راسخون

حفظ قرآن

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
 
چرا‌ حفظ قرآن
در آغاز بعثت پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ براي حفظ قرآن از تحريف و نابودي، راهي جز به خاطر سپردن آيات الاهي وجود نداشت؛ ولي اكنون ـ كه چاپ و نشر به پيشرفتي باور نكردني دست يافته ـ چرا از حفظ قرآن سخن مي‌گوييم؟
در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: كلام الاهي تنها براي جلوگيري از تحريف و نابودي به خاطر سپرده نمي‌شد تا با پيشرفت صنعت چاپ حفظ بيهوده جلوه كند. اين امر انگيزه‌هاي گوناگون دارد كه برخي از آن‌ها عبارت است از:
1. جلوگيري از تحريف
چنان‌كه گفته شد، در صدر اسلام آيات قرآن به صورت پراكنده و بر پوست و استخوان‌هاي شانه و دنده‌هاي جانوران، چوب‌هاي درخت خرما، سنگ‌هاي سفيد، كاغذ و پارچه ثبت مي‌شد؛[1] و احتمال نابودي يا تحريف كلام الهي همواره وجود داشت. در اين موقعيت، پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مسلمانان را به حفظ قرآن سفارش كرد و حتي گروهي را برگزيد تا بدين كار پردازند.[2]
2. عمل به قرآن
يكي از اهداف «حفظ» آيات قرآن، عمل به مضامين آن است. وقتي انسان كلام وحي را به خاطر مي‌سپارد، ناخود آگاه جانش تأثير مي‌پذيرد و او را در مسير عمل به دستورهاي خداوند پيش مي‌برد. پاداش بسيار حافظان قرآن ـ كه در برخي از روايات به چشم مي‌خورد ـ بدين جهت است كه آنان پيوسته آيات الاهي را تكرار مي‌كنند و گوشت و پوست خود را با آن مي‌آميزند. در اين موقعيت، احتمال اين‌كه خداوند آن‌ها را سمت كمال و سعادت رهنمون نشود، بعيد مي‌نمايد.
عمل به آيات الاهي، از ديرباز مورد توجه حافظان و قاريان بوده است. چنان‌كه صحابه‌يي مانند عثمان و أبي و عبدالله بن مسعود گفته‌اند: چون ده آيه از رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مي‌آموختيم تا آن‌ها را به طور كامل به خاطر نمي‌سپرديم و عمل نمي‌كرديم، به فراگيري آيات ديگر نمي‌پرداختيم.[3]
3. بهره‌مندي از عبادت
در آيين اسلام، به خاطر سپردن آيات قرآن عبادتي مهم به شمار مي‌رود و پاداش دارد. بيش‌تر رواياتي كه درباره‌ي ارزش و اهميت حفظ قرآن ذكر شده است، نگاه ابزاري ندارند و حفظ را تنها براي جلوگيري از تحريف عبادت نمي‎شمارند. در نگاه معصومين ـ عليهم السّلام ـ نفس به خاطر سپردن آيات الهي عبادت است و پاداش دارد. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اَللّهُمَ فَحَبِّبْ اِلَيْنا حُسْنَ تِلاوَتِهِ وَ حِفْظِ آياتِهِ.»[4]خداوندا، تلاوت قرآن و حفظ آياتش را براي ما دوست داشتني فرما. اين دعا نشان مي‌دهد كه نفس تلاوت قرآن و حفظ آن محبوب حضرت است؛ و امام ششم ـ عليه السلام ـ به خاطر سپردن آيات الاهي را، بي‌توجه به مسئله‌ي تحريف، از حضرت احديت درخواست مي‌كند.
مرحوم طبرسي در كتاب مكارم الاخلاق[5] بابي با عنوان «صلاه حفظ القرآن» دارد كه نشان مي‌دهد «حفظ قرآن» ذاتاً ارزش‌مند است و از عبادات شمرده مي‌شود.

[1] . التمهيد، ج 1، ص 281.
[2] . مجمع البيان، ج 1، ص 43.
[3] . تفسير قرطبي، ج 1، ص 39.
[4] . مستدرك الوسائل، ج 4، ص 375.
[5] . مكارم الاخلاق، ج 2، ص 137.
سيد مجتبي حسيني

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
شیوه حفظ قرآن
نقطه شروع حفظ قرآن
حفظ قرآن كريم بايد به ترتيب سوره‌ها يعني از سوره حمد و بقره تا آخر انجام بگيرد ولي از آنجا كه جزء اوّل قرآن از جزء دوّم براي حفظ كردن مشكل است و جزء دوّم نيز از جزء سوّم دشوارتر و ... و بالاخره پنج جزء اوّل مشكل‌ترين قسمت قرآن است و به عقيده بعضي دانشمندان، هر كس پنج جزء اوّل قرآن را حفظ كند، بايد به حفظ كل قرآن اميدوار گردد.[1]
از اين رو شايسته است، براي جلوگيري از دلسردي، حفظ قرآن از آسانترين مكان آغاز شود، پس مي‌توان براي ابتداي كار سوره‌هاي كوتاه جزء سي‌ام را انتخاب كرد، زيرا با توجه به آشنايي زيادي كه همگان با اين سوره‌ها دارند، آيات آنها به آساني به خاطر سپرده مي‌شود و از طرفي مي‌توان از اين سوره‌ها در نمازهاي واجب و مستحب استفاده نموده و لذت حفظ قرآن را بدين طريق احساس نمايد. و بايد توجه داشت كه پراكنده حفظ كردن مطلوب نيست، بلكه اين مقدمه‌اي براي حفظ منظم و حساب شده از ابتداي قرآن است، زيرا برنامه‌ريزي منظم و دقيق زماني تحقق پيدا خواهد كرد كه از اوّل قرآن آغاز و به انتهاي آن بيانجامد.
روش حفظ قرآن و رفع اشكالات
بعد از اينكه بحث از مقدمات و لوازم پيش نياز حفظ، (يعني اموري كه راه را براي به خاطرسپاري هموار مي‌سازد و در انسان آمادگي لازم را مي‌آفريند) اجمالاً گذشت، جاي آن دارد كه كار آمدترين روش حفظ نيز بيان شود.
هر شخصي بايد با توجه به ظرفيت ويژه و فرصت و زماني كه در اختيار دارد، راهي مناسب را در پيش بگيرد ولي شايد خطا نباشد اگر بگوييم همه راهها در واقع به طرق خاصي منتهي مي‌گردد، ولي در جزئيات با يكديگر مختلف و متفاوتند، آنچه همگان بر آن اتفاق دارند سه اصل عمده است:
1. تكرار
2. تمركز
3. دقت
حفظ قرآن چيزي جز تكرار نيست و كساني كه يك متن خاص را بارها تكرار مي‌كنند، سرانجام آن را به خاطر مي‌سپارند و اگر تكرار توأم با تمركز و دقت نيز باشد نتيجه مضاعف خواهد بود، دقت و تمركز در امر حفظ از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، همانگونه كه مي‌بينيم اگر از كسي پرسش شود كه پيراهن شما چند دكمه دارد؟ با اين حال كه روزانه چندين بار آن را مي‌پوشد و باز مي‌كند، نمي‌تواند آن را به درستي پاسخ گويد. به اين خاطر كه هنگام باز و بسته كردن دكمه‌ها دقت لازم را نداشته است، در حفظ قرآن نيز دقت در كنار تمركز و تكرار بسيار لازم و ضروري است.
براي حفظ كردن يك سوره طولاني خوب است، آن سوره به چند دسته از آيات (براساس موضوع و يا آهنگ آيات) تقسيم گردد و هر دسته را جداگانه حفظ كرده و به دسته‌هاي قبلي متصل كند. البته نيازي نيست حتماً يك دسته را در يك جلسه حفظ نمايد، بلكه مهم آن است كه در ذهن آن آيات را را در يك دسته و مجموعه قرار دهد، با اين كار حجم سوره كمتر به نظر مي‌رسد و حافظ تسلط بيشتري بر آن سوره خواهد داشت، مثلاً براي حفظ سوره نباء مي‌توان آن را به 3 گروه از آيات تقسيم كرد، ابتدا از آيه اوّل تا آيه شانزدهم كه غالباً بيان پديده‌هاي طبيعي است، در دسته اوّل و آيات هفدهم تا سي‌ام كه در وصف قيامت است در دسته دوّم و بقيه آيات در دسته سوّم قرار گيرد.
آيات به چه صورت حفظ شوند؟
ابتدا بايد آيات مشخص شده كه دسته‌بندي شده‌اند را چندين بار با دقت تمام و با تأني تلاوت گردد، بويژه كساني كه قادر به تلاوت قرآن با رعايت تجويد و لحن زيبا هستند مي‌توانند آيات را با صوت و با دقت و تمركز و تعمق بر روي كلمات و حركات تلاوت نمايند، زيرا اين عمل علاوه بر اينكه مانع از اشتباه حفظ كردن كلمات و حركات مي‌گردد، باعث آشنايي كلي با آيات مورد نظر نيز شده كه خود عامل مهمي در راحتي و سهولت حفظ است، در اين باره قرائت آيات همراه با نوار ترتيل به مراتب بهتر است.
براي حفظ يك آيه كوتاه بايد آن را با توجه كامل به حروف و كلمة موجود در آن چندين ‌بار تلاوت كرد، چون حفظ كردن چيزي جز دقت و تأمل قابل توجه بر روي هر يك از كلمات و استقرار آنها در ذهن نيست و تعداد و دفعات تكرار بستگي به توانايي حافظ و استعداد شخص و سخت يا آسان بودن آيه دارد. برخي افراد شايد با يك‌بار خواندن يك آيه كوتاه را به خاطر بسپارد و برخي به تكرار بيشتري نياز داشته باشند. بنابراين با چندين بار خواندن آيه (البته با دقت و تمركز نه خواندن معمولي) قسمت زيادي از آيه در ذهن جاي مي‌گيرد و بعد از آن بايد بدون استفاده از قرآن و به كمك حافظه آن را تلاوت كند و هر جا انسان كلماتي را فراموش كرد و نتوانست كلمات مورد نظر را در ذهن خود بيابد به قرآن رجوع نمايد و سپس آن را به ذهن بسپارد و چندين بار آن را از حفظ بخواند.
به همين ترتيب در مورد بقيه آيات عمل نمايد، تا اينكه بتواند آن را به طور كامل و به راحتي از حفظ بخواند، آن‌گاه آيه را حداقل 5 بار از حفظ بخواند تا مطمئن شود آن را خوب به خاطر سپرده است و بايد بتواند آن را روان و راحت بخواند نه با دشواري و سختي. و نكته مهم ديگر آن است كه تا آيه‌اي را به خوبي حفظ نكرده است، نبايد سراغ آيه ديگري برود و در صورت عدم توجه به اين مسئله قطعاً با مشكلاتي مواجه خواهد شد.
بعد از اتمام آيه اوّل و اطمينان به تسلط و استواري حفظ آن مي‌تواند سراغ آيه بعد برود و آن را به طريقي كه گفته شد حفظ نمايد.
پس از بخاطر سپردن كامل آن به آيه قبل برگردد و آن را از حفظ بخواند تا متوجه شود كه آن را همچنان خوب و روان مي‌خواند يا اينكه با اشكالاتي مواجه شده است، در صورت برخورد با اشكال، آن را برطرف نموده و آن گاه هر دو آيه اوّل و دوّم را با هم از حفظ بخواند.
پس از آن آيه سوّم را شروع كرده و پس از فارغ شدن از حفظ آن به طرقي كه گفته شد، آيات گذشته را با يكديگر بخواند و به خاطر بسپارد و به همين روش ادامه دهد تا مقدار آيات مقرر و تنظيم شده به پايان برسد.
بعد از آنكه آيات مشخص شده براي يك روز به پايان رسيد (با توجه به تصميم انسان كه چه مقدار را قرار گذاشته آن را حفظ نمايد، نصف صفحه و يا يك صفحه و يا ...) لازم است چندين بار همه آيات مورد نظر را به ترتيب و روان از حفظ بخواند و اگر به اشكالاتي برخورد كرد با مراجعه به قرآن آن را اصلاح نمايد و با تكرار، آن را به ذهن بسپارد.
ترتيب آيات:
لازم است تصوير دقيق مكان هر آيه و بلكه هر كلمه از آيه در صفحه، كاملاً به ذهن انتقال يابد و حافظ براي اين كار در هنگام حفظ و يا مرور بايد نگاهي دقيق به خط قران داشته باشد.
همچنين ترتيب آيات نيز بسيار قابل توجه و مهم است و بايد آن را به خاطر سپرد، براي حفظ ترتيب دو آيه بايد هميشه ابتدا و پايان هر آيه را با تكرار زياد به خاطر سپرد، و حافظ هنگام مرور يك آيه، مناسب است، انتهاي آن آيه را به قسمت ابتدايي آيه بعد متصل و با تكرار زياد آن بين آن دو ارتباط برقرار كند، به اين ترتيب بعد از پايان تلاوت يك آيه خود به خود آيه بعد نيز به خاطر مي‌آيد.

[1] . كيف بحفظ القرآن، ص 20.
محمد حسين اجرائي

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

مقدمات و عوامل شروع حفظ قرآن1

 

استاد حفظ و جلسات قرآن
عوامل و مقدمات زيادي در حفظ قرآن كريم داراي اهميت هستند و با وجود آن‌ها برنامه حفظ با سهولت بيشتري انجام خواهد گرفت و در اين زمينه كتاب‌هاي بسياري نوشته شده است و تجربه‌هاي اساتيد و حافظان بزرگوار نيز بسيار قابل استفاده است.
برخي از نكات بسيار مهم كه در حفظ قرآن توانايي انسان را چندين برابر مي‌كند عبارتند از:
1. شركت درجلسات حفظ قرآن:
حضور در جلسات حفظ، انسان را براي برنامه حفظ ملتزم و منظم مي‌كند و هيچ مانعي نمي‌تواند سد راه حافظ گردد.
اگر كسي به تنهايي مشغول برنامه حفظ قرآن گردد، به علت‌هاي مختلف (از جمله ايّام امتحانات درسي، اشتغالات گوناگون و...) از برنامه روزانه مي‌ماند و به محفوظات گذشته نيز خلل وارد خواهد آمد، ولي حضور در جلسه باعث مي‌شود كه در هر شرايطي برنامه خود را انجام دهد و درصورت حضور در جلسه اگر مقدار آيات معين شده را حفظ نكند در حضور اعضاي جلسه احساس ضعف و شكست مي‌كند و نمي‌تواند در چند جلسه برنامه خود را انجام ندهد و در صورت پيشامد غيرمنتظره، در جلسه بعد آن را جبران خواهد كرد.
2. استفاده از تجربه استاد و حضور در محضر او؛
استاد حفظ مي‌تواند انسان را در اين زمينه به طور چشمگيري افزايش دهد و نيز مي‌تواند سختي‌ها و مشكلات راه را بر رهرو حفظ هموار نمايد.
كسي كه به تنهايي و بدون حضور در خدمت استاد بخواهد حفظ قرآن را دنبال نمايد، بايد چندين برابر زحمت بكشد و البته بسيارند افرادي كه بدون حضور مستمر در كلاس‌هاي قرآني هم توانسته‌اند حافظ قرآن گردند ولي با زحمات بسيار... .
عوامل مهم و مؤثر در حفظ قرآن كريم
مقدماتي كه تاكنون به آنها اشاره شد، لوازم ابتدايي حفظ قرآن بود كه بدون مراعات آن‌ها موفقيت در اين امر امكان پذير نيست.
اكنون به نكات مهم و مؤثري مي‌پردازيم كه استادان با تجربه آن‌ها را ضروري وغيرقابل اجتناب مي‌دانند.
1. انتخاب نوع قرآن؛
يكي از عوامل مؤثر در سهولت و افزايش سرعت حفظ، انتخاب يك نوع قرآن با چاپ مرغوب و مناسب مي‌باشد و بايد از ‌آغاز تا پايان حفظ، حتي براي تكرار و مرور فقط از آن استفاده نمايد و در غير اين صورت تصوير صفحات و آيات در ذهن به هم مي‌ريزد و حفظ را دچار مشكل مي‌كند و ممكن است برخي آيات محل مشخصي و معين خود را در صفحة ذهن نيابند كه موجب بروز اشكال خواهد شد.
قرآن مورد استفاده حافظ، بايد ساده و خطي خوانا با اعراب‎گذاري دقيق و كم زرق و برق باشد، و نبايد از قرآن‌هايي كه صفحات آن داراي نقش و نگار و رنگارنگ است، استفاده شود وزمينه صفحات هم سفيد نباشد، كه باعث خستگي چشم مي‌گردد و دقيق بودن شماره آيات نيز بسيار مهم است و نيز بهتر است ترجمه نداشته باشد و براي ترجمه از منبع ديگري استفاده نمايد. هم‌ چنين مناسب است، با توجه به مكان و زمان حفظ و مرور از قطع‌هاي گوناگون يك قرآن بهره ببرد تا بتواند علاوه بر اين كه در منزل حفظ مي‌كند در محيط مناسب بيرون نيز با استفاده از قرآن كوچك‌تر (جيبي) حداكثر بهره را از وقت خود ببرد.
بنابراين براي حفظ قرآن بهترين رسم الخط، قرآن با خط عثمان طه مي‌باشد كه در تمامي مسابقات و محافل و مجالس قرآني از آن استفاده مي‌گردد و در قطع‌هاي مختلف نيز و در همه جا موجود است وشماره آيات نيز در آن بسيار منظم و دقيق است.
2. استفاده از نوارهاي ترتيل؛
يكي ديگر از عوامل مؤثر در حفظ قرآن، بهره‌گيري از نوارهاي ترتيل قرآن مي‎باشد.
حافظ مي‌تواند به وسيله نوار از به خاطر سپردن كلمات و آيات به صورت غلط و اشتباه جلوگيري نمايد، بارها براي رهروان حفظ قرآن پيش آمده است كه كلماتي را به غلط حفظ مي‌كنند و خود نيز از عدم صحت آن مطلع نمي‌شوند، استفاده از نوار مي‌تواند در اين مورد كمك خوبي به انسان بكند، هم چنين به وسيله آن مي‌توان محفوظات گذشته را مرور كرد و يكي ديگر از فوائد و آثار فوايد نوار آشنايي با نغمه‌هاي زيبا و دلنشين قرآني است كه در اين صورت حافظ نه تنها تاثيرات عمق‌تري بر اجتماع خواهد گذارد، بلكه خود نيز بهره‌هاي فردي بيشتري خواهد برد و استادان با تجربه نيز استفاده دقيق و عميق از نوارهاي قرائت و ترتيل را مواكداً توصيه مي‌نمايند.[1]
3. نماز حفظ قرآن؛
كسي كه مي‌خواهد قرآن را حفظ كند بايد از خداوند در اين راه استعانت و ياري بجويد و در اين باره ابن عباس از اميرالمؤمنين از پيامبر بزرگوار اسلام نقل كرده است كه فرمود:
اي علي! آيا مي‌خواهي كلماتي را به تو ياد بدهم كه خداوند بواسطة آن كلمات به تو نفع بدهد و به هر كس كه آن را تعليم مي‌كني نيز سود مي‌بخشد...؟
گفتم: بلي يا رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اگر توانستي در ثلث سوّم شب جمعه برخيز و اگر نتوانستي قبل از آن، چهار ركعت نماز بگذار! در ركعت اوّل بعد از حمد سوره يس و در ركعت دوّم بعد از حمد سوره سجده و در ركعت سوّم بعد از حمد سورة دخان و در ركعت چهارم حمد و سوره ملك را مي‌خواني (و هر دوركعت تشهد و سلام مي‌گويي).
بعد از پايان نماز ابتدا حمد وثناي خداوند مي‌گويي (ذكر الحمدلله و سبحان الله) سپس بر پيامبر و آل او درود مي‌فرستي و براي مؤمنان از خداوند طلب آمرزش و غفران مي‌كني، آن گاه اين دعا را مي‌خواني:
اللهم ارحمني بترك المعاصي ابداً ما أبقيتني و ارحمني من ان اتكلّف ما لا يعنيني و ارزقني حسن الظّنّ فيما يرضيك عنّي. اللهم بديع السّموات و الأرض ذالجلال و الأكرام و الغرّة الّتي لاترام، اسألك يا الله يا رحمان بجلالك و نور وجهك ان تلزم قلبي حفظ كتابك كما علّمتني و ارزقني ان اتلوه علي النّحو الّذي يرضيك عنّي ان تنوّر بكتابك بصري و تطلق به لساني و ان تفرّج به عن قلبي و تشرح به صدري و تستعمل به بدني و تقوّيني علي لك و تعينني عليه فانه لا يعينني علي الخير غيرك و لا يوفّق له الّا انت.[2]
4. آشنايي با صرف و نحو و زبان عربي؛
در حفظ قرآن كريم، آشنايي با صرف و نحو و زبان عربي بسيار مفيد و سودمند است و بدون آن كار حفظ به سختي انجام مي‌پذيرد و آيات در ذهن به خوبي جاي نمي‌گيرند، به خاطر اين كه انسان بوسيله زبان عربي مي‌تواند با روح و معاني آيات ارتباط برقرار كند و اگر معناي كلمات و آيات را نداند بايد چندين برابر زحمت بكشد، مثلاً وقتي معناي آيات را مي‌داند هيچ گاه نمي‌گويد: انّ الله يحبّ من كان خوّاناً اثيما[3] و اگر كسي آية را چنين تلاوت كرد مي‌گويد: اين آيه صحيح نيست، چون خداوند گنهكاران و خائنين را دوست ندارد. و نيز درهر جاي ديگري وقتي با معني آيات و لغت عربي انس داشته باشد، مي‌تواند كلمات را به خوبي حدس بزند و اعراب كلمات را نيز به درستي ادا مي‌كند و فاعل را مرفوع (ضمه‌دار) و مفعول را منصوب (فتحه‌دار) و... .
اين امر آن چنان مهم است كه مي‌توان آن را يكي از مؤثرترين عوامل پيشرفت در حفظ قران به شمار آورد و آشنايي با صرف و نحو و لغت عربي باعث علاقه و عشق بيشتر حافظ و آيات را نيز در ذهن زيباتر و دلنشين‌تر مي‌كند.
5. ايجاد تمركز حواس:
يكي از عوامل اساسي و بسيار مهم براي موفقيت در زمينه حفظ قرآن تمركز كامل حواس وخالي كردن ذهن از هرگونه اشتغالات فكري در هنگام بخاطرسپاري آيات است.
اگر كسي با قلب و ذهني فارغ از همه جا و متوجه حفظ آيات قرآن يك ساعت تلاش كند به مراتب موفق‌تر خواهد بود، از كسي كه ساعت‌ها وقت صرف كند، در حالي كه پريشاني افكار و اشتغالات او را در عوامل ديگري سير مي‌دهد. تمركز حواس يعني جلوگيري از نفوذ افكار خارجي وثابت نگه داشتن دقت و توجه روي موضوع خاص و طبيعي است كه اگر افكار ديگري دارد ذهن شود، موضوع مورد نظر خارج و اين كار در ابتدا قدري مشكل است و نياز به تمرين و ممارست دارد. همان طور كه حضور قلب و تمركز حواس در نماز نيز دشوار است به طوري كه انسان ابتدائاً در طول نماز بيش از چند لحظه نمي‌تواند حضور قلب خود را حفظ نمايد و از ورود فكرهاي گوناگون به ذهن خود جلوگيري كند.
روش‌هاي تمركز حواس براي حفظ
الف. حذف عوامل پريشاني افكار:
براي ايجاد تمركز حواس بايد كارهايي كه باعث تشتت افكار مي‌شود از بين برود مثل گرسنگي و تشنگي و بسياري از عوامل ديگر مانند اضطراب و خستگي. معمولاً چنين كسي نمي‌تواند ذهن خود را متمركز و حواس خود را جمع نمايد و هيچ گاه با وجود اين عوامل نمي‌تواند به حفظ بپردازد، بنابراين مراعات اين حالات براي انسان بسيار لازم است.
ب. انتخاب مكان مناسب:
يكي از عوامل مهمي كه در حفظ قرآن و بخاطر سپردن هر مطلب ديگري بايد مورد توجه قرار گيرد ودر تمركز حواس تأثير خاصي دارد مكان است، مكان حفظ بايد خلوت و بي‌سرو صدا و آرام باشد.
اگر قرار باشد در بين كار چند لحظه به راديو گوش كرده و يا با افرادي كه وارد اتاق مي‌شوند، صحبت كند و يا براي آشاميدن آب برخيزد و يا اينكه چند بار به تلفن جواب بدهد و يا متوجه مناظر مختلف كوچه، حياط و يا حتي اطاق شود، ديگر تمركز حواسي براي انسان باقي نمي‌ماند، بنابراين بايد حتي الامكان اين‌گونه عوامل را كاهش داده تا بتواند به راحتي و سهولت آيات را به خاطر بسپارد.
و نيز با توجه به اهميت نقش اكسيژن بر روي سهولت مغزي وفعاليت‌هاي فكري بايد از حفظ كردن در مكان‌هايي كه داراي هواي آلوده و يا دم كرده هستند، اجتناب كرده و از هواي سالم و آزاد استفاده كرد.
[1] . چگونه قرآن را حفظ كنيم، شهريار پرهيزگار، ص 37.
[2] . مصباح المجتهد، ص 265.
[3] . نساء، آية 107.
 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

