بانك جوك و لطيفه
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده
یکی از این همشهری های شمالی ما رو زمان جنگ با صدام حسین ملعون گرفته بودند به اسارت در عراق! بعد یه روز بهشون می گن اجازه داری با اقواممت در ایران یه گفت و گوی تلفنی داشته باشی، اما حواست باشه یه چیزی ضد ما نگی ها. این همشهری ما هم می گه باشه. حواسم هست. بعد به فکر می افته یه کلک رشتی سوار کنه و بهشون می گه من چیزی نمی خوام بگم فقط دوست دارم یه آهنگ شاد براشون بخونم که بفهمن اینجا چقدر داره به ما خوش می گذره. وقتی گوشی رو بهش می دن شروع می کنه به بشکن زدن و با لهجه ی دل انگیز شمالی خودش و با ریتم یه تصنیف معروف شروع می کنه به خوندن "دیشب منو کتک زدن صبح هم یه فصل شکنجه، ... دام داری ریم، دیریم ریم"
سعید به دوستش محسن : برادرت که به خارج رفته ، از چه راهی امرار معاش می کند؟
محسن : از راه نویسندگی.
سعید : چه می نویسد؟
محسن : هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.
غضنفر میره پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.غضنفر میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.غضنفر به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم
يه غضنفر که پولدار بوده بچشو ميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعد ميره سراغ بچه اش نرسيده به مهد كودك بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد !
به غضنفر ميگند اگه دنيارو بهت بدند چه کار ميکني ميگه ميفروشم ميرم خارج !
**************
به غضنفر میگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم !
غضنفر نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
**************
تو شهر حیف نون اینا (!) کراوات مد شده… تا الان ۵۰ نفر تلفات داشته!
حیف نان کیس کامپیوترش رو میبره تعمیرگاه می گه آقا اینو برای ما تعمیر کن. مرده می گه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
مدير تيمارستان گزارش دادند شب پيش يكي از بيماران قصد خودكشي در وان حموم را داشته ولي خوشبختانه يك بيمار ديگر به نام حیف نون نجاتش داده. پزشك تيمارستان پس از مطالعه پرونده حیف نون صداش كرد و گفت: وقتش رسيده كه تورو آزاد كنم اين اقدام بزرگ تو نشون ميده حالت خوب شده. البته متاسفم... اون بيمار بالاخره اين كارو كرد. اين بار خودشو تو بالكن اتاقش حلق آويز كرده. حیف نون می گه: نه اون خودكشي نكرده، چون خيس بود من آويزونش كردم خشك بشه!
چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذلیل… جوونی، دوست دختر ذلیل… میان سالی، زن ذلیل… .پیری، فرزند ذلیل… بعد از مرگ، ذلیل مرده
**************
بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مديون موفقيت شون
وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!
**************
آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...
**************
بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!
ببين خانوم , تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره !
مرده عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه : يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه ، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست
اگر ديدی جوانی بر درختی تکيه کرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پايه خودش وايسه !!
**************
چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!
**************
چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!