راسخون

بانك جوك و لطيفه

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

شعر بعد از طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش انقدر لوس و ننر شد که سپردم به ننش!

*********

مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید: آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!!

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

اگر تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم، مردم ایران کچل‌های چاقی هستند که ناتوانی جنسی دارند و می‌خواهند یک هفته‌ای ویزای کانادا بگیرند!

***************

غضنفر تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته. ولي تو همون اول نگو! اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. غضنفر ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟!  يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. غضنفر ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

اقای مورگان مرده بود.
قبل از اینکه تابوتش را داخل قبر بگذارند یکی از دوستانش درب تابوت را باز کرد و چند سکه انداخت توش.
کشیش ازش پرسید: فکر میکنید این سکه‌ها به دردش بخوره.
ـ اره فکر میکنم پول چند تا بطری آبجو بشه!
ـ ولی اونجا آبجوئی وجود نخواهد داشت پسرم.
ـ فکر نکنم مورگان بتونه بدون آبجو اونجا طاقت بیاره.

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

دختر جوانی روی نیمکت پارک نشسته داشت با حالتی اندوهبار گریه میکرد.

شخصی شیک پوش که به طور اتفاقی از اونجا رد میشد دلش به حال دختر سوخت و با حالتی دلسوزانه به طرف دختره رفت و به او گفت: دختری به این خوشگلی، با این لباس شیک، تو این روز قشنگ که گریه نمیکنه! گریه نکن عزیزم بگو مشکلت چیه شاید بتونم حلش کنم هیچ گره‌ای نیست که وا نشه.

ولی انگار نه انگار دختره باز هم به گریه‌کردن ادامه میده. طرف که میخواست به هر ترتیبی که شده دختره را اروم کنه. جلو میره و پهلوش روی نیمکت میشینه و دستش را رو شونه دختره میزاره و میگه: بهم نمیگی چرا داری گریه میکنی؟

دختره با گریه بهش گفت: آخه نیمکتها را تازه رنگ کرده‌اند!

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
غضنفر از تاکسی پیاده می شه در و محکم می بنده، و می گه: پدر سگ خودتی!
راننده میگه: من که چیزی نگفتم.

غضنفر می گه: بعدا که می گی

**************

غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
- `خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟`
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: ` فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به قاهره رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به اصفهان رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.`
- `پس چرا با او ازدواج نکردی؟`
- `آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!`

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید!

************

زن و مرد جوانی به مناسبت تموم شدن خونه جدیدشون دوستانشون را دعوت کرده بودند.بعد از اینکه تمام خونه را به دوستانشون نشون دادند یکی ازشون پرسید : خونه خیلی قشنگیه مبارکتون باشه ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید. مرد جوان جواب داد : راستش را بخواهید قبل از اینکه خونه‌مان را بسازیم مادر زنم بهم گفت: مادر جون تو را به خدا، فکر یک گوشه از خونه را واسه من هم بکنید.

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

به غضنفر می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه

*****************

یــارو داخل آسانسور میشه ،می‌بینه روش نوشته " ظرفیت هشت نفر "

با بی تحملی میگه : حالا کی حوصله داره منتظر اون هفت نفر دیگه وایسه .

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!!

**************

اگه همه ی بازی رو ببینین, ۰-۰ میشه!
اگه بازی رو نبینی, بالای ۲ گل داره
اگه وسطش بری دستشویی, همون لحظه گل میزنن

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

سال 3000 ، سی و نهمین دوره جام جهانی ، میزبان افغانستان و آفریقای شمالی، گزارشگر پسر ، دختر ، خواهر ، نوه ی عادل فردوسی پور ...
حالا خوده چمل (کارگر سابق چپلک) پاس میده به قند آقا اون میده به شمع آقا حالا پشت 18 عبدالله پلنگ میده به گلیجان اون میده به نوه ی حسن خان شوت میکنه چه شوتیه ولی کاکا سیا میگیره ! سیم کارت های ایران خان و حسن اتصال همراه شما ( هر 5 ثانیه در یک کشور ) حامی رسمی جام جهانی 3000

*************

غضنفر ميره كولر بخره، یارو میگه كولر آبي ميخواي؟ ميگه: فرقي نميكنه، قرمز بده.

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

روانشناسان ثابت کردند که مهمترین عامل طلاق ,ازدواج است!

*************

به دو دليل زنها فوتباليست نميشن:

1.عمرا 11 تا زن يجور لباس بپوشن

2.عمرا بازي بعدي همون لباس و بپوشن.

hoseinfdy کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 342
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

یارو زن ژاپنی می گیره هی نگاش میکنه و میگه:

اگه خوابت میاد برو بخواب.

*******************

یارو رو برای بار پنجم به جرم دزدی می‌برن دادگاه قاضی میگه: خجالت بکش این دفعه‌ی پنجمیه که میای دادگاه. طرف میگه: خودت خجالت بکش که هر روز اینجایی!

**************

آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 


به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!!

**************

اگه همه ی بازی رو ببینین, ۰-۰ میشه!
اگه بازی رو نبینی, بالای ۲ گل داره
اگه وسطش بری دستشویی, همون لحظه گل میزنن

 

دوست عزيز سلام


لطفا اگر جوكهايتان زياد است هر 7 تا را در يك پست قرار دهيد .


با تشكر از حضورتان