حفظ قرآن
اهمیت حفظ قرآن1
ويژگيهاي قرآن و سفارشهاي پيوستهي پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ دربارهي آن سبب شد تا اين كتاب در سراسر زندگي مردم راه يابد و همه چيز مسلمانان گردد؛ به ويژه آن كه مؤمنان آن روزگار جز قرآن كتابي نداشتند و تلاوت، حفظ، تعليم و تعلم به آن اختصاص داشت. حفظ قرآن همواره، به عنوان يك سنت و عبادت بزرگ، در ميان مسلمانان مطرح بود و حتي پس از پديد آمدن صنعت چاپ نيز موقعيت خود را حفظ كرد. اين امر در پرتو جايگاه والاي قرآن و حفظ آن تحقق يافت؛ جايگاهي كه ميتوان آن را در ابعاد مختلف زير مورد بررسي قرار داد.
حفظ قرآن در قرآن
قرآن دربارهي به خاطر سپاري كتاب خدا تنها در يك جا سخن به ميان آورده است. آنجا كه ميفرمايد: «وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً»[1] حكمت و آيات الاهي را كه در خانههاي شما تلاوت ميشود، به خاطر بسپاريد. (بدانيد كه) همانا خداوند مهربان و از همه آگاه است.
«ذكر» در اين آيه در قبال نسيان (فراموشي) به معناي حفظ و به خاطر سپردن است.[2] خداوند متعال در اين آيه و آيات قبل وظايفي را براي زنان پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ معين ساخته است. آخرين وظيفه در اين آيه بيان شده است. به آنان سفارش ميكند هرچه از كلام الاهي در خانههايتان نازل ميشود؛ به خاطر بسپاريد و آنها را در زندگي خويش به كار ببنديد.
اين آيه در واقع ارزش حفظ قرآن را براي مسلمانان گوشزد مينمايد. مخاطبان آيه، زنان رسول خدايند اما از آن جا كه اساس شريعت بر حفظ قرآن و سنت پيامبر گرامي ـ صلي اللّه عليه و آله ـ است، ميتوان گفت: در واقع مخاطب آيه گروهي خاص نيست و همهي مسلمانان در تمسك به قرآن و سنت و حفظ آن شريكند.
حفظ قرآن در احاديث
معصومان ـ عليهم السلام ـ در اين باره سخنان بسيار دارند و در موارد مختلف به فراخور آگاهي و ايمان مخاطبانشان به آن اشاره كردهاند. گفتار پيشوايان دين نشان ميدهد حفظ قرآن چنان اهميت دارد كه بسياري از مقامهاي معنوي جز به ياري آن به دست نميآيد. بخشي از اين مقامها عبارت است از:
1. همنشيني با فرشتگان
امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «الْحافِظُ لِلْقُرْءانِ الْعامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»[3] حافظ قرآني كه به آن عمل كند، با فرشتگان پيغامبر و نيك رفتار همنشين خواهد شد.
گروهي اين روايت را ذيل آيهي «بِأَيْدي سَفرَةٍ. كِرامٍِ بَرَرَةٍ.»[4] ذكر كردهاند و معتقدند مراد از «سفرة» (سفيران) حافظان، قاريان، كاتبان قرآن و دانشمنداني است كه در هر عصري آيات خداوند را از دستبرد شياطين محفوظ ميدارند.[5]
اين تفسير درست نمينمايد؛ زيرا خداوند ميفرمايد: آيات الاهي به دست «سفيران نيك رفتار» سپرده شده است و روايت نشان ميدهد كه حافظان همنشين سفيرانند نه خود آنها.
سخن امام صادق ـ عليه السلام ـ بر همراهي و همنشيني حافظان و مفسران با سفيران گواهي ميدهد. بيترديد وقتي دانشمندان و حافظان قرآن كاري شبيه فرشتگان و حاملان وحي انجام ميدهند، با آنها در يك جايگاه و رتبه قرار ميگيرند.
2. در شمار بزرگان امت جاي گرفتن
امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «اَشْرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ الْقُرْءآنِ وَ أَصْحابُ اللَّيْلِ.»[6] بزرگان امت من، قاريان و حافظان[7] و شب زندهدارند.
3. ايمني از عذاب الاهي
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «اِقْرَؤُو الْقُرْآنَ وَ اسْتَظهِروُهُ فَاِنَّ اللهَ تَعالَي لايُعَذِّبُ قَلْباً وَعَيَ الْقُرْآنَ.»[8] قرآن تلاوت كنيد و آنرا به خاطر سپاريد؛ زيرا خداوند متعال دلي كه قرآن در آن باشد عذاب نميكند.
حفظ قرآن مجيد و انس با آن، انسان را در مسير عمل به وحي و بهره جستن از معارف آن قرار ميدهد و در نتيجه از آتش دوزخ مصون ميدارد. پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ ميفرمايد: «لَوْكانَ الْقُرآنُ في اِهابٍ ما مَسَتْهُ النَّارُ.»[9] اگر قرآن در پوستي باشد، آتش بدان نخاهد رسيد.
4. آبادي قلب
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ ميفرمايد: «اِنَّ الَّذي في جَوْفِهِ شَيْيءٌ مِنَ الْقُرآنِ كَالْبَيْتِ الْخَرابِ.»[10] كسي كه در درونش چيزي (سوره ي آيهيي) از قرآن نباشد، مانند خانهي ويران است.[11]
چنان كه خانهي ويران نزد مردم ارزش ندارد، دل تهي از آيات الاهي نيز در نزد خداوند بيارزش است. اساس شرافت و ارزش انسانها تقوا و انس با قرآن است. روح مانند بدن به غذا نياز دارد و غذاي آن قرآن و معارف الاهي است. دلي كه از كلام وحي بيبهره باشد، مرده و چون خانهي ويران است.
5. مشمول آمرزش الاهي
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «مَنْ قَرَءَ الْقَرآنَ عَنْ حِفْظِهِ ثُمَّ ظّنَّ اَنَّ اللهَ تَعالي لايَغْفِرُهُ فَهُوَ مِمَّنِ اسْتَهْزَءَ بِآياتِ اللهِ.»[12] كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداي تعالي او را نميآمرزد، در شمار كساني كه آيات الاهي را به تمسخر گرفتهاند، جاي دارد.
6. پاداش مضاعف
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «اِنَّ الَّذي يُعالِجُ الْقُرآنَ وَ يَحْفَظُهُ بِمَشِقَّةٍ مِنْهُ وَ قِلَّةِ حِفْظٍ لَهُ اَجرانِ.»[13] هركس در فراگيري قرآن بكوشد و به سبب كمي حافظه آن را به سختي حفظ كند دو پاداش دارد. (پاداشي براي حفظ آن و پاداشي براي تحمل سختي آن)
7. پذيرفته شدن شفاعت
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «مَنْ قَرَءَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهِرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ وَ شَفَعَّهُ في عَشْرَةٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَبَتْ لَهُمُ النّارُ.»[14] هركه (آن قدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را دربارهي ده تن از خانوادهاش ـ كه آتش بر آنها واجب شده، ميپذيرد.
آري، قرآن در حق مؤمنان شفاعت ميكند و آنان را به بهشت رهنمون ميشود؛[15] حافظ و حامل قرآن نيز چون قرآن توان شفاعت دارد. البته شفاعت حافظان با قرآن تفاوت دارد. شفاعت قرآن فراگير است؛ ولي شفاعت حافظ قرآن محدود بوده، تنها دربارهي خانوادهاش و آن هم به تعداد انگشتان دست پذيرفته ميشود.
8. بالاترين درجات بهشت
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «عَدَدُ دَرَجِ الْجَنَّةِ عَدَدُ آيِ الْقُرآنِ فَاِذا دَخَلَ صاحِبَ الْقُرآنِ الْجَنَّةَ قيل لَه: اِرْقا وَ اقْرَءْ لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَْةٌ فَلا تَكُونُ فَوْقَ حافِظِ الْقُرآنِ دَرَجَةٌ.»[16] درجات بهشت به تعدد آيههاي قرآن است. چون صاحب قرآن داخل بهشت شود، به وي ميگويند بخوان و بالا رو كه هر آيهيي را درجهيي است. پس برتر از درجهي حافظ قرآن درجهيي نيست.
9. دريافت پاداش انبيا
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «يا سَلمْان... اِنَّ اَكْرَمَ الْعِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الْاَنبياء الْعُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ الْقُرْآنِ، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الْاَنْبياءُ وَ يَحْشُرُونَمِنْ قُبُورِهِمْ مَعَ الْاَنْبياءِ وِ يَمُرُّونَ عَلَي الصِّراطِ مَعَ الْاَنْبياءِ وَيَأْخُذُونَ ثَوابَ الْاَنْبياءِ.» اي سلمان،... همانا بعد از انبيا بهترين بندگان نزد خداوند عالمانند و سپس قاريان و حافظان قرآن. آنان همانند انبيا از دنيا ميروند، همراه آنان از گورها برانگيخته ميشوند، در كنار آنان از صراط ميگذرند و پاداش آنها را (از خداوند) دريافت ميكنند.[17]
حفظ قرآن در سيره
قاريان و حافظان قرآن نزد پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ و اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ جايگاهي والا داشتند و مورد احترام و تشويق مادي و معنوي آن بزرگان قرار ميگرفتند. بخشي از سيرهي آنان در اين زمينه چنين است:
1. بخشش مجازات حافظان
در روزگار پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ و علي ـ عليه السلام ـ ، دانستن فنون قرائت و حفظ قرآن به تخفيف مجازات يا بخشش آن ميانجاميد؛ براي مثال مردي نزد علي ـ عليه السلام ـ آمد و به دزدي اعتراف كرد. حضرت پرسيد: آيا چيزي از قرآن ميداني؟ پاسخ داد: آري، سورهي بقره را به خاطر سپردهام. حضرت فرمود: در مقابل اين سوره دستت را به خودت بخشيدم و قطع نميكنم.
اشعث[18] گفت: اي اميرمؤمنان، آيا حد الاهي را تعطيل ميكني؟! حضرت فرمود: تو چه ميداني، اگر شاهدان بر جرم گواهي دهند، امام حق بخشش و تعطيل حدود الاهي ندارد؛ اما اين فرد به زيان خويش اعتراف كرده است. وقتي شاهدي بر گناهي گواهي نداد، امام حق دارد حد الاهي را ببخشد و جاري نسازد.[19]
تخفيف مجازات حافظان اكنون نيز در برخي از كشورهاي اسلامي اجرا ميشود. در كشور ما و نيز پاكستان زندانياني كه قرآن را حفظ ميكنند، از تخفيفي ويژه برخوردار ميشوند.[20]
2. حفظ قرآن در جايگاه مهريه
اهتمام به قرآن و حفظ آن در صدر اسلام چنان بود كه ياد گرفتن سورهيي از قرآن مهريهي زن مسلمان قرار ميگرفت. سهل بن سعد ميگويد: زني نزد پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ آمد و گفت: من خود را به خدا و رسولش بخشيدم. حضرت فرمود: به زن نياز ندارم.
[1] . احزاب 33: 34.
[2] . در تفسير آيه دو احتمال داده شده، يكي آنچه كه در متن ذكر شده است و ديگري اين كه ذكر به معناي شكر است؛ يعني خدا را شكر كنيد از اين كه خداوند شما (زنان پيامبر) را در خانهي وحي قرار داده است. علامه طباطبايي تفسير اول را پسنديده و دومي را ضعيف شمرده است. براي توضيح بيشتر به تفسير الميزان و مجمع البيان ذيل آيهي 34 احزاب مراجعه شود.
[3] . اصول كافي، ج 4، ص 405.
[4] . عبس 80: 15 و 16 (قرآن به دست سفيران حق و فرشتگان وحي و نيك رفتار سپرده شده است)
[5] . ر.ك: مجمع البيان، ج 10، ص 267.
[6] . بحارالانوار، ج 92، ص 177.
[7] . «حملة القرآن» به معناي گستردهاي دارد كه شامل عالمان، مفسران، قاريان و حافظان ميشود.
[8] . بحارالانوار، ج 92، ص 19.
[9] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[10] . كنز العمال، ج 1، ص 512، ح 2276.
[11] . وقتي از حفظ قرآن سخن به ميان ميآيد، نبايد چنين تصور شود كه منظور حفظ كل است. حفظ قرآن، هر مقدار، مقدور و ممكن باشد خوب است. در تاريخ اسلام ميخوانيم هركس سورهي بقره و آل عمران را از حفظ داشت نزد صحابه بزرگ شمرده ميشد. (الاتقان، ج 1، نوع 19، ص 229)
[12] . مستدرك الوسائل، ج 4، ص 269.
[13] . اصول كافي، ج 4، ص 409.
[14] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[15] . عن النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ انسان القرآن شافع مشفع. (بحار، ج 92، ص 20)
[16] . بحار، ج 92، ص 22.
[17] . بحار، ج 92، ص 17.
[18] . نامش اشعث بن قيس و لقبش ابو محمد و از اصحاب پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي ـ عليه السلام ـ بوده است و در زمان علي ـ عليه السلام ـ از گروه خوارج به شمار ميآمد. او با دختر ابوبكر، امّفروه ازدواج كرد. (معجم رجال الحديث، ج 3، ص 216)
[19] . استبصار، ج 4، ص 252.
[20] . سلام، 11/1/1371.
| اهمیت حفظ قرآن2 |
|
مردي به رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ گفت: او را به ازدواج من درآور. حضرت فرمود: چيزي داري به وي دهي؟ مرد گفت: خير. حضرت فرمود: حتي انگشتري از فلز! مرد معذرت خواست. حضرت پرسيد: از قرآن چه ميداني؟ مرد پاسخ داد: سورهي فلان و فلان و همينطور سورههايي كه حفظ بود، برشمرد. حضرت فرمود: آيا ميتواني از حفظ بخواني؟ گفت: آري. پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: تو را به ازدواج او درآوردم، در برابر آنچه از قرآن به وي ميآموزي.[1] 3. تقدم حافظان در صحنههاي اجتماعي در صدر اسلام، ملاك تقدم افراد در كارهاي مهم و حساس اجتماعي دانستن قرائت و حفظ قرآن بود. پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ قاريان و حافظان را به منصبهايي چون فرماندهي و امامت جماعت ميگماشت. در روايات چنان ميخوانيم كه نبي اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مقرر داشت هر مسلماني بيش از ديگران قرآن فرا گرفته، گرد آورده يا حفظ كرده است بر ديگران فرمان راند و بر مردگان نماز گزارد.[2] در جنگ احد وقتي خواستند پيكر شهيدان را به خاك سپارند، شهيدي كه بيشتر ميدانست مقدم بود يا مدفن آن كه آيات بيشتري به خاطر سپرده بود، نزديكتر به حمزه قرار ميدادند.[3] روزي پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ جمعي را به سفري ميفرستاد، از آنها پرسيد: چقدر قرآن ميدانيد؟ يكي از آنها ـ كه از همه جوانتر بود ـ پاسخ داد: من سورهي بقره و چند آيهي ديگر از قرآن ميدانم. فرمود: برويد، اين شخص سرپرست و امير شما است. گفتند: شخصي كه شما ميفرماييد از همه جوانتر است! پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: او سورهي بقره را ميداند.[4] در عصر نبوي، حفظ قرآن چنان اهميت داشت كه حتي غلامان حافظ نيز بر مردم عادي مقدم شمرده ميشدند. وقتي مهاجران به مدينه هجرت كردند، سالم غلام ابو حذيفه، به دليل اينكه از همه به فنون قرائت و حفظ قرآن آشناتر بود، امامت جماعت آنها را بر عهده داشت.[5] 4. اختصاص مستمري از بيت المال قاريان و حافظان قرآن در مسائل مادي نيز از توجه ويژه برخوردار بودند و بخشي از بيت المال مسلمانان به آنان اختصاص داشت. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود: آن كه اسلام را بپذيرد، فرمانبردار باشد و قرآن را قرائت و حفظ كند، هر سال دويست دينار از بيت المال بهرهمند ميشود؛ و اگر در دنيا به طور كامل به او داده نشود، روز قيامت ـ كه نياز بيشتري دارد ـ دريافت خواهد كرد.[6] در منابع تاريخي چنان ميخوانيم كه امام علي ـ عليه السلام ـ براي آنان كه قرآن قرائت ميكردند، دوهزار دوهزار از بيت المال اختصاص ميداد.[7] برخي از مراجع عظام مانند آيتالله العظمي گلپايگاني ـ قدس سره ـ [8] و آيتالله صافي ـ دام ظلّه العالي ـ شهريهيي به حافظان قرآن اختصاص دادهاند و در اين زمينه، از سيرهي اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ پيروي كردهاند. آيتالله العظمي گلپايگاني ـ قدس سره ـ در آغاز برقراري شهريهي خويش اعلام كرد: هر طلبهاي كه حافظ قرآن باشد، در هر رتبهيي كه شهريه بگيرد، شهريهاش را دو برابر ميكنم. او همچنين براي تشويق حافظان كل كشور، (چه روحاني و چه غير آن) زماني دستور داد براي همه حقوق تعيين كنند.[9] بعد از رحلت وي، داماد گرانقدرش حضرت آيتالله صافي ـ دام ظلّه العالي ـ اين سيره را دنبال كرد. او اكنون به طلبههايي كه حافظ قرآن باشند دو برابر شهريه ميدهد. امروزه اين حركت در حوزهي علميهي قم به صورت يك فرهنگ درآمده است. شوراي مديريت حوزه حافظان قرآن را درجه بندي كرده است و براي حافظ 5 جزء تا كل قرآن، به تناسب محفوظات، شهريهي مخصوصي در نظر گرفته است. [1] . صحيح بخاري، ج 8، ص 19. [2] . پژوهشي نو دربارهي قرآن كريم، سيد جعفر مرتضي عاملي، ص 64. (به نقل از الطبقات الكبري، ج 8، ص 89) [3] . تاريخ قرآن، ص 231. [4] . مجمع البيان، ج 1، ص 32. [5] . ر.ك: معجم حفاظ القرآن عبر التاريخ، ج 1، ص 257. [6] . من دخل في الاسلام طائعا و قرأ القرآن ظاهرا فله في كل سنة مائتا دينار في بيت مال المسلمين، ان منع في الدنيا اخذها يوم القيامة وافية احوج ما يكون اليها. (مجمع البيان، ج 1، ص 46) بايد توجه داشت كه عبارت «قرأ القرآن ظاهرا» به معناي حفظ كردن قرآن است؛ و اين يك معناي كنايي است. (ر.ك: لسان العرب و تاج العروس، مادهي ظهر) بنابراين، ترجمهي اين عبارت به «خواندن قرآن به طور آشكار» درست نمينمايد. چنانكه برخي از مترجمان تفسير مجمع البيان اينگونه معنا كردهاند. [7] . ان علينا فرض لمن قرأ القرآن الفين، الفين. (كنز العمال، ج 2، ص 239) [8] . رسالت، 18/ 8/ 1368. [9] . مجله بشارت، شمارهي ششم، سال دوم، مرداد و شهريور 1377، ص 38. |
| سيد مجتي حسيني |
|
| بهترین دوران حفظ قرآن |
|
دوران كودكي براي حفظ قرآن، هيچ زماني دير نيست. در ميان حافظان شمار كساني كه قرآن را در سنين بالا به خاطر سپردند، اندك نيست. حضرت آيتالله مكارم شيرازي ـ دام ظلّه العالي ـ در درس خارج فقه ميفرمود: مرحوم آيتالله خويي ـ قدس سره ـ در دوران پيري به حفظ قرآن مشغول شدند. بنابراين، در هر سن و موقعيتي ميتوان به حفظ قرآن روي آورد. البته در كودكي ذهن براي فراگيري معلومات آمادگي بيشتري دارد. و بايد آنرا بهترين زمان حفظ قرآن به شمار آورد. رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ ميفرمايد: «آموختن در كودكي چون نقشي است كه بر سنگ حك شده باشد؛ و آنكه در بزرگسالي ميآموزد چون كسي است كه بر آب مينويسد.[1] بيشتر قاريان مشهور جهان چون استاد عبدالباسط، محمد صديق منشاوي، راغب مصطفي غلوش و ابوالعينين شعيشع از كودكي به حفظ قرآن روي آوردند و در شمار حافظان كل قرآن جاي دارند.[2] اكثر دانشمندان ما نيز در كودكي بدين توفيق دست يافتند. نام و زندگي شماري از آنها عبارت است از: ابنسينا ابنسينا دانشمند نامي قرن پنجم هجري ـ كه در پزشكي، فلسفه و... سرآمد عصر خود بود ـ پيش از ده سالگي قرآن مجيد را حفظ كرد. سيد بن طاووس سيد بن طاووس يكي از دانشمندان شيعي است كه در ماه شعبان سال640ق در كربلا ديده به جهان گشود و در شهرهاي حله و بغداد به فراگيري دانش پرداخت. او از شاگردان خواجه نصيرالدين طوسي و علامه حلي است و در يازده سالگي تمامي قرآن را به خاطر سپرد.[3] رودكي اين شاعر پرآوازهي سدهي چهارم ايران، در عصر سامانيان ميزيست. وي حدود 1300000 بيت شعر سرود و شعر پارسي را به كمال رساند. رودكي از نعمت بينايي بيبهره بود؛ ولي در هشت سالگي تمام قرآن را حفظ كرد.[4] ابوالعيناء محمد بن قاسم بن خلاد بن ياسر اهوازي مشهور به ابوالعيناء، در شهر اهواز متولد شد و در بصره رشد يافت. وي از اديبان بزرگ روزگار عباسي شمرده ميشد و در كودكي قرآن را حفظ كرد. ابوالعيناء در چهل سالگي چشمانش را از دست داد و پنجاه سال ديگر عمرش را در نابينايي بهسر برد.[5] حافظ شيرازي اين شاعر و دانشمند ايراني، در نهايت فقر و تنگدستي به فراگيري دانش پرداخت. او تمامي قرآن را با چهارده قرائت از حفظ بود و «لسان الغيب» لقب داشت.[6] ناصر خسرو ابومعين ناصر خسرو قبادياني در سال 394 هجري چشم به جهان گشود و در 481 درگذشت. اين شاعر، عارف، حكيم و نويسندهي زبردست بود ـ كه از نوادر روزگار به شمار ميرفت ـ در 9 سالگي قرآن و بسياري از احاديث را حفظ كرد.[7] ابن اثير جزري ابوالفتح ابن اثير جزري از دانشمندان مذهب شافعي است. او در لغت، نحو، بيان و نيز فنون انشا و كتابت مهارت بسيار داشت و قرآن را در كودكي حفظ كرده بود.[8] انتاكي داود بن عمر انتاكي ملقب به «بصير»، از دانشمندان شيعي اوايل قرن يازدهم است. وي در كودكي حافظ قرآن شد و توانست در پزشكي و فلسفه شهرتي چشمگير به دست آورد. انتاكي از نعمت چشم بيبهره بود؛ ولي به شهرهاي بسيار سفر كرد.[9] ملك المحدثين محمد بن طاهر ملقب به ملك المحدثين، از دانشمندان اواخر قرن دهم هجري است. او در كودكي قرآن را حفظ كرد و در بسياري از فنون بر ديگران تقدم يافت. محمد بن طاهر اموال بسيار به ارث برد و همه را به دانشجويان علوم ديني بخشيد.[10] فرزدق اين شاعر شيعي عصر بنياميه، از اصحاب امام سجاد ـ عليه السلام ـ بود. پدرش او را در كودكي نزد علي ـ عليه السلام ـ آورد و گفت: فرزندم شاعر است. علي ـ عليه السلام ـ فرمود: او را قرآن بياموز كه بهتر از شعر است. اين سخن چنان در فرزدق اثر كرد كه بر خود قيدهايي بست و سوگند خورد تا قرآن را حفظ نكند آنها را نگشايد. به اين ترتيب، همهي قرآن را به خاطر سپرد.[11] فخرالدين عراقي ابراهيم بن شهريار ملقب به «فخرالدين»، در شمار شاعران و عارفان پيرو شيخ شهاب الدين سهروردي جاي دارد. او در كودكي به جمع حافظان قرآن پيوست.[12] شبلنجي اين دانشمند بزرگ اهل سنت در حدود 1250ق ديده به جهان گشود و در ده سالگي قرآن را حفظ كرد. وي به گوشهنشيني و زيارت اهل قبور بسيار تمايل داشت.[13] شهاب الدين اين دانشمند شافعي ـ كه به ادبيات بسيار عشق ميورزيد ـ در ده سالگي قرآن را حفظ كرد.[14] ابوالحسنات محمد عبدالحي بن حافظ انصاري، از دانشمندان حنفي قرن چهاردهم است. او حفظ قرآن را از پنج سالگي آغاز كرد و در ده سالگي به پايان رساند. ابوالحسنات در يازده سالگي به تحصيل دانش پرداخت و همهي علوم رايج معقول و منقول را نزد پدر آموخت.[15] ابن اللبان ابومحمد عبدالله مشهور به ابن اللبان، از فقيهان و محدثان معروف شافعي است. وي ـ كه قرآن را به چندين روايت تلاوت ميكرد ـ در پنج سالگي به حافظان پيوست و در 446ق در اصفهان درگذشت.[16] جبرتي او ابوالتهاني كنيه داشت و از دانشمندان معروف حنفي شمرده ميشد. وي در اكثر علوم روز سرآمد بود و در كنار دانش به تجارت نيز ميپرداخت. ابوالتهاني در ده سالگي قرآن مجيد را به خاطر سپرد.[17] موارد بسياري ديگر نيز وجود دارد كه بزرگان ما از همان كودكي اهتمام به حفظ قرآن داشته و موفق به حفظ كامل قرآن شدهاند، كه نمونهاي از اين افراد و شرح حال آنها در اين مقاله بيان شد. نكتهي مهم كه لازم به ذكر است اين است كه: آيا فقط در كودكي ميتوان حفظ نمود؟ در جواب بايد بگوئيم كه بهترين زمان شروع از كودكي و نوجواني است ولي هر مقطع از عمر كه انسان شروع كند همان لحظه شروع، منفعت است و قطعاً مفيد فايده است و اگر انسان با همت والا و جدي شروع كند و قطعاً به اندازهي همت و تلاش خود نتيجهي آنرا خواهد ديد و بهرهمند ميگردد. [1] . مثل الذي يتعلم في صغره كالنقش في الحجر و مثل الذي يتعلم في كبره كالذي يكتب علي الماء. (كنز العمال، ج 10، ص 249، ح 29336) [2] . ر.ك: نگاهي به زندگاني قاريان مشهور قرآن كريم. [3] . ستارههاي فضيلت، ج 3، ص 117. [4] . دانشوران روشندل، ص 73. [5] . همان، ص 26. [6] . ريحانة الادب، ج 2، ص 12 ـ 15. [7] . همان، ج 6، ص 100 ـ 102. [8] . همان، ج 7، ص 374. [9] . همان، ج 1، ص 194؛ دانشوران روشندل، ص 51. [10] . همان، ج 5، ص 395. [11] . اعيان الشيعه، ج 10، ص 267 ـ 271. [12] . ريحانة الادب، ج 4، ص 117. [13] . همان، ج 3، ص 180. [14] . همان، ص 268. [15] . همان، ج 7، ص 62. [16] . همان، ج 8، ص 178. [17] . همان، ج 1، ص 394. |
| سيد مجتبي حسيني |
| نگهداری و مرور محفوظات |
|
يكي از وظايف مهم حافظ قرآن كه ازحفظ روزانه نيز اهميت بيشتري دارد: تلاش براي تثبيت و فراموش نكردن آياتي است كه قبلاً آنها را حفظ كرده است. بعضي افراد بعد از اينكه چند صفحه از قرآن را به خاطر سپردند از تكرار و ممارست روزانه غفلت ميورزند و در پي افزايش محفوظات خود هستند و با اين كار جهت پيشرفت و به پايان رساندن قرآن عجله ميكنند، ... غافل از آن كه در صورت عدم تكرار روزانه به طور منظم تمام آيات گذشته را از ياد ميبرند. حافظ براي استحكام محفوظات به دو برنامه دقيق نيازمند است. 1. برنامه كوتاه مدت: حافظ بايد روزانه به طور منظم آيات حفظ شده در پنج روز گذشته را تكرار نمايد، يعني اگر با خود قرار گذاشته كه هر روز يك صفحه را حفظ نمايد. بعد از حفظ آن بايد پنج صفحه گذشته را نيز حتماً تكرار نمايد و به هيچ عنوان از آن تخلف نكند. قابل توجه است كه حافظان محفوظات گذشته را بايد به طور كامل از حفظ تكرار نمايد به روخواني آن اكتفا نكند. 2. برنامه بلند مدت: در اين قسمت حافظ بايد با برنامهريزي حساب شده روزانه حداقل يك دهم محفوظات خود را مرور نمايد، يعني اگر حافظ كل قرآن است بايد 3 جزء را در طول روز قرائت كند و اگر حافظ 5 جزء ميباشد، هر روز نيم جزء را مرور نمايد. بنابراين بايد در مدت 10 روز تمام محفوظات خود را دوره كند و در صورت تخلف از اين برنامه به حفظ او خلل وارد خواهد آمد. حافظ ميتواند مقدار مرور خود را در طول روز تقسيم بندي كرده و در ساعات مختلفي آن را انجام دهد، مثلاً حافظ نصف قرآن ميتواند نيم جزء اوّل صبح و نيم جزء وسط روز و نيم جزء نيز آخر شب تلاوت نمايد. اين مطلب را دوباره متذكر ميشويم كه نبايد محفوظات روز گذشته را از روي قرآن انجام دهد و حتماً بايد از حفظ بخواند. مباحثه و پرسش يكي از راههايي كه به تثبيت محفوظات حافظ كمك ميكند و در استحكام آن نقش مؤثر دارد، مباحثه و دوستگيري است. بدين ترتيب دو يا چند نفر كه در راه حفظ قرآن تلاش ميكنند، هر روز به مدت معين (نيم يا يك ساعت) در ساعت مشخصي، ابتدا حفظ جديد خود را تلاوت ميكنند و بعد از آن جزء شخصي كه روز قبل آن را تعيين كردهاند به نوبت قرائت ميكنند، به طوري كه هر نفر يك صفحه را ميخواند و ديگران نيز اشكالات او را تصحيح ميكنند. بعد از اتمام معين شده ميتوانند آيات مشابه را از يكديگر بپرسند و نيز ميتوانند آيات ابتدايي صفحات مختلف (سر آيه) را پرسش نمايند، به اين صورت كه آيهاي در يك جزء را سؤال ميكنند، بعد از قرائت آن آيه، آيه ابتدايي آن صفحه و صفحات قبل و يا بعد آن را ميپرسند. مباحثه قرآني از متداولترين روشهايي است كه قابل استفاده اكثر حافظان قرآن بوده و همه اساتيد آن را توصيه مينمايند. توجه: در صورت عدم دستيابي به هم مباحثه و دوست، به تنهايي نيز ميتوان محفوظات را مرور كرد. يكي از راههايي كه قابل استفاده براي مرور فردي است، استفاده از نوار ترتيل است. استفاده از نوار براي مرور حافظ جزء مورد نظر خود را همراه با نوار قرائت ميكند و هرگاه آيهاي را نتوانست هماهنگ و همراه با نوار تلاوت كند، آن را چند بار تكرار نمايد استفاده از نوار از جهت عادت بر قواعد تجويدي نيز براي انسان مفيد است. |
| محمد حسين اجرائي |
چهل نكته برای حافظان قرآن كریم1
در اينجا لازم است ابتدا به مقدماتي كه حافظ قرآن بايد رعايت كند، يادآوري شود، زيرا اين پيشكردارها اگر چه ممكن است به ظاهر تأثيري در حفظ قرآن نداشته باشد، ولي قطعاً اين گونه پيشينهها زمينهساز موفقيت و تداوم راه خواهد بود.
بسياري از اين امور اگرچه از مضامين روايات بدست ميآيد، ولي تجربه بزرگان و دوستان حافظ قرآن، مؤيد آن است، زيرا قرآن و حفظ آن غير از علوم و مطالب ديگر است، هدف از حفظ قرآن، رسيدن به كمال و معنويات است و تنها نميتوان به حفظ الفاظ بسنده كرد، بلكه بايد مقدمه ساز براي آن اهداف عاليه باشد.
اهميت خواندن و حفظ قرآن
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اگر ميخواهيد با خدا سخن بگوئيد پس قرآن بخوانيد.[1]
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: قلوب هم مانند آهن زنگار ميگيرد، سؤال شد با چه چيزي زنگار را بايد زدود؟ فرمود: خواندن قرآن.[2]
امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: ثبات ايمان با خواندن قرآن است.[3]
حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: از خواندن قرآن غفلت نكن، زيرا قلب را زنده ميكند و از گناه ترا باز ميدارد.[4]
حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: كسي كه قرآن ميخواند، در درجات نبوّت قرار گرفته، غير از آن كه به او وحي نميشود.[5]
1. پاكيزگي:
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: مسير ورود قرآن را پاكيزه و معطر نمائيد.[6] اگر چه در بدو امر، اين روايت پاكي ظاهري را مطرح كرده آن هم در دهان، ولي از روايات ديگر بخوبي استفاده ميشود كه پاكي تمام اعضاء مادي از قبيل گوش، چشم، زبان، دست و... را شامل خواهد شد، حتي اگر خواستار بهرهگيري معنوي بيشتر باشيم، بايد از ناپاك كردن تمام اعضاء بويژه سيستمهاي ياد شده، اجتناب كرده و نگذاريم، به گناه و حرام آلوده گردند. در اين جا اين نكته قابل ذكر است كه اگر انسان بخواهد، به پرتگاه گناه و حرام كشانده نشود، بايد از شبهات و انجام مكروهات در حد توان اجتناب نمايد.
اگر چه وضو براي بسياري از كارها خوب است و ثواب بيشتري را براي آن عمل بوجود ميآورد، ولي براي خواندن قرآن و كارهاي قرآني لازم است.
آري انسان هنگامي كه قرآن را از حفظ ميخواند، مرور ميكند، يا از رو ميخواند، ولي دست خود را به الفاظ قرآن نميزند، واجب نيست وضو داشته باشد، ولي در تمامي اين مراحل خوب است خود را ملتزم نمايد كه با وضو باشد، زيرا كه وضو به انسان نورانيّت و معنويت عنايت ميكند. حتي امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: وضوي روي وضو، نور بالاي نور است.[7]
اگر فضائي را براي كارهاي قرآن بر ميگزينيد، خوب است پاك باشد. چه از نظر نجس و پاكي و چه از نظر معنوي بهتر است طهارت فضا و مكان نيز لحاظ شود.
براي اين امر خوب است مساجد، حسينيهها، آرامگاه امامزادگان و شهداء و حتي قبور مؤمنين را براي حفظ كردن انتخاب كنيد. چون محل تردد ملائكه و رحمت الهي است.
2. ياري از قرآن براي نجات از شيطان:
قرآن ميفرمايد: وقتي ميخواهيد قرآن بخوانيد از (حيلهها و مكرهاي) شيطان رانده شده، از درگاه الهي، به خداي متعال پنا ببريد.[8]
روايات فراواني هم در علت و آثار اين امر از حضرات معصومين ـ عليهم السّلام ـ رسيده است، آنچه مهم است زمينههايي كه موجب جلب نظر شيطان ميگردد، بايد از بين برد و عوامل لازم را بايد بوجود آورد، تا الطاف الهي را براي خود جذب كرد. آنگاه است كه انسان ميتواند، از معنويت و نورانيت قرآن جان خود را سيراب سازد و از خواندن قرآن بهرههاي همه جانبه علمي، معنوي و دنيوي و اخروي ببرد.
3. رو به قبله:
سعي شود هنگام خواندن قرآن، دو زانو باشيم. در روايات تأكيد زياد شده كه رو به قبله بخوابيد، رو به قبله بنشينيد، رو به قبله غذا بخوريد و رو به قبله دعا بخوانيد و رو به قبله قرآن تلاوت كنيد.
اين رو به قبله بودن، ايجاد ارتباط قويتر بوسيله قرآن و كعبه است و خود اين گرايش ظاهري زمينهساز پذيرش انوار الهي از طريق قرآن و كعبه ميشود.
4. ترتيل قرآن:
خداوند در قرآن ميفرمايد: قرآن را بصورت ترتيل بخوانيد[9] و در روايات ترتيل را معنا كردهاند چنانچه از امام رضا ـ عليه السّلام ـ نقل شده:
1. كلمات را صحيح ادا كنيد.
2. وقتي به آيات علمي رسيديد، دقت كنيد.
3. در آيات عذاب، قلوب خود را متذكر شويد.
4. همّت انسان براي پايان دادن آيات نباشد.
5. در هنگام خواندن آيات رحمت به خداوند اميدوار باشيد و در هنگام قرائت آيات عذاب، خاشع باشيد.[10]
ن: 632 م از امام علي ـ عليه السّلام ـ سؤال شد ترتيل چيست؟
فرمود: ترتيل اداء (صحيح) حروف و رعايت موارد وقف ميباشد.
خداوند ميفرمايد: اي پيامبر براي اينكه قرآن در قلبت تثبيت گردد، آنرا بصورت ترتيل فرستاديم.[11]
در جاي ديگر ميفرمايد: اي پيامبر قرآن را بصورت ترتيل بخوان.[12]
5. انديشه كردن:
قرآن ميفرمايد: چرا در قرآن (هنگام خواندن) انديشه نميكنيد، شايد در دلتان قفلي وجود دارد؟![13] چون در آيات كريمه درياي عميق و اقيانوس موّاج معنويات و بركات است و درك آنها هم، براي همه كس ميسّر نيست. مگر به تدبّر كردن، شايسته است حافظ قرآن تدبر بيشتري نمايد. چنانچه امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: بهرهاي در قرائت قرآن نيست، مگر اينكه در ابعاد آن فكر شود.[14]
اصولاً تفكر كردن در تمام امور زندگي يكي از اصول پيشرفت انسان ميباشد، ولي در امور معنوي و الهي تفكر و انديشه كردن از سازندگي خاصي برخوردار است و براي تأكيد اين امر در قرآن كريم خداوند متعال صدها بار توصيه به انديشه فرموده است و با واژههايي چون: تفكر، تدبر، تعقل و... اين امر مطرح شده است.
حافظ، قبل از حفظ قرآن بايد به بركاتي كه از قرآن ميتواند بدست آورد، فكر كند و كسب آن بركات در پرتو انديشيدن به قرآن و معارف و احكام آن است.
6. خشوع در قرآن:
قرآن ميفرمايد:
آيا زمان آن نرسيده، كه هنگام ياد خدا در قلوبشان، خشوع بوجود آيد.[15]
قرآن را بايد با احترام خواند، البته در تمام ابعادش، از نظر نشستن، خواندن، گرفتن قرآن، اداء كلمات و...
حافظ، چون چنين افتخاري نصيبش شده، كه توفيق حفظ قرآن را يافته، بايد با تمام وجود به اجزاء كوچك و بزرگ قرآن كاملاً احترام قائل شود، تا خداوند هم او را مورد لطف خود قرار دهد، زيرا كه او به كتاب الهي، احترام قائل شده است.
اگر چه در قرآن توصيه شده، در راه رفتن، حرف زدن، خوردن، نشستن، معاشرت و... سعي كنيد، غرور نداشته باشيد، ولي در رابطه با كارهاي قرآن بايد نهايت تواضع را بخرج داد.
حافظ، نبايد فكر كند كه اين لياقت اوست، كه حافظ تمام، يا قسمتي از قرآن شده، كه در نتيجه به غرور وادار شود، بلكه بايد بداند كه اين لطف ويژه خداست.
هر لحظه ممكن است، اين لطف سلب شود. براي حفظ اين نعمت الهي، بايد از آفت كبر، بيتوجهي، به خدا و عادي شدن نسبت به كارش پرهيز كند، تا نعمت، افزايش و يا تداوم يابد.
7. استماع قرآن:
يكي از نكات مهم اين است كه قاري، بايد هنگام خواندن ديگران كاملاً توجه كند، حرف نزند، توجه داشته باشد، زمزمه ديگري نداشته باشد و...
خداي متعال ميفرمايد: وقتي قرآن خوانده ميشود گوش دهيد، شايد مورد رحمت الهي قرار گيريد.[16]
حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: كسي كه مشتاق الهي است، به قرآن گوش دهد.[17]
حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: خواندن قرآن، بلاي دنيوي را مرتفع ميكند و گوش دادن به قرآن مشكلات آخرت را مرتفع ميسازد.[18]
استماع قرآن غير از شنيدن است، لذا در شنيدن موسيقي، غيبت و... آقايان ميفرمايند: اگر شنيدن باشد، اشكال ندارد، ولي استماع حرام است، منظور از استماع اين است كه انسان همراه با گوش دادن دقت هم داشته باشد.
اگر چه گوش دادن براي حفظ نباشد باز هم بايد همراه با دقت باشد.
8. تشويق و آموزش قرآن:
تشويق در كارهاي نيك، براي انسان برآيند خوبي خواهد داشت، اگر انسان بتواند در حفظ قرآن، ديگران را تشويق كند بركات الهي زيادي براي او خواهد بود و علاوه مورد علاقه مترّبي قرار خواهد گرفت.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: بهترين شما كساني هستند كه خود قرآن بياموزند و به ديگران نيز بياموزند.[19]
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: اگر زندگي سعادتمندانه ميخواهي، مرگ را شهادت گونه دوست داري، نجات از ترس قيامت را علاقه داري، نور در تاريكي قيامت ميخواهي، سيرابي، در روز عطش قيامت را خواهاني، برتري عمل در روز حساب را جويايي، پس قرآن تدريس كن زيرا كه وقت گذاري در راه قرآن ياد خدا و نجات از شيطان است و برتري عمل در حساب ميباشد.[20]
9. دعاي ختم قرآن:
خوب است در پايان هر كار قرآني، اين دعا هم قرائت گردد. زيرا امام علي ـ عليه السّلام ـ توصيه فرمودهاند:
اَللّهم اَشْرَحْ بالْقرآنِ صَدْري و اسْتَعْمَلْ بِالقُرانِ بَدَني وَ نَوِّرَ بِالقُرْانِ بَصَري وَ اَطْلِقْ بِالْقُرْانِ لِساني وَ اَعِنّي عَلَيْهِ ما اَيْقَيْتَني فَاِنَّهُ لا حَوْلَ و لا قُوَةَ اِلّا بِكَ.[21]
خدايا در پرتو قرآن سينهام را گشاده گردان، (حوصله بده) اعضاء بدنم را بوسيله عمل به آن نوراني نما، ديدگانم را بخاطر قرآن نوراني كن، زبانم را گويا گردان و در راه رسيدن به يقين در پرتو قرآن ياريم نما، زيرا كه قدرت و توان بجز از مسير تو ممكن نباشد.
[1] . حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ كنزالعرفان حديث 2258.
[2] . كنز العرفان، حديث 2441.
[3] . غررالحكم.
[4] . كنزالعرفان حديث 2441.
[5] . كنزالعرفان حديث4032.
[6] . بحارالانوار حديث 93 ص 213.
[7] . وسائل ج 1 ص 265؛ الوضوء نور علي نور.
[8] . سوره نمل آيه 98.
[9] . 4 مزمل.
[10] . بحار 92 صفحه 215، مجمع البيان صفحه 316 جلد 5.
[11] . 32 فرقان.
[12] . 4 مزمل.
[13] . 24 محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ .
[14] . بحار ج 92 ص 211.
[15] . حديد 16.
[16] . اعراف آيه 204.
[17] . بحار ج 92 ص 20.
[18] . كنزالعرفان حديث 4031.
[19] . كنزالعرفان خبر 2439.
[20] . بحار ج 92 صفحه 19.
[21] . بحار ج 92 ص 209.
چهل نكته برای حافظان قرآن كریم2
10. انگيزه عالي:
حفظ و درك قرآن نبايد، براساس اهداف مادي،دنيوي و ظاهري باشد، بلكه فقط بايد با انگيزه كسب مقامات معنوي انجام گيرد، اگر چه اين هم، چندان عالي نيست. ولي از اهداف قبلي بهتر است.
آري اگر در ضمن حفظ قرآن، علاقه به تظاهر پيدا كرديد، بدانيد كار به پايان نخواهد رسيد و يا اگر هم به پايان برسد، زمينه ساز امور معنوي و اخروي نخواهد بود.
اگر از اين نعمت براي كسب معاش بهره جوئيد، يا براي فخر فروشي به بزرگان بكار ببريد، يا بخواهيد براي نزديك شدن به ملوك و سلاطين سود جوئيد، قطعاً تلاش خود را تباه كرده و روز قيامت با شرمندگي وارد محشر خواهيد شد.[1]
گرچه يكي از معاني حفظ، بياد سپردن كلمات و آيات قرآن است ولي بُعد ديگر حفظ، بكارگيري دستورالعملهاي شفا بخش آن خواهد بود و انتقال آن معارف به ديگران ميباشد، كه بايد هدف عالي، در اين امور مدنظر قرار گيرد تا انسان به بركاتي ارزنده نائل آيد.
11. بهترين راه تداوم:
از آنجا كه حفظ قرآن يكي از نعم بزرگ الهي محسوب ميشود و كسي كه توفيق به اين كار را پيدا كند، زمينه جذب بركات زيادي از سوي خداي متعال خواهد بود، جا دارد كه براي رسيدن به نعمت حفظ قرآن انسان از خداي متعال و حضرات ائمه اطهار ـ عليه السّلام ـ مدد جويد و به عنوان يكي از خواستههاي مهم و در واقع قابل توجه در نظر داشته باشد.
در اينجا براي درك اين توفيق علاوه بر نكاتي كه ذكر شد، يا ذكر خواهد گرديد، بجاست در آغاز و پايان هر كار قرآني از خداوند، توفيق تداوم آنرا داشته باشيم.
