بانك جوك و لطيفه
حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!
یه روز حیف نون با نیسانش می ره تو یه مغازه! وقتی افسر میاد تا کروکی تصادف رو بکشه، اونو می کشه یه گوشه و بهش می گه: 25000تومن می دم، توی کروکی بنویس مقصر مغازه بوده!
حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!
لطفا در لطیفه هاتون به جای واژه ی بی ادبانه خر از استفاده کنید باتشکر
عده اي ناشي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبود با آسانسور كار كنند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند.
بعد از مدتي زياد مرد شيك پوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالا رفتن كرد. يكي از اونها گفت:
اي ول ! براي سلامتي آقاي راننده صلوات !!!!!!
نمیدونم با این که خیلی چرند بودی چرا دوست داشتم؟
هر دفعه می دیدمت انگار بهت عادت کرده بودم!
حالا که همه چی تموم شد!
منتظرم ببینم بازم ماجراهات ادامه داره یا نه
.
.
.
.
.
.
خداحافظ افسانه جومونگ!!
يه روز يه نفر مي ره دكتر آقا هيچكس منو تحويل نمي گيره
دكتر ميگه : نفر بعد لطفا
یه خره با حسرت به یه اسبه نگاه می کنه و میگه: ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره .
كابينه زندگی مشترك: زن=وزيرسلب آسايش. شوهر=وزير كار . مادرزن=وزيرجنگ . مادرشوهر=وزيراغتشاشات .
خواهرزن=جاسوس دوجانبه . خواهرشوهر=وزیراطلا عات وبازرسی . پدرزن=وزيرارشاد . پدرشوهر=رييس تشخيص مصلحت
حيف نون با کلید گوشش رو تمیز میکنه ، گردنش قفل میشه !
یارو به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ یارو می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما … !
|
يه روز يه پسره به مامانش ميگه مامان كافر يعني چي مامانش ميگه يعني كسي كه به جز خدا كس ديگري رو بپرسته پسره ميگه پس بابا كافره مامانش ميگه چرا پسره ميگه چون به اشپزمون گفت زري من تورو ميپرستم |