صنایع دستی ایران
آشنايي با صنايع دستي ايران
1- چگونگي پيدايش صنايع دستي
در حدود 8000 سال قبل که به عصر «نوسنگي» معروف است، مردمي در منطقه وسيعي در آسياي جنوب غربي زندگي مي کردند که براي نخستين بار در گروههاي کوچک جمع آمده، در يک مکان ساکن شدند و اولين دهکده ها را به وجود آوردند. آثار به دست آمده از دوران پارينه سنگي، ميان سنگي و نوسنگي، گواه بر فعاليت انسان در ساخت ابزار و وسايل سنگي است. ابزارهايي چون تيغه هاي دندانه دار و به شکلهاي مختلف هندسي در مکانهايي مانند بيستون و غارهاي هوتو و کمربند به دست آمده است. انساني که ياد گرفته بود با کاشتن دانه هاي خوراکي مقدار بيشتري از آن را به دست آورد، ناگزير بود آن را در جايي ذخيره کند. او ظرفهايي را مي خواست که در برابر گرما و رطوبت هوا مقاومت داشته باشد و غلات، در آن فاسد نشود. از اين رو انسان دوران نوسنگي با الهام از همان شکلهاي طبيعي و با آميختن آب و خاک، اولين ظرفهاي سفالي را ساخت.
2- صنايع دستي را تعريف کنيد؟
صنايع دستي که هم مي تواند، حالت کارگاهي و هم حالت خانگي داشته باشد، همانند صنايع کوچک قابليت استقرار در شهر و روستا را دارد، بدون نياز به فن آوري پيشرفته، بيشتر متکي به تخصصهاي بومي و سنتي است و قسمت اعظم مواد اوليه مصرفي آن در داخل کشور قابل تهيه مي باشد. افزون بر اين، صنايع دستي هر دو ويژگي مصرفي و هنري را داشته، برخوردار از بينش، ذوق، انديشه و فرهنگ توليد کننده نيز هست و در مجموع آن را يک «هنر- صنعت ناميده اند».
3- صنايع سنگين را تعريف کنيد؟
صنايع سنگين زمينه ساز توسعه اقتصادي هر کشور است و از آن به عنوان «صنايع مادر» نيز ياد مي شود؛ نيازمند سرمايه گذاري بسيار زياد، ماشين آلات و تجهيزات عمده نيروي انساني و برخوردار از تخصصهاي فني مي باشد.
4- صنايع سبک را تعريف کنيد؟
صنايع سبك در مقايسه با صنايع سنگين، نيازمند تجهيزات و به همان نسبت سرمايه کمتر و نيروي انساني با تخصصهاي نسبتاً پايين است. لازمه استقرار آن، بهره گيري از ماشين آلات خودکار و نيمه خودکار است.
5- ويژگيهاي صنايع دستي ايران
1. صنايع دستي ايران محملي براي ميراث فرهنگي و هنري اين مرز و بوم است که ريشه در اعتقادات مذهبي و باورهاي قومي و نيز قوه ابتکار و خلاقيت استادکاران ايراني دارد.
2. امکان تأمين قسمت عمده مواد اوليه مصرفي از منابع داخلي؛
3. همانند و شبيه نبودن اين فرآورده هاي توليد به يکديگر؛
4. انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد به وسيله دست و ابزار و وسايل دستي؛
5. خود مصرفي بودن بخش عمده توليد و برآورده ساختن نيازهاي داخلي؛
6- ويژگيهاي صنايع دستي را از نظر اقتصادي
1. سهولت ايجاد مراکز توليد؛
2. بي نيازي به سرمايه هاي کلان؛
3. اشتغال زا بودن اين «هنر - صنعت»؛
4. وجود ارزش افزوده بالا؛
5. جنبه هاي کاربردي و تزئيني؛
6. داشتن زمينه اي مناسب براي جلب جهانگرد و صادرات؛
7- طبقه بندي صنايع دستي ايران
1. طراحي سنتي و نگارگري
6. هنرهاي مرتبط با فلز
11. رودوزي ها و بافتني ها
2. سفالگري و سراميک سازي
7. هنرهاي مرتبط با چوب
12. سنگ تراشي و حکاکي روي سنگ
3. بافته هاي داري
8. رنگرزي و چاپ سنتي
13. حصير بافي
4. نساجي سنتي
9. صحافي و جلد سازي سنتي
14. فرآورده هاي پوست و چرم
5. شيشه گري
10. آثار لاکي و روغني
15. ساير صنايع دستي
صنایع دستی چیست ؟
نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته میشود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق میگردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهمترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته میشوند جزء صنایع دستی نیستند.
آنچه مقولهٔ را از هنر کاردستی متمایز میسازد، هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه، پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین سادهاست. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی میشوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبههای عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.
پیدایش صنایع دستی
در حدود ۸۰۰۰ سال قبل که به عصر «نوسنگی» معروف است، مردمی در منطقه وسیعی در آسیای جنوب غربی زندگی می کردند که برای نخستین بار در گروههای کوچک جمع آمده، در یک مکان ساکن شدند و اولین دهکده ها را به وجود آوردند. آثار به دست آمده از دوران پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی، گواه بر فعالیت انسان در ساخت ابزار و وسایل سنگی است. ابزارهایی چون تیغه های دندانه دار و به شکلهای مختلف هندسی در مکانهایی مانند بیستون و غارهای هوتو و کمربند به دست آمده است. انسانی که یاد گرفته بود با کاشتن دانه های خوراکی مقدار بیشتری از آن را به دست آورد، ناگزیر بود آن را در جایی ذخیره کند. او ظرفهایی را می خواست که در برابر گرما و رطوبت هوا مقاومت داشته باشد و غلات، در آن فاسد نشود. از این رو انسان دوران نوسنگی با الهام از همان شکلهای طبیعی و با آمیختن آب و خاک، اولین ظرفهای سفالی را ساخت.
صنایع دستی چیست؟
صنایع دستی که هم می تواند، حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشته باشد، همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد، بدون نیاز به فن آوری پیشرفته، بیشتر متکی به تخصصهای بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه مصرفی آن در داخل کشور قابل تهیه می باشد. افزون بر این، صنایع دستی هر دو ویژگی مصرفی و هنری را داشته، برخوردار از بینش، ذوق، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع آن را یک «هنر- صنعت » نامیده اند .
صنایع سنگین
صنایع سنگین زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان «صنایع مادر» نیز یاد می شود؛ نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد، ماشین آلات و تجهیزات عمده نیروی انسانی و برخوردار از تخصصهای فنی می باشد.
صنایع سبک
صنایع سبک در مقایسه با صنایع سنگین، نیازمند تجهیزات و به همان نسبت سرمایه کمتر و نیروی انسانی با تخصصهای نسبتاً پایین است. لازمه استقرار آن، بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار است.
معرفی آهک بری (ساروج بری)
حکاکی نقوش برجسته بر سطحی از آهک را آهک بری گویند. از آهک بری های معروف ایران میتوان به قسمتی از تزئینات حمام خانه عامری ها در شهر کاشان و حمام ظهیری و خان در شهر سنندج اشاره کرد. استفاده از آهک به دوران ماقبل تاریخ باز میگردد و مصرف آن بسیار پرکاربرد بوده.استفاده ازین ماده به این صورت رواج پیدا کرده که انسان های پیشین که دائما در حال کوچ بوده اند برای پختن مواد غذایی زمین را کنده و در آن اجاق درست میکردند .اجاق هایی که در زمین های آهکی حفر میشد به تدریج گرمای اجاق باعث پخته شدن سنگ های آهکی شده و آهک نشکفته حاصل میشد.بعد از کوچ انسانها بر اثر بارندگی آهک شکفته حاصل میشد و بر اثر ریختن شن و ماسه اطراف به داخل اجاق ترکیبی سخت به دست میامد. بعد ها ازین ماده برای ساخت خانه و سرپناه استفاده شد…. و چون ملات های آهکی در برابر رطوبت مقاومت بسیار خوبی از خود نشان میدهند کم کم تبدیل به یکی از پر کاربردترین ملات های ساختمانی شد.
از قدیمی ترین مکان هایی که ازین ماده بسیار استفاده شده میتوان به تپه نوشیجان همدان متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد اشاره کرد. ساروج از ابتکارات معماران ایرانی در دوران بسیار کهن است. برای ساختن آن نخست خاک رس و آهک را به نسبت شش و چهار مخلوط میکنند و گلی سفت میسازند و دو روز آن را ورز میدهند. بعد، قسمتی از خاکستر کورههای حمام را با مقداری مواد الیافی لوئی (تخم و پرزهای نوعی نی است) به آن اضافه میکنند و مخلوط تازه را با چوبهایی به قطر ده سانتیمتر میکوبند تا به خوبی باهم عجین شوند.
در دروان گذشته، ساروج از اهمیت خاصی برخوردار بوده و جهت ساختن حوض، پل، آب انبار، برکه گرمابه و بنای خانه و سد کاربرد داشتهاست. ساروج یکی از مصالح قدیمی مصرف شده در ایران و بعضی کشورهای کنارهٔ خلیج فارس میباشد که تاریخ شروع کاربرد دقیق آن را نمیتوان حدس زد، ولی نمونههایی ۷۰۰ ساله از ساروج هماکنون در نقاط مختلف ایران یافت میشوند.
هنرمندان ایرانی در نماسازی بناها از زیباترین طرح و نقش و با استفاده از مصالح گوناگون زیباییهای جاودانهای را به معماری جهان تقدیم کردهاند که جسم و روح بزرگ هنرمندان عالم را به تسخیر کشیده است.در مکانی که بخار آب و گرما هر ارزشی از هنر کاشی معرق جسمی و گچبری و نقاشی را دچار مخاطره شدید میسازد،هنرمندان ایرانی با ذوق و خلاقیت و به کارگیری تکنیک و هنر و مصالح مرغوب و حوصله فراوان دست به خلق بدیعترین نقوش در گرمخانه و به خصوص سربینه حمامها میزنند.به علاوه زیباترین شیوههای اصولی پوششهای طاقی را از نوع گهوارهای آهنگ- چهار طاقی،گلودرهم،طاقهای ترکین هندسی و همچنین طاق گنبدیها و طاق و تویزه و بسیاری دیگر را در قسمتهای گرمخانه حمام و سربینه آن در نهایت استادی از ملات«گل آهک»و آجر پوشش میکنند و بعدا بر سطوح آنها چه استادانه اندود ساروج مینمایند.یا در نهایت شگرفی زیباترین اصول و انواع پوششهای کاربندی از ملات«گل آهک قمدار»و آجر آبخوره و همچنین با یه کارگیری دلنشینترین نقوش گلچین آجری و در بین آنها معقلیسازیهای بس زیبا را بر روی ستونهای سنگی باریک در سربینه حمامهایی همچون حمام وکیل کرمان (گوهری که به دست نابخردان به خاک رفت)و حمام خسرو آقا در اصفهان و بسیاری دیگرچه زیبا و استادانه از هنر آفریدهاند.در مواردی سر دربسازی برخی از حمامها نیز از ویژگیهای هنرهای معماری نیز بهره فراوان بردهاند.
سازههایی که،هم از جهت اصول ضد زلزله و هم از جهت زیباشناسی مورد توجه بوده است.زیباترین قواعد اصول از کاربندی که در مواردی یزدیبندی نیز در آنها حاکم بوده و همچنین در مواردی قطار مقرنسسازیهای بس شگرف و مقرنسبندیهای آویز بسیار با اصول و چشمنواز از اجرای پوششهای طاقی با به کارگیری ملات گل آهنک و آجر و سپس اندود و ساروج بر سطوح آنها دنیایی از هنر معماری آفریدهاند.چنانچه با به کارگیری کاشی هفت رنگ و کاربندیها و مقرنسسازیها حمامهایی چون گنج علی خان و ابراهیم خان کرمان را از دورههای صفویه و قاجار به وجود آوردهاند.همچنین دوالکشی و در مواردی نصب کاشیهای هفت رنگ بسیار پرتلألو از شیوه طرح و نقش و رنگ با به کارگیری ملات ساروج در پشت آنها جهت قابسازی از داستانهای حماسی و غیره در سربینه حمام ابراهیم خان کرمان و ازارههای حمامهای افسانهای، چون گنج علی خان و«پهنه سمنان»به واقع موزههایی بیهمتا از طرح بنا- اجرا-تأسیسات و نقش و هنر را به ثبت رسانیدهاند. آهک بری1(ساروجبری):در فضای حمام وکیل هنر بیهمتای ساروجبری چشم گچبران باارزش ایران را به غبطه از روزگار هنر کشانده است.
آنجایی که در سربینه و رختکن حمام،انسان فارغ از استحمام بدن سبک شده و چشم بر عناصر و جزئیات متقارن کاربندیها از ساروجبری میاندازد و زیباترین نقش از حرکات گل و گیاه و گل و مرغ را نظاره میکند. مردمی که در کنار حوض آبنما قلیان کشان در عناصر و جزئیات پرقاعده کاربندی در نقوش شگرف و زیبا بسیار عمیق شده و داستانهای پهلوانی و جوانمردان ایران را در نهایت صلابت از قهرمانی در سارجبریهای برجسته و رنگین میبینند.و یا انساهایی که در سربینه و رخت کن حمام در خلوص نیت و در خلوت دل با خدای خود راز و نیاز داشته و در نماز عشق با او سخن میگویند و پس از سلام بر نماز،چشم بر نقوش بس خدایی و قدسی در موضوع رجعت نبی اکرم(ص)در کهکشانها به معراج معشوق و ملائک در گرد وجود مبارک او،و چهره شیر خدا شاه مردان علی مرتضی(ع)و طیبین و طاهرین را در نهایت صفای ملکوتی در اعماق وجود خود و در ساروجبریهای رنگین برجسته از نقش به زیبایی و کمال خود آن بزرگوار را میبینند.