مقدمات و عوامل شروع حفظ قرآن2

 


ج. وقت و زمان مناسب:
بهترين زمان براي يادگيري وحفظ قرآن، زماني است كه انسان آمادگي كافي و داني را دارد و نمي‌توان وقت خاصي را به اشخاص تحميل كرد كه فلان وقت فقط براي اين امر خوب و مناسب است.
امّا يكي از مناسب‌ترين اوقات براي به ذهن سپردن هر گونه مطلبي سحرگاهان است يعني صبح زود، قبل و يا بعد از نماز است، زيرا مناسب‌ترين حالات ذهن از نظر آمادگي براي فعاليت، هنگامي است كه فرد، ساعاتي قبل از آن، استراحتي كامل داشته باشد و نيز علاوه بر بدن انسان، طبيعت نيز از آرامش خاصي برخوردار است. به تجربه ثابت شده است آنان كه عادت به بيداري سحر و صبحگاهان دارند، افراد موفقي هستند.
سحرخيز باش تا كامروا باشي!
علامه شوشتري در اين باره چنين سروده است:
و البحث قد جرب في ابكار عندهم و الحفظ في الاسحار
و الكتب في اواسط النهار و الليل و النهار للتكرار
و الكل حال الجوع لا حال الشبع مجرب تاثيره فليتبع
و اختر محلاً خالياً من شاغل تحل فيه عقد المشاكل[1]
يعني:
صبح براي بحث كردن تجربه شده و، سحر براي حفظ كردن نزد اهل تجربه. و نوشتن در وسط روز و شب، و روز و شب براي تكرار و مباحثه. همه اين‌ها درحال گرسنگي بايد نه سيري، تاثير اين حالات تجربه شده تعبيت كن! براي خود محلي به دور از شلوغي برگزين، كه در آن مشكلات و مسائل حل شود.
مشكل بيداري سحرگاهان نيز فقط چند روز اوّل است و بعد از چند روز لذت و شيريني سحرخيزي بدست خواهد آمد، براي بيدار شدن نكات زير نيز مفيد است:
1. تلاوت آيه آخر سوره كهف.
2. خوردن غذاي سبك در اوّل شب.
3. خفتن در اوايل شب.
نكته ديگر اين كه روان شناسان معتقدند، بهتر است در ساعات ثابتي از شبانه روز، مطالب حفظ شوند، زيرا اگر اين كار هر روز در ساعت‌هاي مشخص و ثابت انجام گيرد، ذهن به ثبت و ضبط كردن در اين ساعات به خصوص عادت مي‌كند و در نتيجه سريع‌تر و با زحمت كم‌تري مي‌توان مطالب را حفظ كرد. البته بايد كه هيچ‌گاه نبايد پس از يك فعاليت سنگين ذهني و فكري به حفظ قرآن پرداخت.
نكته ديگر كه براي حضور قلب در نماز نيز سفارش شده و در اينجا نيز بسيار اهميت دارد اين است كه بايد هميشه پيش از حفظ كردن، دقايقي را به تخليه ذهن و افكار و مسائل مختلف اختصاص داد و نبايد بدون مقدمه مشغول حفظ قرآن شد، (به ويژه براي كساني كه دغدغه و دل‌ مشغولي‌هاي زيادي دارند).
نكته مهم ديگر تقسيم اوقات حفظ در طول شبانه روز است، از نظر علمي و تجربي نيز ثابت شده است كه اگر حفظ مطالب در فواصل زماني مختلف صورت گيرد، نتايج بهتري خواهد داشت تا اين كه اين كار متصل و يك باره انجام پذيرد.
مطالب مهم آخر اين كه چنين نيست كه در صورت نبودن بعضي از شرايط كار حفظ تعطيل شود، اصولاً محدوديت مطلق در زمان ومكان براي حفظ قرآن وجود ندارد ولي با وجود اين شرايط، پيشرفت انسان بيشتر و سرعت حفظ و سهولت آن افزايش پيدا خواهد كرد.
د. پرهيز از كارهاي غير ضروري
حفظ قرآن به فكر آرام و خالي بودن ذهن نياز دارد، كسي كه شبانه روز به كارهاي روزمره به ويژه كارهاي غير ضروري مشغول باشد، نمي‌تواند حواس خود را متمركز نمايد و اگر آياتي را حفظ نمايد، بزودي آن را فراموش خواهد كرد، بنابراين بايد فكر خودرا بر روي حفظ متمركز نمايد و دل مشغولي‌هاي خود را به فواصل برساند تا بتواند در اين زمينه توفيقات خوبي كسب نمايد.
چكيده بحث گذشته:
عوامل مهم و موثر درحفظ قرآن كريم:
1. انتخاب نوع قرآن.
2. استفاده از نوارهاي ترتيل.
3. نماز حفظ قرآن.
4. آشنايي با صرف و نحو و زبان عربي.
5. ايجاد تمركز حواس.
روش‌هاي تمركز حواس:
1. حذف عوامل پريشاني افكار.
2. انتخاب مكان مناسب.
3. پرهيز از كارهاي غير ضروري.

[1] . التحفة الرضويه، ص 213.
محمد حسين اجرائي

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
نونهالان و حفظ قرآن
نكاتي چند درباره‌ نونهالان
آنچه درباره‌ روش حفظ و تثبيت قرآن گفته مىشود، در سطح كودكان نيز جاري است. البته بايد توجه داشت كه شرايط روحي آنان با بزرگسالان تفاوت بسيار دارد و عواطف آنان ظريف‌تر و حساس‌تر است. بنابراين، در گستره‌ كار با كودكان بايد موارد زير را به خاطر داشت:
1. نقطه‌ي شروع
پيش‌تر گفته شد كه بهتر است حفظ قرآن از سوره‌هاي كوچك يا فهرست سوره‌ها و يا داستان‌هاي قرآن آغاز شود. به كار بستن اين سفارش در نونهالان بسيار مورد تأكيد قرار مي‌گيرد؛ زيرا روحيه‌ي آنان حساس‌تر و احتمال نوميدي و دلسردي‌شان فزون‌تر است.
2. سرعت نبخشيدن به «حفظ»
اگر قرار است بزرگسالان قرآن را به طور متوسط در 3 سال حفظ كنند، كودكان بايد 5 ـ 7 سال را بدين امر اختصاص دهند. فشار و تسريع در كار حفظ براي كودك بسيار زيانبار است زيرا ممكن است روانش را آزرده سازد و از ادامه‌ي مسير بازش دارد.
3. پرداختن به بازي و تفريح
بيش‌تر اوليا و مربيان بازي كودك را نوعي اتلاف وقت به شمار مي‌آورند و مي‌خواهند آنان هرچه زودتر از بازي دست كشيده، به كارهاي مهم‌تر بپردازند. اينان كودك را بزرگسالي خردپيكر مي‌پندارند و توجه ندارند كه بازي، ضمن تأمين سلامت و رشد جسمي و رواني و عاطفي خردسالان، اصول و قواعد زندگي را به آنان مي‌آموزد.
بازي چنان در سلامت كودك نقش دارد كه ارزش آن را از مطالعه‌ي كتاب نيز بيش‌تر دانسته‌اند. بنابراين، اوليا و مربيان بايد توجه داشته باشند كه فراهم آوردن زمينه‌هاي بازي براي نونهالان، آنان را در حفظ قرآن ياري مي‌دهد؛ زيرا حس كنجكاوي و قدرت را دو چندان مي‌سازد. نبي اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «دَعْ اِبْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سَنينَ.»[1] فرزند خود را آزاد بگذار تا هفت سال (آغاز زندگي) بازي كند.
4. ايجاد علاقه در نونهالان
نكته‌ي مهم ديگر در گستره‌ي كار با نونهالان، «ايجاد علاقه» است. اگر كودكي با بي‌حوصلگي و فرار از كلاس عدم آمادگي خود را براي حفظ نمايان ساخت، هرگز نبايد او را زير فشار قرار داد. در اين موارد، بايد نخست با شيوه‌هاي صحيح و جاذب اشتياق به قرآن را در كودك پديد آورد و سپس مسير حفظ را نشانش داد. راه‌هاي پديد آوردن اشتياق در اين گروه متفاوت است. بخشي از علاقه به قرآن موهبت الاهي و غير قابل اكتساب است و بخشي ديگر اكتسابي. موارد اكتسابي را در دو دسته‌ي پيش از ولادت و پس از ولادت مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
الف: عوامل مؤثر پيش از ولادت
1. انتخاب همسر شايسته
اسلام به نسل پاك و سالم بسيار اهميت داده، براي پديد آوردن آن حتي به پيش از تولد فرزند توجه كرده است. معصومان ـ عليهم السلام ـ درباره‌ي گزينش همسر بسيار سفارش كرده، ويژگي‌هاي همسر خوب را برشمرده‌اند. از مجموع كتاب‌هاي نوشته شده در اين زمينه، چنان برمي‌آيد كه فرزند علاقه‌مند به مسائل معنوي و قرآن در دامن همسر دين‌دار، پاكدامن و خوش اخلاق پرورش مي‌يابد. بنابراين، در انتخاب همسر بايد اين ويژگي‌ها مورد توجه قرار گيرد.
مباشرت معنوي
شرايط مباشرت نيز بر آينده‌ي كودك تأثير مي‌نهد. سفارش معصومان ـ عليهم السلام ـ در اين باره در كتاب‌هاي ويژه به تفصيل ذكر شده است. مهم‌ترين نكاتي كه آن بزرگواران تأكيد كرده‌اند اين است كه مباشرت هنگام حيض، دلهره و اضطراب و بدون وضو و نام خدا تحقق نيابد.
3. بارداري معنوي
با انتقال نطفه، ارتباط مستقيم مرد با اجزاي سلول تخم پايان مي‌پذيرد. بدين سبب، حتي اگر در دام گناه و اعتياد فرو رود، بر جنين تأثير مستقيم نمي‌نهد؛ ولي مادر تا پايان بارداري و شيردهي (دو سال و نيم) با كودك ارتباط خوني دارد. بر اساس تحقيقات و تجارب علمي، غذا، دارو، هيجان و اضطراب، خشم و افكار و حالات روحي، اخلاقي و حتي آهنگ صداي مادر[2] در دوره‌ي بارداري بر جنين تأثير مي‌گذارد.[3] بنابراين، اگر مادر هنگام بارداري با مسائل معنوي و قرآن انس داشته باشد، بر جنين تأثير عميق معنوي مي‌نهد و فرزندي علاقه‌مند قرآن و معنويات پديد مي‌آورد.
ب: عوامل مؤثر پس از ولادت
1. داشتن وضو هنگام شير دادن
پيوسته با وضو بودن، آثار و بركات بي‌شمار دارد. خداوند مي‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ»[4] خداوند توبه كاران و پاكيزگان را دوست دارد. آن‌كه وضو دارد، پاكيزه و محبوب خداوند است. در نتيجه كارهايش مورد پسند و عنايت حضرت حق قرار مي‌گيرد. بنابراين، مادري كه هنگام شير دادن به نوزادش وضو دارد، از نوعي آرامش خاطر و معنويت بهره مي‌برد و فرزندش را با معنويات و قرآن مأنوس مي‌سازد. تجربه نشان مي‌دهد مادراني كه هنگام شير دادن باوضويند، فرزنداني با معنويت و هوش و حافظه‌ي مطلوب پرورش مي‌دهند؛ براي مثال مادر شيخ مرتضي انصاري او را هرگز بي‌وضو شير نداد.[5] نتيجه‌ي اين كار تربيت فقيهي بزرگ و شيفته‌ي قرآن و معنويت بود. مادر گرامي محمد حسين علم‌الهدي نيز هرگز فرزندش را بي‌وضو شير نداده است.[6] اين ويژگي در زندگي بيش‌تر حافظان خردسال مشاهده مي‌شود.[7]
2. تشويق
انسان، به ويژه كودك، براي پيشرفت در كارها به تشويق‌هاي معنوي و مادي نياز دارد. بيان آثار و اهميت حفظ كتاب خدا در كنار تشويق‌هاي مادي و اعطاي جوايز در ايجاد علاقه به قرآن تأثير بسيار دارد. تشويق حتي براي بزرگسالان نيز لازم است و آن‌ها را به پيشرفت فزون‌تر وا مي‌دارد. بنابراين، هرگز نبايد تصور كرد كودك در سني خاص به تشويق نياز ندارد؛ به عبارت ديگر، تشويق براي همه لازم است و براي گروهي لازم‌تر.
3. فراهم ساختن محيط قرآني
خانه‌ها و محيط‌هايي كه از عطر دل‌انگيز قرآن آكنده است و آهنگ تلاوت قرآن در آن طنين مي‌افكند، عشق و علاقه به قرآن و حفظ آن‌را، در ساكنانش فزوني مي‌بخشد. يكي از علل سفارش امامان ـ عليهم السلام ـ به قرائت قرآن در خانه‌ها اين است كه تلاوت قرآن در خانه همسر و فرزندان را نيز به خواندن قرآن و حفظ آن تشويق مي‌كند.
بيش‌تر قاريان مشهور جهان در محيطي قرآني رشد يافتند و با پديد آوردن فضايي معنوي در خانه، فرزنداني مأنوس با قرآن تربيت كردند. عبدالباسط در 10 سالگي به جمع حافظان كل قرآن پيوست و در 19 سالگي با دختر عمويش ازدواج كرد. ثمره‌ي زندگي وي چهار فرزند به نام‌هاي جمال، محمد، طارق و خالد است. محمد حافظ كل قرآن شمرده مي‌شود. جمال و خالد حافظ چند جزء و طارق نيز حافظ نيمي از قرآن است.[8]
استاد طبلاوي، قاري مشهور جهان، نيز 7 پسر و 5 دختر دارد. بسياري از فرزندان وي حافظ قرآنند. ابراهيم (كارشناس ارشد بازرگاني)، محمود (ناخداي كشتي) و خالد (كارشناس فلسفه) در شمار حافظان قرآن جاي دارند.[9]
در ايران اسلامي نيز حافظان بي‌شماري به چشم مي‌خورند كه در خانواده‌هاي قرآني باليده‌اند. خانواده‌هاي طباطبايي و وزيري در شمار اين خانواده‌هايند. حجت‌الاسلام سيد محمد مهدي طباطبايي، يكي از استادان حفظ قرآن مجيد،[10] چهار فرزند دارد كه همه‌ي آن‌ها كل و يا بسياري از قرآن را به خاطر سپرده‌اند. يكي از فرزندانش به نام «محمد حسين» بي‌نظيرترين حافظ جهان شناخته شده است و با شيوه‌هاي گوناگون و جذاب آيات قرآن را ارائه مي‌دهد.[11] يكي ديگر از اين محيط‌هاي الاهي، خانواده‌ي محترم وزيري است. نونهالان اين خانواده محمد صادق (12 ساله) و زهرا وزيري (ده ساله) حافظ كل قرآنند. فاطمه وزيري (5 ساله) حافظ بيش از پنج جزء قرآن شمرده مي‌شود.[12] اين كودكان نيز در ارائه‌ي برنامه‌هاي قرآني به شيوه‌هاي گوناگون و جذاب مهارت فراوان دارند.
4. حضور در محافل قرآني
حضور، در محافل قرآني نيز از راه‌هاي ايجاد علاقه در نونهالان است. اگر پدر و مادر خود حافظ قرآن نيستند يا براي ايجاد محيطي قرآني در خانه فرصت و دانش كافي ندارند، دست كم بايد فرزندان خود را به محافل قرآني ببرند تا به تدريج نور قرآن دل‌هاشان را روشن و شيفته سازد.
5. گوش دادن به نوارهاي ترتيل
گوش سپردن به نوارهاي ترتيل نيز نونهالان را به سمت عشق به قرآن مي‌كشاند. مطالعه‌ي زندگي حافظان قرآن، به ويژه نونهالان، نشان مي‌دهد آنان تنها با شنيدن يك نوار قرآن در مسير قرائت و حفظ كتاب خدا گام نهادند و هرگز كسي درباره‌ي فضيلت و آثار حفظ قرآن با آنان سخن نگفته است. رقيه محمدي در شمار اين گروه جاي دارد. او در سه سالگي در كنار برادرانش به نوارهاي قرآن از جمله صوت «عبدالباسط»گوش مي‌داد و مي‌كوشيد شبيه اين قاري بخواند. پدرش ـ كه مكانيك بود ـ با مشاهده‌ي علاقه‌ي وي نوارهاي تلاوت قرآن را برايش خريد و او را در حفظ قرآن تشويق و ياري كرد. ره‌آورد اين تلاش، حافظي به نام رقيه محمدي است.[13]
استاد شهريار پرهيزكار،[14] سيد محمد حسين طباطبايي[15] و محمد صادق وزيري[16] نيز در شمار كساني جاي دارند كه با گوش دادن به نوارهاي ترتيل شيفته‌ي قرآن شدند و بدين حوزه گام نهادند.

