جشنواره پيامك هاي مذهبي
بی علی دنیا ندارد اعتبار
وای بر ما وای بر این روزگار
دل را ز شرار عشق سوزاند علي
يک عمر غريب شهر خود ماند علي
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز ميخواند علي مسوزان قلب زینب دخترم را
طبیبا وامکن زخم سرم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر
نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد هستشاهد
که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آنروز
که زد در کوچه قنفذ همسرم را
داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا ميگريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي به فلک از اين عزا ميگريد
شد کشته به محراب عبادت ، حيدر
هر ديده به حال مرتضي ميگريد
بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد
گر خدایی نیست جز رب جلی
لا امیرالمومنین الا علی
چو بشکفد زلبت غنچههای پاک دعا
تو را به فاطمه سوگند، التماس دعا
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمهی فـزت و رب الکعبه را
امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران... اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست... اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید ...