سفالگری در ایران
معرفی و تاریخچه سفالگری
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده میشود. سفالهـایی که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از 3500 تا در حدود 2500 پـیش از میلاد مسیح میباشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.
از لحاظ تاریخـی دروه اسلامیبه سه بخش تـقـسیم میگردد:
2- دوره میانه اسلامیشامل پادشاهـی سلجوقـیان و مغـولهـا
3- دوره متاخر اسلامیاز زمان صفویه تا به امروز
محـمد بن الحسین مینویسد که فرماندار خراسان در سال 1059 میلادی بـیست تـکه ظروف چـینی از کشور چـین دریافت کرد و آن را به بارگـاه خـلیفهً بغـداد فـرستاد؛ و سفالسازان داخلی را تـشویق به ساخـتن سفالهـایی شبـیه به آن کـرد. در حقـیـقـت در اثـر تـشویق فرمانداران و حـکام محـلی، نوآوری هـا و اخـتراعـات زیادی در فـن بـدل چـینیسازی و تـقـلـید چـیـنیهای دوره تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چیـنـیهای سبک تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چـیـنـیهای سبک تانگ آنقـدر استاد بودند؛ که در نظر اول هـمه مصنوع آنهـا را بجای چـینی اصل میگـرفـتـند.
2- رنگ مینایی جگـری در زمینه سفـید یا مخـلوط با سایر رنگـهـا.
3- رنگ مینایی چـند رنگ با درخشندگی فلز مس یا نـقره، یا اگـر روکش آن بسیار نازک باشد، رنگ مینایی زرد، قهـوه ای یا زیـتونی بر زمینه سفید.رنگ مینایی در زمان سلاطین سلجوق و مغـول در کاشان به اوج تـکامل خود رسید.
متداول شدن لعـابهـای قلیایی سبب شد که فـن رنگ آمیزی جدید بوجود آمد. آمیخـته مس در لعـاب سرب معـمولا رنگ فـیروزه ای تـیره یا سبز زنده بوجود میآوردند؛ ولی هـمین مس در لعـاب قـلیایی رنگ نیلی سیر درست میکرد. لاجورد کاشی (کوبالت) در لعـاب قـلیایی رنگ آبی مشکی (لاجوردی) میساخت. در نزدیکی قـم و کاشان معـادن لاجورد کاشی (کوبالت) هست و احتمال دارد که استـفاده از کوبالت از هـمانجا آغاز گـردیده باشد. از جمله لعـابهـای دیگری که عـموماً در لعـاب های قلیایی به کار میرفت عـبارتـنداز: فیروزه ای روشن، سبز روشن، یشمی، سرخ ارغوانی و زرد ملایم که اغـلب آرایه زر هـم به آن افزوده میشد. ترکیب طلا در لعـاب یا به صورت زر گـداخـته و یا به حالت سریشی بود.
در سده سیزدهـم اصلاحاتی در لعـاب مینایی پـدید آمد، و به نام لعـابهـای قلم مویی شناخـته شد. در این شیوه با قـلم مو رنگ لعـابی را که مقـدار اکسید آن زیاد بود روی تـنهً ظرفـی که قـبلا در کوره رفـته بود میزدند و خطوط منـقش آن را میآراسـتـند. این رنگـهـا در پـخـت دوم مشخصتر میشد، و سپس ظرف در لعـاب یکـدست فـیروزه ای و یا عاجی فـرو برده شده و برای بار سوم به کوره میرفـت. چون رنگـیزه هـا را با قلم مو و خیلی رقـیق زده بودند شـُره نمیکرد و لکه دار نمیشد. مراکزی که ظرفـهای لاجوردینه تهـیه میکردند، ری و کاشان بودند، علی ابن یوسف و ابوطاهـر حسین از کوزه گـران به نام ری بودند.