[1] . بحار، ج 104، ص 95.
[2] . بهداشت مادر و كودك، اثر چند دانشمند پزشك و روانشناس، ترجمه‌ سوسن اردكاني، ص 55.
[3] . ر.ك: اسلام و تعليم و تربيت، سيد محمد باقر حجتي، ص 147 ـ 150؛ تعليم و تربيت اسلامي، محسن شكوهي يكتا، ص 108.
[4] . بقره 1: 222.
[5] . زندگاني و شخصيت شيخ مرتضي انصاري، ص 57.
[6] . نور ولايت در خردسال‌ترين حافظ قرآن، ص 268.
[7] . به روزنامه‌ي جمهوري اسلامي (5 / 8 / 1372) كه چگونگي تربيت و يادگيري و حفظ قرآن توسط كودگ چهار ساله ابولفضل ثريايي را تشريح مي‌كند، مراجعه
[8] . نگاهي به زندگي قاريان مشهور قرآن كريم، ص 53.
[9] . همان، ص 87.
[10] . او اكنون مسئول مؤسسه‌ي جامعة القرآن الكريم در قم است.
[11] . ر.ك: خردسال‌ترين دانشمند، نوشته‌ي حسين صالح و نور ولايت در خردسال‌ترين حافظ قرآن.
[12] . عاشقان قرآن، ص 11.
[13] . دختري از آفتاب، حسين صالح، ص 9.
[14] . مجله بشارت، سال دوم، شماره نهم، بهمن و اسفند 1377، ص 57.
[15] . ر.ك: خردسال‌ترين دانشمند؛ دكتر هفت ساله، اثر اصغر جدايي؛ معجزه قرن، اثر علي محمد رحيمي و نور ولايت در خردسال‌ترين حافظ قرآن.
[16] . أنوار قرآن، يعقوب كريمي.
سيد مجتبي حسيني

