جام جم آنلاين: چمدان دربسته‌اي از طريق راه‌هاي مختلف دست به دست مي‌چرخد و به آدم‌هاي مختلفي مي‌رسد، اين‌كه هر كدام از اين آدم‌ها چه اقدامي در رابطه با آن انجام مي‌دهند، مجموعه اپيزوديك «چمدان» به كارگرداني خسرو ملكان را پيش مي‌برد.

واكنش آدم‌هايي از اقشار مختلف، فقير و ثروتمند، پير و جوان، در مواجهه با چمدان، تقريبا يكسان است، ​همه با ديدن چمدان ذوق‌زده مي‌شوند و مطمئن هستند كه هرچه در آن هست، به رسيدن آنها به آرزوهايشان كمك مي‌كند.

درست است كه در واقعيت درصد زيادي از مردم، ممكن است چنين واكنشي داشته باشند، اما در سريال چمدان، عكس‌العمل ديگري اصلا متصور نيست.

يك نفر چمداني را كه نمي‌داند در واقع داخلش چيست در هفت سوراخ قايم مي‌كند چون نمي‌خواهد كسي ديگر از پول هنگفتي كه احتمالا در آن هست بويي ببرد.

يك نفر ديگر در حالي كه هنوز نمي‌داند واقعا چمدان حاوي چيست، آن را با خوشحالي به خانه خانواده همسر آينده‌اش مي‌برد و آنها هم از ديدن چنين محموله ارزشمندي خوشحال مي‌شوند.

خلاصه در مواجهه با چمدان، اگر كسي لحظه‌اي به فكرش برسد كه چيزي به جز پول و طلا و چيزهاي قيمتي در آن است، بزودي آن را فراموش مي‌كند و همان تفكر «حتما توي چمدان چيزي هست كه مرا به آرزوهايم مي‌رساند» را ادامه مي‌دهد.

البته واكنش نهايي آدم‌ها با هم فرق مي‌كند، مثلا يك نفر آن را از دست مي‌دهد و به خاطرش غصه مي‌خورد و يك نفر ديگر به خاطر اعتقادات و ضوابط اخلاقي كه براي خودش دارد، با وسوسه‌هايش مقابله مي‌كند و آن را از خود دور مي‌كند.

در نهايت بيشتر آدم‌هايي كه چمدان به دستشان مي‌رسد، بدون اين كه حتي بفهمند درون چمدان چه چيزي هست، تغيير مثبتي در زندگي‌شان به وجود مي‌آيد و بقيه آدم‌ها كه اين تغيير مثبت برايشان پيش نمي‌آيد، در داستان رها مي‌شوند.

مثلا كسي كه معتاد بوده و همسرش مي‌خواسته از او طلاق بگيرد، با چمدان دستگير مي‌شود و بعد اعتيادش را ترك مي‌كند، مسير درست زندگي‌اش را پيدا مي‌كند و (احتمالا) به سر و سامان مي‌رسد. اما از دزدي كه چمدان را پيدا كرده بود و طي يك اتفاق از دستش مي‌دهد، ديگر خبري نمي‌شود.

انگار دزد فقط براي اين وارد ماجرا شده بود كه چمدان را از يك نقطه به نقطه ديگري انتقال دهد تا از دست كسي به كسي ديگر برسد و حالا كه وظيفه‌اش انجام شده، ديگر نه به سرگذشت او كاري داريم و نه به آينده‌اش.

معلوم نيست در مجموعه چمدان آدم‌ها روي چه حسابي مي‌مانند و روي چه حسابي از كار خارج مي‌شوند. مثلا چند قسمت اول سريال، به معرفي اعضاي خانواده‌اي گذشت كه احتمالا اولين كاشفان چمدان بوده‌اند، اين معرفي آنقدر طول كشيد كه بيننده فكر مي‌كرد تمام سريال قرار است به بررسي زندگي اين خانواده بپردازد. اما بعد از چند قسمت چمدان از دست آنها خارج شد و داستان آنها هم همانجا تمام شد.

اين باعث مي‌شود بيننده نفهمد كه كنكاش زياد سريال روي زندگي بعضي از آدم‌ها به اين معني است كه آنها نقشي تعيين‌كننده‌تر يا مهم‌تر از بقيه دارند و بايد روي زندگي آنها بيشتر متمركز شود يا اين كه كاملا اتفاقي است و اين آدم‌ها هم يك رابط هستند كه چمدان را به دست نفر بعدي مي‌سپارند.

بعد از بررسي مختصر احوالات آدم‌هاي ديگري، دوباره اين پردازش در مورد خانواده بعدي تكرار مي‌شود. با اين تفاوت كه چمداني كه به نظر مي‌رسيد تا آخر سريال قفل بماند، به دست آنها باز مي‌شود و محتويات آن كشف مي‌شود. محتمل‌ترين پيش‌بيني در مورد سريال، اين بود كه چمدان در قسمت‌هاي آخر باز شود و بفهميم كه درون آن هيچ چيز ارزشمندي نبوده و تنها طمع آدم‌ها بوده كه از كاه درون چمدان كوه ساخته است، اما با باز شدن چمدان در پايان يك سوم ابتدايي سريال، حساب و كتاب‌ها اشتباه از آب در مي‌آيد و مي‌بينيم كه چمدان «پوچ» نبود! بلكه درون آن پر از طلا و پول بود كه به واقع مي‌توانست تمام آرزوهاي آدم‌هاي سر راهش را هم برآورده كند.

با اين اتفاق، مسير جديدي براي ادامه سريال گشوده مي‌شود، به اين ترتيب كه آدم‌هايي كه آرزو داشتند چنين محموله‌اي يكباره و بدون زحمت به دستشان برسد، حالا نمي‌دانند بايد چطور از آن استفاده كنند.

در اينجا هم سريال چند قسمتي روي خانواده‌اي كه چمدان را باز مي‌كنند متمركز مي‌ماند اما معلوم نيست كه پس از اين، محتويات چمدان به خانواده ديگري مي‌رسد و آنها را درگير مي‌كند يا اين كه اين همه مقدمه‌چيني براي رسيدن به اين خانواده و بررسي واكنش‌هاي آنها بوده است.

براي اين كه مخاطب بتواند از چمدان لذت ببرد، بايد سختگيري را كنار بگذارد و حتي دنبال منطق روايي مشخصي نگردد.

به اصطلاح بايد دل به دل داستان بدهد و از طنزهايي كه اين همه بازيگر مطرح و سرشناس در عرصه كمدي ايجاد مي‌كند، لذت ببرد.

چمدان مجموعه‌اي از بازيگران سرشناس را به خانه‌ها مي‌آورد كه در كنار هم داشتن آنها مي‌توانست از عوامل موفقيت سريال باشد. اما چون اين مجموعه، فيلمنامه دقيق و حساب‌شده‌اي ندارد، بخش‌هاي آن مثل تكه‌هاي نسبتا بامزه‌اي تنها كنار هم قرار مي‌گيرد. چمدان تنها سريال امسال ماه رمضان است كه كاملا در فضاي كمدي اتفاق مي‌افتد، در حالي كه تجربه نشان داده مضمون طنز جذابيت‌هاي مخصوص به خودش را دارد كه مي‌تواند درصد قابل توجهي از بينندگان را با خود همراه كند، اما ضعف‌هاي موجود در سريال چمدان نتوانسته اين سريال را جزو انتخاب‌هاي اول بينندگان قرار دهد.