سفالسازان کاشی در ساختـن محـرابهـا بسیار استاد بودند. قـبلا محـرابهـا را گـچـبری میکردند. محـراب کاشی بسیار زیـباست و صدهـا کاشی مینایی و درخشان بزرگ که خوب هـم به هـم سوار شده و اغـلب هـم کـنده کاری شده، محـراب را تـشکـیل میدهـد. این محـرابهـا نیز نـتـیجه هـمکاری نـزدیک میان سفالساز و نقاش آرایه گـر است. این کـلمات در سنگ نبشه محـراب امامزاده جعـفـر در قـم دیده میشود: "در دهـم ربیع الثـانی 738 (6 نوامبر 1337 میلادی) در کاشان در کنار سید رکن الدین محمود بن سید زین الدین غضایری به دست جـناب مستطاب جمال نقاش ساخته شد". دو نقاش دیگـر که در آراستن کاشیهای ستاره ای و ضرب در نامبردارند به تـرتـیب عـبارتـند از: ابوروفظا که در حدود اسل 1200 میلادی میزیست و دیگـری طاهـر الدین که در حدود سال 1263 میلادی کار میکرد. در روی یکـی از کاشی هـایی که از نـقاش نخـستیـن باقی مانـده اسـت این کـلمات خـوانده میشود: " در شب های میان سه شنبه و چـهـارشنبه، در آخرین روز صفر سال 600 هـجری ساخـته شد.
3- دورهً متـاًخـر اسلامی
هـنگـامیکه شاه اسمعـیل در سال 1501 میلادی پس از 850 سال فرمانروایی بـیگـانگـان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفـویه گـردید، بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید؛ و تا دویست سال ادامه داشت. در زمان شاه عـباس بـزرگ این عـظمت به اوج خود رسید (1587 - 1620 میلادی) آوازه شکوه و جلال دربار شاهـنشاهی او به دربارهـای اروپا رسید، و سفـیرانی از بسیاری از کشورهـای اروپا به پایتخت وی یعـنی اصفهـان آمدند. شاه عـباس خود صنعـتکـار و بازرگـانی باهـوش بود. استادان فن را از امـپـراطوری پهـناور خود جمع کرد و در اصفهان یا پـیرامون آن جای داد و کارگاهـهـای صنعـتی شاهی بـیشماری بنیاد نهـاد. به پـیشه وران جزء و صنایع خصوصی نیز کمک میکـرد. هـنگـامیکه از بازرگـانان و نمایندگـان کمپـانی هـند شرقی هـلـند که دژی در جزیره هـرمز در خلیج فارس داشتـند، شنید که آنها مشغـول تجارت ظروف چینی کشور چـین هـستـند؛ از بازرگـانان چـینی دعـوت کرد که چـینی های زیـبای خود را از راه خشکی برای صادرات به اروپا به کشور وی بفـرستـند و بدین ترتـیب کمپـانی هـلندی را از مـیدان خارج کرد. خود شاه گـردآورندهً تعـداد زیادی ظروف زیـبای چـینی بود؛ مجـموعـهً چـینـیهـای وی هـنوز در آرامگـاه خانواده شیخ صفی در اردبـیل وجود دارد. این امر نفوذ صنعـت چـین را دوباره برگـرداند و سفالسازان ایرانی بار دگـر در کار چـینی سازی کوشیدند و شیوه کار کاشان را کامل کردند و کائولین سفید نرمیرا که در نائین و عـلی آباد پـیدا شده بود بکار بردند و با لعـاب خـمیر شیشه قلیایی که قـبلا گـفتیم درهـم آمیخـتـند.
