راسخون

موفقیت : روابط اجتماعی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

۵ اشتباه زنان که باعث تنها ماندن آنها میگردد
 
آیا از دیدارهایی کـه مـنجر به بــرقـراری رابـطه نگردیده اند خـستـه شـده اید؟ آیـا از بـرخـورد با مـردانـی کـه آشـکـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــد گشته اید؟
اگر در یافتن جفت خود منتهای کوشش خود را نموده ایـد و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید، ممکن است وقت آن رسیده باشد که درباره دیدگاهتان نسـبــت بجستجوی عشق حقیقی تجدید نظر کنید. در این بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازی عـشق آشنا میشوید. اگــر بـرخـی از ایـن دلایــل بــرایــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نکنید. فقط بدانید که لیاقتتان بیشتر بوده و عهد ببندید که برای بهتر بودن تغییر نمایید.
۱) اگر فکر کنید که عشق هرگز شما را پیدا نخواهد کرد، چنین نیز خواهد شد بسـیـاری از زنـان نـاامـیدیـهــای رومانتیکشان آنها را متقاعد نموده که برای ایـنـکه مـورد محبت و توجه دیگران قرار بگیرند، به صـورت ذاتــی چیزی درونشان وجود ندارد. آنها مثلا میگویند: "کی حاظر میشه با من ازدواج کنه؟ مطمئنم که تا آخر عمرم تنها میمونم."
بطور واضح چنین زنانی همانند من و شما شایسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواریم!) اما آنها دارای مشخصه ای ترسناک می باشند که می تـوانـد بـرای سـالهای متمادی باعث تنها ماندنشان گردد: "پیشگویی کامبـخش." یعنی مسـئـلـه ای واقعـیـت می یابد چون مردم انتظار واقعـیتش را داشته و بگونه ای رفتار میکـنند کـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پیشگویی کامبخش مسری نیست اما سبب میگردد تا ارتـباطات بالقوه به سویی مخالف بحرکت درآیـنـد. آن یـک بیـماری مـوذی اسـت. بـطور فیــزیکی، بیمار را دست نـخورده باقی میگذارد. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید، "من هرگز عشقی نخواهم یافت،" احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش میابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق دیدگاه کسی روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتی هستم که حتما همدمی پیدا خواهم کرد" -- پیشگویی آینده رومانتیک او نیز روشنتر خواهد بود.
اگر شما جزء کسانی هستید که افکارشان از دریغ و افسوس پر شده است،دست بکار شوید: مجله ای تاسیس کنید. هر روز چیزی دوست داشتنی درمورد خودتان بنویسید. این کار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتی می تـوانید با برخی از دوستان نزدیک یا اقوام خود هم فکری نمایید تا آنها بتوانند دلایلی که فکر می کـنند باعث خوشبختی یک مرد با داشتن شما میگردد را بیان نمایند. علت این تقاضای خـود را برای آنها بیان کنید، آنـها نـیـز احتمالا از کمک کردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـکـری مـنـفـی در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فکری مثبت جایگزین نمایید.
۲) ایده بد بودن همه مردان را لگد کوب کنید
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسیع یافت میشوند. نـکتـه ایـن اسـت کـه بـیـاموزیـد یـک مرد شایسته را هم تشخیص دهید و هم بخواهید. سحر یکی از دوستان من میگوید: "چنـدین سال جذب مردانی میشدم که ماموریتشان اذیـت کردن من بود. از زد و بندهایشان معلوم بود. وقتی میگفتند با من تماس میگیرنـد هیچگاه این کار را انجام نمیدادند، مرتب دروغهای احمقانه به هم میـبافتـند، می گفتند که مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان دیگر می رفتـنـد. حـتی یکی از آنهـا می خواست بهترین دوست من را از راه بدر کند." سحر مرتب سرزنش میکـرد کـه رابطه هایش مملو از تقلب و فریبکاری بوده است: هیچ مردی نمی تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اینکه او در مراسم عروسی دختر عمویش شرکت کرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترین مرد دنیاست او حـتما عسل را خوشبخت و برای خوشحال کردن او زندگی خواهد کرد. وقتی برق شیرین و دوست داشتنی چشمان سامان را دیدم، بــا خـودم عهد بستم که روزی با مردی آشنا شوم که همانند گنجینه به من نگاه کند."
سحر وقفه ای در روابط خـود ایـجاد نموده و درباره وسـواس فـکریش نـسبت به مردان بد کمی به تفکر پرداخت. او میگوید: "پدرم آدمی خوشگذران و به عنـوان یـک شـوهر و یـک پدر سرد و بی مسؤلیت بود. وقتی ۱۰ سال داشتـم مـا را تـرک کـرد. بعد از آن گه گاهی که او را میدیدم، برای جلب توجه او چرخ و فلک مـیرفتم. وقتی برای داشتن دوست پسر بـه انـدازه کـافی بـزرگ شـدم، بصورت مجازی با افرادی ارتباط برقرار می کـردم کـه دارای اخلاقیات پدرم بودند. زمانیکه به خودم آمدم و فهمیدم که چه کاری دارم انجـام میدهـم، بـا مردانی روبرو شدم که آنچنان هم زرق و برقی و غیر قابل اطمینان نبودند."
امروز سحر نامزد دارد -- شخصی هم تیپ سامان. او میگوید: " نمیتوانم باور کنم که آن هـمه وقـت را با مردانی تلف کردم که همانند یک شیء بی ارزش با من رفتار میـکـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فکر میـکنم در نهایت به من آموخت که قدر یک مرد خوب را بطور حقیقی بدانم."
۳) بعد از من تکرار کنید: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نیست
وقتی سارا، یک گرافیست ۲۹ ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـویـی رویایی به حقیقت پیوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعید میبایست همه کارها را با هم انجام میدادند. سعـیـد ایــده متفاوتی داشت. سارا میگفت: " تصور میکردم وقتی به هم رسیدیم، سعید بازی بیلیارد دو بار در هفته و نیز بیرون رویهای بعد از کار خـود را با دوستانش کنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زیادی برایمان باقی نمی گـذاشت. نباید این وقت اندک را تلف دیگران میکردیم."
اینکه از شریک زندگی خود بـخواهید ۲۴ سـاعـت روز و ۷ روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرایانه و منـصـفـانـه نـیـسـت، بـا ایـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسیـاری از زنان اگر مردشان نیازهایی داشته باشند (مثلا کارها و یا خلوت های مردانه) که نتوان بوسیله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شکستگی و ترک شدگی مینمایند.
سستی و نیازمندی سارا منجر شد به اینکه سعید احساس کند گویی تحـت بازداشت خانگی قرار دارد. و فرقی ندارد که زندان چقدر با شکوه و مـجلل بـاشـد، زنـدانی بالاخره میخواهد خود را رهایی دهد. بین زوجین شکاف و جدایی ایجاد میشود.
شاداب ترین زن و شوهرها برای رشـد یـافتـن به یکدیگر اجازه نفس کشیدن می دهند. هرقدر جدایی زندگی آنها پویاتر باشد (در زمینه های مشاغل، سرگرمی ها، دوستان)، وقتی بهم میرسند مجبور خواهند بود مقدار بیشتری را با یکدیگر تسهیم کنند.
۴) مرتکب عهدشکنی عاطفی نشوید
این حیاتی است که شریک زندگیتان فردی باشد که شما در مورد او با نزاکت و مهربانی رفتار کنید. اگر تمامی جوکهای مورد عـلاقه و داستـانـهای "روزهــای بــد گذشته" خود را برای یکی از دوستان و یا همکاران مرد خود تعریف کنید، وقتی به خانه برمیگـردیـد بـرای شوهرتان چه چیزی باقی خواهد ماند؟ ممکن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژی هر فردی دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است و مـقـدار زیـاد آن در یـک رابـطه باعث تداوم می گردد -- و اگـر شما وقت و انرژی خود را با فرد دیگری صرف کنید بطور بالقوه به رابطه خانوادگی خود لطعمه خواهید زد. بـدتر آن اسـت کـه تـوسـط بـرقـراری رابطه با یک دوست و یا همکار مرد، اعـتـماد و اطـمیـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـدیـن ترتیب با بی وفایی او را آزار دهید. آذر یـک سرآشپز ۳۴ سـالـه میـگوید: "بعد از گذشت ۶ سال از ازدواجمان شوهرم حمید و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نمودیم. مشکل جدی نداشتیم، اما دیـگر او نـفـر اولی نبود که وقتی اتفاقی خوب یا بد می افتاد برایش تعریف میکرم. این افتخار نصیب رضا، همسایه مان، شده بود."
آذر هیچگـاه بـا رضـا رابطه جنسی نداشت اما آنها رابطه ای صمیمی را آغاز کرده بودند، مثلا آذر به سعید گفته بود که شوهرش موی مصنوعی بر سرش میگـذارد و سـعـید این موضوع را به عنوان جوک در خانه همسایه دیگرش در کنار باریکیو مـطـرح نـمـود. حـمـیـد وقتی شنید بالای سر کباب و مشروب در خانه همسـایـه در مـورد مسـائـل خصوصی او مضحکه می شـود، شـوکـه شـد و احـسـاس کـرد بـه او خیانت شـده. او همسرش را به بی وفایی متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرین دعوای ممکن بین زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل کردند، اما به آذر به بهای گـزافـی یـادآوری شد که ازدواج باید رابطه شماره یک او در زندگیش قلمداد گردد.
۵) اگر فکر میکنید که همیشه حق با شماست، در اشتباه هستید
وقتی شیرین، یک دختر ۲۹ ساله از شیراز، با نامزد خود علی آشنا شد، خوشحال بــود که با او وجوه مشترک بسیاری دارد. هر دو وکیل بودند، به ورزش شنا، اسکی و شطرنج عشق می ورزیدند. همچنین هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـیـریــن میگوید: "همه چیز علی خوب و کامل بود بجز یک عیب بسیار بزرگ. همیشه فکر میکرد حـق بـا اوسـت و میخواست حرفش را به کرسی بنشاند -- خواه این که کدام رستـوران همبرگر بهتری دارد و خـواه کـدامـیـک از مـا بـخاطر دعوای قبلی اول عذرخواهی کرده. آن چیزی که خیلی دیر متوجه شدم این بود که من هم بهمان بدی هستم. نمی توانستم قبول کنم که فراموش کرده ام پیغام مهم تلفنیش را بـه او بـدهـم و یـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را باید جدی می گـرفــتم. من دوست داشتم در شیراز بمانم و این کل موضوع بود. او یا باید من را ترجیح میداد یا تهران را."
علی تهران را تـرجیح داد. اگـر شـمـا و یـا شوهرتان هرگز نـتوانید اشتباه خود را بپذیرید، ممکن است به کامیابیهای کوچکی دست پیدا کنید، اما هـرگز رضـایـت واقعی را بدست نخواهید آورد. معذرت خواهی نشانه ضعف نیست بلکه عشق یعنی گـهــگاهـی مجبور شوید بگویید که متاسفید.
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

۶فن برای برقراری ارتباط صحیح
▪ قانون ارتباطی ۱:
به یک موضوع بپردازید متخصصین آموزش مهارت‌های کلامی به این قانون بهای فراوان می‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاری به اندازه کافی دشوار هست که به آن رسیدگی کنیم در این شرایط نباید با طرح مسائل مربوط به گذشته‌های دور بر حساسیت‌ها بیفزائیم.
▪ قانون ارتباطی ۲:
رنجش‌های کهنه را از نو زنده نکنید. مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازه کافی در مورد آن مشاجره داشته‌اید را مجددا مطرح نکنید. رجوع به گذشته برای یافتن شاهد همیشه در زندگی‌های مشترک ایجاد اشکال نموده است و باعث تیرگی روابط می‌گردد.
▪ قانون ارتباطی ۳:
از موضوع خارج نشوید. سعی کنید به هنگام به وجود آمدن مشکل به طرح اصل مسئله بپردازید و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای خودداری فرمائید، وقتی با همسرتان درباره ی موضوعات بی‌تناسب و بی‌مورد بحث می‌کنید، بدانید که از موضوع اصلی منحرف شده‌اید و از یکدیگر دلخور و ناراحت هستید. در چنین شرایطی بهتر است در حال آرامش قرار بگیرید و کاملا آرام مشکل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت کردن صادقانه وی را به حل مشکل دعوت نمایید.
▪ قانون ارتباطی ۴:
از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداری نمائید. هر وقت که ناسزا می‌گویید از منطق فاصله می‌گیرید. درست‌اندیشی حتی در شرایط عادی هم ‌دشوار است و زمانی که شما حتی احساساتتان را نتوانید کنترل کنید بر مشکلات خود می‌افزایید.
▪ قانون ارتباطی ۵:
از طرح شکایات انباشته شده خودداری کنید. همه ما شکایات را روی هم انباشته می‌کنیم، هر چند ممکن است به ظاهر از آن مطلع نباشیم، اما از ما می‌خواهند که مودب باشیم، احترام بگذاریم و ملاحظه دیگران را بکنیم.
▪ قانون ارتباطی ۶:
در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ی دیگران را کردن قانون بعدی است که متخصصین آموزش‌های ارتباطی اغلب آن را متذکر می‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعایت دیگران را کردن، سرکوب و فرونشانی شکایات است و سرکوب شکایات نیز به معنای انباشت کردن آنها است تا روزی که از خشم همه آنها را یک‌جا بیرون نریزیم. لذا پیشنهاد می‌کنیم به جای اینکه شکایت انباشته شده خود را یکجا تخلیه کنید از این شکایات به عنوان یک راهنما برای حل گرفتاری‌هایتان استفاده کنید.
در کل باید گفت برقراری ارتباط عامل تعیین کننده در زندگی ماست. اگر درست شکل بگیرد به اجتناب از موقعیت‌های استرس‌زا کمک کرده و به حل بسیاری از مسایل زندگی منجر می‌شود. طرز برقرار ارتباط با دیگران و واکنش آنها ریشه در حرمت نفس داشته، و متقابلا بر آن اثر می‌گذارد.
ارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعیت است. شخص در پی این ارتباط اجتماعی احساس عزت نفس می‌کند و با دیگران و با موقعیت‌های استرس‌زا راحت تر کنار می‌آید. در این ارتباط قاطعیت مطرح است و معنا و مفهومش این است که به انتخاب خود آزادانه حرف‌ می‌زنید، ولی ارتباط غیر موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افکار، حمله، کاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهای اجتماعیشان ممکن است چند جور واکنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهی واکنش‌ها پرخاشگرانه است، این طرز برخورد به این معناست که «من مهم هستم ولی تو مهم نیستی» گاهی واکنش‌ها انفعالی است، این طرز برخورد به این معناست که «تو مهم هستی ولی من مهم نیستم» چنانچه واکنش قاطعانه باشد به هر دو توجه می‌شود، آشکارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستی».
ارتباط موثر، یعنی آنچه را که می‌خواهید و نمی‌خواهید مطرح سازید تعریف و تحسین‌ها را بپذیرید و بدانید چه موقع آری و چه موقع نه بگویید، ارتباط موثر، یعنی احساسات خود را به تناسب مطرح کنید. به راه حل پیروزی طرفین بیندیشید، حرف خود را بزنید، مشخص باشید، خواسته‌های خود را بشناسید. نباید انتظار داشته باشید که دیگران نیازها و خواسته‌های شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشید.
برخورد همدلانه می‌تواند اضطراب و افسردگی را تخفیف دهد و مهارت‌های ارتباطی را بهبود بخشد. با خود مهربان باشید تنها در این صورت می‌توانید به دیگران محبت کنید. متخصصین مهارت‌های ارتباطی معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوینده و شنونده باید اصولی را رعایت کنند.
اصولی که گوینده باید به آنها توجه داشته باشد :
▪ خلاصه حرف بزنید.
▪ صریح و موجز حرف بزنید.
▪ از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید.
▪ از زدن برچسب‌هایی مانند، خودخواه، بی‌‌ملاحظه، بدجنس، خودداری کنید.
▪ از مطلق‌گویی و استفاده از کلماتی مانند هرگز یا همیشه خودداری نمایند.
▪ ذهن خوانی نکنید.
▪ در جاهایی که لازم است از ضمیر ما استفاده کنید ضمیر من را بکار نبرید. اصولی که شنونده باید رعایت کند.
▪ زمینه‌های توافق را پیدا کنید.
▪ مضامین منفی صحبت‌های همسرتان را ناشنیده بگیرید.
▪ از خود سوال کنید.
▪ مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده‌اید.
▪ طوری صحبت کنید که همسرتان منظور شما را کاملا درک کند.
▪ از عذرخواهی کردن نهراسید.
▪ شکایت‌ها را به پرس وجو تبدیل کنید.
▪ به گونه‌ای با همسر خود صحبت کنید که احساس کند، حامی و تکیه گاه او هستید.
همانطور که قبلا ذکر شد نحوه برخورد زنان و مردان با فشارهای عصبی متفاوت است در این شرایط مردان بیشتر سکوت می‌کنند و در خود فرو می‌روند، ولی زنان بیشتر روابط همدلانه را جستجو می‌کنند و می‌خواهند برای کسی ساعت‌ها حرف بزنند.
اغلب زنان در شرایطی که مرد در حالت استرس و مشکلات روحی به سر می‌برد می‌خواهند کاملا از موضوع سر در بیاورند و به نوعی مرد را راهنمایی کنند. به خانم‌ها توصیه می‌شود در شرایطی که همسرشان درخواست کمک نکرده اصرار به راهنمایی نداشته باشید. رفتارهای مادرانه همسر برای مرد خوشایند نیست در بسیاری از مواقع زنان با راهنمایی یا خواسته و یا انتقاد از مرد موجب رنجش او می‌شوند. در مواقعی که زن می‌خواهد از شوهرش انتقاد کند و یا دلخوری خود را با او مطرح سازد بهتر است اصولی را که در مبحث زیر آمده، رعایت کند.
بعد از اتمام مباحث مربوط به قانون های ارتباطی ، در مقاله ی بعد به بررسی بحث " روش مناسب انتقاد کردن از مردان و زنان " خواهیم پرداخت .

