شهرستان گناباد
مردم گناباد اصيل و ايراني هستندو به زبان فارسي و لهجه شيرين خراساني سخن مي گويند. همه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.گنابادي ها مردماني استوار، سخت كوش و مهمان دوستند. جمعيت شهرستان گناباد در سرشماري عمومي نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 103.625 نفر بوده است كه از اين شمار 51.590 نفر مرد و 52.035 نفر زن بوده اند. مهمترين صنايعدستياينشهرستان سفالگري و سراميكسازي، فرشبافي، نمدمالي، گليمبافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قاليهاي اين شهرستان با طرحهاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگهاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه ميشود.
سفالگري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاههاي اين شهرستان در روستاي مند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گلرس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهمترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيشتر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاههاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده ميشود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار ميآيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه ميشود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است.آرامگاهجغتاي، امامزادهسلطان عابد، جامععتيق جويمند، دژ دختر، دژ رستم، دژ فرود، گورپيران ويسه، گور ميثور و مسجد جامع گناباد از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي روند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
درباره علت نامگذاري گناباد، داوري هاي گوناگوني ابراز شده است. برخي آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکي (به معنايخورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيلهاي براي انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضي نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه اي منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان هاي موجود در منطقه اشاره مي کند، و «گون آباد» که به فراواني گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته « جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه دروني فلات ايران و بخش هاي خاوري آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روي داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بناي آن را به شاهان هخامنشي نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقي و خوارزمشاهي آباد و از اعتبار و اهميت ويژه اي برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن مي نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايواني اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوي، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايي چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروانسراهاي شاه عباسي، بيانگر اين داوري است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان گناباد، با پهنهاي حدود 9715 كيلومتر مربع، در مركز خراسان رضوي، از نظر جغرافيايي در 34 درجه و 21 دقيقه پهناي شمالي و 58 درجه و 42 دقيقه درازي خاوري و بلندي 1150 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان هاي تربت حيدريه و كاشمر، از خاور به شهرستان خواف، از باختر به شهرستان فردوس، و از جنوب به شهرستان هاي قاينات و فردوس محدود است. آب و هواي گناباد به دليل قرار گرفتن در كنار كوير و دوري از دريا، بياباني و گرم وخشك است. بيش ترين درجه حرارت در اين شهرستان، در تابستان، 47 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان، 17 درجه زير صفر است. بخش هاي كوهستاني شهرستان گناباد جزء نواحي خوش آب و هوا و ييلاقي شمرده مي شود و بلندي هاي ميان سنو و كاخك برف گير و زمستان ها پوشيده از برف است. ميانگين بارندگي سالانه، حدود 160 ميليمتر اندازه گيري شده است. راه هاي مهم گناباد عبارتند از :
1- راه يزد – طبس – فردوس – گناباد، به درازاي 675 كيلومتر
2- راه فردوس – گناباد، به درازاي 72 كيلومتر
3- راه گناباد – تربت حيدريه – مشهد، به درازاي 265 كيلومتر
مسجد جامع بجستان گناباد
مسجد جامع بجستان در زمان ميرزا شاهرخ ، پسر تيمور لنگ توسط محمد بن فخرالدين بن سيف الدين مقام بجستاني بنا شده و تاريخ پايان بنا ، 828 هـ .ق است در روزگار شاه عباس صفوي توسط حاج ناصرالدين محمد بن احمد، بازسازي شده و در ذي القعده 1024 هـ .ق تعمير آن پايان يافته است.
آتشكده گناباد
در آبادي گيسور شهرستان گناباد آتشكده اي وجود دارد كه از دوران هخامنشيان بر جاي مانده است در اطراف اين آتشكده چند قلعه باستاني به نامهاي دختر شور آب ،قبر پيران ويسه و پشن قرار گرفته اند گفته ميشود اين قلعه ها به دوره هاي پيش از اسلام تعلق دارند.
مسجد جامع گناباد
اين مسجد بر اساستاريخ كتيبهكوفي آن، در سال 609 هجري قمري ساخته و قسمت اعظم بناي اصلي آن منهدم شده است. اين مسجد از لحاظ دارا بودن كتيبه كوفي و آجر كاري هاي ظريف داراي اهميت هنري است. اين مسجد كه ايوانهاي رفيع در جنوب و شمال و اطراف محوطه صحن دارد و در زمرهي مساجد مهم تاريخي بشمار مي رود از لحاظ هنر آجكاري(درجنوبايران) و ساختمان محراب ومنظره بديع سقف داراي اهميت بسياري است. اين قسمت تحت شماره 325 در شمار آثار تاريخي به ثبت رسيده است.
مسجد مهري گناباد
در كناره خاوري گوستان كهنه مزار بازمانده دژي كهن است. در شمال آن، مسجدي نوساز است در سوي جنوب باختري حياط مسجد ، دالاني به پهناي 40/1 و درازاي 7 و بلندي 2 متر در دل صخره كنده شده است كه به فضايي به پهنه حدود 180 متر مربع ميپيوندد. در ميانه اين محوطه سه پايه كلفت سنگي قرار دارند . به اين محوطه « صنعه » و گاهي « صمعه مزار » ميگويند كه با توجه به كاربرد آن در گذشته بيگمان بايستي همان صومعه ، معبد يا پرستش گاه مهري باشد .با توجه به ويژگي مهري آن ، ميتواند به زمان هخامنشيان و حتي پيش از آن مربوط باشد .
مسجد جامع کاخک گناباد
اين بنا در کاخک گناباد در جنوب استان خراسان رضوي واقع شده و بناي اوليه آن در زلزله سال 1347 شمسي ويران شده است. بناي مزبور توسط شاهزاده سلطان خانم، خواهر شاه طهماسب اول صفري (ه-ق 984 – 930) ساخته شده و در سال 1070 و 1286 ه- ق تزيينات و تعميراتي در آن صورت گرفته است.