فكر نكنيم كه اين راه بطور طبيعي آغاز شده و پايان هم خواهد يافت، بلكه بايد گفت، يك لطف ويژه خداوند است و لطف ويژه هم در صورتي تداوم خواهد داشت كه ابعاد معنوي انسان هم، تداوم داشته، بلكه تقويت گردد.
تذكر: براي تأمين اين امر خوب است، كارهاي قرآني خود را هديه به روح مطهر حضرات انبياء و ائمه ـ عليهم السّلام ـ مادران ائمه ـ عليهم السّلام ـ شهداء، اولياي الهي و روح مؤمنين نماييد. يقين داشته باشيد از ثواب شما كم نخواهد شد، بلكه بر توفيق و پيشرفت شما افزوده خواهد شد.
12. قرآن انتخابي:
قرآني كه انتخاب ميشود، از ابتدائيترين روزها، تا پايان حفظ و حتي براي مرور هم بايد يكي باشد، براي تأمين اين امر بهتر است، يك رسم الخط را انتخاب كرده و از آن قرآن در قطعهاي گوناگون و به تناسب جاهايي كه ميخواهيد قرآن را حفظ كنيد، تهيه نمائيد.
مثلاً در منزل، محل كار و... ميتوانيد قرآني درشت خط و يك رسم خط انتخاب كنيد و براي مرورهاي بعدي از قرآن جيبي يا نيمه جيبي و بدون ترجمه همان رسم الخط استفاده نمائيد.
صفحات قرآني، هر چه كوچكتر و كم فاصله باشد در حفظ كمك بهتري خواهد داشت. خوب است قرآن نيم جيبي را همراه داشته باشيد تا در فرصتهاي كوتاهي كه پيش ميآيد و ميخواهيد مرور كنيد، از آن استفاده نمائيد و هر كجا بخاطرتان نيامد بعد از درنگ چند لحظهاي و تكرار كلمات قبل آن، به قرآن مراجعه نمائيد.
ضمناً ميشود در اوائل كار كه هنوز آيات زيادي حفظ نيستيد جزء يا حتي يك ورق را از قرآن مورد نظر جدا كرده و در جلدهاي پلاستيكي قرار دهيد تا حجم قرآن در جيب دچار مشكل نشود، يا خود قرآن پاره نگردد.
بعد ميتوانيد هر مقدار كه حفظ كرديد، آنرا با وسائل سوراخ كن سوراخ رده و در گيرههاي پوشه قرار داده پس از اينكه آيات زيادي را حفظ كرديد، كل قرآن را همراه ببريد استفاده از قرآنهاي سي جزء بصورت مجزا چاپ شده است، اين مشكل را برطرف ميسازد. اگر چه در مرور هم بعداً خواهيم گرفت، بهتر است روي برنامه باشد.
سعي كنيد قرآنهايي انتخاب كنيد كه در بازار فراوان باشد، در غير اينصورت، يكي دو نسخه تهيه كنيد، زيرا ممكن است برنامه حفظ شما چند سال بطول بيانجامد و نياز به نسخه ديگري پيدا كنيد، و در آن زمان از آن نسخه پيدا نشود.
قرآنهايي كه براي حفظ در نظر ميگيريد، بايد خيلي ساده و بيغلط و بدون آلايش باشد و از قرآنهايي كه تذهيب شده و يا چند رنگ است و... جداً بپرهيزيد.
13. مكان:
اگر براي تقسيم آيات، حفظ و مرور، مكان خاصي را در نظر بگيريد، نقش مهمي در پذيرش حافظه شما خواهد داشت.
مكان برنامههاي حفظ قرآن خوب است، آرام و از نظر ظواهري كه موجب جلب نظر ميشود خالي باشد، رفت و آمد، سر و صدا خورد و خوراك در آن انجام نشود، تا تمركز بيشتري بوجود آيد. اگر ممكن باشد جايي را برگزينيد كه در آن جا خاطره شاد و غمناكي بياد نداشته باشيد، بهتر است در آن مكان به هيچ كس وعدهاي ندهيد، و در آن زمان به هيچ كار ديگري فكر نكنيد و آن مكان خاص را فقط براي آن كار خاص در نظر بگيريد.
از شروع به كار قرآني، سعي كنيد مقداري روي آيات قبل مرور كنيد،تكرار نمائيد و فكر كنيد تا ذهنتان آمادگي كافي را پيدا كند.
مكان مطالعه بهتر است زياد گرم نباشد، و اگر سرد باشد بايد قسمت بالاي بدن را گرم نگهداشته شود ولي اگر پاها و دستها در معرض هواي سردتر باشد خيلي خوب است. و خلاصه مكان مطالعه طوري انتخاب شود كه هواي آزاد در جريان باشد.
نور كافي و متعادل براي مطالعه لازم ميباشد.
مكان مطالعه بايد از نورهاي خيلي تند يا كم رنگ، دور باشد و تأمين يك نور متعادل براي جلوگيري از خستگي و نيز تداوم كار بسيار لازم است.
فضاي مطالعه، نوع لباس، فرش و... از رنگهاي تند نباشد كه موجب خستگي چشم ميگردد.
14. زمان:
حفظ قرآن اگر چه خيلي لذّت بخش است و در پرتو آن توفيقات فراواني خداي متعال، به انسان عنايت خواهد كرد، براي تداوم حفظ قرآن لازم است از تمام امكانات لازم براي اين توفيق الهي بهره برد. زمان مطالعه خوب است از بهترين اوقات روز باشد كه در آن زمان هم سيستمهاي بدن، آرامش كافي را داشته باشد و هم طبيعت از آرامش خاصي برخوردار باشد و آن زمان بعد از اذان صبح خواهد بود، در صورتي كه مقدور نباشد بعد از طلوع آفتاب و يا پس از يك استراحت كوتاه بين روز مناسب است.
اگر انسان بتواند برنامه زندگي خود را طوري تنظيم كند، كه شبها زودتر بخوابد و يكي دو ساعت قبل از اذان صبح بيدار شود و به مطالعه بپردازد (مخصوصاً براي برنامه قرآن) بركات والاتري را درك خواهد كرد.
تذكر: البتّه بعد از بيدار شدن، بلافاصله به مطالعه نپردازيد، بلكه بعد از بيدار شدن نرمش، تطهير، مسواك كردن، استنشاق، خروج خلط از فضاي سينه و آنگاه اندكي به نوشتن بپردازيد كه اين تنشها موجب ميشود سيستمهاي داخلي بدن هم به فعاليت افتند و اعضاء بدن كاملاً بيدار شوند. زيرا انسان وقتي چشم خود را باز ميكند و بيدار ميشود، بسياري از سيستمهاي داخلي بدن هنوز فعاليت همه جانبه خود را آغاز نكردهاند، لذا گاه ديده ميشود طرف بيدار شده پس از مطالعه چند دقيقه دوباره به خواب ميرود.
براي طي مراحل حفظ قرآن، لازم است اوقات خاص را در نظر بگيريد و در زمان تعيين شده اقدام نمائيد.
15. ورزش:
براي مطالعه با نشاط، انسان نياز مبرم به تنوّع و ورزش دارد، كسي هم كه مشغول حفظ قرآن است، بايد به اين نكته توجه فراوان نمايد.
اگر چه ورزشهاي زيادي براي تمركز، چشم، اراده، گوش و... در كتاب حافظه و شيوههاي موفقيّت در تحصيل نقل شده است ولي لازم است در اينجا نيز به برخي از آنها اشاره شود، زيرا هر 20 دقيقه مطالعه عميق، به يك ورزش نياز است.
اوّل: ورزش چشم: 3 دقيقه كف دست را بصورت بسته روي چشم قرار داده، بطوري كه هيچ نوري وارد چشم نگردد.
دوّم: 5 بار در حالي كه به انگشت سبابه نگاه دقيق ميكنيد، آنرا از فاصله يك متري به مرور به نزديكترين فاصله ممكن تا چشم بياوريد و اين كار را به عكس انجام دهيد.
سوّم: 3 بار بطور دقيق به آخرين زواياي پنج طرف (راست، چپ، پايين، بالا و جلو) نگاه كنيد و سعي نمائيد در ماهيچهها و رباطهاي چشم كشش ايجاد شود.
چهارم: 5 مرتبه پلكها را بصورت تند بهم بزنيد.[2]
16. روخواني:
يادگيري كامل قواعد روخواني، يكي ازعوامل مهم حفظ قرآن ميباشد. چون كسي كه به قواعد روخواني مسلط نباشد، حفظ كردنش ارزشي ندارد، زيرا حفظ غلط قرآن موجب گناه ميشود. مخصوصاً اگر انسان آگاهانه كلمه يا آيهاي را غلط بخواند بجاي ثواب، گناه خواهد كرد.[3]
17. تجويد:
آموزش قواعد خوب خواني (تجويد)[4] از اموري است كه حائز اهميت ميباشد، البته براي اين دانش مراحل گوناگوني ميباشد كه حافظ قرآن بايد به ضروريات آن اكتفا نمايد.
18. دقت در معني:
براي حفظ كردن بهتر و زودتر قرآن، آشنايي مختصري راجع به رابطه بين آيات و معناي كلمات الزامي است، تا با توجه به گستره و مكررات آيات و كلمات با مشكل مواجه نشويم.
وقتي كه ميخواهيد بخشي را حفظ كنيد، اول نگاهي گذرا به لغات كرده، بعد هم سير كلي معنوي آيات را در ذهن ترسيم نموده، آنگاه پايان آيه را به آغاز آيه بعدي پيوندي معنوي دهيد، مخصوصاً در موارد وقف دقت بيشتري كنيد كه دچار اشكال نشويد.
هنگام تكرار كردن بهتر است به حروف و كلمات و معاني مورد نظر دقت كنيد و از توجه نمودن به آيات بعد و قبل و حوادث قرآن و اطراف خود پرهيز نمائيد. تا شكل ظاهري و معنوي آن در ذهن شما كاملاً تثبيت گردد.
19. تكرار و خواندن از روي قرآن:
حداقل سه بار آنهم به صورت ترتيل و با دقت بخوانيد بطوري كه هر كلمه را در ذهن ترسيم كنيد و بعد پاك كرده و كلمه بعدي قرار گيرد.
[1] . اين مطلب از مضامين روايات بهره برده شده ولي براي رعايت اختصار به مضمون آنها اكتفا ميشود.
[2] . ورزشهاي بيشتر را در كتب مذكور. و نيز نيازمنديهاي نسل جوان مطالعه كنيد. (اثر ديگر مؤلف).
[3] . در گام اول اين جزوه اثر ديگر مؤلف بصورت مختصر مطرح شده است.
[4] . در گام دوم اين جزوه اثر ديگر مؤلف بطور مختصر مطرح شده است.
چهل نكته برای حافظان قرآن كریم3
صحيح حفظ كردن خيلي مهم است، دقت در حفظ اوليه از اهميت ويژهاي برخوردار است، اگر كلمه داراي حروف بيشتر و يا چند حرف تشديددار و... است بايد ابتدا درست خواندن را تأييد نمائيد، بعد مرحله حفظ را آغاز كنيد.
20. نوشتن از روي آيات:
اگر براي حفظ كردن قبلاً حداقل 3 بار، از روي آيات نوشته آنهم درشت و با اعراب و هر حرف را اعراب گذاري كرده و بعد حرف ديگر را بنويسيد، خيلي جالب است، چون با اين كار از سه حس استفاده كرده و در نتيجه به يادگيري شما كمك زيادي خواهد كرد.