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

۷ راه علاقمند کردن شنوندگان
همه ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید.
در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید.
۱) شنوندگان را هم درگیر کنید
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید. ۳۰ تا ۹۰ دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید. می توانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما...شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.
اشتباه نکنید--مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی آمیز به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک جوک شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است.
۲) سرزنده و با روح باشید
بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای باستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه ۲۰ نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند.
۳) صدایی تاثیرگذار داشته باشید
روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید.
۴) از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید
هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید.
۵) لباس مناسب بپوشید
روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید.
۶) حرف های تازه بزنید
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند.
۷) تمرین داشته باشید
چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهخید داد.
▪ موفق باشید
با اجرای این نکات مطمئناً موفق خواهید شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنرانی عالی تحویل آنها دهید.

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

 

۷ روش برای کسب احترام
احترام را همه آن را می خواهند، معدودی بدستش می آورند. چـرا؟ به شما خواهیم گفت چرا. احتـرام اکتـسابی است؛هرگز به کسی اهدا نمیشــود. امروزه با هجوم مردم بـرای انجام دادن سراسیمه وار کارها، انـدک افـرادی دارای اراده،بـردبـاری یا پشتکار مورد نیاز برای مورد احترام واقع شـدن حقیقی می باشنـد. همانند نوشیدن یک قهوه اسپرسوی خوب، ایـجـاد احـتـرام نـیازمند زمان و درنظر گرفتن جزئیات ظریف است تا بتوان به بهترین نتیجه دست یافت. احترام همچنین رابطه مستقیم با شـهرت و اعتـبـار شـما دارد. از خود جلوه ای متشخص بسازید، احترام بـه عنـوان نتیجه ظاهر خواهد شد. روشهایی برای سرعت بخشیدن به این فرایند وجود دارد - حـداقـل برای کوتاه مدت - از طریق برخی راههای میان بر. برای مثال خود را در موقعیتی قرار دهید کـه بـتوانید قدرت خود را بکار ببرید ( قدرت حقیقی، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معینی از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدلیل اینکه استحقاقش را داشته اید، بـلـکه بـه این خاطر که موقعیت جدید شما اینطور ایجاب می کند. بروی کسی آب دهان نیندازید من با یک مامور عالیرتبـه پلیس آن قـدر دوستی عمیـقی داشتـم کـه می توانستم روی صورتـش آب دهـان بـیـنـدازم و از او بـخـواهم بدلیل اینکه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهی کند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنین کار گستاخانه ای خـودداری کـردم. مـن بـرای مـقـام ریـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراین بدلیل "مقام" او، به رئیس خود احترام میگذارم نه بخاطر آنچه که او انجام داده و مستحق احترام من شده است. بـنابراین بیایید واقیت گرا باشیم؛ اکثریت ما استطاعت تهیه بنز را نداریم، و درصد بسیار کمتری می تـوانیم موقیعتی قدرتمند را برای خود خـریداری نماییم. با این شرایط چگونه میتوانیم مقداری احترام را بسرعت کسب نماییم؟ در این قسمت هفت نکته وجود دارد که احتــرام شـما را تضمین نمی کند اما شما را در جهتی صحیح هدایت خواهد کرد. آنچکه باید بخاطر داشته بـاشید آن است که این نکات نباید فقط یکبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلکه باید به عنوان بخشی از سبک زندگی و تصویر جدیدی که در نظر دارید دربیایند.
۱) لباس مناسب بپوشید صرفه نظر از اینکه در گذشته چه کار کرده اید، چقدر پول در حـساب بانکی خود دارید، تا چه اندازه مشهور هستید یا چقدر چاق شده ایـد، یـک شـخص با لباسی شایسته بهتر از یک کهنه پوش مورد توجه قرار میگیرد. درمورد هر نوع لباسی صحبت نمیکنیم، منظور یک لباس اندازه است که توسط خیاطی ماهـر و چیـره دسـت دوختـه شده است. اکنون زمان ارزان بودن نیست. یک دست کت و شلوار ۵۰ هزار تومانی بخرید، آنگاه ۵۰ هزار تومان بنظر خواهید رسیـد. کــت و شلواری ۳۰۰ هـزار تـومانی بـخریــد، ۳۰۰ میـلیون بنظر خواهیــد رسید. در مــورد کـفـش هـا هـم خسیس نبوده و یک جفت از بهترین آنرا برای خود تـهیـه کنـیـد. هر چـیـز ساخـت ایـتـالیا اتوماتیک وار بهتر از بقیه می باشد -- پایان داستان. دهان خود را بسته نگاه داشته و به حقیقت متوسل شوید...
۲) ساکت بمانید میدانم که همه شما تصور میـکنید کـه نـابغه اید، اما واقیت آن است که نیستید. در غیر اینصورت نیز به هیچ نصیحتی نداشتـید و جهان بازیچه ای در کف دستان شما می بود. بنابراین، چون هنوز چیزهای زیادی برای آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت کـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش کرد. خردمند و مرموز بوده و فقط چــیــزی را کــه لازم اســت بــگویید. در واقع هیچ چیزی را تا زمانی که مجبور نشده اید، بیان نکنید. اشتباهات معمولا توسـط افرادی صورت میگیرند که بدون دلیلی مناسب زبان به صحبت می گشایند. هرقدر یک فــرد اطـلاعات کمتری از شما داشته باشد، احتمال ماندن وی در فاصله ای محترامانه بیشتر خواهد شد. وقتی من کسـی را بـرای اولیـن بـار ملاقات می کنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسی نموده و تا دو دقیقه بعد از آن چیزی نمی گویم. در ایـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برایم تعریف کرده است؛ کجا زندگی می کند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره کارت اعتباریش چیست و چه تـعداد قرص بـرای رفـع مـشکلات جنسیش مصرف میکند. اگر شما هم در مکالمات خود اینچنین باشید، آیا کسی حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقیقه باز هم برایتان احترام قائل باشد؟
۳) دروغ نگویید اگر مجبور به سخن گفتن شدید، به آنچه که واقعا می دانید اکتفا کنید. دروغ گفتن برای تحت تاثیر قراردان و یا جلب احترام دیگران نتیجه معکوس در بر خواهد داشت. هیچ راهی سریعتر از دروغگویی برای از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زمانی که آن دروغگویی با حماقت همراه باشد. اگر چیزی را نمیدانید، بسادگی بگویید، " مــن در این مورد نظری نمیتوانم بدهم." یک انسان حقیقی کاستی ها و ضـعف های خـود را می پذیرد. اگر طرف دیگر مودب باشد، از شما آنچه که در تـوانـاییتان است را درخواست نموده، و شما فرصتی پیــدا خواهیــد کــرد کــه در مـورد چیزی صحبت نمایید که همانند انیشتین جلوه تان دهد.
۴) هرگز لبخند نزنید ( آن را برای همسرتان نگهدارید ) هر وقت مرد رندی را میبینم که هـمـگی دندانهایش را نشان میدهد، همیشه تصویر یک تمساح به ذهنم خطور میکند. یک انسان مـحترم، یک انسان هوشیار نیز هست. لبخند زدن میـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـایـد و ممکن است دیگران تصور کنند که شما یک فروشنده اتومبیل دست دوم هستید. از لبخند زدن دوری کنید تا انسانی جدی بنظر آیید که براحتـی تـحت تـاثیر قرار نمیگیرد. از هر ۱۰ مورد، ۹ مورد طرف مقابل حتی سخت تر تلاش خوهد کرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در این شرایط چه کسی به چه کسی احترام می گذارد؟ در عوض لبخند ملیحانه و نشان دادن دنـدانـهای همـچون صـدف خـود را هـنگـامی که با همسران هستید، از او دریغ ننمایید.
۵) اطمینان و تواضع افراد با اطمینان توانای جـذب بسیـار بـیـشتری نـسبت بـه بقیه افراد دارند. این اطمینان حـتـی اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعیت اندام مناسب یا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـی خوب باشد، تصـویـر شـخصی تحت کنترل را نمایان می سازد که میداند چه کاری انجام میدهد و میتواند کار را به اتـمام برساند. یک انسان مطمئن میگوید، "شما میتوانـیـد بـه قابلیتهای من اعتماد کنید" و "به گفته های من احترام بگذارید." به چشمان کسی نگاه کنـیـد. یـک انـسـان مـطـمـئـن هیـچـگاه کثیفی را در کفشهایش مشاهده نمیکند چرا که او هرگز نظرش را به پایین نمی افکند. مرز بین اطمینان و خود بینی را بیاد داشته باشید. اطـمینـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــی و تواضع میـباشد. فقط انسانهای نادان فخر فروشی میکنند. کسی شما را معرفی میکند و می گوید، " آقای فلانی واقعا زرنگ است، شرکتش پارسال ۱۰۰ میلیون سود کرد." شـمـا پـاسـخ مـی دهیــد، "حتــی بــا حرفه ای ترین مهارتهای رهبری در جـهـان، بـدون سربازان کارکشته و خوب، نمی توانستم کـاری انـجام دهم. یک انسان بتنهایی قادر به صورت دادن چیزی نیست." چه کاری انجام داده اید؟ شـمـا قـابـلیتـهـای خود را در ضمن تحسین دیگران آشکار نموده اید. چه انسان متواضعی هستید
۶) مؤدب باشید - احترام و نزاکت را متقابلا رد و بدل نمایید وقتی کسی را ملاقات میکنید، نباید با بی نزاکتی لـبخنـدبزنید، اما از طرفی بی ادب نیز نباید باشید. محـتـاط بـودن بـه مـعـنای آن نـیست که نمی توانید مؤدب باشید. رفـتـار شایسته نمایانگر خلوص، و خلوص نمایانگر وقار است؛ یک انسان با وقار دارای خصیصه های در خور احترام میباشد. هیچکسی تا حال بدلیل ادب و یا نزاکت زیاد دشمنـش بـه جنگ او نرفته است. ادب همچنین به معـنـای ترسـو بـودن نیست.
۷) حافظه خوبی داشته باشید یکی از مسائل مهم و کلـیدی تقویت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالی، بـاعــث امتیازات بیشماری در دنیای کار و تجارت می گردد. اگر نام فـردی کــه از مـعرفی او ۳۰ ثانیه هم نمی گذرد را بیاد نیاورید، مانند یک آدم ابله به نـظـر خواهید آمد. بـخـاطر آورن اسـامــی و آنچه که به شما گفته شده، نشان دهنده این اسـت کـه فـردی هستید که به جزئیات توجه دارید، و نیز دقیق، باهوش و فهیم می باشــید. لازم نیست یـک سخـنرانـی طـولانی را بـیـاد بـیاورید؛ بخاطر آوردن یک اسم کافی است، و این باعث می گـردد طرف مقابل شما احساس خوبی نماید ( اگر مطلبی را درمورد فرزندانش بیاد آورید، امتیازتان بیشتر می گردد ). و او چه فـکری خواهـد کـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمی، دوستش دارم. او حتی اسم مرا بخاطر دارد." پایان داستان من اولین نفری خواهم بود که می پـذیرم یـک دانـشمـنـد سفـیـنـه فـضـایی نیستم: این مشـاوره کـاملا واضــح و روشن است. برخی چیزها را احتمالا از قبل انجام می دهیـد، و برخی را نه. بکار بستن همگی این هـفت قـانـون بـه معنای آن است که مجبورید سبک زندگی و نحوه رفتار با آشنایان چندین ساله خود را تغییر دهید، اما اگـر خـواهـان احترام فوری هستید، باید بهایش را بپردازید. فقط برای چندین روز آنچه را که گفته شد انجام دهید،تفاوت را مشاهده خواهیدکرد. در یک رسـتوران خوب با لباسی شیک قدم بگذارید، در حالی کـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـیـت انـدام مناسبی دارید، میزی را انتخاب کـرده و غـذای خـود را سـفـارش دهـیـد. هنگام انتخاب نوشانه، از پیشخدمـت در موـرد نـوشـابـه ای کـه بـا آن آشـنـایـی ندارید، سؤال نمایید. با پیش خدمت تا آخر شب هیچ حرفی نزنید به استثنای "متشکرم" آنهم زمـانیکه بـرای شـمـا چـیـزی مـی آورد. دنـدانـهـای خـود را نـشـان نـدهید. در انـتـهـای شـب آنـچـه کــه پیشخدمت در مورد نوشابه به شما گفته را تـکرار نمایید. ۲۰ درصـد صـورتـحـسـاب را به عنـوان انـعـام بـاقـی بـگذاریـد. او مـمـکن اسـت فـقـط یـک پیشخدمت باشد، اما این آغاز واگنهای احترام است

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

 

۷ روش برای کنار آمدن با بدقلق ها
برای همه ما پیش آمده که سروکارمان با افراد بدقلق بیفتد. این افراد اشکال مختلفی دارند. بعضی از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضی بددهن، یک دنده و لجباز، عصبانی یا دعوایی هستند. چطور باید با چنین افرادی که اتفاقاً تعدادشان کم هم نیست کنار بیاییم؟ بیایید این طور به مساله نگاه کنیم که آدم های عصبانی داد می زنند که شنیده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. می خواهند احساس کنند که مهم هستند، فقط نمی دانند راه درست کسب آنچه می خواهند کدام است. توصیه های زیر در مواجهه با چنین افرادی به کارتان می آید؛
۱) در بحبوحه بحران خونسرد باقی بمانید. بی حرکت بمانید و چیزی نگویید. بگذارید بحران سیر طبیعی خودش را بپیماید، حتی در آن زمان که شخص عصبانی سعی می کند شما را برانگیزاند تا شما هم در مقابل او فریاد بزنید اما ارزش ندارد.
۲) اجازه بدهید طرف هرچه می خواهد حرف بزند. او به زودی خسته خواهد شد. گاهی آنها فقط همین را می خواهند؛ اینکه کسی به آنها گوش بدهد که احساس کنند مهم هستند. همه دلشان می خواهد مهم باشند. فقط بعضی ها این حس را طوری بروز می دهند که نتیجه عکس می دهد.
۳) صادقانه از دیدگاه طرف مقابل به قضیه نگاه کنید. خود را به جای او بگذارید. هیچ وقت نگویید «تو اشتباه می کنی» . حتی با جدیت دنبال نقاط مشترک بگردید و بر آنها تاکید کنید.
۴) این عبارت تاثیر فوق العاده ای دارد؛ «بله، بله، دقیقاً می فهمم تو چه می گویی، منظورت این است که...» این کلمات به طرف مقابل نشان می دهد که حرف او را شنیده اید. معمولاً آنها فقط همین را می خواهند؛ می خواهند که برایشان ارزش قائل شویم. اگر سر بعضی چیزها توافق کنید آرام آرام عصبانیت و مقاومت طرف مقابل را در هم می شکنید.
۵) اگر گفت وگو دارد به بددهنی و بدزبانی کشیده می شود آن را متوقف کنید. دست هایتان را به علامت تسلیم بالا ببرید و قاطعانه اما با آرامش بگویید؛ «تو الان خیلی عصبانی هستی و چیزهایی می گویی که واقعاً آن طور فکر نمی کنی (از شک و تردید خودتان به او امتیاز بدهید) پس من به سهم خود معذرت می خواهم. بعداً وقتی آرام شدی با هم صحبت می کنیم.» بعد از اتاق بیرون بروید یا از طرف بخواهید اتاق را ترک کند.
۶) اگر شما اشتباه کرده اید سریع بپذیرید و مسوولت آن را به گردن بگیرید. بگویید؛ «حق کاملاً با توست، اشتباه از من بود و من برای جبران...» حتی اگر خودتان قانع نشده اید که اشتباه کرده اید حداقل از شک و تردید خود بهره مثبت بگیرید؛ «ممکن است من اشتباه کرده باشم. بیا دوباره موضوع را با هم مرور کنیم.» هیچ کس با چنین روشی مخالفت نمی کند.
این کلمات قدرت شگفت انگیزی دارند. به این ترتیب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته اید و هم تنش موجود در فضا را کاهش می دهید. شاید خود شما هم از تغییر روحیه طرف تعجب کنید که می گوید؛ «بله، تو اشتباه می کنی اما چیز مهمی نیست، همه اشتباه می کنند.» اشتیاق شما برای اینکه نشان بدهید او درست می گفته و شما اشتباه می کردید باعث می شود فضای درگیری تلطیف بشود. اگر شجاعت این را داشته باشید که بپذیرید طرف مقابل بر حق بوده رضایت خاطر بیشتری هم احساس می کنید. معمولاً کسی که شما را به باد انتقاد می گیرد در مقابل چنین صحبتی متعجب می شود و از فکر درگیری می گذرد چون دیگر چیزی برای جر و بحث باقی نمی ماند.
۷) اگر کسی که هر روز با او سروکار دارید مثل همسر، رئیس یا همکارتان از آن دسته افراد منفی باف، دعوایی، جر و بحثی یا نظیر آن است از قدرت تجسم خلاق بهره بگیرید.
طرف مقابلتان را به صورت فرشته مهربانی تجسم کنید که انسان بودن را تجربه می کند. سعی کنید حداقل یک جنبه خوشایند در رفتار او بیابید و همیشه پیش از رویارویی با وی او را با همان ویژگی خوشایند تصور کنید. درباره آدم های بدقلقی که در گذشته با آنها سروکار داشتید فکر کنید و ببینید با آنها چه رفتاری داشتید. آیا همیشه وسوسه می شدید به آنها بفهمانید اشتباه می کردند و سعی می کردید خودتان را ثابت کنید؟ آیا هیچ وقت توانسته اید از روی ظاهر آنها بفهمید واقعاً دلشان می خواهد کسی به حرف آنها گوش بدهد، آنها را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد؟ آیا تا به حال قدرت تجسم خلاق را امتحان کرده اید؟
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

۸‌ خصوصیت سمی و قابل اجتناب
‌اگرچه ممکن است ، تفکر داشتن دوستان و اطرافیان خوب لذت بخش ، شادی آور و روحیه دهنده باشد ، اما بد نیست بدانیم ‌که بعضی از آنها این چنین نیستند ، یعنی نه تنها چنین خاصیتی ندارند بلکه برعکس نیز می باشند. درست است که بعضی ‌زمان ها احساس خوشایندی نداریم و یا برعکس؛ بعضی روزها لبریز از شادی بی دلیل هستیم ، اما این مربوط به خلق و خوی ‌متغیر و تحت تاثیر محیط و وقایع اطرافمان است. ‌با این حال بعضی از این خصلت های ثابت و بعضی از نگرش ها و خصوصیات شخصیتی می تواند بسیار آزار دهنده و مهلک باشد. خصوصیاتی که در دوستان و اطرافیان خود مشاهده می کنید و تنها به خاطر ‌حفظ دوستی، این رفتارها را نادیده می گیرید و یا تحمل می کنید، می تواند تاثیر بسیار منفی و ناخوشایندی داشته ‌باشد.
مثلا شما فردی خوش بین هستید اما در برخورد با یکی از اطرافیان ، یک مرتبه احساس بدبینی به شما دست می ‌دهد. یا ممکن است دارای نگرش ایده آل نسبت به جهان پیرامون خود باشید اما در برخورد با یکی از دوستان و تحت تاثیر ‌روحیه وی ، احساس حماقت و سادگی به شما دست دهد. بعضی از این وضعیت ها می تواند تاثیر منفی و به سزایی در ‌زندگی شما داشته باشد. اگرچه همه ما انسان هایی دارای مشکل هستیم اما بعضی از این مشکلات و خصلت ها به شدت ‌مضر هستند. آنها برای شادی، روحیه، اعتماد به نفس و زندگی ما سمی می باشند. در ادامه به بعضی از این ‌شخصیت ها اشاره می کنیم و دلیل مسمومیت آنها را توضیح می دهیم.
۱) دغل کار و متقلب:
افراد دارای این خصوصیت ، مهارت خاصی از تقلب دارند. در حقیقت ممکن است شما هم خیلی دیر ‌متوجه شوید که طعمه تقلب و دغل بازی آنها قرار گرفته اید. این افراد تمام وجود و مایملک شما را زیر و رو کرده و در خدمت ‌خواست خود می گیرند.‌این افراد سمی شما را وادار به انجام کارهایی می کنند که طبق میل و خواست خودشان است در حالی‌که شما ‌واقعا چنین نمی خواهید. در ادامه آنچه توقع آنهاست این است که تمام جهان و اطرافیان، پیرامون اهداف آنها حرکت کنند.
‌۲) خود شیفته :
این افراد به طور افراطی به خود اهمیت می دهند و اعتقاد دارند که جهان و جهانیان باید دور آنها بچرخند. ‌ممکن است آنها به اندازه افراد حیله گر، سمی نباشند اما در نوع خود مسمومیت منحصر به فردی دارند و آن داشتن ‌انتظار بی جا برای به دست آوردن هر آنچه می خواهند، می باشد. آنها فقط بر روی نیاز خود تمرکز می کنند و خواست و نیاز دیگران را نادیده‌می گیرند. شما را ناامید و ناکام رها می ‌کنند و حتی تمام انرژی شما را معطوف به نیازهای خود می‌نمایند. ‌
۳) روحیه بدبین و منفی نگر:
این افراد نمی‌توانند از نقاط مثبت زندگی خشنود باشند. اگر با آنها راجع به زیبایی امروز صحبت ‌کنید، آنها پیش بینی روز ملال آور را در آینده‌ای نزدیک مطرح می کنند. اگر به آنها خبر پیروزی در امتحانات میان ترم را بدهید، ‌در مورد سختی امتحان پایان ترم صحبت می کنند. ‌این افراد لذت همه چیز را زایل می کنند. روحیه امیدوار را به تدریج با منفی نگری جایگزین می کنند و این در حالی ‌است که شما خود متوجه این تغییرات نیستید، تنها زمانی متوجه می شوید که دیگر به هیچ چیز مثبت نگاه نمی کنید. ‌
۴) داوری سطحی :
زمانی که شما همه چیز را زیبا و جذاب می بینید آنها کاملا بیگانه و غیر جذاب تصور می کنند. اگر ‌کسی را دارای شخصیت منحصر به فرد بدانید آنها از پایه او و شخصیتش را رد می کنند و غلط می پندارند. افراد دارای این روحیه بسیار شبیه افراد منفی نگر هستند. در جهانی که تنوع و گوناگونی موج می زند، داشتن این ‌روحیه و تفکر، غلط است در حالی‌که اگر جهان یکنواخت و یک جور بود، مسلما خسته کننده می شد. ‌
۵) ستیزه گری با رویا و خیال:
هر زمان شما از ایده خود صحبت می کنید، آنها در مورد عدم توانایی شما در زمینه عملی ‌کردن آن صحبت می کنند و اگر به رویای خود دست یافتید سعی می کنند آن را کم ارزش و حتی مسخره جلوه دهند. ‌این افراد همیشه به "چه چیز هست" فکر می کنند تا " چه چیز می تواند باشد." در نهایت اعتماد به نفس شما ‌را زایل کرده و باورو ایمان شما را راجع به خود از بین می برند. در حالی‌که پیشرفت و تغییر تنها زمانی اتفاق می افتد که کار ‌جدیدی انجام شود. ‌
۶) ریاکاری و دورویی:
شما زمانی که با این افراد هستید ، هرگز احساس یک رنگی و صمیمیت نمی کنید. شما داستان ‌خنده داری تعریف می‌کنید و آنها مودبانه لبخند می زنند. اگر ناراحت و غمگین باشید، به شما ناراحتی و غم تحویل می‌دهند، ‌ابراز احساس غیر واقعی و دروغ که خودتان هم متوجه می شوید. ‌ارتباط با این افراد ، دوستی را سطحی و کم مایه می کند. هر زمان شما واقعا نیاز به یک دوست را احساس ‌کردید، آنها در کنار شما نخواهند بود. هر زمان شما نیاز به انتقاد کارساز داشتید ، آنها از درستی شما صحبت می کنند. با ‌این توصیفات می توانید تصور و تجسم کنید که چه حسی به شما دست می دهد. ‌
۷) گستاخ و بی ادب:
این افراد کارهایی را در بدترین زمان ممکن و به بدترین شکل ممکن انجام می دهند. نوعی حیله گری ‌را می توانید در ارتباط با آنها احساس کنید. شما به عنوان یک دوست از رازهای خود با آنها سخن می گویید و آنها از همین ‌صداقت علیه شما استفاده می کنند. ‌این افراد به شما و احساستان بی احترامی می کنند، چه چیز سمی تر از این می تواند باشد. ‌
۸) ناراضی و طلبکار:
شما هرگز نمی توانید این افراد را از خود راضی و خشنود نگه دارید. انتظار بی جا از شما دارند. آنها ‌مرتب به دنبال این هستند که شما را مقصر جلوه دهند. شما ممکن است زمان زیادی صرف کنید تا آنها را از خود خشنود سازید و به مرور ممکن است خود را فراموش ‌کنید. آنها تمام انرژی و زمان شما را می خواهند و در نهایت قربانی خواهید شد.‌صادقانه باید گفت که زندگی کوتاه تر از این است که بخواهیم با این نوع افراد و مسمومیت آنها درگیر شویم. پس بهتر است ‌که واقع بین بوده و صرف احساس تعهدی که به دوستی داریم خود را قربانی این روابط و مسمومیت آن نکنیم. ‌
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

 

آب بر آتش دعوا
سکوت، جواب‌های سربالا، در قفل شده اتاق خواب، پریشان خاطری.
در این شرایط می‌خواهید موی سر خود را بکنید، رک بگوییم دیگر فکری بهتر از این به نظرتان نمی‌رسد و نمی‌دانید چه کاری انجام دهید. عذرخواهی از همسر‌تان ممکن است مشکل به نظر برسد به‌خصوص زمانی که بر سر موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید. ممکن است در خود توان گفتن «متاسفم» را نبینید و شاید هم هر کاری که فکر می‌کردید به او می‌فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده‌اید.
در زیر چندین روش برای عذرخواهی مطرح شده است که می‌تواند به اختلافات پایان دهد.
● انتقاد را بپذیرید
گوش دادن به حرف‌های همسرتان یک موضوع‌ مهم برای پایان دادن به جر و بحث به شمار می‌رود؛ مجادله‌هایی که هر دوی شما تصور می‌کنید، حق با شماست و مشکل مربوط به همسرتان است.
این به خصوص زمانی صدق می‌کند که قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید.
وقتی او از شما انتقاد می‌کند، نشان دهید که حرف او را می‌فهمید، همان گونه که انتظار دارید هنگامی که شما صحبت می‌کنید، او نیز متوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ کرده و جلو بروید.
● به خود استراحت دهید
در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا می‌رود، تپش قلبتان بیشتر می‌شود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوما از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید. البته هنگامی که خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از مکان‌ها استفاده نکنید. سعی کنید کمی قدم‌زده و یا بدوید یا به آشپزخانه رفته کمی از ظروف نشسته را بشویید.
انرژی خود را معطوف فعالیت‌های مفیدتر و سودمندتر کنید و در عین حال به همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بحث و مجادله بعد از یک استراحت کوتاه باعث می‌شود در مورد موضوع با دیدی بازتر و فکری آزادتر بنگرید و امید بیشتری برای رسیدن به یک نتیجه عملی و منطقی در شما ایجاد شود.
● گذشته را یادآوری نکنید
اگر می‌خواهید به توافقی در آینده دست پیدا کنید با پیش کشیدن گذشته‌ها به هیچ کجا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته‌ها گذشته. به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش‌آور معرکه شدن راه به جایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق خواهید رسید.
● دوست داشته باشید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می‌کنید و همسرتان یک باره صدایش را بالا برده و از کوره در رفت،‌کافی است به طرفش رفته و او را آرام کنید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی‌اهمیت است و شما برای شنیدن صحبت‌های او در کنارش هستید به علاوه این رفتار نشان دهنده این است که شما به او اهمیت داده و دشمن او نیستید.
● جو مناسب ارتباط را ایجاد کنید
در حالی‌که او به حالت قهر به اتاق خواب می‌رود، چند عدد شمع روشن کرده، چای یا نوشیدنی بیاورید و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفت‌وگو نزد شما بیاید. او اتاقی که با سوسو زدن شعله‌های لطیف شمع روشن می‌شود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه می‌توان آن را کنترل کرد.
● مشکل‌ترین کلمه را به زبان آورید
یک عذرخواهی واقعی می‌تواند یکی از دشوارترین پیشنهادات باشد برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به به زبان آوردن این کلمه ۶حرفی «متاسفم» بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است. می‌توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید «متاسفم» به بحث و جدل ادامه دهید، اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریع‌تر غائله را ختم کنید. تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت، گاهی اوقات خانم‌ها نیز می‌خواهند فقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند، اما تا زمانی که نتوانید، کوتاه آمده و عذرخواهی کنید، به خصوص هنگامی که برایتان دشوار است، نمی‌توان گفت که انسانی معتدل و منطقی هستید.
● جمله‌ای دلپذیر بگویید
یک مجادله می‌تواند بسیار خسته کننده بوده و اثرات احساسی سوئی را به طور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت تلخ باعث بروز صدمه می‌شود. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگرچه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزار شما شود، اما در عوض بسیاری از محاسن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش دوست دارید، در این صورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله به مثل خواهد زد.
گاهی اوقات فراموش کردن حرف‌های آزاردهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می‌رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبه رو شدن با مسئله بسیار آسان‌تر خواهد شد.
● بگویید دوستش دارید
بسیار تاکید می‌کنیم همیشه، همیشه، همیشه هنگامی که می‌خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن اینکه احساس شما به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهید کرد، در دستیابی به یک نتیجه صلح‌آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت.
● برای عصر برنامه‌ریزی کنید
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد، برای آزاد شدن فکرتان از مجادله، برای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید.
اگر همسرتان قبلا برای رزرو بلیت سینما و یا گرفتن تاکسی اقدام می‌کرد، این بار شما پیش‌دستی کرده و این کارها را انجام دهید، او تحت تاثیر این اعمال نوظهور شما قرار خواهد گرفت و این به شما فرصتی می‌دهد تا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید.
ممکن است زمانی توسط همسرتان «آدمی تنبل و نامرتب» مورد خطاب قرار گرفته و این موضوع را فراموش کرده باشید! اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می‌توانند سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج کنند. با پیش‌قدم‌شدن در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، به‌خصوص بعد از جر و بحث نه تنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر می‌کنید، بلکه به همسرتان می‌فهمانید که هنوز هم دوستش دارید. وقت‌تان را با او بگذرانید.
عذرخواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسفید و آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث تجدید دوباره رابطه‌تان می‌شود.
با وقت گذاشتن برای بحث و گفت‌وگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که می‌دانید طرف مقابلتان را دوست دارید خواهید توانست اختلاف نظرها را تبدیل به وسیله‌ای برای پیشرفت و ابزاری آموزنده کنید. به یاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوست شما است. از خود بپرسید: آیا طرز رفتار یا صحبت من با یک دوست این گونه باید باشد؟ آنگاه در آینده به اختلافات به گونه‌ای دیگر خواهید نگریست.

