مطالب مهدويت در اين تايپک
|
|
|
کتاب آسمانی ما مسلمانان - قرآن کریم- که آخرین وحی مکتوب به آخرین رسول خداست، کاملترین کتاب راهنمای بشریت در همهی ابعاد زندگی است. با مقایسهی کتب آسمانی ادیان زندهی جهان به صراحت درمی یابیم که قرآن، کتابی است از گذشته و برای حال و آینده. آینده ای که خود وعدهی میراث بری زمین و حکومت آن را به صالحان داده است. این کتاب آسمانی کامل، وعدهها، نویدها و بشارات زیادی را در مورد آیندهی جهان، ظهور حضرت مهدی (عج) و برپایی حکومت الهی وی داده است. فهرست سورهها و آیاتی از منابع معتبر تفسیری و روایی مختلف دربارهی منجی موعود از قرآن کریم به شرح زیر آمده است که در ادامهی این بخش به 20 مورد از این آیات خواهیم پرداخت و مطالعهی بقیهی آیات را به خوانندهی محترم توصیه مینماییم. نام سوره آیات مرتبط بقره: آیات 3-1 و 124 و 148 و 155 آل عمران: آیات 83 و 200 نساء: آیات 47 و 59 و 69 و 777 و 159 مائده: آیات 14 و 54 انعام: آیات 44 و 89،158 اعراف: آیات 1 و 53 و 128 و 157 و 159 انفال: آیه 39 توبه: آیات 33 و 34 و 36 یونس: آیات 20 و 24 و 35 هود: آیات 8 و 80 و 8866 یوسف: آیه 110 ابراهیم: آیات 38-36 و 87 حجر: آیات 10 و 38 و 45 اسراء: آیات 6-4 و 8 و 33 و 81 میم: آیات 37 و 75 طه: آیات 110 و 115 و 135 انبیاء: آیات 15-11 و 105 حج: آیات 39 و 41 و 60 مومنون: آیه 101 طور: آیات 3-1 نور: آیات 35 و 55 فرقان: آیات 11 و 26 شعراء: آیات 4 و 205 و 206 و 227 نمل: آیه 62 قصص: آیه 5 روم: آیات 5-1 سجده: آیات 21 و 29 سباء: آیات 18 و 54-51 صافات: آیات 83 و 171 و 172 ص: آیه 88 زمر: آیات 69 و 74 فصلت: آیات 16 و 17 و 53 شوری: آیات 1 و 2 و 21-18 و 24 و 41 و 45 زخرف: آیات 28 و 66 دخان: آیات 4-1 جاثیه: آیه 14 محمد: آیه 18 فتح: آیات 25 و 28 ق: آیات 41 و 42 ذاریات: آیه 23 انشقاق: آیه 19 قمر: آیات 1 و 2 رحمن: آیه 41 حدید: آیات 16 و 17 ممتحنه: آیه 13 صف: آیات 8 و 9 ملک: آیه 39 معارج: آیات 3-1 و 26 و 44 جن: آیات 24 مدثر: آیات 11-8 و 19 و 20 و 31 تکویر: آیات 15 و 16 بروج: آیه 1 طارق: آیات 15 و 16 غاشیه: آیات 4-1 فجر: آیات 4-1 لیل: آیات 1 و 2 قدر: آیه 5 بینه: آیه 5 عصر: آیات 3-1 1- سورهی نور آیهی 55: خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند وعده فرموده [داده است] که آنان را در زمین خلافت دهید، چنانچه امم پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند.امام سجاد (ع) این آیه را تلاوت نموده و فرمود: «آنها به خدا سوگند شیعیان ما اهل بیت هستند. (خداوند) این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدی (عج) امت و هم اوست که رسول خدا (ص) دربارهاش فرمود:»چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش، نام من است بیاید و زمین را پر از عدل و قسط کند هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. (1) 2- سورهی نور آیهی 35: خداوند نور آسمان و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن چراغی باشد و آن چراغ، در میان شیشه ای که تلألو آن گویی ستاره ایست درخشان و روشن از درخت زیتون که با آن که نه شرقی و نه غربی است، شرق و غرب گیتی بدان فروزان است و بی آن که آتشی روغن آن را برافروزد خود به خود جهانی را روشنی بخشد، که پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته و خداوند هر که را خواهد به نور خویش هدایت فرماید.امام علی(ع) فرمودند: «آن نور هدایت خداوند، قائم ما مهدی (عج) است».(2)از آیه و روایت فوق چنین استنباط میشود که آن نور هدایتگر که روشنی بخش شرق و غرب گیتی است وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) میباشد که انوار قدسی او سراسر گیتی را با ظهورش روشن میکند. 3- سورهی انبیاء آیهی 105: و به راستی که ما پس از نوشتن در ذکر (تمام کتب آسمانی گذشته یا تورات) در زبور نیز نگاشتیم که البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد.از امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) روایت شده است که فرمودند: «بندگان صالح مذکور در این آیه که زمین را به ارث میبرند، قائم (عج) و اصحاب او هستند».(3) 4- سورهی قصص آیهی 5: و ما اراده کردیم بر آنان که در زمین مستضعف شدند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.امیرالمومنین (ع) در تفسیر این آیه فرمودهاند: «ایشان، آل محمد (ص) هستند. خداوند مهدی آل محمد (عج) را برمی انگیزاند تا توسط او مومنان را عزیز و دشمنان را ذلیل و زبون گرداند».(4)5- سورهی مائده آیهی 54: ای کسانی که ایمان آوردهاید هر که از شما از دین خود برگردد [مرتد شود]، به زودی خداوند قومی را که دوستشان دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند [سخت گیرند] برمی انگیزد و به عرصه میآورد.سلیمان بن هارون عجلی گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود: «به درستی که برای صاحب این امر (اصحاب و یاران) محفوظند. اگر همه مردم از بین بروند خداوند اصحابش را گرد او جمع میکند و آنها هستند که خداوند دربارهشان فرموده است: به زودی قومی را که دوستشان دارد و... تا آخر آیه.» (5) 6- سورهی اعراف آیهی 53: آیا [کافران که منکر آیات خداوند و نتایج اعمالشان هستند] انتظار میکشند؟ منتظر رسیدن تأویل آیات و تحقق یافتن روز موعودند؟ روزی که تأویل آیات فرا رسد.امام صادق(ع) فرمودند: «این آیه از آیاتی است که تأویل آنها بعد از تنزیلشان میباشد و (تأویل این آیه نیز) در دوران حضرت قائم (عج) است».(6) 7- سورهی اعراف آیهی 128: موسی به قوم خود گفت از خداوند یاری خواهید و صبر کنید، به درستی که زمین از آن خداوند است و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را واگذار نماید و سرانجام کار مخصوص پرهیزگاران است.امام باقر(ع) فرمودند: «در کتاب علی (ع) چنین یافتم که پس از ذکر این آیه، حضرت فرمودهاند: من و اهل بیتم کسانی هستیم که خداوند زمین را به ما منتقل ساخته و ماییم پرهیزگاران.» (7) 8- سورهی توبه آیهی 33: اوست خدایی که ر سول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم برتری و تسلط دهد، هر چند که مشرکان ناراضی و مخالف باشند.ابوبصیر روایت میکند که امام صادق (ع) فرمودند: «به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز صدق نکرده است و نخواهد کرد، تا این که قائم (عج) خروج نماید. پس چون خروج کند، هیچ مشرکی باقی نماند مگر این که خروج او را اکراه دارد، تا جایی که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ مخفی باشد آن سنگ گوید: ای مومن در شکم من کافری هست، مرا بشکن و او را بکش».(8) 9- سورهی اسراء آیهی 81: و بگو که حق آمد و باطل نابود شد که همانا باطل خود سزاوار محو و نابودی است.امام محمدباقر(ع) فرمودند: «این آیه اشاره به ظهور قائم (ع) دارد که هر گاه بپا خیزد دولت باطل از بین برود و زایل گردد».(9) 10- سوره مریم آیه 75: [ای رسول ما به امت] بگو کسانی که گمراهی را برگزینند، خداوند رحمان به آنان افزونی بخشد... تا آن ساعت که وعدهی عذاب را به چشم خود ببیند که یا در دنیا طعم عذاب و اسیری چشند، یا ساعت قیامت، وی را فرا رسد و به زودی خواهند دانست که از مومن و کافر کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیفتر است.امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «منظور از زمان چشیدن طعم عذاب و اسیری در دنیا برای گمراهان هنگام خروج حضرت قائم (عج) است».(10) 11- سوره حج آیه 41: کسانی که اگر در روی زمین آنان را تمیکن و اقتدار دهیم نماز بپا میدارند و زکات به مستحقان میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند و (از هیچکس جز خدا نمیترسند چون میدانند که) عاقبت کارها در دست خداست.امام محمدباقر (ع) در مورد این آیه فرمودند: «این برای مهدی آل محمد (عج) و اصحاب او است، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آنها درآورد و دین را آشکار سازد و خدا به وسیله او و یارانش بدعتها و باطل را از بین میبرد... تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود».(11) 12- سوره فرقان آیه 26: پادشاهی حق در آن روز، خاص خدای رحمان است و بر کافران که محکوم به دوزخند روز بسیار سختی خواهد بود.از معصوم (ع) روایت است که فرمودند: «همانا فرمانروایی امروز (و پیش از امروز) و بعد از امروز از آن خدای رحمان است. ولی چون قائم (عج) بپاخیزد جز خدای عزوجل عبادت نخواهد شد».(12) 13- سوره نمل آیه 62: ... آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت میرساند و رنج و غم را برطرف میسازد و شما را جانشینان زمین قرار میدهد.امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «این آیه درباره قائم از آل محمد (ص) نازل شد، اوست به خدا سوگند آن مضطر، هنگامی که در مقام ابراهیم خروج کند و دو رکعت نماز گذارد و به سوی خداوند دعا کند، پس او را اجابت نماید و ناراحتی را برطرف میسازد و او را خلیفه در زمین قرار میدهد».(13) 14- سوره سجده آیه 29: [ای رسول ما] بگو! در روز پیروزی، ایمان کسانی که کفر ورزیدند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهند شد.امام صادق (ع) فرمودند: «منظور از روز پیروزی در این آیه، روزی است که دنیا بر روی حضرت قائم (عج) گشوده میشود. کسی که پیش از آن هنگام مومن نبوده و بعد از این فتح یقین کند، ایمانش نفعی به حالش نخواهد داشت. ولی هر کس پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بوده، ایمانش سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم (عج) بزرگ خواهد ساخت.» (14) 15- سوره فصلت آیه 53: به زودی آیات و نشانه های خود را در جهان هستی و در جان خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او حق است.امام محمدباقر(ع) فرمودند: «این آیه در مورد خروج حضرت قائم (عج) است که خلق او را خواهند دید».(15) 16- سوره فتح آیه 28: اوست؛ خدایی که رسول خود را با هدایت [قرآن] و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان مسلط و غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافی است.امام صادق(ع) فرمودند: «این آیه در مورد قائم آل محمد (عج) میباشد، او امامی است که خداوند او را بر همهی ادیان ظاهر و غالب میسازد، پس زمین را از قسط و عدل پر میکند،هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.» (16) 17- سوره ق آیه 41 و 42: و آن روز منادی حق از جای نزدیک ندا خواهد کرد، گوش فرا دار، روزی که (خلق) آن صیحه را به حق بشنوند، آن هنگام روز خروج است.امام جعفرصادق (ع) دربارهی تفسیر این دو آیه شریفه فرمودند: «منادی به نام قائم (عج) و پدرش (ع) ندا میدهد و» صیحه در این آیه، صدای آسمانی است که در روز خروج حضرت مهدی (عج) شنیده میشود. (17) 18- سوره تکویر آیه 15 و 16: سوگند به آن ستارگان که حرکت کرده و پنهان میشوند.امام محمدباقر(ع) فرمودهاند: «کلمهی خنّس در این آیه، امامی است که در زمان خودش هنگامی که اطلاع مردم از او قطع گردد سال دویست و شصت پنهان میشود، سپس هم چون ستارهی تابان در تاریکی شب آشکار میگردد، اگر آن دوران را درک کنی دیدهات روشن میشود».(18) 19- سوره فجر آیه 4-1: سوگند به فجر [سپیده دم که جهان روی روشنایی میبیند] و سوگند به شبهای ده گانه و سوگند به حق جفت و به حق فرد، قسم به شب آنگاه که به روز روشن مبدل شود.امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «منظور از فجر، سپیده دمی است که جهان را روشن میکند، که همان قائم آل محمد (ص) و ظهور اوست».(19) 20- سوه هود آیه 86: یکتا بازماندهی خدا برای شما بهتر است، اگر مومن هستید.امام محمدباقر (ع) در تأویل این آیه فرمودند: «هنگامی که مهدی (عج) ظاهر شود، اولین سخنی که بر زبان مبارکش جاری میشود این آیهی شریفه است».(20) پی نوشت ها :
1. تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 152.