21. شنيدن و تكرار ترتيل:
قبل از حفظ سعي كنيد سه بار آيات را بصورت ترتيل بشنويد و در حين شنيدن به كلمات هم كاملاً نگاه كرده و دقت نمائيد.
22. انتخاب برتر:
اگر براي خواندن، شنيدن از صوت و قلم كساني بهره جوئيد كه از نورانيت بيشتري بهرهورند[1] ثبات و توفيق شما مؤثر خواهد بود. زيرا اگر چه سعادت حفظ قرآن، خيلي مهم است ولي مهمتر از آن توفيق به انجام فرامين آن است.
براي آغاز روخواني آيات قرآن ميتوانيد با قرائت بخوانيد، ولي در مرحله حفظ سعي كنيد، فقط بصورت ترتيل بخوانيد.
23. رابطه بين آيات:
بهتر است آياتي كه ميخواهيد حفظ كنيد، از نظر معنوي تقسيم كنيد و آيات پيوسته بهم را در يك مرحله حفظ نمائيد، اگر چه 10 يا 15 آيه باشد ولي اگر آيات مرتبط با هم زياد نبودند ميتوانيد در جلسه بعدي حفظ كنيد، ولي سعي كنيد پيوند معنوي بين آيات قبل و بعد را برقرار نمائيد.
24. مقدار معين:
براي حفظ از نظر مقدار، حدي را در نظر بگيريد ولي اگر بخاطر ارتباط معنوي كم يا زياد شد مهم نيست.
25. انتخاب ابتدائي حفظ:
ابتدا خوب است از سورههاي كوچك قرآن شروع كنيد.
26. پرهيز از عجله و شتاب:
در حفظ و تكرار كردن در آغاز كار خيلي عجله نكنيد، ولي سعي نمائيد با روش ترتيل يكي از قاريان برجسته خود را هماهنگ كنيد و با او هم پيش برويد.
27. تند خواني:
بعد از اينكه آيات را كاملاً حفظ كرديد، ميتوانيد يك جزء را بصورت سريع و با ترتيل بخوانيد.[2]
28. انگيزه متعالي:
در انجام كارهاي نيك بايد به آثار الهي و معنوي آن توجه كرد، نه به آثار دنيوي و مادي آن، در حفظ قرآن با توجه به ذكر رواياتي كه در بخش نخست متذكر شديم، بايد فقط در انتظار آثار معنوي در دنيا و آخرت آن باشيم و اين عاليترين انگيزه، براي اين امر جالب خواهد بود كه قابل مقايسه و برابري با هيچ پاداش و آثاري نخواهد بود.
29. شناخت عوامل مثبت و منفي:
تصميم و پشتكار در هر كاري اساس موفقيت است، در تصميم بايد دقت كافي را بكار گرفت و چنانچه در مرحلهاي موفق به انجام عزم خود نشديد، نبايد كار را رها كنيد، بلكه دوباره مصمم به انجام شويد. زيرا گاه عوامل مثبت يا منفي پيش ميآيد كه انسان را از كار باز ميدارد، در اين صورت خوب است كه عوامل را ارزيابي نمائيد، اگر عامل مثبت است كه مانع اين فكر شده پس از برطرف شدن به كار ادامه دهيد و اگر عامل منفي است با آن زمينه مبارزه كنيد. تا بتوانيد به كار ارزنده خود، مخصوصاً حفظ قرآن، اقدام نمائيد.
در اينجا اين نكته قابل تذكر است گاه انسان كارهايي انجام ميدهد كه توفيقات از او سلب ميشود در بخش آفات توفيق يادآور خواهيم شد.
30. توكل به خدا:
از آنجا كه حفظ قرآن بركات فراواني در پي دارد و بركات نيز در پرتو توكل به خدا ترميم و تداوم مييابد، بايد انسان هميشه با توكل بخدا شروع و پايان نمايد. هيچ گاه به فكرش عبور نكند اين من هستم كه قرآن را حفظ كردم و روزي يك ساعت اين كار را انجام ميدهم، بلكه بايد مكرراً تكرار كند، اين لطف خداست كه به اين كار توفيق يافتهام و پيوسته از خداوند بخواهد كه توفيق دهد تا بر ادامه كار مصمم باشد و تا طي مراحل نهائي و درك مفاهيم عاليه قرآن به تلاش خود ادامه ميدهد.
31. پرهيز از مقايسه:
انسان نبايد در كارهاي حفظ قرآن خود را با ديگران مقايسه كند، زيرا هر كسي يك نوع استعداد دارد و ممكن است در يك امري قويتر و در اموري ضعيفتر باشد و فرد ديگر برعكس او، در اين صورت اگر كسي توان حفظ او زياد است و انسان ديگر كمتر، بايد تلاش بيشتري كند تا خود را به او برساند و يا اينكه با فرد ديگري كار را دنبال نمايد، زيرا:
برخي هستند زود حفظ ميكنند و دير فراموش ميكنند.
عدهاي هستند زود حفظ ميكنند و زود هم فراموش ميكنند.
جمعي هستند دير حفظ ميكنند و زود هم فراموش ميكنند.
گروهي هستند دير حفظ ميكنند و دير هم فراموش ميكنند.
ولي در هر حال مقايسه خود با ديگران كار اشتباهي است و بار كشيدن از حافظه بيش از ظرفيت بيميلي و وازدگي پيش خواهد آورد، بهتر است انسان، ابتدا ظرفيت حافظه خود را ارزيابي نمايد و بعد در حد توان اگرچه از كم شروع به حفظ كردن نمايد، بعد به مرور مقدار آيات جديد را افزايش دهد.
32. پرهيز از تفرقه حافظه:
درك و گزينش انسان محدود است و نميتواند در همه چيز چهره بارز و چشمگيري داشته باشد، بكارگيري حافظه در چند موضوع آن هم بصورت كار اصلي، بيثمر يا كم نتيجه خواهد بود، آري در كنار حفظ قرآن ميتوان علوم و دروس ديگر را هم آموخت، ولي نبايد انسان خود را طوري عادت دهد كه كارها را مجموعي انجام دهد، يعني در وقت مطالعه درس... به قرآن انديشه كند و در وقت خواندن قرآن به حل تمرينات فلان درس بپردازد و يا براي كار روز آينده برنامه ريزي نمايد و يا اينكه درصدد چاره جويي و پاسخ گوئي به مشكل روز گذشته برآيد.
آري تفرقه حافظه و انجام كارهاي زياد، آن هم بگونهاي كه تفاوت اصولي با هم دارد موجب ميشود انسان در كارها كمتر به پيروزي برسد.
با توجه به بركات عاليه قرآن، خوب است انسان مدتي كه به كار با قرآن اشتغال دارد از كارهاي غير مهم و اصلي ديگر جدّاً پرهيز كند.
33. پرهيز از يادگيري ناگويا:
حفظ كردن، دقّت كافي روي حروف، حركات و كلمات ميباشد، اگر اين دقت موردنظر قرار نگيرد، قطعاً زود هم از ذهن خارج شده و يا اينكه انسان ناقص و غلط حفظ خواهد كرد.
گاهي پيش ميآيد انسان كلمهاي را چندين بار تكرار ميكند و حتي حفظ ميكند ولي زود فراموش مينمايد، اين بخاطر يادگيري ظاهري كلمات است و عميقاً حروف و علامات در ذهن جايگزين نشده است، بلكه شبهي از آن در ذهن جاي گرفته است، لذا گاه ميگوييد ميدانم يك ن، د، ر، دارد، اعراب آنرا فراموش كرده، تمام آيه را حفظ هستيد، ولي اين يادگيري ناگويا شما را از موفقيتهاي بيشتر باز ميدارد لازم است شما با دقت حروف و اعراب آنرا در ذهن ترسيم كنيد، بعد به كلمه بعدي بپردازيد، تا شكل صحيح و كاملي از عبارات در ذهن شما جايگزين گردد.
34. پيوند آغاز و پايان آيه:
پيوند بين پايان و آغاز هر آيه يكي از نكاتي است كه داراي اهميت زيادي ميباشد، گاه ممكن است آيات را به تنهايي حفظ باشيد، ولي پس از پايان آيهاي نتوانيد آيه بعدي را تكرار كنيد، در اين صورت لازم است ايجاد رابطه نماييد. مخصوصاً آياتي كه داراي الفاظ مشترك هستند كه دقت بيشتري را ميطلبد و بهتر است اين گونه آيات را بصورت مجموعي در نظر گرفته تا بتوانيد موفقيت بيشتري را بدست آوريد.
35. حفظ آيات مشابه از نظر لفظي:
هر چه انسان آيات بيشتري را حفظ كند، به آيات مشترك زيادتري برخورد خواهد كرد، براي همين است كه دقت فراوانتري را ميطلبد، در اين موارد بايد رمزي را بين آيات و زمان و مكان و حالت حفظ قرآن ايجاد كنيد، كه آيات ديگر، مشابه آن خصوصيت را نداشته باشد. اصطلاحاً از اين امر در روانشناسي به تداعي[3] تعبير ميكنند، تداعي يعني اينكه بين مطالب رابطه بوجود آوريم، لازم نيست اين تداعي منطقي و عقلائي باشد، بلكه آنچه كه بتواند ايجاد اين پيوند را بنمايد تداعي ميباشد، بعنوان نمونه:
در آخر آيات 176 ـ 177 ـ 178 سوره ال عمران سه جمله شبيه به هم وجود دارد، كه فقط به ترتيب زير اختلاف دارند:
آيه 176 و لهم عذاب عظيم.
آيه 177 و لهم عذاب اليم.
آيه 178 و لهم عذاب مهين.
حفظ كردن اين جملات مقداري دقت و توجه را ميطلبد، اگر بخواهيم ميتوانيم از سه حرف اوّل كلمه مخالف لفظ «عام» را تركيب كنيم، به معناي آن كاري نداريم، فقط هنگام تكرار در ذهن ميآوريم كه اول با حرف عين و دوّمي با حرف الف و سوّمي با حرف ميم شروع ميشود.
36. روش درست مرور آيات:
الف: بايد آيات را از حفظ بخوانيد و هنگامي كه به مشكلي برخورد كرديد، پس از اندكي فكر كردن، به قرآن مراجعه نمائيد.
ب: هنگام مراجعه و پس از رفع اشكال لفظي، تأمّل كنيد، تا كاملاً مورد اشكال در ذهن شما بماند و حداقل 3 بار تكرار نمائيد.
ج: اگر هنگام مرور، فردي هم گوش دهد، يا اينكه ضبط كنيد و بعد خود گوش كنيد، تا رفع اشكال شود، بهتر است. زيرا گاه ممكن است انسان فكر كند درست ميخواند، ولي در اصل غلط خوانده است.
د: مرور و حفظ بايد از يك شيوه: ترتيل، يا صوت و... استفاده شود.
هـ: اگر بخشي از آيات را كاملاً حفظ هستيد، لازم نيست سريع از آن بگذريد، بلكه سعي نمائيد، با يك ريتم و آهنگ تكرار نمائيد.
و: قبل از مراجعه به قرآن، اندكي تأمّل كنيد، نه اينكه بلافاصله در هنگام اشكال، به قرآن مراجعه نمائيد.
ز: براي مرور، ميتوانيد از نوارهاي ترتيل هم استفاده نمائيد.
[1] . منظور كساني هستند كه از بركات ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ برخوردارند و مورد عنايت آنها هستند. (تشيّع)
[2] . براي آگاهي به اصول تندخواني به سلسله بحثهاي نگارنده با همين عنوان ميتوانيد مراجعه كنيد.
[3] . اقسام و روش تداعي در اثر ديگر نگارنده «حفظ و تقويت حافظه و شيوههاي موفقيت در تحصيل با شرح بيشتري مطرح شده است.
| چهل نكته برای حافظان قرآن كریم4 |
|
ح: براي مرور سعي نمائيد كلمات كاملاً در ذهن ترسيم شود، نه فقط حفظ ظاهري باشد. ط: در هنگام مرور نبايد اضطراب، عجله، ترس و نگراني بخود راه داد. حتي هنگام تحويل يا امتحان دادن نيز بايد آرامش حفظ شود. 37. سن مناسب براي حفظ قرآن: براي حفظ قرآن هيچ زماني دير نيست، بلكه در هر صورت و هر زمان مقدور انسان بايد در صدد كسب اين گونه توفيقات الهي برآيد. پويا كردن حافظه و سپاسگزاري از نعمتهاي الهي، در پرتو بهرهگيري از آن اعضاء در راستاي علاقه فراوان معصومين ـ عليهم السّلام ـ و خداي متعال است و آن اينكه انسان حافظه خود را منور به كلمات الهي گرداند، قطعاً اين كار موجب خرسندي سلولهاي مغزي هم خواهد شد. گرچه كلمات قرآني از حروف الفبائي تشكيل شده كه ديگر واژهها از آنان ساخته ميشود، ولي اعتقاد ما مسلمانان اين است كه براساس صريح آيات قرآن، اگر تمام مردم، بلكه جن و انس، جمع گردند، نميتوانند، مانند قرآن سوره يا آيهاي بياورند. اين خود يك ادعائي است كه 14 قرن پيش، از سوي خداي متعال مطرح شده و هنوز كسي ادعا نكرده، مانند قرآن توانسته سوره يا آيهاي آورده باشد. در عين حال اين كلمات اعجازآور از همان حروفي تشكيل شده كه برخي با آن حروف كلماتي ميسازند كه نه تنها اعجاز نيست بلكه لهو و لعب ميباشد. كوتاه سخن اينكه آغاز به حفظ قرآن در هيچ زمان دير نيست و هيچ كلمهاي والاتر از قرآن نيست، ولي در عين حال كه داراي اعجاز است، از يك رواني و سادگي برخوردار ميباشد كه براي همه مردم قابل درك است. به بركت انقلاب در جمهوري اسلامي ايران بارها شاهد حفظ قرآن توسط كودكان زير 7 سال بودهايم و بسيارند، نوجوانان، جوانان و حتي بزرگسالاني كه در كمتر از يكسال موفق به حفظ قران شدهاند. 38. حفظ آيات مشابه: 1. توجه كردن به سير لفظي (ريتم و آهنگ) آيات. 2. دقّت در ترجمه آيات. 3. اگر چند آيه راجع به يك داستان در قرآن مطرح است، اين مورد كه در جاي ديگر مشابه هست، به ذهن سپرده كه مثلاً اين جمله در آن سوره، فلان كلمه را دارد، ولي تفاوت آن هم اين است. 4. تكرار بيشتر، همراه با دقت بيشتر، در روابط آيات. 5. اگر آيات مشابه در يك سوره است براي اينكه جلو و دنبال خوانده نشود، حرف اوّل هر كدام را به هم متّصل كرده و يك كلمهاي از آن توليد كنيد و آن كلمه را بخاطر بسپاريد و طبق حروف، آن موارد مشابه را قرائت كنيد. 6. اگر موارد مشابه در سوره مختلف است ترتيب سورهها را در نظر گرفته و جاهاي تفاوت دو يا چند آيه را به خاطر بسپاريد. 7. آيات را حتماً با شماره حفظ كنيد تا كمتر دچار اشكال گرديد. 39. آنچه حافظه را تقويت ميكند: الف: عوامل بهداشتي 1. بوي خوش بكار بردن. 2. مسواك زدن. 3. استنشاق كردن. 4. حجامت كردن. 5. استراحت بين روز. 6. فضاي مطالعه داراي هوائي باشد كه از اكسيژن زيادي برخوردار باشد. ب: عوامل مادي 1. مويز. 2. كندر. 3. سيب. 4. انار. 5. عسل. 6. پسته. 7. بادام. 8. خوردن حبوبات مخصوصاً عدس و ماش. 9. سركه. ج: عوامل معنوي 1. سحر خيزي. 2. پرهيزكاري. 3. اجتناب از محرمات و مكروهات و مشتبهات (خوردن، ديدن، شنيدن و...) 4. توسّل به حضرات معصومين ـ عليهم السّلام ـ . 5. تلاش. 6. احترام گذاردن به قرآن. 7. با وضو بودن. 8. نظم. 9. تمركز. 10. تكرار، مرور در نوشتن، خواندن، شنيدن و... 11. تداعي. 12. شكر گذاري در آغاز و پايان كارهاي قرآني. 40. آفات حافظه: گاه ديده شده، افرادي حافظ قرآن بوده، ولي از ياد بردهاند. ممكن است عوامل مختلفي داشته باشد كه در اينجا به برخي از آن امور ميپردازيم:[1] گناه كردن. دروغ گفتن. چشم چراني.[2] موسيقي گوش دادن. خنده زياد (مخصوصاً قهقهه). كج ارضائي. ناخن جويدن. خودارضايي خوردن پس مانده موش. غرور. عصبانيت. لجاجت. مرور نكردن. فعاليتهاي زياد بدني، فكري. ضربات روحي. برخي تصادفات. يادگيري ناقص و ضعيف. عدم آرامش روحي و فكري. انتظار تشويق از ديگران. رعايت نكردن امور معنوي. [1] . توضيح بيشتر را در كتاب شيوههاي موفقيت در تحصيل اثر ديگر نگارنده مطالعه نمائيد. [2] . براي توضيح بيشتر به كتاب چشم و نگاه اثر ديگر نگارنده مراجعه نمائيد. |
| محمد حسين حقجو |
فوائد و آثار حفظ قرآن حفظ قرآن 1
مانند تلاوت آن آثاري فراوان و ارزنده دارد. برخي از آثار حفظ آيات قرآن مجيد، عبارت است از:
1.پاداش اخروي
حافظان قرآن در بهشت جايگاهي والا دارند و پاداش آنان دو چندان خواهد بود. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: درجات بهشت به تعدد آيههاي قرآن است. وقتي كه صاحب قرآن وارد بهشت شود، به وي ميگويند بخوان و بالا برو، كه هر آيهاي را درجهاي است. پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.
همچنين در روايات بيان شده كه حافظان قرآن توان شفاعت كردن ديگران را نيز دارند.
2. هدايت انسان
تلاوت و انس با قرآن از سفارشهاي مكرر معصومان ـ عليهم السّلام ـ است و حفظ قرآن به طور طبيعي به انس با آيات الاهي ميانجامد؛ زيرا حافظ قرآن بايد براي تثبيت محفوظات قرآنياش دست كم روزي چند بار به قرائت قرآن بپردازد. معصومان ـ عليهم السّلام ـ حافظان قرآن را به تكرار آيات الاهي فراخوانده، يادآور شدهاند همان گونه كه شتر بسته شده در يك نقطه ـ چنانچه مورد ديدار پياپي صاحبش واقع نشود. ـ جايگاهش را ترك ميكند، محفوظات حافظ قرآن نيز ـ اگر پيوسته مورد مراجعه و تكرار قرار نگيرد از خاطر زدوده ميشود.[1] بنابراين، حافظ ناگزير با قرآن انس ميگيرد وزمينه هدايت و سعادتش فراهم ميآيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: هيچ كس با قرآن هم نشين نميشود مگر اين كه از كنار آن با افزايش يا كاهش برميخيزد: افزايش هدايت يا كاهش گمراهي.[2]
نفوذ قرآن در جانها و پديد آوردن تحول در شخصيت افراد نيز از آثار سازندهي تلاوت و حفظ قرآن است. بسياري از مردم با تلاوت يا شنيدن آهنگ دلنشين قرآن مسير زندگي خود را تغييرداده، سمت سعادت و كمال رهنمون شدند.[3]
3. آرامش روحي
ياد خدا تأثير بسزايي در روان آدمي دارد و دلها در پرتو آن آرام ميگيرد. خداوند متعال ميفرمايد:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[4]
آگاه باش، دلها با ياد خدا آرام ميگيرد.
يكي از نامهاي قرآن ذكر است. تلاوت و حفظ قرآن نوعي ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسياري از فشارهاي رواني و اضطرابات دروني مصون ميماند. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايد: مثل قرآن مثل كيسهي سربستهي پر از مشك است. اگر آن را باز كني، بوي مشك فضا را معطر ميسازد و اگر به حال خود رها سازي، سود نميبخشد. قرآن نيز، چنانچه به تلاوتش روي آوري، فضا را از عطر خود آكنده ميسازد و روان را نشاط ميبخشد؛ و اگر تلاوت نكني، در سينهات پنهان ميماند.[5]
4. نجات از تنهايي
كتاب بهترين هم نشين تنهايي است و قرآن زيباترين، عميقترين و با نفوذترين كتاب شمرده ميشود. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: اگر همهي مردم روي زمين از دنيا بروند، تا وقتي قران با من است، از هيچ چيز وحشت ندارم.[6]
5. فهم بهتر قرآن
مهمترين و عمدهترين اثر حفظ قرآن درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلط بر همهي آيات، ارتباط آنها را نيك در مييابد و در پرتو آن دركي بهتر و درستتر از قرآن به دست ميآورد.
هر چه حافظ قرآن بر آيات و ارتباط وبازيابي آنها مسلطتر باشد، بهتر ميتواند نظر قرآن دربارهي يك موضوع را به دست آورد. پس مفسران حافظ قرآن، بهتر ودقيقتر ميتوانند قرآن را تفسير كنند و تفسيرشان از تفسير مفسران غير حافظ جامعتر و دقيقتر است.
6. همنشيني با فرشتگان:
عن ابي عبدالله ـ عليه السّلام ـ قال:
اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.[7]
«حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.»
7. غنا و بي نيازي:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اَغْنَي النّاسِ حَمَلةُ الْقُرآنِ مَنْ جَعَلهُ اللهُ تَعالي في جَوْفِهِ[8].
بينيازترين مردم حاملان قرآن ميباشند، آن كسان كه خداي تعالي قرآن را در سينة آنها جاي داده است.
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَنْ اَعطاهُ اللهُ الْقُرآنَ فَرَاي اَنَّ رَجُلاً اُعْطِيَ اَفْضَل مِمّا اُعْطي فَقَدْ صَغَّرَ عَظِيماً وَ عَظَّمَ صَغيراً.[9]
هر كسي خداوند قرآن را به او داد و چنان پندارد كه به مردي بهتر از او چيزي دادهاند، خير بزرگي را كوچك شمرده و كوچكي را بزرگ دانسته است.
8. موجب آمرزش گناهان:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ عن حِفْظِهِ ثُمَّ ظَنَّ اَنَّ الله تَعالي لا يَغْفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّنْ اسْتَهْزِءَ بِآياتِ الله.[10]
«كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند كه خداوند متعال او را نميآمرزد، در واقع از جمله كساني است كه آيات خداوند را مورد استهزاء و تمسخر قرار داده است.»
9. نجات از عذاب الهي:
لا يُعَذِّبُ اللهُ قَلباً وَعَي الْقُرآن.[11]
«خداوند متعال قلبي كه قرآن در آن باشد را عذاب نميكند.»
10. قبولي شفاعت:
همانطور كه خود قرآن در حق مؤمنان شفاعت ميكند، حافظ و حامل قرآن نيز توان شفاعت را دارد:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَن قَرَاَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ و شَفَّعَهُ في عَشْرَةٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النّارُ[12]
«هر كه (آنقدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را درباره ده نفر از خانوادهاش كه آتش جهنم بر آن واجب شده، ميپذيرد.»