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

آب شدن یخ فاصله‌ها
هر وقت فردی در زندگی خود دچار استرس، بلاتکلیفی یا حتی آسیب می‌شود، یکی از مؤثرترین روش‌های رفع این مسائل آن است که با صحبت و به عبارت دیگر، درددل کردن این هیجانات را برطرف کند.
قرن‌هاست که متخصصان معتقدند قدرت بیان احساسات و تقسیم آنها با فرد دیگر عامل مثبتی است که می‌تواند مرهمی بر زخم‌های به‌وجود آمده باشد. در آغاز قرن ۱۹میلادی، فروید صحبت‌درمانی را پیشنهاد کرد و صدها سال است که این روش مؤثر، همچنان ادامه دارد.
وقتی در زندگی ما، استرس به‌وجود می‌آید و هر روز بر آن افزوده می‌شود، به‌تدریج در جسم و روح ما تاثیر می‌گذارد. پزشکان هر روزه صدها بیماری گوناگون مثل بیماری‌های قلبی، گوارشی، مشکلات خواب، افسردگی و اضطراب را تشخیص می‌دهند و معتقدند در بیشتر این موارد عامل اصلی، استرس هیجانی و روحی است. در اغلب اوقات زخم‌های احساسی درمان نشده و مشکلات دیرینه، کهنه روحی باعث بروز این مشکلات در افراد می‌شود و درمان اصلی آنها ترمیم زخم‌های احساسی قدیمی و تازه است. تنها راه درمان این زخم‌های روحی آن است که افراد با هم صحبت کرده و احساسات خود را با هم تقسیم کنند.
بسیاری افراد با هم زندگی می‌کنند اما در سینه آنها احساساتی حل نشده وجود دارد که ناگهان خود را به‌صورتی دیگر نشان می‌دهد. همسران باید درباره احساسات یکدیگر با هم صحبت کنند، هر چند دلایل آنها برای صحبت با هم تفاوت داشته باشد. زن‌ها وقتی صحبت می‌کنند تازه متوجه می‌شوند که چه پیش آمده و چه اتفاقاتی از پس آن رخ می‌دهد. این بزرگترین بهره‌ای است که زنان از صحبت با همسر می‌برند. بسیاری از زنان وقتی درباره احساسی ویژه صحبت می‌کنند، تنها می‌خواهند بدانند نوع دیگر احساسی که می‌تواند به‌وجود بیاید چیست؛ مثلا درباره احساس تنفر از یک نفر صحبت می‌کنند، تا غیرمستقیم بفهمند نظر همسرشان چیست و آیا اصلا باید آن فرد را دوست داشت یا از او متنفر بود. آنها با صحبت کردن می‌خواهند به نوعی به نتیجه‌گیری برسند.
اکثر زنان مدام از احساسات خود حرف می‌زنند تا به این وسیله زخم‌های کهنه و تازه درمان شود. آنها در اصل به یک شنونده حساس نیاز دارند. یادتان باشد۹۰ درصد احساساتی که در یک لحظه در شما پدید می‌آید، انعکاسی از تجربیات گذشته شماست و تنها ۱۰ درصد این احساسات، جدید و تازه است.
از طرف دیگر، مردان با شنیدن صحبت‌های دیگران، به نتیجه‌ای جدید می‌رسند و بهره می‌برند. بسیاری از مردان وقتی استرس دارند، تنها در حدی احساساتشان را بیان می‌کنند که لازم است و در عوض بیشتر منتظرند تا طرف مقابل حقایق و عقاید خود را به او بگوید. آنها به این طریق اطلاعات جدیدی به دست می‌آورند؛ دوباره به غار تنهایی خود بر‌می‌گردند و بعد درباره حل مشکل تصمیم می‌گیرند.
پس مشخص شد که مردها صحبت می‌کنند، تا راه‌حل‌های جدیدی به دست آورند و زن‌ها صحبت می‌کنند تا احساس واقعی خود را بروز دهند و احساس راحتی کنند. آنها اصلا به‌دنبال راه حل نیستند بلکه فقط می‌خواهند به لحاظ روحی تخلیه شوند. در اصل، هر دوی آنها از نظر عاطفی و احساسی خود را تخلیه می‌کنند و انرژی مثبت به دست می‌آورند اما روش و هدف آنها کاملا متفاوت است. در این شرایط، بهترین راه این است که همیشه درباره احساسات خود با همسرتان صحبت کنید. اوایل ممکن است کمی سخت باشد اما وقتی نتایج مثبت آن‌را دیدید، خودتان بیشتر به ادامه این روش راغب می‌شوید.
● هم‌صحبتی، از مشکلات می‌کاهد
اما آیا صحبت از مشکلات، واقعا آنها را حل می‌کند؟ پاسخ این سؤال، مثبت است. به‌روشنی این اتفاق می‌افتد. در علم روانشناسی این کاملا جا افتاده است که مؤثرترین روش درمانی چه از نظر مدت زمان لازم و چه از نظر بقای نتایج آن، تنها صحبت کردن درباره مسئله و مشکل است. صحبت درباره مشکلات باعث می‌شود فرد علل استرس ایجاد شده را بررسی کند و به این ترتیب، می‌تواند درباره راه‌های کاهش آن، بیشتر متمرکز شود.
در یک نظرسنجی‌ای که اخیرا انجام شده است، از هر ۱۰ آمریکایی، ۹نفر معتقد بودند صحبت درمانی به آنها کمک کرده است؛ اما با چه کسی باید صحبت کرد؟ طبیعی است که اگر همسران ارتباط خوبی با هم برقرار کرده باشند، حاضر نیستند به‌جز با یکدیگر با فرد دیگری درباره مسائل و مشکلات خود صحبت کنند. اگر این ارتباط دوطرفه به‌خوبی برقرار نشده باشد، استرس شدیدی به طرفین وارد می‌شود. توصیه می‌شود به جای اینکه با غریبه‌ها و حتی آشنایان دور در این‌باره صحبت کنید (که البته اکثرا مشکلتان را حل نمی‌کنند و به آن اضافه هم می‌کنند)با یک مشاور گفت‌وگو کنید تا علاوه بر رفع مشکل فعلی، مشکل ارتباطی شما با همسرتان را نیز رفع کند. درباره صحبت با یک مشاور اصلا نترسید.
فکر نکنید درمانده شده‌اید یا قادر نیستید خودتان مشکلتان را حل کنید. اگر در این‌باره با مشاور صحبت کنید، اولا حمایتی غیرشرطی از فردی آموزش دیده و متخصص دریافت می‌کنید. او بدون هیچ توقعی به صحبت شما گوش می‌دهد و شما را مورد حمایت قرار می‌دهد. دوم اینکه به شما یاد می‌دهد واقعا مسئول چه وقایع و رخدادهایی در زندگی خود هستید و چه مسائلی اصلا تحت کنترل شما نیست و نباید به‌خاطر وقوع آنها خود را سرزنش کنید.
● کاسه صبر خود را لبریز نکنیم
آثار منفی صحبت نکردن درباره مسائل و مشکلات روشن است. تحقیقات نشان داده است، افرادی که آنقدر درباره مشکلاتشان صحبت نمی‌کنند، تا کاسه صبرشان لبریز شود، دچار مشکلات جسمی و روحی زیادی می‌شوند. اضطراب، افسردگی، خستگی، دردهای مزمن و مشکلات گوارشی در این افراد زیاد دیده می‌شود. بسیاری از زوجین از چنین مشکلاتی شکایت دارند، در حالی که مشکل اصلی آن است که درباره مسائل و مشکلاتشان با هم صحبت نمی‌کنند.
● انگیزه‌های متفاوت همسران از هم‌صحبتی
بیشتر مواقع همسران در ارتباطشان مشکل زبانی دارند. آنها مایلند با هم صحبت کنند اما مشکلشان این است که زبان یکدیگر را نمی‌فهمند. البته حقیقتاً آنها به یک زبان صحبت می‌کنند اما در اصل هدف آنها از صحبت کردن متفاوت است. به این دلیل که فکر می‌کنند زبان همدیگر را متوجه نمی‌شوند و در نتیجه سعی می‌کنند کمتر با هم صحبت کنند. همین مسئله فاصله بین آنها را بیشتر می‌کند. استرس آنها بیشتر می‌شود و هر دو در یک چرخه معیوبی می‌افتند که زندگی را برای هردویشان به جهنم تبدیل می‌کند. اگر زبان همسرتان را بشناسید، در این زمینه مشکلی نخواهید داشت.
مردان بدانند که همسرانشان صحبت می‌کنند تا اهداف و وقایع مربوطه را بیشتر بشناسند.مسائلی را که در ذهنشان می‌گذرد طبقه‌بندی ‌می‌کنند تا در نهایت از لحاظ روحی تخلیه شوند و احساس بهتری داشته باشند؛ ضمنا زنان با صحبت کردن، مشکل خود را با همسرشان تقسیم می‌کنند، احساسشان را کامل و با تفسیر زیاد بیان می‌کنند تا در ارتباط با همسر خود صمیمیت بیشتری به دست آورند. آنها در صحبتشان نه به راه حل نیاز دارند، نه به قضاوت شما دل بسته‌اند بلکه فقط و فقط می‌خواهند احساسشان را درباره قضیه با شما تقسیم کنند. در این مواقع شما به‌عنوان یک مرد باید فقط شنونده خوبی باشید.
با او همدردی کنید و اصلا راه حل ارائه ندهید چون در بسیاری از موارد این مسئله همسر شما را عصبانی می‌کند. وقتی سعی می‌کنید مدام به او راه حل نشان دهید، در انتها او احساس می‌کند اصلا به او گوش نکرده‌اید. فقط شنونده خوبی باشید. همین کافی است. زنان باید بدانند وقتی مردها درباره مسئله‌ای صحبت می‌کنند، به‌دنبال راه حل آن مسئله و مشکل هستند. بنابراین آنها مثل شما نیازی به بیان کامل و مفصل احساسات خود ندارند، در اکثر این مواقع سکوت کرده و فکر می‌کنند تا راه حلی پیدا کنند و وقتی مسئله را با شما در میان می‌گذارند، از شما ‌‌راه حل می‌خواهند؛ فقط همین.
مردان یاد بگیرند که صبورانه (و نه بی‌تفاوت) به صحبت‌های همسرشان گوش دهند و زنان بدانند که همسرشان در صحبت کردن خود به‌دنبال راه حل هستند، نه بیان احساسات.

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

 

آثار نیرومند سؤال نمودن در بهبود مهارتهای ارتباطی
یکی از مؤثرترین راهکارها به منظور برقراری ارتباط با سایرین، پرسیدن سؤال های متفاوت است.
ایجاد روابط ناگسستنی، طرح های استراتژیک، در دست داشتن وثیقه های برنده، و تبادل نظرهای معنادار، همه و همه به عنوان محصولات و ثمرات پرسیدن سؤالات ماهرانه به شمار می روند. اگر هر یک از موارد بالا در رابطه شما وجود نداشته باشد، ارتباط ضعیف و سست می شود و این امکان بوجود می آید که شما ارتباط های نامتعارف و غیر صحیح را بیش از آنچه که باید و شاید، تجربه کنید.
چرا توانایی پرسیدن سؤالهای ماهرانه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد؟ مطرح کردن پرسش های گوناگون، راهکاری است که با بهرگیری از آن می توانیم به کاوش اطلاعات جدید بپردازیم، دیدگاههای خود را با حقیقت مطابقت دهیم، و همچنین درک کنیم که طرز تفکر دیگران چگونه است و جهان را از چه نقطه نظری مشاهده مینمایند. اگر در هنگام بررسی پروژه های متفاوت ، هیچ گونه سؤالی مطرح نکنیم، این احتمال بوجود می آید که انگار تمام اطلاعاتی را که مربوط به شخص و یا شی مورد نظر میباشد را از پیش می دانیم. درصد احتمال این امر که دانش ما در مورد موضوع خاصی ۱۰۰% باشد چقدر است؟ خیلی کم
● ارزیابی قدرت سوال کردن
▪ فرا انسانی :
سؤال پرسیدن این تصور را در ذهن گوینده ایجاد می کند که شما در حال گوش دادن به صحبت های او هستید (و همچنین به شما کمک می کند که بتوانید بهتر گوش دهید). این امر به نوبه خود قادر است که به سهولت پیوندهای شما را با افراد دیگر، محکم تر گرداند. مکالمه ای را در نظر بگیرید که شنونده در آن هیچ گونه پرسشی را مطرح نمی کند. چه احساسی ممکن است به گوینده دست بدهد؟ چه درکی از فرد مقابل در نظر او نقش می بندد؟ آیا هیچ گونه تمایلی به برقراری روابط گسترده تر در آینده با او پیدا می کند؟ با طرح این هدف که در گفتگوهای روزمره خود حتما چندین "پرسش را مطرح کنید" می توانید به راحتی اطلاعات ارزشمندی بدست آورید که این داده ها منجر به ارتقای کارایی، تحکیم رابطه، و کاهش سوء تفاهم ها میشود.
▪ درون فردی:
یکی از شیوه های نوین بهبود مهارت های اجتماعی، این است که فرد از خود سؤالاتی می پرسد که به واسطه آن بتواند اهداف آینده را بهتر پایه ریزی نماید. همچنانکه فیلسوفان از قدیم الایام گفته اند: "تنها زندگی امتحان شده، ارزش زیستن را دارد." از این گذشته اگر از خودتان سؤال نپرسید، چگونه می خواهید خودتان را بشناسید؟ شاید انجام دادن این کار به اندازه به زبان آوردنش ساده نباشد، به ویژه در فرهنگ های غربی که دست به هر کاری می زنند تا خودشان را از درونیاتشان دور سازند و روی آن تمرکز نکنند، اما با توجه به هر نوع شیوه زندگی که در پیش میگیرید، می بایست خودتان را به انجام این کار عادت بدهید. سکوت به راحتی می تواند در زندگی شلوغ و فرهنگ پیچیده مدرن، انسانها را از اجتماع دور نگه دارد. تفکر جدید باید به گونه ای شکل بگیرد که بر پایه بصیرت طرح کردن پرسش ها و همینطور پاسخ های درونی استوار شده باشد. همچنین لازم به ذکر است که باید در عین حال مهارت های خود را در گوش دادن به سخنان دیگران و در نظر گرفتن روحیات آنها بیش از پیش افزایش دهیم.
▪ تصورات معلق:
پرسش یکی از کلیدهایی است که می تواند به ما کمک کند که مفروضات ذهنی خود را از دیدگاهای طرف مقابل، به یک درک کامل تبدیل نماییم. در روابط و تعاملات اجتماعی، روزی نیست که فرضیه پردازی های ذهنی افراد به ایجاد سوء تفاهم، انتظارت نابجا، استرس، روابط آسیب دیده و وظایف بی پاسخ، ختم نشود. مطابقت دادن چیزی که به اعتقاد شما صحیح است با این مطلب که آیا دیگران هم یک چنین درک مشابهی دارند، می تواند به راحتی هر گونه عواقب منفی را از نظریه پردازی های ذهنی بی حد و حصر شما حذف کند. به منظور انجام این کار، سؤالاتی را باید مطرح کنید که شما را خاطر جمع کند که به طور کامل در مورد موضوع مورد بحث تفهیم می شوید به مثابه آن اقدام به انجام اعمالی مقتضی می زنید. به عنوان مثال پرسشی که شاید به نظر اغلب افراد کاملاً ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد: "آیا تو این کار را انجام میدهدی؟" می تواند به شما اطمینان خاطر دهد که طرف مقابل مسئولیت کامل آن کار را به عهده گرفته و دیگر هر دوی شما مجبور نیستند که فکرتان را مشغول آن قضیه کنید. در مرحله فرا انسانی، مشورت با فرد مقابل، در مورد نیات و یا حرف هایی که به نظرتان متعارف شناخته نمی شوند، به آسانی می تواند درک متقابل شما را از یکدیگر افزایش داده و در عین حال مفروضاتی را که ممکن است موجب بروز حساسیت بیش از اندازه شوند را از میان بر می دارد.
▪ ارتباط واضح:
هر سؤال پرسش نشده (و بالطبع پاسخ داده نشده) مانند یک دام عمل می کند که در زیر پای شما گسترده شده است. به عنوان مثال تصور کنید که از مراجعین یک شرکت سؤال نشود که آنها نهایتاً به دنبال رسیدن به چه نتیجه ای هستند. چگونه شرکت می خواهد به هدفی که نمی داند چیست، دست پیدا کند؟ همچنین می توانید در این زمینه یک تیم کاری را که مشغول انجام پروژه گروهی است، در نظر بگیرید. فرض می کنیم که تمام اعضا دارای ایده های بسیار جالبی برای پیشبرد و ارتقای سطح کلی برنامه ها هستند، اما این فرصت را پیدا نمی کنند که عقایدشان در اختیار یکدیگر گذاشته و در مورد آنها به بحث بنشینند، نتیجتا می توان گفت که میزان موفقیت آنها سرعتی شبیه به راه رفتن لاک پشت پیدا می کند. سعی کنید برای مطرح کردن سوال های متفکرانه از دیگران، وقت کافی در نظر بگیرید. این امر به طور کلی یکی از شیوه های کارآمد در زمنیه احترام گذاشتن به سایرین به شمار می رود به واسطه آن ارزش های اخلاقی از اهمیت بیشتری برخوردار شده و کارکنان حاضر می شوند که از خود همدلی و همکاری بیشتری نشان دهند.
▪ کارکردن مؤثرتر:
در کنار اطلاعاتی که همکارها، رؤسای ارشد، و مدیران برای انجام دادن کار آن هم به نحو احسنت در اختیار دارند، در فضایی به دور از استرس و در مکانی که به ارزش های اخلاقی اهمیت زیادی داده شود، به راحتی می توان کار کرد. البته این مهم تنها در سایه پخش اطلاعات بدست می آید و نه احتکار اطلاعات. اما مؤلفه های فوق الذکر، اطلاعات مورد نیاز خود را از کجا بدست می آورند؟ با سؤال کردن. همه میدانیم که افراد، ذهن خوانی بلد نیستند و نمی توانند تفکرات ذهنی دیگران حدس بزنند. بنابراین نباید انتظار داشته باشید که بدون درخواست کردن، اطلاعات به سمت شما روانه شوند. این وظیفه شخصی افراد است که در مورد چیزهایی که نمی دانند، سؤال بپرسند؛ هیچ کس دیگر نمی تواند در این مورد کمکی در حق شما انجام دهد.
● استعداد طرح سوالات بجای خود را آزمایش کنید
مطرح کردن پرسش های ماهرانه، تنها به یک علامت سؤال گذاشتن در انتهای یک ایده شخصی ختم نمی شود. ابتدا شما باید عادت پرسش کردن را در خودتان پرورش دهید. باید توجه داشته باشید که این مهارت با نظر دادن، مطرح کردن عقاید و بازپردهای اجتماعی، کاملا فرق می کند. دوماً باید آگاهی خود را از اینکه چه زمان سؤال میتواند (یا خواهد توانست) به شما در زمینه پیشبرد تعملات اجتماعیتان کمک کند را نیز افزایش دهید.
میتوانید از این تمرین ها برای انعطاف پذیری، شیوه طرح و تکامل استعدادهای سؤال پرسیدن خود استفاده کنید:
▪ پیش از حمایت کردن از هر چیزی، سؤال کنید.
در جلسه و یا کنفرانس بعدی، پیش از اینکه بخواهید نظر شخصی خودتان را ابلاغ کنید، سعی کنید سؤالات درست و مرتبطی در مورد موضوع مورد بحث مطرح کنید. در هر مرحله به انجام چنین کاری از خود اهتمام نشان دهید. هدف اصلی شما از طرح سوال می تواند شامل: جمع آوری معلومات بیشتر، روشن کردن بیانیه و یا دیدگاه اشخاص دیگر، سؤال کردن برای در جریان قرار گرفتن در مورد نقطه نظرات افراد دیگری که در جلسه شرکت کرده اند، باشد. در حین انجام این کار خودتان متوجه می شوید که رویه جلسه چقدر جالب تغییر میکند و مردم چگونه در مقابل این عمل از خود واکنش نشان میدهند (با عقاید و اعمال و رفتار خود)
▪ آزمایش تصورات گذشته.
به یکی از تصوراتی که در گذشته داشتید و بعداً ثابت شد که درست نبوده، فکر کنید. حداقل ۵ مورد از پرسش هایی را که در حین آن جلسه میتوانستید مطرح کنید و به واسطه آنها می توانستید از بروز تصورات نادرست خود جلوگیری نمایید، اما این کار را انجام ندادید، را روی یک برگه کاغذ یادداشت کنید.
▪ سؤال کنید اما بازجویی و استنطاق نکنید.
در حالیکه سؤال پرسیدن یکی از بهترین راههای یادگیری بیشتر و ارتقای معلومات شخصی است، اما باید در نظر داشته باشید که هیچ گاه اشخاص دوست ندارد که مورد بازجویی قرار بگیرند! مانند هر ابزار دیگر ارتباطی، باید به نیات خود به منظور مطرح کردن سؤال کاملاً اگاه باشید. (به عنوان مثال به جای اینکه بخواهید با عقاید طرف مقابل بجنگید و به او حمله کنید، سعی کنید بیشتر به دیدگاههای او بیندیشید). در این میان تن صدا، حالات صورت، حرکات بدن، و نحوه انتخاب واژگان نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشند.
▪ قدمی که میتوانید همین حالا بردارید.
حداقل ۳ مورد از موقعیت هایی را که در هفته آینده میتوانید در آنها مهارت های پرسشی خود را به آزمایش بگذارید معین کنید. (قرار ملاقات، تماس های تلفنی بداهه، مکالمه با دوستان، و پاسخ به نامه های الکترونیکی می توانند همه جزء موقعیت های پنهان شما به شمار روند.)

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

 

آداب معاشرت
كافی است نگاهی به دور و اطراف خود بیاندازید تا متوجه شوید در جامعه ما تنها شمار اندكی از افراد متشخص و با نزاكت بجای مانده است.
در روزگاران پیشین به آداب و نزاكت اجتماعی بهای بیشتری داده می‌شد، اما افسوس كه جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است.
مقصود من آن نیست كه مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یك به یك و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعی‌تان ارتقا یابد. من نكاتی را گرداوری كرده‌ام كه می‌تواند شما را از یك فرد عامی به یك انسان متشخص و جنتلمن تبدیل كند. با رعایت این نكات ساده به شما اطمینان می‌دهم كه دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد. شخصی كه دیگران آرزوی معاشرت و شراكت با وی را دارند و لازم به ذكر نیست كه همواره خانم ها از ملاقات با یك مرد متشخص خوشنود خواهند شد.
● همیشه مودب باشید
اگر هم از كسی خوشتان نمی آید نیازی نیست كه شأن و منزلت خودتان را تا سطح اجتماعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاكت باشید تا برتری خود را نسبت به آن شخص ثابت كنید.
● هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع است. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نیستید برای بیان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیرید. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاكت و ادب است.
● با صدای بلند صحبت نكنید
هنگامی كه با صدای بلند صحبت می‌كنید، باعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود می‌شوید. بلند صحبت كردن بیانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقی با دیگران نیستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می‌دهد و آن كه می‌خواهید حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسی بنشانید. همچنین بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافیان می‌شود البته توجه منفی.
● كنترل خود را از دست ندهید
زمانی كه شما كنترل اعصاب خود را از دست می‌دهید و از كوره در می‌روید به همه نشان می‌دهید قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نیستید. وقتی هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستید، چگونه قادر به كنترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید (كار آسانی نخواهد بود، اما به زحمتش می‌ارزد).
● به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چشم چرانی نوعی تعرض به دیگران محسوب می‌شود. شما كه نمی خواهید بی‌جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟
● صحبت كسی را قطع نكنید
پیش از آن‌كه اظهار عقیده ای بكنید، اجازه دهید صحبت دیگران به پایان برسد. میان صحبت كسی پریدن نشانه بی نزاكتی و عدم برخورداری از مهارت‌های اجتماعی فرد است. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی به نظر آیید، هیچگاه صحبت كسی را قطع نكنید و هرگاه كه ناچار به انجام این كار شدید حتما با گفتن جمله معذرت می‌خواهم اقدام به انجام آن كار كنید. مودب بودن به مفهوم آن است كه برای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.
● همیشه وقت شناس باشید
مهم است كه به وقت دیگران احترام بگذارید.سر موقع در جلسات، قرار ملاقات ها، موقعیت‌های شغلی و اجتماعی حضور یابید. همچنین یك فرد متشخص می‌داند چه زمانی باید میهمانی را ترك كند.
● اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بزرگترین و مهمترین عامل برای حفظ اعتبار یك فرد متشخص است. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بنابراین هرگاه شخصی در میهمانی شروع به سخن چینی كرد، از اعتماد معشوقتان سوء استفاده نكرده، صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.
● آب دهان نیاندازید
اغلب مردها این كار را به طور ناآگاهانه انجام می‌دهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بی‌شخصیتی فرد را می‌رساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن كه بخواهید ثابت كنید انسان بی‌نزاكتی هستید.
● حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاكید قرار دادم كه امروزه جوانان خیال می‌كنند همه چیز را می‌دانند و از همه چیز سر در می‌آورند و در واقع خود را عقل كل می‌دانند، اما اینطور نیست. كافی است به ۵ سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش‌تر و با تجربه‌تر شده اید. اینطور نیست؟ با آن كه ۵ سال پیش نیز فكر می‌كردید همه چیز را می‌دانید.
● به اشتباهات دیگران نخندید
این یكی از پست‌ترین كارهای است كه كسی ممكن است انجام دهد. هنگامی كه شما اشتباهی مرتكب می‌شوید یا خراب كاری می‌كنید تنها انتظاری كه از دیگران دارید آن است كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم‌پوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.
● كلاه خود را از سر بردارید
شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می‌باید كلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با كلاه بر سر میز شام ننشینید چون این كار نشانه بی نزاكتی مفرط است.
● پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند.
زمانی كه برای صرف غذا سر میز نشسته‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان كاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یك زمان شروع به صرف غذا كنند. این نكته اگرچه موشكافانه به نظر می‌رسد، اما بسیار حائز اهمیت است.
● فخر فروشی نكنید
هیچكس از آدم لاف زن خوشش نمی‌آید. در هنگام گفت‌وگو درباره مسائل مالی به دارایی‌های خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشید.
● به ساعتتان نگاه نكنید
هنگامی كه در یك جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نكنید مگر آن كه بلافاصله قصد ترك آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می‌كنید دیگران اینگونه برداشت می‌كنند كه شما خسته و بی حوصله شده‌اید.
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