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

تاریخچه حفظ قرآن پيامبر اسلام در چهل سالگي به مقام شامخ نبوت برگزيده شد و قرآن در بيست و سه سال به مناسبت رويدادهاي مختلف بر قلب مبارك وي فرود آمد. در اين مدت، صحابه به سفارش آن حضرت در نگهداري آيات الاهي مي‌كوشيدند. آن‌ها آيات الاهي را بر پوست و استخوان‌هاي شانه و دنده‌ي حيوانات، چوب‌هاي درخت خرما، سنگ‌هاي سفيد پهن، كاغذ و پارچه مي‌نگاشتند[1] و براي برخورداري از پاداش معنوي به‌خاطر مي‌سپردند. حفظ آيات الاهي نخستين گام در راه نگاهباني از قرآن به شمار مي‌آمد، زيرا از يك سو خط آن روز كوفي بود و به سبب نداشتند نقطه و اعراب به شكل‌هاي مختلف خوانده مي‌شد؛ و از سوي ديگر، تقريباً همه‌ي مردم بي‌سواد بودند و تنها با حفظ قرآن مي‌توانستند عشق خود به كتاب خداوند را آشكار سازند.
هنگامي كه پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ در غار «حرا» به سر مي‌برد، فرشته‌يي در برابرش حضور يافت و گفت: بخوان. پيامبر فرمود: خواندن نمي‌دانم. آن‌گاه بي‌هوش شد. وقتي حضرت به هوش آمد، فرشته گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي...»[2]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكََ...، اولين آياتي كه بر نبي اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ نازل شد.[3]
اولين مرحله، مرحله‌ي قرائت و به خاطرسپاري است و مرحله‌ي كتابت بعد از آن تحقق يافت.[4] از اين‌رو، آيه‌هاي آغازين قرآن از «اِقْرأْ» سخن مي‌گويد و مراد از آن حفظ در سينه‌ها است.
اكنون اين مسئله را در موارد مختلف زير مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
اصطلاح حافظ در صدر اسلام
واژه‌ي «حفظ» در زبان عرب در دو معنا به كار رفته است:
الف: نگهداري و نگهباني؛ ب: به خاطر سپردن (ضد فراموشي)[5]
در قرآن مجيد، اين واژه و مشتقاتش تنها در معناي اول به كار رفته است. «حافظ» اسم فاعل است و در اصطلاح علوم قرآني، به كسي مي‌گويند كه همه‌ي قرآن را با تجويد و ترتيل و به كار بردن قرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد. همچنين به كسي كه بر سنن رسول اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ احاطه داشته، موارد انفاق و اختلاف آن را بداند و به احوال راويان و طبقات مشايخ آگاهي كامل داشته باشد، حافظ مي‌گويند.[6]برخي تعداد آن را نيز معين كرده‌اند و گفته‌اند بايد فرد صدهزار حديث با سند از حفظ باشد تا اين واژه بر او اطلاق شود.[7] در صدر اسلام به خاطر سپارندگان قرآن را «حافظ» نمي‌خواندند و با واژه‌هايي چون «جمّاع القرآن»، «قرّاء القرآن»، «حَمَلة القرآن» . «الماهر في القرآن» از آنان ياد مي‌كردند.[8]
واژه‌ي حافظ پس از قرن اول يا نيمه‌ي دوم قرن هجري در اين معنا به كار گرفته شد. علامه عسگري در صفحه‌ي 132 جلد اول كتاب ارزش‌مند «القرآن الكريم و روايات المدرستين» مي‌نويسد: واژه‌ي حافظ پس از قرن اول به كار رفته است؛ ولي دائرة المعارف تشيع زمان به كارگيري اين واژه در معناي اصطلاحي را بعد از نيمه‌ي دوم قرن دوم هجري مي‌داند. نگارنده نظر اول را به واقع نزديك‌تر مي‌بيند؛ زيرا در دو روايت از امام صادق ـ عليه السلام ـ واژه‌هاي الحافظ للقرآن (بحار، ج 59، ص 171) و حافظ القرآن (بحار، ج 92، ص 22) به كار رفته است. امام صادق ـ عليه السلام ـ در سال 83 هجري ديده به جهان گشود؛ بنابراين واژه‌ي حافظ قرآن تقريباً بعد از قرن اول هجري به تدريج در معناي اصطلاحي استعمال شده است. يادآوري مي‌شود كه واژه‌ي «حافظ» در متون ادبي و منابع تاريخي بعد از نيمه دوم هجري به كار رفته است. (دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 386).
البته واژه‌ها و تركيب‌هاي ياد شده در سراسر روزگار پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ به معناي كسي كه همه‌ي متن قرآن را به خاطر سپرده، نبوده و پس از رحلت رسول اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ چنين معنايي يافته است. در زمان آن حضرت، از حافظ بخشي از كتاب خدا نيز با اين عبارت‌ها ياد مي‌كردند.[9]
اولين حافظ قرآن
حفظ آيات الاهي، از نخستين روزهاي نزول وحي آغاز شد. پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ نخستين حافظ قرآن به شمار مي‌رفت و براي فرا گرفتن و حفظ آن بسيار مي‌كوشيد. آن حضرت همراه پيك وحي زبانش را حركت مي‌داد و شتاب مي‌كرد تا آنچه مي‌شنود فراموش نكند.
مرحوم طبرسي در شأن نزول آيه‌ي «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ.،»[10] (اي رسول ما) در حال وحي، شتابان زبان به قرائت قرآن نگشاي كه ما خود آن را جمع كرده، (در سينه‌ات) نگاه مي‌داريم و بر تو مي‌خوانيم. از ابن عباس چنين نقل مي‌كند: پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ به سبب عشق شديدي كه به دريافت و حفظ قرآن داشت هنگامي كه پيك وحي آيات را بر او مي‌خواند، همراه وي زبانش را حركت مي‌داد و شتاب مي‌ورزيد تا آنچه مي‌شنود فراموش نكند. خداوند او را از اين كار بازداشت و فرمود: ما آن را برايت جمع مي‌كنيم.[11] حضرت براي اطمينان كامل از محفوظات خويش آن‌ها را بر فرشته‌ي وحي عرضه مي‌كرد. در روايات متعدد چنان مي‌خوانيم كه پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ در ماه رمضان هر سال قرآن را، تا آن‌جا كه نازل شده بود، با جبرئيل مقابله و تكرار مي‌كرد؛ و در واپسين سال زندگي‌اش، برخلاف گذشته، اين مقابله و تكرار را دو بار به انجام رساند.[12]
اهتمام صحابه به حفظ قرآن
پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ در نماز و هر فرصتي كه پيش مي‌آمد قرآن را با صداي بلند مي‌خواند و صحابه نيز همراه وي به فراگيري و حفظ آن مي‌پرداختند.
وقتي صحابه آيه‌ يا سوره‌يي را از رسول خدا مي‌شنيدند، چندين بار به حضرت مراجعه كرده، آنچه به خاطر سپرده بودند بر وي عرضه مي‌داشتند تا كيفيت حفظ را تأييد و تقرير كند.[13]
به تدريج اهتمام برخي از صحابه در به خاطر سپردن آيات چنان فزوني يافت كه گروهي به حافظ و قاري قرآن شهرت يافتند.[14] سيوطي در اين زمينه مي‌نويسد: چند تن از صحابه، كه به تعليم قرائت قرآن و حفظ آن شهرت داشتند، عبارتند از: علي ـ عليه السلام ـ ، عثمان، ابيّ بن كعب، زيد بن ثابت، ابوالدرداء، عبدالله بن مسعود و ابوموسي اشعري.[15]
در اين عصر، زنان نيز پا به پاي مردان در عرصه‌ي قرائت و حفظ قرآن كريم مي‌كوشيدند؛ چنان كه نام‌هاي برخي زنان پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ چون عائشه، ام‌سلمه و حفصه و نيز ام‌ورقه بنت عبدالله بن حارث[16] در ميان طبقات قاريان و حافظان به چشم مي‌خورد.
قرآني كه اكنون در اختيار ما است، در پرتو فداكاري و تلاش صحابه در نگهداري آيات چنين كامل مانده است. عبادة بن صامت مي‌گويد: پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ هر مرد مهاجر را به يكي از ما مي‌سپرد، تا به وي قرآن بياموزيم. در مسجد پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ صداي تلاوت قرآن چنان بلند بود كه حضرت دستور داد صداها را پايين آورند تا موجب اشتباه نگردد.[17] گاه اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا مي‌گرفت كه براي اسقاط و ثبت يك حرف ميان صحابه نزاع و درگيري پيش مي‌آمد. در جمع عثماني (جمع دوم) مي‌خواستند آيه‌ي «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّة»[18] را بدون «واو» در مصحف ثبت كنند. صحابه مانع شدند و أبيّ بن كعب سوگند ياد كرد اگر «واو» را اسقاط كنند، شمشير مي‌كشد و با آنان مي‌جنگد. سرانجام «واو» را ثبت كردند.[19] در زمان خلافت خليفه‌ي دوم روزي خليفه «... وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ»[20] را بدون «واو» عطف خواند. صحابه به رويارويي با وي پرداختند و او ناگزير آيه‌ را با «واو» تلاوت كرد.[21]
شمار حافظان قرآن در عصر رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ
در زمان رسول خدا، حافظان قرآن بسيار بودند. شمار دقيق اين افراد در جايي ثبت نشده است؛ ولي نام برخي از آنان درمنابع تاريخي ديده مي‌شود. بر اساس نقل تاريخ‌نگاران، در بئر مؤنه[22] حدود هفتاد تن و در جنگ يمامه[23] نيز همين تعداد حافظ قرآن به شهادت رسيدند[24] نام گروهي از حافظان صدر اسلام چنين است:
الف: حافظان مهاجر
علي ـ عليه السلام ـ ، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحة بن عبيدالله، سعد بن ابي وقاص، عبدالله بن مسعود، حذيفة بن يمان، سالم مولي ابي حذيفه، ابوهريره، عبدالله بن سائب، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، عبدالله بن زبير، تميم بن اوس، عقبة بن عامر، عمرو بن عاص و ابوموسي اشعري.
ب: حافظان انصار
ابيّ بن كعب، معاذ بن جبل، ابوحليم معاذ، زيد بن ثابت، سعد بن عبيد، مجمّع بن جاريّة، انس بن مالك، ابوزيد بن قيس بن السكن، عبادة بن صامت، ابوايّوب، ابوالدرداء، فضالة بن عبيد و مسلمة بن مخلد.
ج: حافظان زن
عائشه، حفصه، ام‌سلمة و ام‌ورقه.
د: حافظان مشهور عصر نبوي
علي ـ عليه السلام ـ ، ابي بن كعب، ابوالدرداء، معاذ بن جبل، زيد بن ثابت، عبدالله بن مسعود، عثمان و ابوموسي اشعري در شمار حافظان مشهور روزگار رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ جاي داشتند.[25] شاعري نام گروهي از حافظان زمان پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ را اين‌گونه به شعر درآورده است:
لَقَدْ حَفِظَ الْقُرْآنَ في عَهْدِ اَحْمَد عَليٌّ وَ عُثْمانُ وَ زَيْدُ بْنُ ثابِتٍ
اُبَيّ، اَبُو زَيْدٍ، مَعاذٌ وَ خالِدٌ تَميمٌ، ابُوالدَّرْداءِ وَ ابْنٌ لِصامِتٍ[26]
ناگفته پيداست كه در اين بخش تنها نام‌هاي حافظان كل قرآن مجيد ثبت شده است؛ زيرا در آن عصر شمار كساني كه سوره يا آياتي از قرآن را به خاطر نسپرده باشند، بسيار اندك بود.[27]


[1] . التمهيد، ج 1، ص 281.
[2] . همان، ص 124.
[3] . همان، ص 125.
[4] . ر.ك: تاريخ قرآن، محمود راميار، ص 212 و 221.
[5] . المصباح المنير، ج 1، ص 142. (واژه‌ي حفظ)
[6] . دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 385. (واژه‌ي حفظ قرآن)
[7] . دائرة المعارف الشيعية العامه، ج 7، ص 471.
[8] . دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 385، (واژه حفظ قرآن)
[9] . دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 386.
[10] . قيامت 75: 16 و 17.
[11] . مجمع البيان، ج 10، ص 197.
[12] . كان جبريل يعرض القرآن علي النبي كل عام مرة في رمضان فلما كان العام الذي توفي فيه عرض عليه مرتين. روايات در اين زمينه متعدد است. رجوع شود به الطبقات الكبير، ج 2، ص 195.
[13] . مجمع البيان، ج 1، ص 43؛ تاريخ قرآن، ص 227.
[14] . در صدر اسلام به كساني كه به تعليم و قرائت و حفظ قرآن مي‌پرداختند، به فنون قرائت آشنا بودند يا قرآن از حفظ داشتند قاري مي‌گفتند. (ر.ك: الاتقان، ج 1، نوع 20 و مقدمه‌اي بر تاريخ قراءات قرآن كريم ترجمه دكتر سيّد محمد باقر حجتي، ص 26.)
[15] . الاتقان، ج 1، نوع 20، ص 251.
[16] . الاتقان، ج 1، نوع 20، ص 250 و؛ التفسير المنير، ج 1، ص 20.
[17] . البيان، آيت‌الله خويي، ص 274.
[18] . توبه 9: 34.
[19] . درّ المنثور، ج 4، ص 179.
[20] . توبه 9: 100.
[21] . درّ المنثور، ج 4، ص 268.
[22] . در صفر سال چهارم هجرت.
[23] . سال يازدهم هجرت، كمي بعد از رحلت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ .
[24] . اين تعداد را سيوطي در جلد 1 الاتقان (نوع 20) از قرطبي نقل مي‌كند.
[25] . ر.ك: ج 1، نوع 20 و التفسير المنير، ج 1، ص 20 و تاريخ قرآن، ص 254.
[26] . پژوهشي در تاريخ قرآن كريم، محمد باقر حجّتي، ص 243.
[27] . البيان، آيت‌الله خويي، ص 254.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تاریخچه حفظ قرآن2

