بانك جوك و لطيفه
معلم از شاگردش میرسه : چرا ساعت اسیا از امریکا جلو تره؟ شاگرده میگه : واسه اینکه اسیا زود تر از امریکا کشف شد
سیب زمینی شوهرش می میره بند نمیندازه میشه کیوی!!!
**************
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه
یارو بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه !
يه قنده ميوفته داخله چاي ميگه حله
**************
يارو لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته عجب نفسي داره ها ..؟!
امشب شب دو شنبه هست براي غافلگيري اموات الفاتحه
**************
طرف میره خواستگاری ازش میپرسن چه کاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه : لوازم یدکی گوسفند دارم.
عشق مثل بادی است که در دل می پیچد.اگر نگهش داری خود آزرده می شوی و اگر رهایش کنی دیگران!
**************
یارو زنگ می زنه مبایل دوستش- خانومه می گه: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد. یارو میگه: مشترکو ولش کن. خودت خوبی ؟!
دو نفر داشتن واسه هم خالی می بستن ، اولی می گه : یه کوه نزدیک ماست هر وقت میگم جاسم ، اونهم می گه : جاسم جاسم . دومی میگه :این که چیزی نیست کوهی که نزدیک ماست ، هر وقت من میگم : جاسم ، میگه : کدوم جاسم ؟!!
**************
میدونی فرق سرباز با هندونه چیه ؟سربازو سرشو می تراشن ، هندونه رو تهشو .
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟! رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!
**************
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس ۱۰ بار بنویس! روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟! شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
گدا: آقا، بي زحمت دو هزار تومان بده به من ناهار بخورم. عابر: برو بابا! من خودم هنوز ناهار نخورده ام. گدا: عيب ندارد، پس چهار هزار تومان بده، ناهار مهمان من باش
**************
یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
**************
امروز عکست رو توی روزنامه دیدم فکر کردم خیلی معروف شدی و همه میشناسنت خوب که نگاه کردم بالاش نوشته بود گمشده !!!
دو باجناق به نام های کافی ونعمت سوار یک خر بودند. نعمت گفت اگر یک خر دیگر بود، کافی بود. کافی گفت همین هم که هست نعمت است!
**************
اولی:« به نظر تو، هویج باعث تقویت بینایی می شود؟» دومی: «حتما، چون تا به حال هیچ خرگوشی را ندیده ام که عینک زده باشد.»
ميدونی سردره مطب جراحی پلاستيک چی نوشته؟ نوشته لولو تحويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم!
**************
آن بخش از يک سيستم را که می توان با چکش خرد کرد، سختافزار و آن قسمت را که فقط می توان به آن فحش داد ، نرمافزار می گويند !
سه نفر رو می خواستند اعدام کنند. نفر اول رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف... ناگهان اعدامی فریاد می زنه: زلزله!!! همه سربازان فرار می کنند و خودشون رو روی زمین می اندازند و اعدامی فرار می کنه. نفر دوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف... ناگهان اعدامی فریاد می زنه: طوفان!!! همه سربازان فرار می کنند و تا در محل امنی پناه بگیرن و اعدامی فرار می کنه. نفر سوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف... ناگهان اعدامی فریاد می زنه: آتش!!!
اولي : راستي نتيجه ي امتحان رانندگي ات چي شد؟ دومي : هنوز معلوم نيست! اولي : چرا؟ دومي : چون افسري که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نيامده!
**************
یارو با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها!
سال 2200 بچه از پدرش ميپرسه : من چطوري به دنيا اومدم . ميگه از اينترنت دانلودت کردم
**************
پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!
حیف نان مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم