلیسی، دانستنی های انسان، جانوران، گیاهان، کهکشان،دنیای بزرگترها و مجموعه مهارت های رفتاری و اجتماعی، بهداشت و سلامت و حفظ محیط زیست مجموعه بازیهای سرگرم کننده با سبک و سیاق اسلامی، لطیفه، چیستان، ضرب المثل، پازل، مازها،تشابه و تفاوت، نقطه گذاری، جدول، دوستان آسمانی پیرامون قرآن، معرفی پیامبران در قالب داستان، 14معصوم، اهل بیت ویاران و احادیث از پیامبران، احکام، از همه جا از همه چیز، مشاغل، آشپزی، عکاسی، علائم رانندگی، آشنایی با ابزار و قطعات، ورزش، یک دوست جدید و قصه های مادربزرگ و معرفی کتاب و نویسندگان کوچک، کاردستی، سفال، خمیربازی، چاپ دستی، اختراع ، سفر جهانگردی، ایرانگردی، مکان های مقدس، اخبار کودک و نوجوان، آموزش ریاضی، کامپیوتر، آزمایش، آرزو ، نامه ای به خدا، پرسشهای کودکانه، مامان و بابا.

تولید نرم افزار

مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت (ع) بر آن شد تا با توفيق الهي و با ياري ارواح طيبه انبياء و اولياء زمينه آشنايي با آن حضرت را فراهم سازد، و با ادغام« دانش ديني»، «ذوق هنري» و «فناوري اينترنت و امکانات چند رسانه اي (multimedia)»، به اين امر مهم بپردازد. آنچه در ذیل بیان می شود نرم افزارهای تولید شده با توجه به نیاز جوان امروز و با هدف گسترش دین مبین اسلام و فرهنگ تشیع می باشد.

1 ـ ویندوز آل البیت

با همت و تلاش مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت(ع) اصفهان، اولين لوح فشرده سيستم عامل ويندوز ايکس پي اسلامي در جهان اسلام با قابليت هاي متنوع توليد و به بازار عرضه شد.
این ویندوز شامل دو لوح فشرده ویندوز آل البیت و لوح طلایی می باشد که در تمام مراحل نصب، صفحات مربوطه با حکمت های امام علی(ع) در نهج البلاغه مزین شده است. از دیگر قابلیتهای این ویندوز، ارائه متن و صوت کامل قرآن کريم است که پس از نصب لوح طلایی همراه با مجموعه اي از قابليت هاي اسلامي به سيستم اضافه مي شود که از آن جمله مي توان به دسته بندي بيش از 200 سايت اسلامي به صورت موضوعي در بخش علاقه مندي ها، ارائه مجموعه اي از ادعيه و زيارات مشهور و تصاوير اسلامي جهت استفاده در ويندوز اشاره کرد.
همچنین در کنار قابليت هاي اسلامي اين سيستم عامل، يک ديکشنري فارسي به انگليسي و بالعکس نيز به سيستم اضافه مي شود. اين سيستم به صورت چند زبانه طراحي شده است كه با چند تنظيم ساده زبان همه بخش هاي ويندوز به فارسي يا انگليسي تغيير می کند.

2 ـ نرم افزار گسترده ترین پایگاه تخصصی قرآن کریم

به منظور دسترسی سریع و آسان برای تمام علاقمندان، مطالب گسترده ترین پایگاه تخصصی قرآن کریم که به 27 زبان زنده دنیا می باشد در قالب نرم افزار قرآن کریم ارائه شد.
این نرم افزار شامل متن قرآن کریم ، ترجمه قرآن کریم ، تفسیر قرآن کریم ، جستجو پیشرفته ، آموزش قرائت قرآن ، قاریان و حافظان قرآن ، روش حفظ ، مترجمین قرآن ، درسهایی از قرآن ، کتابخانه ، کتابشناسی قرآن ، مقالات قرآنی ، قرآن و عترت و دهها موضوع مختلف می باشد. زبانهای نرم افزار عبارتند از : عربی ، فارسی ، انگلیسی ، اردو ، فرانسوی ، ترکی ، کردی عربی ، کردی لاتین ، اسپانیولی ، ایتالیایی ، روسی ، بوسنیایی ، چینی ، آذری ، آلمانی ، بلغاری ، تایلندی ، هندی ، بنگالی ، سواحلی ، تاجیکی ، برمه ای ، فولانی ، اندونزیایی ، هوسایی و ... می باشند.