قدرت حافظه‌ي عرب
حافظه‌ي قوي و حفظ سريع مطالب، نعمتي الاهي است كه عرب عصر جاهليت از آن برخوردار بود. عرب آن روزگار در تيزهوشي، حافظه، صفاي طبع و سرعت انتقال ضرب‌المثل بود؛ زيرا آنان به شعر و قبيله‌ي خود عشق مي‌ورزيدند و قصيده‌هاي بلند و سلسله نسب‌هاي طولاني خود را حفظ مي‌كردند. سرعت حفظ و قدرت ذهن از ويژگي‌هاي بارز آنان شمرده مي‌شد. روايات تاريخي و حتي افسانه‌هاي بازمانده از آن روزگار نيز بر اين امر تأكيد دارد؛ براي نمونه در تفسير نوين چنين مي‌خوانيم: اصمعي قصيده‌ي صد بيتي را با يك بار شنيدن به خاطر مي‌سپرد. پسرش ناگزير بود دو بار بشنود و غلامش سه بار. وقتي شاعري براي دريافت جائزه نزد خليفه قصيده‌يي مي‌خواند، اصمعي مي‌گفت: قصيده از آن ديگري است و من آن را به خاطر سپرده‌ام. آن‌گاه تمامي آن را مي‌خواند و مي‌گفت: پسرم نيز حفظ كرده است. پسر كه دو بار شعر را شنيده بود، بي‌درنگ مي‌خواند. سپس اصمعي مي‌گفت: غلامم نيز آن را مي‌داند. آن‌گاه او نيز، قصيده را مي‌خواند و شاعر بي‌چاره سرگردان، تهيدست و شرمسار باز مي‌گشت.[1]
از اين شگفت‌انگيزتر داستان مردي ژنده‌‌پوش است كه در بارگاه عمر بن عبدالعزيز به بزم شاعران گام نهاد. وقتي خواستند بيرونش كنند، گفت: شايد من نيز از شعر آگاه باشم. گفتند: پس بخوان. او تمام انواع شعر را شمرد و پرسيد: از كدام نوع بخوانم؟ گفتند: قصيده. ژنده‌پوش همه‌ي انواع قصيده را نام برد، يكي را برگزيدند. پرسيد قافيه‌اش كدام حرف باشد؟ قافيه‌ي دشوارتر را نام بردند. او لب گشاد و تا واپسين دقايق مجلس از آن نوع قصيده با قافيه‌ي مورد نظر خواند. در پايان گفت: تا هر وقت حاضر به شنيدن باشيد، خواهم خواند.[2]
از آن جا كه داستان‌ها و افسانه‌ها روحيه، صفات و جريان‌هاي موجود در اقوام را منعكس مي‌سازد، اين دو نمونه از اهميت حافظه و وجود حافظه‌هاي نيرومند نزد اعراب پرده بردارد. سرعت حفظ و قدرت حافظه در عرب چنان بود كه مي‌گويند: سينه‌هاشان انجيل‌هايشان بود، ذهن‌هاشان دفتر نسب و تاريخ و حافظه‌شان ديوان شعر و افتخارات. قرآن با نيروي بيانش آنان را شگفت‌زده ساخت. آن‌ها در برابر آيات الاهي حيران شده، سرانجام دل را از غير كندند و به قرآن پيوستند.[3]
[1] . تفسير نوين، محمد تقي شريعتي، ص 12.
[2] . همان، ص 13.
[3] . رك: مناهل العرفان، زرقاني، ج 1، ص 235. و تاريخ قرآن، ص 236. حضرت موسي در مناجات با پروردگارش گفت: يارب إنّي اجد في التوارة امّة اناجيلهم في صدورهم يقرؤونه ظاهرا؛ خدايا، من در تورات امتي را مي‌بينم كه انجيل‌هاشان در سينه‌هاشان است و آن را از حفظ مي‌خوانند. (تفسير كشف الاسرار، ج 7، ص 404، ذيل آيه 46 عنكبوت)
سيد مجتبي حسيني

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
انواع حفظ قرآن
حفظ قرآن به دو شكل ممكن است: 1. حفظ ترتيبي[1] 2. حفظ موضوعي
«حفظ ترتيبي» يعني حفظ آيات از ابتداي قرآن تا پايان آن. «حفظ موضوعي» به معناي حفظ آيات دسته‌بندي شده در موضوع‌هاي متفاوت است. كساني كه از حافظه‌ي متوسط و وقت بيش‌تر برخوردارند، شايسته است در مسير حفظ ترتيبي گام بردارند. براي آنان كه از حافظه‌ي متوسط يا فرصت كافي بي‌بهره‌اند، حفظ موضوعي يا حفظ بعضي از سوره‌هاي كوچك و داراي فضيلت، سودمندتر است. يكي از ياران پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ نزد حضرت آمد و گفت: قرآن از ذهنم رميده و نگهداري‌اش برايم دشوار شده است.
حضرت فرمود: «لا تُحَمِّلْ عَلَيْكَ ما لاتُطيقُ وَ عَلَيْكَ بِالسُّجُود.»[2] كاري كه توان انجامش را نداري، انجام مده؛ و بر تو باد سجده كردن.
سفره كرم و نعمت الاهي براي همگان باز است و چقدر زيبا است كه هركسي مي‌تواند به اندازه‌ي ظرفيت و توان و استعداد خود از قرآن كريم استفاده نمايد. در رحمت حفظ قرآن بر همگان گشوده است، عده‌اي كه از استعداد و حافظه‌ي قوي برخوردارند و وقت لازم جهت حفظ دارند بسيار به‌جاست كه از ابتدا شروع به حفظ نموده و منظم و به ترتيب سوره‌ها را حفظ نمايند.
ولي افرادي كه توان حفظ كامل و از ابتدا تا انتها را ندارند، در حد توان براي خود برنامه‌ريزي نمايند؛ به ‌گونه‌اي كه سوره‌هاي مورد علاقه را حفظ نمايند و شروع آن از سوره‌هاي كوچك باشد.
نكته‌ي جالب توجه اين است كه حفظ موضوعي قرآن براي همگان مفيد فايده و امكان‌پذير است. قرآن مشتمل بر معارف گرانبها و متعددي است در موضوعات مختلف اعتقادي، اخلاقي، اجتماعي، حقوقي، عبادي و... كه ما مي‌توانيم با انتخاب موضوع، آيات مربوط به آن‌را شناسايي نموده و حفظ نماييم.

[1] . در عصر رسالت، به دليل آن‌كه آيات قرآن به طور تدريجي نازل مي‌شد، حفظ آن بر اساس نزول آيات بود نه به شكل ترتيبي كه امروز رايج است.
[2] . حياة الصحابة، ج 3، ص 467.
سيد مجتبي حسيني

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

برنامه ویژه حفظ قرآن

 