آداب مهمانی
 
یک مجلس مهمانی خوب، درست مثل یک سکه دو رویه است که هم مهمانانش آداب مهمانی را خوب بلدند، هم میزبانانش آداب میزبانی را. شما با این آداب چقدر آشنایی دارید؟
● مهمان خوبی باشید
۱) ‌تشکر یادتان نرود:
تشکر از میزبان به خاطر پذیرایی‌اش ضرورت دارد. این کار را می‌توانید در پایان مهمانی انجام بدهید. اما روش بهتری هم وجود دارد؛ می‌توانید فردای مهمانی به میزبان تلفن بزنید و به او بگویید فقط زنگ زده‌اید بابت تشکر از پذیرایی دیروز؛ همین.
۲) سرزده نروید مهمانی:
ایام عید، بازار مهمانی و دید و بازدید حسابی داغ است. پیش از این‌که به قصد مهمانی از منزل خارج شوید، تلفن بزنید و از حضور میزبان در منزل و از آمادگی‌اش برای پذیرایی از شما اطمینان حاصل کنید. شاید مهمانان زیادی در منزل میزبان حضور داشته باشند و او موقع پذیرایی به زحمت بیفتد.
۳) سر وقت بروید :
اگر قرار گذاشته‌اید زمان معینی به منزل میزبان بروید، دیر نکنید. زود هم نروید در روز‌های شلوغ عید، هر خانواده‌ای برای خودش برنامه‌ریزی فشرده‌ای دارد و تأخیر شما ممکن است برنامه یک جمع را مختل کند.
۴) گپ بزنید، بحث نکنید :
وقتی دور هم نشسته‌اید، احتمال این که بحث‌های متنوعی درباره مسائل اجتماعی، سیاسی، شخصی و... پیش بیاید، زیاد است. فراموش نکنید که شما مهمان‌اید و مجلس مهمانی جای بحث و جدل نیست. به یک گپ خودمانی بسنده کنید و مجلس مهمانی را به میدان جنگ تبدیل نکنید. از این فرصت برای تازه کردن دیدار‌ها و لذت بردن از مصاحبت همدیگر استفاده کنید و خودتان و اطرافیانتان را با بحث‌های آنچنانی‌ خسته نکنید.
۵) به میزبان کمک کنید :
خوشبختانه بیشتر خانم‌های ایرانی، این کار را خوب بلدند. به میزبان در امر پذیرایی کمک کنید: موقع چیدن میز غذا، مرتب کردن آشپزخانه بعد از صرف غذا و شست‌وشوی ظروف. با این کار، نه تنها به میزبان کمک می‌کنید، بلکه فرصتی پیدا می‌کنید تا رابطه‌تان را هم صمیمی‌تر کنید و احیانا چیزهای جدیدی هم یاد بگیرید.
۶) شنونده خوبی باشید :
توی مهمانی، دائم از خودتان تعریف و تمجید نکنید و به همان میزان که صحبت می‌کنید، به دیگران هم اجازه صحبت بدهید و خلاصه این که شنونده خوبی باشید.
۷) گاهی به ساعت نگاه کنید:
گه‌گاه، نگاهی به ساعت‌تان بیندازید. ساعات بعد از صرف شام، جان می‌دهد برای گپ‌های طولانی، ولی حواستان باشد که این گپ‌ها خیلی هم به درازا نکشد. گاهی میزبان قرار است صبح روز بعد برود سر کارش یا برنامه مسافرتی در پیش داشته باشد و به خاطر رودربایستی‌ با شما حسابی به زحمت بیفتد.
۸) غم و غصه‌تان را با خودتان نبرید :
وقتی به مهمانی می‌روید، غصه‌هایتان را در خانه جا بگذارید حتما. مهمانی جای خوبی برای طرح مسائل و مشکلات نیست. مسلما میزبان هم مثل شما مشکلات خاص خودش را دارد. یادتان باشد که این دید و بازدیدها قرار است فرصتی باشند برای شاد بودن و فراموش کردن گرفتاری‌ها.
۹) یار کمکی ببرید:
گاهی شما به یک مهمانی دعوت می‌شوید، ولی بیشتر آدم‌های حاضر در آن مهمانی را نمی‌شناسید. خلاصه این که گاهی برایتان سخت است به تنهایی با فضای یک مهمانی کنار بیایید. این‌جور مواقع می‌توانید با کسب اجازه از میزبان، یکی از دوستانتان را همراه خودتان ببرید مهمانی تا تنها نمانید. ولی این را هم فراموش نکنید که نباید تمام زمان مهمانی را فقط با دوستتان بگذرانید. از این فرصت می‌توانید برای آشنایی با دوستان جدید هم استفاده کنید.
۱۰) حواستان به بچه‌ هم باشد:
اگر بچه‌های شیطان و باهوشی دارید که از فرط باهوشی دلشان می‌خواهد از همه چیز سر در بیاورند و از در و دیوار بروند بالا، حتما هوایشان را داشته باشید. به هر حال آن‌جا خانه خودتان نیست و احتمالا قواعد و قوانین خودش را دارد.
به فرزندتان اجازه ندهید تمام کار‌هایی را که در منزل انجام می‌دهد، بی‌توجه به ملاحظات منزل صاحبخانه انجام بدهد. بهتر است پیش از رفتن به مهمانی، با کوچک‌ترها صحبت کنید و توجیه‌شان کنید که مهمانی یعنی چه. اگر هم احیانا حرف‌هایتان اثر نکرد و کودک شروع کرد به شیطنت و به هم ریختن منزل صاحبخانه، بی‌خیال نباشید و او را منع کنید. این ایده را که بچه باید از همه چیز سر در بیاورد، لااقل وقتی که مهمان‌اید، فراموش کنید.
۱۱) گاهی به فکر هدیه باشید:
خب، اگر برای اولین بار است که دارید به منزل میزبان می‌روید، رسم است که دست خالی نروید؛ به ویژه اگر میزبان تازگی‌ها نقل مکان کرده یک منزل جدید یا احیانا اتفاق خوشایندی برای خود میزبان یا خانواده‌اش افتاده، مثلا بچه‌دارشده، یا پسرش کنکور قبول شده یا... و البته توجه شما مهم‌تر از نوع هدیه‌ای است که می‌گیرید. گاهی حتی یک گلدان گل یا یک جعبه شیرینی واقعا جواب می‌دهد.
● میزبان خوبی باشید
۱) خوشرو باشید و سخت نگیرید
اگر لیوان شربت توی دست یکی از مهمانان بلغزد و رومیزی زیبایتان لک شود، چه کار می‌کنید؟ عصبانی می‌شوید؟ اگر می‌خواهید میزبان خوبی باشید، این راهش نیست. باید به خودتان نهیب بزنید که این اتفاق قطعا ناخواسته بوده و نگذارید مهمانتان در خجالت‌ و شرمندگی بماند.
زود رومیزی را عوض کنید، همه چیز را عادی جلوه بدهید و صحبت را به سمت و سوی دیگری بکشید یا حتی از در خنده و شوخی وارد شوید و بگذارید همه حاضرین به آسانی از کنار ماجرا بگذرند. اگر می‌خواهید میزبان خوبی باشید، راهش این است. فراموش نکنید که این لحظه‌های با هم بودن بر نمی‌گردند.
۲) مهمانانتان را متناسب دعوت کنید
بهتر است کسانی را به یک مهمانی واحد دعوت کنید که از نظر سن و سال، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و سایر ویژگی‌های اینچنینی با یکدیگر هماهنگ و همگن باشند. این‌طوری، هم مهمانانتان بیشتر احساس راحتی خواهند کرد، هم خودتان بهتر می‌توانید مجلس را اداره کنید.
۳) بچه‌ها را از قلم نیندازید
معمولا در مهمانی بزرگترها، بچه‌ها مظلوم واقع می‌شوند. میزبان خوب به بچه‌های مهمانانش هم فکر می‌کند. کودکان را می‌توانید با روش‌هایی آسان و ارزان سرگرم کنید. مثلا می‌توانید چند بازی گروهی تدارک ببینید و از بچه‌های حاضر در مهمانی بخواهید با نظارت خودتان در آن شرکت کنند و در پایان هم به آن‌ها جایزه بدهید. اگر خوراکی‌های مورد علاقه بچه‌های میهمانتان را هم بشناسید، که چه بهتر. می‌توانید راحت‌تر خوشحال‌اش کنید.
۴) بابت هر هدیه‌ای تشکر کنید
به هر مناسبتی اگر مهمانان برای شما هدیه‌ای آوردند، هر چقدر هم که هدیه‌شان نامتناسب، ساده یا ارزان بود، شما به عنوان یک میزبان خوب فقط باید به انگیزه مثبتی توجه کنید که در پشت هدیه دادن، پنهان است. حسابی تشکر کنید و هدیه را با روی باز بپذیرید.
۵) شهرتان را معرفی کنید
اگر اهل یکی از شهر‌های تاریخی ایران مثل اصفهان یا شیراز باشید، احتمالا عده‌ای از اقوام و آشنایانتان تعطیلات عید را به شهرتان می‌آیند و شاید چند روزی را هم در منزل شما بگذرانند. مناطق دیدنی شهرتان ممکن است برای خودتان عادی شده‌ باشد، ولی مهمانان‌ شما مسلما شور و شوق زیادی برای بازدید از همان مناطق دارند. با خوشرویی راهنمایی‌شان کنید و فهرستی از مناطق دیدنی شهر را در اختیارشان بگذارید و اگر از خودتان هم تقاضا کردندکه به عنوان راهنما همراه‌شان بروید، نه نگویید.
محققان کانادایی می‌گویند ۷۷ درصد از آدم‌های مضطرب و افسرده، اضطراب و افسردگی‌شان در روزهای تعطیل بیشتر می‌شود. زودرنجی، کم‌خوابی یا بی‌خوابی، سردرد و دردهای عضلانی پراکنده و همین‌طور غوطه‌ور شدن در افکار تلخ و مأیوس‌کننده، همگی از نشانه‌هایی هستند که در این روزها ممکن است بیشتر به سراغتان بیایند. آگاهی و استفاده از توصیه‌های انجمن سلامت روان کانادا برای پیشگیری از بروز این علائم، خالی از فایده نیست. شاید به کارتان بیاید.
۱) انتظاراتتان را تنظیم کنید
انتظار نداشته باشید که روزها یا هفته‌های تعطیل، هیچ فراز و نشیبی نداشته باشد و نشاط و شادابی خودتان و اطرافیانتان فوق‌العاده باشد. به هر حال، اطرافیان شما هم مثل خودتان، هرازگاهی ممکن است حال و روز خوبی نداشته باشند و ناراحت یا بی‌حوصله باشند. همیشه در این مواقع، به آن‌ها حق بدهید و سعی کنید با درک کردن شرایطشان به آن‌ها کمک کنید کم‌کم از این حالت بیایند بیرون. دنیا کوچک است. به‌زودی، زمانی می‌رسد که شما هم در چنین موقعیتی قرار می‌گیرید و آن‌ها همین کارها را برای خودتان خواهند کرد.
۲) فرو بروید در دنیای بچه‌ها
همبازی شدن با کودکان یکی از توصیه‌های مؤثر برای چشیدن طعم شادابی و نشاط است. دویدن و جست‌و‌خیز کردن با کودکانی که در خانواده خودتان هستند و یا در این روزهای تعطیل مهمانتان می‌شوند، می‌تواند به کاهش اضطراب و افسردگی‌تان کمک کند. ضمنا روزهای تعطیل برای سالمندانی که در انتظار نوه‌ها و فرزندانشان هستند، واقعا کسل‌کننده و ملال‌آور است.
توصیه می‌شود دست کودک یا کودکانتان را بگیرید و همراه آن‌ها بروید منزل پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ. با این کار، می‌توانید هم نشاط را به خانه آن‌ها ببرید، هم زمینه‌ای فراهم کنید برای کاهش استرس‌های خودتان و افزایش شادی و نشاط بچه‌ها.
۳) اولویت‌‌هایتان را یادداشت کنید
در روزهای پیش از تعطیلات و همچنین در خود روزهای تعطیل، ممکن است کارها و گرفتاری‌های زیادی داشته باشید. برای آن‌که دچار سردرگمی نشوید، توصیه می‌شود کارهایتان را به ترتیب اهمیت، اولویت‌بندی و یادداشت کنید. مثلا ببینید از میان خرید کردن و نظافت خانه و فرستادن پیام تبریک و دید و بازدید با اقوام و آشنایانتان، کدام‌یک برای شما بیشتر اولویت دارد؛ آن‌وقت به همان ترتیب، کارهایتان را بنویسید و اقدام کنید به اجرای نوشته‌تان.
۴) شرح وظایف را معلوم کنید
برای ایام تعطیل، بد نیست یک جلسه خودمانی با اعضای خانواده‌تان ترتیب بدهید تا وظایف را بین اعضای خانواده تقسیم کنید. مثلا خواهر یا همسرتان می‌تواند تهیه غذا را به عهده بگیرد، برادرتان می‌تواند خریدهای خارج از منزل را انجام بدهد، پدرتان می‌تواند هدیه‌ها را کادوپیچی کند و شما هم می‌توانید وظیفه دیگری مثل ساکت کردن بچه‌ها یا نظافت منزل را به عهده بگیرید.
۵) طعم آرامش را بچشید
یک تمرین آسان: هرازگاهی با خودتان خلوت کنید و به خودتان استراحت بدهید، عضلات بدنتان را شُل کنید، نفس عمیق بکشید و سعی کنید طعمِ این حس را بچشید که ریه‌هایتان دارد از اکسیژن پُر و خالی می‌شود. برای خودتان، لحظاتی را کنار بگذارید که در آن لحظات، بتوانید کارهای مورد علاقه‌تان را انجام بدهید؛ مثلا موسیقی دلخواه‌تان را گوش کنید، ورزش کنید، نقاشی بکشید و... تعطیلات، زمانی است برای استراحت جسم و روح و تجدید قوا برای بازگشت به یک زندگی پُرازدحام. از این فرصت، خوب استفاده کنید.
۶) حساب جیبتان را داشته باشید
بی‌پولی در تعطیلات یکی از شرایطی است که آدم را فرو می‌برد در استرس و نگرانی. اگر برایتان مقدور است، پس‌انداز کافی برای ایام تعطیلات کنار بگذارید و پولتان را در این روزها با برنامه‌ریزی خرج کنید. بی‌حساب و کتاب خرج کردن در روزهای اول تعطیلات موجب می‌شود در روزهای آخر، کفگیرتان به ته دیگ بخورد و دچار اضطراب شوید.
۷) هدیه بدهید
تهیه هدیه برای کسانی که دوستشان دارید، یکی از راه‌هایی است که به شادتر شدنتان کمک می‌کند و یک سرگرمی دوست‌داشتنی است برای روزهای تعطیلات. تلاش کنید بفهمید اعضای خانواده‌تان یا دیگر آدم‌های مورد علاقه‌تان چه چیزی کم دارند یا به چه چیزی خیلی علاقه دارند، تا همان را تهیه کنید و به‌شان کادو بدهید.
اگر خانواده کوچکی دارید و می‌توانید برای غریبه‌ها هم هدیه‌ای تهیه کنید، این فرصت را از دست ندهید؛ بیماران بستری در بیمارستان‌ها، نیازمندان، همسایگان و... به طور کلی، هدیه دادن به آدم‌های نیازمندی که انتظار دریافت هدیه از شما ندارند، به شادتر شدن خودتان و شادی آن‌ها کمک می‌کند.
۸) تمرین کنید شاد باشید
شاد بودن، شوخی و خنده با دیگران، لطیفه تعریف کردن، انجام بازی‌های شاد و دسته‌جمعی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و توصیه‌هایی از این قبیل در روزهای تعطیل، جواب می‌دهد. هم انرژی مثبت خودتان را شارژ می‌کند، هم به اطرافیانتان طراوت و سرزندگی می‌دهد.
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
آد‌اب میهمانی
میـهـمانـی د‌اد‌ن و میـهـمـانـی رفـتـن نـیـز به نوبه خود‌ آد‌اب و اصول اساسی د‌ارد‌ که باید‌ به د‌قت رعایت شوند‌ تـا اوقــات مــفـرح، بــی‌خطر و به یاد‌ ماند‌نی هم برای میزبان و هم میهمانان فراهم آید‌.‏
● ‏‎ ‎‎وظایف و مسئولیت‌های میزبان
‏۱)‏‎ ‎‎نخست مناسبت میهمانی خود‌ را‎ ‎برای خود‌تان روشن سازید‌، و از تصمیم خود‌ مطمئن شوید‌، جشن تولد‌، جشن فارغ‎ ‎التحصیلی، جشن خد‌احافظی و‏‎ ...‎
‏۲) ‏‎اکنون تیپ میهمانی خود‌ را‎ ‎مشخص سازید‌: غیررسمی (خود‌مانی) و یا رسمی‎.‎
‏۳)‏‎ ‎‎مکان، تاریخ د‌قیق، ساعت‎ ‎آغاز و پایان زمان مهمانی را مشخص کنید‌. بهتر است میهمانی خود‌ را شب جمعه و یا‎ ‎شب ایام تعطیل برگزار کنید ‌‎.‎
‏۴) ‏‎از یک ماه ماند‌ه به روز‎ ‎میهمانی برای میهمانی‌های رسمی (و یا ۲ هفته ماند‌ه برای مهمانی‌های غیر رسمی)‏‎ ‎‎فهرست کسانی را که مایلید‌ به مهمانی خود‌ د‌عوت کنید‌، تهیه کنید‌‏‎.‎
‏۵) ‏‎سپس حد‌اقل یک هفته ماند‌ه به‎ ‎میهمانی رسماً میهمانان خود‌ را از طریق تلفن و یا حضورا د‌عوت کنید‌. حتماً این کار‏‎ ‎را مستقیماً انجام د‌هید‌ و انجام آن را به عهد‌ه فرد‌ د‌یگری نگذارید‌. با این کار هم‏‎ ‎به میهمان خود‌ احترام گذاشته‌اید‌ و هم اینکه از مطلع شد‌ن وی یقین حاصل کرد‌ه‎اید‌. تاریخ د‌قیق، نشانی و شماره تلفن د‌قیق محل میهمانی و ساعت آغاز و پایان قطعی‎ ‎آن را به اطلاع‌شان برسانید‌‎.‎
‏۶) ‏‎به میهمانان خود‌ بگویید‌ که‎ ‎آیا آنها مجاز به آورد‌ن د‌وستان و یا همراه نیز هستند‌ یا خیر. به میهمانان خود‌ ‏‎متذکر شوید‌ هرگاه خواستند‌ کسی را همراه خود‌ بیاورند‌، حتماً شما را از قبل د‌ر جریان‏‏‎ ‎امر قرار د‌هند‌ تا شما آماد‌گی پذیرایی از میهمانان خارج از فهرست را د‌اشته باشید‌‎.‎
▪ ‏‎‏ نکته: د‌ر تعیین تعد‌اد‌ ‏‎میهمانان خود‌ حتماً وسعت و گنجایش منزل خود‌ را لحاظ کنید‌ تا میهمانان فضای کافی‏‎ ‎برای راحت بود‌ن د‌ر اختیار د‌اشته باشند‌‎.‎
▪ ‏‎نکته: یکی د‌یگر از فاکتورهای‎ ‎تعیین کنند‌ه تعد‌اد‌ میهمانان بود‌جه شماست. همیشه مطابق بود‌جه و توان مالی خود‌‎ ‎برنامه ریزی کنید‌‎.‎
▪ نکته: به میهمانان خود‌ اطلاع‎ ‎د‌هید‌ که چه کسان د‌یگری د‌ر میهمانی حضور خواهند‌ د‌اشت‎.‎
‏۷)‏‎ ‎‎چک کنید‌. بررسی کنید‌ و ببینید‌‏‎ ‎آیا بشقاب، لیوان، کارد‌ و چنگال، میز و صند‌لی به اند‌ازه کافی د‌ر اختیار د‌ارید‌. اگر چنین نیست، می‌توانید‌ آنها را از د‌وستان و همسایگان صمیمی خود‌ به امانت گرفته‎ ‎و یا از بیرون اجاره کنید‌‎.‎
‏۸) ‏‎حد‌اقل از ۳ روز ماند‌ه به‏‏‎ ‎موعد‌ میهمانی از نوع و نحوه پذیرایی مطمئن شوید‌. یا غذا از بیرون سفارش می‌د‌هید‌‎ ‎و یا شخصا تهیه خواهید‌ کرد‌‎.‎
‏۹) د‌ستمال کاغذی، سطل آشغال‎ ‎کوچک به اند‌ازه کافی و یخ کافی را هیچگاه فراموش نکنید‌‎.‎
‏۱۰)‏ ‎‎یک هفته ماند‌ه به میهمانی‎ ‎لیست خرید‌ خود‌ را تهیه کنید و ۲ روز ماند‌ه به میهمانی خرید‌ خود‌ را انجام د‌هید‌‏‎.‎
‏۱۱)‏‎ ‎‎از روز پیش از میهمانی‎ ‎خانه را کاملاً نظافت کرد‌ه و مرتب کنید‌. به یاد‌ د‌اشته باشید‌ که توالت و د‌ستشویی‏‎ ‎از جمله مکان‌های پر ترد‌د‌ د‌ر میهمانی‌ها خواهد‌ بود‌ بنابراین این مکان‌ها را کاملا‎ ‎تمیز کرد‌ه و صابون، مایع د‌ستشویی و حوله تمیزی د‌ر د‌ستشویی قرار د‌هید‌. اگر خواستید‌‎ ‎می‌توانید‌ محل مهمانی را با گل، باد‌کنک و غیره تزئین کنید‌‎.‎
‏۱۲)‏‎ ‎‎پیش از سر رسید‌ن میهمانان‎ ‎اشیاء قیمتی خود‌ را از معرض د‌ید‌ پنهان سازید‌ و د‌رگنجه‌ها و کمد‌ لباس خود‌ را قفل‎ ‎کنید‌‎.‎
‏۱۳)‏‎ ‎‎آیا د‌ر محل سکونت و یا‎ ‎مکانی که قصد‌ د‌ارید‌ میهمانی را د‌ر آنجا برگزار کنید‌، پارکینگ عمومی و یا فضای‏‎ ‎کافی برای پارک اتومبیل میهمانان موجود‌ است؟ این یکی از د‌رد‌سر سازترین مشکلات‏‎ ‎میهمانان د‌ر بد‌و حضورشان خواهد‌ بود‌. اما شما با د‌ور اند‌یشی و پیش بینی‌های لازم‎ ‎و د‌رنظر گرفتن مکان مناسب برای پارک خود‌روها می‌توانید‌ این مشکل را رفع کنید‌‎.‎‎‏ می‌توانید‌ از همسایگان خود‌ خواهش کنید‌ تا خود‌روهایشان را د‌ر محل د‌یگر و یا‎ ‎پارکینگ منزل‌شان پارک کنند‌‎.‎
‏۱۴)‏‎ ‎‎روز موعود‌ به همسایگان خود‌‎ ‎اطلاع د‌هید‌ که امشب یک میهمانی ترتیب د‌اد‌ه‌اید‌. شماره تلفن خود‌ را به آنان بد‌هید‌‎ ‎تا د‌ر صورتی که صد‌ای موسیقی و یا سرو صد‌ای میهمانان مخل آسایش آنها شد‌، با شما‏‎ ‎تماس بگیرند‌. با این کار معمولاً بند‌رت ممکن است همسایه‌ها از د‌ستتان شاکی شد‌ه، به‎ ‎د‌ر منزلتان بیایند‌ و یا پلیس را مطلع سازند‌‎.‎
‏۱۵)‏‎ ‎‎به افراد‌ سیگاری اجازه‎ ‎ند‌هید‌ د‌ر جمع سیگار بکشند‌. می‌توانید‌ بالکن و یا حیات خانه را برای اینگونه افراد‌‎ ‎د‌ر نظر بگیرید‌‎.‎
‏۱۶) بلند‌ی صد‌ای موسیقی‎ ‎خود‌ را د‌ر طول میهمانی کنترل کنید‌. به میهمانان اجازه ند‌هید‌ صد‌ای موسیقی را بیش‎ ‎از اند‌ازه بلند‌ کنند‌. به فکر آسایش همسایگان خود‌ نیز باشید‌‎.‎
‏۱۷) ‏‎برای کاهش سرو صد‌ای موسیقی‏‎ ‎و میهمانان و همچنین افزایش امنیت د‌ر طول میهمانی از بسته بود‌ن د‌رها، پنجره‌ها‎ ‎اطمینان حاصل کنید‌. همچنین پرد‌ه‌ها را نیز کاملاً بکشید‌‏‎.‎
‏۱۸)‏‎ ‎‎شماره تلفن چند‌ تاکسی‎ ‎سرویس و آژانس محله خود‌ را تهیه کرد‌ه و د‌ر د‌سترس د‌اشته باشید‌ تا هنگام ترک میهمانان‎ ‎آنها را د‌ر بازگشت به منازل‌شان یاری رسانید‌‎.‎
‏۱۹) ‏‎د‌ر بد‌و ورود‌ به میهمانان‎ ‎خود‌ خوش آمد‌ بگویید‌ و میهمانان خود‌ را به یکد‌یگر معرفی کنید‌‎.‎
‏۲۰)‏‎ ‎‎محلی را برای نگه د‌اری‎ ‎لباس‌ها، کلاه، کیف د‌ستی، اورکت، کاپشن، مانتو، چتر و غیره میهمانان خود‌ اختصاص‎ ‎د‌هید‌‎.‎
‏۲۱)‏‎ ‎‎به خاطر د‌اشته باشید‌‎ ‎مسئولیت سلامتی میهمانان از بد‌و ورود‌ به منزل شما و تا بازگشت به منازلشان به‎ ‎عهد‌ه میزبان است‎.‎
‏۲۲)‏‎ ‎‎از میهمانان خود‌ با ‏‎بستنی، د‌سر و تنقلات د‌ر طول میهمانی پذیرایی کنید‌‎.‎
‏۲۳) ‏‎هرگاه قصد‌ ثبت لحظات شیرین‎ ‎میهمانی خود‌ را د‌ارید‌، د‌وربین عکاسی و فیلم برد‌اری را از پیش تد‌ارک ببینید‌‏‎.‎
‏۲۴) ‏‎تلفن تماس اورژانس و پلیس‎ ‎را د‌ر د‌سترس د‌اشته باشید‌. همچنین نزد‌یک‌ترین اورژانس به محل برگزاری میهمانی را‎ ‎شناسایی کنید‌‎.‎
‏۲۵)‏‎ ‎‎د‌ر همه حال میهمانی را تحت‎ ‎کنترل خود‌ د‌اشته باشید‌. مکان، نوع فعالیت و حرکات تمام میهمانان خود‌ را تحت نظارت‏‎ ‎د‌اشته باشید‌‎.‎
