درباره امام زمان (عج) بنویسید
چشم ها پرسشی بی پاسخ حیرانی ها
دست ها تشنه ی تقسیم فراوانی ها
با گل زخم سر راه تو اذین بستم
داغ های دل ما جای چراغانی ها
حالیا دست کریم تو برای دل ما
سر پناهی ست در این بی سرو سامانی ها
وقت ان شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سر انگشت تو اغاز گل افشانی ها
فصل تقسیم گل گندم لبخند رسید
فصل تقسیم غزل ها و غزل خوانی ها
سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها
چشم تو لایحه ی روشن اغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی ها
(قیصر امین پور)
دست ما به دامان نجابتت !ای گستره امید! به ما مجال عاشق شدن و فرصت
احیاء در فضای عطش خود را عطا کن . مگر جز امام کسی شایستگی و قدرت این
بخشیدن را دارد؟
این پیله های انجماد را که قرن هاست زمین به دور باور خویش تنیده چه کسی
جز منجی قادر به شکستن است؟
این قفس تنگ ماده و این حصار سیاه فراموشی را کدام دست خورشیدی جز تو
قادر به گشودن است؟
ای پاسخ مشترک تمام سوالات !
دریاب این نفس های خسته از خویش را ....بنگر و شفاف تر از ایینه ببین ما را که
شکایت یخ زدگی خویش را به محضر خورشیدی تو اورده ایم.
موعود ترین تبسم اسمان! ما را به اتش انتظار خود احیا کن که می دانیم که
کسی منتظر تر از تو نیست!
خیلی از امامان بودند که وقتی سال می شد از آنها که چرا قیام نمی کنید، می فرمودند یاور نداریم.
چه تعداد یار مد نظر آنها بود؟
یکی از ائمه معصومین (ع)، در پاسخ به چنین پرسشی، به یک گله گوسفند اشاره می کنند و می فرمایند: اگر این قدر یاور داشتم، قیام می کردم.شخص سئوال کننده می گوید: رفتم و تعداد گوسفندان گله را شمردم،به خدا قسم، فقط 17 گوسفند بود.
آیا ما واقعاً برای ظهور آماده ایم؟
نکند شرایط ما شرایط زمان امام حسن (ع) باشد یا دعاهای ما مثل نامه های مردم کوفه به امام حسین (ع) باشد ...
یکی از شیعیان خدمت یکی از ائمه علیهم السلام رسید و عرض کرد: اینقدر تعداد شیعیان و محبین شما زیاد است چرا قیام نمی کنید؟
امام (ع) به تنوری که در آن اتاق روشن بود اشاره کردند و به آن فرد فرمودند: برو و در تنور بنشین.
آن فرد عرض کرد: اگر حرفی زدم که باعث ناراحتی شد، مرا عفو کنید.
امام فرمودند: تو را عفو کردم.
در این هنگام غلام آن حضرت وارد اتاق شدند. امام به غلام خود فرمودند: برو در تنور بنشین.
غلام بدون کلمه ای حرف در مقابل چشمان میهمان امام، رفت و در تنور آتش نشست.
امام با میهمان خود وارد صحبت شدند و مدتی طولانی از هر دری سخن گفتند.
بعد، امام به میهمانشان فرمودند: برو و در تنور نگاه کن.
آن شیعه بلند شد و رفت در تنور نگاه کرد و دید غلام امام، صحیح و سالم در وسط آتش چهار زانو نشسته است.
غلام بیرون آمد و به آنها سلام کرد.
امام خطاب به میهمانش فرمود: چند نفر شیعه مثل این غلام داریم؟
آن فرد عرض کرد: هیچ.
مسأله این است که ما شیعه نیستیم. ما فقط « محب ائمه اطهار » هستیم. شیعه، به امثال سلمان فارسی و ابوذر و عمار و مالک اشتر می گویند، نه به ما.
همین الان نائب امام در بین ماست. آمادگی ما برای اجرای فرامین ایشان چقدر است؟
نکند مثل مردم اطراف حضرت مسلم ابن عقیل باشیم. « مسلم ابن عقیل » امام زمان (عج) اکنون در بین ماست.
آیا پیگیر فرمایشات ایشان هستیم؟ آیا خود را « در عمل » سرباز جان بر کف معظم له دانسته ایم؟
اگر چنین بود، اگر ایشان به تعداد یک پنجم مجموع نمازگران صفوف جماعت و جمعه در سراسر کشور، یار واقعی داشتند، وضع کشور ما اکنون اینگونه نبود.
این (یاری امام) حیاتی ترین مسأله در زندگی هر فرد است.
باید این مسأله را بررسی کنیم و اگر آماده نبودیم، دنبال ساختن خودمان برویم.
این یعنی دعای عملی. وگرنه دعای لفظی فایده زیادی ندارد.
حضرت مهدی علیه السلام منتقم خونهای بناحق ریخته شده در عالم است. انتقام امام عصر علیه السلام، یک مسأله شخصی نیست. آنچه در کربلا رخ داد، از نظر اعتقادی، ستیز همه اسلام با همه کفر بود؛ کسانی که با امام حسین علیه السلام جنگیدند در حقیقت با ادعای مسلمانی، به انکار توحید وردّ نبوّت برخاستند. این نفاق به مراتب از کفرِ صریحِ کافرانِ صدر اسلام بدتر وخطرناک تر بوده است.
یکی بیاید شیعه بودن را به ما یاد بدهد.
برای هر چیزی کلاس می گذاریم (آموزش اینترنت، فوتوشاپ،...)، چرا برای این امر مهم کلاس نمی گذاریم؟ این مسأله در فرهنگ عمومی ما چه جایگاهی دارد؟ فقط در مناسبتها؟ آنهم فقط چند ساعت؟
نکند بمیریم در حالیکه هنوز شیعه نشده باشیم.
بدون شرح
. من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن كسى هستم كه زمین را پر از عدل مىكنم، همانگونه كه پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمىماند و مردم در وقفه نمىمانند و این امانتى است كه جز به برادرانت از اهل حق مگو
اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است كه یادش بزرگ است و هر كس(براى ظهور) وقت تعیین كند، دروغ گفته است.
هر فردى از شما باید به آنچه عمل كند كه به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مىگرداند كه همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.