دوران آخر الزمان
دوران آخر الزمان در اين تايپك روزي 10 الي 20 مطلب گذاشته مي شود
مهدویت و آخرالزمان
شكي نيست هر آغازي را انجام و هر شروعي را پاياني است جز ذات بيپايان خداوندي كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الاهي از اين قاعده مستثنا نيست. روزگاري بر دنيا سپري شده كه ديباچه زندگي دنيايي به شمار ميآيد و زماني نيز خواهد گذشت كه پان اين كتاب خواهد بود. برگههاي پاياني كتاب زندگي انسان در زمين «آخرالزمان» خوانده ميشود. «آخرالزمان» اصطلاحي است كه در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم ميخورد و به ويژه در اديان ابراهيمي از برجستگي و اهميت خاص برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگپاياني دنيا و رويدادهايي كه ممكن است در اين بخش از زندگي دنيوي به وقوع پيوندد گفته ميشود و اديان بزرگ درباره آن پيشگوييهايي كردهاند؛ براي مثال در «انجيل» چنين آمده ست:«... و اين را بدان كه اوقاتف صعب در زمان آخر خواهد رسيد* زيرا كه خواهند بود مردمف خدوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدين و حق ناشناس و بيدين* و بيالفت و بيوفا و خبث كننده و بيپرهيز و بيحلم و با خوبان بياعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عيش را بر خدا ترجيح ميدهد.
قرآن مجيد نيز در آيات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامي اين اصطلاح در دومعناي كلي به كار رفته است:
. مدت زماني طولاني كه با ولادت پيامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مييابد. از اين رو آن پيامبر الاهي را پيامبر آخرالزمان نيز ناميدهاند.
. مدت زماني كه باولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام(ص) حضرت مهدي(ع) آغاز ميشود، زمان غيبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قيامت به انجام ميرسد.
روايات اهل بيت(ع) نشان ميدهد:
الف) با سپري شدن اين دوران بساط زندگي دنيوي برچيده ميشود و مرحلهاي جديد در نظام آفرينش آغاز ميگردد
ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم ميشود: دوران نخست كه انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي رسيده، فساد اخلاقي و ستم همه جوامع بشري را فرا ميگيرد و واپسين اميدهاي بشري به نااميدي ميگرايد؛ و دوران دوم كه عصر تحقق وعدههاي الاهي به پيامبو اولياي خدا است و با قيام مصلح جهاني آغاز ميشود.
كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوي همه فرقههاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است؛ ولي در خصوص وابستگي اين تحولات به ظهور مهدي موعود و نيز هويت مهدي موعود اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامي حضرت مهدي(ع) و حكومت جهاني او را حسن ختام حيات بشر در ره زمين و او را همان موعود امتها ميدانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدي(ع) برخي از ائمه و نيكان و صالحان و نيز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز ميگردند و زندگي دنيايي پايان مييابد.
با گلگشتي در كلمات نوراني معصومان(ع) ميتوان واژههايي را كه بيانگر پيوند مهدويت و آخرالزمان است، يافت. اين واژهها عبارت است از:
آخرالزمان (پايان زمان)
امام صادق(ع)، پيشواي ششم راستگويان، فرمود: «رسول گرامي اسلام(ص) به علي(ع) فرمود: آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، يا رسول الله آن حضرت فرمود: هم اينك جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد قائمي كه در آخرالزمان ظهور ميكند و زمين را پر ازعدل و داد ميسازد - همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسين(ع) است»2
«لا تذهب الدنيا» (دنيا به پايان نرسد)
اين تعبير بيانگر حتمي بودن تحقق حوادثي است كه پس از آن ذكر ميشود عبدالله بن مسعود ميگويد: رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: «دنيا به پايان نرسد مگر اين كه امت مرا مردي رهبري كند كه از اهل بيت من است و به او مهدي گفته ميشود
و روشن است دنيا به پايان نميرسد مگر اين كه بخش پايانياش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد
«لا تقوم الساعة»(قيامت برپا نميشود)
پيامبر گرامي اسلام(ص)فرمود: «قيامت برپا نميشود تا اين كه قيام كنندهاي به حق از خاندان ما قيام كند؛ و اين هنگامي است كه خداوند به او اجازه فرمايد؛ و هر كس از او پيروي كند، نجات يابد و هر كس از او سرپيچد، هلاك خواهد شد »4
«لا تنقضي الايام» (روزها منقضي نگردد)
رسول خدا(ص) فرمود: «روزها منقضي نگردد تا اين كه مردي از اهل بيت من بر زمين حكومت كند كه همنام من است»5
«لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد»(اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند)
اميرمؤمنان(ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنين فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد كرد كه مردي از خاندانم برانگيخته شود»6
«عند انقطاع من الزمان»(در بخش پاياني زمان)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنهها، مردي هست كه به او مهدي گفته ميشود و بخشش بسيار دارد»7
نشانههاي آخرالزمان
اين محدوده زماني نشانههايي دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده ميشود علاوه بر اصطلاح رايج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگري به نام «اشراط الساعه» وجود دارد اين اصطلاح كه بيشتر نزد اهل سنت رايج است، به نشانههاي وقوع قيامتصاص دارد؛ ولي رواياتي كه ذيل اين عنوان ذكر شده نشان ميدهد بسياري از نشانههاي آن چون نشانههاي آخرالزمان است و ميتوان بسياري از نشانههاي آخرالزمان را نشانههاي قيامت دانست
همان گونه كه اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسيم ميشود بر اساس روايات، بخش اول بسيار دشوار خواهد بود بخشي از مشخصههاي اين عصر عبارت است از:
گريز از دين
پيامبر گرامي اسلام(ص) ويژگيهاي انسانهاي اين دوران را اين گونه برشمرده است:
«زماني بر مردم خواهد آمد كه درهمهاي آنها دينشان خواهد بود و همتشان شكمشان و قبلههاشان زنانشان براي طلا و نقره ركوع و سجود به جاي ميآورند آنها همواره در حيرت و مستي خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانياند و نه بر مسلك نصراني
دنيا پرستي
رسول خدا فرمود:«زماني بر امت من ميآيد كه در آن زمان درونهاي مردم پليد ميشود ولي ظواهرشان به طمع مال دنيا آراسته ميگردد؛ به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نميبندند؛ كارشان ريا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نيابد و خداوند آنها را به عذابي فرچار سازد
آنها چون غريق خداوند را ميخوانند؛ ولي خداوند دعايشان را مستجاب نميكند»
آزمايشهاي بزرگ
يكي ديگر از ويژگيهاي دوران آخرالزمان امتحاناتي است كه انسانها در اين دوران پشت سر ميگذارند با اين آزمونها، مردم به دو گروه تقسيم ميشوند: موفقها و ناموفق ها
پيامبر اكرم(ص)، وقتي از چهرههاي موفق اين دوران ياد ميكند، با شگفتي به علي(ع) چنين ميفرمايد: «اي علي، بدان شگفت آورترين مردم درايمان و بزرگترين آنان در يقين مردمي هستند كه درآخرالزمان [با آن] كه پيامبر خود را نديدند و از امام خود محجوبند، به نوشتهطي سياه بر صفحهاي سپيد است، ايمان ميآورند»10
اميرمؤمنان علي(ع) نيز درباره نجات يافتگان اين دوران ميفرمايد:«و آن زماني است كه از فتنهها نجات نمييابد مگر مؤمناني كه بينام و نشانند اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غايب گردند، كسي سراغ آنها را نميگيرد آنها براي سيركنندگان در شب ظلماهها چراغهاي هدايت و نشانههاي روشنند نه مفسده جو هستند و نه فتنهانگيز نه در پي اشاعه [فحشايند] و نه مردمي سفيه و لغو گو! اينانند كه خداوند درهاي رحمتش را به سويشان باز ميكند و سختيها و مشكلاتي را از آنها برطرف ميسازد
منتظران/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://wwwtebyan-znir/Religion_Thoughtshtml
پينوشت:
كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همداني، نامه دوم پولس حواري به تيموثيوس، باب سوم
غيبت نعماني، ابن ابي زينب، ص357
كتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص182، ح141
عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ج2، ص 59
بشارة المصطفي لشيعه المرتضي، طبري آملي، ص258
كتاب الغيبة، ص46
كشف الغمة، اربلي، ج3، ص260
مستدرك الوسائل، محدث نوري، ج11، ص379
كافي، شيخ كليني، ج8، ص306
من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج4، ص366
نهج البلاغه، خطبه 103
فراگیر شدن ظلم و فساد در آخر الزمان
نخستین نشانه اى که با مشاهده آن مى توان نزدیک شدن هر انقلابى ـ از جمله این انقلاب بزرگ را ـ پیش بینى کرد گسترش ظلم و جور و فساد و تجاوز به حقوق دگران و انواع مفاسد اجتماعى و انحرافات اخلاقى است که خود عامل توسعه فساد در جامعه است.
طبیعى است فشار که از حد گذشت انفجار رخ مى دهد، زیرا انفجارهاى اجتماعى همانند انفجارهاى میکانیکى به دنبال فشارهاى شدید و زاید از حدّ است.
گسترش دامنه هاى ظلم و فساد وسیله ضحّاکان هر زمان بذرهاى انقلاب را آبیارى مى کند، و کاوه هاى آهنگر را در کنار کوره هاى آتش پرورش مى دهد؛ کم کم بحران اوج مى گیرد و لحظه انقلاب نزدیک مى گردد.
در مورد نزدیک شدن انقلاب بزرگ جهانى و ظهور مصلح بزرگ مهدى نیز مسأله همین گونه است.
منتها هیچ لزومى ندارد که مانند افرادى منفى باف به فکر توسعه فساد و ظلم بیشتر بیفتیم، بلکه با توجّه به وجود مفاسد در مقیاس وسیع و به حدّ کافى باید در ساختن خود و دیگران و یک گروه نیرومند شایسته و شجاع و آگاه که پرچمدار انقلاب باشد کوشش کنیم.
به هر حال، این موضوع در بسیارى از روایات اسلامى تحت عنوان «کما ملئت ظلماً و جوراً؛ همانگونه که جهان از ظلم و جور پر شده باشد» آمده است.
عین این تعبیر در بسیارى از احادیث که در منابع شیعه و اهل سنّت آمده دیده مى شود.
و از مجموع آنها استفاده مى شود که از روشنترین نشانه هاى این انقلاب همین موضوع است.
به هر حال، ظهور این نشانه ها به تنهایى شرط تحقّق یافتن آن انقلاب بزرگ نیست؛ بلکه مقدّمه اى است براى بیدار ساختن اندیشه ها؛ شلاّقهائى است براى بیدارى ارواح خفته و خواب آلود؛ وزمینه اى است براى فراهم شدن آمادگیهاى اجتماعى و روانى.
جهانیان خواه ناخواه مجبور به تجزیه و تحلیل ریشه هاى این ناهنجاریها و همچنین نتایج و عواقب آنها خواهند شد و این یک خودآگاهى عمومى را پایه گذارى مى کند و در پرتو آن یقین مى کنند که ادامه وضع کنونى امکان پذیر نیست؛ بلکه انقلابى باید کرد.
انقلابى در تمام زمینه ها براى بنیانگذارى یک نظام عادلانه الهى و مردمى.
ذکر این نکته نیز کاملا ضرورى است که لزومى ندارد که این مفاسد در تمام نقاط جهان آشکار گردد؛ و اگر محیطهاى کوچکى پاک باشند این شرط حاصل نباشد؛ بلکه معیار، چهره نوعى مردم جهان است خواه در شرق باشد یا غرب؛ و به تعبیر دیگر، این حکم مانند بسیارى از احکام بر اساس روش غالب است.(1)
مکارم/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پی نوشت:
(1). گردآوری از کتاب: حکومت جهانی مهدی(عج)، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص 160.
ظهور حضرت مهدي(ع) مقارن با عاشورا
يکي از مطالب اسرار آميز حضرت ولي عصر (عج) تقارن روز ظهور آن حضرت با روز عاشوراي حضرت سيدالشهدا (ع) و روز شهادت جانگداز آن امام مظلوم و پيشواي آزادي است. اصل تقارن اين دو جريان و مصادف بودن روز ظهور با روز شهادت امام حسين (ع) مطلبي است که در عده اي از روايات اهل بيت عليهم السلام وارد شده است. ابوبصير مي گويد حضرت ابوجعفر امام باقر (ع) فرمود:
«يخرُجُ القائِمُ (ع) يومَ السَّبت يئمَ عاشُورا اَليوم الذِي قُتِلَ فِيهِ الحُسَين (ع)» (1)
قائم آل محمد عليهم السلام در روز شنبه روز عاشورا همان روزي که حسين (ع) در آن کشته شد، خروج خواه کرد.
و نيز از حضرت صادق (ع) نقل کرده که فرمودند:
«اِنَّ القائِمُ صَلواتُ الله عَلَيه ينادِي اِسمَهُ لَيلَهَ ثَلاثَ وَ عِشرِين وَ يقُومُ يومَ عاشُورا يومُ قُتِلَ فِيهِ الحُسَين بن عَلِي عليهماالسلام» (2)
حضرت ولي عصر (ع) در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان به نام شريفش ندا مي شود و در روز عاشورا روزي که حسين بن علي عليهماالسلام در آن کشته شد، قيام خواهد کرد.
و از کتاب غيبت شيخ طوسي از علي بن مهزيار نقل کرده که حضرت امام محمد باقر (ع) فرمودند:
«کأنّي بِالقائم يوم عاشُورا يوم السّبَت قائِماً بَينَ الرُّکنِ وَ المَقام وَ بَينَ يدَيهِ جِبرِئيل (ع) ينادِي: البَيعَه لله فَيملأها عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلمَاً وَ جوراً» (3)
گويا مي نگرم قائم (ع) را که در روز عاشورا روز شنبه بين رکن و مقام ايستاده و جبرئيل پيش روي او ندا مي کند: بيعت براي خداست. پس زمين را پر از عدل مي کند همانگونه که پر از ظلم و جور شده بود.»
و در کتاب غيبت نعماني از ابوبصير روايت شده که حضرت صادق (ع) فرمود: «يومَ القائِمُ يوم عاشُورا؛ يعني، قائم (ع) در روز عاشورا قيام خواهد کرد.»(4) اين مطلب از دو نظر شايسته توجه و بررسي است:
1. ورود اين اخبار فراوان اهل بيت عصمت و طهارت و خاندان پيامبر اکرم (ص) و عنايت و اصرار آنان بر ابلاغ و رساندن اين موضوع به مردم است که روز ظهور حضرت ولي عضر روز عاشورا مي باشد. اگر يک روايت در اين باب بود، حساسيت ايجاد نمي کرد ولي با ملاحظه اين اخبار عديده از امامان معصوم عليهم السلام اذهان متوجه اين نکته مي شود که آنان اهتمام کامل داشته اند که مطلب فوق را به مردم برسانند و امت را متوجه اين موضوع بسازند.
2. تقارن خود اين موضوع و اين حادثه ي فوق العاده و دو حرکت بزرگ و جهاني، يادآور شدت ارتباط و پيوند آن دو محور حرکت، و آن دو انسان بي نظير و آن دو امام معصوم است. چنانکه يادآور پيوند و اتصال عميق بين جريان کربلا با ظهور حضرت مهدي (عج) مي باشد. و به تعبير ديگر جريان جگر خراش کربلا «کنش» و جريان عظيم ظهور و قيام ولي عصر، «واکنش» آن است.
از اين رو، عکس العمل با خود عمل از نظر ظرفيت، توان، توسعه و گستردگي تناسب کامل دارد. اگر آن روز ظلم و ستم به نهايت رسيد و امام حسين (ع) بي باکانه همه ي آن بلاهاي فوق طاقت را تحمل فرمود. حضرت ولي عصر (عج) نيز حرکتي عظيم خواهد داشت که طوفان آن همه جا را فرا بگيرد و امواج خروشان آن، درياي بيکران هستي را به خروش آورد و جبران آن جنايت ها و ستمگري هاي بي حساب را بنمايد. دشمنان امام حسين (ع) را به کيفر عمل خطرناکشان برساند و قلب آن امام معصوم و ياران وي را شادمان گرداند. انشاء الله.
عاشورا/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پی نوشت ها :
تهذیب الاحکام ، شیخ طوسی ، ج 4 ، ص 333.
الغیبه ، شیخ طوسی ، ص 452.
الغیبه ، ص 453.
بحارالانوار ، ج 52 ، 297. نظرات (5)
خروج و مدت امامت امام زمان(عج)
(کشف النعمة ج 3 ص 314، یوم الخلاص ص 80):
قال الصادق (ع): ان القائم اذا خرج کان فی سن الشیوخ و منظر الشباب، قویا فی بدنه لو مده یده الی اعظم شجرة علی وجه الارض لقلعها، و لو صاح بالجبال تدکدکت صخورها لا یضع ید علی عبد الا صار قلبه کزبر الحدید.
حضرت امام صادق (ع) فرمود: همانا حضرت قائم (ع) چون خروج کند در سن سالخوردگان و قیافه جوانان باشد در بدن نیرومند است که اگر دست به درخت بزرگی زند آنرا از ریشه برکنند و اگر فریاد برآورد سنگهای کوه ها در هم رود و فرو ریزد دست مبارک بر هیچ بنده ای نگذارد جز آنکه دلش را مانند پاره ی آن استوار سازد.
(کشف النعمة ج 2 ص 459، عقدالدرر ص 18):
عن عبدالله ابن عمر قال: قال رسول الله (ص): لا تقوم الساعة حتی یخرج المهدی (ع) من ولدی و لا یخرج المهدی (ع) حتی یخرج ستون کذابا کلهم یقول: انا نبی.
عبدالله ابن عمر گوید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: قیامت برپای نشود تا حضرت مهدی (ع) که از فرزندان من است خروج کند و مهدی (ع) خروج نمی کند تا شصت تن دروغگو به ادعای پیغمبری خارج شوند.
(عقدالدرر ص 19):
قال رسول الله (ص): سیکون بعدی خلفاء و من بعد الخلفاء امراء، و من بعد الامراء ملوک جبابرة ثم یخرج المهدی من اهل بیتی یملأ الارض عدلا کما ملئت جورا ثم یؤمر القحطانی فو الذی بعثنی بالحق ما هو دونه.
رسول خدا (ص) فرمود: پس از من خلفاء و پس از خلفاء امیران وبعد از امیران پادشاهان ستمگر پدید آیند سپس مهدی (ع) از اهل بیت (ع) من خروج می کند زمین را سرشار از عدل و داد کند همچنانکه پر از ظلم وستم شده باشد پس از آن قحطانی فرمانگذاری کند قسم به آن کس که مرا به حق مبعوث فرمود: او نزدش نیست.
(عقدالدرر ص 32):
عن عبدالله ابن عمر. قال: قال رسول الله (ص): یخرج فی آخرالزمان رجل من ولدی اسمه کاسمی، و کنیته ککنیتی، یملأ الارض عدلا کما ملئت جورا.
عبدالله ابن عمر گوید: رسول الله (ص) فرمود: در آخرالزمان مردی از فرزندانم که اسم او مانند اسم من و کنیه اش مثل کنیه من است خروج می کند و زمین را پر از عدل و داد نماید همچنانکه پر از ستم شده باشد.
(اخرجه الحاکم فی مستدرکه، عقدالدرر ص 70):
عن ام سلمه قالت: قال رسول الله (ص): یبایع لرجل من امتی، بین الرکن و المقام کعدة اهل بدر، فتأتیه عصب العراق و ابدال الشام، فیأتیهم جیش من الشام حتی اذا کانو بالبیداء خسف بهم ثم یسیر الیه رجل من قریش اخواله کلب، فیهزمهم الله تعالی.
بنقل از ام سلمة گفت: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: با مردی از امت من در میان رکن ومقام افرادی به شماره ی مسلمانان غزوه بدر بیعت می کنند مردانی از عراق و ابدال شام به نزدش می روند. سپاهی از شام بجنگ آنان می شتابند و چون به بیابان می رسند زمین آنها را فرو می برد سپس مردی از قریش که دائی های وی از بنی کلب باشند بجنگ او می روند و خدای تعالی آنها را درهم می شکند.
(اخرجه ابونعیم بن حماد فی الفتن، عقدالدرر ص 127):
عن ابی رومان، عن علی (ع) قال: یلتقی السفیانی ذا الرایات السود فیهم شاب من بنی هاشم فی کفه الیسری خال، و علی مقدمته رجل من بنی تمیم یقال له شعیب بن صالح بباب اصطخر فتکون بینهم ملحمة عظیمة و تظهر الرایات السود و تهرب خیل السفیانی فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه.
بنقل از ابی رومان از حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: برخورد می کند با صاحبان پرچمهای سیاه که در میان ایشان جوانی از بنی هاشم باشد که در کف چپش خالی وجود دارد و در مقدمه ی آنان از مردی از بنی تمیم است بنام شعیب بن صالح و در دروازه اصطخر جنگی بزرگ واقع می گردد و پرچمهای سیاه پیروز می شوند وسپاه سفیانی فرار می کنند در این هنگام است که مردم آرزوی مهدی (ع) کنند و در طلبش باشند.
(اخرجه الحاکم فی مستدرکه، عقدالدرر ص 144):
عن ابی سعید الخدری، ان رسول الله (ص) قال: یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث وتخرج الارض نباتها ویعطی المال صحاحا و تکثر الماشیة و تعظم الامة یعیش سبعا او ثمانیا یعنی حججا.
بنقل از ابی سعید خدری ره است که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: در آخر امتم مهدی (ع) خروج می کند که خدای تعالی باران را وسیله سیرابی قرار می دهد و زمین روئیدنیهای خود را بیرون می دهد ومهدی (ع) مال را به درستی می بخشد و چارپایان بسیار می شوند و امت عظمت می یابد و او هفت یا هشت سال زندگی می نماید.
(یوم الخلاص ص 279، بحار ج 52 ص 291):
قال رسول الله (ص): لا یخرج القائم الا فی وتر من السنین: سنة احدی او ثلاث او خمس او سبع او تسع.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: حضرت قائم (ع) خروج نمی کند مگر در سال فرد: سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.
(اخرجه القمر فی سننة، عقدالدرر ص 149):
عن حذیفة عن النبی (ص) فی قصة المهدی (ع) و ظهور امره قال: فتخرج الابدال من الشام و اشباههم و یخرج الیه، النجباء من مصر و عصائب اهل الشرق و اشباههم حتی یأتوا مکة فیبایع له بین زمزم و المقام، ثم یخرج متوجها الی الشام وجبریل علی مقدمته و میکائیل علی ساقته یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز.
بنقل از حذیفه رضی الله عنه از حضرت رسول اکرم (ص) در داستان حضرت مهدی (ع) و ظهور امرش فرمود: پس ابدال و همانندان ایشان از شام بیرون می آیند و نجیبان و نخبگان از مصر و گزیدگان مشرق و امثالشان بسوی او حرکت می کنند تا به مکه معظمة می رسند و با حضرت در بین زمزم و مقام بیعت می نمایند سپس خارج می شود و به سوی شام می رود و جبرئیل (ع) در مقدمه سپاه او و میکائیل (ع) در دنباله ی لشکرش باشند ساکنان آسمان و زمین و پرندگان و وحشیان و ماهیان دریا خوشحال شوند و در دولت او آبها فزونی گیرد و رودها پر آب گردد و زمین حاصل فراوان دهد و گنجها بیرون کشیده شود.
(بحار ج 52 ص 325 یوم الخلاص ص 296):
قال امیرالمؤمنین (ع): کأنی انظر القائم (ع) علی ظهر النجف، لبس درع رسول الله (ص) تتقلص علیه ثم ینتفض بها فتسدیر علیه ثم یغشی بثوب استبرق ثم یرکب فرسا ادهم ابلق بین عینیه شمراخ، فینقفض به انتفاضة حتی لا یبقی اهل بلد الا اتاهم نور ذلک الشمراخ فیظنون انه معهم فی بلادهم حتی تکون آیة.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: گوئی حضرت قائم (ع) را در پشت نجف می بینم که زره حضرت رسول اکرم (ص) را در تن کرده و چین خوردگی پیدا می کند سپس آنرا حرکت می دهد و چین خوردگی از میان می رود آنگاه جامه ای از استبرق بر روی آن می افکند و بر اسب ادهم ابلق سوار می شود که میان دو چشم اسب خوشه ای آویزان است و آنرا به جنبش درمی آورد و باقی نمی مانند هیچ ساکن شهری جز آنکه نور آن خوشه به ایشان می رسد تا آنجا که گمان می برند آن خوشه «یا امام (ع)» با آنان در بلادشان می باشد تا اینکه این عمل علامت باشد.
(یوم الخلاص ص 298، بحار ج 52 ص 326):
قال زین العابدین (ع): کانی بقائم (ع) اهل بیتی قد اشرف علی نجفکم هذا و او مأ بیده الی ناحیة الکوفة فاذا هو اشرف نشر رایة رسول الله (ص)، فاذا هو نشرها انحطت علیه ملائکة بدر عودها من عمد عرش الله و رحمته و سائرها من نصرالله لا یهوی بها الی شیی ء الا اهلکه الله یأتیه بها جبرائیل (ع).
حضرت امام زین العابدین (ع) فرمود: گوئی حضرت قائم (ع) اهل بیتم (ع) را می بینم که بر این نجف شما ایستاده و توجه دارد. امام (ع) با دست مبارک خود اشاره کرد و فرمود: و چون بایستد پرچم حضرت رسول اکرم (ص) را می گشاید و سپس از گشودن فرشتگان بدر چوب آن پرچم که از ستونهای عرش و رحمت خدا است می آورند و با آن چوبها به هیچکس حمله ننماید مگر اینکه کشته شود.
(یوم الخلاص ص 302):
قال الباقر (ع): اذا ظهر قائمنا اهل البیت، قال للناس، ففررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین» «الشعراء آیه 21 ««لا مرسلا برسالة جدیدة بل لأحیاء الدین و نشر لواء العدل و احقاق الحق و ابطال الباطل»: خفتکم علی نفسی، و جئتکم کما اذن لی ربی و اصلح امری.
حضرت امام باقر (ع) فرمود: موقعی که قائم (ع) ما اهل بیت (ع) ظاهر شود به مردم فرمایند: «من از شما هنگامی که ترسیدم فرار کردم پس پروردگارم به من حکم بخشید و مرا از رسولان قرار داد» مقصود این است که قائم (ع) رسالت تازه ای می آورد بلکه برای زنده کردن دین و گشودن پرچم عدل و احقاق حق و باطل ساختن باطل مأمور گردد» یعنی بر جانم از شما ترسیدم و چون پروردگارم اذنم داد و کارم را به اصلاح رسانید به نزد شما آمدم.
(المحجة البیضاء ج 4 ص 342، بحار ج 52 ص 192، یوم الخلاص ص 304):
قال الباقر (ع): اول ما ینطق به هذه الولایة: «بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» ثم یقول: انا بقیة الله و حجة و خلیفة علیکم، فلا یسلم علیه مسلم الا قال: السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه فاذا اجتمع علیه العقد و هو عشرة الاف رجل لم یبق فی الارض معبود دون الله عزوجل من صنم او وثن او غیره الا وقعت فیه نار فاحرقته.
امام باقر (ع) فرمود: نخستین سخنی که قائم (ع) گوید این آیه شریفه است: «بقیة الله برای شما بهتر است اگر شما مؤمن باشید» سپس فرمایند: من بقیة الله و حجت و خلیفه خدا بر شمایم. پس هر کس به حضرت سلام کند گوید: سلام بر تو ای بقیة الله در زمین و چون سپاهش که ده هزار مرد باشند جمع آیند در زمین هیچ معبود باطلی که غیر خدای عزوجل است از قبیل انواع بتهای سنگی و چوبی و انسانی و غیر آن باقی نماند جز آنکه همه را آتش زند و بسوزاند.
(یوم الخلاص ص 316، بحار ج 52 ص 315):
قال الصادق (ع): اذا تمنی احدکم القائم فلیتمنه فی عافیة فان الله بعث محمدا (ص) رحمة و یبعث القائم (ع) نقمة.
حضرت امام صادق (ع) فرمود: هنگامی که کسی از شما آرزوی ظهور حضرت مهدی (ع) کند باید آرزوی ظهور عافیت آمیز حضرت کند زیرا خدای تعالی محمد (ص) را به رحمت مبعوث فرمود قائم را برای انتقام مبعوث فرمایند.
(معانی الاخبار ص 366، بحار ج 51 ص 45، یوم الخلاص ص 317):
قال الباقر (ع) فی تأویل قوله تعالی: «و ذکرهم بایام الله «ابراهیم آیه 5»: یوم القائم (ع)، و یوم الموت و یوم القیامة.