‏۲۶) ‏‎اگر متوجه شد‌ید‌ فرد‌ و یا‎ ‎افراد‌ی د‌ر حال بر هم زد‌ن نظم میهمانی هستند‌ و یا رفتار ناشایسته‌ای از خود‌ بروز‎ ‎می‌د‌هند‌، ابتد‌ا به آنها تذکر د‌هید‌ و د‌ر صورت تد‌اوم رفتار، د‌ر مورد‌ اینکه آنها را‎ ‎از میهمانی بیرون بیند‌ازید‌، ترد‌ید‌ نکنید‌‏‎.‎
‏۲۷) ‏‎میهمانان را با موسیقی،‎‏ بازی‌ها، غذا و گفتگوهای مفرح سرگرم کنید‌‎.‎
‏۲۸)‏‎ ‎‎بیش از اند‌ازه از چگونگی‎ ‎برگزاری میهمانی استرس و نگرانی ند‌اشته باشید‌ و سعی کنید‌ از میهمانی لذت ببرید‌‎.‎
● ‏‎وظایف و مسئولیت‌های میهمانان
‏۱) ‏‎هرگاه تصمیم د‌اشتید‌ کسی را‎ ‎همراه خود‌ به میهمانی بیاورید‌، حتماً قبلاً از میزبان اجازه بگیرید ‌‏‎.‎
‏۲)‏‎ ‎‎قطعی بود‌ن و یا انصراف خود‌‎ ‎را از آمد‌ن به میهمانی حد‌اقل ۲ روز قبل از میهمانی به اطلاع میزبان برسانید‌‏‏‎.‎
‏۳)‏‎ ‎‎د‌ر پاکیزه نگه د‌اشتن محل‎ ‎برگزاری میهمانی کوشا باشید‌. خانه را به هم نریزید‌ و به اثاثیه خسارت وارد‌ نکنید‌‎.‎
‏۴)‏‎ ‎‎با سایر میهمانان با احترام‏‎ ‎برخورد‌ کنید‌ و حریم شخصی آنان را رعایت کنید‌‎.
‏۵) ‏‎از شوخی های نابجا‎ ‎جد‌اً‎ ‎‎خود‌د‌اری کنید‌‎.‎
‏۶) ‏‎از هرگونه د‌عوا، مجاد‌له و‎ ‎جر و بحث خود‌د‌اری کنید‌‎.‎
‏۷) ‏‎خیلی زود‌ حضور نیابید‌. ‏‎چنانچه به فرض ساعت ۱۰ شب میهمانی آغاز می‌شود‌، بهتر است شما ساعت ۱۱:۳۰ د‌ر‏‏‎ ‎میهمانی حضور یابید‌. همچنین زود‌تر از پایان یافتن وقت مقرر میهمانی را ترک کنید‌‎.‎
‏۸) ‏‎هیچگاه بد‌ون خد‌احافظی از‎ ‎میزبان میهمانی را ترک نکنید‌‎.‎
‏۹) ‏‎هرگاه با نامزد‌ خود‌ به‏‎ ‎میهمانی می‌روید‌، سعی کنید‌ حواس و توجه خود‌ را به او معطوف کنید‌. همچنین وی را‏‎ ‎به د‌وستان خود‌ معرفی کنید‌‎.‎
‏۱۰)‏‎ ‎‎نسبت به نوع پوشش، طرز‎ ‎رفتار و برخورد‌ خود‌ با بقیه بسیار د‌قت کنید‌. زیرا د‌ر این گونه مجالس است که شخصیت ‏‎شما برای د‌یگران آشکار شد‌ه و به خاطر می‌ماند‌‎.‎
‏۱۱)‏‎ ‎‎معمولاً د‌ر میهمانی‌ها خود‌‎ ‎میزبان به فراموشی سپرد‌ه می‌شود‌، بنابراین سعی کنید‌ بیشتر با میزبان ارتباط د‌اشته‏‎ ‎باشید‌‎.‎
‏۱۲) ‏‎گفتگوهای د‌رون میهمانی‎ ‎باید‌ کوتاه، مختصر، د‌لنشین و د‌ور از بحث‌های جد‌ی باشد‌‎.‎
‏۱۳) ‏‎با د‌وربین تلفن همراه خود‌‎ ‎از د‌یگران عکس نگیرید‌‎.‎
‏۱۴)‏‎ ‎‎چنانچه د‌وست و یا خویشاوند‌‎ ‎صمیمی میزبان هستید‌، حتماً د‌ر تد‌ارک اولیه میهمانی و همچنین مرتب کرد‌ن خانه پس‏‎ ‎از میهمانی به میزبان کمک کنید‌‎.‎
‏۱۵)‏‎ ‎‎به یاد‌ د‌اشته باشید‌ به صرف‎ ‎اینکه یک میهمانی غیر رسمی و خود‌مانی است، شما حق ند‌ارید‌ هرگونه که مایلید‌ رفتار‎ ‎کنید‌. همیشه اعتد‌ال را رعایت کنید‌‎.‎
‏۱۶)‏‎ ‎‎کنترل رفتار، گفتار و‎ ‎اعمال خود‌ را د‌ر طول میهمانی حفظ کنید‌ و همواره با متانت و با وقار باقی بمانید‌‎.‎‏ از لود‌گی، حرکات و جملات زنند‌ه و سبک خود‌د‌اری کنید‌‎.‎
‏۱۷) ‏‎به خاطر د‌اشته باشید‌ جشنی که د‌ر آن حضور د‌ارید‌، آخرین روز زند‌گی شما نخواهد‌ بود‌. فرد‌ایی نیز وجود‌ د‌ارد‌.‏‎
‎بنابراین کاری نکنید‌ که د‌ر آیند‌ه برای‌تان پشیمانی به بار آورد‌.‏‎
‏۱۸) ‏‎از رفتن به میهمانی‌هایی که‎ ‎از میزبان آن شناخت کافی ند‌ارید‌ و به میهمانان د‌یگر نیز مشکوک هستید‌، صرف نظر‎ ‎کنید‌‎.‎
‏۱۹) ‏‎نشانی د‌قیق میهمانی را‎ ‎حتما به والد‌ین و یا یک د‌وست اطلاع د‌هید‌‎.‎
‏۲۰) ‏‎سعی کنید‌ تنهایی به‎ ‎میهمانی نروید‌ و حتماً یک د‌وست مطمئن را همراه خود‌ ببرید ‌‏‎.‎
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
آداب و آفات سخن
یکی از نعمت های بزرگ خداوند به بشر زبان و توانایی سخن گفتن است. بدون توان سخن گفتن آدمی ناتوان از ارتباط با دیگری و انتقال یافته ها و دانش های خویش است. توانایی سخن گفتن به انسان این امکان را می دهد که بتواند به سادگی و آسانی با دیگری ارتباط برقرار کرده و دانش و عواطف و احساسات خود را منتقل کند. نقش زبان و سخن گفتن در انسان تا آن اندازه است که برخی بر این باورند که انسان با سخن گفتن فکر می کند هر چند که این سخن گویی درونی است ولی شکلی از سخن گفتن است. متفکر و اندیشمندی که در گوشه ای نشسته است با سخن گفتن درونی تفکر می کند و می اندیشد. از این روست که برخی اندیشیدن را به معنای سخن گفتن دانسته اند و فلاسفه و علمای دانش منطق عنوان نطق و سخن گفتن را به معنا و مفهوم تفکر دانسته و از انسان عاقل و خردمند به ناطق تعبیر کرده و گفته اند؛ انسان حیوانی ناطق است.
این گونه است که دانش منطق به معنا و مفهوم شیوه و روش تفکر و اندیشه است و کسی را منطقی می گویند که به روش و شیوه ای درست تفکر کند و به علم و دانش دست یابد. با این همه قرآن برای سخن گفتن به عللی آداب و نیز آفاتی را بیان می کند که هدف از بیان این آداب در حقیقت شیوه و روش درست اندیشیدن و سخن گفتن است و رهایی از آسیب ها و آفات فردی و اجتماعی آن است. به ویژه سخن گفتن به شکل ظاهری و معمولی آن ارتباط تنگاتنگی با حوزه عمل اجتماعی انسان و روابط عمومی وی دارد. این نوشتار بر آن است تا راه های درست سخن گفتن و نیز آداب و آفات سخن گفتن را از منظر قرآن تبیین کند. البته قرآن افزون بر بیان خصوصیات و شیوه های بیان و سخن گفتن به مسایل دیگری چون محتوای سخن و پیام ها و مفاهیمی که گویندگان و سخن گویان با سخنان خویش به دیگری القا می کنند نیز توجه می دهد که این مسایل هر یک در جای خود بررسی می شود. در این جا هدف آن است تا تنها نقش ابزاری سخن برای انتقال مقاصد و مطالب بیان شود و آداب و آفات آن در روش و شیوه بیان گردد.
مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
● آداب سخن
سخن به معنا کلام، قول، گفتار، بیان و نطق آمده است. (لغت نامه دهخدا ج ۸ ص ۱۱۹۰۶) قرآن برای این که پیام و سخن آدمی تاثیر مثبت و درستی در مخاطب و شنونده به جا گذارد اموری را به عنوان آداب سخن بیان می کند که در این جا بدان ها اشاره می شود.
● سلام و درود
یکی از آدابی که قرآن برای سخن گفتن بیان می کند شروع سخن با سلام و درود است. به این معنا که در آغاز سخن گفتن شخص مخاطب را عزیز و گرامی شمارد و با درود و سلام بر وی سخن خویش را آغاز کند. این گونه سخن گفتن موجب می شود تا شخص احساس آرامش کرده و به مخاطب اعتماد نماید. آغاز سخن با سلام به معنا و مفهوم آن است که شخص سخنی که بر زبان می آورد به قصد مهر و محبت است و عشق و علاقه خود را نسبت به شنونده این گونه القا می کند و عواطف و احساسات وی را برمی انگیزد. بی گمان ایجاد اعتماد در مخاطب نسبت به گوینده و تحریک عواطف و احساسات وی از گام های مهم در جلب توجه و اهتمام مخاطب به گوینده و پیامی است که گفته می شود. از آن جایی که هدف گوینده از سخن گفتن انتقال پیام به شنونده است می بایست نخست عواطف و احساسات پراکنده وی را به سوی خود جلب و متوجه سازد تا بتواند در مقام استماع و شنوندگی قرار گیرد و همه هوش و حواس وی متوجه گوینده باشد. این زمانی ممکن است که عواطف و احساسات شنونده پیش از همه در اختیار گوینده قرار گیرد و برای تحقق این هدف سلام کردن می تواند احساسات و عواطف وی را برانگیزد و متوجه گوینده کند. این روشی است که فرشتگان در دیدارهای خویش با پیامبران داشتند و خداوند در آیات ۶۹ سوره هود و نیز ۵۱ و ۵۲ سوره حجر و هم چنین ۲۴ و ۲۵ سوره ذاریات بدان اشاره کرده است. تاثیر این شیوه برای جلب مخاطب تا آن اندازه است که خداوند در آیه ۵۴ سوره انعام از پیامبر(ص) می خواهد در ارتباط با مردم به ویژه مؤمنان از این شیوه بهره گیرد و پیش از آن که سخنی را به زبان آورد و پیامی را حتی از سوی خداوند به گوش شنوندگان و دیدارکنندگان خود برساند با سلام آغاز کند و هرگاه مؤمنان به سوی وی آمدند با سلام شروع و آغاز کند.
● روی خوش
دومین ادبی که قرآن برای سخن گوی بیان می کند بشاش بودن و روی خوش نشان دادن گوینده است. سلام گفتن بیان گر حالت درونی فرد است و گوینده که سلام می کند می کوشد تا آرامش و نشاط و بشاشیت خود را به نوعی به مخاطب منتقل کند و با واژگان احساسی عواطف شنونده را برانگیزد. از این روست که به نشاط و سرور وی توجه می دهد و برای تاثیرگذاری سخن از گوینده می خواهد که با روی خوش با مخاطب مواجه شود. این روشی بود که پیامبر همواره بدان عمل می کرد و تبسم هرگز از روی چهره وی محو نمی شد.
● آغاز کلام با خبر خوش
دلیل دیگری که برای لزوم بشاش و سرور در گوینده می توان یافت افزون بر آیات پیشین، ادب دیگری است که در سخن گفتن در آیات قرآنی بیان شده است. خداوند از جمله آداب سخن گفتن را آغاز کلام با اخبار خوش و بشارت می شمارد و از گوینده می خواهد اگر انذار و هشدار و یا خبر ناخوشی در میان است اول کلام خویش را با بشارت و مژده ای شروع کند تا عواطف و احساسات مخاطب و شنونده به سوی گوینده جلب و جذب شود. از این روست که در داستان فرشتگان و حضرت ابراهیم(ع) با آن که برای عذاب قوم لوط به زمین آمده بودند در دیداری که با آن حضرت داشتند نخست بشارت تولد کودکی برای ساره و ابراهیم(ع) را بیان می کنند و سپس به ماموریت خویش در ارتباط با عذاب قوم لوط می پردازند. (هود آیه ۶۹ به بعد و نیز ذاریات آیه ۲۴ تا ۳۱ و نیز حجر آیه ۵۱ به بعد)
mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
آداب میهمان داری
میـهـمانـی دادن و میـهـمـانـی رفـتـن نـیـز بـنوبه خود واجد آداب و اصول اساسی ست كه می بایست به دقت رعایت گـردند تـا اوقــات مــفـرح، بــی خطر و بیاد ماندنی هم برای میزبان و هم میهمانان فراهم آید.
● وظایف و مسئولیتهای میزبان
۱) نخست مناسبت میهمانی خود را برای خودتان روشن سازید. و از تصمیم خود مطمئن گردید.، جشن تولد، جشن فارغ التحصیلی، گود بای پارتی و ...
۲) اكنون تیپ میهمانی خود را مشخص سازید: غیر رسمی (خودمانی) و یا رسمی.
۳) مكان، تاریخ دقیق، ساعت آغاز و پایان زمان مهمانی را مشخص كنید. بهتر است میهمانی خود را شب جمعه و یا شب ایام تعطیل برگزار كنید.
۴) از یك ماه مانده به روز مهمانی برای میهمانیهای رسمی ( و یا ۲ هفته مانده برای مهمانیهای غیر رسمی) فهرست كسانی را كه مایلید به مهمانی خود دعوت كنید تهیه كنید.
۵) سپس حداقل یك هفته مانده به میهمانی رسما میهمانان خود را از طریق تلفن و یا حضورا دعوت كنید. حتما این كار را مستقیما انجام دهید و انجام آن را به عهده فرد دیگری نگذارید. با این كار هم به میهمان خود احترام گذاشته اید و هم اینكه از مطلع گشتن وی یقین حاصل كرده اید. تاریخ دقیق، نشانی و شماره تلفن دقیق محل میهمانی و ساعت آغاز و پایان قطعی آن را به اطلاعشان برسانید.
۶) به میهمانان خود بگویید كه آیا آنها مجاز به آوردن دوستان و یا همراه نیز میباشند یا خیر. به میهمانان خود متذكر شوید هرگاه خواستند كسی را همراه خود بیاورند حتما شما را از قبل در جریان امر قرار دهند تا شما آمادگی پذیرایی از میهمانان خارج از فهرست را داشته باشید.
▪ نكته:در تعیین تعداد میهمانان خود حتما وسعت و گنجایش منزل خود را لحاظ كنید تا میهمانان فضای كافی برای راحت بودن در اختیار داشته باشند.
▪ نكته: یكی دیگر از فاكتورهای تعین كننده تعداد میهمانان بودجه شماست. همیشه مطابق بودجه و توان مالی خود برنامه ریزی كنید.
نكته:به میهمانان خود اطلاع دهید كه چه كسان دیگری در میهمانی حضور خواهند داشت.
۷) چك كنید. بررسی كنید ببینید آیا بشقاب، لیوان، كارد و چنگال، میز و صندلی به اندازه كافی در اختیار دارید. اگر چنین نیست میتوانید آنها را از دوستان و همسایگان صمیمی خود به امانت گرفته و یا از بیرون اجاره كنید.
۸ )حداقل از ۳ روز مانده به موعد میهمانی از نوع و نحوه پذیرایی مطمئن گردید. یا غذا از بیرون سفارش میدهید و یا شخصا تهیه خواهید كرد.
۹) و نوع غذا و دو نوع سالاد معمولا كفایت میكند.
۱۰) دستمال كاغذی، سطل آشغال كوچك به اندازه كافی و یخ كافی را هیچگاه فراموش نكنید.
۱۱) یك هفته مانده به میهمانی لیست خرید خود را تهیه كنید. و ۲ روز مانده به میهمانی خرید خود را انجام دهید.
۱۲) از روز پیش از میهمانی خانه را كاملا نظافت كرده و مرتب كنید. به یاد داشته باشید كه توالت و دستشویی از جمله مكانهای پر تردد در میهمانیها خواهد بود بنابراین این مكانها را كاملا تمیز كرده و صابون، مایع دستشویی و حوله تمیزی در دستشویی قرار دهید. اگر خواستید میتوانید محل مهمانی را با گل، بادكنك و غیره تزئین كنید.
۱۳) پیش از سر رسیدن میهمانان اشیاء قیمتی خود را ازمعرض دید پنهان سازید و درگنجه ها و كمد لباس خود را قفل كنید.
۱۴) آیا در محل سكونت و یا مكانی كه قصد دارید میهمانی را در آنجا برگزار كنید پاركینگ عمومی و یا فضای كافی برای پارك اتومبیل میهمانان موجود میباشد. این یكی از دردسر سازترین مشكلات میهمانان در بدو حضورشان خواهد بود. اما شما با دور اندیشی و پیش بینی های لازم و درنظر گرفتن مكان مناسب برای پارك خودروها میتوانید این مشكل را رفع كنید. میتوانید از همسایگان خود خواهش كنید تا خودروهایشان را در محل دیگر و یا پاركینگ منزلشان پارك كنند.
۱۵) روز موعد به همسایگان خود اطلاع دهید كه امشب یك میهمانی ترتیب داده اید. شماره تلفن خود را به آنان بدهید تا در صورتی كه صدای موسیقی و یا سرو صدای میهمانان مخل آسایش آنها شد با شما تماس بگیرند با این كار معمولا بندرت ممكن است همسایه ها از دستتان شاكی شده، به در منزلتان بیاییند و یا پلیس را مطلع سازند.
۱۶) به افراد سیگاری اجازه ندهید در جمع سیگار بكشند. میتوانید بالكن و یا حیات خانه را برای اینگونه افراد در نظر بگیرید.
۱۷۰ موسیقی از ملزومات یك میهمانی مفرح است. از چند روز قبل از مهمانی از سالم بودن دستگاه پخش موسیقی خود مطمئن شوید و یا میتوانید از یكی از دوستانتان خواهش كنید تا آن را برای شما فراهم كند. طیف وسیعی از نوار وسی دی موسیقی را برای روز میهمانی گردآوری كنید.
۱۸) كنترل بلندی صدای موسیقی خود را در طول میهمانی كنترل كنید. به میهمانان اجازه ندهید صدای موسیقی را بیش از اندازه بلند كنند. به فكر آسایش همسایگان خود نیز باشید.
۱۹) برای كاهش سرو صدای موسیقی و میهمانان و همچنین افزایش امنیت در طول میهمانی از بسته بودن درها، پنجره ها اطمینان حاصل كنید. همچنین پرده ها را نیز كاملا بكشید.
۲۰) شماره تلفن چند تاكسی سرویس و آژانس محله خود را تهیه و در دسترس داشته باشید تا هنگام ترك میهمانان آنها را در بازگشت به منازلشان یاری رسانید.
۲۱) در بدو ورود به میهمانان خود خوشامد بگویید و میهمانان خود را به یكدیگر معرفی كنید.
۲۲) محلی را برای نگداری لباسها، كلاه، كیف دستی، اوركت، كاپشن، مانتو، چتر و غیره میهمانان خود اختصاص دهید.
۲۳) به خاطر داشته باشید مسئولیت سلامتی میهمانان از بدو ورود به منزل شما و تا بازگشت به منازلشان به عهده میزبان میباشد.
۲۴) از میهمانان خود از چیپس، بستنی، دسر و تنقلات در طول میهمانی پذیرایی كنید.
۲۵) هرگاه قصد ثبت لحظات شیرین میهمانی خود را دارید دوربین عكاسی و فیلم برداری را از پیش تدارك ببینید.
۲۶) تلفن تماس اورژانس و پلیس را در دسترس داشته باشید. همچنین نزدیكترین اورژانس به محل برگزاری میهمانی را شناسایی كنید.
۲۷) از سرو مشروبات الكلی در میهمانی جدا خودداری كنید. جای آن میتوانید با قهوه، چای، نوشابه، آب میوه ها و آب خنك از میهمانان خود پذیرایی كنید.
۲۸) در همه حال میهمانی را تحت كترل خود داشته باشید. مكان، نوع فعالیت و حركات تمام میهمانان خود را تحت نظارت داشته باشید.
۲۹) اگر متوجه شدید فرد و یا افرادی در حال بر هم زدن نظم میهمانی هستند و یا رفتار ناشایسته ای از خود بروز میدهند ابتدا به آنها تذكر دهید و در صورت تداوم رفتار از آنها از اینكه آنها را از میهمانی بیرون بیاندازید تردید نكنید.
۳۰) میهمانان را با موسیقی، رقص، بازیها، غذا و گفتگوهای مفرح سرگرم كنید.
۳۱- بیش از اندازه از چگونگی برگزاری میهمانی استرس و نگرانی نداشته باشید و سعی كنید از میهمانی لذت ببرید.
● وظایف و مسئولیهای میهمانان
۱) هرگاه تصمیم داشتید كسی را همراه خود به میهمانی بیاورید حتما قبلا از میزبان اجازه بگیرید.
۲) قطعی بودن و یا انصراف خود را از آمدن به میهمانی حداقل ۲ روز قبل از میهمانی به اطلاع میزبان برسانید.
۳) در پاكیزه نگه داشتن محل برگزاری میهمانی كوشا باشید. خانه را بهم نریزید و به اثاثیه خسارت وارد نكنید.
۴) به سایر میهمانان با احترام برخورد كنید و حریم شخصی آنان را رعایت كنید.
۵) از شوخی های نابجا جدا خودداری كنید.
۶) از هرگونه دعوا، مجادله و جر وب حث خودداری كنید.
۷) خیلی زود حضور نیابید. چنانچه به فرض ساعت ۱۰ شب میهمانی آغاز میگردد بهتر است شما ساعت ۱۱:۳۰ در میهمانی حضور یابید. همچنین زودتر از پایان یافتن وقت مقرر میهمانی را ترك كنید.
۸) هیچگاه بدون خداحافظی از میزبان میهمانی را ترك نكنید.
۹) هرگاه با نامزد خود به میهمانی میروید به دختران دیگر نگاه نكنید و زیبایی آنها را به رخ محبوبتان نكشید. سعی كنید تمام حواس و توجه خود را به محبوب خود معطوف كنید. همچنین وی را به دوستان خود معرفی كنید.
۱۰) نسبت به نوع پوشش، طرز رفتار و برخورد خود با بقیه بسیار دقت كنید. زیرا در اینگونه مجالس است كه شخصیت شما برای دیگران آشكار و به خاطر می ماند.
۱۱) معمولا در میهمانیها خود میزبان به فراموشی سپرده میگردد بنابراین سعی كنید بیشتر با میزبان ارتباط داشته باشید.
۱۲) گفتگوهای درون میهمانی میبایست كوتاه، مختصر، دلنشین و دور از بحثهای جدی باشد.
۱۳) با دوربین تلفن همراه خود از دیگران عكس نگیرید.
۱۴) چنانچه دوست و یا خویشاوند صمیمی میزبان میباشید حتما در تدارك اولیه میهمانی و همچنین مرتب كردن خانه پس از میهمانی به میزبان كمك كنید.
۱۵) به یاد داشته باشید به صرف اینكه یك میهمانی غیر رسمی و خودمانی است شما حق دارید هرگونه كه مایلید رفتار كنید. همیشه اعتدال را رعایت كنید.
۱۶) كنترل رفتار، گفتار و اعمال خود را در طول میهمانی حفظ كنید و همواره با متانت و با وقار باقی بمانید. از لودگی، حركات و جملات زننده و سبك خودداری كنید.
۱۷) به خاطر داشته باشید پارتی ای كه در آن حضور دارید آخرین روز زندگی شما نخواهد بود. فردایی نیز وجود دارد بنابراین كاری نكنید كه در آینده برایتان پشیمانی به بار آورد.
۱۸) از رفتن به میهمانیهایی كه از میزبان آن شناخت كافی ندارید و به میهمانان دیگر نیز مشكوك میباشید صرفنظر كنید.
۱۹) نشانی دقیق میهمانی را حتما به والدین و یا یك دوست اطلاع دهید.
۲۰) سعی كنید تنهایی به میهمانی نروید و حتما یك دوست مطمئن را همراه خود ببرید.
 