منبع: سرائی، علی؛ (1387) بشارت به منجی موعود: نگرشی تحقیقی پیرامون عقاید ملل، اقوام و ادیان جهان دربارهی منجی آخرالزمان (عج)، تهران، موعود عصر، چاپ سوم. |
آرامش زندگی با یاد امام زمان (علیه السلام) از عناصر مهمی که آدمی را به تلاش و امید رهنمون میسازد و همه تلاش انسان در طی شبانه روز برای آن صورت میپذیرد، آرامش و طمأنینه قلبی است. پوشیده نیست که این کلمه کاربرد زیادی در محاورات روزمرّهی همگان دارد و هیچکس را نمییابی که به دنبال آن نبوده و از آن بدش بیاید؛ بنابراین آرامش و سکون نفس، هدف با ارزش و مهمی است که تلاش برای رسیدن به کوششی عاقلانه، پسندیده و ممدوح است.
اما این سۆال مطرح میشود که که انسان با رسیدن به چه چیز و یا چه چیزهایی به آرامش رسیده و در کجا باید آن را جستجو نماید؟......
عدهای آرامش را، آسایش در زندگی و برخورداری از یک زندگی مرّفه میدانند! عده ای آن را در قدرت و رسیدن به مقامات عالی دنیا جستجو میکنند! عدهای در شهرت! عدهای در خوشگذرانی! عدهای در گوش دادن و نواختن موسیقی!عدهای در کشیدن دخانیات! عدهای در داشتن شغل پُر درآمد و مناسب! عدهای در داشتن یک همسر زیبا و ایدهال! عدهای در داشتن خانهای بزرگ و ماشین آخرین سیستم! عدهای در نگاه به دریا و موجهای آن! عدهای در نگاه به منظرههای مختلف طبیعت!.... و خلاصه هر کس آن را در چیزی و جایی جستجو میکند.
اکنون میگوییم همگی در اشتباه بوده و جز به یک آرامش کاذب و موقّت که دوام نا معلومی هم داشته و یا خواهد داشت نرسیده اند. پس آرامش حقیقی و طمأنینهای واقعی در چیست و در کجا باید آن را جستجو نمود؟! جواب این سۆال را خداوند در قرآن صریحاً بیان نموده است که: « الا بذکرالله تطمئن القلوب»(1) و ما نیز بارها و بارها آن را تلاوت نموده و شنیدهایم؛ ولیکن معنای آن را نفهمیده و خیال نمودهایم، منظور از ذکر خدا که آرامش بخش است همین «سبحان الله» «لااله الا الله» «الحمدلله» و «الله اکبر» سایر اذکار وارده است. و با اینکه در طول شبانه روز تعداد زیادی از این ذکرها را گفته و میگوییم، ولی به آنچه دنبال آن بوده و هستیم نرسیدهایم، و اشکال عمدهی ما در این بوده و هست که برای فهم معنای قرآن به اهل بیت علیهم السلام مراجعه ننموده و خود هر چه خواسته ایم از قرآن فهمیده و تفسیر کرده ایم! و حال اینکه ما برای فهم معانی قرآن جز مراجعه به اهل قرآن چارهای نداشته و نداریم.
«ذکرالله» که قلبها بدان آرامش مییابد، همان وجود امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف در هر دورهای است، چنانکه امام صادق علیهالسلام در مورد این آیه :« آن کسانیکه ایمان آوردهاند و قلبهایشان به یاد خدا مطمئن گردید» فرمودند: منظور از ایمان آورندگان؛ شیعیان و منظور از ذکر خدا؛ امیرالمۆمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام میباشند
اکنون میگوییم که پس از مراجعه به مفسران واقعی قرآن، مییابیم که «ذکرالله» که قلبها بدان آرامش مییابد، همان وجود امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف در هر دورهای است، چنانکه امام صادق علیهالسلام در مورد این آیه :« آن کسانیکه ایمان آوردهاند و قلبهایشان به یاد خدا مطمئن گردید» فرمودند: منظور از ایمان آورندگان؛ شیعیان و منظور از ذکر خدا؛ امیرالمۆمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام میباشند.(2) و درجای دیگر ایشان در مورد گفتار خدای تعالی که میفرماید: آگاه باشید که با یاد خدا قلبها آرام میشود؛ فرمودند: یعنی به محمد صلی الله علیه و آله و سلم قلبها آرامش می یابد، چراکه او ذکر خدا و واسطهی بین پروردگار و خلق میباشد.(3)
و مسلماً در این دوره نیز امام زمان، حضرت حجت بن الحسن العسکری عج الله تعالی فرجه الشریف آرامش قلبها است و قلب ما نیز تنها با یاد آن حضرت آرامش مییابد.
آری زمانیکه در نا آرامیهای زندگی به امام عصرمان توجه کرده و با ایشان درد دل میکنیم و مشکلاتمان را در میان میگذاریم و آن حضرت را پشتیبان خود میبینیم آرام میشویم، بلکه بالاتر بگوییم که در همهی اوقات زندگی، در غمها و شادیهایمان، در خلوتها و جلوتهایمان، در داشتهها و نداشتههایمان، در بین دوستان و دشمنانمان و همه و همه، با یاد و توجه به ایشان که از مادر به انسان مهربانتر و از خود انسان به او سزاوار تر است به آرامشی وصف ناپذیر دست مییابیم. آنجا که در حدیثی از امام رضا علیه السلام آمده است: امام از مادر نیکوکار نسبت به فرزند کوچک خویش مهربانتر است.(4)
و اینکه در جای دیگر میفرماید: امام از مردم به ایشان سزاوارتر است.(5)
و چگونه چنین نباشد و حال اینکه لحظه لحظه زندگیمان را در کنار آن حضرت و با ایشان گذرانده و قبل از هر کار و در حین انجام آن، امام زمانمان را میبینیم، و به چنینی آقا و مولا و تکیهگاهی افتخار میکنیم.
در نتیجه: « الا بذکر الله تطمئن القلوب»(6) یعنی آگاه باشید که به امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف قلب ها آرامش مییابند.......(7)
پی نوشت ها:
1- سوره رعد: آیه28
2- تفسیر قمی، ج1، ص365
3- تفسیر عیاشی، ج2، ص211
4- کافی، ج1، ص200، ح1.
5- من لایحضر الفقیه، ج4، ص418.
6- سوره رعد: آیه: 28
7- بر گرفته از کتاب نقش امام زمان در زندگی من؛ شیخ محمد مهدی محقق فرید
انتظار خورشيد هر شب، منتظر طلوع خورشد فردا هستيم؛ اما معناي انتظار خورشيد، آن نيست که تا صبح در تاريکي به سر ببريم، بلکه تا آمدن خورشيد، هر کس اتاق خود را روشن مي کند. يا در زمستان، منتظر فرا رسيدن بهار هستيم، ولي معنايش اين نيست که در طول زمستان از سرما بلرزيم و اتاق خود را گرم نکنيم.
امام زمان (عج) در زمان غيبت همانند خورشيد پشت ابر است و ما منتظران رؤيت خورشيديم؛ اما اين بدان معنا نيست که دست روي دست بگذاريم و هيچ کاري نکنيم، بلکه در زمان غيبت امام زمان (عج) بايد به مقدار توان خود با ظلم مبارزه کنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم.
در روايت مي خوانيم: «افضل الاعمال انتظار الفرج؛ (1) بهترين اعمال، انتظار فرج [ حضرت مهدي (عج)] است.»
بر اساس اين حديث، انتظار، يک حالت نيست، بلکه عمل است. بنابراين منتظران واقعي، بايد اهل عمل باشند.
کسي که منتظر مهمان است، آرام نمي نشيند و خانه را براي آمدن مهمان آماده مي کند. بنابراين آمادگي براي ظهور، با خودسازي، امر به معروف، دعوت به حق و آگاه سازي ديگران از وظايفي که در دوران غيبت امام زمان (عج) دارند، ممکن خواهد شد.
چراغ
فرض کنيد چراغي را براي روشنايي و گرما بخشي، نزد کودکي مي گذاريم، اما او از روي جهالت و ناداني به آن سنگ مي زند. ما هم براي اينکه بچه به چراغ آسيب نزند، آنرا بر مي داريم. برداشتن چراغ، دليل ترس و ناتواني ما در برابر کودک نيست؛ به عبارت ديگر، ما از قدرت او نمي ترسيم، بلکه از خطا و اشتباه او مي ترسيم. امامان بزرگوار ما مانند چراغ هاي هدايتي هستند که خداوند در مسير انسان ها نصب کرده است؛ اما در اثر اشتباه و خطاي گذشتگان، يازده تن از آنها به شهادت رسيدند و تنها يکي از آنان، يعني امام زمان (عج) باقي مانده است و خداوند براي جلوگيري از اشتباه ما که به آن آسيبي نزنيم، آن حضرت را از ديدگان ما غايب ساخته است و تا هنگامي که احتمال اين اشتباه باشد، غيبت آن حضرت همچنان ادامه پيدا مي کند و از ظهور او هم خبري نيست که نيست.
جهالت
ظلم و جفاي برادران حضرت يوسف به ايشان و برادرش را از جهاتي مي توان به جفاي امت به امام عصر (عج) و اهل بيت پيامبر (ص) تشبيه کرد؛ زيرا بعضي مي گويند: «مگر اهل بيت پيامبر (ص) چه ويژگي هايي دارند که نزد خداي متعال و رسول گرامي اش از ديگران محبوب ترند؟» اما بايد دانست که تمام افعال خداوند، حکيمانه است و دليل محبت ويژه خدا به اين خاندان هم، آگاهي به صفات ممتاز آنهاست. درست مثل حضرت يعقوب(ع) که در يوسف (ع) چيزي را مي ديد که در پسران ديگرش نبود. و به همين دليل، او را بيشتر دوست مي داشت، ولي برادران حضرت يوسف اين را درک نمي کردند، و جاهلانه مي گفتند: «ليوسف واخوه احب الي أبينا منا و نحن عصبه) (2)؛ «يوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوب ترند؛ در حالي که ما گروه نيرومندي هستيم. !»
شگفت آنکه برادران يوسف به قدري در جهالت خود افراط کردند که حتي پيامبر زمان خود را گمراه دانستند و اظهار داشتند ( ان أبانا لفي ضلال مبين) (3)؛ «پدر ما گمراهي آشکار است ! » اما ناداني آنان به همين جا ختم نشد و آنان به جاي اصلاح اخلاق و رفتار خود، براي اينکه در نزد پدر آبرويي بيابند، کمر به قتل حضرت يوسف بستند و گفتند: (اقتلوا يوسف او اطرحوه ارضا يخل لکم وجه ابيکم ) (4)؛ «يوسف را بکشيد يا او را به سرزمين دور دستي بيفکنيد تا توجه پدر، فقط به شما باشد.»
آري يکي از حکمت هاي غيبت حضرت مهدي (عج) در روايات نيز ترس از کشته شدن، بيان شده است.