حضرت امام باقر (ع) در تأویل آیه کریمه: «ایام خدا را یادآوری ایشان کن» فرمود: ایام خدا: روز قیام قائم (ع) و روز مرگ و روز قیامت است.
(یوم الخلاص ص 318):
قال الصادق (ع) فی قوله تعالی: «الحمدالله الذی صدقنا وعده، و اورثنا الارض نتبوأ من الجنة غرفا فنعم اجر العالمین» «الزمر آیه 74» ثم یقف بین الرکن و المقام فیصرخ قائلا: یا معاشر نقبائی، واهل خاصتی ومن ذخر الله لنصرتی قبل ظهوری علی وجه الارض ائتونی طائعین. فترد الصیحة علیهم و هم فی محاریبهم وعلی فرشهم فی شرق الارض و غربها، فیسمعونه فی صیحة واحدة فی اذن کل رجل فیجیئون نحوها، ولا یمضی الا کلمحة بصر حتی یکونوا کلهم بین یدیه و یکون هذا قبیل طلوع الشمس. الحدیث.
امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه: «ستایش خدای را که وعده اش به ما راست بود و ما را وارث زمین قرار داد جای در غرفه های بهشت گیریم و خوب پاداشی به حاملان داد» فرمود: سپس «قائم (ع)» بین رکن و مقام ایستد و فریاد کشد و گوید: ای گروه نقیبان من و ای صاحبان و ویژگان من و ای کسانی که خدای تعالی پیش از ظهور من شما را در روی زمین ذخیره برای نصرت و یاری من قرار داد با میل و رغبت بسوی من آئید آن فریاد به همه رسد در حالی که مردم در جایگاه ها و فرش و بسترهای خود در مشرق و مغرب زمین جای دارند آن فریاد را در یک لحظه گوش همه شنود و بسوی آن فریاد روند و به اندازه یک پلک چشم روی هم نهادن نگذرد که همگان در خدمتش حاضر شوند و این اندکی پیش از طلوع آفتاب باشد. الحدیث.
(یوم الخلاص ص 333):
قال الکاظم (ع): یفرح بخروجه المؤمنون و اهل السماوات و لا یبقی کافر و لا مشرک الا کره.
حضرت امام کاظم (ع) فرمود: به سبب خروج حضرت قائم (ع) همه ی مؤمنان و ساکنان آسمانها خشنود شوند و هیچ کافر و مشرکی باقی نماند جز آنکه خروجش را نپسندد.
(یوم الخلاص ص 333):
قال الصادق (ع): المهدی اذا خرج، یفرح به جمیع المسلمین خاصتهم و عامتهم. یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر فی الهواء و الحیتان فی البحر.
حضرت امام صادق (ع) فرمود: حضرت مهدی (ع) چون خروج فرماید خاص و عام مومنین و ساکنان آسمان و زمین و پرندگان در هوا و ماهیان در دریا مسرور و شاد شوند.
(بحار ج 51 ص 156، یوم الخلاص ص 334):
قال الرضا (ع): ان الله تبارک و تعالی لیصلح امره فی لیلة واحدة، کما اصلح امر کلیمه موسی (ع) اذ ذهب لیقتبس لاهله نارا فرجع و هو رسول، نبی.
حضرت امام رضا (ع) فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی کار او را «مهدی (ع) را» در یک شب اصلاح کند همچنانکه کار کلیم خود موسی (ع) را به هنگامی که رفت و پرتوی از آتش برای گرم شدن کسانش بیاورد برگشت در حالی رسول (ص) و پیغمبر بود.
(منتخب الاثر ص 149، یوم الخلاص ص 334):
قال الرضا (ع) هو صاحب الغیبة، فاذا خرج اشرقت الارض بنوربها مثله کمثل الساعة لا تأتیکم الا بغتة.
امام رضا (ع) فرمود: «مهدی (ع)» صاحب غیبت است و چون خروج کند زمین به نور پروردگار روشن شود مثل او همانند وقوع قیامت است که ناگهان مردم متوجه می شوند.
(منتخب الاثر ص 285):
عن الحسن بن علی (ع) قال: لو قام المهدی (ع) لأنکره الناس لانه یرجع الیهم شابا و هم یحسبونه شیخا کبیرا.
حضرت امام حسن بن علی مجتبی (ع) فرمود: هنگامی که مهدی (ع) قیام کند مردم انکارش کنند زیرا او به نزد مردم برمی گردد در حالی که جوان باشد و مردم او را پیر سالخورده مپندارند.
(منتخب الاثر ص 290):
عن ابیعبدالله (ع) (فی حدیث) قال: القائم لم یظهر ابدا حتی یخرج ودایع الله عزوجل فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم.
امام صادق (ع) در ضمن حدیثی فرمود: قائم (ع) هرگز ظاهر نمی شود تا ودیعه های خدای عزوجل بیرون آیند و چون بیرون آیند هر یک از دشمنان خدا ظاهر گردد قائم (ع) او را بقتل رساند.
(کشف النعمة ج 2 ص 463):
عن ابی جعفر (ع) قال: کأنی بالقائم (ع) علی نجف الکوفة، وقد سار الیها من مکة فی خمسة الاف من الملائکة، جبرئیل عن یمینه و میکائیل (ع) عن شماله و المؤمنون بین یدیه و هو یفرق الجنود فی البلاد.
حضرت امام باقر (ع) فرمود: گوئی حضرت قائم (ع) را در نجف کوفه می بینم که از مکة مکرمة به همراه پنج هزار ملائکه به آنجا آمده جبرئیل (ع) در طرف راست و میکائیل (ع) در جانب چپش و مؤمنین در پیش رویش باشند و حضرت سپاهیان خود را به اطراف بلاد پراکنده می سازد.
(کشف النعمة ج 2 ص 471):
قال رسول الله (ص): یخرج المهدی (ع) و علی رأسه ملک ینادی هذا المهدی (ع) فاتبعوه.
رسول خدا (ص) فرمود: مهدی (ع) خروج می کند در حالی که فرشته ای بر سرش فریاد می کشد این مهدی (ع) است از او متابعت کنید.
(عقدالدرر ص 125، کشف النعمة ج 2 ص 477):
قال رسول الله (ص): یخرج ناس من المشرق فیوطون للمهدی (ع) یعنی سلطانه.
رسول خدا (ص) فرمود: گروهی از مردم از مشرق خروج می کنند موجبات حکومت مهدی (ع) را فراهم می نمایند.
(یوم الخلاص ص 438):
قال الصادق (ع): یخرج حین تغیر البلاد، وضعف العباد، و حین الیأس من الفرج.
حضرت امام صادق (ع) فرمود: مهدی (ع) خروج می کند به هنگامی که شهرها دگرگون و بندگان ناتوان و مأیوس و نومید از فرج و گشایش باشند.
(عقدالدرر ص 241):
عن دینار بن دینار، قال: بقاء المهدی (ع) اربعون سنة.
بنقل از دینار بن دینار گفت: مهدی (ع) چهل سال باقی می ماند.
(عقدالدرر ص 180):
قال کعب الاخبار: یخرج المهدی (ع) الی بلاد الروم و جیشه مائة الف، فیدعو ملک الروم الی الایمان فیأبی، فیقتتلان شهرین، فینصر الله تعالی المهدی (ع) و یقتل من اصحابه خلقا کثیرا، و ینهزم، و یدخل الی القسطنطینیه فینزل المهدی (ع) علی بابها و لها یؤمئذ سبعة اسوار، فیکبر المهدی (ع) سبع تکبیرات فیخر کل سور منها، فعند ذلک یأخذها المهدی (ع) و یقتل من الروم خلقا کثیرا و یسلم علی یدیه خلق کثیر.
کعب الاحبار گوید: مهدی (ع) خروج می کند و بسوی بلاد روم رود و سپاهیانش صد هزار نفر باشد پادشاه روم را به ایمان دعوت کند واو امتناع ورزد دو ماه با یکدیگر کارزار کنند خدای تعالی مهدی (ع) را یاری دهد و از یاران روم بسیاری را می کشد و او منهزم شود و داخل قسطنطنیه گردد «و مهدی (ع)» به دروازه قسطنطنیه نزول کند و آن شهر هفت دیوار دارد مهدی (ع) تکبیر گوید: هفت بار هر هفت دیوار فرو ریزد در
این هنگام قسطنطنیه را مهدی (ع) فتح کند و خلق بسیاری از روم بکشد و مردم بسیاری تسلیم او شوند.
(عقدالدرر ص 200):
عن امیرالمؤمنین (ع) فی قصة المهدی (ع) قال: و یتوجه الی الافاق فلا تبقی مدینة وطئها ذوالقرنین الا دخلها و اصلحها و لا یبقی جبار الا هلک علی یدیه، و یشف الله عزوجل قلوب اهل الاسلام و یحمل حلی بیت المقدس فی مائة مرکب تحط علی عزة و عکا و یحمل الی بیت المقدس و یأتی مدینة فیها الف سوق. الحدیث.
امیرالمؤمنین (ع) در داستان مهدی (ع) فرمود: حضرت متوجه آفاق دنیا گردد و هر شهری که ذوالقرنین آنرا طی کرده باشد باقی نماند جز آنکه مهدی (ع) وارد آن شود و آنرا اصلاح فرماید و هیچ ستمگری باقی نماند جز آنکه به دست او هلاک گردد و خدای عزوجل دلهای اهل اسلام را شفاء بخشد و زیورهای بیت المقدس را به صد مرکوب حمل کند بر شهر غزه و عکا ورود کند و به سوی بیت المقدس رود و وارد شهری شود که هزار بازار دارد الحدیث.
(عقدالدرر ص 202):
قال حذیفة: سمعت رسول الله (ص) یقول: لیستخرجن المهدی (ع) ذلک حتی یرده الی بیت المقدس ثم یسیر و من معه حتی یأتوا خلف رومیة مدینة فیها مأئة سوق فی کل سوق مائة الف سوقی فیفتحونها ثم یسیرون و حتی یأتوا مدینة یقال لها القاطع علی البحر الأخضر المحدق بالدنیا لیس خلفه الا امر الله تعالی.
بنقل از حذیفه رضی الله عنه گفت: از حضرت رسول اکرم (ص) شنیدم می فرمود: البته مهدی (ع) آنرا استخراج می کند تا آنرا به بیت المقدس برگرداند سپس حرکت می کند با کسانی که همراه دارد تا به پشت رومیة رسد و آن شهری است که صد بازار دارد و در هر بازاری صد هزار بازاری باشد آنرا می گشاید سپس روانه شوند بار شهری بنام قاطع رشد که در کنار بحر اخضر قرار دارد که محیط بر دنیا است و پشت سر آن چیزی جز امر خدای تعالی نیست.
(عقدالدرر ص 237):
عن ابی سعید الخدری قال: خشینا ان یکون بعد نبینا حدث فسألنا نبی الله (ص) فقال: ان فی امتی المهدی (ع) یخرج یعیش خمسا او سبعا او تسعا قلنا: و ما ذاک؟ قال سنین.
بنقل از ابی سعید خدری گفت: ترسیدیم که پس از پیغمر ما (ص) حادثه ای رخ دهد از حضرت پرسیدیم. فرمود: در امت من مهدی (ع) است خروج می کند پنج یا هفت یا نه زندگی می نماید عرض کردیم. پنج یا هفت یا نه یعنی چه؟ فرمود: پنج یا هفت یا نه سال.
(عقدالدرر ص 237):
عن ابی سعید الخدری قال: قال رسول الله (ص): ابشرکم بالمهدی (ع) فذکر الحدیث و فی آخره فیمکث سبع سنین او ثمان سنین او تسع سنین ثم قال: لا خیر فی العیش بعده او قال: لا خیر فی الحیاة بعده.
بنقل از ابی سعید خدری گفت: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: شما را بشارت به مهدی (ع) بدهم حدیث را ذکر فرمود و در آخر فرمود: هفت یا هشت یا نه سال زندگی می کند سپس فرمود: هیچ چیزی در زندگی پس از او نیست یا فرمود: هیچ خیری در حیات پس از او می باشد.
(عقدالدرر ص 238):
عن ابی سعید الخدری. ان رسول الله (ص) قال: یکون فی امتی المهدی (ع) ان قصر عمره فسبع سنین و الا فثمان و الا فتسع.
بنقل از ابی سعید خدری: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: در امت من مهدی (ع) می باشد اگر عمرش کوتاه باشد اگر هفت سال و گرنه هشت یا نه سال خواهد بود.
(عقدالدرر ص 238):
بنقل از ابی سعید خدری از رسول خدا (ص) فرمود: مهدی (ع) پس از اینکه به قدرت و حکومت رسید هفت سال یا هشت سال و یا نه سال زندگی می کند.
(عقدالدرر ص 240):
عن ضمرة بن جیب قال: حیاة المهدی (ع) ثلاثون سنة.
بنقل از ضمرة بن حبیب گفت: زندگانی مهدی (ع) سی سال باشد.
(نورالثقلین ج 4 ص 97):
شیخ الطائفة باسناده الی علی بن مهزیار حدیث طول یذکر فیه دخوله علی صاحب الأمر (ع) و سؤاله ایاه، و فیه فقلت: یا سیدی متی یکون هذا الامر؟ فقال: اذا حیل بینکم و بین سبیل الکعبة و اجتمع الشمس و القمر و استدان بهما الکواکب و النجوم فقلت: متی یا بن رسول الله (ص)؟ فقال لی:فی سنة کذا و کذا تخرج دابة الارض من بین الصفا و المروة و معه عصا موسی (ع) و خاتم سلیمان یسوق الناس الی المحشر.
شیخ الطائفه به سند خود از علی بن مهزیار در ضمن حدیثی طولانی که در آن شرفیابی وی را به محضر حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه و پرسش از امام (ع) را یاد کرده گوید: عرض کردم: ای سید و مولای من خروج شما چه وقت خواهد بود؟ فرمود: هنگامی که میان شما و میان مکه مکرمه فاضله و جدائی افتد و آفتاب و ماه جمع گردد و ستارگان به آفتاب و ماه نزدیک شوند عرض کردم: یابن رسول الله (ص) این در چه وقتی خواهد بود؟ فرمود: در فلان سال دابة الارض از میان صفا و مروة بیرون می آید در حالی که عصای موسی (ع) و انگشتری سلیمان (ع) با او باشد و مردم را بسوی محشر می راند.