3ـ نرم افزار گسترده ترین پایگاه تخصصی نهج البلاغه

به منظور دسترسی سریع و آسان برای تمام علاقمندان به مطالب گسترده ترین پایگاه تخصصی نهج البلاغه به 24 زبان زنده دنیا در قالب نرم افزار نهج البلاغه ارائه گردید.
این نرم افزار شامل متن نهج البلاغه ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، جستجو ، گردآورنده نهج البلاغه ، اندرزهای نهج البلاغه ، شگفتیهای نهج البلاغه ، درس هایی از نهج البلاغه ، امام علی و نهج البلاغه ، مترجمین نهج البلاغه ، مقالات ، مصادر نهج البلاغه ، حافظان نهج البلاغه و کتابخانه می باشد. زبانهای نرم افزار عبارتند از : عربی ، فارسی ، انگلیسی ، اردو ، فرانسوی ، ترکی ، کردی عربی ، کردی لاتین ، اسپانیولی ، ایتالیایی ، روسی ، بوسنیایی ، چینی ، آذری ، تایلندی ، هندی ، بنگالی ، سواحلی ، تاجیکی ، برمه ای ، پرتغالی ، اندونزیایی ، هوسایی و ... می باشند. شایان ذکر است در این پروژه که مراحل تحقیقاتی آن در قم و تولید نرم افزار آن در اصفهان انجام شده است 50 نفر در مدت 2 سال مشغول به فعالیت بوده اند.

4 ـ نرم افزار لسان صدق

نرم افزار چند رسانه ای لسان صدق با موضوع غدیر به 3 زبان عربی ، فارسی و انگلیسی به مناسبت عید سعید غدیر یکی دیگر از تولیدات مرکز می باشد. این نرم افزار شامل متن و قرائت کامل خطبه غدیر ، اسامی روز غدیر با ذکر منابع و مصادر ، گالری با بیش از 50 پوستر از طراحان جوان استان اصفهان با موضوع غدیر ، چندین نوانما با موضوع حضرت علی و غدیر می باشد.

5 ـ نرم افزار زبان کربلا

نرم افزار زبان کربلا حضرت زینب سلام ا.. علیها با موضوعات زینب (سلام الله علیها ) ، زیارت نامه ، معرفی حرم مطهر ، کتابخانه ، مقالات ريال اشعار ، سمعی بصری ، آلبوم تصاویر و خطبه زینبی تولید و به آستان مقدس شیرزن کربلا تقدیم گردیده است.

6- مجموعه عکس بین الحرمین

این مجموعه شامل 300 عکس ویژه از حرم مطهر حضرت امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام که در شعبان 1385 توسط هنرمندان مرکز جهانی اطلاع رسانی ال البیت(ع) عکسبرداری شده، می باشد.

7-فرشته های شادیلا

نرم افزار فرشته های شادی شامل داستان های معنوی و آموزنده، تصاویری از زیارت امام حسین(ع)، داستانهای پیامبران، احادیث حضرت محمد(ص)، جورچین، نقاشی و مجموعه بازی های متنوع و سرگرم کننده برای کودک و نوجوان می باشد

8- قمربنی هاشم

نرم افزار چند رسانه ای و به 2 زبان فارسی و عربی به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل عباس(ع) از دیگز تولیدات مرکز می باشد. این نرم افزار شامل: اطلاعات کامل و جامع از زندگی نامه، کلام بزرگان، کنیه و القاب، فضائل و مناقب و کرامات، در باب حضرت ابوالفضل عباس(ع) ، کتابخانه، مقالات و اشعار و مداحی و دو بیتی، معرفی مرقد مطهر، صوت و متن زیارتنامه ها و توسل به آن حضرت، بیش از 200 فایل صوتی مداحی، مراثی و سخنرانی پیرامون حضرت ابوالفضل عباس(ع)، بیش ار 300 عکس از مجموعه حرم حضرت ابوالفضل عباس (ع) و پس زمینه های گرافیکی است.

از دیگر فعالیت ها

برگزاری همایش زبان گویا با همکاری شهرداری اصفهان
برگزاری نخستین مجمع ادبی هنری حوزه علمیه اصفهان با همکاری دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان
برگزاری جشنواره بین المللی بهار شهادت با همکاری حرمین شریفین در بین الحرمین در 3 سال متوالی و با حضور مهمانانی از دیگر نقاط جهان از جمله فرانسه ـ بحرین ـ کویت ـ پاکستان ـ لبنان و ....
برگزاری جشنواره فرهنگی هنری التسامح در کشور بحرین با همکاری جمعیة المرسم الحسینی
برگزاری جشنواره بین المللی یوم الکوثر به مناسبت روز زن در اصفهان با حضور جمعی از اساتید اصفهان و هنرمندان بحرین
برگزاری نمایشگاه آثار هنری در دانشگاه میشیگن در شهر دترویت، ایالت میشگن امریکا به مناسبت ولادت حضرت مهدی (عج) و ....
اجرای تئاتر عمومی هنگامه ای که آسمان شکافت به کارگردانی احسان جانمی در تالار فرشچیان استان اصفهان با همکاری و مشارکت اداره کل ارشاد و کانون مساجد استان اصفهان
حضور فعال و گسترده در نمایشگاه های قرآن کریم استان اصفهان
mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


منظور امام صادق (ع) از این که، ‌«بیست و پنج حرف از علم و دانش در عصر ظهور امام زمان (عج) منتشر می شود»، چیست؟

آیا می توانید برای من توضیح عقلانی و تجربی مضمون حدیث از امام صادق (علیه السلام) که می‌فرماید: ‌«علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده‌اند تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز به آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می‌آورد، آن را بین مردم نشر و گسترش می‌دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می‌کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می‌سازد.» (بحار، ج 52، ص 336).
یکی از مسائل مهمّ در عصر ظهور امام زمان (عج)، پیشرفت و رشد علوم مادی و معنوی است. علم در این زمان به بالاترین حدّ پیشرفت می‌ رسد؛ همان طور که روایاتی مانند حدیث ذکر شده در پرسش به آن تصریح کرده اند.
باید توجّه داشت که این روایت و روایات همانند آن، نمی گویند که همه مردم فوری، بیست و هفت حرف علم را در عصر ظهور یاد می گیرند، بلکه تعبیر در سخن امام صادق (ع)، «أخرج» است؛[1] یعنی، حضرت حجت (عج) بقیه حروف علم را بیرون می آورد. به این معنا که آن حضرت بیست و هفت حرف علم را برای یادگیری مردم به عرصه ظهور می رساند و سفره علم را در این حدّ گسترش می دهند، امّا آیا هر کسی بیست و هفت حرف را یاد می گیرد و به مرتبه بالای علمی می رسد؟ این بستگی به تلاش و کوشش افراد دارد، و به یقین تعدادی به مرتبه بالای علمی که ذکر شد می رسند، و حلقه های علمی و کلاس های دانش اندوزی را تشکیل می دهند و بر دانش دیگران می افزایند و کسانی که طالب علم باشند در کلاس آنها شرکت می کنند. از این رو، در روایتی، امام علی (ع) می فرماید: «گوئى شیعیانم را می نگرم که در مسجد کوفه خیمه‏ ها زده ‏اند و در آن دانش های اصیل قرآنی را به مردم مى آموزند».[2]
نتیجه: گرچه حضرت ولی عصر (عج) با ظهورشان امکان یادگیری بیست و هفت حرف علم را فراهم می فرماید، و حتی امکان رشد علمی دفعی نیز وجود دارد، ولی در همان عصر هم افرادی هستند که به قلّه علمی نمی رسند و رسیدن به قلّه علمی نیازمند تلاش آنها است عیناً همانند مرتبه بالای تقوایی که هر کس می تواند با تلاش و کوشش آن را به دست آورد. پس همان طور که رسیدن به قله تقوا نیازمند مجاهدت است، رسیدن به درجه بیست و هفتم علم نیز نیاز به تلاش و پیگیری دارد.
این سؤال، پاسخ تفصیلی ندارد.

پی نوشتها :

[1]. «الْعِلْمُ‏ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ‏ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّى یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً»؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 52، ص 336، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ق.
[2]. «کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى شِیعَتِنَا بِمَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَ قَدْ ضَرَبُوا الْفَسَاطِیطَ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ کَمَا أُنْزِل‏‏»؛ همان، ص 364.

mohamadaminsh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25772
|
تاریخ عضویت : دی 1389 


مهدی موعود و حکومت جهانی

مسأله مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - بیشتر از این جنبه مطرح است که او حکومت واحد جهانی اسلامی تشکیل خواهد داد، و یا حکومتهای شرک، کفر و طغیان به دست او از بین رفته و حکومت توحید و عباد اللّه الصالحین به جای آنها خواهد نشست. و به عبارت دیگر، آیات:
(وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ اْلاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الْصّالِحُونَ) (1) .
و:(هُوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ...) (2) .
که تا به حال به صورت وعده مانده اند، توسط وی پیاده خواهند شد.
در باره این مطلب، دو حدیث با دو عبارت از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده و ما ابتدا آن دو را نقل و ترجمه می کنیم و سپس به محلهای آنها در کتب برادران اهل سنّت اشاره خواهیم کرد.
ناگفته نماند که: نتیجه این بحث و ارتباط آن با بحثهای قبل اعتقاد به زنده بودن امام زمان - صلوات اللّه علیه - است؛ زیرا وقتی ثابت گردید آن حضرت نهمین فرزند امام حسین علیه السّلام است و ثابت گردید که وی در سال 255 هجری از مادری به نام «نرجس» متولد شده است و ثابت گردید که او حکومت جهانی واحد تشکیل خواهد داد و هنوز تشکیل نداده و آیات قرآنی و وعده حتمی حضرت نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به صورت وعده باقی مانده است، پس ناچار باید معتقد شد که آن حضرت به قدرت خدا زنده و غایب است و هر وقت که خدا خواست ظهور فرموده و حکومت فوق را به وجود خواهد آورد.
به عبارت دیگر: مهدی موعود علیه السّلام همان ذخیره خداست که در آینده، حاکمیت کامل اسلام با ظهور او تحقق خواهد پذیرفت؛ چنانکه عقیده قطعی ما شیعیان، زنده بودن آن حضرت است.
1 - «قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم لَنْ تَنْقَضِی اْلاَیّامُ وَاللّیالِی حَتّی یَبْعَثَ اللّهُ رَجُلاً مِنْ اَهْلِ بَیْتِی یُواطِئُ اِسْمُهُ اِسْمِی یَمْلاُها قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».

یعنی:

«روزها و شبها به پایان نرسند تا اینکه خداوند مردی از اهل بیت مرا که نامش نام من است مبعوث کند، او زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد».
2 - «قالَ رَسُولُ اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنْ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَبْعَثَ فِیهِ رَجُلاً مِنْ وِلْدِی یُواطِئُ اِسْمُهُ اِسْمِی یَمْلاُها عَدْلاً وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً».

یعنی:

«آمدن مهدی موعود چنان قطعی و حتمی است که اگر از عمر دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا در آن روز، مردی از فرزندان مرا برانگیزد که نامش نام من است زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد چنانکه از ستم و ظلم پر شده باشد».
کلمه «یملا الارض قسطاً» که عبارت اخرای تشکیل حکومت جهانی است در همه روایتها و کتابهایی که ذیلاً اشاره می شود، موجود است:
1 - مسند امام احمد بن حنبل، ج 3 در صفحات 17، 27، 28، 36، 37، 52 و 70 از صحابی کبیر ابو سعید خدری.
2 - اسد الغابه ابن اثیر، ج 1، ص 557 در حالات جابر بن ماجد صدفی عن قیس عن جابر صدفی عن ابیه عن جدّه.
3 - مستدرک حاکم، ج 4، در آخر کتاب: الفتن و الملاحم، ص 557، از ابو سعید خدری با دو سند.
4 - تلخیص ذهبی، پاورقی مستدرک با دو سند فوق (ج 4، ص 557)
5 - سنن ابی داوود، ج 2، کتاب المهدی، ص 422 از علی علیه السّلام و عبداللّه بن عمر و از ابو سعید خدری با سه سند.
6 - سنن ابن ماجه، ج 2، کتاب الفتن، باب خروج المهدی، ص 1366 از عبداللّه بن عمر.
7 - نور الابصار شبلنجی، فصل تتمة فی الکلام علی اخبار المهدی، ص 170 از علی علیه السّلام و ابو سعید خدری و حذیفة بن یمان و جابر بن عبداللّه. و نیز از صواعق ابن حجر، تواتر حدیث را نقل می کند.
8 - سنن ترمذی، ج 4، کتاب الفتن، باب 52 (ماجاء فی المهدی) ص 505 از عبداللّه بن عمر با دو سند.
9 - صواعق محرقه ابن حجر، باب: خصوصیاتهم الدالة علی عظیم کراماتهم، ص 235 از علی علیه السّلام و ابن عباس و در ص 161 ذیل آیه دوازدهم از آیات نازله در شأن اهل بیت علیهم السّلام تا ص 165 با شش طریق.
10 - تذکره سبط ابن جوزی، فصل فی ذکر الحجة المهدی، ص 326 از علی علیه السّلام و عبداللّه بن عمر.
11 - البدء والتاریخ، تألیف: ابن زید بلخی، ج 1، الفصل السابع، ص 62 از ابن مسعود.
12 - معجم کبیر طبرانی، ج 10، ص 78 از ابن مسعود با سه سند و از عبداللّه بن عمر با چهار سند.
13 - فتوحات مکیّه ابن عمر بن محی الدین، ج 3، باب 366، ص 106 به طور ارسال مسلّم.
14 - مطالب السئول ابن طلحه، باب ثانی عشر، ص 125 از ابوسعید خدری و عبداللّه بن مسعود.
15 - تذکره قرطبی، باب منه آخر فی المهدی و صفته، ص 615 از ابوسعیدخدری.
16 - ذخائر العقبی، ص 136 از علی بن هلال از پدرش.
17 - فرائدالسمطین،ج 2،ص 310،ح 561از ابوسعید وعبداللّه بن عباس.
18 - الفتن والملاحم ابی الفداء، ج 1، فصل فی ذکر المهدی، ص 25 از حجّاج.
19 - فصول المهمّه ابن صبّاغ، فصل ثانی عشر، از عبداللّه عمرو ابن مسعود.20 کنزالعمال، حدیث 38653 از ابوسعید خدری و نیز در احادیث دیگر از علی علیه السّلام و ابن مسعود و غیره.
اینها که اشاره شد به عنوان نمونه است و گر نه بیشتر از پنجاه کتاب معتبر فعلاً در نزدم موجود است و در همه آنها جمله «یَملا اْلاَرْضَ قِسْطاً» که حکایت از حکومت جهانی دارد، نقل شده است. بنابراین، مسأله مهدی موعود - صلوات اللّه علیه - مسأله حکومت جهانی اسلام و مسأله آینده اسلام و قرآن می باشد و او زنده است و ظهور خواهد فرمود.
این بود آنچه در زمینه «اتفاق شیعه و اهل سنّت» در باره حضرت مهدی - صلوات اللّه علیه - به نظرمان آمده بود. وصلّی اللّه علی محمَّد وآله الطاهرین والحمد للّه ربِّ العالمین.
ارومیه - سیدعلی اکبر قرشی
27 ربیع الاوَّل 1411
25/ 8/ 1369

پی نوشتها :

(1) سوره انبیا، آیه 105.
(2) این آیه در سه جای از قرآن کریم آمده است: سوره توبه، آیه 33، سوره فتح، آیه 28 و سوره صف، آیه 9.

ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ق‍رش‍ی‌