صنایع دستی ایران
معرفی گره چینی
گره چینی
گرهچینی چوب از هنرهای ظریفی است که از اوایل دوره اسلامی در ایران رایج بوده است. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند استفاده از این هنر از دوران خلفا عباسی آغاز شده و در قرن ۶ تا ۸ هجری قمری در مصر و سوریه متداول شده و از همان زمان به ایران رسیده است.
بر اساس شواهد و آثار موجود پیشینه هنر گرهچینی در معماری ایران به دوره سلجوقی و صفوی باز میگردد و خاستگاه آن نیز شهر اصفهان بوده است. از این سبک کار به طور معمول در ساخت درهای اماکن متبرکه، مقابر، منابر و از مشبک در پنجرهای منازل و کاخها و نردهها استفاده میشده است. از دوران صفوی به بعد تعبیه شیشههای رنگی در چوبهای مشبک رایج شده و در اصطلاح به "ارسی" مشهور شد. هنرهای چوبی پس از صفویه به خصوص در دوران قاجار نه تنها تکامل فنی نداشت بلکه با افت فنی نیز روبرو شد. البته هنر ارسیسازی در این دوره به اوج خود رسید.
به طور کلی از چوب و فرآوردههای آن در بناهای صد سال اخیر به عنوان مصالحی موثر در ستونهای چوبی، پوشش سقفهای دوجداره خارجی و توفالسازی، در ساختن پنجرههای ارسی و پنجرههای ظریف با کارهای هنری مختلف گره سازی، قوارهبری و غیره استفاده شده است.
تعریف گره چینی
گره چینی به هنری ایجاد شده با قطعات برش خورده چوب و شیشههای رنگی در اشکال مختلف و متعدد الاجرا و وحدتگرای هندسی که به طور هماهنگ در یک کادر مشخص و تکرار شونده در کنار هم قرار گرفته باشند گفته میشود. در واقع هندسه نقوش و گرهکشی جزء جدانشدنی این هنر به حساب میآید.
در اصطلاح هنری گرهچینی عبارت است از مجموعهای از شکلهای هندسی که با نظم و ترتیب و پیچ و شکلهای هماهنگ و قرینه در کنار هم چیده شدهاند. در تعریف دیگر، گرهچینی عبارت است از یک ترکیب هماهنگ از شکلهای هندسی به هم پیچیده، موزون و جذاب که با استفاده از خطهای راست شکل گرفته است.
اجزا گره
آلت: واحد کار در گره، آلت نامیده میشود. آلت در لغت به معنی ابزار، افزار واسطه ای میان فاعل و مفعول برای رسیدن به اثر است. ودر واقع همان خط مرزی اطراف لقاط میباشد خطهای مرزی در گرههای گوناگون متفاوت هستند.
لقط: در گره لقط به شکلهای گره گفته میشود، که از خطهای مستقیم و بر اساس قاعدهای منظم به شکلهای هندسی در آمده و در یک قاب یا زمینه محدود شده است. لقاط میتوانند ساخته شده از چوب و یا شیشه و یا هر جنس دیگری باشند.
فرآیند تولید
روش تولید گرهچینی به این صورت است که ابتدا طراحی و ترسیم گره مورد نظر براساس اندازه کار انجام میشود. سپس از روی قسمتهای مورد نیاز گره رسم شده، الگو یا قالب برداشته میشود و چهارچوب یا کارگاه در اندازه مورد نظر ساخته میشود.
گرهها اتصالات کوچکی از چوب هستند که به صورت زبانهای به یکدیگر قفل میشوند و نقشهای زیبایی را بوجود میآورند که هر چه ظریفتر باشند، از نظر هنری ارزش بیشتری دارند. برای ایجاد نقش گره، چوبها به ضخامت بند رسم شده بریده و در عین حال چوبهای واگیره (قطعاتی که در کار تکرار میشود )از قالبهای آماده شده تهیه میشود. سپس به وسیله اره پشتبنددار، زاویههای اتصالات روی چوب را برش میزنند و با رنده ابزار، روی آلتها ابزار میزنند. سپس دو سر هر یک از آلتها فاق و زبانه (یا هر نوع اتصال دیگر که مورد نظر استاد کار باشد) میزنند و در آخر، کار چیدن گره و درگیر کردن اتصالهای ساخته شده و شیشههای رنگی برش خورده کار به پایان میرسد.
ابزارآلات و مواد اولیه
ابزار آلاتی که برای ساختن گره استفاده میشود همان ابزاری است که دریک کارگاه دوردگری وجود دارد، مانند انواع اره (اره فلکی، اره دوربری، اره رادیکال، اره چکشی، اره برقی، اره فارسیبر و انواع ارههای دستی)، رنده (رنده کفبر، گندهگیر، رنده ابزار، رنده خشتی، رنده دوراهی و رنده دست)، گیره (انواع گیرهدستی و گیره روی میز) خطکش (خط کش تیزهدار،کولیس، گونیا۹۰درجه، گونیا فارسی، گونیا بازشو)، سمباده (ماشین سمبادهزنی، نواری، دیسکی، لرزشی و سنگ چرخ)، انواع دریل، سوهان، چکش، مته، فرز و میز کار و… .
بهترین ماده اولیه ساخت گرهچینی که مورد توافق استادکاران چوب است درخت چنار است که خوشبختانه این درخت، درخت بومی ایران است زیرا بافتی منسجم داشته و از مقاومت بالایی برخوردار است. البته از چوب نارنج، گلابی، گردو، عناب و از چوب درختهای جنگلی ایران از نوع آزاد و راش نیز برای ساخت گرهچینی استفاده میشود.
نمونههای تاریخی
از بهترین نمونههای گرهچینی در ایران میتوان عمارت چهلستون، هشتبهشت و خانههای تاریخی خانه اعلم، شیخالاسلام، سوکیاس در اصفهان و تعدادی از خانههای تاریخی کاشان همچون خانه طباطبائیها، خانه عباسیان، خانه بروجردیها و تعدادی دیگر از این انواع خانهها در یزد و شهرهای قدیمی را نام برد.
گلابتون دوزی
وجه تسمیه: گلابتون: ابریشم غاژ کرده و به صورت پنبه معلوج درآمده، رشته زر و سیم… و کیف و جیب به ریسمان زر که آن را گلابتون نیز خوانند طلایی باشد که از حدیده (پاورقی) کشیده به هیات ریسمان های باریک ساخته باشند و آن را اکنون در ایران گلابتون گویند. (پاورقی) در جلد دوم دایره المعارف فارسی به سرپرستی رضا اقصی آمده: گلابتون تاری است که در زری بافی و نقده کوبی به کار می رود و در انواع قیمتی. مغز آن ابریشم است و بر گرد آن رشته های نازکی از نقره آمیخته با طلا می پیچند معمولا مقدار طلای این رشته ها دو تا سه درصد است اما در گلابتون بعضی از زری های عصر صفویه تا ۵۰% طلا به کار رفته است.
گلابتون دوزی که در نقاط مختلف ایران به: کم دوزی، گلدوزی، برودری دوزی و کام دوزی معروف است. به گلهای برجسته ای اطلاق می شود که با رشته های نقره یا طلا در روی پارچه می دوزند. بطور کلی گلابتون دوزی به دوختهایی اطلاق می شود که با استفاده از نخ های ابریشمی روکش طلایی یا نقره ای روی پارچه انجام می گیرد. در حال حاضر گلابتون دوزی با الیاف طلا یا نقره در ایران مرسوم و رایج نیست و گلابتون دوزان به جای استفاده از الیاف طلا یا نقره، از نخ هایی که دارای روکش فلزی زرد یا سفید بوده و عمدتا در کشور پاکستان تولید می شود مورد استفاده قرار می دهند.