(عقدالدرر ص 240):
عن حذیفة بن الیمان قال: قال رسول الله (ص): یلتفت المهدی و قد نزل عیسی بن مریم فذکر الحدیث و فی آخره: فیمکث اربعین سنة یعنی المهدی (ع).
بنقل از حذیفة بن الیمان رضی الله عنه گفت: رسول الله (ص) فرمود: مهدی (ع) التفات می کند و عیسی بن مریم (ع) فرود می آید و حدیث را ذکر کرد و در آخر فرمود: مهدی (ع) چهل سال زندگی می کند.
(کشف النعمة ج 2 ص 459):
عن ابی حمزة قال: قلت لابی جعفر (ع): خروج السفیانی من المحتوم؟ قال: نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها محتوم و اختلاف بنی العباس فی الدولة محتوم و قتل النفس الزکیة محتوم و خروج القائم من آل محمد (ع) قلت: و کیف یکون النداء؟ قال: ینادی مناد من السماء فی اول النهار: الا ان الحق مع علی و شیعته ثم ینادی ابلیس فی آخر النهار من الارض: الا ان الحق مع عثمان و شیعته، فعند ذلک یرتاب المبطلون قلت: لا یرتاب الا جاهل لأن منادی السماء اولی ان یقبل من منادی الارض.
بنقل از ابی حمزة گفت: به حضرت امام باقر (ع) عرض کردم: خروج سفیانی امر حتمی است؟ فرمود: آری و ندای آسمانی و برآمدن آفتاب از مغرب و در پی هم آمدن فرزندان عباس در امر حکومت و قتل نفس زکیة و خروج قائم آل محمد (ص) از امور حتمیة است. عرض کردم: ندای آسمانی چگونه می باشد؟ فرمود: در آغاز روز منادی از آسمان فریاد می زند: هان که حق با علی (ع) و شیعیان او است سپس ابلیس در آخر روز از زمین فریاد می کشد هان که حق با عثمان و پیروان او است در این هنگام باطل پرستان در شک خواهند بود. عرض کردم: تنها نادانان به شک خواهد درافتاد زیرا منادی آسمان اولی و برتر از پذیرفتن از منادی زمین می باشد.
(کشف النعمة ج 2 ص 462):
عن ابیعبدالله (ع) قال: ینادی باسم القائم (ع) فی لیلة ثلاث و عشرین، و یقوم فی یوم عاشورا و هو الیوم الذی قتل فیه الحسین (ع) لکأنی به فی یوم السبت العاشر من المحرم قائما بین الرکن و المقام جبرئیل علی یمینه ینادی: البیعة لله فیصیر الیه شیعته من اطراف الارض تطوی لهم طیا حتی یبایعوه، فیملاء الله به الارض عدلا کما ملئت جورا و ظلما.
حضرت امام صادق (ع) فرمود: در شب بیست و سیم بنام حضرت قائم (ع) نداء می شود و در روز عاشورا یعنی روزی که حضرت امام حسین بن علی (ع) به شهادت رسید قیام می کند گوئی او را می بینم که در روز شنبه دهم محرم الحرام در میان رکن و مقام ایستاده و جبرئیل (ع) که در جانب راستش قرار دارد نداء می کند: برای بیعت با خدا بشتابید. شیعیان حضرت از اطراف زمین بسوی او شتابند و زمین در زیر قدمهایشان در نوردیده می شود تا با او بیعت کنند و خدا بوسیله او زمین را پر از عدل و داد کند همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
(کشف النعمة ج 2 ص 478، اثبات الهداة ج 3 ص 620، اعیان الشیعه ج 2 ص 51):
عن ابی سعید ان النبی (ص) قال: یکون فی امتی المهدی (ع) ان قصر فسبع و الا فتسع تنعم فیه امتی نعمة لم ینعموا مثلها قط تؤتی الارض اکلها و لا تدحر منهم شیئا و المال یومئذ کدوس یقوم الرجل فیقول: یا مهدی اعطنی فیقول: خذه.
بنقل از ابی سعید خدری گفت: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: در امت من مهدی (ع) می باشد اگر مدت حکومتش کوتاه باشد هفت یا نه سال است که امتم به گونه ای در آن زمان متنعم می شوند که هرگز بدان پایه نعمت نیافتند باشند زمین روئیدنی های خود را بدون دریغ کاملا می دهد و مال در آن روز انباشته شده مردی برخیزد و عرض کند: یا مهدی (ع) به من مال ببخش فرماید: بگیر.
صادق احسانبخش
منظور از طلوع خورشید از مغرب به عنوان نشانه ظهور
این یکى از پیچیده ترین مسائل مربوط به نشانه های ظهور است که ظاهراً با علم روز سازگار نیست؛ زیرا طلوع آفتاب از مغرب مفهومش تغییر مسیر گردش کره زمین است؛
اگر این موضوع ناگهان صورت گیرد همه آب دریاها و تمامى ساختمانها و موجودات سطح کره زمین به خارج پرتاب مى گردد و همه چیز به هم مى ریزد، و اثرى از زندگى باقى نخواهد ماند
، و اگر تدریجاً صورت گیرد طول شب و روز بقدرى زیاد مى شود که از یک ماه و دو ماه هم خواهد گذشت و باز نظام کائنات در زمین به هم خواهد ریخت!
ولى تفسیر جالبى در یک حدیث از امیر المومنین علی(ع) براى این موضوع دیده مى شود که نشان مى دهد این تعبیر جنبه کنایه دارد.
چرا که راوى حدیث «نزال بن سبره» از «صعصعة بن صوحان» مى پرسد این که امیرمؤمنان على(علیه السلام) در پایان سخنش پیرامون دجّال و مانند آن فرمود:
«از حوادثى که بعد از آن رخ مى دهد از من نپرسید...» منظورش چه بود؟
صعصعه در پاسخ مى گوید:
«انّ الّذى یصلّى خلفه عیسى بن مریم هو الثّانى عشر من العترة التّاسع من ولد الحسین بن على، و هوالشّمس الطّالعة من مغربها»(1)؛
(آن کس که حضرت مسیح پشت سر او نماز گزارد دوازدهمین نفر از خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و نهمین نفر از فرزندان حسین بن على(علیه السلام) است، و او است خورشیدى که از غروبگاه خود طلوع خواهد کرد!)(2)
مکارم/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پی نوشت:
(1)ـ بحارالانوار، ج 52، ص 195.
(2) . گردآوری از کتاب: حکومت جهانی مهدی(عج)، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص 176.
جهاني شدن و حكومت جهاني امام زمان(عج)
جهانيشدن الهي، با بزرگترين رويداد تاريخ بشر و عظيمترين و گستردهترين انقلاب تاريخ، يعني انقلاب بزرگ جهاني حضرت مهدي(عج) روي خواهد داد. در دوران ظهور مهدي آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم ميگردد و قطعاً حكومت جهاني اسلامي تشكيل خواهد شد.
مهدويت، الهامبخش جهانيشدن اسلام
جهانيشدن الهي، با بزرگترين رويداد تاريخ بشر و عظيمترين و گستردهترين انقلاب تاريخ، يعني انقلاب بزرگ جهاني حضرت مهدي(عج) روي خواهد داد. در دوران ظهور مهدي آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم ميگردد و قطعاً حكومت جهاني اسلامي تشكيل خواهد شد. آري، گسترش اسلام در سراسر جهان، وهم و خيال نيست؛ يك حقيقت قطعي است كه در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) در سطح عالي و به طور تمام و كمال، واقع ميشود. احاديث پيامبر و اهل بيت نبوي(ص) پيرامون مهدويت، فراوان است و در منابع معتبر شيعه و سنّي وجود دارد و در اين احاديث، جهاني بودن انقلاب حضرت مهدي(عج) و جهاني شدن دولت ايشان، پيشبيني شده است.
پيامبر اسلام (ص) فرمود:
شما را به مهدي، بشارت ميدهم. او در بين امت من برانگيخته ميشود... پس زمين را از قسط و عدل پر مينمايد، همان طوري كه از ستم لبريز شده است و ساكن آسمان و زمين از او راضي ميشوند و مال ثروت را صحيح تقسيم ميكند.
مردي به پيامبر خدا(ص) عرض كرد، تقسيم صحيح چيست؟ فرمود:
رعايت مساوات بين مردم.
در اين حديث دو بار واژه «زمين» و يكبار «مردم» وجود دارد و اين هر دو جهاني بودن و جهانيشدن اقدامات حضرت مهدي(ع) را ميرساند. او زمين را پر از عدالت مينمايد، زمينيان از او رضايت دارند. ثروت را بين مردم با رعايت مساوات توزيع ميكند، هرگز سخن از يك كشور يا يك ملت در گوشهاي از كره زمين نيست، بلكه تحول جهاني است و خشنودي مردم جهان را كه از بيعدالتي، ظهور ظلم، تبعيض، شكافهاي طبقاتي و توزيع نادرست ثروت، خسته و بيزارند، به همراه دارد.
در حديثي ديگر از حكومت حضرت مهدي(عج) بر سراسر كرة زمين خبر داده و فرمود:
قيامت به پا نميشود تا اينكه مردي از اهلبيت من مالك و حاكم زمين گردد و زمين را از عدل و داد پر نمايد، همانطور كه لبريز از بيداد شده است.1
حديث اخير را «ابوسعيد خدري» از پيامبر(ص) نقل كرده است؛ همين حديث به نقل از «عبدالله بن عمر» چنين است:
قيامت به پا نميشود تا اينكه مردي از اهلبيت من مالك و حاكم گردد كه نام او نام من است و زمين را از عدل و قسط پر مينمايد، همانطور كه از ستم لبريز شده است.2
«حذيفة بن يمان» از قول پيامبر(ص) رضايت اهل آسمان و زمين از خلافت جهاني حضرت مهدي(عج) را چنين گزارش كرده است:
مهدي از فرزندان من است، سيمايش مثل ماه شب چهارده است... زمين را از عدل و داد پر مينمايد، همان طور كه از ستم لبريز شده است. اهل آسمانها، اهل زمين و پرندگان در هوا از خلافات و حكومت جهاني او راضي و خشنود ميباشند.3
«ابوداود سجستاني» در كتاب السّنن از طرق مختلف، اين حديث نبوي را نقل ميكند:
اگر از دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد كرد تا در آن مردي از اهلبيتم را برانگيزد. نام او نام من است؛ زمين را از قسط و عدل پر ميكند، پس از اينكه از ستم لبريز شده باشد.
امام حسن عسكري(ع) پدر گرامي حضرت مهدي(عج) نيز به خاطر ديدن فرزند خويش، خداوند را ستايش نموده و از عدالتگستري جهاني ايشان خبر داده و فرمود:
ستايش خداي را كه مرا از دنيا نبرد تا جانشين پس از مرا كه در آفرينش و اخلاق شبيهترين مردم به رسول خدا است، به من نماياند. خداي تبارك و تعالي او را در غيبتش حفظ ميكند و سپس او را آشكار مينمايد؛ پس زمين را از عدل و عداد پر ميكند، همانطور كه از ستم لبريز شده باشد.4
ايشان در صلوات بر وليالله الأعظم، حضرت مهدي(عج) نيز چنين دعا كردهاند:
و با او، گردنكشان كفر، كافران، منافقان و همة بيدينان جهان را بشكن و نابود كن، در هر كجا كه باشند؛ از خاوران زمين و باخترانش، خشكيها و درياهايش، و با او، زمين را از عدل و عداد لبريز فرما!5
در اين دعاي امام معصوم(ع) كه قطعاً مستجاب است، تحقق جهاني سازي اسلامي با نابودي كفار، منافقان و همه بيدينان در شرق و غرب كره زمين بيان شده است.
«محمدبن مسلم» گفته است، خدمت امام باقر(ع) رسيدم و تصميم داشتم، دربارة قائم آل محمّد(ص) سؤال كنم؛ هنوز چيزي نپرسيده بودم كه امام سخن آغاز كرد و فرمود:
اي محمّد بن مسلم! در قائم آل محمّد ـ صلّيالله عليه و آله ـ پنج شباهت از پنج پيامبر موجود است... و اما شباهت او به جدش مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله ـ خروج و قيام او با شمشير، كشتن دشمنان خدا، دشمنان پيامبر خدا، جباران و طاغوتهاست. او به وسيلة شمشير و ايجاد رعب در دل دشمنان ياري ميگردد.
در اين حديث شريف، بهرهگيري از شمشير وقدرت نظامي براي سرنگوني حكومت طاغوتي جباران، نابودي دشمنان خدا و دشمنان پيامبر خدا در سراسر كره زمين به صراحت بيان شده است. بنابراين با انقلاب حضرت مهدي(عج) تمام طاغوتها، جباران، دشمنان خدا و پيامبر او از بين خواهند رفت.
خداي متعال در شب معراج، ضمن بيان برخي فضائل اهل بيت و ائمه معصومين(ع) به پيامبر فرمود:
به وسيله قائم از شما، زمينم را آباد مينمايم و از دشمنانم پاك ميكنم و به اوليائم ارث ميدهم و سخن كفار را پايين و سخنم را بلند قرار ميدهم و شهرهايم را زنده ميگردانم. 6
در اين حديث قدسي، وعده الهي مبني بر عمران سراسر كره زمين و نابودي همه دشمنان خدا و وراثت اولياي خدا بر زمين بيان شده است. بنابراين، در انقلاب جهاني مهدوي و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) تحولات بنيادين در تمام زمين و جهان بشري روي ميدهد. پيامبر(ص) فرمود:
دنيا به پايان نميرسدتا اين كه مردي از نسل حسين به سرپرستي امتم بر ميخيزد و دنيا را از عدل لبريز مينمايد، همان طور كه پر از ستم شده باشد.7
در اين حديث شريف نبوي، وعدة عدالت جهان داده شده است. سخن از اجراي عدالت در يك كشور و منطقه نيست، بلكه در انقلاب جهاني حضرت مهدي(ع) بر سراسر جهان، عدالت برقرار خواهد شد و دنيا از عدل اسلامي لبريز ميگردد.
«ابوهريره» نقل كرده كه رسولالله(ص) فرمودند:
اگر از دنيا جز يك شب باقي نباشد، در دنيا مردي از اهل بيت من مالك خواهد شد.
اگر در اين حديث ضمير «فيها» به «دنيا» برگردد، به روشني، حاكميت جهاني حضرت مهدي(عج) را گزارش ميكند و اگر به «شب» باز گردد، به دليل اهميت اين انقلاب الهي، باز هم به قدرت و تسلط آن حضرت بر جهان مرتبط است.
«محمدبن يوسف بن محمّد شافعي» در كتاب كفايةالطالب في مناقب عليّ بن أبي طالب در «باب احاديث مهدويت» اين حديث را آورده كه پيامبر اسلام(ص) فرمود:
اگر از دنيا جز روزي باقي نماند، خداوند مردي از اهل بيتم را برانگيزد كه دنيا را از عدل لبريز كند، همانطور كه پر از بيداد شده است.8
امام علي(ع) نابودي تمام پادشاهان ستمگر و پاك نمودن كره زمين را از آنان در انقلاب جهاني قائم آل محمّد(ص) و امام منتظر(ع) پيشبيني نموده و فرمودهاند:
قطعاً اميران ستمگر را از بين شما كنار ميگذارد و عزل ميكند و سراسر سرزمين را از هر آدم حيلهگر پاك نموده و به عدل عمل مينمايد.
با توجه به اينكه در اين حديث علوي، واژه «زمين» آمده و تمامي افعال نيز با نون تأكيد ثقليه همراه است، به طور قطع و يقين در انقلاب بزرگ حضرت مهدي(ع) تطهير و پاكسازي زمين از ستمگران، تحقق خواهد يافت و بركناري اميران جائر و تطهير جامعه از منحرفان به يك كشور و منطقه جغرافيايي اختصاص ندارد، بلكه سراسر و جهاني است.
هنگامي كه «مفضل» از امام صادق(ع) سخناني در ستايش چهارده معصوم(ع) شنيد، پرسيد: «چهارده معصوم چه كسي است؟» امام فرمود:
محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين(ع) آخري آنان قائم است كه پس از غيبتش قيام مينمايد و دجال را ميكشد و زمين را از هر ستم پاك ميگرداند.9
در اين حديث شريف، پاكسازي زمين از هر گونه بيداد و ستم، دستاورد مهم انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) شمرده شده است. در قيام حضرت مهدي(عج) تنها ظلم در يك شهر يا كشور و منطقه پايان نمييابد، بلكه كرة زمين از هر گونه ظلمي پاك ميشود و عدل جهاني جايگزين ظلم در زمين ميگردد.
امام صادق(ع) از اشراق نور الهي به سراسر زمين در عصر ظهور و حضرت مهدي(عج) ياد نموده و ميفرمايد:
هنگامي كه قائم ما قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن ميشود و به بندگان خدا از نور آفتاب بينياز شوند.10
در حديث ديگري كه «ابوبصير» از قول امام صادق(ع) نقل ميكند، در زمين قدرت جهاني حضرت مهدي(عج) و گسترش حكومت جهاني ايشان چنين آمده است:
هنگامي كه كارها به صاحبالامر برسد، خداوند هر نقطه فرو رفتهاي از زمين را براي او مرتفع و هر نقطه مرتفعي را پايان ميبرد، آن چنان كه تمام دنيا نزد او به منزلة كف دستش خواهد بود! كداميك از شما اگر در كف دستش مويي باشد، آن را نميبيند؟! 11
امام باقر(ع) به «عبدالملك بن أعين» پيرامون ويژگيهاي ياران حضرت مهدي(عج) و حاكميت آنان بر كرة زمين فرمود:
در عصر ظهور به هر يك از مردان شما نيروي چهل مرد داده ميشود و دلهايتان، مثل پارههاي آهن نيرومند و ثابت ميگردد، به گونهاي كه اگر با كوهها برخورد كند، آنها را از جاي ميكند و شما به پا دارندگان امور مردم، كارگزاران، حكمرانان مردم در زمين و خزانهداران آنان خواهيد بود.
در اين حديث شريف، جهاني بودن حاكميت و اقتدار ياران حضرت مهدي(عج) و تسلط آنان بر سراسر كره زمين و تشكيل خزانهداري كل براي ثروت جهانيان و در دست گرفتن اقتصاد جهان براي توزيع عادلانه ثروت و برقراري عدل جهاني، يادآوري گرديده و تحقق آن گزارش شده است.
«ابوجارود» از امام باقر(ع) نقل كرده كه ايشان از قول پدر و جدّ خويش از قول امام علي(ع) چنين آوردهاند:
مردي از نسل من در آخرالزمان قيام ميكند... هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد، مابين مشرق و مغرب برايش روشن گردد و دستش را بر سرهاي بندگان گزارد، پس مؤمني باقي نميماند، مگر اينكه دلش شديدتر و محكمتر از پارههاي آهن گردد و خداوند به او نيروي چهل مرد عطا نمايد.
در اين حديث شريف علوي(ع) به اهتزاز درآمدن پرچم حضرت مهدي(عج) در شرق و غرب عالم و جهاني شدن انقلاب بزرگ مهدوي بيان شده است.
از امام باقر(ع) روايت شده كه شايسته است، سلام بر حضرت مهدي(ع) اين گونه باشد.
السّلام عليك يا بقيّةالله في أرضه.
«يونس بن عبدالرحمن» از امام موسي بن جعفر(ع) پرسيد: اي فرزند رسول خدا! آيا شما قائم به حق هستيد؟ امام(عج) فرمود:
من قائم به حق هستم ولكن قائمي كه زمين را از دشمنان خاك پاك مينمايد و لبريز از عدل ميگرداند همان طوري كه از ستم پر شده است. امام پنجم از فرزندان من است.12
مطابق اين حديث، پاكسازي كرة زمين از دشمنان خدا و برقراري عدالت بر سراسر جهان از دستاوردهاي انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) خواهد بود.
امام سجاد(ع) ياران امام زمان(عج) را حكمرانان، فرمانروايان و بزرگان روي كرة زمين دانسته و فرمودهاند:
هنگامي كه قائم ما قيام كند، خداي عزوجلّ از شيعه ما آفت را برطرف سازد و دلهايشان را همچون پارهآهن كند و نيروي هر يك از مردان آنان را به اندازه چهل مرد قرار دهد و آنان حكمرانان، فرمانروايان و بزرگان بر سراسر گيتي خواهند بود.13
مطابق اين حديث شريف، ياران ولي عصر(عج) حاكم، فرمانرواي يك كشور، يك قاره و يك منطقه از روي زمين نميباشند بلكه بزرگ و حاكم بر سراسر جهان، خواهند شد.
«دعبل بن علي خزاعي» ميگويد: در حضور مولايم عليبن موسيالرضا(ع) قصيده خود را كه آغازش اين بيت است:
مدارس آيات حلّت من تلاوتها
و منزل وحي مقفر العرصات
خواندم تا رسيدم، به اين ابيات از قصيدهام:
خروج إمام لا محالة خارج
يقوم علي اسم الله و البركات
يميز فينا كلّ حقّ و باطل
و يجزي علي السّماء و النقمات
[قيام امام(ع) امري حتمي و غيرقابل انكار است، كه با تكيه بر اسم خدا و به بركت او انجام خواهد پذيرفت. آن حضرت(ع) در ميان ما متمايز كنندة بين حق و باطل؛ و جزا دهندة بر آسمان است.]
امام رضا(ع) به شدت گريست و سر خويش را بلند نموده، به من فرمود:
اي خزاعي! در اين دو بيت روحالقدس بر زبانت سخن گفت: آيا ميداني اين امام كيست. در چه زماني قيام ميكند؟
گفتم: نه اي مولاي من! مگر اينكه خبر خروج و قيام امامي از شما را شنيدهام كه زمين را از فساد پاك ميگرداند و پر از عدل ميكند، همان طوري كه از بيداد لبريز شده باشد، امام(ع) فرمود:
حجت قائم كه در غيبتش انتظار او برده شود و در ظهورش مطاع ميباشد، اگر از دنيا جز يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولاني گرداند، تا او قيام نمايد و زمين را از عدل پر كند، همان طور كه از بيداد لبريز شده است.
مطابق اين حديث رضوي(ع) «فسادزدايي جهاني» و «عدالت گستري جهاني» در انقلاب مهدوي، نزد شيعيان و اصحاب ائمه(ع) معروف و قطعي بوده است، به گونهاي كه دعبل خزاعي در پاسخ به پرسش امام رضا(ع) از آن ياد كرده و آن حضرت نيز بر آن تصريح و تأكيد نمودهاند.
«عبدالعظيم حسني»، نيز ميگويد: به محضر سرورم امام جواد(ع) رسيدم و عرض كردم: من اميدوارم كه شما قائم از اهل بيت محمّد باشيد كه زمين را از قسط و عدل لبريز مينمايد، همان طور كه از بيداد و ستم پر شده باشد. امام جواد(ع) فرمود:
اي ابا القاسم! هيچ يك از ما امامان نيست، مگر قائم به امر خدا و راهنماي به سوي دين خداست ولي من آن قائمي كه خداوند به وسيلة او زمين را از اهل كفر و دروغگويي و انكار حق پاك ميگرداند، و از عدل و قسط لبريز مينمايد، نيستم... او كسي است كه زمين برايش رام و هر سختي برايش هموار ميگردد، و از يارانش به تعداد اهل بدر 313 تن از اقصي نقاط زمين نزد او جمع ميشوند. هنگامي پيمان برايش كامل گردد كه ده هزار تن هستند، به اذن خدا قيام ميكند و پيوسته دشمنان خدا را ميكشد تا اينكه خداي تبارك و تعالي را راضي و خشنود گرداند.
عيسي(ع) در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)
نزول عيسي بن مريم(ع) در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) و همكاري با ايشان در انقلاب جهاني مهدوي، در متن احاديث نبوي(ع) به صراحت و به طور روشن و واضح، به صورت شفاف و مستقيم، براي همگان بيان شده است.
در قرآن مجيد نيز اين حقيقت بيان شده است البته در پرتو تفسير قرآن با حديث است كه آشكار ميشود و پيام قرآن در ارتباط با اين موضوع، با كمك رهنمودهاي امامان معصوم(ع) قابل درك ميگردد.
قرآن كريم، دربارة سرنوشت حضرت عيسي بن مريم چنين ميگويد:
و گفتارشان (اين چنين بود): ما عيسي بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم! در حالي كه نه او را كشتند و نه به دار آويختند، لكن امر بر آنها مشتبه شد و كساني كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و آنان علمي ندارند مگر اينكه از گمان پيروي ميكنند، و قطعاً او را نكشتند! بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد. و خداوند، توانا و حكيم است و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او (مسيح) ايمان ميآورد و روز قيامت بر آنها گواه خواهد بود.14
در اين سه آيه، چند نكته مهم دربارة سرنوشت حضرت عيسي(ع) بيان شده است:
الف) عيسي(ع) كشته نشده و نمرده و به دار آويخته نشده است؛
ب) به آسمان، در نزد خدا، بالا رفته و زنده است؛
ج) اهل كتاب پيش از مرگ مسيح(ع) به او ايمان ميآورند.
مطابق آيات مذكور از يك سو، حضرت عيسي(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده ميباشد. آيات مذكور از يك سو، حضرت عيسي(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده ميباشد و از سوي ديگر، پيش از مرگ او تمام اهل كتاب به او ايمان ميآورند و منظور از اهل كتاب بيشتر، يهوديان و بنياسرائيل است كه در آيات قبل، جنايات و مفاسد آنان شمارش شده و در همين آيات نيز به ادعاي آنان مبني بر قتل حضرت عيسي(ع) تصريح گرديده و روشن است كه چنين چيزي هنوز اتفاق نيفتاده است؛ پس قطعاً در آينده، اين وعدة قرآني تحقق خواهد يافت.
در هر حال منظور آية اخير اين است كه تمام اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) پيش از مرگ او ايمان ميآورند، يهوديان او را به نبوت ميپذيرند و مسيحيان نيز دست از الوهيت او ميكشند و اين در زماني است كه حضرت مسيح(ع) طبق روايات اسلامي، در موقع انقلاب حضرت مهدي(ع) از آسمان فرود ميآيد و پيش از رحلت ايشان همة اهل كتاب به او ايمان آوردهاند و حضرت عيسي(ع) در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) نيز ايمان ميآورند. روشن است، يهوديان، به حكم اينكه آيين آنها پيش از آيين مسيحيت بوده، بايد به حضرت مسيح(ع) ايمان آورند و مجموعه يهوديان و مسيحيان نيز به حكم اينكه آئيننشان مربوط به گذشته بوده كه با آمدن اسلام، تاريخ آنها سپري شده، وظيفه دارند، در زمان انقلاب جهاني مهدوي به آئين حق و نهايي مكتب اسلام ايمان بياورند، همانطور كه حضرت عيسي(ع) نيز به حكم اينكه آيينش مربوط به گذشته بوده، وظيفه دارد، به آيين اسلام كه رهبر و مجري آن حضرت مهدي(عج) است، ايمان آورد. از عوامل و دلايل سرعت گسترش اسلام در انقلاب جهاني مهدوي، همين فرود آمدن حضرت عيسي(ع) و شناسايي ايشان توسط همه اهل كتاب، يهوديان و مسيحيان، و روي آوردن همة آنان به او و ايمان به شخصيت آن حضرت است. ايمان آورندگان به حضرت مسيح(ع)، به اسلام و انقلاب جهاني امام مهدي(ع) ايمان ميآورند و جهاني شدن اسلام و جهانيسازي اسلامي روي ميدهد و آيين جهاني، جاويدان و جامع اسلام بر سراسر جهان حاكم خواهد شد.
امام باقر(ع) دربارة اين سخن خداي متعال:
و إن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته و يوم القيامة يكون عليهم شهيداً.15
فرمودهاند:
عيسي پيش از روز قيامت، به دنيا فرود ميآيد و اهل هيچ ملتي باقي نميماند، مگر اينكه پيش از مرگشان به حضرت مسيح(ع) ايمان ميآورند و حضرت عيسي(ع) پشت سر حضرت مسيح(ع) نماز ميگذارد.16
بر اساس اين حديث شريف، ايمان اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) در زماني روي ميدهد كه عيسي(ع) پشت سر حضرت مهدي(عج) نماز گزارد و با اقتدا كردن به حضرت مهدي (عج) پيروان خود را به ياري حضرت مهدي(عج) و ايمان آوردن به آيين اسلام ناب محمدي(ص) هدايت مينمايد.
محمدرضا جواهري
ماهنامه موعود/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پينوشتها:
٭ برگرفته از: دو ماهنامة پژوهه، مركز جهاني علوم اسلامي، شماره 13، با حذف و با تخليص.