مشخصه رنگ درساروجبری:اصولا برای دلپذیری و توجه به نقش در ساروجبری برجسته از رنگهای طبیعی معدنی به مانند«پودر لاجورد»برای رنگ نیلی و برای رنگ مشکی از«دود»و برای رنگهای قهوهای،قرمز و زرد از رنگ«اخرا»و ترکیب آن با سایر رنگهای دیگر میتوان بهره گرفت. همچنین برای رنگهای الوان دیگر میتوان از«سرنج-سفیدآب و شنجرف» استفاده کرد.مسلما از تلفیق رنگهای یاد شده با یکدیگر میتوان رنگهای بسیار الوان و چشمنواز و ثابت که آهک قلیانی بر آنها بیاثر باشد استفاده کرد و نقوش زیبا را از رنگها به وجود آورد.ضمنا رنگ شیری همان خود رنگ بودن ساروج ساده میباشد که برای زمینه و سایر موارد به کار میرود.
رنگ نامرغوب و فرّار:در انتخاب رنگها برای ساروجبری نباید از رنگهای گیاهی چون«روناس-حنا-پوست گردو-گل کاجیره-زعفران- ریون و نیل»استفاده کرد.چرا که آهک از خانواده قلیاییها و از مصالح اصلی ساروج بوده که بر رنگهای ذکر شده اثر گذارده و در زمانی کوتاه آنها را تجزیه و بیرنگ و کدرمیسازد.
نقش در ساروجبری:به طوری که اشاره شد نقش و طرح برای ساروجبری میتواند از حرکات گل و گیاه،گل و مرغ،نقوش اسلیمی،نقش از داستانهای باستانی و پهلوانی،نقش ملکوتی ملایک و صورتی از سیرت پاکان خدا چون ائمه اطهار و مواردی دیگر باشد که برای ساروجبری در حمامها موردنظر بوده است.مثلا نقش برای لچکیها و یا ترنجیها و یا ترنجههای کاربندی موردنظر میباشد که در ابعادی مشخص بر روی کاغذ، طرح تهیه شده است و سپس توسط نوک سوزن حرکات طرح به فاصله هر پنج میلیمتر سوراخ میگردد و طرح آماده مراحل بعدی میشود.
نحوهی آمادهسازی سطح زیر ساروج برجسته(ساروجبری):
برای ساروجبری دو لایه ساروج به کار میرود:
الف)لایه اول و زیرین همان اندود ساروجبری بدنه و زیر دورها و طاقها و عناصر کا بندیها و غیره میباشد. ب)لایه دوم که ساروج رنگین بوده سبب به وجود آمدن نقوش الوان و برجسته میشود.در هر صورت بنابر اصول ذکر شده،لایه اول ساروج اجرا شده و زمینه کار را برای لایه دوم که ساروجبری برجسته و رنگی و یا(خود رنگ میباشد)،سبب میگردد. توجه:نظر به اینکه در اثر ماله زدن و مهره زدن ساروج،لایه اول کاملا صیقلی شده است،محلی که لایه دوم به لایه اول نشست میکند با لبه قلم نوکتیز ساروجبری،شیارهای ملایم و به اصطلاح زخمی یکنواخت داده میشود،تا سطحی زبره به وجود آید.این اجرا سبب پیوند و اتصال لایه دوم برجسته با لایه اول ساروج زیرین میگردد.باید توجه داشت که اندود ساروج زیرین باید تازه باشد و اتصال بین لایه برجسته با زیرکار به وجود آید.
عمل گرده کردن زیر کار:پارچه کرباس و یا مشابه به اندازه ۱۰*۱۰ سانتیمتر انتخاب و در وسط آن گرد زغال جای داده و پارچه جمع و کمر آن با نخ سفت بسته میشود.به طوری که کیسه به شکل گلولهای درآید.این کیسه را اصطلاحا«کیسه گرده»میگویند.طرح سوزن سوزن شده بر روی کاغذ را در محل مشخص و موردنظر و بر سطح لایه زیرین ساروج قرار داده و «کیسه گرده»بر سطح کاغذ سوزنسوزن شده کوبیده میشود.سپس کاغذ را به آرامی از سطح لایه ساروج زیرین برداشته و اثرات گرد زغال از سوراخهای کاغذ بر سطح ساروج نشست خواهد نمود.با محلول رقیق دوده و یا رنگی دیگر و با قلممویی بسیار ظریف نقطههای به یکدیگر وصل شده و بدین ترتیب محل نقشی که باید ساروجبری شود بر سطح زمینه و لایه اول پیاده میگردد.
تهیه ساروج رنگین:
به نسبت لازم آهک مرغوب الک شده-خاکستر الک شده و ماسه نرم (بادی)پرسیلت با یکدیگر مخلوط و آب گرفته میشود.پس از زمان لازم عمل ورز دادن آن دنبال میگردد. توجه:ماسه باید حتما بادی و به اندازه یک میلیمتر بیشتر نباشد.چرا که بیشتر از اندازهی ذکر شده سبب«برهبره»شده و لبه حرکات طرح میگردد. فقط گل نی به مقدار کافی برای پیوند مصالح به یکدیگر به مخلوط اضافه شده و عمل ورز دادن دنبال میگردد. توجه:وجود موی بز و یا پشم گوساله جهت پیوند مصالح ساروج به علت بلندی آنها در ساروجبری غیر قابل استفاده میباشد. رنگ موردنظر به ملات به دست آمده که در کمی آب حل شده است به مخلوط اضافه و مجددا عمل ورز دادن ملات ساروج رنگی به درستی انجام میشود تا یک رنگ بودن مصالح به دست آید.
نشست مصالح رنگین پیرو طرح اثر بر سطح زیرکار:
برابر نقش پیاده شده بر سطح زیرکار،از هر مایه رنگین،ساروج ساخته شده در حرکت طرح به ضخامت حدود یک انگشت(۵/۱ سانتیمتر)طوری در محل مشخص کشیده میشود که ساروج رنگین در زبره زیر کار نشست کند. سطیحسازی ملات ساروج رنگین با مالهکشی انجام میگردد. این عمل به دفعات و با ملایمت بسیار خاص تکرار میشود تا مرحله خودگیری اول ساروجبری انجام گردد. ۳-صیقلزنی حرکات ساروج رنگین با مالهزنی و چنانچه لازم باشد از گل نمزنی و مالهزنی پیدرپی در یکی دو روز بعد انجام میشود تا حدودی ساروج سفت شود. مجددا طرح سوزن شده بر سطح ساروج برجسته قرار داده شده و دوباره«عمل گرده کردن»توسط کیسه گرده و این بار با«گرد آهک» بر کاغذ نقش انجام میشود. نظر به اینکه خاک زغال سبب دو گانگی در رنگ ساروج به خصوص رنگی میشود،از این جهت از گرد آهک استفاده میگردد. چرا که در مالهزنی گرد آهک در رنگ ساروج حل میشود.
سپس کاغذ طرح برداشته شده و نشانههای اثر کرده با لبه تیغ قلم ساروجبری و یا توسط«نوک میخی»به یکدیگر وصل شده و مسیر حرکات نقش مشخص میشود. مسلما در اثر ماله زدن ساروج رنگین از حرکات نقش،ساروج لایه رویی و دوم پهن شده با برش ساروج رنگین توسط قلم تیزبر و برداشتن مصالح اضافی حد حرکات طرح مشخص میگردد. پرداخت ساروج لایه رویین و زیرین:در مواردی زمینه کار که ساروج زیرین بوده و رنگ شیری دارد با بریدن ساروج لایه رویی زخمی میشود که تسطیح و پرداخت لایه زیرین و همچنین کنارههای لایه رویی رنگین و یا(خود رنگ)نیز توسط قلمهای مختلف ساروج بری و تسطیح و پرداخت آن با ملات ساروج نرمتر،یعنی کمی «شلتر»اجرا شده و نقوشی بسیار زیبا به وجود میآید.
پینوشت:
آهکبری-ساروجبری،در هنر ساروجبری به غلط آهکبری اصطلاح شده است.چرا که آهک بدون ترکیبات خاکستر-ماسه بادی و گل نی و استفاده از رنگهای معدنی نمیتواند به تنهایی در برجستهسازی جهت نقوش مورد استفاده باشد.زیرا بلافاصله ترکهایی برداشته،خرد شده و فرو میریزد.از این جهت این عبارت در فرهنگ لغت معماری بایستی باید به نام ساروجبری اصلاح گردد.
کتیبه دوزی
آجیده دوزی
آجیده در فارسی به معنایبخیه زدن، سوزن زدن، خلائیدن سوزن یا درفش یا نشتر در چیزی است (فرهنگ عمید ص ۴۴). آجیده دوزی یعنی دوخت ریز و ظریف بر روی پارچه ای دو لایه با لایه ی نازکی از پنبهدر وسط آن.
آجیده دوزی یا پنبه دوزی نوعی از رودوزی های سنتی ایران است و ریشه یعمیقی در هنرهای سنتی ایران دارد. در باره ی سابقه ی آن اطلاعات دقیقی در دست نیستاما قدیمی ترین مدرک، مربوط به زمان هخامنشیان است به این علّت که قسمت زیرتسمه های تیردان های عصر هخامنشی با یک لایه پارچه پنبه دوزی شده آستر داده می شودتا سنگینی وزن آن باعث آزار شانه ی حمل کننده نشود (کتاب نگرشی بر سوزن دوزی هایسنتی ایران، منتخب صبا، ص ۱۰۴). از آن دوران به بعد نمونه های متعددی در حجاری هایدوران اشکانی و ساسانی به چشم خورده و همچنین در دوره ی اسلامی تا زمان صفوی ایندوخت از رواج نسبی برخوردار بوده که در این دوران و همچنین در زمان های افشاریه،زندیه و قاجاریه هنرمندان آجیده دوز برای رویه ی پارچه قلمکار نقشی ریز انتخابمی کردند و آن را به آجیده دوزی می کردند و این نوع دوخت بیشتر برای تزیینرو بالشی، لحاف، رو تختی، البسه، کلاه های درویشی، بقچه سوزنی ( نوعی زیراندازاست که در زمان های گذشته وقتی به حمام می رفتند همراه خود می بردند و بعد ازاستحمام برای پوشیدن لباس ها آن را زیر پای خود پهن می کردند)، سجاده، روانداز و … استفاده می شده و نقوش مختلفی توسط این دوخت روی پارچه ایجاد می شود.
کتیبه: آنچه به خط جلی نسخ یا به خط طغری یا به خط کوفی بر دور دیوار مساجد و مقابر و اماکن متبرکه یا سردر دروازه خانه امرا و بزرگان نویسند. اما در اصطلاح هنری کتیبه دوزی به دوختی اطلاق می شود که در آن طرحهایی از آیات ، اسما ، اسامی ائمه اطهار (ع) و اشعار به شیوه خطوط : ثلث ، مثنی ، معما ، طغری ، شبه طغری ، تسلسلی یا دیوانی ، سایر خطوط تفنن یا نستعلیق با قلم دانگ بالا با استفاده از نخهای سرمه ، ملیله ، نقده یا گلابتون دوخته می شود.
در کتیبه دوزی از دوختهای ساتن دوزی و ده یک دوزی استفاده می گردد و معمولا زیر دوخت را با مقوا یا دوختهایی مثل بخیه روی هم ، پنبه دوزی و یا فتیله دوزی برجسته می نمایند. نوع نخ به کا برده شده در کتیبه دوزی عبارتند از نخ گلابتون ، نقده و سرمه. موارد مصرف کتیبه دوزی بیشتر در پرده ها ، روکش مقابر ، تابلوها ، تزئین روی لباسها ، سفره ها ، رومیزیها و غیره می باشد.
معرفی آیینه کاری
آیینه در فرهنگ ایرانی نماد پاکی، راستی و صداقت است و به همین دلیل است که ایرانیان از آیینه در خانه، آئین ها و مراسم و حتی معماری بسیار استفاده می کنند. از آیینه در معماری به منزله عنصری تزئینی و به دلیل جذب نور بیشتر و ایجاد محیطی دل انگیز استفاده شده است. در واقع استفاده از آیینه در تزئین بنا یا معماری ابتکار هنرمندان ایرانی است و اوج شکوفایی هنر آیینه کاری در معماری دوره ی قاجاریه بوده است که نمونه های بسیاری از آن را در عودلاجان می توان یافت.
آیینه کاری، این هنر تزیینی ایرانی ابتدا با نصب آیینه های بزرگ بر بدنه بنا چه درون و چه نمای بیرونی بنا استفاده می شد. در بناهای دوران صفوی نمونه های بسیاری از این گونه آیینه کاری داریم که در کاخ های دوره قاجاریه نیز استفاده می شد. از نمونه های شاخص کاربرد آیینه قدی در دوره قاجاریه می توان به آیینه کاری تالار آیینه، کاخ الماس، کاخ شمس العماره، کاخ بادگیر و کاخ گلستان اشاره کرد. بعدها آیینه کاران از قطعات کوچکتر آیینه نیز استفاده کردند و آثار ظریف تری با طرح ها و شکل های مختلف به وجود آوردند. ترکیب این هنر با هنرهای دیگر، آثار جدید و زیبایی به وجود آورده است؛ مانند ترکیب نقاشی بر چوب و آیینه در کاخ بادگیر، کاخ گلستان تهران و در سقف تالار بزرگ عمارت نارنجستان شیراز.
آئینه کاری ریشه اقتصادی نیز داشته است. آیینه، یکی از کالاهای وارداتی به ایرانیان بوده است. آیینه ها در حین جابجایی در راه می شکستند. هنرمندان ایرانی با درنظر گرفتن ضرر اقتصادی بر اثر شکستن آیینه ها تصمیم می گیرند، با استفاده از ذوق هنری خود از قطعات شکسته آن استفاده کنند. در واقع این ابتکار، هنر آیینه کاری را دارای ریزه کاری ها کرد و به این هنر جلوه ای خاص بخشید .
دیوان خانه کریم خان زند در شیراز نمونه زیبایی از این هنر است که به دستور آغا محمد خان ویران شد و ستون های حجاری شده و درهای خاتم و آیینه های بزرگ آن برای استفاده در دارالاماره تهران (ایوان تخت مرمر کنونی) به تهران منتقل شد. آیینه کاری به تدریج پیشرفت کرد و گسترش یافت و در بیش از یک قرن، آثاری چون تالارها و اتاق های شمس العماره، کاخ گلستان، ایوان و آستانه حضرت عبدالعظیم در شهر ری، آیینه کاری دارالسیاده آستان قدس رضوی در مشهد، ایوان آستان حضرت معصومه در قم و کاخ موزه سبز کنونی در مجموعه سعد آباد شمیران و کاخ مرمر در تهران به وجود آمد. آیینه کاری به مرزهای جغرافیایی ایران محدوده نشد و به دلیل زیبایی بسیار آن و همچنین بخشیدن جلوه ای خاص به اماکن مذهبی به کشور های اسلامی به ویژه کشورهایمنطقه، مانند عراق ، سوریه ، عربستان وارد شد.
در محله های قدیم تهران که هسته اولیه پایتخت محسوب می شدند، نمونه های بسیاری از آیینه کاری مشاهده می شود. این هنر در امامزاده ها، مساجد، عمارات و خانه های قدیمی محله عودلاجان نیز به چشم می خورد. نمونه ای از این آینه کاری را می توان در امامزاده یحیی دید. امامزاده یحیی در سال ۱۳۲۰ ه.ش در محل بنای خشتی قدیم که در سال ۱۳۱۸ ه.ش منهدم شده بود، به همان سبک اصلی ساخته شد و تا سال ۱۳۲۸ ه.ش هیچ تزیینی نداشت. از این سال کاشیکاری و تزییناتی بر روی گنبد و آینه کاری انجام شد که زیباترین بخش آن ورودی اصلی بقعه در ضلع شمالی با فضایی زیبا و سقفی مزین به آیینه است.(۱)
نمونه های بسیار دیگری از آینه کاری های دوران قاجار همچنان در بناها و عمارت های باقی مانده از آن دوران در محله عودلاجان وجود دارد. از این دست می توان به تالار آینه کاری با شکوه خانه امام جمعه واقع در کوچه ای به همین نام در خیابان ناصرخسرو و تالار آینه نصیرالدوله که با فاصله نسبتا زیادی از بنای اصلی آن در انتهای کوچه هداوند قرار دارد و با تلفیق رنگ در گچبری ها و کنار آینه کاری ها نمای بسیار زیبایی خلق کرده است، اشاره کرد. این هنر که زمانی در تمامی خانه ها نما و جلوه داشته است امروز به دست فراموشی سپرده و به بناهای مذهبی محدود شده است. آینه و انعکاس نور در آن که تمثیلی از حضور و وجود خداوند است دیگر زینت بخش خانه ها نیست. در بعضی از مرمت های غیر اصولی ابنیه تاریخی، شاهد ویرانی آینه کاری ها به علت ناتوانی در مرمت آن هستیم که این مسئله توجه بیشتری را می طلبد.
مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینه کاری عبارتند از: آینه چسب یا بُنکس (در اصطلاح چسب چوب را گویند)، سریش و گچ نرم. ابزارهایی که در هنر آینه کاری استفاده میشوند عبارتند از: قلم طراحی، خط کش چوبی برای خط اندازی روی شیشه، میز زیر دست، الماس آینه بر و تنها ابزاری که در نصب آن به کار برده میشود کاردک است .
این گونهاست که نخست، طرح مورد نظر توسط طراح، معمار یا شخص آینه کار آماده میشود سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی میکنند و برسطح کار میگذارند و روی آن گرده زنی میکنند. پس از آن از روی طرحی که به وسیله گرده بر دیوار منتقل شده، هنر آینه کاری را به وسیله چسباندن قطعات آینه روی دیوار با گچ و سریش به انجام میرسانند.
در سطوح آینه کاری زمینه کار دارای نقوش یا خطوط برجسته یا فرورفتهاست زمینه کار توسط یک فرد گچبر مشابه طرح آینه کاری آماده شده، سپس قطعات آینه به وسیله آینه بر یا آینه کار در اندازه و اشکال مورد نظر با الگویی مقوایی برش داده شده (بدون انکه آنها را از هم جدا سازند) آماده میشود.
آنگاه آینه چسبان به وسیله خمیری که مرکب از گچ و سریش است قطعات آینه را براساس طرح به وسیله فشار آوردن دست به محل برش آنها روی گچ کشته بر سطح کار میچسباند و با فشار دست برجستگی و فرورفتگی مورد نظر را ایجاد میکند، سپس نقوش دلخواه و مورد نظر را پدیدار میسازد در خاتمه آینه پاک کن سطح کار را پاک کرده، براق میکند.
اجرای طرح روی کاغذ پس از تشخیص ابعاد و تقسیمبندی گره محاسبه میشود سپس هر گره را در خود خرد کرده و به وسیله آینههای حمیل یک سانتیمتری که در اطراف نقش گره چسبانده میشود، گره اصلی نمایان میشود.
در داخل لقاط گره نقوش ویژه طراحی شده مثل نقوش اسلیمی، گل و برگ و پرنده و غیره را اجرا میکنند و افزون بر آن قسمت آینه بری به وسیله آینههای رنگی و برش آینه به صورت محدب که به نام کُپ بری (آینه محدب) معروف است، طرح لازم را آماده کرده و به عنوان مثال در طرح درخت انگور الوان، سیاه و یاقوتی که هم رنگ و هم ابعاد آن مشخص است، شبیه اصل درخت طراحی میکنند و آینه محدب را بر اساس طرح آماده با گچ بر سطح کار میچسبانند. سپس لایه گچ نرم در قطر حدود سه میلیمتر بر آخرین سطح بر جسته مالیده میشود و پس از آن شیشههای محدب ساخته شده را خرد کرده و با انواع آینههای رنگی به کار میبرند.
در مورد طرحهای گیاهی و اسلیمی و قواره سازی، مانند معرقکاری برای تمام نقوش، الگو تهیه کرده و پس از برش آینه با الماس، به کمک سنگ، لبههای آن را گرد میکنند.
ضخامت مطلوب آینه برای آینه کاری یک میلیمتر است، اما تا ضخامت دو میلیمتر یا بیشتر نیز به کار برده شدهاست. از آنجا که واردات آینه گران قیمت و شکننده بود، استادکاران ایرانی از مدتها پیش به ساخت آینههای قلع و سیمابی میپرداختند.
بعدها جیوه دادن آینه تغییر کرد و آب مقطر و "نیترات دراژن"(سنگ جهنم ) به کار بردند. این آینه چندان که باید شفاف نبود، از این رو در عمده آستانهها و اماکن متبرکه آینههای بلژیکی به کار برده شدهاست.
معرفی آیینه دوزی
هنر نساجی و بافندگی و بالاخص تزیینات بافته ها در سه تمدن بزرگ شرق یعنی موهنجودارو – هارپا و گندهارا قدمت زیادی دارد. این هنر بعدها توسط هنرمندان مغول به اوج درخشش خودش می رسد و تا امروز ادامه پیدا می کند. منطقه بلوچستان پاکستان از دیر باز مرکز بهترین کارهای سوزن دوزی و قلاب دوزی و سایر دوخت های دستی است. در میان کلیه صنایع هنری ریسندگی قدیمی ترین و با اهمیت ترین هنر پاکستان به حساب می آمده است در قرن هایی که سلاطین دهلی و سپس مغولان در شبه قاره حاکم بودند اوج ترقی و پیشرفت کارهای دستی ابریشمی و کتانی بود .
بهترین پارچه های جاز-دیبا- حریر- اطلس کین خواب- شین باف- شیرین باف بیرامی- شوشتری- تبریزی – گل باقالی و دیگر اقسام پارچه در این سرزمین از زمانهای دور تا به امروز تولید می گردد. بطور مشابه صنایع هنری بسیار پیشرفته از قبیل ملیله دوزی- نقره دوزی و قلاب دوزی از زمان صنعت کاری مغول به ارث رسیده است که از میان آنها می توان به زردوزی – گلابتون – کرچوب (نوعی آیینه دوزی به روی لباس) سلما ستاره- کشیده کاری و گوتا کاری اشاره نمود. چکنا کاری یک نوع پارچه پشت چرم است که از آینه و کریستال برای تزیین آن استفاده می شود که به ترتیب نیز معروف است.
آینه دوزی به روی لباس در سند و بلوچستان به عنوان یکی از بهترین صنایع دستی انواع صنایع دستی محسوب می شود که به نامهای گاج- کارموچ- میتی و بلوچ معروفند.
به نظر می رسد هنر آینه دوزی از ایالت بلوچستان پاکستان به سیستان ما راه پیدا کرده است و در آنجا با فرهنگ بومی ما مختلط شده است. این هنر در ایران دوره صفوی به اوج خودش می رسد.
هنر آینه کاری و درکل هنرهایی که به عامه مردم اختصاص دارند از آن جهت بسیار صاحب اهمیت هستند که بی واسطه تر و شفاف تر فرهنگ مردم را منتقل می کنند و در مقایسه با معماری و نقاشی و هنرهای سفارشی هنرمند را در ارائه خواست ها و درونیاتشان آزادتر گذاشته اند.
دوختنآئینه های کوچک با فواصل متفاوت یا یکسان بر روی لباسهای محلی ، جلیقه ، کمربند وآویزهای دیواری با نخ های الوان را آئینه دوزی می گویند. آئینه دوزی گاهی باابریشم دوزی ، قیطان دوزی و بخیه های تزئینی همراه است.
آن هنری که به آینه دوزی شهرت دارد نه تنها دوختن آینه بر روی پارچه است بلکه در اصل مواد متنوع و رنگارنگ و درخشان دیگری نظیر پولک و … را هم در بر می گیرد. آینه دوزی به سکه دوزی و دکمه دوزی نیز شهرت دارد. این هنر به صورت زیبایی در استان سیستان و بلوچستاندوخته می شود و هنرمندان سیستانی همراه آینه دوزی از خرمهره ، قیطان ، دکمه و منجوقبه اشکال مختلف استفاده می کنند و آینه دوزی گاهی با سوزن دوزی های دیگر همراه است.
زادگاه اصلی این هنر زابل و سیستان و بلوچستان است و کمتر در مناطق دیگر دیده شده است. به آینه دوزی در گویش محلی سامان گفته می شود .
آینه دوزی در بین بومیان طرفداران زیادی دارد و کاربرد اصلی آن تزیین مرکب نو عروسان و اتاق ها و خانه های مسکونی است و برای تزیین لباس هم کاربرد دارد.
آینه دوزی هنری است بسیار زیبا که اندازههای مختلف آینه را جهت تزئین به روی چرم یا پارچه میدوزند وسایلی مانند افسار اسب و شتر و یا گردنبند بزمیش که رهبری گله را به عهده دارند با آینه صدف و خر مهره تزئین مییابد زیرا آینه انعکاس دهنده واقعیت است و میتواند هر نگاه بدی را به صاحب آن برگرداند به لحاظ همین خاصیت ویژه آینه دوزی در فرهنگ دوختهای سنتی ایران چه روی لباس دوخته شود و چه روی وسایل کاربردی دیگر جنبه طلسم گونه دارد و جهت رفع بدی از آن وسیله یا شخص یا فضایی است در سیستان و بلوچستان آینه گاهی در کنار سکه دوزی گاهی بروی لباس زنان و یا کلاه مردان دوخته میشود که البته در بین زنان بلوچ دوختن آینه روی یک سطح تیره به همراه سوزن دوزیها تماماً سیاه رنگ نماد خودشید در دل کویر تشنه است زیرا در کویر آنچه بیش از هر چیز دیگری خود نمایی میکند، خورشید سوزان و کویر سیاه رنگ است این نگاه فلسفی به آینه این هنر زیبا را در بین بلوچها به هنری مقدس بدل ساخته است زیرا بیانگر نگرش و محیط جغرافیایی زیستگاه آنان است آینه دوزی به دو شیوه به روی لباس دوخته میشود (زنجیره و دندان موشی) اما امروزه آینههای قاب دارکه درکشور همسایه پاکستان ساخته میشود به وفور در بازار یافت میشود. دوخت این نوع آینهها جنبه هنری ندارد فقط میتواند در بعضی مواقع برای تزئین برخی از وسایل مانند کوسن، رومیزی، کیف و . . . کاربرد داشته باشد.از آینه دوزی بر روی لباسهای محلی ، جلیقه ، کمربند و آویزهای دیواری نیز استفاده میشود.
بزار کار و مواد اولیه
آینه با قطر کم و به اشکال مربع یا دایره.
نخدمسه :به صورت کلاف های کوچک دربازار در دسترس آینه دوزان قرار می گیرد از یک رشته نخ شش لا تشکیل شده، این نخ هااز لحاظ رنگ بسیار متنوع بوده و کار کردن با آنها بسیار ساده است. نخ ابریشمی:که معروفترین نخ های مورد مصرف در بعضی ازرشته های دوخت های سنتی ایران می باشد و به صورت عمامه و کلاف در بازار موجود است.
سوزن گلدوزی که به نام های ذیل در بازار ایران یافت می شود:
سوزن کرول: مخصوص گلدوزیاست با سوزن شماره ۹ کرول می توان نخ دمسه یک لا را دوخت و از شماره (۰) آن برای نخشش لا می توان استفاده کرد.
سوزن چنایل: برای گلدوزی روی پارچه های ضخیم و درشتبافت بکار می رود شماره (۱۴ و یا ۱۷)
پارچه های مورد استفاده در آینه دوزی شامل: ترگال ، مخمل ساتن و جیر می باشد.
طریقه دوخت
ابتدا آینه را بر روی پارچه و طرح مورد نظر قرار داده سپس روی آینه را ازجهت های مختلف به وسیله بست های فراوان به پارچه می دوزیم طوریکه تقریباً تمام آینه به وسیله بستها پر می گردد و سپس از وسط آینه به کمک نخ های روی آینه و با دوخت دندانموشی بر روی پارچه متصل می نماییم.
تکنیک های هنر آینه دوزی
در این بخش به دوختهایی که به صورت مشترک برای کلیه سوزن دوزی های موجود (اعم از آینه دوزی) مورد استفاده قرار می گیرد می پردازیم.
بخیه-کوک- شلال: موارد فوق در عمل کرد به یک گونه می باشد. زدن کوکهای یک اندازه به صورت فاصله دار و یا متصل به هم بسته به نوع کاربرد دوخت زده می شود .
دندان موشی- دوخت جادگمه ای- دوخت پتویی: با استفاده از سوزن و نخ از قسمت چپ پارچه شروع به کار می کنیم سوزن را به طرف روی پارچه حرکت داده و در حالی که نخ را به صورت حلقه در زیر انگشت دست چپ نگه داشته ایم تک بخیه ای عمودی بر سطح پارچه می زنیم و باز بسته به نوع کاربرد با تکرار این دوخت به صورت فشرده و یا باز دوخت را ادامه می دهیم.
زنجیره: با حلقه کردن نخ به زیر سوزن و زدن تک بخیه به صورتی که بستی حاصل شود زنجیره ایجاد شده البته این دوخت از بالا به پایین زده می شود.
بست دوزی: زدن تک بخیه برای اتصال مهره تزیینی ویا نگهداری نخهای فانتزی بکار می رود.
ابریشم کشی
معرفی ابریشم بافی
صنعت ابریشم بافی در ایران نیز از سابقه طولانی برخوردار است و آثار بدست آمده از حفاریهای تپههای مارلیک و چراغعلی این ادعا را تأیید مینماید. پارچههای ابریشمی با تارهای طلا و نقره در شوشتر، شیراز، فسا، اصفهان بافته میشدند و از جمله مراکز ابریشم بافی ایران مناطق رامیان، مینودشت و ترکمن صحرا در استان گلستان و روستای زاوین، کلات نادری، راز، جرگلان، مانه و سملقان در استان خراسان را میتوان نام برد.
مواداولیه: نخ چله که از پیلههای ابریشم تهیه میکنند، نخهای طلایی و نقرهای رنگ که جهت تزئین در بعضی از مناطق استفاده میشود، نخ دوک خیاطی که برای بافت پارچههای با مرغوبیت کمتر به عنوان تار استفاده میشود و رنگ (شامل رنگهای طبیعی) است.
ابزار: دستگاه ابریشم بافی شامل: نورد، نورد گردان، پایه، شانه، قرقره، پدال همچنین سایرا بزار شامل : ماکو، ماسوره کوچک، ماسوره بزرگ، گورد است.
بافت پارجههای ابریشمی: بافت پارچههای ابریشمی دارای ۳ مرحله. چله کشی، – آماده سازی دار – بافت میباشد.
چله کشی : برای چله کشی در بافت پارچههای ابریشمی از روش چله دوانی استفاده میشود به این طریق که به تعداد مورد نیاز پایههای چوبی در زمین نصب میکنند فاصله بین هر دو میله ۲۰ سانتیمتر در ۵/۱ متر است نخهای ابریشمی رنگین را با هم کشیده و به ترتیب از میله اول پیچیدن را آغاز میکنند (این عمل را آنقدر ادامه میدهند تا تعداد تارهای آن ها به ۸۰ تار برسد در ابریشم بافی هر ۸۰ تار یک چله به حساب میآید و برای بافت از ۱۰ چله استفاده میکنند در پایان کار تارها را به صورت یک کلاف بزرگ جمع آوری کرده و به روی دستگاه ابریشم بافی سوار مینمایند. ) سپس تارهای ابریشم گلوله شده را بین نخهای پنبهای که به دورنی متصل است عبور میدهند.
آماده سازی: پس از این که تارها طبق نقشه طراحی شده از گورد و شانه عبور کرد انتهای تارها به نورد، چوب گردی که به دار سوار است متصل میشود. این کار باید محکم انجام شود زیرا به هنگام بافت پارچه به دور نورد پیچیده میشود این کار بوسیله نورد گردان که در بخش انتهایی نورد فرو رفته است انجام میگیرد. تارهای ابریشم را به صورت ضرب دری از بین نخهای پنبهای رد مینمایند.
پس از آماده شدن دستگاه، بافنده به روی صندلی دستگاه نشسته و پاهای خود را روی پدال قرار میدهد. پدال بوسیله دو نخ پنبهای به گورد و تارهای عبوری از آن، به قرقره متصل است. بافنده ابتدا با پای راست بر پدال فشار وارد میکند این کار باعث میشود هر بار یکی از نیهای گورد بالا رفته و نخهای متصل به خود را نیز بالا بکشد که این کار موجب باز شدن تارها از هم میشود و راه را برای عبورآن باز میکند پس از باز شدن تارها پود ابریشم که برماسوره پیچیده و درماکو قرار گرفته از بین تارها عبور میکند. بعد از عبور ماکو با پای چپ بر پدال فشار آورده جهت تارها عوض میشود پس از این کار با شانه محکم روی پود کوبیده میشود یک بار دیگر روی پدال فشار آورده و پس از باز شدن تارها ماکو را از آن عبور میدهند به این ترتیب با تکرار این مرحله طرح یا نقش خاصی که از قبل طراحی شده بافته میشود.در ضمن انواع تولیدات ابریشم مانند: چادر شب، انواع دستمال، انواع روسری، انواع نوار میباشد.
احرامی بافی
پارچه ای به نام « احرامی » یا « حرمی » با تار و پودی از پنبه ، معمولاً در اندازه های ۷۰×100 و ۹۰×120 سانتی متر تولید می شود . پارچه مذکور با عرض ۷۰ سانتیمتر دارای ۲۲ چله و با عرض ۹۰ سانتیمتردارای ۲۸ چله می باشد . پارچه احرامی دورنگ است که عموماً سیاه و سفید بوده ، اما به رنگهای سبز و سفید قرمز و سفید دیده شده است و یک صنعتگر بافنده می تواند روزانه ۴ عدد احرامی به اندازه های ۷۰×100 سانتیمتر را تولید نماید . این فرآورده ها در قدیم بیشتر مورد استفاده حجاج قرار می گرفته و در حال حاضر با تغییر کاربری به عنوان رومیزی ، سجاده ، جانماز و … مورد استفاده است .
اجاق قراقی بافی
در استان اردبیل, عشایر دشت مغان نوعی پارچه دستبافت تمام پشمی می بافند که به لهجه محلی اجاق قراقی نامیده می شود. وجه تسمیه نامگذاری بدین علت بوده که در جلوی اجاق و زیر منقل از آن استفاده می نمایند و نوعی حفاظ برای در امان بودن فرش یا زیراندازهای دیگر از شراره های آتش می باشد. به اصطلاح محلی نوعی قراق برای اجاق می باشد. نقوش اجاق قراقی هندسی و ذهنی می باشد و از لحاظ شیوه بافت و شکل ظاهری کاملا شبیه به جاجیم می باشد و مصرف محلی دارد. اجاق قراقی های قدیمی نعلی شکل بوده, ولی امروزه برای راحتی آن را مستطیل شکل می بافند
معرفی ارغوان بافی
ارسی سازی
هنر ارسی سازی (در و پنجره های مشبک چوبی که بین شبکه ها با شیشه های کوچک معمولا رنگی پر شده) از اواخر دوره قاجار تا اوائل پهلوی رواج فراوان داشته و به احتمال زیاد پس از آن به خاطر مقرون به صرفه نبودن متروکه مانده است. کریم پیرنیا ارسی (به ضم الف و غالبا سکون ر) را درب مشبک چوبی رو به حیاط دانسته و بر خلاف تصور عامه که آنرا هنری وارداتی از روسها میدانند، معتقد است که نمونه های قدیم تر ارسی را میتوان در بناها و نقاشی های ایرانی یافت. در اینجا بنده نیز با استاد پیرنیا هم عقیده بوده (!) و گمان میکنم در دوران صفوی هم در ایران ارسی وجود داشته، اما خیلی بعید است قدمت این سازه به قبل از سلجوقیان هم برسد.
کردستان، معبد ارسی های ایران است. سنندج را شهر ارسی ها میدانند و تا دلتان بخواهد استاد چوب کار و ارسی ساز داشته. تقریبا همه جا میتوان ارسی گیر آورد؛ از نمونه های عادی و کوچک تا فرمهای پیچیده و وسیع که مثلا گره چینی های با حتی ۲۴ گره هم با ابعاد مختلف در آنها تکرار شده اند. عجیب است که کردها انگار اینقدر به ارسی علاقمند بوده اند که بعضی جاها از خیر دیوار در بنا گذشته اند و بجایش ارسی های سرتاسری کار گذاشته اند! جالبیش اینجاست که تعداد درها هم همیشه فرد است. سه دری، پنج دری، هفت دری و حتی نه دری! بسته به اینکه در قرار بوده در نمای خارجی، اتاقهای داخلی و یا در برابر نور مستقیم آفتاب قرار گیرد، پوشش و لعاب متفاوتی برای درها در نظر گرفته شده و در مجموع که از این مجمل حدیث مفصل بخوان که خیلی کارشان درست بوده. اما همانا من چیزی درباره ایران به ذهنم نمیرسد، مگر آنکه آن پشت و پسل ها همزمان درباره زادگاهم هم فکر کنم!
توی اصفهان هم ارسی زیاد گیر میاید و به آن هم ارسی میگویند. ولی در عین حال اصفهانی های قدیم به کفش (و گاه به دمپایی هایی که بشود بجای کفش هم ازشان استفاده کرد) میگویند ارسی (به ضم الف و ر) و به کفاش هم میگویند ارسی دوز. این دو تا واژه اینقدر شبیه هستند که خیلی وقتها یک جور تلفظ میشوند، و البته مطمئنم که لفظ ارسی به معنای کفش فقط در اصفهان کاربرد ندارد (نداشته).
ایران ، مهد طراحی قالی
قالی بافی یکی از هنر ایرانیان است که با هزاران گره بر رج های موازی زده می شود و گره ها به دو تار یا چله به صورتهای فارسی باف و ترکی باف بافته می شود.
هراتی، بوته ای، خرچنگی، لچک ترنجی، مینا خانی، گل ماهی، سردار جنگل، کرمانی، شاه عباسی، گل حنایی و بید مجنون از جمله طرح های به کار رفته در قالی های ایرانی است.
طرح جوشقانی، مینا خانی، کاج، جقه جارکی، گل و بلبل، کل وکیلی، گل میرزا علی، گل محمدی، گل بته هندسی و هندسی افشان از دیگر طرحهای قالی های ایرانی است.
شانه ، کارد، قیچی، قلاب و دار از جمله ابزارهای کار در قالی بافی است.
قالی بافی در استان یزد نیز یکی از هنرهای دستی مردمان سخت کوش و زحمتکش است و هنر قالی بافی در این شهر رواج خاصی داشته است.
قالی بافی این شهر نوع جالب توجهی را تشکیل می دهد و ارزش نگهداری را دارد.
رنگهای لاکی سیر و روشن ، آبی، سبز، مشکی، کرم، صورتی، نیلی و سرمه ای از عمده ترین رنگهای مورد استفاده در قالی های یزد است. در این میان رنگهای کرم و لاکی در حال حاضر بیشتر مطرح است.
گفتنی است : در استان یزد بیش از ۵۰ هزار قالی باف فعالیت می کنند و هم اکنون در استان ۴۰ نفر برای مجوز مجتمع های قالی بافی درخواست داده اند و چهار مجتمع های قالی بافی در استان فعال می باشد
معرفی ارمک بافی
ارمک بافی یکی از فعالیتهای دستبافی و خانگی موجود در استان یزد محسوب میگردد. تهیه پارچههای دستباف ارمک در گذشته قبل از توسعه کارخانجات وماشین های برقی نساجی در شهرستان یزد رواج فراوانی داشته است ولی اکنون به سبب افزایش منسوجات ماشینی متنوع با کیفیت بهتر و گسترش عرضه آنها با قیمت کمتر از فعالیت ارمک بافی با وسائل دستی به مقدار زیادی کاسته گردیده است.
مواد اولیه مورد مصرف ارمک بافان بیشتر شامل نخ مرسریزه نمره ۳۲ و نخ پنبهای نمره ۲ یک لا میباشد که نخ مرسریزه جهت تار و نخ پنبه ای جهت پود به کار می رود ولی گاه ممکن است تار این فرآورده از نخ ابریشمی مصنوعی باشد. اکثر دستگاههای دستی ارامک بافی چهاروردی است ولی هنگام بافت به صورت دستگاههای دو وردی عمل میکند. بدین معنی که وردها به صورت دو به دو به یکدیگر متصل بوده و با هم بالا و پایین می رود. ارمک معمولا با عرض ۷۵*۹۰ سانتی متر بافته می شود و اغلب بافندگان این فرآورده را زنان تشکیل می داده است. برای تهیه یک رویه کار از پارچه نامبرده با عرض ۹۰ سانتی متر و طول ۲۵ متر حدود ۵/۳ کیلو نخ لازم است که نصف آن تار بوده و نصف دیگرنخ پود است. و میزان تولید یک بافنده به طور متوسط روزانه حدود ۵ سانتی متر بوده است.
بادله بافی (تلی بافی)
بادله دوزی یا "تلی بافی" عبارت است از بهم پیوستن چند نوع زری با یکدیگر به صورتی که زری بزرگ دروسط و زری های کوچک در اطراف قرار می گیرند. بادله به شکل نوارهایی با پهنای ۱۵ سانتیمتر تولید می شود که معمولاً برای لبه شلوارهای زنانه مورد استفاده قرار می گیرد.در این صنعت دستی، چند نوع زری دوزی را به هم می دوزند و از این راه پارچه ای به دست می آید که بادوله نام می گیرد.