وثيقه
يکي از نکات مهم در داستان حضرت يوسف (ع) آن است که وقتي زمان قحطي رسيد، برادران آن حضرت، بدون بنيامين و براي گرفتن گندم به نزد او آمدند. حضرت يوسف (ع) وعده داد که اگر در مرتبه بعد بنيامين را نيز بياورند. سهمي به او اختصاص خواهد داد. آنها با خوشحالي نزد پدر آمدند و از او خواستند که بنيامين را با آنها بفرستد، اما چون در گذشته دچار خطايي درباره حضرت يوسف (ع) شده بودند، حضرت يعقوب (ع) اين خواسته را قبول نفرمود و کوتاهي گذشته را يادآور شد و فرمود : «آيا در مورد او اطمينان کنم، همان گونه که در مورد برادرش (يوسف) اطمينان کردم (و ديدي که چه شد )؟» (5)
پس از اصرار فراوان برادران، حضرت يعقوب (ع) شرطي را گذاشته که به نظر مي آيد همين شرط براي ظهور امام زمان (عج) نيز وجود دارد. ايشان خطاب به پسرانش فرمود: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من، با نام خدا پيمان استواري ببنديد که حتماً او را نزد من باز آوريد، مگر آنکه گرفتار [حادثه اي] شويد و هنگامي که آنها وثيقه (پيمان استوار] خود را در اختيار او گذاردند، گفت: خداوند، نسبت به آنچه مي گوييم، ناظر و نگهبان است!» (6)
در مورد امام زمان (عج) نيز همين طور است ما مکرر مي گوييم: «خدايا، امام زمان (عج) را بفرست تا از او اطاعت کنيم و در خدمتش باشيم»، اما خداي متعال مي گويد: « شما در مورد يازده امام گذشته، بد عمل کرديد و مقصر هستيد. پس بايد حسن نيت و اصلاح عمل و رفتارتان را اثبات کنيد، تا امام آخرتان را به سوي شما برگردانم.»
پينوشتها:
1. بحار الانوار، ج 52، ص 122.
2. سوره يوسف/ 8.
3. همان.
4. سوره يوسف / 9.
5. سوره يوسف / 64. ( هل امنکم عليه الا کما امتتکم علي اخيه من قبل).
6.سوره يوسف / 66. (قال لن ارسله معکم حتي توتون موثقاً من الله لتاتنني به الا ان يحاط بکم فلما اتوه موثقهم قال الله علي ما نقول وکيل).
نويسنده: محمد يوسفيان
مسئول واحد کودک و نوجوان مرکز تخصصي مهدويت.
منبع: نشريه امان، شماره 36.
|
|
|
سلام بر بركت دستانت كه می تواند نان رزق هزار سفره خالی را مهیا كند! سلام بر راستی قدم هایت كه می تواند صراط مستقیمی را نشان دهد كه هیچ پایی بر آن نلرزد و خطا نرود! سلام بر فراخی سینه ات كه می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بكشد و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد. سلام بر شیوایی كلامت كه می تواند خشن ترین دلهای سنگی را نرم و از آنها زمزم نور، جاری كند. سلام بر عبادتت كه می تواند جماعت بیكران اقتداكنندگان را تا معراج خدا ببرد و از عشق، سرشارشان سازد! سلام بر تو اضعت كه می تواند هر غریب دور افتاده ای را همنشین تو كند و هر خانه به دوش آواره”پای را به همسایگی تو بكشاند. سلام بر شجاعتت كه می تواند چون شمشیری، قلب پر كینه دشمنان اسلام را بشكافد و یك تنه، سپر همه جانبه دین خدا شود! سلام بر عدالتت كه می تواند دست عرب و عجم، فقیر و غنی، برده و ارباب را در دست هم بگذارد و همه را جز به چشم تقوا ننگرد! سلام بر فراخی سینه ات كه می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بكشد و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد سلام بر ایثارت كه می تواند طعام خویش به فقیر رهگذر بدهد و لباس خود بر تن سائل پشت در بپوشاند. سلام بر علمت كه می تواند شهری باشد به بی كرانگی ابدیت، با دروازه ای كه هیچ پرسشی را بی جواب نمی گذارد. سلام بر صبرت كه می تواند خاكستر جفا از موهایت بتكاند و رد تازیانه ها را دنبال نكند. سلام بر امانتداریات كه می تواند تو را محرم همه رازهای مبهم و دردهای مجهول كند. سلام بر وفاداریات كه می تواند رشتة هر عهد و پیمانی را محكم كند و باعث بقای هر قول و قراری باشد. سلام بر لحظه لحظه عمری كه جز با نزول رحمت و فرود هدایت بر خلایق نگذشت! و سلام و صلوات بر رسولی كه ولادتش نقطه عطفی در تاریخ انسانیت است!
منبع: |
آیات و روایات در باب رجعت! روایات اهل بیت(علیهم السلام) نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه و خدشه در تک تک احادیث باطل نمىشود. علاوه بر اینکه تعدادى از آیات قرآنى و روایات که در باب رجعت وارد شده، دلالتش تام و قابل اعتماد است.
مسئلهی رجعت ازجمله مختصات مذهب تشیع است و تقریبا دیگر مکاتب اسلامی به آن اعتقادی ندارند. حتی در بین شیعیان نیز کسانی یافت میشوند که به انکار این مسئله پرداخته و احادیث آن را جعلی میپندارند.
براساس این عقیده گروهی از مۆمنین به این جهان بازمیگردند تا ظهور دولت حق را مشاهده کنند و از شکوفایی آن لذت ببرند و نیز گروهی از منافقان بازگردانده میشوند تا کیفر دنیوی اعمال ناشایست خویش را بچشند.(1)
مخالفان اعتقاد به رجعت چه می گویند؟
گروهی برای باطل کردن این دیدگاه به استدلالی فلسفی دست زدهاند که علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان به بیان و رد استدلال آنها میپردازد. اشکال فلسفی آنها این است که مرگ امرى است که با در نظر گرفتن عنایت پروردگار هرگز بر هیچ زندهاى عارض نمىشود، مگر بعد از آنکه آن موجود زنده به حد کمال رسیده باشد، و زندگیش کامل شده، آنچه در قوه داشته به فعلیت رسیده باشد، و چنین موجودى که تمامى کمالات بالقوهاش فعلیت یافته، اگر بعد از مردن به دنیا برگردد، در حقیقت دوباره به حالت قوه و استعداد برگشته است، و اینکه چیزى که فعلیت یافته برگردد و بالقوه شود امرى محال است.(2)
این گروه پس از این بیان به علت آیات قرآن و داستانهای معتبری که از رجعت برخی گروهها در آن یاد شده است میگویند: مگر اینکه مخبرى صادق که یا خود خداست و یا خلیفهاى از خلفاى او، از چنین برگشتى خبر دهند، همچنان که در داستانهاى موسى، و عیسى، و ابراهیم(علیهم السلام) و داستان هایى از دیگران چنین خبرهایى آمده، ولى نه از خدا، و نه از یکى از خلفاى او خبر معتبرى نیامده که دلالت بر رجعت داشته باشد، و روایاتى که قائلان به رجعت به آن تمسک مىکنند، تمام نیست.(3)
روایات اهل بیت(علیهم السلام) نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه و خدشه در تک تک احادیث باطل نمىشود. علاوه بر اینکه تعدادى از آیات قرآنى و روایات که در باب رجعت وارد شده، دلالتش تام و قابل اعتماد است
پاسخ شیعیان به این اشکالالت چیست؟
علامه طباطبایی(ره) به این نحوه استدلال آنها چند اشکال را وارد میدانند:
اولا اگر امری به عنوان قانون عقلی مطرح شد. دیگر استثنا بردار نیست. پس اگر شما اعتقاد دارید که عقلا چیزی به عنوان رجعت امکان پذیر نیست. اگر کسی داستانی از رجعت بیان کرد، باید به صادق بودن او شک کنید.
ثانیا این گونه نیست که هرکسی که از دنیا رفت، تمامی استعدادات او به کمال رسیده باشد. بلکه ممکن است انسان بعد از آنکه به مرگ غیرطبیعى از دنیا رفت. در زمانى دیگر مستعد کمالى شود، که در زمانى غیر از زمان زندگیش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را به دست آورد. و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقدارى در برزخ زندگى کرده باشد، چنین کسى بعد از مردن و دیدن برزخ داراى آن استعداد مىشود، و دوباره به دنیا برمىگردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مساله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است.(4)
علامه پس از آن به اشکالاتی که این افراد به روایات گرفته اند و اینکه گفتهاند این روایات جعلی و ساختگی است. پرداخته و میگوید: هرچند هر یک از روایتها روایت واحد است، و لیکن روایات اهل بیت(علیهم السلام) نسبت به اصل رجعت متواتر است، به حدى که مخالفان مساله رجعت از همان صدر اول این مساله را از مسلمات و مختصات شیعه دانستهاند، و تواتر با مناقشه و خدشه در تک تک احادیث باطل نمىشود، علاوه بر اینکه تعدادى از آیات قرآنى و روایات که در باب رجعت وارد شده دلالتش تام و قابل اعتماد است. (5)
اثبات این عقیده از چه راهی ممکن است؟
به طور کلی برای اثبات عقیدهی رجعت چند مرحله وجود دارد:
1- اثبات امکان پذیری رجعت
در قرآن مواردی وجود دارد،که امکان رجعت را در این امّت به ثبوت میرساند: براساس قرآن گروه هایی یا افرادی پس از مرگ زنده شده و تا مدتی به حیات مجدد خود ادامه دادهاند.(6)
ازجمله این آیات میتوان به آیه 38 سوره نمل اشاره کرد: "و یوم نحشر من کل أمّة فوجا ممن یکذب بآیاتنا"، "روزی خواهد آمد که از هر گروهی دستهای را برمیانگیزیم، از کسانی که آیات ما را مورد تکذیب قرار میدهند."
همانطور که مشخص است این آیه امکان برانگیخته شدن برخی انسانها را نشان میدهد و اگر منظور آیه روز قیامت بود باید میگفت همهی انسانهای را و همین که از برخی انسانها یاد شده به این معناست که منظور آیه، روز قیامت نیست.
2- اثبات عقلی محال نبودن رجعت
همانطور که گذشت علامه طباطبایی(ره) در این زمینه بیان کاملی دارند. عمده اشکال فلسفی به مسئلهی رجعت این است که امکان ندارد استعدادی که به فعلیت رسید، دوباره بازگشت کرده و به استعداد تبدیل شود و انسانی که از دنیا رفته تمام استعداداتش از بین رفته و امکان برگشت ندارد و علامه در پاسخ میفرمایند که این سخن مربوط به مرگ طبیعی است اما مرگ بر اثر کشته شدن و یا حوادث از این قاعده مستثنی است و همچنین ممکن است چنین فردی، به کمال رسیدن برخی استعداداتش منوط به بازگشت به دنیا و در زمانی خاص باشد.
این گونه نیست که هرکسی که از دنیا رفت، تمامی استعدادات او به کمال رسیده باشد. بلکه ممکن است انسان بعد از آنکه به مرگ غیرطبیعى از دنیا رفت. در زمانى دیگر مستعد کمالى شود، که در زمانى غیر از زمان زندگیش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را به دست آورد. و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقدارى در برزخ زندگى کرده باشد، چنین کسى بعد از مردن و دیدن برزخ داراى آن استعداد مىشود، و دوباره به دنیا برمىگردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مساله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است
3- اثبات اعتبار روایات رجعت
همانگونه که گذشت علامه طباطبایی(ره) در این زمینه ادعای تواتر کردهاند و روایات رجعت را متواتر دانستهاند. روایت متواتر یعنی روایتی که آنقدر نقل شده باشد که اطمینان از صحیح بودن آن حاصل شود و امکان کذب برای آن وجود نداشته باشد.
4- استدلال به روایات رجعت
در مکتب تشیع روایاتی هست که بر مسئلهی رجعت و بازگشت عدهای از انسانها در زمان ظهور تصریح دارند.
از میان این روایات دو روایت را بیان میکنیم:
1- از امام صادق(علیه السلام) درباره آیه "و یوم نحشر من کلّ امة فوجا" سۆال شد، فرمود: مردم درباره آن چه میگویند؟ گفتند: میگویند درباره قیامت است. فرمود: آیا در روز قیامت از هر گروهی دستهای برانگیخته میشوند، و بقیه وانهاده میشوند؟ نه، چنین نیست،این آیه مربوط به رجعت است،اما آیه قیامت آیه "و حشرناهم فلم نغادر منهم احدا"است. (7)
2- خلیفه مأمون عباسی، از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) پرسید: درباره رجعت چه میگویی؟ فرمود: رجعت حق است؛ در امتهای گذشته بوده و قرآن از آن یاد کرده. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود "هرآنچه در امت های پیشین واقع شده، بنظیر آن در این امت نیز واقع میشود." نیز فرمود "هنگام ظهور مهدی(عج)، عیسی(علیه السلام) از آسمان فرود میآید و به وی اقتدا میکند." باز فرمود "اسلام غریب بود و به غربت بازمیگردد، خوشا باد غریبان را. پرسیدند: آنگاه چه میشود؟ فرمود: "حق به اهلش بازمیگردد."(8)
پی نوشت ها:
1- محمد هادی معرفت،مسئله رجعت از دیدگاه شیعه، وقف میراث جاودان،شماره 13.
2- علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 2، ص 160
3- همان
4- همان
5- همان، ص 161
6- محمد هادی معرفت،مسئله رجعت از دیدگاه شیعه، وقف میراث جاودان،شماره 13.
7- همان
8- همان
منبع: شبستان
دنیا گلستان می شود
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن می شود، تاریکی از بین می رود و مردم از نور خورشید بی نیاز می گردند، عمر انسان طولانی می شود، گنج های نهفته زمین بر مردم ظاهر شده و در برابر دیدگان آنان قرار می گیرد. در آن زمان، مردم به فضل پروردگارشان بی نیاز می شوند تا جایی که به دنبال مستحقّان زکات و صدقات می گردند، ولی آن ها را نمی یابند».
زمین در زمان ظهور
یکی از عواملی که سبب می شود مردم از حضرت ولی عصر(عج) غافل باشند و از دعا کردن برای فرج آن حضرت غفلت ورزند، عدم آگاهی به زندگی سعادت بخش و معنویِ در زمان ظهور آن بزرگ وار است. امام صادق علیه السلام تحوّل جهان را در پرتو قرآن و در زمان ظهور حضرت امام زمان(عج) چنین توصیف می کند: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن می شود، تاریکی از بین می رود و مردم از نور خورشید بی نیاز می گردند، عمر انسان طولانی می شود، گنج های نهفته زمین بر مردم ظاهر شده و در برابر دیدگان آنان قرار می گیرد. در آن زمان، مردم به فضل پروردگارشان بی نیاز می شوند تا جایی که به دنبال مستحقّان زکات و صدقات می گردند، ولی آن ها را نمی یابند».
خدمت به حضرت صاحب الامر(عج)
از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم به دنیا آمده است؟ فرمود: «نه، ولی اگر او را درک می کردم، تمام روزهای عمرم را به خدمت او می پرداختم». آیت اللّه سید محمد تقی موسوی اصفهانی گوید: این حدیث اشاره به این دارد که خدمت کردن به آن حضرت، برترین عبادت ها و محبوب ترین طاعت هاست؛ زیرا امام صادق علیه السلام که عمر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت الهی صرف نکرده، این عبادت را ترجیح می دهد و می فرماید که اگر قائم را درک می کردم، روزگار را در خدمت او می گذراندم.
قاطعیت، ویژگی همه رهبران راستین الهی است که در وجود امام در اوج و کمال است و همین معیار پاک سازی جوامع به شمار می آید. حضرت مهدی(عج) برای تحقق اهداف پیامبران الهی و برقراری عدالت جهانی قیام می کند. طبیعی است در چنین شرایطی که حق و حقیقت آشکارا بر جهانیان عرضه می شود، تنها کسانی در جبهه باطل باقی می مانند که به کلی هویت الهی و انسانی خود را از دست داده اند و جز به فساد و ظلم نمی پردازند. شمشیر برنده مهدوی در مورد این گونه افراد از نیام بیرون می آید
طاووس اهل بهشت
در روایات آمده که حضرت مهدی (عج) شبیه ترینِ مردم به حضرت رسول صلی الله علیه و آله در شمایل و رفتار است. آن حضرت گندم گون است، پیشانی اش فراخ، رویش تابان، ابروانش به هم پیوسته و بینی مبارکش باریک است. نیکو صورت بوده و نور رخسارش چنان درخشان است که بر سیاهی محاسن شریفش چیرگی دارد. برگونه راستش خالی زیبا است.
هم چنین گفته شده که مهدی، طاووس اهل بهشت است و قدّش چنان رشید و بلندْبالاست که هیچ چشمی، آدمی ای به آن اعتدال و تناسب ندیده است.
نبودن زمینه مناسب و آمادگی در مردم برای ظهور
شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی، به منظور هدایت مردم و رساندن آن ها به سرمنزل مقصود و کمال مطلوب است و این امر در صورت میسّر می شود که مردمْ آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند. اگر زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در آن ها اثری ندارد. متأسفانه فشارهایی که به ویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر ائمه معصوم علیهم السلام وارد شد و محدودیت های فوق العاده ای که برقرار گردید، نشان داد که زمینه مساعدی برای بهره مندی از هدایت ها و راهبری های ائمه علیهم السلام در جامعه وجود ندارد؛ از این رو، حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا جامعه، آمادگی لازم را به دست آورد.
ذخیره بزرگ الهی
این که در پاره ای از تعبیرات نام «بقیة اللّه » بر مهدی موعود گذاشته شده، به این دلیل است که او یک وجود پر فیض و ذخیره بزرگ الهی است که برای برچیدن بساط ظلم و بیدادگری در جهان و برافراشتن پرچم عدل و داد نگه داری شده است.
اگر زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در آن ها اثری ندارد. متأسفانه فشارهایی که به ویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر ائمه معصوم علیهم السلام وارد شد و محدودیت های فوق العاده ای که برقرار گردید، نشان داد که زمینه مساعدی برای بهره مندی از هدایت ها و راهبری های ائمه علیهم السلام در جامعه وجود ندارد؛ از این رو، حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا جامعه، آمادگی لازم را به دست آورد
سیره جهادی و مبارزاتی حضرت مهدی(عج)
امام مهدی(عج) با انقلاب خود، بساط کفر و شرک را از گستره زمین بر می چیند و همگان را به دین مقدس اسلام دعوت می کند. ایشان در راه و روش خویش، سازش ناپذیر است و در اجرای حدود و احکام الهی و مبارزه با ستمگران، قاطعیتی خدایی دارد. چشم پوشی و مسامحه ای در روش او نیست و از سرزنش کنندگان نمی ترسد و بدون هیچ گونه ملاحظه ای، تبهکاران را کیفر می دهد. قاطعیت، ویژگی همه رهبران راستین الهی است که در وجود امام در اوج و کمال است و همین معیار پاک سازی جوامع به شمار می آید. حضرت مهدی(عج) برای تحقق اهداف پیامبران الهی و برقراری عدالت جهانی قیام می کند. طبیعی است در چنین شرایطی که حق و حقیقت آشکارا بر جهانیان عرضه می شود، تنها کسانی در جبهه باطل باقی می مانند که به کلی هویت الهی و انسانی خود را از دست داده اند و جز به فساد و ظلم نمی پردازند. شمشیر برنده مهدوی در مورد این گونه افراد از نیام بیرون می آید.
سیره قضایی امام زمان(عج)
حضرت مهدی (عج) برای برقراری عدالت قیام می کند و برای اجرای این عدالت، به نظام قضایی استواری نیاز دارد؛ از این رو، حضرت از افرادی استفاده می کند که افزون بر تسلط کامل بر مبنای اسلامی و فقهی، از نظر پیشینه نیز کم ترین ایراد و اشکالی بر آنان وارد نباشد. امام مهدی(عج) در برقراری عدالت به شیوه جد بزرگوارش امام علی علیه السلام عمل می کند و با جدیت و قدرت، به دنبال به دست آوردن حقوق پایمال شده مردمان است. ایشان حق را هر جا که باشد به صاحب آن بر می گرداند و چنان به عدالت رفتار می کند که مطابق روایات، زندگان آرزو می کنند مردگان برگردند و از برکت عدل او بهره مند شوند.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «وقتی مهدی قیام کند، مانند داوود و سلیمان داوری می کند؛ یعنی شاهد و گواه نمی طلبد.» به یقین این داوری، به سبب اعتماد بر علم الهی است و موجب بر پاشدن عدالت حقیقی در جامعه می شود.
مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی ... که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی ... زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
منابع:
مجله گلبرگ، مهر 1382، شماره 43 (مطلبی از لیلی صدر هاشمی )
مجله گلبرگ، شهریور 1385، شماره 78 (مطلبی از زهرا رضاییان)
سایت حوزه
نجوا با خورشید
دریچه
خورشید سالهاستبه نامت میسوزد
بیا ای نگارم كه عمری است چشم انتظارم
فقط یك نفس مانده تا جان سپارم
امام محبوبم، ندیده دل به تو سپردم و در دیدن، جان را .
بارها دست دل را گرفتم و او را به هر كوی و برزنی كه نشانی از تو دادهاند، كشاندم . به هر سو نظر افكندم و پرنده دلم را به هوای تو پرواز دادم .
مهدی جان، آن زمان كه پا به عرصه وجود نهادی، زمین بر آسمان برتری یافت و عشق تو، حیرانی و چرخش زمین را به وجود آورد . ماه به عشق تو گرد زمین میچرخد و ستارههای كهكشان راه شیری راهت را نور پاشی میكنند
گفتهاند میآیی . نكند آمدنت فراتر از پیمانه عمرم باشد . از سالها پیش میشناختمت . تو در خون رگهای شیعه جاری هستی . در تار و پودشان، در ذره ذره وجودشان، در پشت قلبهای شكسته مۆمنان، در صدای لرزان «الغوث الغوث» شان كه مظلومیت از آن میبارد .
مهدی جان، آن زمان كه پا به عرصه وجود نهادی، زمین بر آسمان برتری یافت و عشق تو، حیرانی و چرخش زمین را به وجود آورد . ماه به عشق تو گرد زمین میچرخد و ستارههای كهكشان راه شیری راهت را نور پاشی میكنند .
شهابها خود را در برابر قدومت فدا میسازند . خورشید سالها استبه نامت میسوزد، میگدازد و نور میپاشد . میدانم، میدانم تو نیز دلتنگی; تو نیز میخواهی; اما ما هنوز مقدمهای را برایتبه تكامل نرساندهایم . میدانم كه هنوز در اول راهیم، اما كمكمان كن .
منبع:
معصومه زارعی /پرسمان پیش شماره 3
فقط دعا گویان مهدی(علیه السلام ) اهل نجاتند وقتی كسی برای حضرت دعا كند، آن حضرت هم برای مشكلات دعا كننده دعا میكند و چه خوب است كه انسان مشمول دعای او كه دعایش مستجاب است و كلید همه گنجهای دنیا و آخرت در دست اوست بشود.
یکی از وظایف مهم شیعیان دعا کردن برای فرج مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: واکثر الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم. و برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که آن فرج شماست. (کمال الدین، ج 2، ص 485)
این حدیث مهدوی دو نكته دارد:
یك) دعا برای فرج او، فرج ما را هم میرساند یعنی با آمدن آن «ماء معین» (قل ارءیتم ان أصبح ماۆكم غوراً فمن یأتیكم بماء معین) ملك / 30؛ این آیه به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ تأویل شده است.)، همه تشنههای عالم سیراب میشوند و مشكلاتی كه داریم حل میشود.
دو) شاید این نكته هم استفاده شود كه وقتی كسی برای حضرت دعا كند، آن حضرت هم برای مشكلات دعا كننده دعا میكند و چه خوب است كه انسان مشمول دعای او كه دعایش مستجاب است و كلید همه گنجهای دنیا و آخرت در دست اوست بشود.
مرحوم اصفهانی در مكیال المكارم نقل كرده كه امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در عالم خواب به یكی از دوستان ایشان فرموده: هر كس مصیبت جد شهیدم را یاد كند و سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا كند من هم برای او دعا میكنم.
پس مطمئنا برکات دعا برای فرج به خود ما بر می گردد. مرحوم آیة الله موسوی اصفهانی دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان علیه السلام نوشت به نام مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم. تمام مطالب این کتاب ارزنده درباره این موضوع است که دعا کردن برای فرج آن بزرگوار چه فوایدی را نصیب دعا کننده می گرداند.
