جشنواره پيامك هاي مذهبي
خداوندا گیرنده این پیام را در زمره بهترین بندگان خود مقام ده، او را سبب خیر و برکت و مایه مباهات مؤمنین و فرشتگان خویش قرار بده، و در این ماه و همه ماهها بهترین حالات را همراه با فزونی در مال، سلامتی در جسم، آرامش در روح و استواری در دین برای او مقرر فرما. آمین
شب عفو است و محتاج دعایم
ز عمق دل دعایی کن برایم
اگر امشب به معشوقت رسیدی
خدا را در میان اشک دیدی
کمی هم نزد او یادی ز ما کن
کمی هم جای ما او را صدا کن
سجده بر سجاده عشاق چون کردی سحر
جان مولا زیر لب آهسته نامم را ببر
امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت
آرام روان گشت دلت سوی خدایت
رفتی به در خانه آن قاضی حاجات
یادآر مرا ملتمس لطف و دعایت
اي ماه سر به مهر، سر از سجده بر مدار
پشت سرت كسي است كه شقالقمر كند
اي قبله حاجات، خريدار گدا باش
ما را تو نگهدار به درگاه خدا باش
اينجا من دلخسته به دنبال تو هستم
محشر، تو به دنبال من بيسروپا باش
اگر به ديدن يوسف بريده شد انگشت
جمال يوسف زهرا هزار يوسف کشت
آن کدام رنج طاقت فرساست که چاهها را رازدار ناله های علی کرده است؟
گویی هنوز صدای بغض آلود او را از عماق تاریخ به گوش ميرسد که:
یا اشباه الرجال و لا رجال ...
زهي خجسته زماني که يار باز آيد
به کام غمزدگان غمگسار باز آيد
اگر فداي امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گويم و سر، خود چه کار باز آيد
شايد آن روز که سهراب نوشت:
"تا شقايق هست زندگي بايد کرد"
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اينگونه نوشت:
هر گلي هم باشد، چه شقايق چه گل پيچک و ياس
زندگي بي مهدي
زندگي با غمهاست
اي مدنيبرقع و مکي نقاب
سايهنشين، چند بود آفتاب
منتظران را بهلب آمد نفس
اي ز تو فرياد به فرياد رس
یا صاحب الزمان
در تمناي نگاهت بي قرارم تا بياي
من ظهور لحظه ها را مي شمارم تا بيايي
خاک لايق نيست تا به رويش پا گذاري
در مسيرت جان فشانم گل بکارم تا بيايي
ممنون از پيامك ها
اي تيغ! نجاتبخش حيدر بودي
از تيغ زبان خلق، بهتر بودي
با آنكه شكافتي سرم را اما
صد مرتبه مهربانتر از در بودي