1. مجلسي، محمدباقر، بحارالانور، ج 51، ص 78.
2. همان، ص 81.
3. همان، ص 91.
4. همان، ص 81.
5. همان، ص 91.
6. همان، ج 51، ص 66.
7. همان، ص 66.
8. همان، ص 66.
9. همان، ج 51، ص 66.
10. مكارم شيرازي، حكومت جهاني مهدي(ع)، ص 277.
11. همان، ص 278.
12. مجلسي، همان، ج 51، ص 151.
13. ابن بابويه، الحاصل، ج 14، ص 643.
14. سورة نساء (4)، آية 159.
15. همان.
16. سليمانبن ابراهيم قندوزي، ينابيع المودّة، ج 3، ص 237.
پيروزي حق بر باطل
«و قل جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» (1) و بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل و نابود شد و باطل نابود شدني است.
يكي از آرزوهاي ديرين بشر، برچيده شدن بساط ظلم و بيدادگري ازجامعه وحكمفرمايي صلح و آرامش واجراي عدالت درسراسرجهان است.
اين انديشه هماهنگ با سرشت انسان است. به همين جهت، هرگاه براي گروهي از ملتها زمينه قيام فراهم شده، به مبارزه با حكومت ظلم و جور پرداخته اند، و بسياري از اين مبارزه ها نتيجه اش پيروزي اهل حق بوده است. اما اولا اين پيروزيها در گوشه اي از جهان اتفاق افتاده است نه در سراسر جهان; و ثانيا ممكن است همين گروه حاكم نيز بتدريج از اهداف خود دور شوند و دوباره طاغوتي ديگر بر مردم مسلط شود.
بنابراين در طول تاريخ مردم در تحت سيطره زورمداراني بوده اند كه بناي حكومت آنها بر پايه ظلم و فساد و ناامني پايه ريزي شده است; و به بيان قرآن از قول ملكه سبا:
«ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة و كذلك يفعلون » (2)
پادشاهان هنگامي كه وارد منطقه آبادي شوند،آن را به فساد مي كشند وعزيزان آن راذليل مي كنند; كار آنها هميشه همين گونه است.
در بسياري از آيات، قرآن كريم با قاطعيت تمام نويد تحقق پيروزي نهايي و فرا رسيدن روزي را مي دهد كه حق در سرتاسر جهان حكمفرما مي شود و بساط حكومت باطل برچيده مي شود و صالحان وارث زمين مي شوند. در روايات زيادي نيز كه از فريقين نقل شده، اين پيروزي نهايي مربوط به قيام مهدي، عجل الله تعالي فرجه الشريف، است.
در بحث هاي گذشته بعضي از اين آيات و روايات بررسي شد. اينك به بررسي آيه اي كه در صدر كلام ذكر شد، مي پردازيم.
اين آيه شريفه نويد قطعي آمدن حق واضمحلال و هلاكت باطل رامي دهد. (3)
خداوندبراي روشن كردن چگونگي تحقق اين وعده، باطل را به كفهايي تشبيه مي كند كه بر روي آب غوطه ورند و از بين مي روند و حق را به آبي تشبيه مي كند كه سودمند است و در زمين باقي مي ماند و يا فلزاتي كه به وسيله آتش ذوب مي شوند تا از آنها زينت آلات و يا وسايل زندگي بسازند; آنها نيز كفهايي همانند كفهاي آب دارند. (4)
تشبيهي كه خداوند ذكر كرده است، براي فهم اينكه چرا حق ماندني و باطل از بين رفتني است ما را كفايت مي كند. حق همچون آب و فلزاتي است كه واقعيت دارد و باقي مي ماند و باطل همچون كفهاي روي آب است كه محكوم به هلاكت است. حق همچون آب و فلزات است كه مفيد، سودمند و باثبات است و باطل همچون كفهايي است كه گرچه پر سر و صداست اما توخالي، بي ريشه، بي فايده و بالاخره نابودشدني است. چون حق ريشه دار و باطل بي ريشه است. همان طوري كه آب و فلزات موجب نابودي كفها مي شوند، در جريان حق و باطل نيز حق است كه به باطل چيره مي شود و باطل را از بين مي برد. همچنان كه خداوند مي فرمايد:
«... بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق » (5)
... بلكه ما حق را بر سر باطل مي كوبيم تا آن را هلاك سازد; پس در اين هنگام باطل نابود مي شود.
در آيه مورد بحث نيز خداوند خبر از آمدن حق و نابودي باطل مي دهد، با توجه به مطالبي كه بيان شد روشن مي شود كه چون حق توام با واقعيت، صدق، درستي، داراي عمق و ريشه، هماهنگ با قوانين خلقت، باثبات، سودمند و از جانب خدا و تاييدات اوست، باقي مي ماند و چون باطل امري موهوم،ساختگي،بي ريشه، ميان تهي، بي فايده، ناهماهنگ با آفرينش، بي ثبات و از جانب شيطان است، از بين رفتني است.
نكته قابل توجه در اين آيه و امثال آن اين است كه در اينجا سخن از سيطره حق بر باطل نيست; بلكه سخن از ظهور مطلق حق و نابودي كامل باطل است. باطل ممكن است مدت كوتاهي جلوه گري كند، اما بالاخره عمر او كوتاه است و خاموش مي شود.
حق همانند درخت ريشه دار و پرباري است كه طوفانها و تندبادهاي سهمگين هم نمي تواند او را از جا بركند و باطل همانند درخت بي ريشه اي است كه از زمين كنده شده و هيچ رشد و نمو و ثمره اي ندارد و از ثبات و قرار محروم است.
عوامل حاكميت اهل باطل
تا به حال سخن از پيروزي حق بر باطل بود. اما در بعضي مواقع، درمقابله حق و باطل، اهل باطل هستند كه پيروز مي شوند و حاكميت را به دست مي گيرند. حتي گاهي مشاهده مي شود كه جامعه نيز پذيراي همين گروه باطل است. سخن در اين است كه عامل اين غلبه و عامل پذيرش جامعه چيست؟ عوامل زيادي ممكن است نقش داشته باشد، ما در اينجا به بررسي دو عامل مهم مي پردازيم.
عامل اول: ظهورباطل در چهره حق.
اگر اهل باطل چهره واقعي خود را بپوشانند و لباس حق را به تن خود كنند و با زبان اهل حق سخن بگويند و بعضي از اهل حق نيز با آنها معاشرت داشته باشند و رفتار و كردار ظاهري خود را همانند رفتار و كردار اهل حق كنند، جامعه پذيراي آنها خواهد بود. اما اگر روزي مكر آنها آشكار شود و نقاب از چهره آنها برداشته شود، جايي براي آنها باقي نمي ماند.
علي، عليه السلام، در اين باره مي فرمايد:
«فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي المرتادين و لوان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين.» (6)
اگر باطل از آميزش با حق خالص شود، بر حق جويان مخفي نخواهد ماند و اگر حق از آميزش با باطل رهايي يابد، زبان دشمنان قطع مي شود.
عامل دوم:وحدت وانسجام اهل باطل
با مشاهده تاريخ مي توان پي برد كه هرگاه اهل باطل در كار خود سعي و تلاش كنند و بين نيروهاي آنها وحدت و انسجام وجود داشته باشد و مطيع رهبر خود باشند، و بر عكس بر اهل حق، خمودي چيره شده باشد و در ميان آنها تشتت آراء و ناهماهنگي وجود داشته باشد و از رهبر خود اطاعت نكنند; در اين صورت پيروزي با اهل باطل است. علي ،عليه السلام، درباره آينده مردم عراق خطاب به آنها مي فرمايد:
«اما والذي نفسي بيده ليظهرن هؤلاء القوم عليكم ليس لانهم اولي بالحق منكم و لكن لاسراعهم الي باطل صاحبهم و ابطائكم عن حقي.» (7)
آگاه باشيد، قسم به جان كسي كه جان من در دست اوست، اين گروه (اهل شام) بر شما پيروز مي شوند، امانه به اين علت كه آنهاازشما به حق سزاوارترند، بلكه از اين جهت كه اينهابراي به دست آوردن باطل رهبر و فرمانده خود، سرعت مي گيرند و شما نسبت به آنچه كه حق من است به كندي حركت مي كنيد.
بنابراين، عامل پيروزي را نبايد تنها در اعتقاد به حق و نيت خير ديد، بلكه براي غلبه بر دشمن، اتحاد و هماهنگي و اطاعت از رهبر نيز لازم است وهرگروهي اين صفت را بيشتر دارا باشند پيروزي با آنهاست.
مصاديق اين آيه
تاكنون دانسته شد كه پيام اين آيه نويد پيروزي حق بر باطل و هلاكت و نابودي كامل باطل است. در اين قسمت به ذكر مواردي مي پردازيم كه مي تواند از مصاديق حق بر باطل باشد.
. حق يعني دين الهي وشريعت خاتم انبياء محمد ،صلي الله عليه وآله، و باطل هردين ومسلكي است كه ازمسير خدا خارج شود. همچنان كه در روايتي است از ابن مسعود كه در سال فتح، پيامبر ،صلي الله عليه وآله، وارد مكه شد در حالي كه در اطراف خانه خدا 360 بت وجود داشت و پيامبر با چوبي كه در دستش بود به آن بتها مي زد و اين آيه را تلاوت مي كرد و بتها را با صورت به زمين مي افكند.
. حق توحيد است و پرستش خدا و باطل شرك است و پرستش بتها.
. حق قرآن است و باطل شيطان.
. حق قسط و عدل است و باطل ظلم و ستم و كينه.
. حق فضائل اخلاقي و كسب كمالات است، باطل رذايل اخلاقي و دوري از كمالات انساني.
ادعاي ما اين است كه اين آيه معناي وسيعي دارد، به گونه اي كه مي تواند همه اين مصاديق را تحمل كند. بنابراين پيام اين آيه اين است كه دين اسلام، پرستش خداوند يكتا، قرآن، عدالت و فضايل اخلاقي، بر كفر، پرستش خدايان دروغين، شيطان، ظلم و رذايل اخلاقي پيروز است، و سرانجام حاكميت مطلق از آن حق است.
يكي ديگر از مصاديق اين آيه، ظهور حضرت مهدي ،عليه السلام، است. همچنان كه روايت شده كه وقتي حضرت قائم ، عليه السلام، تولد يافت، بر روي بازوي راست ايشان، اين آيه نوشته شده بود. (8)
در روايت ديگري است از امام باقر ، عليه السلام، كه درباره اين آيه فرمودند:
«اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل » (9)
وقتي قائم قيام كرد، حكومت باطل از بين مي رود.
در اين زمان قسط و عدل در سرتاسر جهان حاكم مي شود و جايي براي ظالمان باقي نمي ماند. اين در حالي است كه قبل از تحقق چنين روزي، ظلم و ستم سراسر دنيا را فراگرفته است. در روايتي از اهل سنت چنين آمده است:
«لتملات الارض ظلما و عدوانا ثم ليخرجن رجل من اهل بيتي حتي يملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا» (10)
زمين پر از ظلم و كينه مي شود، سپس مردي ازاهل بيت من قيام مي كند تا زمين را پر از قسط و عدل كند همان گونه كه از ظلم و كينه پر شده بود.
پرشدن زمين از قسط و عدل نشانه اين است كه هيچ جايي براي ظلم باقي نمي ماند. در روايتي ديگر در تاكيد تحقق چنين روزي، از رسول خدا ،صلي الله عليه وآله، نقل شده است كه مي فرمايد:
«لو لم يبق من الدنيا الا يوم لبعث الله عز و جل منا يملئوها عدلا كما ملئت جورا» (11)
اگراز دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداي عزوجل مردي از ما را مبعوث مي كند كه دنيا را از عدل پر مي كند همان گونه كه از ظلم پر شده بود.
چنين روزي دين الهي بر ساير اديان غالب مي شود و هدف رسالت انبياي الهي محقق مي شود; چرا كه قرآن كريم در مقام هدف بعثت انبياء مي فرمايد:
«هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله. و لو كره المشركون » (12)
او كسي است كه رسول خود را همراه با هدايت و آيين حق فرستاده تا او را بر همه اديان پيروز كند، هر چند كه مشركان كراهت داشته باشند.»
استاد شهيد، مرتضي مطهري پيروزي نهايي اهل حق را چنين توصيف مي كند:
«ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود.» (13)
بيان ايشان درقسمتي ديگرچنين است:
«از مجموع آيات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود، عجل الله تعالي فرجه الشريف، آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است. مهدي موعود تحقق بخش ايده آل همه انبياء و اولياء ومردان مبارزه راه حق است.» (14)
براي رسيدن به اين هدف، بايد آمادگي لازم نيز در همه ما فراهم آيد و اين زماني تحقق مي يابد كه در همه شؤون زندگي، اعم از كارهاي فردي و اجتماعي، اعمال ما بر راستي و درستي استوار باشد; و شايد به همين جهت است كه خداوند در همين آيه مورد بحث قبل از بشارت به آمدن حق و نابودي باطل، به ما اينگونه آموزش مي دهد كه چنين دعا كنيم:
«وقل رب ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا» (15)
و بگو پروردگارا! مرا(در هر كاري) صادقانه وارد كن و صادقانه خارج نما، و از سوي خود سلطان و ياوري براي من قرار ده.
رسول هاديان شيرازي
موعود/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پي نوشت ها:
. سوره اسراء (17)، آيه 81.
. سوره نمل (27)، آيه 34.
. چون هرگاه بخواهند خبر قطعي از وقوع عملي بدهند با فعل ماضي مي آورند.
. با استفاده از سوره رعد (13)، آيه 17.
. سوره انبياء (21)، آيه 18.
. نهج البلاغه: خطبه 50(فيض الاسلام، عبده)
. نهج البلاغه(فيض الاسلام) خطبه 96;(عبده) خطبه 97.
. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 213.
. همان، ص 212.
. كنزالعمال، ج 14، ص 266، ح 3867.
. المسند، ابن حنبل، ج 2، ص 774.
. سوره توبه (9)، آيه 33; سوره صف (61)، آيه 9.
. قيام و انقلاب مهدي، ص 20.
. همان، ص 26.
. سوره اسراء (97)، آيه 80.
