بانك جوك و لطيفه
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو
كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو
ببينم. شاگرد: ا – بي – سي
– چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنجتا ... معلم: نخواستم
بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده
رنج گنج – پنج – شش – هفت...
خره با گاوه دعواش ميشه خره عصباني ميشه ميره رو ديوار مينويسه (اين گاو خر است!!!!!؟)
يارو به رفيقش ميگه : مي خوام دختر شاه رو بگيرم ! رفيقش ميگه : چرت نگو ! مگه كشكيه ؟! يارو ميگه : بابا من كه راضيم ، ننم
هم كه راضيه ، فقط مونده شاه و دخترش !
حيف نون رفته بود تماشاي مسابقة دوميداني . وسط مسابقه از بغل دستيش مي پرسه : ببخشيد ، اينا واسه چي دارن ميدون ؟!
يارو ميگه : براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن
. حيف نون كمي فكر مي كنه ، مي پرسه : پس بقيشون واسه چي دارن ميدون ؟!
از غضنفر مي پرسن : به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره ، به كره و چين هم حمله كُنه تكليف ايران چي ميشه
؟ غضنفر ميگه : چي ميشه نداره كه ، ايران ميره جام جهاني !
كيك هفتاد طبقه »
غضنفر ميره قنادي ، ميگه : ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد ؟! قناد ميگه : نخير نداريم . فردا دوباره غضنفر مياد ، ميپرسه : شرمنده
، كيك هفتاد طبقه داريد ؟ باز قناد ميگه :
نخير نداريم . خلاصه يك هفته تمام هر روز كار غضنفر اين بود كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناد هم هرروز جواب ميداده كه
نداريم . آخر هفته قناده با خودش ميگه : اين
بابا كه مشتريه ، بذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم ، يك پول خوبي هم شب جمعه اي بزنيم به جيب . خلاصه بدبخت قناد تمام
پنج شنبه و جمعه رو ميذاره يك كيك خوشگل
هفتاد طبقه رديف ميكنه . شنبه اول صبح غضنفر مياد ، ميپرسه : ببخشيد ، كيك هفتاد طبقه داريد ؟! قناد با لبخند بر لب ميگه :
بعله كه داريم ، خوبشم داريم ! غضنفر ميگه :
قربون دستت ، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده !
حكومت نظامي بود ، سروانه به غضنفر ميگه كه تو اينجا كشيك بده ، از هفت شب به بعد هر كسي رو تو خيابون ديدي در جا بزنش
. حرفش كه تموم ميشه ، تا مياد بره سوار ماشينش بشه ، ميبينه صداي گلوله اومد . برميگرده ميبينه غضنفر زده يك بدبختي رو
كشته ! داد ميزنه : احمق ! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر ميگه : قربان اين يه آدرسي پرسيد كه ، عمراً تا ساعت نه
شب هم پيداش نميكرد !
غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟
ميگه من ساير بستگانم !
يه خياره با يه خيار شوره داشتن تو خيابون راه ميرفتن به خياره ميگن اين کيه همرات ميگه خواهرمه ترشيده
يارو ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت مي بره!!!
قلمراد تو مسابقة دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک
شن!!!
يکي ميره استخر بعداز كلي زير آبي رفتن نفس زنان بيرون مياد و ميگه عجب نفسي داشته كاشي كاره
غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزي تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.
يارو اسم بچه اش رو ميزاره اس ام اس ميگن اين چه اسميه ؟ ميگه چيه از پيام که با کلاس تره