فرض کنيد که جريان خون در بدن شما فقط در يک جهت سيلان دارد. اگر چنين مسيري را بتوانيد تصور کنيد دقيقاً توانسته ايد حالت مدارهاي جديد و هوشمند برق را نيز تجسم کنيد. اين مدارها حدود يک قرن پيش ابداع شد که در آنها جريان انتقال برق به ايستگاه هاي ثانويه و خطوط انتقال کاملاً يک طرفه بود، اما اين جريان يک طرفه معضلات و چالش هايي نيز دارد، چه اين که امکان کنترل نبض جريان در طول مسير وجود ندارد و اگر جايي از مسير جريان برق از دست برود امکان احيا وضعيت در آن نقطه وجود نخواهد داشت، اما امروزه که بحث بازدهي مصرف انرژي به صورت فزاينده اي جاي خود را در محافل علمي باز کرده، نوع امکانات مورد استفاده در اين مدارها نيز ارتقا يافته است تا بتوانيم مدار هوشمند را تعبيه کنيم.

 

به عبارت بهتر، در سيستم مدارهاي هوشمند به جاي استفاده از يک سيستم يک طرفه که تنها برق را توزيع مي کند، نوعي مدار هوشمند قرار داده مي شود که به توده ها اين امکان را مي دهد تا برق خود را توليد کنند و هر ايستگاهي که برق توليد مي کند مازاد توليد خود را به مرکز مي فرستد تا براي مصارف ديگر ذخيره يا فرستاده شود. تمام مراحل اين کار با کمک مزارع باد، صفحات خورشيدي و ساير ژنراتورهاي کوچک برق انجام مي شود.

 

در مدار هوشمند ويژگي کوچک ديگري نيز در حوزه توزيع و توانايي محاسبه قرار گرفته است که مانند اينترنت عمل مي کند و به آن اين امکان را مي دهد هر زماني که بخواهد سيستم را رصد کرده و براساس نيازهاي سيستم، توليد را تنظيم کند. براي مثال: يک ماشين لباسشويي در زماني که مدار در حالت برگشت برق قرار دارد مي تواند به کار خود ادامه دهد. وقتي در نقطه اي از مدار دستگاهي برق را به صورت عظيم مصرف مي کند، توليد کننده هاي کوچک تر برق که در نقاط ديگر وجود دارند، مي توانند اين نوع مصرف را جبران کنند و اين مسئله باعث مي شود ديگر مصارف کوچک برق مثلاً روشنايي معابر يا ايستگاه ها از کار نيفتد و مدار به کار خود ادامه دهد. نتيجه پاياني اين که مدار هوشمند مداري است که مي تواند عرضه را با تقاضا هماهنگ کند و بازدهي را بالا ببرد و در عين حال نياز به نيروگاه هاي برقي جديد را نيز کاهش دهد، اما در کنار همه اين مزيت ها استقرار يک مدار برق ملي هوشمند ميلياردها دلار هزينه در برخواهد داشت.