حضرت مسيح در خدمت حضرت مهدي(ع)
ضرورت همة اديان الهي ظهور منجي حقيقي در آخرالزمان است و وعده خداوند و پيامبران بزرگ الهي در ظهور آن بزرگوار و برقراري صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدانهاي بيدار و تجارب بشري نيز اين معنا را تأييد مينمايد كه سمت و سوي كاروان بشريت به سوي حكومت واحد جهاني عدالتخواه و عدالتپرور اخلاقي است.
قرآن كريم و روايات اسلامي نيز بر اين معنا تأكيد و تصريح دارد كه صالحان، وارثان زمين خواهند شد.
جالب آن است كه درمنابع اسلامي به طور دقيق و شفاف ولادت و شخصيت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذرية فاطمه زهرا(س) و يازدهمين امام از فرزندان حضرت اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب(ع) و نهمين فرزند حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و همينطور از نسل و ذريه ائمه هدي(ع) و چهارمين فرزند از فرزندان حضرت عليابن موسيالرضا(ع) تا آخر ميباشند. علاقمندان ميتوانند در اين باره به كتاب شريف منتخبالاثر تأليف آيتالله صافي گلپايگاني ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمايند كه 49 باب دارد و صدها حديث ارزشمند در اين باره از كتب شيعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصيات آن حضرت و نسبت و ويژگيهاي آن بزرگوار و نشانههاي ظاهري و اينكه از فرزندان ائمه اهل البيت(ع) ميباشند و فرزند سيده اماء(س) و از سبطين رسولالله(ص) هستند و از نسل ائمه اثنيعشر و خلف صالح امام عسكري(ع) مراجعه نمايند.
آري مهدي(عج) دوازدهمين امام از اهل بيت عصمت و طهارت است. خصوصيات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كيفيت ولادت، غيبت صغري و كبراي آن بزرگوار، شرايط عصر غيبت و عصر ظهور، و دهها مسئله ديگر توضيح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسيح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتمالاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح(ع) احترام نموده و مسيح(ع) گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت(ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخبالاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عيسي(ع) ميگويد:
بياييد بر ما امامت كنيد.2
و حضرت عيسي(ع) ميگويد:
بعضي از شما بر بعضي ديگر امارت دارد و اين عنايت خداوند نسبت به اين امت است.
آنگاه ميگويد اين حديث صحيح و نيكو است كه بزرگان نقل نمودهاند و دلالت دارد بر اينكه مهدي(عج) به جز عيسي(ع) است و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت(ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفتهاند. و همواره در برابر اسلام با جنگهاي صليبي و صهيونيستي و تهمتها و نسبتهاي ناروا و جنگ رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كردهاند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزشهاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح(ع) و حضرت موسي كليم(ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبر بزرگ الهي روا داشتهاند.
دربارة حديثي كه به اين مضمون نقل شده است: «لامهديّ إلّا عيسي بن مريم(ع)؛ مهدي نيست مگر ـ همان ـ عيسيبن مريم» بايد گفت:
1. اين حديث سند قابل اعتماد و قابل قبولي ندارد و نميتوان به آن استناد كرد و راوي آن متهم به سهلانگاري در نقل است. راوي عليبن محمدبن خالد جندي (موذن الجند) است.
مرحوم مجلسي(ره) در اينباره ميگويد:
علماي اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتي كه راوي خبر معروف به تساهل در روايت باشد خبر و حديث او قابل قبول نخواهد بود.3
2. حديث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجيت دارد نه در مسائل اعتقادي و مباحث عقلي در مسائل اعتقادي علم و حجت شرعي لازم است.
3. احتمالاً حديث يادشده توسط جريانهاي مسيحي و نفوذي ساخته و پرداخته و در احاديث دست برده شده باشد.
4. به فرض آنكه چنين حديثي در روايات ما آمده باشد لكن در روايات فراوان ديگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدي(ع) اقامه نماز خواهند كرد و اين حديث با احاديث ديگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافي ظهور ولي عصر(عج) نميباشد. ممكن است تحريف در لفظ نيز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ يعني «لا مهدي الا مع عيسي بن مريم؛ مهدي نيست مگر همراه عيسيبن مريم.»
5. اين حديث به اين معناست كه تصور نشود حضرت مسيح(ع) خود مستقلاً ظاهر ميشوند و يا حضرت مهدي(ع) بدون حضرت مسيح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش اين موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه اين حديث شريف در كتاب تذكرةالاوليا با اين سبك آمده است:
«لا مهدي إلّا عيسي بن مريم معه.»
مهدي نيست مگر آنكه عيسيبن مريم با اوست.
كه «معه» در آخر حديث شريف به جاي مع كه ما احتمال داده بوديم ساقط شده آمده است و اگر اين باشد «نعم الوفاق» و يا اين نقل و روايت قرينه بر منظور از حديث ياد شده است و معناي حديث شريف به نوعي ملازمه بين حضرت مهدي ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسيح(ع) است كه هر يك علامت ديگري و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور ديگري است و مانند خورشيد و نور با يكديگر جز با ظهور و حضور ديگري به وقوع نميپيوندد و تحقق نمييابد. و اين خود بهترين دليل و شاهد بر ادعاهاي بياساس و ساختگي كساني است كه نسبت به هر يك از اين دو موضوع مقدس و همراه يكديگر ادعاي انفرادي داشته باشند؛ ادعاي مهدويت بدون نزول حضرت مسيح(ع) و يا ادعاي نزول مسيح(ع) منهاي حضرت مهدي(عج) چه در اسلام و چه در مسيحيت!
آري ظهور هر يك از اين دو بزرگوار، مكمل ديگري و شرط و متمم ديگري خواهد بود. و در حقيقت همانطور كه از روايت استفاده ميشود، امام مهدي(عج) قدوه و اسوه و اهل البيت(ع) مشمول كرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اكرم(ص)صاحب لواي حمد است و رحمت للعالمين است و آدم(ع) و ديگر انبيا(ع) تحت لواي آن حضرت در فرداي قيامت خواهند بود و چه بسا فلسفه اين تقدم مهدي(ع) بر مسيح تسليم در برابر خاتميت و خاتم الاوصيا و صاحب سدرة المنتهي بوده و اين علامت آن باشد كه دين و قرآن محمد(ص) و اهل بيت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا اين خود از اسرار و رموز الهي و تأويل اين قبيل احاديث باشد. و البته حضرت وليعصر(ع) امامت به مفهوم وليالله و ولي اولياءالله و ولايت مطلقه الهيه است و تقدم آن رتبي است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4
نه مهدي(ع) جز با نزول حضرت مسيح ظهور نخواهند فرمود و تكميل سلسله و زنجيره پيامبران و رهبران الهي در آخرالزمان با ظهور مهدي(ع) اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسيحيت آمريكايي تصور ميكند كه آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر(عج) و مهدي موعود(ع) در كار نخواهد بود و دروغي آشكار بيش نيست.
6. دروغگوها و كذابها فردا مدعي مهدويت و يا امامت و يا مدعي نيابت و يا ظهور باب و مانند آن نشوند. اين رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسيح(ع) عملي نخواهد شد.
7. خود اين حديث دليل روشني بر ظهور امام عصر(عج) و آينده روشن تاريخ بشريت و اميد به آيندهاي نويدبخش و ظهور منجي موعود و ظهور عيسي بن مريم(ع) و وعده اديان الهي براي نجات كاروان بشريت از چنگال اهريمنان و شياطين خواهد بود و اين از نشانههاي آن بزرگوار است.
8. اميد است صاحبنظران و انديشمندان رسالت بزرگ خود را در تبيين معارف الهي و نقد و بررسي دقيق و حكيمانه مسائل و موضوعات عميق اسلامي و ولائي برداشته و زمينههاي سوءاستفاده و برداشتهاي غلط و جاهلانه و يا مغرضانه را از بين ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهلانگاري و يا غفلت مرزبانان معارف اسلامي و حقايق قرآني، ميدان براي دزدان راه و شيادها هموار شود و يا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فريب افكار عمومي را مشوب و چهره حقايق ديني را ملكوك و ذهنها را شبههناك و افكار را مسموم نمايند و يا با خرافات و خرافهگرايي معارف بلند توحيدي دستخوش و ساوس شيطاني و يا سليقههاي گوناگون نفساني بشود.
تذكر اين مطلب نيز بسيار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسي فقيهانه و كارشناسانه در اين قبيل احاديث و روايات و مسائل تاريخي و اجتماعي و فلسفي و سياسي و كلامي و ادبي و مانند آن از ظريفترين، حساسترين و ارزشمندترين كارهاست و البته نياز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصيرت در دين و آشنايي با علوم و فنون اجتهاد و آگاهي به رموز آن دارد و الا نااهلان و يا مدعيان ناآگاه و يا خودباختگان در برابر بيگانگان و بردگان هوي و هوس هرگز توان لازم را براي ورود در اين ميدانها و اظهارنظر فني و تخصصي و جلب اعتماد عمومي را نداشته و نخواهد داشت.
9. حضرت مهدي(عج) بلاواسطه فرزند امام عسكري(ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه 255 ق. در سامرا متولد شدهاند و در اعتقاد ما شخصي معين، با ويژگيها و صفات خاصي بوده و هرگز جايي براي ترديد، تحريف، خرافهگرايي، تفسيرها و توجيههاي جاعلانه باقي نميگذارد. عيسيبن مريم(ع) نيز پيامبر اولوالعزم بوده كه حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بيت اللحم از حضرت مريم(س) متولد شدهاند و در بينش صحيح ديني و تاريخ هرگونه ادعاي ساختگي كه به مفهوم يكي بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و يا با انگيزههاي گوناگون سياسي اجتماعي و فكري مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غير منطبق با واقع است.
10. طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار ميشد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشاندهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.
دربارة حضرت ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ اين عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غيبت، عصر غيبت و عصر ظهور به كار رفته است. يعني او در ميان ماست ولي از چشم ما به حسب ظاهر غايب است نه اينكه خداوند متعال او را به سوي خودش برده باشد، و يا به عقيده مسيحيت آن بزرگوار را به دار آويخته باشند و به ملكوت الهي پرواز كرده باشد. بنابراين ادعاي تطبيق اين دو با يكديگر نميتواند صحيح و قابل قبول باشد.
مهدي(ع) از ذريه رسول اكرم(ص) و فاطمه اطهر(س) و از خاندان محمد(ص)و همنام رسول اكرم(ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشيد و ياران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جريانهاي صليبي و صهيونيستي نيز نميتوانند بر چهره پرفروغ خورشيد ولايت گرد و غبار نسيان و تحريف بپاشند.
آري مهدي(عج) وارث همه انبيا و اوليا است وارث زمين است وارث آدم و نوح(ع) و پيامبران اولوالعزم ديگر است وارث موسي كليم و عيسي مسيح(ع) است تجلي همه ارزشهاي الهي و اديان آسماني است.
اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصيا(ع) احياي انگيزههاي عميق ديني و الهي و ايجاد آمادگي روحي و اخلاقي و گسترش فرهنگ مهدويت و ولايت و تلاش در راه بيداري امت اسلامي و زمينهسازي براي وحدت جهان اسلام و فداكاري و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازي براي عصر ظهور و پيروزي حق بر باطل و آمادهسازي افكار و انديشهها و ايجاد شرائط براي حكومت واحد عدل جهاني است.
و نصرتي معدّة لكم... حتي يحيي الله تعالي دينه بكم فمعكم معكم لامع غيركم.6
و ياري من مهياي شماست... تا آنكه خداي تعالي دينش را به وسيلة شما زنده گرداند. پس همراه شمايم، همراه شمايم نه همراه (كسي) جز شما.
موعود/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پينوشتها:
1. صافي گلپايگاني، لطفالله، منتخبالاثر، ص290 به بعد.
2. تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم علي بعض امراّ تكرمه الله تعالي هذه الامة.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛ پس از نقل از كشفالغمّه في معرفة الأئمه، ج2.
4. در اين باره ر.ك: بحارالانوار، ج51، ص88 و89.
5. سورة نساء (4)، آية 157 و 158.
6. قمي، شيخ عباس، مفاتيحالجنان، زيارت جامعة كبيره.
زن در آخرالزمان
برای اینکه زن بتواند رسالت عمومی و ویژه خود را در برابر امام زمانش انجام دهد نیاز به شناخت دارد. زن باید جایگاه خود را در اسلام و جایگاه یک زن در جامعه مهدوی را بداند. اگر زنان جایگاه خود را در جامعه مهدوی ندانند، نمی توانند در انجام رسالت های خود موفق باشند.
زن مسلمان جدا از جنسیتش به عنوان یک انسان در جایگاه مهدوی وظایفی بر عهده دارد. زنان در عالم هستی به لحاظ زن بودنشان وظایفی مختص جایگاه و مسئولیتشان دارند. جایگاه زن در عالم هستی، جایگاه انسان سازی، تربیت نیروی انسانی و تامین نیروی انسانی یک جامعه است. از دیدگاه اسلامی تامین نیروی انسانی در یک جامعه دینی برای برپایی یک جامعه مهدوی مهمترین رسالت زن منتظر است.
بسیاری از روایت ها بیانگر وضعیت زنان در دوره آخرالزمان است. زن منتظر باید وضعیت زنان در دوره آخرالزمان را بشناسد. یکی از مهمترین رسالت های زن مسلمان در عصر غیبت این است که در مجموعه روایت های پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) جستجو کند و با مسئله زن در دوره آخرالزمان و زنگ خطرها و هشدار ها آشنا شود. زنان برای عبور از گذرگاه صعب العبور آخرالزمان باید روایت های مرتبط با این موضوع را بدانند تا بتوانند گام های هوشمنده و با تدبیر در مسیر رسیدن به حق بر دارد.
زن علاوه بر شناخت وضعیت موجود باید در راه شناخت وضعیت مطلوب زن در دوره ظهور و رسیدن به جامعه ایده آل مهدوی تلاش کند. وقتی زنان دورنمایی از وضعیت عصر ظهور داشته باشد، انگیزه و تمایل پیدا می کنند تا به سمت جامعه و حکومت مهدوی حرکت کنند.
دین شناسی، دشمن شناسی و شناخت مهدی ستیزان و کسب معرفت نسبت به امام زمان (عج) و جامعه و حکومت مهدوی و شناخت جاهلیت مدرن از وظایف زن منتظر است.
زن در دوره آخرالزمان در وضعیتی اسفناک قرار می گیرد، به اوج عصر جاهیلت بر میگردد و قربانی منافع سودجویان می شود و همه حقوق مربوط به یک زن را از دست می دهد و از جایگاه اصلی اش خارج می شود. این در حالی است که در دوره ظهور، زن به جایگاه رفیع خود در عالم هستی بر می گردد و به حقوق خود دست پیدا می کند. زن در دوره ظهور در کمال رشد عقلانی و علمی، رفاه و امنیت به سر می برد.