توجه کنیم که باید حضرت بقیه الله را برای خودش بخواهیم نه این كه واسطه حل مشكلات خودمان. جمكران را به نیت دعا برای تعجیل فرجش برویم نه برای رفع مشكلات خودمان. که البته دعا برای فرج او، فرج ما را هم میرساند و انشاء الله مشكلاتی كه داریم نیز حل میشود
در روایتی، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از فواید مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غیبت بیان می فرماید. روایت مهم زیر را با دقت تمام بخوانید: احمد بن اسحاق گوید: به حضور حضرت عسکری علیه السلام رسیدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند:
«ای احمد ابن اسحاق بدرستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد. احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام و خلیفه بعد از تو کیست؟ پس امام به سرعت برخاست و داخل (اندرون) خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید. حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهای خدا عزیز و گرامی نبودی، هیچ گاه این فرزندم را به تو نشان نمی دادم. به درستی که او هم اسم رسول خدا صلی الله علیه وآله و هم کنیه اوست، و اوست کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمد بن اسحاق، مثل او در این امت مثل خضر علیه السلام و مثل او مثل ذو القرنین است. به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز وجل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند.
ای احمد ابن اسحاق بدرستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد. احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام و خلیفه بعد از تو کیست؟ پس امام به سرعت برخاست و داخل (اندرون) خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید
احمد بن اسحاق گفت: ای مولای من، آیا علامتی هست که دلم اطمینان پیدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سیما (که جان همه عالم به فدایش باد) به زبان عربی گویا آغاز به سخن کرد و فرمودند: بقیه الله در زمین منم، انتقام گیرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عینی من دنبال اثری نگرد ای احمد بن اسحاق. پس هر کس که می خواهد در دنیای پر آشوب کنونی از نجات یافتگان و رستگاران باشد، باید خود را به وسیله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزدیک کند تا مشمول دعای آن بزرگوار گردد. (کمال الدین، ج 2، ص 56)
اما یک نکته ظریف همواره در مورد دعا برای آن عزیز وجود دارد و آن اینکه توجه کنیم که باید حضرت بقیه الله را برای خودش بخواهیم نه این كه واسطه حل مشكلات خودمان. جمكران را به نیت دعا برای تعجیل فرجش برویم نه برای رفع مشكلات خودمان. که البته دعا برای فرج او، فرج ما را هم میرساند و انشاء الله مشكلاتی كه داریم نیز حل میشود.
منابع:
آثار دعا براى فرج امام زمان (عج) ـ سید حسین هاشمی نژاد
ره توشه مهدی باوران ـ حبیب الله تقیان
اندیشه قم
بُعد جهانی و عقلی استخلاف
تفکر کلی مهدویّت
پژوهشگران تاریخ و جامعهشناسی عقیده دارند که تفکر وجود یک نجات دهنده برای بشریت، تفکری است عمومی که در تمامی جوامع انسانی با همه تفاوتهای شدید فرهنگی، قومی و دینی به اشکال مختلفی مطرح است و از همین جا این تصور غلط شکل گرفته که تفکر حکومت جهانی، تفکری دینی و غیبی است.
اگر جوهره این تفکر، ظهور رهبریتی جهانی باشد که عادلانه حکومت میراند و به قانون عمل میکند و بشریت را از بلای جنگ و قحطی نجات میدهد که همواره یکی از اهداف مصلحان و سیاستمداران و حکیمان و فیلسوفان در تمامی اعصار همین بوده و در همین جهان متمدن امروزی هم- چنان که میبینیم - بیش از گذشته مطمح نظر است و سیاستمداران غربی نیز بر همین ادعا هستند؛ در حالی که هرگز نمیتوان آنان را رجال دینی و غیبی نامید، چنین احساسی، حسّ کلّی ضرورت حکومت جهانی است.
مهدویّت در دیانت یهود، بشارت به ظهور مسیح یهودی است و در جهان مسیحیت، ظهور خود عیسی بن مریم(ع) است و در میان مسلمانان نام مهدی منتظر(عج) که حضرت مسیح(ع) او را یاری میکند، مطرح است.
در میان هندوها و بودائیان و حکما و فلاسفه قدیم و جدید نیز مهدویت موضوعیت دارد. افلاطون و فارابی در «مدینه فاضله»،(1) توماس مور، فیلسوف انگلیسی در «اتوپیا»، یا «جزیره خیالی»(2) بدان پرداختهاند. اینگونه مدینههای فاضله و جمهوریهای نمونه بیشمار است؛ از جمله «آتلانتای جدید» فرانسیس بیکن،(3) «شهر مسیحی» یوهان،(4) «کشور آفتاب» توماس کامپانلا،(5) «جزیره کنفوسیوس» حکیم چینی(6) و امثال آن.
نامهایی که بر این ملت یا مدینه نهادهاند، خیالی نیستند؛ بلکه مبتنی بر تصوراتی هستند که علم و دین و آثار تاریخی آنها را تأیید میکنند. در این زمینه، به یاری خداوند، ارائه دلیل خواهیم کرد.
نام انسانِ نمونهای که چنین جامعهای را رهبری خواهد کرد نیز در نظر هر کدام، متفاوت است. در طول تاریخ بسیار کم پیدا میشود حکیمی که تلاش نکرده باشد، تصوری از یک جامعه نمونه به رهبری مردی بزرگ و اسوه و دانشمند ارائه دهد و معاصران هم در این امر تفاوتی با پیشینیان ندارند.
دکتر الکسیس کارل فرانسوی، در همین عصر اتم پیشنهاد میدهد که عدهای از هوشمندترین دانشآموزان انتخاب شوند و تحت تعلیم انواع علوم قرارگیرند و از انجام هر گونه کار بیهوده و بازیگوشی منع شوند تا دست کم، یکی از آنان تمامی علوم را فراگرفته و قادر به رهبری جهان گردد.(7)
حقیقت این است که این پیشنهاد هیچ تفاوتی با بشارت مسیحیان به بازگشت مسیح(ع) که روح الله است و جامع همه علوم یا بشارت مسلمانان به ظهور مهدی(عج) که از جد خود، علوم اولین و آخرین را به ارث برده، ندارد. جز اینکه این آقای کارل، برای تحقق چنین رهبریتی شتاب کرده است و همین امر نشان میدهد که بشریت به طور جد، نیازمند دولت جهانی و حکومت نمونه است.
برتراند راسل که در تأسیس سازمان ملل مشارکت داشت، به این سازمان پیشنهاد داد که لشکر بسیار قدرتمندی در جهان تشکیل شود تا امکان تشکیل اولین مرحله حکومت جهانی فراهم گردد. کار به همین جا ختم نمیشود، دشمنان ادیان آسمانی نیز در ضرورت حکومت جهانی با دیگران همصدا شدند. کارل مارکس با اینکه امور غیبی و متافیزیک را قبول نداشت و با آن اعلام جنگ کرده بود؛ اما به غیبگویی پرداخت و اعلام کرد:
مرحله اشتراکی مرحلهای گذراست که از بین میرود و کمون جای آن را میگیرد، رهبر کمون فردی است با اخلاص و خردمند.
مارکس، به شیوه تبشیریِ انبیاء هم بسنده نکرد و پا را فراتر نهاد وگفت: مردم به دلیل شدت گرایش به فضایل، در مرحله کمون، احتیاجی به مال و مراکز سرمایه نخواهند داشت و این وضعیت موجب بینیازی آنها از رهبری نیزخواهد شد و بنابراین حکومت خود به خود از بین خواهد رفت...!!
میبینید که این تصور با آنچه که بر اساس بشارت دینی به دست مهدی(ع) و مسیح(ع) به وجود خواهد آمد، فاصله بسیار دارد؛ بلکه کاملاً خلاف آن است. چون بر اساس مفاهیم دینی، حکومت مهدی(ع) بسیار پا برجاست و سست نخواهد شد و هیچ کس هم ادعا نکرده است که او معامله با پول را بر خواهد انداخت و مؤسسات رسمی را تعطیل خواهد کرد؛ بلکه او جامعهای میسازد خِرَد سالار که در آن عدالت حاکم میشود. عدالت را هم او برقرار نمیکند؛ بلکه خود جامعه، وقتی که به مرحله بالایی از آگاهی دینی و فکری رسید، بدان روی میآورد. بنابراین، عدل و برابری نزد اهل دین، نتیجه درستیِ فکر است، نه حاصل درستی توزیع ثروت به وسیله قدرت حکومت، چنان که مارکس معتقد است. عدالت در توزیع، چگونه جامعه را به کمال فکری رهبری میکند تا به جامعهای خِرَد محور تبدیل گردد؟
برخی پنداشتهاند که مهدویت یا تفکر وجود منجی، واکنشی است به اوضاع فاسد حاکم بر جوامع بشری، با هدف امیدآفرینی در دلهای مردم و برکندن ریشههای نومیدی. این هم نوعی دیگر از مغالطه است و فریب شگفتی است که در آن، چند نقیض با هم جمع شدهاند. چون جای این سؤال هست که با این نظریه آیا مردم ناامیدند و بریده یا خوشبین و شاد و آیا یکایک افراد هر دو وضعیت را دارند یا گروهی ناامیدند و گروهی دیگر خوشبین؟ و اگر همه افراد هر دو را دارند، آیا ناامیدی اول است یا خوشبینی؟ خیلی کوتاه باید گفت: اگر یکایک مردم هر دو حالت را دارند، توجیه اول صحیح نیست؛ زیرا هر انسانی یا میتواند ناامید باشد یا خوش بین و اگر یکایک مردم این وضعیت را ندارند، این همان موضوع بحث ما است، نه موضوع بحث صاحبان نظریه.
عدهای نیزگفتهاند مهدویت یا فکر وجود منجی، تفکری است ساخته و پرداخته ذهن انسان برای فرو نشاندن روح مبارزه با تشکیلات فاسد و کشتن روح کار و فعالیت و اصلاح.
این گفته، چنانکه میبینید، بر عکس گفته قبلی است و از همان عالم نمایانی است که حتی یک کتاب از کتب ادیان سهگانه را درباره رهبر موعود به دقت نخواندهاند. اگر فقط یکی دو ساعت کمی از این کتابها را میخواندند، برایشان کافی بود که به روشنی و بیهیچ تردیدی بفهمند که اگر زمینه ظهور منجی با کار و اصلاح فراهم نشود، او هرگز ظهور نخواهد کرد.
چرا اینها با نظر دانشمندان جامعهشناس مخالفت میورزند که جامعه بشری همواره به وضعیت بهتر و برتری تغییر شکل میدهد؟ و چرا همین نظر را در مورد نظریه مارکس مطرح نساختهاند؟ چرا معتقدند که تفکر مادی تفکر واقعی است؟ حال آنکه جز خیالبافی چیزی نیست و چرا تفکر دینی را که تماماً واقعی است، با برچسب ذهنیتگرایی و خیالبافی بدنام میکنند؟
آری! جهان آینده دین، جهانی است واقعی؛ اما متأسفانه با چهره بسیار زشتی معرفی شده است. دین جهان دیگری نیز دارد که مؤمن بدان است وآن عالم غیب است؛ اما مهدویت مرحلهای است دنیوی.
برخیها به خود اجازه میدهند که به تفکر مهدویت در دین و حکومت موعود جهانی آن حمله کنند؛ اما با حکومت جهانی مورد ادعای رهبران و مصلحان غربی کاری نداشته باشند.
بدترین حالت چپاول فرهنگی وقتی است که نخبگان امت، اعتماد خود را به تمدن و تفکر دینی خویش به چنین شکل خندهآوری از دست بدهند. هر چه از بیرون برسد، میپذیرند و احترام میکنند و هر چه از تمدن و تفکر خودشان باشد، روی از آن میگردانند وآن را کوچک میشمارند.
معلوم است که اینگونه درخواستهای مغرب زمین برای تشکیل حکومت جهانی، اگر نه همه، بیشترشان دعوت به حکومت جهانی عدالتمحور حقپیشه نیست؛ بلکه دعوتی است سیاسی و اقتصادی برای تحکیم هیمنه غرب سرمایهداری و حاکمیت چپاول جهانی با بهرهگیری از احساسات انبوه انسانی نسبت به این ضرورت بشری.
تمایل بشر به دستیابی به حکومت جهانی بسیار قوی است. این تمایل، هم اکنون آشکارا در جهان معاصر ما پیداست، به ویژه در قالب حمایت از کشورهای پیشرفته از مراکز بین المللی، همچون سازمان عفو بین الملل، دادگاه بین المللی، صلح جهانی و سازمان ملل متحد.
