راسخون

اسم داییه غضنفر

papeli کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 12867
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

به غضنفر میگن اسم داییتو به انگلیسی بگو میگه:

the sun of god between two water original.

میگن یعنی چی؟

میگه شمس الله میاندوابی اصل!

papeli کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 12867
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

غضنفر چند روز گیج شده که چرا خودش یه داداش داره اما خواهراش دو تا ؟

hadikousha کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1358
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

جكاي قشنگ تري بذاريد لطفا

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟

دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم

که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟

حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!

آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟

حیف نون می گه: از کویر لوت!

آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!

حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

ararar کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 1369
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مرد خودپسندي بالاي سرکشاورزي ايستاده بود و کارکردنش را نگاه مي کرد.

مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاري ما مي خوريم

کشاورز گفت: «يونجه مي کارم

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

7. به يک اسکلت ميگن يه دروغ شاخ دار بگو. مي گه: توپولويم توپولو! صورتم مثل هلو!