به روایت تاریخ ، یکصدوپنج سال پیش از میلاد مسیح بنا به یک سنت، دولت چین برای بر سر مهر آوردن همسایه ، قط عاتی از پارچه ای زربفت و زردوزی شده را همراه با نمایندگانی به ایران فرستاد و ۷۳۳ سال بعد، یعنی در سال ۶۲۸ میلادی ، هنگامی که هراکلیوس دستگرد را تصرف و غارت کرد، گرانبهاترین غنایمی که بدست آورد زردوزیهای ایرانی بود و همین روایت تاریخی باعث شد تا این تصور در اذهان بنشیند که برای اولین بار زردوزی از چین به ایران راه یافته، حال آنکه نتیجه کاوش های باستانشناسی در روسیه حکایت از آن دارد که در سده ی سوم پیش از میلاد زردوزی و تولید پارچه های زربفت در ایران رواج داشته و ایرانیان به وسیله ی نخ های زرین که به ظرافت تابیده شده بود تصویر برگ مو و پیچک را بر روی پارچه ی پشمی دوخته و در قرنهای بعد سوزن دوزی های بیزانس ، همسایه ی ایران، تقلیدی از فرآورده های ایران بود منتها با مرغوبیتی بیشتر و رنگها یی خیره کننده.
با هجوم مغولها، عناصر هنر چینی نیز به زردوزی ایران راه یافت و اگرچه هیچ اثری از زردوزیهای این دوره در دست نیست، ولی ادامه ی آن قط عا به قرن پانزدهم ، شانزدهم و هفدهم میلادی کشیده چه آنکه شاردن در سیاحت نامه ی خود بارها ظرافت زردوزی ها، گل دوزیهای ایرانی را که به زعم خودش برتر از گلدوزیهای اروپائیان و ترکان بوده ستوده است .
گلابتون دوزی از زمان هخامنشیان تا کنون رواج داشته و به کشورهای دیگر صادر میشده است و با استفاده از نخهای ابریشمی با روکش طلا یا نقره برروی پارچههای اطلس، ماهوت، پشم، مخمل و کرباس با نقشهای اسلیمی ختایی، محرابی، بازوبندی، ترنج و محرماتی تزیین میشوند
دوختی است که با استفاده از نخهای ابریشمی با روکش طلائی و نقره ای روی پارچه انجام می گیرد. در حال حاضر گلابتون دوزی با الیاف طلا یا نقره در ایران رایج نیست و به جای آن از نخهایی که روکش فلزی زرد یا سفید دارند ، روی پارچه های مخمل،ابریشم، تافته،اطلس،ماهوت ، پشم و حتی کرباس انجام می شود.
در گلابتون دوزی ، ابتدا نقش مورد نظر روی پارچه منتقل می شود و پس از آن به وسیله ی سوزن و نخ گلابتون خطوط اصلی طرح را دوخته ، سپس به دوخت متن و کناره ها می پردازند. این دوخت در بندر عباس ، میناب ،بندرلنگه،اصفهان، شیراز، تهران،کردستان، قزوین، تبریز، کاشان،یزد وبخشهایی از بوشهر، شوش و شوشتر هنوز هم رایج است.
گلابتون دوزی طلایی است که از حدیده کشیده و به هیات ریسمان های باریک ساخته باشند و گلابتون دوزی نوعی دوزندگی است که جنبه تزیینی دارد و در آن نخ گلابتون به کار می رود. در حال حاضر گلابتون دوزی با الیاف طلا به هیچوجه در ایران رایج نیست و گلابتون دوزان به جای استفاده از نخ طلایی که دارای روکش فلزی زرد یا سفید است و عمدتا در کشور پاکستان تولید می شود، استفاده می کنند و به کمک قلاب نقوش متنوعی که اکثرا نیز ملهم از بینش و برداشت شخصی شان است بر روی پارچه می دوزند.