دلهره بروز جنگ، شرکت در رقابتهای اقتصادی و سیاسی، احتمال تغییرات و دگرگونیها و ترس از رویدادهای پیشبینی نشده نیز باعث گردیده که ملتها و حکومتهای جوامع بشری، بر اصولی، چون همکاری اقتصادی، عدم دخالت، زندگی صلحآمیز، محدودیت سلاح و ... تأکید ورزند و از صندوقهای بسیاری با جهتگیریهای بین المللی، مثل صندوق بین المللی پول و صندوق توسعه، پشتیبانی نمایند و برای نزدیک شدن به بازارهای مشترک تلاش کنند و حتی به دنبال نظام اقتصاد جهانی باشند تا بدین وسیله پایهای از پایههای صلح جهانی و زندگی رضایتمندانه را بنیان نهند.
همین واژهها و تفکرات و اصول و مؤسسات، به تنهایی و حرف و حدیثهای بیشماری که از آنها بر سر زبانهاست، برای توجه دادن به اهمیت فراوانی که ساکنان این کره خاکی برای حکومت جهانی قائلند، کافی است.
احساس کلی ملتها و حکومتها، استقبال از نظام اقتصاد جهانی و ارتش جهانی است؛ اما هم زمان، این تردید وجود دارد که آیا مترفین و سردمداران این سازمانها، کوچکترین پایبندی اخلاقی دارند؟ اینکه رسانههای غربی در تمام بخشها و تفاسیر خبری، بر جنبههای اخلاقی تأکید میورزند، آشکارا نشان دهنده بدبینی ملتهای عالم به نظام سرمایهداری است که آیا اینها میتوانند سکاندار رهبری جهانی و تحقق عدل باشند.
علاوه بر آن، عدهای در خواب و خیال پیروزی یکی از شخصیتهای اخلاقی در انتخابات آمریکا هستند که میتواند همان رهبر جهانی گردد که بشریت از دیرباز در انتظار اوست. رهبری که با گسترش و تقویت سازمانهای بین المللی، میتواند زمینه تبدیل جهان به یک خانواده واحد و آسوده را فراهم سازد.
نگاهی کنجکاوانه به واقعیت نظام غربی، عدم امکان تحقق این احتمال را روشن میسازد. احتمالی که خود غربیها هم با توجه به تسلط مطلق سرمایهداران بر انتخابات، امید تحقق آن را ندارند.
مهدویت در مفهوم کلی خود، نمایشگر یک نیاز حقیقی و واقعی است که هیچ کس در تحقق نهایی آن و در اینکه او، دردهای بشر و هدر رفتن ثروتهای او را میبیند و درمان میکند، تردیدی ندارد، با اینکه تعابیر گوناگونی در مورد آن به کار رفته؛ اما هیچ توجیه فلسفی و علمی در رد آن نشده؛ بلکه برعکس در تحقق آن توجیههای فراوانی به عمل آمده است و هر کسی که از عمق جان در پی درمان آلام جوامع بشری است، آن را لازم میداند.
رد کردن مهدویت و مقابله با آن، رد کردن آرزوهای بشر و مقابله با تلاش بیوقفه او در رسیدن به جامعه جهانیای است که عدل و داد بر آن حکمفرماست و بدان روی، هیچ کس، حتی سرمایهداران و سرکردگان استثمار غرب، به دلیل آگاهی ملتها به اهمیت این مسئله، توان مقابله باآن را ندارند. بنابراین تلاش میکنند تا آن را رنگ و بوی اروپایی مسیحی دهند و همه دنیا، به ویژه مسلمانان را، به بتپرستی متهم نموده و مفهوم مسیحی یهودی منجی بشریت را با مفهوم مادی غربی آن گره بزنند و با تحریف حقایق مربوط به بشارت به رهبر موعود که در «عهد قدیم» و «انجیل» موجود است و تراشیدن نشانههای طبیعی و سیاسی برای آن، از این عقیده، برای تحقق حاکمیت مطلق نظامی و اقتصادی خود بر جهان، بهرهبرداری نمایند.
این ماجرا، هم اکنون خطر همه جانبهای را متوجه ما ساخته است؛ زیرا نبرد مهدی موعود(عج) و مسیح(ع) از یک طرف و قوای کفر از طرف دیگر، درآثار ادیان سهگانه، شکلی اعتقادی و فکری تمامعیار به خود گرفته و غرب، در حال حاضر به دنبال آن است که با تکیه بر خصلت تحریفگری خود، به این نبرد، شکل مذهبی، قومی و جغرافیایی بدهد.
دشمنان امام مهدی(عج) منحرفانی هستند که غیر خدا را میپرستند؛ از هر دینی و از هر ملتی و از هر جایی. یاران او کسانی هستند که سر تسلیم در برابر خدا فرود آوردهاند. از هر دینی و از هر ملتی و از هر جایی و او رهبری است جهانی که به تمامی پیامبران و فرستادگان الهی ایمان دارد و هیچ یک را از دیگری جدا نمیداند و هر قانونی را که خدا فرو فرستاده، بر پای میدارد؛ زیرا در آنچه خدا فرستاده، تناقضی نیست. بنابراین پیروان ادیان الهی نباید قربانی تبلیغات گمراهکننده غرب شوند که نابود خواهند شد.
ما نمیگوییم که امام مهدی(عج) یهود را نابود میسازد یا از مسیحیان انتقام میگیرد ... ؛ بلکه میگوییم او بتپرستی، خودپرستی و زرپرستی را از بین میبرد و اوامر و قوانین طاغوتیان را، هر چند که از امت محمد(ص) باشند، از میان بر میدارد. او از امت محمد(ص) آغاز میکند، این امت را تطهیر میسازد و اختلافی را که در آن رخ نموده، روشن میفرماید و آموزههای رها شده این دین را تبیین میکند، او تفاوتی میان هیچ دو انسانی قائل نیست؛ مگر به دلیل اعتقاداتشان و این است ویژگی او در تورات و انجیل...
چگونه اینان به رها کردن کتب آسمانی تن میدهند و گوش به سخنپراکنیهای تبلیغاتی شبکههای تلویزیونی غرب که وابسته به کلیسا هستند، میسپارند؟!
همین تبلیغات، کلیسا را به خانههایشان آورده و انجیل و تورات و بشارت این دو کتاب آسمانی به رهبری موعود را آنچنان که خود میخواهند، برایشان شرح و تفسیر میکنند و پیروان محمد(ص) و عرب را دشمنان آن رهبر موعود، معرفی مینمایند!
البته رهبر موعود، با مسلمانان و عَرَب برخورد خواهد کرد! اما همچنان که با سردمداران عَرَب برخورد میکند، با سردمداران «اروپا» هم برخورد خواهد کرد! اینان باید عقل داشته باشند و فکر کنند. رهبری که پیامبران مژده آمدن او را دادهاند، نه قومی است، نه یهودی است و نه نصرانی، نه از سرزمین جدید است (آمریکا) و نه از سرزمین موعود (اسرائیل). او کسی است که همچون تمامی پیامبران روی به خدا دارد و تمامی مردم را تنها به روی آوردن به خدا وا میدارد. خدایی که توحید او، موضوع همه خلقت و موضوع هستی است و موضوع همه پیامبران و تمامی کتب آسمانی، بلکه موضوع همه سیاستها و جنگها و نبردها است.
مشکل بشریت که بزرگان عالم به دنبال چاره آنند، مشکل ثروتهای زمین نیست، که برای چند برابر جمعیت فعلی هم کافی است و مشکل پیشرفت علمی هم نیست، که به مراحل پیشرفتهای رسیده است. مشکل آن رهبریتی جهانی است که عقیده پا برجا و تفکر اخلاقی داشته باشد تا بتواند ثروتها را عادلانه تقسیم کند و میان امتها و ملتها، جز به مقدار ایمانشان به این تفکر، تفاوتی نگذارد.
و این امر محقق نمیشود؛ مگر با یک نظریه قاعدهمند و یک مکتب اخلاقی که اصول آن برای همه مردم یکسان بوده و از طبیعت بشری برخاسته و با فطرت سلیم او سازگار باشد تا همه مردم بدان گردن نهند و حقیقتاً بدان ایمان آورند و در پناه آن احساس برادری کنند و با تحقق آن، به آرمانی برتر و بالاتر دست یابند.
روشن است که سرمایهداری، که هم در زیر بنا و هم در رو بنا، تفکری تمام مادی است، برای این مأموریت سترگ انسانی، فکری و اخلاقی، مناسب نیست.
یک نگاه به دخالتهای پنهان غرب در پیدایش دولتها، روشن میسازد که دورترین کس از رهبری اخلاقی جهان، نظام سرمایهداری غرب و رهبران آن است. در برنامههای فعلی و دراز مدت این نظام، فهرستی از جنگهای محلی و ایجاد مشکلات مرزی و منطقهبندی جهان و تقسیم قومیتها و پراکندن بذر دشمنی میان ملتها و ایجاد مناطقی برای بر هم زدن روابط همسایگان، در دستور کار است و معلوم است که چنین برنامهای، نیاز به ظاهرسازی و دروغپردازی و دگرگونی حقایق دارد و مراکز ویژهای میخواهد تا این برنامهها را به اجرا درآورده و بودجههای جهانی را در این راه هزینه نمایند! چنین نظامی که هزینههای سنگینی صرف تحریف و دروغ میکند، آیا شایستگی رهبری جهان دارد؟
پینوشتها:
1. معلم ثانی ابونصر، محمد بن فارابی (260 339) از جمله فیلسوفان مطرح سدههای سوم و چهارم هجری قمری و نخستین فیلسوف بزرگ مسلمان است. وی نظرات اجتماعی خود را در دو کتاب «آراء اهل المدینه الفاضله» و «السیاسات المدینه» به رشته تحریر در آورده است. او جامعه آرمانی خود را مدینه فاضله نامیده است. ارکان مدینه فاضله از دیدگاه فارابی عبارتند از: 1. لزوم وجود رئیس، 2. فیلسوف بودن حاکم که چنین فردی با فلسفهورزی، قواعد کلی را با فلسفه نظری در آمیخته و با مبدأ وحی در ارتباط است؛ اما این مدینه فاضله فارابی، دارای ویژگیهایی است که عبارتند از: 1. تعاون، 2. خداوند و غایت قصوی بودن او، 3. معرفت خداوند، 4. با فضیلت بودن مردم، 5. عدالت، 6. محبت و الفت، 7. صلح در مدینه فاضله و تشبیه به خداوند داشتن در اوصاف. مترجم
2. سر توماس مور (1478-1535 م.) متفکر انگلیسی در سال 1516 م. کتاب «اتوپیا» که یک اثر تحقیقی سیاسی است را تألیف کرد. در این کتاب یک جهان آرمانی در قالب یک جزیره خیالی به تصویر کشیده شده که همه شهروندان آن میتوانند به خوشبختی دست یابند. اصل واژه utopia یونانی است و معنی آن «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد» میباشد. مترجم
3. فرانسیس بیکن، فیلسوف، دولتمرد و طبیعیدان انگلیسی (1561 1626 م.) از آثار وی میتوان از کتابهای «ارغنون جدید»، «فزونی و ارجمندی دانش»، «تاریخ هانری هفتم»، «احیای بزرگ»، «مقالات»، «رد فلسفهها»، «افکار و نتایج» و نهایتاً «آتلانتیس نو» نام برد. کتاب آتلانتیس نوی فرانسیس بیکن ساختاری داستانی دارد و بیان ماجرای مسافرانی است که کشتی آنها دستخوش طوفان میگردد و آنها از جزیرهای سرسبز، خرم و آباد سر در میآورند که همان آتلانتیس نو است. در این کتاب نام بنیانگذار این مدینه فاضله «سلیمان» میباشد و پارلمان آتلانتیس نو نیز «خانه سلیمان» نامیده شده است. در این اثر، فرانسیس بیکن، غیر از روح تکنوکراتیک حاکم بر آن، رگههایی از یهودگرایی نیز دیده میشود. در آتلانتیس نو، مهندسان و معماران و منجمان و زیستشناسان (در یک عبارت خلاصه، تکنوکراتهای عالم مدرن) حکومت میکنند. بیکن در این رساله خود از برخی اختراعات (نظیر زیردریایی و هواپیما) که در دوران او وجود آنها جزو رؤیاهای خیالبافانه بود نیز سخن گفته است. مترجم
4. اطلاعاتی درباره این کتاب پیدا نکردم. مترجم
5. توماس کامپانلا Companella Thomas 1568- 1629 م. از سوسیالیستهای انگلیسی است که جامعه اشتراکی مدنظر خود را در کتابش به نام «کشور آفتاب» به تصویر میکشد. بر این کشور اشتراکی آرمانی حکومت مسیحی حاکم است و اداره آن بر عهده کشیشان میباشد.
6. کُنفُسیوس (479 551 ق.م) حکیم چینی و بنیانگذار مکتب کنفوسیوس. نامش «کنوگ چیو» بود و مردم برای احترام وی را «کنفوسیوس» نامیدند. تعالیم کنفوسیوس، ترکیبی از اصول اخلاقی، سیاست مدرن و مقداری مسائل دینی بود. وی معتقد بود که اجداد مردم، بر اساس قاعده لی (li) زندگی میکردند. لی از دیدگاه کنفوسیوس، معانی مختلفی داشت و برای پاکی، ادب، تشریفات و عبادت به کار میرفت. وی معتقد بود با پیروی از لی، هر چیز به سامان میآید و جامعه آرمانی تشکیل میشود. مترجم
7. از کتاب «انسان موجود ناشناخته» اثر دکتر آلکسیس کارل فرانسوی.
منبع:نشریه موعود شماره 137 و 138
نویسنده: سبیط النیلی
مترجم: نادعلی فیروزی
قیام امام زمان (علیه السلام) چگونه قیامی است؟
آیا امام زمان (عج) همه کافران و مشرکان را گردن می زند؟
بسیاری از افراد در مورد قیام حضرت تصور می کنند که این قیام منجر به بزرگ ترین و خونین ترین جنگ تاریخ می شود و حضرت سال ها با جنگ و قیام مسلحانه به مبارزه با کفر و شرک و نفاق می پردازد و همه کفار و مشرکین و دشمنان اسلام، حتی مسلمانان سست ایمان را می کشد و بعد از این جنگ خونین، هر کس می ماند، اهل سعادت و ایمان خواهد بود.
معمولاً نقاشی هایی هم که از امام زمان (عج) کشیده می شود، تصویر مردی است که روی اسب نشسته و شمشیر خود را بلند کرده و آماده دادن دستور نبرد است، آیا واقعاً این گونه است؟
قیامی فکری و فرهنگی
قضا و تکامل و قطعی درمورد جزییات قیام امام زمان (عج) برای ما ممکن نیست، اما آن چه از جمع بندی روایات و دلایل عقلی به دست می آید، این است که انقلاب جهانی امام زمان (عج)، پیش از هر چیز، انقلابی فرهنگی و فکری است، نه نظامی و کودتایی و به خاطر همین شیوه است که اکثر مردم بدون هیچ جنگ و خون ریزی و مقاومتی، جذب حکومت امام می شوند.
حتی اگر ظهور امام زمان (عج) را در همین سال ها در نظر بگیریم، چگونه می توان تصور کرد که بدون کار فکری و فرهنگی و روشن کردن حقیقت برای مردم، جمعیتی چند میلیاردی حاضر به پذیرش تفکر و عقیده ما شوند و دست از دین و آیین و عقاید و باورهای خود بردارند یا چگونه می توان این جمعیت عظیم را به زور همراه کرد؟
یکی از مهم ترین نشانه های جامعه بی نظیر امام زمان (عج)، صلح، امنیت و عدالت است تا جایی که همه آن حضرت را منجی، یعنی نجات بخش می دانند. با وجود این روشن است که این امر با کشتار و خون ریزی هم خوانی ندارد و هر چند قیام حضرت از روی ظلم و بی عدالتی نیست، اما نمی توان با بزرگ ترین جنگ تاریخ و سال ها خون ریزی و کشتار، جامعه ای سرشار از صلح و عدالت و امنیت را تشکیل داد
دوران رشد عقل ها
این مسئله حقیقتی است که از برخی روایات به روشنی به دست می آید و نشان می دهد دوران ظهور امام زمان (عج)، دوران رشد عقل و معرفت بشر است. به گونه ای که اکثر مردم با مواجه شدن با حقیقت و استدلال و منطق روشن امام، به راحتی آن حضرت را می پذیرند و دست از رفتار و تفکرات اشتباه خود می کشند.
در برخی روایات آمده که امام زمان (عج) به رشد عقلی مردم می پردازند و امام با این امر، مردم را آماده پذیرش حکومت جهانی می کند و آنان را به فرهنگ و تمدن اسلام فرا می خواند. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «آن گاه که قائم ما قیام کند، خداوند دست رحمت بر سر بندگان می گذارد و به وسیله او، خرد و اندیشه های انسان کامل می شود.»
برخی روایات از رشد علمی در زمان ظهور امام زمان (عج) سخن به میان آوردند و دوران ظهور را دوران گسترش علم نامیدند و یکی از ویژگی های مهم حکومت امام را گسترش علم دانستند. دراین زمینه امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «دانش 27 بخش داردکه بشر تاکنون، دو بخش آن را آموخته است. به هنگام قیام امام زمان (عج) 25 بخش دیگر بر آن افزوده می شود».
رشد فکری، لازمه پیروزی
از نظر عقلی این ادعا قابل قبول است، زیرا اگر بنا بر جنگ و نبرد بود که این همه تأخیر نیاز نبود و در گذشته که جمعیت و قدرت تسلیحاتی انسان ها کمتر بود، این قیام انجام می شد که پیروزی راحت تر بود. همه می دانیم یکی از عوامل تحقق قیام حضرت، وجود 313 انسان کامل در یک زمان است. به نظر شما با 313 نفر چگونه می توان در جنگی جهانی پیروز شد؟ ممکن است گفته شود این پیروزی با اعجاز الهی و قدرت خاص امامت به دست می آید، نه ابزار و امکانات عادی و شرایط طبیعی، اما در جواب باید گفت اگر این گونه بود که نیاز به همین 313 نفر هم نبود. پس چرا تاکنون ظهور حضرت به تأخیر افتاده است؟
روشن است که ماهیت قیام و ظهور حضرت چیز دیگری است و این تعداد هم مسئولیت مهم تری، غیر از جنگ و فرماندهی نبرد نظامی را بر عهده دارند.
کشتار بزرگ توسط پرچم دار صلح؟
یکی از مهم ترین نشانه های جامعه بی نظیر امام زمان (عج)، صلح، امنیت و عدالت است تا جایی که همه آن حضرت را منجی، یعنی نجات بخش می دانند. با وجود این روشن است که این امر با کشتار و خون ریزی هم خوانی ندارد و هر چند قیام حضرت از روی ظلم و بی عدالتی نیست، اما نمی توان با بزرگ ترین جنگ تاریخ و سال ها خون ریزی و کشتار، جامعه ای سرشار از صلح و عدالت و امنیت را تشکیل داد.
دلیل این مسئله این است که حکومتی که با جنگ و زور و مقابله شدید نظامی شکل گرفته است، سرشار از مخالفت های درونی و قیام های مخالفان و کودتاهای کوچک و بزرگ خواهد بود. و چنین جامعه ای روی آرامش و امنیت را نخواهد دید، زیرا در حکومت جهانی حضرت قرار نیست تنها مسلمانان، آن هم شیعیان خالص زنده بمانند و دیگران از دم تیغ بگذرند، بلکه همه مردم در مناطق گوناگون جهان در این حکومت حضور خواهند داشت. اگر ملتی با زور و کشتار مجبور به تسلیم شده باشد، هیچ وقت درستی این حکومت را نخواهد پذیرفت و روزی علیه آن قیام خواهند کرد.
قضا و تکامل و قطعی درمورد جزییات قیام امام زمان (عج) برای ما ممکن نیست، اما آن چه از جمع بندی روایات و دلایل عقلی به دست می آید، این است که انقلاب جهانی امام زمان (عج)، پیش از هر چیز، انقلابی فرهنگی و فکری است، نه نظامی و کودتایی و به خاطر همین شیوه است که اکثر مردم بدون هیچ جنگ و خون ریزی و مقاومتی، جذب حکومت امام می شوند
یقیناً جنگ خواهد شد.
بعد از ظهور امام، افراد و جریان های فکری و حکومت ها و دولت هایی، با حکومت امام مخالفت می کنند و می کوشند مانع پیشرفت قیام و شکل گیری حکومت جهانی حضرت شوند و به هر وسیله ممکن به مقابله و مبارزه با ایشان بر می خیزند. در برابر این گروه از دشمنان، در ابتدا حضرت آنان را نصیحت و هدایت می کند، چه بسا برخی از آنان تحت تأثیر موعظه امام و استدلال قاطع و روشن حضرت قرار گرفته، جذب حکومت ایشان شوند، ولی یقیناً برخی دیگر به لجاجت خود ادامه می دهند که در برابر این گروه، امام با قاطعیت می ایستد و همه آنان را از بین می برد و زمین را از آلودگی وجود این کوردلان مخالف حقیقت پاک می کند.
چون این گروه ها و حکومت ها و دولت ها، از قدرت بسیاری در عالم برخوردارند و منابع مالی و نظامی فراوانی در اختیار دارند، جنگی بزرگ به راه می اندازند و چه بسا مبارزه با آنان سال ها به طول می انجامد، اما این به معنای مقابله نظامی با همه مردم جهان و کشته شدن اکثر آنان نیست، بلکه در نتیجه تلاش های فکری و فرهنگی و مبارزه با سران کفر و ظلم، در نهایت قیام حضرت به پیروزی می رسد و مردم جهان در حکومت جهانی حضرت به صلح و رفاه و امنیت مطلق دست می یابند.
منبع: نشریه انتظار نوجوان، شماره 64
بدانید حضرت ناظر است و ما را میبیند
گلچینی از بیانات مقام معظم رهبری در مورد حضرت ولیعصر(عج)
این، آیندهى قطعى شماست
ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با کمکهاى معنوى غیبى و با ادعیهى زاکیه و هدایتهاى معنوى ولىاللهالاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این، آیندهى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مۆمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.(دیدار ایثارگران 29/05/1376)
قبل از فرج، آسایش و راحتطلبى و عافیت نیست!
قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحتطلبى و عافیت نیست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در میدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاک امتحان مىشوند؛ در کورههاى آزمایش وارد مىشوند و سربلند بیرون مىآیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزدیکتر مىشود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمهى شعبان، روز عید بزرگ است.(دیدار با مردم قم 30/11/1370)
حقیقت انتظار
انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است کسانى آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطهى مقابل آن چیزى است که دشمن مىخواهد به وجود بیاورد.
...حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى میکند؛ مردم را مىبیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائى که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میکنند
ما آن وقتى مىتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم براى حاکمیت اسلام و براى نزدیک شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّلاللَّهفرجه)، بهوسیلهى ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است.(دیدار به مناسبت میلاد حضرت مهدى (عج) 25/09/1376)
باید زمینه را آماده کنید
مسألهى ولادت حضرت مهدى عجّلاللَّهتعالىفرجهالشّریف، از این جهت هم حائز اهمیت است که مسألهى انتظار و دوران موعود را که در مذهب ما، بلکه در دین مقدّس اسلام ترسیم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدویت - ما به یاد بیاوریم، روى آن تکیه کنیم و بر روى آن مطالعه و دقّت و بحثهاى مفیدى انجام گیرد. شما باید زمینه را آماده کنى، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینهى آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمىشود شروع کرد! جامعهاى مىتواند پذیراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگى و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیاى طول تاریخ مىشود. (در دیدار با پاسداران 10/12/1368)
دنیا را از عدل و داد پر مىکند و ظلم را ریشهکن مىسازد
خصوصیت مهدى موعود(عجلاللهتعالىفرجهوارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله بهالارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدى موعود است. ... بشر به سمت آن چیزى حرکت مىکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدى(علیهالصلاةوالسلامو عجلاللهتعالىفرجهالشریف) باشد و او کسى است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر مىکند و ظلم را ریشهکن مىسازد. (سخنرانى در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368)
باید در آن جهت تلاش و کار کنیم
ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتى که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجلالله تعالى فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و مىدانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیهالصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت مىباشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».
