راسخون

بانك جوك و لطيفه

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

**************

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

بزرگترين مشغله فكري كودكان ايران اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت.

**************

وقتي كسي ناراحتت ميكنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كلش

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نخير، رفتهاند مسافرت
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نخير، با خانم رفته اند

**************

بچه ای که گم شده بود می ره پیش پلیس می گه: ببخشید شما خانومی رو ندیدید که من پیشش نباشم؟

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

ياروداشته پسرش رادرمورد ازدواج نصيحت ميكرده ميگه:پسرم خواستي زن بگيري بروازفاميل بگير ..... ببين توهمين دوروبرخودمون داييت رفته زنداييت وگرفته. عموت رفته زن عموت وگرفته ........ حتي خود من هم اومدم مامانت وگرفتم !!!!

**************

به قل مراد میگن یخچالتون چرا برفک میزنه ؟میگه لابد بازم آنتنش کج شده.

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

یک نفر به خواستگاری رفته وبه دختره میگه:من ادم صبوری هستم دختره هم میگه معلومه ، اگه ادم صبوری نبودی این دماغ رو چند سال تحمل نمیکردی

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

اولی : ببینم تو چند تا بچه داری؟
دومی چهار انگشتش را بالا می آورد و می گوید : 3 تا!
اولی : اما این که 4 تاست.
دومی : وا ! بچه همسایه این جا چه می کنه؟

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

شخصی زورگو در خیابان سیلی محکمی به بینوایی زد.
بینوا گفت : شوخی بود یا جدی؟
زورگو گفت : جدی بود.
بینوا گفت : خدا را شکر که جدی زدی ، چون من اصلا با کسی شوخی ندارم!!!!!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

سه دیوانه هم اتاقی بودن، یك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا و پایین می‌پرن و میگن: ما سیب‌زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساكت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت كه این دیوونه رو مرخص كنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من كف ماهیتابه چسبیدم!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

و اما: طبق آخرین تحقیقات دانشمندان نسل بشر نه موقعی که اتمسفر تموم شه و نه موقعی که سوخت خورشید تموم شه و نه در هیچ حالت دیگه ای منقرض نمی شه بلکه تنها موقعی منقرض میشه که لوازم آرایش تموم شه! چون دیگه چهره واقعی دخترها رو میشه و دیگه هیچ پسری خر نمیشه با دختری ازدواج کنه و بچه دار شن!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

فقط با روشن كردن یك بخاری اضافه شما هم در تعطیل شدن مدارس دانشگاهها و ادارات سهیم باشید.هم اكنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

**************

ازدواج مثل توالت عمومی میمونه!!

بیرون هر دو تا باشی دوست داری واردش بشی!!!

واردشون که شدی دوست داری هر چه سریعتر از اون خارج بشی!!!!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

معلم: فعل کشیدن را صرف کن. شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!

**************

دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

از یارو می پرسن از چه رنگی خوشت میاد؟!! میگه : کمرنگ!!

**************

بچه:مامان اون آقاروببین كچله!!!! مامان: هیس...میفهمه بچه: اه...مگه تا حالا نفهمیده

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

تو همانند طوفانی هستی که ویرانگر قلبم است

**************

یك روز یه سیره به پیازه میگه حیف كه سیرم وگرنه می خوردمت

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

یه دختر مسیحی می ره نزد كشیش می گه من هر وقت از جلوی ایینه رد می شوم می گم چه دختر خوشكلی ایا گناه می كنم? كشیش می كه نه فقط دروغ می گی!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم.

طرف صبح از خواب بلند میشه میبینه هوا خیلی خوبه . زنگ میزنه هواشناسی تشكر می كنه