تولیدکنندگان اصلی مصنوعات گلابتون دوزی شده دراستان هرمزگان بیشتر زنان و دختران خانه دار هستند و بطور کلی در شهرهای بندرلنگه، بندرعباس، میناب و اکثر نقاط روستایی شهرهای یادشده، کمتر خانواده ای را می توان یافت که زنان و دختران آن با هنر گلابتون دوزی آشنایی نداشته باشند. اگر چه کلیه مناطق استان هرمزگان استفاده از شلوارهای زنانه با دمپایی زری دوزی شده رسم است و نیز پیراهن های زنانه با سرآستین و پیش سینه و دور یقه گلابتون دوزی شده، رواج دارد علاوه بر این برای لبه پرده، دیوارکوب، پشتی، کوسن و غیره استفاده می شود. معهذا شکل و نوع محصولات بستگی به سلیقه و نظر مشتری دارد. مرسوم این است که تولیدکنندگان بعد از اخذ سفارش ابتدا پارچه را که معمولا از جنس «کرپ ناز» و «سالمز» و یا «پولیستر» و دارای رنگ سبز، مشکی، زرد، آبی، فیروزه ای و نارنجی و… است. بر مبنای الگوی مورد درخواست مشتری بریده و ابتدا به کمک کاربن های رنگی، نقش درخواست سفارش دهنده را (که گاهی نیز از سوی خود وی ارائه می شود. ولی بیشتر اوقات از میان طرح های موجود نیز هنرمندان انتخاب می گردد.) بر روی آن کپی می کنند.
در مرحله بعد پارچه ای را بر روی لبه دایره ای چوبی که «کم» یا «کمان» نام دارد قرار داده و اطراف آن را به وسیله یک تسمه چرمی با زهواری چوبی که حالت دایره داشته و قطرش به وسیله یک پیچ کم و زیاد می شود محکم می کنند و پارچه را از اطراف می کشند تا همانند پوسته ای بر روی مساحت دایره چوبی قرار گیرد. سپس هنرمند به کمک سوزن های خاص که دارای نوک برجسته و قلاب مانند است اصطلاحا قلاب نامیده می شود که کار گلابتون دوزی را آغاز نموده و به کمک قلاب و نخ هایی که دارای روکش فلزی و به رنگ نقره ای یا طلایی است عمل دوخت را انجام می دهد.
شیوه دوخت نیز به این ترتیب است که صنعتگر دست چپ خود را در قسمت پشت پارچه قرار داده و قلاب را در دست راست نگه می دارد و آنگاه از روی کار، قلاب را به داخل پارچه فرو برده و با دست چپ نخ را یک سو آن منتهی قرقره و سر دیگرش گره خورده است به نوک برجسته قلاب آویخته و آن را از پارچه بیرون می کشد و مجددا به داخل پارچه به داخل پارچه فرو برده و عمل آویختن نخ به قلاب، و بیرون کشیدن آن از پارچه را ادامه می دهد و به این ترتیب دوختی زنجیره ای شبیه آنچه در گلابتون دوزی معمولی بانوان بر روی پارچه ایجاد می شود به وجود می آید که اساس و بنیان کار گلابتون دوزی است. اکثر گلابتون دوزان به نسبت نوع نقش که قصد دوختن آن را دارند از پولک های پلاستیکی کوچکی که دارای لعاب رنگین است، استفاده می کنند و در پایان کار محصول گلابتون دوزی شده را بر سطح هموار قرار داده و با وزنه شیشه ای یا نوعی گوش ماهی که صاف و صیقلی است بر روی آن می کوبند تا نقوش هم سطح و هماهنگ گردند.
نقوشی که در گلابتون دوزی بیشتر مورداستفاده قرار می گیرد عبارت است از پیچک ترنج، گل ساعتی، نقش محرابی، گلهای اسلیمی، گلهای ختائی، نقش بازوبندی، بته روحی، محرماتی یا ستونی، بته جقه ای، سروچه و انواع گلها و گاهی تصویر افراد. از این نوع سوزندوزی ها معمولا برای آرایش لباس ها، پرده، بقچه، سوزنی، کلاهها، کیسه پول، قاب شانه، سرمه دان، جای قیچی، جای قلمدان، جای قرآنی و… استفاده میکردند.
گلیچ بافی
گلیچ یکی از دستبافتههای سنتی ایران است که با دستگاه گلیچبافی، شبیه به دستگاه پارچهبافی تولید میشود. بافت گلیچ بیشتر در قسمت شمالی استان سمنان (روستاهای اروست، فولادمحله، رضاآباد و چاشم)رواج دارد و طبق معمول دیگر دستبافتهها، زنان تولیدکننده اصلی آن هستند. گلیچ از گذشته در این منطقه کاربری زیادی داشته و به خاطر جنس پارچه آن که پنبه ای و پشمی است، در پوشاک مردانه بیشتر استفاده می شده است؛ ولی این دست بافته نیز مانند دیگر محصولات صنایع دستی ناشناخته مانده است و خطر منسوخ شدن، آن را تهدید میکند. گلیچ شباهت زیادی به گلیم دارد ولی روش بافت آن کاملا با گلیم تفاوت دارد و شبیه بافتن پارچه با دستگاه است. تارهای گلیچ از جنس نخ پنبه پرتاب، و پودهای آن پشمی است. گلیچ، پارچه ای پنبه ای و سنتی است که بیشترین کاربری آن در پوشاک مردانه و زیرانداز است.
معرفی گلیم بافی
گلیم بافی
گلیم بیش از قالی در کشورمان سابقه و قدمت دارد و در واقع قالی در اثر تکامل گلیم بافی طی قرون و اعصار متمادی پدید آمده است .
گلیم های هر منطقه دارای خصوصیات ویژه ای از نظر طرح و رنگ است و با توجه به طرح و رنگ بندی های آن شناخته می شوند.
برای تهیه تار گلیم ، اغلب از نخ پنبه و پشم و در موارد استثنایی از ابریشم استفاده می شود. در گلیم بافی به شیوه « پودپیچی» علاوه بر نخ تار و پود از نخ پود نازک نیز استفاده می شود و پود به حال پیچش از میان نخ تار و پود نازک عبور می کند و با شانه بافندگی ، کوبیده می شود.
برای بافت گلیم به «دار» با انواع عمودی، افقی، تبریزی و گردان ، مواد اولیه نخ چله ، پشم و نقشه نیاز است.« دار ثابت» ابتدائی ترین و « دار تبریزی» متداول ترین دارهاست و در دار گردان ، می توان طول تارها را به اندازه طول گلیم تنظیم کرد.
نخ چله از پنبه با ضخامت های متفاوت تهیه می شود و در برخی روستاها به جای پنبه از پشم استفاده می کنند. پشم برای بافت گلیم نیز باید مراحل شستن ، ریسیدن و رنگرزی را طی کند و سپس به عنوان « خامه» از آن استفاده می شود.
« چله کشی» مهمترین مرحله بافت گلیم است و نخ های چله باید به موازات یکدیگر و با فاصله مشخص روی دار پیچیده شود و یک طرح با چندین رنگ در اندازه های مختلف بافته شود.
گلیم مرغوب باید در مقابل نور و شستشو رنگش ثابت باشد و در صورت نامرغوب بودن اگر رطوبت به آن برسد ، رنگ عوض می کند. برای شناخت گلیم مرغوب باید آن را پیچیده و فشار داد تا استحکام آن سنجیده شود و گلیم های دارای پود کم به آسانی کشیده و از هم باز می شود.
هر چه گلیم سبک تر باشد از مرغوبیت بیشتری برخوردار است زیرا در بافت آن از تار و پود ظریفتری استفاده شده است.
بافندگان روستایی معمولا در لبه های خارجی گلیم ، حاشیه ای با موی بز به رنگ سیاه می بافند که این کار به استقامت گلیم کمک می کند.
گلیم های استان یزد بیشتر دارای رنگ های سیاه، لاکی، زرشکی و نخودی است. ثبات رنگ، سبکی وزن و مرغوبیت از ویژگی های گلیم یزد است و اغلب گردشگران داخلی و خارجی آن را خریداری می کنند.
