یادمان باشد.......................
ذره ای حقیقت پشت(فقط شوخی بود)
ذزه ای کنجکاوی پشت(همین طوری پرسیدم)
ذره ای احساسات پشت(به من چه اصلا)
ذره ای عصبانیت پشت(چه می دونم)
و ذره ای درد پشت(اشکالی نداره) وجود داره....................
جوهري كه هويت خويش را نيافته است جوهر رنج است.
كسي كه با«خود»نيست!چه تنهايي سختي.....
در زندگي طوري باش كه آنكه خدارا نمي شناسد،تورا كه
مي شناسد خدا را بشناسد.
چه بسيارند كساني كه هميشه حرف ميزنند، بي آنكه چيزي
بگوييندوچه كم اند كساني كه حرف نميزنند،اما بسيار ميگوييند...
من هرگزدوست داشتن خود را تا بالاترين قله هاي عشق
پايين نخواهم آورد...دوست داشتن از عشق برتر است.....
بگذار كه شيطنت عشق، چشمان تورا بر عرياني خويش
بگشايد......و كوري را بخاطر آرامش تحمل نكن.................
ازفرط غرور«نه» و از فرط ضعف «آري» مگو.
قلبي كه مهر مي ورزد هميشه جوان است.
بدترين روزها روزي است كه در آن نخنديده باشيم.
ازمخالفان نهراسيد؛بدانيد كه بادبادك با بادمخالف حركت مي كند ونه با باد موافق.«چرچيل»
عاقل آنچه را كه ميداند نمي گويد؛ولي آنچه را كه مي گويد ميداند.«ارسطو»
اندكي از مردم بيش از 2يا3 باردر سال فكر مي كنند؛من با 1يا2 بار فكر كردن درهفته شهرت جهاني پيدا كردم. «جرج برنارد شاو»
هراحساسي كه صادقانه و صميمانه باشد؛غيرارادي خواهد بود؛ما هميشه در حال احساس كردن هستيم ولي آن را با فكر كردن اشتباه ميگيريم...
همه ادعای رفاقت میکنند اما کسی که آنرا ثابت کند رفیق حقیقی است...«ماکسیم کورگی»
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند.
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری.
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
آری، در این بازار، سوداگری را شیوهای دیگر است، و کسی فهم کند که سودازده باشد و گرفتار موج سودا، که همسایهی دیوار به دیوار جنون است! و چه میگویم؟ جنون همسایه آرام و عاقل این دیوانهی ناآرام خطرناک است که در کوه خاره میافتد و مثل موم نرماش میکند، و در برج پولاد میگیرد و شمع بیزارش میسازد. و وای که چه شورانگیز و عظیم است عشق و ایمان! و دریغ که فهمهای خو کرده به اندکها و آلوده به پلیدیها، آن را به زن و هوس و پستی شهوت و پلیدی زر و دنائت زور و… و بالاخره به دنیا و به زندگیاش آغشتهاند! و دریغ! و دریغ که کسی در همهی عالم نمیداند که چه میگویم؟ که این عشق که در من افتاده است نه از آنهاست که آدمیان میشناسند. که آدمیان عشق خدا را میشناسند و عشق زن را و عشق زر را و عشق جاه را و از اینگونه… و آنچه با من است، نه، آنچه من با اویم، با این رنگها بیگانه است، عشقی است به معشوقی که از آدمیان است… اما… افسوس که… نیست!
معشوق من چنان لطیف است که خود را به “بودن” نیالوده است، که اگر جامهی وجود بر تن میکرد، نه معشوق من بود.
(دکترعلی شریعتی)
بزرگی انسان ها به حرف هایی نیست که میزنند،به حرف هایی است که
نمی زنند.«دکترشریعتی»
راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است.«دیل کارنگی»
کار انسان را از سه بلای عظیم دور نگه می دارد:افسردگی،گناه و احتیاج.«ولتر»
برای رسیدن به جایی که نرسیده ایم،باید از راهی برویم که تا به حال نرفته ایم.«گاندی»
علم اندکی که همراه با عمل باشد،بهتر است از علم بسیاری که بدون عمل باشد.«افلاطون»
جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست.«مارک تواین»
سخنی بگویید که از اندیشه های پاک سرچشمه گرفته باشد.«زرتشت»
آرامش« هنر» در چهار چیز است:نظم،هندسه،خطوط به دنبال هم و طبیعت.
سخت است ماندن در دنیایی که مردمش برای پر رنگ شدن،حاضرند هزار رنگ باشند.
دوست داشتن کسانی که دوستت دارند کار سختی نیست،مهم این است کسانی
را که دوستت ندارند دوست داشته باشی.«عیسی مسیح(ع)»
من عطاهایش را
او خطاهایم را
بار الها
هر گاه بر آستانت به گدایی برخاستیم ُ
تو را بخیل نیافتیم
و چون آهنگ تو کردیم ُ
هیچگاه تو را گرفته و ناپذیرا ندیدیم ُ
بلکه همواره تو را شنوای دعاهایمان
و روا کننده خواسته هایمان یافتیم
اکنون دیگر بار به تو پناه جسته ایم ُ پس پناهمان بده
و از تو امان طلبیده ایم ُ پس دست از یاریمان برمدار
گدای درگاه توایمُ پس محروممان مگردان
دست به دامان تو ایم ُ پس ما را مران
و دعاگوی کبریای تو ایم ُ پس نومیدمان مکن.
ذره ای حقیقت پشت(فقط شوخی بود)
ذزه ای کنجکاوی پشت(همین طوری پرسیدم)
ذره ای احساسات پشت(به من چه اصلا)
ذره ای عصبانیت پشت(چه می دونم)
و ذره ای درد پشت(اشکالی نداره) وجود داره....................
سلام. تازه فهمیدم:
یادمون باشه که: همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"، کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"، قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"، مقداری خرد پشت "چه میدونم" و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" وجود داره... این یه شعر نیست! یه حقیقت پنهانه