رابطهى قلبى و معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و داراى آثارى است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه مىدارد.(دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387)
ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با کمکهاى معنوى غیبى و با ادعیهى زاکیه و هدایتهاى معنوى ولىاللهالاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این، آیندهى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مۆمن و مخلص، این را هدف قرار دهند
مصداق وعدهی الهی
ما همینقدر مىدانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعدهى الهى است. همینقدر مىدانیم که این بازماندهى خاندان وحى و رسالت، علم سرافراز خدا در زمین است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب».
... حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى می کند؛ مردم را مىبیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائى که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعى، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگى میکند. این، خصوصیت عقیدهى ما شیعیان است.(سخنرانى در سالروز میلاد امام عصر(عج) 11/12/1369)
خواهد رسید...
دورانى خواهد رسید که قدرت قاهرهى حق، همهى قلههاى فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشمانداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان این است.(دیدار با مردم قم 30/11/1370)
پیام انقلاب ما
بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان عجالله تعالى فرجه الشریف است و مىخواهد مهدى موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، براى این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. این است آن پیامى که انقلاب اسلامى براى دنیا دارد و خودش هم متعهد و متکفل آن است.(دیدار با کارگزاران 17/10/1371)
امیدى در دل بنىآدم
امام زمان علیه سلامالله، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمین است. به همین جهت است که همهى بشریت، به شکلى انتظار ظهور آن حضرت را مىکشند.... موضوع امام زمان عج الله تعالى فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتى مخصوص مسلمین است. بلکه انتظارى در دل همهى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. امیدى است در دل بنىآدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت مىکند. این امید، به بازوان قوت مىبخشد، به دلها نور مىدهد و معلوم مىکند که هر حرکت عدالتخواهانهاى، در جهت قانون و گردش طبیعى این عالم و تاریخ بشر است.(دیدار مهمانان خارجى دههى فجر در روز نیمه شعبان 18/11/1371)
خصوصیت مهدى موعود(عجلاللهتعالىفرجهوارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله بهالارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدى موعود است. ... بشر به سمت آن چیزى حرکت مىکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدى(علیهالصلاةوالسلامو عجلاللهتعالىفرجهالشریف) باشد و او کسى است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر مىکند و ظلم را ریشهکن مىسازد
تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت
ملتى که به خدا معتقد و مۆمن و متکى است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتى که در دلش خورشید امید به آینده و زندگى و لطف و مدد الهى مىدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمىشود و با این حرفها، از میدان خارج نمىگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدى علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمى دارد. این را باید قدر دانست.(دیدار در روز میلاد پربرکت حضرت ولى عصر(عج) 17/10/1374)
زندگى بشر هم از آنجا به بعد است!
دنیاى سرشار از عدالت و پاکى و راستى و معرفت و محبت، دنیاى دوران امام زمان است که زندگى بشر هم از آنجا به بعد است. زندگى حقیقى انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا مىداند بشر در آنجا به چه عظمتهایى نایل خواهد شد.(خطبههاى نماز جمعهى تهران 26/01/1379)
روز تحقق شعارها
شعارهایى که امام زمان علیهالصلاةوالسلاموعجلاللهتعالىفرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است. ... این شعارها یک روز تحقق پیدا خواهد کرد.(بیانات در سالروز میلاد خجستهى امام زمان (عج) 22/08/1379)
منبع: khamenei.ir
|
|
|
جانـی هـمه داغ انتـظـار اسـت مرا چشمی همه دم ستاره باراست مرا از بس که گل لاله به دامن دارم امـید شـکفـتن بـهـار اسـت مرا سلامتی و تعجیل در فرج مهدی فاطمه (عج) صلوات |
|
|
|
قال ابو محمد الحسن العسکری (ع): لما وهب لی ربی مهدی هذه الامه ارسل ملکین. فحملاه الی سرادق العرش حتی وقفا بین یدی الله عز و جل فقال له مرحبا بک عبدی لنصره دینی و اظهار امری و مهدی عبادی آلیت انی بک آخذوا و بک اعطی و بک اغفر و بک اعذب اردداه ایها الملکان رداه، رداه علی ابیه ردا رفیقا و ابلغاه فانه فی ضمانی و کنفی و بعینی الی ان احق به الحق و ازهق به الباطل و یکون الدین لی واصبا. (1) . حضرت عسکری علیه السلام فرمود: هنگامی که خداوند مهدی این امت را به من بخشید، دو ملک را فرستاد. پس او را به سراپرده های عرش بردند تا اینکه او را در محضر خدای عز و جل قرار دادند. پس خداوند به او فرمود: آفرین به تو بنده ام برای یاری دینم و اظهار امرم و هدایت بندگانم. سوگند می خورم که به سبب تو بگیرم و به خاطر تو عطا کنم و به جهت تو ببخشم و به خاطر تو عذاب کنم (ملاک من در عطا و عذاب و رحمت، تو هستی). برگردانید او را ای دو ملک. برگردانید او را به سوی پدرش با مهربانی، پس بدرستی که او در ضمانت و حمایت من است و چشم من به اوست تا اینکه حق را به وسیله او محقق کنم و باطل را به دست او نابود سازم و دین برای من پا بر جا شود. پی نوشت : (1) همان، ج 1، ص 27. حسین هاشمینژاد |
توقیعات مشتمل بر لعن احمد بن هلال مسلم است که توقیعاتی از طرف ناحیه ناحیه مقدسه در لعن احمد بن هلال صادر گشته و این توقیعات در کتب حدیثی و رجالی نقل شده است. آن چیزی که محل تأمل و قابل بررسی است، این است که آیا این توقیعات فقط از ناحیه امام زمان (ع) است یا از امام حسن عسکری (ع) نیز توقیعی در لعن او وارد شده است؟
نجاشی در رجال خویش می نویسد: «مذمت های زیادی درباره احمد بن هلال از طرف امام حسن عسکری (ع) روایت شده است.» (1) .
لیکن از کلمات گذشته و روایاتی که در آینده ذکر خواهد شد، معلوم می شود که در زمان امام حسن عسکری (ع) ایشان منحرف نشده بود و لذا آن روایاتی که «نجاشی» ذکر کرده، از ناحیه امام زمان (ع) می باشد. (2) .
توقیعات مشتمل بر لعن احمد بن هلال، عبارتند از:
1- محمد بن صالح می گوید: «موقعی که خبر فوت احمد بن هلال ملعون، از ناحیه مقدسه رسید، شیخی نزد من آمد و گفت: کیسه ای را که نزد توست بیرون بیاور؛ آن را بیرون آورده و گشودم، دیدم نامه ای به این مضمون به نام من صادر گشته: آنچه راجع به صوفی بدعت کار یعنی «هلالی» گفته بودی، خداوند پیوند عمر او را برید. پس از مرگ احمد بن هلال نیز، نامه ای به این مضمون آمد: او قصد کشتن ما کرد، ما هم صبر کردیم تا خداوند با نفرین ما، پیوند عمراو را برید.» (3) .
2- در توقیعی که درباره «شلمغانی» حسین بن روح، نایب سوم حضرت، در زندان مقتدر، خلیفه عباسی در سال 312 ه ق به بعضی اصحاب خود فرستاد، حضرت از احمد بن هلال نیز ابراز انزجار کرده بود و در آن توقیع چنین آمده: «واعلمهم اننا فی التوقی والمعاذرة منه علی ما کنا علیه ممن تقدمه من نظرائه، من الشریعی و النمیری و الهلالی (4) و البلالی و غیرهم...به مردم اطلاع بده که ما از دوستی وی (شلمغانی) خودداری نموده و از او دوری می جوییم؛ همان طوری که از امثال او: شریعی، نمیری، هلالی و بلالی دوری جستیم.» (5) .
3- کشی در رجال خود، از احمد بن ابراهیم مراغی روایت می کند که: «نسخه ای مشتمل بر لعن ابن هلال برای قاسم بن علاء (6) رسید که در آغاز آن، حضرت به نمایندگان خود در عراق چنین نوشته بود: «احذروا الصوفی المتصنع: از صوفی متظاهر و ریاکار بپرهیزید». سپس می گوید: روایان اصحاب ما او (احمد بن هلال) را در عراق ملاقات نموده و احادیثی را از وی یادداشت کردند، و چون این توقیع صادر شد، آن را انکار نمودند و قاسم بن علاء را مجبور کردند ک راجع به وی (مجداً) به ناحیه مقدسه (از طریق سفیر و نایب دوم) مراجعه کند. از ناحیه مقدسه هم، توقیعی به این مضمون صادر گشت: «ما درباره این ریاکار و متظاهر، ابن هلال، نظر خویش را به تو اعلام داشتیم، چنانکه می دانی خداوند گناهان او را نخواهد آمرزید و هرگز گناهان او را نخواهد بخشید و از لغزش او نمی گذرد. بدون اجازه و رضایت ما، در کار ما دخالت می کند، و مستبد و خودسر است و وجوهات امام را برای خود نگه داشته و از اجرای فرامین ما سرباز زده است؛ جز آنهایی را که به مذاق وی خوش آمده باشد. اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که به وسیله این کارها، او را وارد جهنم کند، (در عین حال ما خونسردی خودمان را حفظ کردیم) در مقابل کارهای او صبر نمودیم، تا اینکه خداوند دعای ما را مستجاب کرد و عمر او را قطع نمود. در رابطه با او، در زمان حیاتش به عده قلیلی از دوستداران نزدیکمان اطلاع دادیم و به آنها سفارش کردیم تا آن را به پیروان صمیمی ما ارائه دهند؛ ما برائت و دوری می جوییم از او، خدا او را رحمت نکند و برائت می جوییم از کسانی که از او کناره نگیرند. به اسحاقی (7) و اهل بیت او و کسانی که از بلاد او و خارج از بلاد او، درباره وی قبلاً از تو سؤالی کرده اند، و حالا از تو سؤالی می کنند، وکسانی که می توانند مطلع شوند، حال این فاجر را بر آنها اعلام کن. دیگر هیچ عذری برای هیچ یک وجود ندارد تا در گفتار افراد مورد وثوق ما شک نمایند؛ زیرا که این بیانات را ما به آنها ارائه می دهیم...» (8) .
راوی این حدیث ابو حامد بن ابراهیم مراغی می گوید: با وجود این توقیع هم، باز بعضی ها در پیروی از احمد بن هلال ثابت قدم باقی ماندند و مجدداً توقیع سومی در مذمت آنها وارد شد. (9) .
خلاصه این توقیع مفصل در کناب «الغیبه» نیز ذکر شده است (10) و در آنجا تصریح می کند که این توقیع، توسط «عمری» (11) از طرف امام زمان (ع) صادر گشته است.
و احتمال دارد توقیع اول «احذروا الصوفی المتصنع» از طرف امام زمان (ع) در زمان حیات او به دست محمد بن عثمان صادر شده باشد و توقیع دوم و سوم بعد از حیات وی به دست حسین بن روح صادر شده باشد؛ چون توقیعات امام (ع) به قاسم بن علاء، هم به دست محمد بن عثمان و هم حسین بن روح فرستاده می شود. (12) .
ولیکن مشکل است این توقیعات را به زمان ابن روح، سومین سفیر (326 - 305) نسبت داد؛ زیرا در آن زمان هیچ ردپایی از ادعای ابن هلال در بین امامیه وجود ندارد؛ احتمال زیادی وجود دارد که حسین بن روح در زمانی که به عنوان وکیل، تحت نظر سفیر دوم به خدمت مشغول بوده، به دستور وی این حکم را علیه ابن هلال منتشر ساخته باشد، بویژه با در نظر گرفتن سال مرگ ابن هلال (267) که زمانی طولانی قبل از وصول ابن روح به سفارت است. به نظر می رسد منازعات ابن هلال قبل از وفات سفیر دوم در سال (305) خاتمه یافته باشد. (13) .
پی نوشتها :
(1) رجال النجاشی، ج 1، ص 218.
(2) قاموس الرجال، ج 1، ص 674.
(3) کمال الدین، باب توقیعات، حدیث 12.
(4) احمد بن هلال.
(5) الغیبه، ص 411.
(6) از وکلای حضرت و از کارگزاران محمد بن عثمان و حسین بن روح بوده است.
(7) احتمالاً احمد بن اسحاق اشعری باشد.
(8) اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 816.
(9) مصدر سابق.
(10) الغیبه، ص 353، حدیث 313.
(11) منظور محمد بن عثمان عمری است.
(12) قاموس الرجال، ج 1، ص 676.
(13) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، ص 165.
|
||