ساده بافی ، سوماک، چاک دار، بدون چاک، گلیمچه، سجاده، جوال، خورجین، سجاده و جولی، از انواع گلیم یزد است و طرح و نقشه گلیم یزد ذهنی است و بافنده بدون مراجعه به نقشه آن را می بافد.
گلیم برای تزئین دیوارهای خانه، کف پوش اطراف فرش های منزل، آویز ورودی، پادری و … مورد استفاده قرار می گیرد.
گفتنی است: هنرمندان هنر دستی گلیم بافی در استان یزد یک هزار نفر می باشند که در حال حاضر حدود ۵۰ نفر در این صنعت مشغول به کار هستند.
معرق، مشبک، ایکات، زیلو بافی، قالی بافی، سفال ، احرامی، شعر بافی، چاقو سازی، خاتم ، مسگری و قلم زنی از جمله صنایع دستی استان یزد می باشد
معرفی گیوه دوزی
گیوه دوزی
گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده میشود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونهای سوزن که جوالدوز خوانده میشود بافته میشود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده میشود به اصطلاح آجیده میشود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده میشود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود.
در استان کرمانشاه ۴نوع گیوه تولید می شود: گیوه تخت آجیده که کف تخت آن با نخ آج خورده است و استحکام زیادی داشته و بهترین نوع گیوه به شمار می آید. گیوه تخت چرمی که کف آن چرم یک تکه گاومیش است. گیوه تخت پلاستیکی که ارزانترین است و گیوه با رویه ابریشمی که رویه آن از نخهای ابریشمی رنگارنگ و دارای نقش های هندسی است.
کلاش اورامی نوعی گیوه است که توسط گیوه بافان هورامان با تکه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته می شود.
معرفی لنج سازی
لنج سازی
لِنج گونهای از کشتی کوچک یا قایق بزرگ باری و مسافری است که در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند دیده میشود. لنجها بر پایه قایقهای بادبانی رایج در خلیج فارس ساخته میشود با این تفاوت که به جای بادبان با موتور حرکت میکند. عرشه باز یا نیمهباز دارد. از دهه ۱۹۵۰ میلادی موتور بنزینی یا دیزل برای پیشراندن لنجها بکار رفت و امروز بیشتر لنجها موتور دارند.
ام لنج در فارسی از واژهٔ انگلیسی Launch گرفته شده، که خود آن نیز از واژهٔ اسپانیایی Lancha آمدهاست. در سواحل شرقی آفریقا آن را «دهو» میخوانند. در جنوب به کسانی که در کار ساخت لنج میباشند جلاف یا گلاف گفته میشود.به اتاق ناخدا قماره و به انبار پائینی خن گفته میشود. در ایران لنجها در کرانههای خلیج فارس بسیار یافت میشوند و لنجسازی یکی از صنایع بومی مردمان خلیج فارس است.
لنجسازى و قایقسازى از قدیمىترین و مهمترین صنایع دستى جنوب ایران است و سابقهٔ آن به دورهٔ افشاریه مىرسد. این صنعت در سالهاى اخیر به واسطهٔ افزایش مبادلات دریایى و صید ماهى از رونق زیادى برخوردار شده است. نیروى شاغل این صنعت منحصر به همان «گلافان»، (سازندگان لنج و قایق) قدیمى است. مصالح اولیهٔ مورد نیاز چوبهاى جنگلى مقاوم در مقابل رطوبت براى اسکلت و تختههاى مرغوب هندى به نام ساى براى بدنه آن است. بقیهٔ مصالح از محل تهیه مىشود. هنوز وسیلهٔ کار گلافان بسیار ابتدایى است که سبب کندى کار و کمى تولید سالیانه مىشود. مهمترین مراکز تولید این صنعت عبارتاند از بوشهر، بندر ریگ، بندر گناوه، جزیره شیف و برخى دیگر از بنادر جنوب ایران.