يك انسان با حافظه معمولي مي‌تواند در نيم ساعت يك صفحه از قرآن را حفظ كند، بنابراين چنين فردي مي‌تواند با صرف 2 ساعت وقت چهار صفحه را حفظ كند ولي نگهداشتن حفظ بسيار مشكل است و نياز به تمرين و مداومت فراوان دارد.
به كار بستن اين برنامه مي‌تواند چنين فردي را حافظ كل قرآن نمايد:
1. هنگامي كه يك صفحه را با تسلط كامل حفظ نكرده‌ايد، سراغ صفحه بعد نرويد.
2. قبل از شروع صفحه جديد از اوّل قرآن تا جايي كه حفظ كرده‌ايد را مطالعه نماييد و اشكالات خود را برطرف نماييد، بعد از اينكه به صورت روان، از حفظ آن را تلاوت كرديد و همه محفوظات ملكه ذهنتان شد صفحه جديد را شروع كنيد.
3. هر صفحه را كه حفظ مي‌كنيد، يك مرتبه نيز آن را بنويسيد، چون علم فرار است و با كتابت در ذهن بهتر مستقر مي‌گردد و در روايات نيز آمده است كه:
اُكْتُبُوا فَاِنَّكُمْ لا تَحْفَظُونَ حَتّي تَكْتُبُوا[1].
«بنويسيد زيرا شما تا ننويسيد مطلبي را حفظ نمي‌كنيد».
توضيح برنامه:
انسان وقتي تصميم قطعي و نيت حفظ قرآن مي‌كند، از ابتداء قرآن آغاز و با همتي بلند كار خود را شروع و با خود عهد مي‌بندد كه تا قرآن را تمام نكرده است دست از اين كار نمي‌كشد.
معيار و ملاك سوره حمد است، يعني تا انسان صفحه 2 را مانند سوره حمد از حفظ نشده است، سراغ صفحه 3 نرود و بعد از اينكه اين صفحه را به طور دقيق و روان تلاوت كرد، يك بار صفحات گذشته را نيز مرور نمايد، اگر ايراد و اشكالي نداشت، آن‌گاه صفحه 4 را حفظ نمايد.
به اين ترتيب تا پايان جزء به پيش برود، آن‌گاه اگر جزء اوّل را به خوبي از حفظ شده بود، جزء دوّم را ‌‌آغاز نمايد.
نبايد فراموش كرد كه هنگام حفظ هر صفحه‌اي حتماً بايد تمام صفحات گذشته را از حفظ قرائت كرده و از تسلط بر همه آنها مطمئن شد.
توجه!
اگر كسي با اين روش روزي 3 ساعت به طور منظم كار كند و در مدت يك ساعت دو صفحه حفظ نمايد و 2 ساعت نيز براي مرور محفوظات گذشته صرف نمايد، مي‌تواند در مدت 10 ماه (302 روز) حافظ كل قرآن گردد.
سخني با حافظان عزيز و والدين آنها
كساني كه خداوند توفيق حفظ كلام خود را به آنان عنايت كرده است و در زمره اشراف امّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و حاملان قرآن قرار گرفته‌اند، موظف به رعايت آداب اخلاقي و انساني هستند، بخشي از وظائف آنان عبارت است از:
1. ترك گناهان كبيره و صغيره:
در صورتي كه حافظان قرآن به تقواي الهي آراسته نباشند و خداي ناكرده مشغول به گناه و معصيت گردند، به قرآن كريم لطمه وارد مي‌كنند و مورد غضب قرآن و پروردگار عالم قرار مي‌گيرند و علاقمندان به حفظ نيز با مشاهده آنها از قرآن فاصله مي‌گيرند.
2. تواضع:
حافظ قرآن بايد به شكرانه توفيق حفظ قرآن كريم خداوند را بسيار حمد نمايد و در برابر خداوند و بندگان خدا فروتن باشد و از تكبر و غرور بپرهيزد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: به حافظ قرآن مي‌گويند: در برابر مردم متواضع باش تا خداوند شما را عزيز بدارد ...[2]
3. تسلط كافي بر محفوظات:
حافظ قرآن بعد از اتمام برنامه حفظ قرآن كريم بايد براي استحكام و تسلط براندوخته‌هاي خود كوشش نمايد. روايات زيادي نيز در نكوهش فراموشي آيات قرآن وارد شده است و بعضي از فقهاء بزرگوار نيز نگهداري محفوظات را واجب مي‌دانند.
البته بايد توجه داشت كه اين روايات و توصيه‌ها نبايد باعث شود كه كسي حفظ قرآن را به خاطر خوف از فراموشي آن ترك نمايد.
4. رعايت زهد و پرهيز از دنيا طلبي:
حامل قرآن كريم نبايد از حفظ كلام الهي جهت رسيدن به مقامات دنيوي استفاده كند و آن را وسيله جمع‌آوري زخارف و ماديات نمايد.
البته طبق فرمايش قرآن كريم كه مي‌فرمايد:
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا[3]
«بهره‌ات را از دنيا فراموش نكن».
باندازه نياز و استفاده خود مي‌تواند استفاده نمايد و اضافه بر نياز خود به نيازمندان و بويژه در اختيار جوامع قرآني قرار دهد.
توجه!
والدين عزيز نيز خداوند را به خاطر اين نعمت بزرگ كه به آنها عنايت كرده شكرگزاري نمايند و از فرزند خود بخواهند تا موارد اخلاقي و اسلامي را به خوبي مراعات نمايند.
پدر و مادر حافظان خردسال نيز بايد بوسيله اين هديه الهي ديگران را به سمت قرآن هدايت نمايند و بواسطه آنها اخلاق قرآني را در جامعه منتشر نمايند.
آنان بايد توجه داشته باشند كه از فرزند عزيز خود جهت كاميابي و رسيدن به ثروتهاي دنيوي استفاده نكنند و بويژه جوايز و هدايايي كه به فرزندان عزيز آنها واگذار مي‌گردد، بايد براي آنها نگهداري و محافظت نمايند و مي‌توانند بوسيله اين هدايا و اموال در پيشرفت علمي و شكوفايي بيشتر استعداد آنها استفاده كنند.

[1] . اصول كافي، ج 1، ص 90.
[2] . كافي، ج 2، ص 604.
[3] . قصص، آية 77.
محمد حسين اجرائي

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
وظایف حافظ قرآن
چنان‌كه آغاز حفظ قرآن آدابي دارد، پايان آن نيز با آداب و وظايف ويژه همراه است. بخشي از وظايف حافظان عبارت است از:
1. فروتني
حافظ قرآن نبايد در برابر توفيقي كه خداوند متعال به او عنايت كرده، مغرور شود و تكبر و فخر بورزد. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: با صدايي بلند به حافظ مي‌گويند: اي حافظ قرآن، به وسيله‌اي قرآن در برابر مردم فروتن باش تا خداوند عزيزت گرداند و از فخر و تكبر بپرهيز تا ذليل و خوارت نسازد.[1]
2. عمل به قرآن
قرآن كتاب هدايت و روشنگري است و مهم‌ترين هدف عالي قرآن هدايت بشريت به سوي سعادت و تعالي و رشد و كمال انسان‌ها و ايجاد روح عبوديت مي‌باشد. لذا مهم‌ترين اهداف عالي حافظ قرآن بايد اين باشد كه در مسير حفظ قرآن، عامل به قرآن باشد نه اينكه حفظ قرآن را به عنوان ابزاري براي منافع دنيوي و... استفاده نمايد. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَاتَفْعَلُونَ.»[2] چرا مي‌گوييد آنچه را كه عمل نمي‌كنيد. آري يكي از بهترين راه‌هاي مهجوريت‌زدايي قرآن عمل واقعي به قرآن است.
3. حفظ اندوخته‌ها
يكي از مسئوليت‌هاي حافظ قرآن تلاش براي تثبيت و استحكام محفوظات قرآني است. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: هركس سوره‌يي از قرآن را فراموش كند، آن سوره به صورتي زيبا و در درجه‌يي بلند در بهشت در برابرش آشكار مي‌گردد. وقتي آن‌را مي‌بيند، مي‌گويد: تو كيستي كه چنين زيبايي؟ كاش براي من بودي. سوره مي‌گويد: مرا نمي‌شناسي؟! من فلان سوره‌ام. اگر مرا فراموش نمي‌كردي، تو را به اين درجه و مقام مي‌رساندم.[3]
برخي از فقيهان نگهداري آيات در حافظه را واجب مي‌دانند. در نظر آنان حفظ قرآن مجيد واجب نيست؛ ولي حافظ بايد بكوشد آنچه مي‌داند فراموش نكند.
نقل عن السيد الخويي ـ قدس سره ـ : «بان من حفظ مقدارا من القرآن الكريم وجب عليه ان يواظب علي حفظه فهل هذا صحيح و هل موافق لنظركم الشريف.»
التبريزي ـ دام ظلّه العالي ـ : «نعم، الاحوط المحافظه علي من حفظ بتكرار القرائة و نحوها.»[4]
از آيت‌الله خويي ـ قدس سره ـ نقل شده كه مي‌گويد: «بر آن‌كه مقداري از قرآن كريم را حفظ كند، واجب است در نگهداري‌اش بكوشد. آيا اين نقل درست است و با نظر شريف شما مطابقت دارد؟»
آيت‌الله تبريزي: «آري (اين نقل درست است) به نظر من احتياط واجب اقتضا مي‌كند كسي كه قرآن به‌خاطر مي‌سپارد به ياري تكرار و مانند آن در حفظ اندوخته‌هايش بكوشد.
4. پرهيز از اشتغال به كارهاي دنيوي
حافظ قرآن بايد هر روز وقتي را به تكرار محفوظات قرآني اختصاص دهد و از غرق شدن در كارهاي دنيوي[5] بپرهيزد. يكي از ياران امام صادق ـ عليه السلام ـ به نام يعقوب احمر به حضرت عرض كرد: بدهي بسيار دارم و چنان در اندوه فرو رفته‌ام كه قرآن را از ياد برده‌ام.
امام فرمود: قرآن، قرآن! همان قرآن و سوره‌يي از آن در رستاخيز مي‌آيد و تا هزار درجه (در بهشت) بالا مي‌رود. آن‌گاه مي‌گويد: اگر مرا حفظ مي‌كردي، تو را به اين‌جا مي‌رساندم.[6]
5. لزوم روخواني قرآن
حافظ قرآن بايد، براي تثبيت محفوظات قرآني‌اش و نيز محروم نشدن از پاداش نگريستن به قرآن، وقت خود را به دو بخش تقسيم كند. زماني را به تكرار محفوظات اختصاص دهد و زماني را به تلاوت قرآن از روي مصحف. تلاوت از روي مصحف حافظ را از عبادت نگاه به قرآن بهره‌مند ساخته، سبب مي‌شود به اشتباهات و نقاط ضعف و ابهامش پي ببرد و از صحت اندوخته‌هايش مطمئن گردد. اسحاق بن عمار از حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: فدايت شوم، من حافظ قرآنم، قرآن را از حفظ بخوانم بهتر است يا از روي مصحف؟
امام فرمود: از روي مصحف تلاوت كني بهتر است. آيا نمي‌داني كه نگاه كردن به قرآن عبادت است.[7]
البته مراد امام ـ عليه السلام ـ اين نيست كه قرآن هميشه از روي مصحف قرائت شود؛ زيرا گاه بايد، براي تثبيت محفوظات، آن‌را از حفظ تكرار كرد. افزون بر آنچه گذشت، تلاوت قرآن از روي مصحف به تقويت چشم، سبك شدن عذاب پدر و مادر و... مي‌انجامد.[8]

[1] . يا حامل القرآن تواضع به يرفعك الله و لاتعزز به فيذلكَ الله. (اصول كافي، ج 4، ص 406)
[2] . صف 61: 2.
[3] . من نسي سورة من القرآن مُثِّلَتْ له في صورة حسنة و درجة رفيعة في الجنة فاذا رأها قال: ما أنت مااحسنك ليتك لي؟ فيقول اما تعرفني؟ انا سوره كذا و كذا ولو لم‌ تنسني رفعتك الي هذا. (اصول كافي، ج 4، ص 410)
[4] . صراط النجاة، ج 1، ص 557، پرسش 1551.
[5] . البته اين نيست كه حافظ قرآن كار و تلاش نكند و به امور مادي خويش نپردازد؛ مراد آن است كه از كارهاي پراكنده و زياد و مشوش كردن ذهن بپرهيزد.
[6] . اصول كافي، ج 4، ص 411.
[7] . همان، ص 418.
[8] . در اين‌باره رواياتي در اصول كافي، ج 4، ص 417 آمده است.
سيد مجتبي حسيني