مناطق مهم سفالگرى در ايران
لالجین به سبب برخورداری از خاك به صورت یكی از مراكز عمده سفالگری درآمده است. خاك لالجین رسی و بیشتر سفالهای این منطقه بدون نقش و با لعاب یكدست به بازار عرضه میشود. محصولات این منطقه بسیار متنوع و از حیث خاك و لعاب نسبتاً مرغوبتر از سایر نقاط ایران است. رنگ لعابهایی كه در همدان ساخته میشود اغلب لاجوردی، آبی، سرمه ای، حنائی، زرد، سبز، فیروزهای و قهوهای است. سفالهای همدان گاه به طریقه رو رنگی نقاشی میشود و گاه با نقوشی كه به صورت مقعر روی سفال ایجاد میگردد، منقوش میشود و هنگام لعاب دادن نقاط گودتر از لعاب پر شده و در نتیجه به صورت خطوط پر رنگتری دیده میشود. تكنیك ساخت سفالهای لالجین بیشتر چرخكار است اما كارهای قالبی به روشهای فشاری و دوغابی نیز انجام میشود و گاهی بدنههای خام به روشهای كنده، بریده و افزوده تزئین میشوند.
در این منطقه سفالگری با خاك سفید انجام میشود و پس از ریختن، سطوح سفال را با لایهای از خاك سفید خالصتر كه تركیباتش در هر منطقه فرق میكند و به صورت دوغاب درمیآید، میپوشانند و سپس با رنگهای متنوع نقاشی میكنند و در نهایت تمام سطح سفال را با لعاب شفاف بی رنگ پوشانیده و میپزند. نقوشی كه روی سفالهای میبد به چشم میخورد یكی تصویر خورشید است و به صورت زن نقاشی می شود كه اصطلاحاً خورشید خانم نامیده میشود و دیگر تصویر گلهای تزئینی و ماهی و پرنده است. تكنیك ساخت سفالهای میبد چرخكاری و همچنین ریخته گری دوغابی است.
پیشینه هنرسفالگری در مناطق باستانی بلوچستان به عصر پارینه سنگی و پیش از تاریخ میرسد. در شهر سوخته و در 3200 سال پیش از میلاد مسیح تولید سفال بسیار چشمگیر بوده است. تولیدات سفالهای كلپورگان شباهت بسیاری به سفالهای به دست آمده از كاوشهای باستان شناسی در هزاره سوم پیش از میلاد دارد. شاید بارزترین وجه تمایز سفال كلپورگان با سایر موارد مشابه طریقه ساخت این سفال است كه همچنان براساس الگوهای قدیمی و باستانی ساخته میشود. روش ساخت این نوع سفال، مرسوم به روش لولهای (فتیلهای) است. این سفال بدون لعاب و با نقوشی سیاه رنگ تزیین میشود.
سفالگری در كلپورگان كاری خاص زنهاست و مردها فقط كارهای سنگین مثل آوردن خاك از معادن و آماده كردن گل را انجام میدهند. آنان ترجیح میدهند كه سفالگری را به همان شیوه سنتی خود انجام دهند و كار ساختن سفال صرفاً با دست انجام میگیرد و ندرتاً از چرخ دستی نیز كمك میگیرند.
شیوه تولید سفال در شهوار میناب بسیار جالب و بدیع است. كورههای زمینی كه از شاخ و برگ درختان شكل گرفته و نیز ابتدایی بودن ابزار و روشهای تولید در این منطقه یادآور شیوه تولید سفال در دنیای باستان است و اینكه تولید سفال در شهوار میناب به مرحله پیش از اختراع چرخ پایی تعلق دارد. محصول كارگاههای سفالگری بومی این روستا ظرف های ذخیره آب است كه جهله نامیده میشود. ساخت «جهله» با روش ساده چرخكاری است. شكل و طرح چرخهای سفالگری در شهوار مربوط به حدود 3 هزار سال قبل از میلاد است.
در جنوب استان خراسان واقع است و نقوش سفال های آن شبیه به نقوش سفال مناطقی چون میبد یزد، استهبان فارس و شهرضای اصفهان است.
ظروف مند گناباد كه اكثراً بصورت قاب و قدح است دارای حاشیههائی ساده در لبه ظرف و نقوش ریز و كوچك پرنده و گل و برگ تزئینی در وسط میباشد و در بسیاری موارد نیز تمام سطح داخلی یا خارجی و یا هر دو را از نقوش پرنده و گل و برگ پر میكنند.
در زنوز كه در نزدیكی تبریز واقع شده یك نوع خاك سفید مرغوب یافت میشود. سفال سازی در زنوز و تبریز با همین خاك و یك شكل انجام میگیرد. در این مناطق سرویسهای زیبای غذاخوری، گلدان، پایه آباژور، شمعدان، زیر سیگاری، سرویس چایخوری، قاب و قدح و مجسمة جانوران ساخته میشود. سفال های آن به دو صورت ساده و منقوش عرضه میگردد.
یكی از بازماندگان حقیقی صنعت سفالسازی 6000 ساله، پیشه مهرهسازی است كه چیزی جز مهرههای فیروزهای رنگ تولید نمیكند. ساختن و سوراخ كردن مهره ها توسط كارگران جوان كارگاه انجام میشود و وقتی كه خشك شدند آنها را در لعاب قلیایی كه رنگیزة آن اكسید مس فرو می برند. پس از عملیات پخت همه این مهرهها به رنگ فیروزهای در میآیند .
ساختن این مهرهها در انحصار قم است و از آنجا به همه ایران فرستاده میشود.
رنگ سفال ها پس از پخت قرمز اخرایی است كه این بدلیل وجود تركیبات آهن در گل این منطقه میباشد. در مازندران از چرخهای برقی و پایی استفاده میشود و كورهها با سوخت هیزم، نفت سفید و گاز مورد استفاده قرار میگیرند، محصولات بیشتر ظروف هستند كه در كلاگر محله جویبار به صورت شبكهبری (مشبك) تولید میشوند و همچنین چند كارخانه به صورت مكانیزه سفال سقف (بام پوش) تولید میكنند.
در بیشتر نقاط گیلان سفالگری سنتی رواج دارد و بیشتر ظروف كاربردی ساخته میشود كه مهمترین آن ظرفی است به نام (گمج) كه در 3 اندازه: یك مرغی و سه مرغی و همچنین به شكلهای دسته دار، درپوش دار و با لعابی سبز تولید میشود.
استان سمنان امروزه یكی از مراكز سفالگری ایران محسوب میشود و سفالگران بسیاری در شهرهای سمنان، شاهرود، گرمسار و دامغان فعالیت میكنند كه بیشتر آنها در شهرستان سمنان متمركز هستند. روش كار آنان چرخكاری، قالبی (فشاری و دوغابی) و ساخت سفالهای دست ساز است. در این استان خاكهای رس مناسبی هم برای سفالگری وجود دارد و سفالگران آثارشان را در كورههای سنتی و برقی پخت میكنند.
سفالگری، به خصوص كوزه گری، از گذشته دور در این منطقه رواج داشته است. در زمان سلجوقیان، ساوه یكی از مراكز مهم سفالگری بود.
امروزه چند كارگاه سفالگری به شكل سنتی (چرخكاری) و قالبی، به تولید سفال در ساوه مشغولند.
در شهرضا با دو نوع خاك كار میكنند، یكی خاك رس كه متعلق به خود شهرضا است و دیگر خاك سفید كه از نقاط دیگر به این منطقه آورده میشود. در شهرضا اشیاء متنوعی از قبیل كاسه و بشقاب، سرویس چایخوری، گلدان، زیر سیگاری، شمعدان، لیوان و غیره میسازنند.
سفالهای این منطقه به صورت منقوش عرضه میشود و نقاشیهای آنها به چند سبك مختلف میباشد.
سفالگری، هنری که همواره جاودان میماند
ساخت سفال در ایران دارای سابقهای طولانی و درخشان است و با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی کشور که در محل تقاطع تمدنهای باستانی و در مسیرهای کاروانهای مهم واقع است، تقریبا در هر بخشی از ایران، در زمانهای مختلف ساخت سفال اتفاق افتاده است.
حفاریهای اخیر و تحقیقات باستانشناسی نشان داد آثاری که در تپه زاغه دشت قزوین به دست آمده به هزاره هشتم پیش از میلاد مربوط است.
