آشنایی مختصر با «آنتوان لاوی»
نام كامل وی «آنتوان شزاندر لاوی» میباشد. وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیكاگو (آمریكا) متولد و به همراه خانوادهاش به سانفرانسیكو عزیمت نموده و تا زمان مرگش در آن جا ساكن میشود. وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل و حضور در خانه، به عنوان خدمه و دلقك به یك سیرك میپیوندد. لاوی در سال 1950 میلادی در دایرهی جنایی پلیس آمریكا به عنوان عكاس جنایی مشغول به كار میشود كه تاثیرات عمدهای را نیز میپذیرد. آنتوان در سال 1952 با «كارول لنسیگ» ازدواج میكند اما بنا بر دلایلی اعم از عدم التزام به اصول اولیهی اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام «داین هگارتی» از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد، روابط نامشروعی را با وی آغاز میكند.
لاوی یك فرزند نامشروع از هگارتی كه هرگز با وی ازدواج نكرد، به دست میآورد. وی همچنین علاقهی وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سالها روابط جدی و پردامنهای را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون «مایكل آكینو» برقرار میكند.
این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریكا، در تاریخ 30 آوریل 1966 در حالی كه برای جمعی از اعضای حلقههای سری «دایرهی اسرارآمیز» با سری تراشیده سخن میگفت، مدعی بنیان گذاری «كلیسای شیطان» شد.
نامبرده كتابی را تحت عنوان «انجیل شیطان» و كتاب دیگری نیز با نام «آیین پرستش شیطانی» به چاپ رساند. روز مرگ لاوی با نام «هالووین» در آمریكا شناخته میشود.
مرلین منسون
1. بیوگرافی: «مرلین منسون» نام مستعار «برایان وارنر» متولد سال 1969 میلادی از یك خانواده فقیر و سطح پایین فرهنگی در منطقهی «كانتون اوهایو» آمریكا میباشد.
وی دوران كودكی سختی را پشت سر گذاشته و هماره با آرزوهای كوچك، اما دست نیافتنی اقتصادی و مالی و آن چه در برههی زمانی موردنظر، حداقلهای یك زندگی را برای كودك و نوجوان در آمریكای افسار گسیخته لازم میساخت، بزرگ شد.
وارنر دوران كودكی پر از حسرت خود را به جوانی میرساند. در حالی كه گروهی نیز اظهار كردهاند وی مدتی را در یك مدرسهی مذهبی مسیحی تحصیل كرده است.
برایان در سن 18 سالگی ضمن نقل مكان به منطقهی «تامپابای» در «فلوریدا» به شغل روزنامه نگاری، روی میآورد. وی در طول این مدت، مطالب مختلفی را با قلمی ضعیف و سطحی نگر در نقد اشعار موسیقیهای مبتذل و سخیف «متال» و «راك» به رشتهی تحریر در میآورد. گروهی از هواداران وی به غلط او را منتقد متالیكا معرفی میكنند.
اما آنچه با اطمینان در خصوص این برههی زمانی شیطان مدرن میتوان اظهارنظر كرد، اینست كه سالهای جوانی برایان سالهای آشنایی وی با فضای مسموم گروههای شیطان پرستی و اقمار آن نظیر گروههای متالیكا، هی پی و … است.
بدیهیست از آن ساختار فاسد فرهنگی، اگر انسانهایی به غیر از برایان وارنر شكل بگیرند، محل تردید وجود خواهد داشت و این هشداری جدی به آیندهی تمامی كشورهاییست كه در زمینهی اقدام دیرهنگام مهندسی فرهنگی، هنوز هیچ حركتی را صورت ندادهاند.
در هر حال وی پس از آشنایی با «اسكات میچل»، گیتاریست فعال در برخی گروههای كوچك و نه چندان حرفهای راك، گروه متالیكای خود را تشكیل میدهد. وی در این سالها نام مرلین منسون را با تركیب نام دو نفر دیگر بر خود میگذارد. نام مرلین را از بازیگر زن به نام هالیوودی «مرلین مانرو» كه شهرت به فساد و بازی در فیلمهای غیراخلاقی داشت و از ظاهر زیبایی برخوردار بود و «منسون» را نیز از نام یك كشیش ناراضی فرقهگرای مسیحی، برمی گزیند. وی با همكاری عناصر دیگری همچون «گجت گین» نوازندهی باس، «مادونا واین»، نوازندهی كیبورد و «اسپوكی كیدز» چند مجموعهی موسیقی را ضبط و روانه بازار مینماید. پس از انجام اقدامات جسورانه گروه منسون در انتخاب رنگ بندی صحنه، نوع اجرا، گستاخی در استفاده از الفاظ ركیك و ترویج فحشا در آثار ایشان، «ترنست رزنور» (یكی از فعالان گروه متالیكا در آمریكا) در سال 1993 زمینهی تبادل نظر گروه منسون كه دچار تغییرات رادیكال تری نیز شده بود با مدیریت یك شركت فعال در حوزهی موسیقی آمریكا به نام «تایتینگ ریكورد زلیپل» فراهم میآورد. عناصر تازه وارد گروه و مدیر شركت یاد شده، زمینههای گرایش بیشتر شیطان مدرن را به وحشی گری در صحنههای اجرا را فراهم میآورند. منسون در این سالها و به سرعت عصر توحش موسیقیاییاش را پشت سر گذاشت و به ستاره مبتذل، اما پر مخاطب رسانههای آمریكایی بدل شد.
این اقدامات، او را از جایگاه یك مطرب محلی در فلوریدای جنوبی خارج و از او چهرهای ملی در آمریكا ساخت. در طول این مدت نگرانیهای برخی از اقشار اجتماعی از هنجارشكنی وحشتزای این فرد، زمینههای مقاومتهای داوطلبانه و لغو برخی از برنامههای عمومی منسون را فراهم آورد. او در این سالها آلبومهای ضدمسیح، هالیوود، حیوانات مكانیكی و … را منتشر كرد. ناگفته نماند كه روزنامههای آمریكایی در چهره سازی این عنصر نامطلوب فرهنگی نیز بیتاثیر نبوده است.
او در سال 1997 به یكی از خبرسازترین چهرههای جهان بدل شد.
اما آن چه باید ذكر شود، آن است كه محصول این فعالیتها، شهرت و ثروت بسیار زیادیست كه حداقل پنج نسل بعد از این، خواننده متالیكا را بیمه كرده است و بسیاری از آگاهان، نام برده را از سوپر میلیونرها یا بهتر بگویم میلیاردرهای جهان میشناسند كه به یاری تسلط شیطانی بر احساسات جوانان دور مانده از معنویت و به مدد كارهای شنیع، توانسته است ثروت كلانی را جذب حسابهای بانكیاش نماید. سبك خاصی را نیز در ارایه آثار موسیقیایی، نمیتوان به منسون نسبت داد، اگر چه همان طور كه اشاره شد پایهی اتمهای آثار وی، همان پایههای برگرفته شده از موسیقی متال است.
اما اگر میخواهیم درك درستی از سبك موسیقی وی داشته باشیم، تداعی قارچهای روییده بر ریشهی درختان جنگلی و یا سایر انگلها، میتواند ترسیم منظور نگارنده از طرح موضوع باشد.
عامل سودجویی در تبیین خط مشی منسون نقش ویژهای را عهده دار است و اما باید یادآور شد كه از فعالیت وی، سود سرشاری نصیب كمپانیهای طرف قرار داد تبلیغاتی با او كرده است كه در زمینههای مختلفی از جمله زیور آلات، لباس و … فعالیت اقتصادی دارند.
2. عقاید:
هیچ عقیدهی ثابتی را نمیتوان به منسون نسبت داد، او مظهر لاقیدی و بیعقیدگی محض است و آن جا كه پای عقیده به میان كشیده میشود آن عقیده به شیطان رانده شده است.
اما از آن جا كه انسانهای بیعقیده و مكاتب بیعقیده، باید در پی انجام اعمال خود به فلسفهبافی بپردازند، او نیز فلسفه بافیهایی را طرح مینماید. به عبارتی دیگر فلسفهبافی به كمك «مشتری داشتن» و ماندگاری مشتریان به كار او آمده است.
وارد شدن در تونل یا سالنی كه با تصاویر هر چند بیربط تزیین شده است، كمك میكند تا مخاطبانش مدت بیشتری را در این تونل یا سالن باقی بمانند و در نتیجه گزارش میكنند كه «ما فلان میزان مخاطب را داریم». منسون اولین دیدگاهش در صدور عقاید یا فلسفه بافیها، همین مورد است، یعنی؛ نگاه داشتن بیشتر مشتریان در صف انتظار دریافت تولیدات فكری جدید. در مرحلهی بعد القای مفاسد فكری و عقیدتی در دستور كار وی قرار دارد كه در صدر آن همان بیعقیدگی و پوچ گرایی است.
بیعقیدگی كه در پلورالیسم یا نسبت گرایی نیز رخ مینماید امروزه نیز شاخص زیربنای بسیاری از مكاتب فكری است.
منسون مصداق واقعی نسبیت گرایی در حوزهی اخلاق است.
در هر حال این شیطان مدرن به نظر گروهی یك متالیكا و به نظر گروهی دیگر یك «پانكیسم» است.
عمق سطحی نگری منسون را میتوان در القابی كه مردم به او نسبت دادهاند جستجو كرد، مانند «دیوانه پلید، شیطان بزرگ، ابله رذل، انسان سگ صفت، خبرساز، پول دوست شهوت پرست، ناجی، فرشته، موعود، كشف نشده، نابغه، فرزند شیطان و مظهر شیطان.»
اما برخی عقاید محوری این شیطان دست آموز آمریكا به قرار ذیل است:
1. هر كس او را درك نمیكند خودش دچار مشكل فكریست و كودن است.
2. هر كس برداشت بدی از آثار وی دارد، خودش دچار رذایل اخلاقیست و بر اساس زاویهی دیدش به كارهای او نگاه میكند.
3. تكثر در قرایتها و برداشتها (پلورالیسم)
4. اقتدار و قدرت وسیع شیطان، از دیگر عقاید وی است.
5. منسون در جای دیگر میگوید من از خدای مردم متنفرم و از آن مردم نیز بیزارم.
6. ضدیت با مسیح (علیْه السلام) نیز با توجه به گرایش كلی شیطان پرستان در عناد با دین مسیح (علیْه السلام)، در ساخت فكری بدون سازمان منسون، جایگاه ویژهای دارد.
3. اشعار: نگاه به متن اشعار منسون كه اغلب از سوی وی سروده شده است نیز خالی از تاثیر در شناسایی محورهای القایی این ستارهی بیفروغ فرهنگ فاسد آمریكایی نیست كه در ادامه به برخی از آنان اشاره میشود. بیمحتوایی و ابتذال مفرط در اشعار و آهنگهای وی كه اغلب از سوی خودش سروده میشود به روشنی مشهود است:
Don’t break don’t break my heart And I wont break your heart – shaped glasses Little girl little girl you should close your eyes That blue is getting me high Making me low That blue is getting me high Making me low قلبم رو نشكن، نشكن. منم هیچ وقت قلب شیشهای تو رو نخواهم شكست. بچه جون، بچه جون تو باید چشمات رو ببندی. من رو خوار و ذلیل میكنه. رنگ آبی، چشمات منو مغرور میكنه. من رو خوار و ذلیل میكنه. تجلی تفكرات (پوچ گرایی) «نیچه» را میتوان در اشعار منسون مشاهده كرد. كه نمونههای حاضر، از مصادیق آن به شمار میآید:
سرود مرگ: ما روی گلولهای هستیم و ما مستقیم به سوی خدا نشانه رفتهایم. او هم میخواهد كه تمامش كند.
ما قرصی خوردیم، چهرهای ساختیم، بلیطهایمان را خریدیم.
Death song We re on a bullet and we re headed straight into god even he d like to end it too We take a pill get a face buy our ticket and we hope that heaven s true I saw a cop beat a priest on the tv and they know they killed our heroes too …
… خدای منعكس شده. دنیای تو مثل یك زیرسیگاریست و ما مثل سیگاری میسوزیم و خاكستر میشویم و هرچه بیشتر گریه كنیم، خاكسترهای ما تبدیل به لجن میشوند. این سرنوشت زالو (موجودی خونخوار) است.
زمانی كه من خدا هستم همه مرده اند! اثر گناه / آیا قدرت من را حس میكنی؟
اینجا شلیك كن، دنیا كوچكتر میشود. هیچ سیگاری وجود ندارد. هیچ بخششی وجود ندارد. این فراتر از تجربهی ماست.
در این ادبیات بیوزن و مبتذل و عاری از صنایع شعری مشاهده میشود كه یكی از اولویتهای القای اشعار منسون، «اعتقاد به بیاعتقادی» و «اعتقاد به پوچی» است و محورهایی كه «آنتوان لاوی» پایه گذار شیطان گرایی، تحت تاثیرشان قرار گرفت به وضوح در اشعار ذیل مشاهده میشود:
عیسای خصوصی تو. شخصی برای شنیدن دعاها و درخواستهای تو. شخصی كه مراقب تو است.
عیسای خصوصی تو. شخصی برای شنیدن دعاها و درخواستهای تو. كسی كه همیشه آنجاست.
این یك احساسی ناشناخته است و تو همیشه تنها هستی
1. روش تبلیغ:
خبر تكان دهندهای از پاره كردن انجیل در اجرای كنسرت زنده منسون و پرتاب آن به سوی جمعیت در سراسر جهان منتشر شد.
منسون انجیل را پاره كرده و خطاب به جمعیت با صدای سنگین و خشكیده فریاد زد:
«این است خدای شما.» در سایتهای خبری پخش میشود كه او در هنگام برگزاری یكی دیگر از كنسرت هایش، مدفوع را بر روی صحنه اجرا! بلعیده! و سپس مست و لایعقل به نعره كشیدنهای مداوم ادامه داده است.
این اخبار علی رغم زشتی خیره كنندهاش، به سرعت در جهان گسترش مییابد، طبیعیست كه در جامعهی ویران آمریكایی انجام چنین اقداماتی صرفا تندرویهای كودكانه یك جوان آمریكاییست كه در وجودش مانده است.
اخبار یاد شده به خاطر برخورداری از پارامترهای خبری، نظیر شگفت انگیز بودن، درگیری و … به سرعت انتشار مییابد و از تولید كننده یا بهتر بگویم منبع شكل گیری، چهره سازی مینماید. این اقدامات در كنار تیمی كه مدام برای صاحبشان خبرسازی میكنند، مانند انتشار خبر مضروب ساختن محافظ وی كه به سرعت انتشار یافت، كمك میكند تا این چهرهی بیفروغ، هماره در صدر خبرسازترین چهرههای ضد فرهنگی جهان قرار داشته باشد.
ناگفته نماند كه ترویج نمادها، ساخت كلیپها، توزیع تصاویر متعدد در چهرهای گوناگون از منسون نیز، به نوبهی خود نقش حایز اهمیت در تبلیغ عقاید و آثار وی دارد.
2. هواداران: یكی دیگر از روشهایی كه به گسترش محدودهی مخاطبان منسون كمك شایان توجهی كرده است، علاقهی وافر وی و گروهش به ساختن گروههای هواداران است.
منسون در بسیاری از كشورها توانسته است گروههای مختلفی از جوانان را تحت تاثیر فضای عمومی رایج در آمریكا، مبنی بر داشتن حلقههای هوادار برای خوانندگان مطرح، نظیر مایكل جكسون و … ایجاد نماید. حمایت از این گروهها، با ترتیب دادن دكورهای ویژه؛ ساخت كلیپهای پرهزینه و فوق فنی و … با مدد انجام امورات خلاف اخلاق، امكان پذیر میشود. ارایهی آثار متناوب و بدون وقفههای طولانی از دیگر عواملیست كه كمك میكند این خواننده متالیكای با راك آمیخته، همواره حمایت گروههای كوچك و بزرگ از هواداران را، به خود اختصاص دهد. همچنین نكتهی دیگری كه در جذب هواداران بیشتر به این فرد، كمك میكند، نمادها و علایمیست كه پس از مدتی به فرهنگ رایج در بین طرفدارانش، بدل میشود. به طور كلی بسیاری از ویژگیهای اسطوره شدن برای انسان تهی از معنویت، در منسون شكل گرفت و با نظری عمیقتر بر جای جای این نوشتار، ویژگیهای مورد نظر، قابل لمس خواهند بود.
3. ظواهر: تمام افرادی كه با شیطان مدرن برخورد داشتهاند، چنانچه مورد سوال قرار بگیرند، اولین موردی را كه از منسون نقل خواهند كرد؛ نوع آرایش سر و صورت و نحوهی لباس پوشیدن، راه رفتن و حتی وسایط نقلیهی مورد استفاده او، خواهد بود.
استفاده از آرایشهای خاص و بسیار تند تهوع آور، از جمله ویژگیهای ظاهری این ستاره آمریكایی است.
اگرچه این شیطان، ساختهی نظام سلطه و استحالهی فرهنگی آمریكاست فلسفه بافیهایی را نیز در خصوص ظاهر نامتعارفش ارایه كرده است، اما آنچه حقیقی به نظر میرسد وجود بسیاری از بیماریهای روانی است كه درون وی به وجود آمده و این گونه راه به جهان، خارج گشوده است.
البته این ظواهر هماره با پس زمینهای تیره و وهم انگیز در حالی كه ارزشهای انسانی و اخلاقی در آنها به مسلخ برده میشوند، به معرض نمایش گذاشته شدهاند.
4. مطبوعات چهره ساز: تحقیقات دربارهی این چهره موسیقی متالیكا نشان میدهد نشریات مطرح آمریكا نقش به سزایی را در شهرت یافتن وی ایفا كردهاند.
شاخصترین این اقدامات را میتوان در اقدام نشریهی «رولینیگ» در درج یك مصاحبه مفصل و تبلیغاتی، به نفع منسون یاد كرد. نشریهی رولینگ، توانست ضمن خبرسازی یكی از بالاترین امتیازات و بهره برداری را در فروش بیوگرافی منسون نصیب خود سازد. جالب توجه است این اقدام زمانی صورت میپذیرد كه خشم مردم متوجه اقدامات هنجارشكنانه وی و سهل انگاریهای دولت آمریكا در قبال او صورت گیرد.
رولینگ این مصاحبهی تریبونی را در اختیار وی قرار میدهد تا به راحتی به تبلیغ و رواج لااباگری و فلسفهی پوچ خودش بپردازد.
5. كلیپها: كلیپهای منتشر شده از سوی مرلین منسون كه متاسفانه با كیفیتهای بسیار بالا اكنون در كشور عزیزمان نیز به راحتی قابل دسترسی است، حاوی موارد انحرافی و ضداخلاقی فراوانی است.
این مجموعهها از آن نظر قابل تامل است كه دقیقا به ترویج آموزههای صهیونیستی، میپردازد. در این تصاویر، شیطان موجودی قدرتمند و دارای گسترهی بسیار وسیعی است، شیطان در این تصویرسازیها، موجودی قدرتمند و حاكم مطلق بر تاریكیها فرض میشود. دایما در این تصاویر بر لزوم اتكای انسانها به شیطان به گونههای مستقیم و غیرمستقیم تاكید میشود. این تاكیدات تا جایی پیش میرود كه بینندگان پس از مدتی احساس میكنند به جز تكیه بر شیطان، راه فراری ندارند و چارهای جز این نیست كه مغلوب او شوند. در عین حال سازندگان كلیپها كه به صورت حرفهای محصول خود را تنظیم مینمایند، میكوشند تا تصاویر سیاه نمایی شدهای را از انسان، جهان و مناسبات جاری در آن ارایه نمایند. آنها نیز در راستای اهداف ترویج شیطان پرستی در جهان، قرار دارد. نكتهی همیشگی و تكراری در این كلیپها، رواج فحشاء به شیوههای خشن و وحشیانه است و جالب آن كه دولتهای غربی كه جلسههای متعددی را در راستای جلوگیری از خشونت علیه زنان برگزار مینمایند، امروزه تولید كنندهی تصاویری هستند كه در آنها به بدترین شكل ممكن و با خشونت به انسانهای مذكر و مونث تجاوز میشود.
6. منسون و نمادها: تولید و استفاده از نمادهای مختلف، از جمله اقدامات محوری گروههای شیطان پرستی به شمار میآید، در این میان نیز مرلین منسون خود دست به تولید نمادهای ویژهای زده است.
این نمادها كه شامل انواع مختلفی نیز میباشد، با چند هدف عمده طراحی شدهاند:
الف: كسب منافع از طریق فروش محصولات كه نماد بر آنها درج شده است.
ب: رواج دادن و استفاده شعاری از نمادها در ترویج شیطان گرایی به شكل منسون.
ج: شناسایی افراد از سوی این علایم و برقراری روابط خاص تشكیلاتی با آنان.
د؛ جلب توجه بیشتر و دریافت انعكاس بیرونی.
گروه منسون:
افراد متفاوتی تاكنون در گروه كاری مرلین منسون حضور پیدا كردهاند و بنا بر دلایل مختلفی، موفق به ادامهی فعالیت در این گروه نشدهاند.
البته منظور از گروه، نوازندگانی میباشند كه به اجرای زنده در كارهای او میپردازند و این افراد چنانچه كارایی خود را از دست دهند و یا آن چنان كه باید ارزشهای اخلاقی این افراد را مورد توهین و لگدكوب نمودن قرار ندهند، فورا با فرد یا افراد بعدی كه در لیست انتظار برای شهرت قرار دارند، جایگزین میشوند. این افراد عبارتند از:
تویگی رامیرز: «اوبیسیست» گروهیست كه در اواخر سال 1993 جایگزین «Gidget Gein» شد.
نام واقعی او «Jeordie White» است و اهل ایالت «Fort Lauderdale Florida» است.
قبل از آن «اوبیسیست» گروه «Amboog - A - Lard» بود كه سالها قبل تورهای خود را به همراه مرلین منسون، اجرا میكردند.
پس از این كه «تویگی رامیرز» گروه را ترك كرد، گروه از هم پاشید. در واقع او دست راست مرلین منسون بود.
جینر فیش: «او درامر» گروه است كه در سال 1994 جایگزین «Sara Lee Lucas» شد.
نام واقعی او «Kenny Wilson» است.
لقب او ماشین درام است كه به علت اجراهای بینقصش، این لقب را به وی دادهاند.
به همین دلیل بود كه «سارا لی لوكاس» را در واقع با اردنگی از گروه بیرون كردند و «جینر» جایگزین او شد.
او اهل «لاس وگاس» است.
Madonna Wayne Gacy او نوازندگی كیبورد گروه را بر عهده دارد. نام واقعی او «Stephen Bier» است.
روز تولد او شش مارچ است.
او جایگزین نوازندهی كیبورد اولیهی گروه یعنی «Zsa Zsa Speck» شد.
لازم به ذكر است كه مادونا یك مهندس كامپیوتر است و قبل از پیوستن به گروه در دانشگاه فلوریدا تحصیل میكرد. «JOhn» نام واقعی او «John Lowery» است.
او متولد سی جولای 1971 است در سن شش سالگی شروع به نواختن گیتار كرد. او به واقع در سال 1989 خود را یك نوازندهی حرفهای گیتار یافت و از آن زمان با گروههای زیادی از جمله: Rrd Square Black، foSTted، Ryan Downe، Wilson Phillips، Night Rangers، Two، Ozzy Osbourne، Raven Payne، One Way، Salt n Pepperland، Lita Ford، Leah Andreone، David Lee Roth همكاری كرده و هم اكنون نیز گیتاریست مرلین است.
همان گونه كه تصاویر نشان میدهد به لحاظ ظاهری نیز، این افراد عمدتا كم سن و سال و عمیقا تحت تاثیر رییس گروه قرار دارند؛ اما علی رغم همهی تلاشهایشان توان رقابت با او را پیدا نمیكنند، زیرا به محض ورود به شهرت فورا اخراج خواهند شد.
این گروه در بسیاری از خبرسازیها همپای منسون، وی را یاری میكنند.
در حقیقت افراد گروه منسون باید مانند قبیله شیطان كاملا در اختیار او و تحت الشعاع چهره، رفتار و برنامههای او قرار گیرند تا بتوانند ادامهی همكاری دهند.
1. منسون و رواج زنا با محارم:
حفظ حدود خانوادگی به عنوان محملی برای شكوفایی انسان و تعالی روحی، جسمی و معنوی تك تك اعضای آن، عمدتا در صدر آموزههای نجات بخش پروردگار عالم و مكتب انبیاء میباشد، مهم نیست كه از منظر مسیحیت آن را به نظاره بنشینیم؛ بلكه از دیدگاه یك مسلمان، آنچه مهم است حفظ نهاد خانواده است.
اما نحلههای مختلف فاسد فكری غرب، در سالیان گذشته، تلاشهای ویژهای را برای ناامن كردن حریم خانوادهها و اعتقاد و وجدان انسانها را پدید آوردند. در رواج زنا با محارم منسون در صدر آن قرار دارد. سالها پیش وقتی نخستین اخبار مبنی بر راه اندازی سایتهای مروج شنیع جنسی خانوادگی به راه افتاد، ترس كشندهای را در سطوح مختلف مطلعین دامن زد، اتفاقی كه به حمدالله و با نفوذ كلان اندیشهی اسلامی در سطوح مختلف جامعهی ایرانی مطرود ماند. اگر چه گروهی نیز در این بین به اشكال مختلف جذب این آموزههای بسیار فاسد شدند؛ اما مطالب فجیعی در ترویج روابط خلاف اخلاق فی مابین «پدر و دختر، پدر و پسر، مادر و فرزند، برادر، خواهر و …» در جمع وسیع سایتهای هوادار مرلین منسون مطرح است كه باعث شگفتی جوانان به او شده است.
امروزه نیز همین متون غیراخلاقی با استفاده از «بلوتوث» مبادله میشود كه عنوان آن «دندان آبی» میباشد.
شیوهی انتقال مفاهیم شیطانی كه مرلین منسون به عنوان مروج گستاخ آن در سراسر جهان شهرت یافت، عمدتا با تنظیم داستانهای اروتیك و تصاویر ساختگی از نقاط مختلف دنیا دنبال میشد.
نحوهی ورود منسون به ایران: بدیهیست یكی از نكات مهم در تحلیل چیستی چگونگی و چرایی معضلات فرهنگی، بررسی نحوهی ورود این جریانات به جوامع، هدف اصلی میباشد كه در مطالب بعدی به شرح یافتههای علمی، پرداخته میشود:
1. تلویزیونهای ماهوارهای: طی سالیان گذشته ورود پدیدهی آسیبزای بهره برداری بدون قاعده و غیرمجاز از تجهیزات دریافت ماهوارهای، اثرات غیرقابل جبرانی را در سطح خانوادههای ایرانی به همراه داشته است.
مدیران خانوادههایی كه با هوشیاری و آگاهی به مضرات «بمبهای ساعتی» آگاهی یافتند، بدون درنگ و حتی از دست دادن دقایقی، این محمولههای انفجاری را به بیرون از منازل شان پرتاب كردند، تا دیگر اعضای عزیز خانوادههایشان قربانی این انفجارهای اخلاقی و اجتماعی نشوند. گروهی نیز با كم اطلاعی و بیتوجهی همچنان بر استفاده از امواج مسموم اصرار ورزیده و به همین سبب است كه منسون و تبعات فكری و گروهی وی به عنوان یك معضل از طریق این شبكهها به خاك ایران اسلامی راه یافتند.
2. اینترنت: حضور اینترنت در كشورهای مختلف جهان در بسیاری موارد توانست، امور دریافت فایلهای متنی، صوتی و تصویری را تسهیل نماید. بدیهیست جریانات مخرب نظیر «شیطان گرایان» نیز از این فرصت استفاده كرده و عقاید خود را به این شبكه اطلاع رسانی بدون مرز وارد ساختند. گروههایی تحت عنوان هوادار در پوشش وبلاگ نویس و در حمایت از منسون به قلم فرسایی و تولید محتوا پرداختند كه سهم به سزایی در انتشار نحلهی باطل وی، بر عهده دارند.
3. بازگشت گان از غرب: همزمان با ورود بیماریهای مهلك و خطرناكی مانند:
«ایدز» و «هپاتیت» از برخی بازگشت گان غرب، بیماریهای روحی و روانی عدیدهای نیز، از جامعهی مسموم غربی به سرزمینهای اسلامی، علی الخصوص ایران اسلامی راه یافت. طبیعیست انسانهایی كه در فضای پاك و نسبتا سالم داخل كشور رشد كردهاند نمیتوانند به راحتی پذیرای این چنین رهاوردهایی باشند. لكن شیفتگی تاریخی رایج در تعامل با بازگشت گان از غرب، باعث برقراری پیوند و سرایت هواداری و یا بهره برداری از آثار این میلیارد هالیوودی در ایران شد.
4. تكثیر محصولات در كلوپها: اصناف ارایه كنندهی خدمات فروش و تكثیر محصولات رایانهای و فیلم طی سالهای گذشته عمدتا به صورت غیرقانونی مبادرت به توزیع لوحهای فشرده با مضامینی مختلف اقدام كردهاند.
در این میان چنانچه یك محصول حاوی موارد غیراخلاقی و مخرب باشد، نیز به سرعت در جامعه و با هزینهی بسیار اندكی، رواج پیدا میكند.
اقدام موثر نیروی انتظامی، توانسته است اثرات مثبتی را در جلوگیری از انتشار این محصولات منحرف كننده به همراه داشته باشد، اما این مبارزه باید ادامه داشته باشد تا سلامت جامعه حفظ شود. كلیپها و فایلهای صوتی مرلین كه از طرق مختلف ضبط و توزیع شده بود، از سوی برخی از ویدیوكلوپها (كه اغلب فاقد مجوز فعالیت نیز میباشند)، بدون آن كه مالكین آنها حداقل اطلاعی از محتوای آموزههایی كه انتشار میدهند داشته باشند، به سرعت منتشر و در سطح هر منطقه صدها نسخه كه 99٪ آنها نیز كپی بود، در دسترس جوانان قرار گرفت و بدین ترتیب به شكل گیری جریان گروههای شیطان پرستی كمك كرد.
5. مطبوعات و سایتها: برخی از مطبوعات كشور، علی الخصوص آن گروهی كه با عنوان «مطبوعات زرد» شناخته میشوند با اهدافی به اصطلاح روشنگرانه، اما در حقیقت تبلیغی، به معرفی شخصیت فرد مزبور (مرلین منسون) پرداختند. در كنار اقدامات نشریات زرد، عملكرد سایتهای خبری فرهنگی نیز كه ظرافتهای لازم را در خصوص رویارویی با این الگوی فاسد مراعات نكردند، قابل توجه میباشد.
6. گروههای متالیكا: سبك موسیقی منسون یكی از انواع سبك متال میباشد.
(مانند انواع و اقسام گرایشهای شیطان پرستان) این فرد در سایهی رواج گروههای متال در جامعهی اسلامی ایران شناخته شد.
گروههایی كه با سهل انگاری برخی از مسوولان فرهنگی كشور به ابعاد كمی و كیفی فعالیتهای خود افزودند. طبیعیست كه در میان جمعی كه دارای سبك مشترك میباشند، فرد الهام بخش، آن فردیست كه دارای شهرت بیشتر میباشد.
فعالیت این گروههای موسیقی در ایران از سویی باعث ورود و رواج هر چه بیشتر مرلین منسون و آثارش به ایران شد و از دیگر سو باعث شهرت بیشتر وی در جمع قشر جوان و دین گریز كشور، گردید. استمرار حضور: در این مرحله به علل و عواملی كه همچنان بر حضور این عنصر شیطان پرستی و آموزههایش در ایران استمرار میبخشد، خواهیم پرداخت:
1. همسویی با جهان:
اغلب كشورهای جهان و علی الخصوص آن بخشهایی كه تحت سلطهی فرهنگی غرب قرار گرفتهاند از انواع زجرآور خلا فرهنگی، در عذابند. نداشتن الگوی مناسب، كمبود امید در آینده، افزایش میل به پوچ گرایی و … در سطح كشورهای جهان، همگی دست به دست هم داده و حضور عناصری همچون امثال منسون را توجیه میكند.
عناصری كه دستاورد عمدهی تحرك آنها، رواج رذایل اخلاقی در بدترین صور آنها میباشد.
منظر دیگری كه قابل تامل است، تحت تاثیر قرار دادن تصنعی جهان از مفهوم یك جانبه گرایانه «جهانی سازی» است.
بدیهیست كه اولین مرزهایی كه در جهانی سازی عملا برداشته میشود، مسایل فرهنگی كشورها و آنان است.
بر اساس این قاعده مرزهای فرهنگی كشورها به سرعت و با حضور عناصر شیطانی مانند منسون درنوردیده میشود و اینان با جاذبههای حیوانی درصدد فایق آمدن بر فرهنگهای اصیل بومی و محلی هستند.
2. حركت مطبوعات: مطبوعات از دیرباز تاكنون، نقشهای ویژهای را در چهره سازیها، ایفاء نمودهاند و این روند و روال همچنان ادامه دارد. نحوهی پرداختن و نقد غیراصولی به یك چهرهی مخرب، میتواند به رشد هرچه بیشتر آن كمك نماید. همچنین گفتنی است كه برخی از نشریات داخلی، تحت تاثیر فضای بین المللی و با استفاده از متون ترجمه مورد علاقهی هواداران منسون، با او آشنا شده و از وی تصاویری مثبت ارایه كردهاند كه ماحصل، آن تبلیغ چهرهی شیطانی منسون است.
استفاده از عناصر «سلطان موسیقی»، «نوآور»، «بدیع» و … در معرفی آثار و شخصیت این چهرهی هالیوودی از مظاهر بیرونی این عملكرد ناصواب و تاثیر آن بر ماندگاری چهره مذكور در سطوح مختلف جامعه میباشد.
3 وبلاگ نویسان:
وجود بیش از دو میلیون وبلاگ فارسی زبان شناسایی شده در كشور، نمایانگر این نكته مهم است كه این وبلاگها از هر دری سخن میگویند بستر مناسب را برای شیوع انحرافات در جامعه فراهم میآورند وبلاگهای مرتبط با موضوع، در چند محور عمدهی ذیل، به تحرك میپردازند:
1، 3. ترویج اشعار منسون.
2، 3. چهره سازی و قهرمان پردازی از این هنرپیشه ابتذال گرای غربی.
3، 3. انتشار داستانهای محرك جنسی.
4، 3. انتشار تصاویر و كلیپهای منسون در كیفیتها و تعداد مختلف.
5، 3، عرضه و فروش محصولات تولید شده از سوی گروه منسون با شیوههای مختلف.
6، 3. اعلام برنامهی كنسرتهای منسون به صورت منظم.
7، 3. ترویج فحشاء و انواع آن.
8، 3. معرفی گروههای موسیقی راك و متال در سراسر ایران و جهان و اعلام برنامه و تبلیغ برای این دست گروهها.
9، 3. رواج و تبلیغ انواع گروههای شیطان پرستی و شیطان گرایی.
10، 3. رواج نمادها و سمبلهای منسون و سایر جریانات شیطان پرستی.
4. شكل گیری هواداران:
شكل گیری هواداران و به تعبیر بهتر، گروههای كوچك و بدون سازمان هواداران مرلین منسون را میتوان در فاصلهی زمانی ده سال پیش تاكنون، در ایران جستجو كرد. این گروهها عموما در مهمانیهای شبانه و «چت روم»های تازه وارد اینترنت، سازماندهی و به صورت پراكنده و بسیار كم اثر ساماندهی شدند. هوادارانی كه اغلب با پوشیدن انواع خاصی از البسه مورد استفاده منسون و انجام آرایشهای نامتعارف، به روی صورت و موهایشان، مورد شناسایی سایرین قرار میگیرند. همچنین عمدهترین شیوهی دعوت ایشان به محافل از طریق روابط اینترنتی و پست الكترونیك انجام میپذیرد، زیرا از نظر این گروه افراد، مطمینترین روش میباشد.
نیز باید افزود رفتار گروهی این گونه از شیطان پرستان تازه وارد، انعكاس دقیقیست با «شیطان»؛ الگویی كه از سوی ایشان برای پیروی برگزیده میشود، اما پس از مدت كوتاهی امكان تغییر رویه و اعمال تغییراتی در رفتار آنان وجود دارد.
محافل شبانه:
پدیدهی آسیبزای محافل خاص شبانه كه از آن با عنوان «پارتی» استفاده میشود، در فرایندی نزولی، اشكال انحراف شدیدتری را هر سال نسبت به سالهای گذشته، طی مینماید. بدیهیست كه این محافل نیاز به كالاهای قابل مصرف و جذاب دارند و از سوی دیگر، خرده فرهنگها و ضد فرهنگهایی را برای جمع مخاطبان و مدعوین، تولید مینماید. جذابیتهای مجازی مرلین منسون (شامل ظاهر، اشعار، ریتم و تنوع موسیقی مورد استفاده و …) میتواند همچون پدیدهای كارآمد، در اختیار این محافل مسموم، قرار بگیرد.
طبیعیست پس از طی مدتی این موسیقی، به علاقه مندی و در نهایت تاثیرپذیری مخاطبانش، بدل میشود. گروههای متالیكا: بررسیهای انجام شده نشان میدهد، اغلب افرادی كه داخل كشور علاقه به فراگیری سبك متالیكا دارند، پس از مدتی به دلیل شهرت و حضور برخی از عناصر حرفهای در گروه منسون، علاقهمند به آثار وی میشوند. حتی اگر این علاقه مندی كاملا از زاویهای حرفهای شكل بگیرد، در هر حال نوعی از هواداری را به همراه خواهد داشت. این زاویه از هواداری بر آثار، تفكر و ظواهر فعالان گروههای موسیقی متالیكا در ایران اثراتی را به همراه داشته است كه كاملا قابل مشاهده است.
گروههای متالیكای بازار و حاشیههای غیرحرفهای، كسانی هستند كه كمك شایان توجهی را به برجستهتر شدن نقش و اثر عناصر حرفهای و مطرح، مانند منسون مینمایند. علاقه مندان به راك: با توجه به این سبك موسیقی و آثار منسون آمیختهای از انواع متالیكا و راك است، علاقه مندان به موسیقی راك نیز، طبیعتا جذب وی میشوند. این ارتباط را میتوان در آراء و نظریات افرادی مشاهده كرد كه موسیقی راك را به عنوان سبك دلخواه انتخاب مینمایند. انجمنهای یاهو …: كلوپ یاهو … فضایی رایگان است كه افراد با عضویت و ورود در آن از امكانات رایگان برای گفتگو، تبادل اطلاعات و دریافت فضای رایگان جهت وبلاگ نویسی بهرهمند میشوند. انواع و اقسام روابط ناهنجاری در بین گروههای مختلف جوانان كه در این مجموعه عضویت دارند، قابل بررسی است.
یكی از این ابتلایات موضوع «شیطان پرستی» است كه طبق بررسیهای به عمل آمده، اولین محیطیست كه پذیرای گروههای ایرانی بوده است.
تصاویر، دست نوشتهها و لینكهای موجود در صفحات شخصی شیطان گرایان در سایت یاهو … بستر مناسبی را برای شیوع هواداری از شیطان پرستی و چهرههای شاخص آن را فراهم آورده است.
اعضایی كه در سایت مذكور هوادار منسون و شیطان پرستی هستند، اغلب به جای تصاویر شخصی از انواع عكسهای منسون استفاده مینمایند و خود را با علایم و نمادهایی كه در بخش اول به آنها پرداخته شد، معرفی مینمایند. دركنار تصاویر این افراد از مذكر و مونث عموما با ظواهری زننده و نامناسب و بعضا مستهجن، قابل مشاهده است.
از این محیط برای گفتگو، اعلام قرار مهمانیهای فاسد شبانه و انتشار عقاید جنون آمیز و شیطانی خوانندگان راك و متالیكا بهره برداری میشود. به طور مثال یكی از اعضای سایت یاهو … مینویسد:
1. این كه مردم فكر میكنند كتاب مقدس خود خداست و خدا رو توی صفحات اون زندانی میكنن و مرلین میخواد با این كار مردم رو بیدار كنه.
2. این كه مرلین منسون كتاب مقدس رو مساوی خدا میدونه و با پاره كردن اون قصد مخالفت با خدا رو داره، همون طور كه دیدین خط مشی فكری مرلین مشخص نیست و نمیشه قضاوت قاطعی مبنی بر خوبی یا بدی اون ارایه داد. كلا منسون خیلی از درون مایههای سكسی استفاده میكنه و این اصلا در شان سبكی مثل متال نیست. من از این تعجب میكنم كه چرا منسون تا حالا جایزه گرمی نبرده … شاید فقط چون كه آدم كثیفی به نظر میرسه. البته متال سبك عقیده هاست و بر اساس تعالیم متال هر كس باید به نحوهی دلخواهش زندگی كنه به شرطی كه به بقیه آسیبی نرسونه.
به هر حال مرلین منسون چه خوب چه بد و چه زیبا یا زشت حرفهایی برای گفتن داره كه شاید امثال من و شما به درستی اونا اعتراف كنیم. لازم میبینم كه به شرح یكی از كلیپهای مرلین منسون به نام The Nobodies بپردازم.
این آهنگ در واقع چكیدهی حرفاییه كه در بالا براتون نوشتم و زندگی مرلین رو بیان میكنه. نه تنها مرلین … بلكه همهی ما انسانها … در ابتدای كلیپ صحنههای از دست منسون هست كه با عجله در جستجوی چیزیه. به طوری كه با حالتی هیستریایی میلرزه و این بیانگر زندگی یك انسانه. انسانی كه از روز اولی كه به دنیا میاد مبارزه میكنه و در جستجوی خوشبختی و راحتی و شكم سیر آن قدر خودش رو عصبی و خسته میكنه كه تا سرحد مرگ پیش میره. فضای آهنگ در این لحظات بسیار غمگینه و با صدایی حزن آلود از ملودیكا تلفیق شده. هنگامی كه منسون در صحنههای پایانی از قبر در میاد چند نفری كه در جای دیگری با لباس سفید ایستادهاند دست او را میبوسند. در واقع با این كار میخواد این پیام رو برسونه:
تا كه بودیم نبودیم كسی
كشت ما را غم بی همنفسی
تا كه خفتیم همه بیدار شدند
تا كه مردیم همه یار شدند.».
5. كلوپها در سایت … سایت گفتگوی … پس از فیلترینگ سایت …، در ایران تشكیل شده و با حضور چند نفر از دوستان قدیمی محیطهای اینترنتی و با همان فرهنگ حاكم بر … تشكیل شد.
این سایت هم اكنون مدعیست كه خدمات كلانی را در اختیار جمعیت گستردهای از كاربران اینترنتی ایران قرار میدهد. با ذكر این نكته كه بررسی عملكرد این سایت در خور بررسیهای بیشتریست به روند و روال شكل گیری و گسترش هواداران شیطان پرستی در این سایت میپردازیم. طبق آمار موجود در بیش از 1000 عضو در كلوپهای فرعی شیطان پرستی و مرلین منسون این سایت به گفتگو، برقراری ارتباط حضوری، شركت در برنامههای مختلف و جابجایی فایلهای صوتی و تصویری اشتغال دارند. نكتهی بسیار حایز اهمیت، وضعیت سنی كاربران میباشد.
بررسی انجام شده بر روی یك گروه 16 نفری نشان میدهد كه بزرگترین افراد، متولد سال 1364 و كوچكترین آنها متولد 1369 میباشد.
هفتاد درصد اعضای این گروه مورد بررسی قرار گرفته، نیز بعد از سال 1366 متولد شدهاند و این هشداری جدیست برای مسوولین محترم فعال در حوزهی فرهنگ؛ یعنی رسیدن سن تمایل به جریانهای شیطان پرستی كمتر از 20 سال است و این قطعا نگران كننده است.