 
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
آدم های سمی، روابط سمی
اکثر ما در اطراف خود آدم هایی داریم که رفتار آن ها گاه و بیگاه ما را بیچاره می کند؛ از همکلاسی گرفته تا خواهر و برادر و دوست و همکار و ... رابطه با این گونه افراد معمولا ما را دچار احساساتی مانند عصبانیت، سردرگمی، رنجش و مشابه این ها می کند؛ احساساتی که سلامت ما را به خطر می اندازند. این گونه روابط را می توان «روابط سمی» نامید و اگر این گروه از آدم ها در سایر روابط شان همچنین رفتارهایی داشته باشند می توان به آن ها گفت «آدم های سمی».
هیچ وقت شده به دوستی که شدیدا به کمک احتیاج داد نه بگویید؟ احتمالا نه و درست به همین خاطر در خیلی مواقع با وجود کار و مشغله زیاد، وقت تان را صرف این کرده اید که صرفا شنونده باشید. شنونده ای که در صورت لزوم «بله» یا «نه» می گوید. بعد هم احتمالا یک سردرد جانانه. این سردرد دقیقا نشانه این است که آتشبار یک ارتباط سمی شما را هدف گرفته است. در واقع هر ارتباطی که انرژی شما را تحلیل ببرد، خسته و عصبانی تان کند یا احساس تحقیر و یا سردرگمی در شما به وجود بیاورد سمی محسوب می شود. اغلب اوقات ریشه سردردهای میگرنی، پرش های عصبی چشم، حساسیت های پوستی و اختلالات تغذیه، در روابط سمی بلندمدت است. برخی از این روابط سمی می تواند طرح ها، روابط، برنامه ها و حتی خوشبختی شما را خراب کند. این گونه روابط می تواند مربوط به رییسی دمدمی مزاج باشد که هیچ وقت هیچ چیز راضیش نمی کند، دوستی باشد که منتظر است اشتباه کنید تا مچتان را بگیرد یا پدر و مادری که با شما عین بچه ها رفتار می کنند.
اولین قدم برای سم زدایی این است که روابط خود و انواع رفتارهایی که آزارتان می دهد را فهرست کنید. دومین قدم هم بر روش های جواب دادن به این افراد است که مانع قربانی شدن شما در قبال رفتارزهرآگین آن ها می شود. در این جا پنج روش را برای خنثی نمودن سم های ارتباطی به شما پیشنهاد می کنیم. مطمئنا اگر شما هم روی این موضوع متمرکز شوید می توانید روش های خلاقانه ای را ابداع کنید.
ـ روش اول برای خنثی کردن این سموم به شوخی برگزار کردن موضوع است. سعی کنید به جای از کوره در رفتن، به این دوست آزار دهنده بخندید. کار سختی است ولی به امتحانش می ارزد.
ـ روش دوم این است که آینه بشوید و عین رفتار طرف مقابل را به او نشان بدهید تا متوجه شود رفتارش چقدر غیرطبیعی است.
ـ در بعضی موارد هم روش سوم یعنی رویکردی ملایم تر و پرسش گر می تواند کارساز شود. می توانید خیلی ملایم راجع به علت رفتار طرف مقابل سوال کنید.
ـ روش چهارم مربوط به زمانی است که کسی نیش و کنایه می زند. در این موارد گاهی تنها راه این است که از کوره به در روید!
ـ روش پنجم به درد محیط های کاری می خورد چون بعضی از تنش زاترین موقعیت ها در محیط کار اتفاق می افتد.
در این موارد آگاه بودن از حق و حقوق، دفاع خوبی در برابر روابط سمی است. بهتر است نقش و وظایف قانونی خود را بدانید تا اگر کسی بخواهد چیزی را به شما تحمیل کند بتوانید به خوبی در برابرش اقدام کنید.
▪ و حرف آخر.
مطمئن باشید شما فقط و فقط می توانید خودتان را تغییر دهید نه دیگران را. به همین دلیل از کسی توقع نداشته باشید به خاطر شما در رفتار خود تغییری ایجاد کند. برای کم کردن و از بین بردن فشارهای ناشی از روابط سمی، به تجدیدنظر در واکنش های خود احتیاج دارید و به خود شما بستگی دارد که چقدر فشار را می خواهید جذب یا تحمل کنید.