این یافته گواهی بر قدمت و پیشینه استان قزوین در زمینه سفال است.
هنرمندان سفالگر قزوین با گذشت هزاران سال هنوز هم با دست یا چرخ با مهارتهای متفاوت به خلق آثار گوناگون اعم از ظرف، کتیبه ،مجسمه و ... میپردازند.
یکی از این هنرمندان «مهناز علیخانی» است که سابقه آموزش این هنر را به افراد بسیاری دارد.
وی مدرک کارشناسی صنایع دستی را دریافت کرده و هماکنون در حال تحصیل در رشته هنر اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد است.
ماحصل گفتوگویی با وی در پی میآید.
از دیدگاه شما کدام تولیدات، صنایع دستی نام میگیرند؟
به عقیده من صنایع دستی هنر ـ صنعتی است که ریشه در پیشینه فرهنگی هر جامعه دارد و بخش اصلی مراحل ساخت آن با دست و بدون استفاده از دستگاههای صنعتی صورت میگیرد.
به عقیده شما صنایع دستی چه نقشی در زندگی افراد دارد؟
صنایع دستی نقشی تکمیلکننده در زمینه تعالی روح افراد و انسجام فرهنگی هر جامعه دارد، بهگونهای که در جوامعی که صنایع دستی در آن توسعه یافته است، فرهنگ و تمدن نمود بیشتری دارد.
به نظر شما صنایع دستی چه نقشی در اقتصاد جامعه دارد؟
نقش صنایع دستی در اقتصاد جامعه انکارناپذیر است، چرا که به عنوان یکی از عوامل توسعهدهنده صنعت توریسم در هر منطقه موجب افزایش درآمد داخلی میشود و از سوی دیگر موجب افزایش درآمد صادرات غیرنفتی و عدم ورود محصولات خارجی میشود.
شما به عنوان کارشناس صنایع دستی چه عواملی را در ارتقای سطح کیفی صنایع دستی استان قزوین موثر میدانید؟
طراحیهای مناسب و متنوع از منظر ساختاری و فرمی، استفاده از تزئینات شایسته بر روی احجام، کاربردی ساختن محصولات صنایع دستی همگام با نیاز روز، دقت در استفاده از تکنیکهای مناسب در ساخت و تولید و استفاده از مواد مناسب و باکیفیت از جمله عواملی است که سطح کیفی صنایع دستی را ارتقا میدهد.
وضعیت کنونی رشته سفال را چگونه میبینید؟
شاید بسیاری از مردم فکر کنند سفال فقط همین کاسه و کوزههایی است که در خانه همه یافت میشود و هیچ ابداع و نوآوری ندارد اما حقیقتا چنین نیست و هنگامی که آثار سفالین ایرانی را در گالریها و موزههای دنیا میبینیم، متوجه تفاخر و تنوع فرم و نقش و کاربری آثار میشویم.
به همین سبب در شرایط کنونی باید سعی شود که موارد ذکر شده را در ساخت آثار مورد توجه قرار دهیم.
حتما شما هم شنیدهاید که کار با گل به انسان آرامش میدهد، آیا واقعا چنین است؟
بله، من هم به این مساله اعتقاد راسخ دارم، زیرا سرشت انسان از خاک است و الفت او با خاک مسبوق به سابقه است. علاوه بر آن، وقتی حس کنی میتوانی گل را به هر شکلی که دوست داری دربیاوری ناخودآگاه به آرامش خواهی رسید.
استاد علیخانی، در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
آرزو می کنم که من و سایر هنرمندان دچار روزمرگی نشویم و با تحقیق و پژوهش در آثار گذشتگان و با مطالعه بسیار، همواره در پی ابداع فرمهای نو و بدیع باشیم و قدر هنر خود را بدانیم و امید دارم که همواره با هنر خود بتوانیم سبب سرافرازی این مرز و بوم شویم.