اگر زنی از وظیفه خود در برابر امامش غفلت کند و وظایفش را در برابر امام انجام ندهد از تحت ولایت امام معصوم خارج می شود و تحت ولایت شیطان قرار می گیرد که این امر موجب ایجاد زندگی پر تنش و سراسر تشویش و نگرانی می شود.
مهترین وظیفه زنان در عصر غیبت، منتظر پروری است. زنان باید برای تامین وتربیت نیرو برای بستر سازی ظهور و در مرحله بعد نیروهایی برای کمک به نصرت امام بکوشند. یک زن برای انجام این رسالت خود باید به اهمیت خانواده و کارکردهای خانواده و ضرورت استحکام خانواده و ساز و کارهای تربیت نسل منتظر و شاخصه های خانواده مهدوی واقف باشد چون نسل منتظر و ولایی در یک خانواده سالم و مستحکم تربیت می شود.
مهمترین انتظار امام عصر (عج) از زنان منتظر، پذیرش الگوی آن حضرت است. امام، الگوی خود را دختر رسول خدا می دانند. ما هم اگر تابع ولی خدا هستیم باید در انتخاب الگو هم از ایشان تبعیت کنیم. کسب رضایت امام زمان (عج) با تاسی به الگوی آن حضرت میسر می شود و در این میان یکی از عالی ترین جلوه های حضرت زهرا (س) ولایت مداری است. آن حضرت در طول عمر خود از هر آنچه داشتند برای دفاع از ولایت استفاده کردند.
حضرت زهرا (س) نتوانستند غیبت امام زمان خود را در جامعه تحمل کنند. آن حضرت نتوانست ببیند که جامعه باشد ولی در راس این جامعه امام زمان، ولی خدا و یک معصوم نباشد و به همین دلیل جانانه و بی امان وارد دفاع از امام زمان خود شدند. باید دید که چه شده که ما نزدیک 1400 سال است که نبود امام زمان خود را تحمل می کنیم و نگران نیستیم و هیچ حرکتی انجام نمی دهیم! آیا اگر فاطمه زهرا(س) به معنای واقعی الگوی ما بودند، چنین می شد؟
رعایت حداکثری حجاب در کنار دفاع از حریم ولایت از دیگر ویژگی های حضرت زهرا (س) است. کسی که دغدغه حجاب نداشته باشد، چگونه می تواند ادعا کند که الگویش حضرت زهرا است و منتظر واقعی است؟
ویدا حسین زاده
علائم ظهور
فراگير شدن فساد و ستم در تمام زمين و گسترش فحشا و گردنکشي و دگرگونيهاي آسماني و قحط شديد و جنگهاي خونين که دو سوم از ساکنان روي زمين را در کام خود فرو مي برد ، و ظهور کسي که دجال خوانده مي شود و مردم را به باطل دعوت مي کند و آنها نيز به گرد وي جمع مي شوند و بالاخره ادعاي بعضي که مي گويند او مصلح اکبر است و سپس ناکامي او در متحقق ساختن مدعايش . ما در ذکر اين نشانه ها به استناد رواياتي که از پيامبر گرامي و ائمه اطهار (ع) تکيه مي کنيم .
1. رسول خدا (ص) فرمود :
«مهدي اين امت از ماست ، هنگامي که هرج و مرج دنيا را فراگير و فتنه ها آشکار گردند و راهها نا امن شود و برخي از مردم بر برخي ديگر هجوم برند . پس بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچک بزرگ را احترام نکند در اين هنگام خداوند مهدي ما را مبعوث فرمايد . او نهمين کس از فرزندان حسين (ع) است . دژهاي ضلالت و دلهاي بي خبر را بگشايد ، در آخر الزمان به کار دين پردازد چنانکه من در اول الزمان بدان پرداختم ، زمين را از عدل و داد پر کند ، چنانکه از ظلم و بيداد پر شده باشد».
2. همچنين پيامبر گرامي در حديثي طولاني که آن را از امام علي (ع) نقل کرده است فرمود : «سپس ندايي برخيزد که از دور شنيده شود چنانکه از نزديک شنيده مي شود اين ندا رحمت است بر مومنان و عذاب است بر کافران . (امام گويد) : پرسيدم : اين ندا چيست؟ فرمود : سه نداست در ماه رجب نخستين آنها اين است : لعنت خدا بر ستمگران . و دومي اين است : نزديک شونده نزديک شد و سومي اين است : پيکر آشکاري را با طليعه خورشيد مي بينند (که مي گويد) : هان که فلاني مبعوث شد و نسب او را تا علي ذکر مي کند . هلاک ستمگران در اين روز است و در اين هنگام گشايش حاصل مي شود . عرض کردم : اي رسول خدا! پس از من چند امام خواهد بود ؟ فرمود (ع) : پس از حسين 9 امام که نهمين آنان قائم ايشان است».
3. در حديث ديگري از رسول خدا (ص) نقل است که فرمود : عرض کردم اي خداي من و سرورم ! چه وقت مهدي ظهور خواهد کرد ؟
خداوند وحي فرمود :
« اين امر هنگامي روي دهد که علم کنار رود و جهل آشکار گردد ، قاريان (قرآن) فزون شوند و عمل به آن اندک شود . کشتار زياد شود و فقيهان هدايتگر کم شوند ، و فقيهان گمراه و خائنان زياد شوند ، شاعران فراوان گردند ، امت تو قبرهايشان را مسجد گيرند.( مقصود عبادت اشخاص است که شرک به خداست و ربطي به تقرب به خدا از طريق توسل به قبول صالحان که سنت اسلام و مسلمين از آغاز بر آن است ، ندارد ) مصحفها و مسجدها زيور و زينت داده شوند (مقصود از زيور و زينت دادن مصحفها و مساجد اين است که مسلمان به هنگام ظهور تنها به مظاهر توجه دارند نه به حقايق و محتواها) ، ستم و تباهي فزوني گيرد ، نيرنگ آشکار شود و کار امت بدان وابسته شود ، نهي از معروف شود و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا ورزند ، اميران کافر باشند و دوستانشان فاجر و يارانشان ستمگر ، و صاحبنظرانشان فاسقان . در اين هنگام سه نشانه پديد خواهد آمد . خسوفي در مشرق و خسوفي در مغرب و خسوفي در جزيره العرب . و نيز در بصره به دست يکي از افراد نسل تو که زنگيان او را پيروي مي کنند ، خرابي پديد آيد . و مردي از تبار حسين به علي خروج مي کند ، و دجال ظاهر مي شود ، از مشرق از سجستان ، خروج مي کند و سفياني ظاهر مي شود».
4. آن حضرت در حديثي در اين باره نيز مي فرمايد :
«به خاطر داشته باش ... علامت ظهور حجت اين است که چون مردم نماز را ميراندند و امانت را ضايع کردند و دروغ را روا شمردند و ربا خوردند و رشوه ستاندند و ساختمانها را محکم ساختند و دين را به دنيا فروختند ، سفيهان و نابخردان را به کار گرفتند و با زنان رايزني کردند ، پيوندهاي خويش را قطع کردند ، پيرو هواها شدند ، و خونها را کوچک شمردند ...
... حلم ، ضعف باشد و ستمگري فخر ، اميران فاجر باشند و وزيران ستمگر ، کارگزاران قوم خائنان باشند و قاريان فاسقان ، گواهي به ناحق آشکار گردد و گناه و تباهي و بهتان و گناه و طغيان فزوني پذيرد ، و مصحفها و مسجدها زينت و زيرو داده شوند و مناره ها بلند ساخته شود ، و اشرار قدرداني شوند ، وصف بنديهاي بسياري مي شود ، تمايلات مختلف شوند ، و پيمانها زير پا نهاده شوند ، و آنچه وعده داده شده نزديک شود ، زنان به خاطر حرص به دنيا با شوهرانشان در تجارت مشارکت کنند و بانگ فاسقان بلندي گيرد ، و سخن آنان اطاعت شود ، و رهبر قوم پست ترين آنها باشد ، و از ترس شر گنهکار از او بترسند و پرهيز کنند ، و دروغگو را تصديق نمايند و خائن را امين شمارند ، و اسباب و آلات موسيقي فراهم کنند ، و آخر اين امت اول آن را نفرين فرستد ، زنان خود را همانند مردان سازند و مردان به زنان همانند شوند ، و شاهد ، بي آنکه از او شهادتي خواسته باشند گواهي دهد ، و براي غير دين به تفقه بپردازد ، و کار دنيا بر آخرت ترجيح داده شود ، و پوست ميش بر گرگها بپوشانند حال آنکه دلهايشان بويناک تر از مردار باشد ، در اين هنگام است الوحي الوحي ، العجل العجل . در آن روز بهترين خانه ها بيت المقدس خواهد بود و بر مردم زماني خواهد آمد که هر کس آرزو مي کند ، اي کاش او هم يکي از ساکنان بيت المقدس بود».
5. آن حضرت همچنين در اين باره فرمود :
«خروج قائم را ده علامت باشد ، نخستين آنها شکافتن پرچمها و کوچه هاي کوفه ، و تعطيلی مسجدها ، و نرفتن حاجيان به حج ، و خسف و قذف در خراسان ، و طلوع ستاره دنباله دار ، و نزديک شدن ستارگان ، و هرج و مرج ، و قتل و غارت . اينها ده نشانه اند . از يک نشانه تا نشانه ديگر شگفتي است . پس چون نشانه ها تمام و کامل گردند قائم ما قيام خواهد کرد».
6. امام حسين (ع) فرمود :
«چون ديديد منادي از مشرق سه يا هفت روز ندا در داد ، منتظر فرج آل محمد (ص) باشيد ان شاءالله منادي از آسمان به نام مهدي بانگ مي زند . نداي او از مشرق و مغرب شنيده مي شود و هيچ کس خواب نمي ماند جز اينکه بيدار مي شد و هيچ کس ايستاده نيست مگر آنکه مي نشيند و کسي نشسته جز آنکه هراسان به پا بر مي خيزد . پس خدا بيامرزد کسي را که اين صدا را بشنود و آن را پاسخ گويد . زيرا صداي اول ، صداي جبرئيل روح الامين است».
7. در حديثي از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود :
«سلمان! سوگند به آن که جانم به دست اوست هنگام ظهور چيزي از مشرق و چيزي از مغرب آورده شود . پس واي بر ناتوانان امتم از شر آنها و واي بر ايشان از عذاب خدا . به کوچک رحم نمي کنند و بزرگ را پاس نمي دارند و از گنهکار جلوگيري نمي کنند ، کالبدشان کالبد آدميان است و دلهايشان دلهاي شياطين ...»
سپس فرمود :
« ... اندک نمي پايد تا آنکه زمين از بسياري باريدن باران بر آن (گل) و سست مي شود همه خيال مي کنند اين امر حادثه اي است مربوط به همان ناحيه خودشان پس در ميان مردم خويش درنگ مي کنند و زمين پاره هاي جگر خويش را به سوي آنان پرتاب مي کند . فرمود : يعني طلا و نقره را . سپس با دست خويش به ستونها اشاره فرمود و گفت : مثل اين . در اين روز نه طلا سود مي بخشد و نه سيم و اين معني قول خداوند است که فرمود : «همانا نشانه هاي آن فرارسيد». (منتخب الاثر، ص 434)
8. از امام عسکري (ع) نقل است که فرمود :
«مهدي ظاهر نشود مگر بر ترس شديد و زمين لرزه و فتنه اي که به مردم مي رسد و پيش از اين طاعون است و شمشيري که جدا کننده ميان عرب است ، و (در گرفتن) اختلاف شديد بين مردم ، و پراکندگي در دينشان و دگرگوني در حالشان ، (تا آنجا که) فرد هر بام و شام به خاطر ستيزه گريهاي مردم و خوردن آنها (حق) يکديگر را تمناي مردن مي کند . خروج او (مهدي «عج») موقعي است که (مردم) از گشايش ، نااميد و مايوس باشند . پس خوشا به حال آن که مهدي را درک کرد و از يارانش شد و واي و بس واي بر آن که با او و فرمانش راه مخالفت پيشه کرد». (منتخب الاثر ، ص 434)
9. از امام صادق (ع) نقل است که فرمود :
«پيش از قيام قائم پنج نشانه باشد : يماني ، سفياني ، منادي که از آسمان ندا مي دهد ، خس در بيداء ، و کشته شدن نفس زکيه . فرمود: بين (قيام) قائم آل محمد و کشته شدن نفس زکيه جز پانزده روز فاصله نباشد». (منتخب الاثر ، ص 349)
همان امام (ع) در حديث ديگري فرمايد :
«پنج روز اول از ماه رمضان ، پيش از قيام قائم ، خورشيد مي گيرد». (منتخب الاثر ، ص 349)
علاوه بر آنچه گفته شد نشانه هاي بسيار ديگري نيز ذکر شده که به خاطر وجود تشابه ميان آنها و رواياتي که بيان گرديد ، به همين مقدار بسنده کرديم . از امام صادق (ع) نقل کرده اند که فرمود :
« کوفه از وجود مومنان خالي شود ، علم و دانش از آن رخت بربسته و نهان شود چنانکه مار در سوراخش پنهان مي گردد ، سپس عدم و دانش در دياري که قم ناميده مي شود آشکار مي شود و اين شهر، معدن علم و فضل مي گردد تا زماني که در زمين مستضعفي در دين باقي نماند حتي دوشيزگان پشت پرده . اين امر صورت نمي گيرد مگر هنگام نزديک شدن ظهور قائم ما . پس خداوند (قم) و مردم آن را قائم مقام حجت قرار ميدهد و اگر چنين نمي بود زمين ، اهلش را در کام خود فرو مي برد . و در زمين حجتي نمي ماند تا علم از او به ديگر سرزمينها در مشرق و مغرب سرازير شود و بدين وسيله حجت خدا بر خلق تمام گردد تا آنکه کسي بر زمين نمي ماند که دين و علم بدو نرسيده باشد . سپس قائم ظاهر مي شود و سبب کيفر خداوند و خشم وي بر بندگان مي شود . زيرا خداوند از بندگان انتقام نمي گيرد مگر پس از وقتي که حجت او را منکر شوند». (منتخب الاثر، ص 443 به نقل از بحارالانوار)