11. آبادي و احياء قلب:
همانطوري كه خانه ويران نزد مردم بيارزش است، دلي خالي از قرآن نيز پيش خداوند بيارزش است.
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اِنَّ الَّذي لَيْسَ في جَوفِهِ شَيْءٌ مِنَ الْقُرآنِ كَالْبَيْتِ الْخَراب.[13]
«كسي كه در درونش چيزي (سوره يا آيهاي) از قرآن نباشد، همانند خانه ويران است.»
12. انس با قرآن و تلاوت آن موجب احياء و شادابي دل ميشود.
عن كثير بن سليم قال قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
يا بُنَيَّ لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ يُحيي الْقَلْبَ و يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغِي.[14]
كثير بن سليم ميگويد: رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
اي پسر! از قرائت قرآن غفلت مكن كه قرآن دل را زنده ميكند و از فحشاء و نادرست و ستم باز ميدارد.
13. بالاترين درجات در بهشت:
قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الْجَنَّةَ قَيلَ لَهُ: اِقْرَأ وَارْقَ، لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجةٌ فَلا تَكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجةٌ.[15]
هنگامي كه صاحب قرآن داخل بهشت شود، به او ميگويند بخوان و بالا رو، پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.
14. نجات از تنهايي:
زندان تنهايي، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ايجاد ميكند و در اين موقعيت انسان نياز به دوست و همراهي دارد، بهترين مونس و همدم آدمي در تنهايي كتاب است و چه كتابي زيباتر و عميقتر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ :
لَوْ ماتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ يَكُونَ الْقُرآنُ مَعي[16].
امام علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«اگر همه مردم كه در ميان مشرق و مغرب عالم زندگي ميكنند، بميرند و قرآن كريم با من باشد، احساس ترس و وحشت نميكنم.»
15. در زمره بزرگان و بهترين افراد جامعه:
پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره ميفرمايد:
اَشْرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ اَصْحابُ اللَّيلِ.[17]
«بزرگان امت من حاملان قرآن و نماز شب خوانان ميباشند.»
در روايت ديگر ميفرمايد:
فَضْلُ حَمَلَةِ الْقُرآن عَلَي الّذي لَمْ يَحْمِلْهُ كفضل الخالق عَلَي المخلوق.[18]
«فضيلت و برتري حاملان[19] قرآن بر كسي كه سعادت حمل قرآن را نيافته، مانند برتري آفريدگار بر آفريدگان است.»
16. دريافت پاداش پيامبران:
حاملان قرآن، چون با كلام خداوند انس و الفت دارند و سعي ميكنند، خود نيز متخلق به اخلاق قرآن و متادّب به آداب الهي باشند، مرگ و حشر و نشر آنها همانند پيامبر است:
قالَ رَسُولُ الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اِنَّ اَكْرَمَ العِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الأنبياءِ، العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآن، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الانبياءُ وَ يُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الأنبِياءِ وَ يَمُرُّون عَلَي الصِّراطِ مَعَ الأنبِياءِ و يُأخُذُونَ ثَوابَ الأنبِياءِ.[20]
پيامبر اسلام فرمود:
«همانا بهترين بندگان نزد خدا بعد از پيامبران علما هستند و سپس حاملان (قاريان و حافظان) قرآن، آنان همانند انبيا از دنيا ميروند، همراه آنان از قبرها برانگيخته ميشوند، در كنار آنان از صراط ميگذرند و پاداش انبياء را (از خداوند)دريافت ميكنند.»
17. سرشناسان اهل بهشت:
اهل قرآن همانطور كه در دنيا مورد تكريم و احترام مردم هستند در بهشت نيز گرامي و محبوبند.
قال رسول الله(ص):
حَمَلَةُ القرآنِ عُرَفاءُ اَهْلِ الْجَنَّة[21]
«حاملان قرآن، سرشناسان اهل بهشتاند.
[1] . پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: انما مثل صاحب القرآن كمثل الابل المعلقة اذا عاهد عليها أمسكها و ان أطلقها ذهبت و اذا قام صاحب القرآن فقرأه بالليل و النهار ذكره و اذا لم يقم به نسيه. (صحيح مسلم، ج 1، ص 544).
[2] . ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزيادة أو نقصان: زيادة من هدي أو نقصان من عمي. (نهج البلاغه، خ 175).
[3] . برخي از دانشمندان در اين زمينه كتابهاي مستقلي نوشتهاند و حكايات آموزنده بيشماري گرد آوردهاند، مانند كتاب نمونههايي از تأثير و نفوذ قرآن، نوشتهي علي كريمي جهرمي.
[4] . رعد، 13: 28.
[5] . عن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : ان القرآن مثله كمثل جراب فيه مسك قد ربطت فاه فان فتحته فاح ريح المسك و ان تركته كان مسكا موضوعا مثل القرآن ان قرأته و الا فهو في صدرك. (كنز العمال، ح 2323).
[6] . لومات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معي. (بحار، ج 46، ص 107).
[7] . اصول كافي، ج 4، ص 404.
[8] .كنز العمال، ج 1، ص 510.
[9] . همان.
[10] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.
[11] . آثار الصادقين، ج 17، ص 247.
[12] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[13] . كنز العمال، ج 1، ص 553.
[14] . كنز العمال، ج 2، ص 291.
[15] . بحار الانوار، ج 92، ص 22.
[16] . بحار الانوار، ج 46، ص 107.
[17] . سفينة، ج 2، ص 415.
[18] . كنز العمال، ج 1، ص 515.
[19] . حامل قرآن معناي گستردهاي دارد كه قاريان مفسران قرآن را نيز در بر ميگيرد.
[20] . بحار، ج 92، ص 17.
[21] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 175.
| فوائد و آثار حفظ قرآن2 |
|
» در روايت ديگري نيز وجود مقدس پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ اكرام و احترام حامل قرآن را با اكرام خود يكي دانسته و فرموده: اَكرِمُوا حَمَلَةَ القُرآن فَمَنْ اَكْرَمَهُم فَقَدْ أكْرَمَني.[1] «حاملان قرآن را گرامي بداريد، هر كس آنان را گرامي بدارد، مرا گرامي داشته است.» 18. باعث احاطه رحمت الهي و پوشش نور خداوند: عن النبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ : حَمَلَةُ القرآن هُمُ الْمَحْفُوفُون بِرَحْمَةِ الله الْمَلْبُوسُونَ نُورَ اللهِ عُزَّوَجَلَّ.[2] پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «حاملان قرآن به رحمت خدا احاطه شدهاند، به نور خداوند عزوجل پوشيده شدهاند.» 19. فراگيري عملي همه مهارتهاي تلاوت قرآن: حفظ قرآن باعث ميشود، تا انسان به ميزان قابل توجهي مهارتهاي قرآني را فرا بگيرد، كساني كه تلاش ميكنند آيات قرآن را به خاطر بسپارند و تمرين ميكنند تا آيات الهي را حفظ نمايند، حتي خردسالان به سرعت در روخواني و روانخواني قرآن تسلط پيدا ميكنند و نيز با ممارست و تكرار آيات و مراجعه به نوار، تلفظ عربي آيات و ترتيل قرآن و احكام تجويد و وقف و ابتدا را نيز به مرور زمان فرا ميگيرند. 20.تقويت حافظه قال علي ـ عليه السّلام ـ : ثلثة يزدن في الحفظ و يذهبن بالبلغم، قراءة القرآن و العسل و اللبان؛ سه چيز است كه حافظه را افزايش ميدهد و بلغم را از بين ميبرد: قرائت قرآن، عسل، نوشيدن شير. (بحار، ج 66، ص 290). 21. ايجاد فضاي قرآني در ميان جامعه و جوانان: حفظ قران و جذابيتهاي آن ميتواند باعث بوجود آوردن فضاي معطر قرآني گردد، همانگونه كه ميبينيم وقتي يك حافظ قران (بويژه حافظان خردسال) در جمعي حضور پيدا ميكند و يا در مراسم و محافل قرآني از حضور آنها استفاده ميگردد، جامعه چه تأثير شگرفي ميپذيرد و تا مدتها حلاوت و شيريني آن باقي است. 22. الفت هميشگي با قرآن همانند نماز: كسي كه قرآن را در حافظه خويش جاي داده است، هميشه همراه قرآن است و همانطوري كه مومنين با نماز انس پيدا ميكنند، حافظان قرآن با قرآن نيز كه مجموعه كلمات الهي است، الفت و نزديكي دارند. 23. پربار كردن اوقات فراغت: كلمات قرآن بهترين چيزي است كه ميتواند اوقات فراغت جوانان و همه اقشار را پر كند، امروزه كه دست اندركاران فرهنگي جامعه با هر چيز ممكن سعي دارند جوانان بيكار نباشند و بيكاري را مضر به حال جامعه ميدانند و بعضاً در تلاش هستند كه بوسيله برنامههاي ورزشي و فوتبالي و فيلمهاي غير مفيد و مسابقات غير سازنده آنها را مشغول نمايند، حفظ قرآن بهترين نسخهاي است كه ميتواند درمان اين درد زيان آور جامعه باشد. 24. جايگزين كردن نغمههاي زيباي قران بجاي آهنگهاي نامطلوب: حفظ قرآن باعث ميشود تا انسان با نغمههاي قرآني آشنا شود و جايگزين آهنگهاي بعضاً مبتذل در جامعه گردد. متأسفانه امروزه فرهنگ غرب جهت تخريب باورهاي مردم به تهاجم سنگين پرداخته و از تمام امكانات مادي و معنوي جهت انحطاط جامعه ديندار، بهره ميگيرد تا فرهنگ ناب و خالص قرآني را از جامعه بگيرد، نغمههاي ملكوتي قرآن كريم بهترين داروي فلاح و نجات از عربدهها و موسيقيهاي تند غربي است. 25. انس با صورت و رسم الخط قرآن جهت رفع مشكل فراگيري قرآن در مدارس: حفظ سورههايي از قرآن وتلاش در جهت بخاطر سپاري آيات قرآن باعث ميشود تا دانش آموزان، خط قرآن و صورت آن را بشناسند و در مدارس به مشكل عدم فراگيري دچار نشوند. 26. ايجاد زمينه مناسب جهت آموزش مفاهيم قرآن: حفظ قرآن باعث ميشود تا انسان مفاهيم قرآن را به خوبي فرابگيرد و معني كلمات و آيات و واژههاي قرآني و قصههاي قرآن را بياموزد، در قرآن داستانهاي بسيار زيادي آمده است كه حافظ به بركت حفظ ميتواند به آنها دسترسي پيدا كند. به علاه اينكه حافظ قرآن بواسطة حفظ، از شأن نزول آيات و تفسير آگاهي پيدا ميكند. اين مختصري بود از فوائد و آثار حفظ قرآن كريم كه شما ميتوانيد بيش از اين، خود جستجو نمائيد و از ثمرات آن آگاهي حاصل نمائيد، به اميد آن كه همگان از كوثر وحي و سفره پربركت نعمت الهي بهرهمند گردند. [1] . كنز العمال، ج 1، ص 512. [2] . بحار الانوار، ج 89، ص 19. |
| حفظ قرآن ـ جهاد و مبلغان دینی |
|
حفظ قرآن و جهاد حفظ قرآن آثار دنيوي و اخروي بسيار دارد و عبادت شمرده ميشود. بيترديد اين آثار در پرتو عمل به قرآن و احكام الاهي نهفته در آن تحقق مييابد. در بسياري از كشورهاي اسلامي، بهويژه آنها كه زير سلطهي فرهنگ شرق و غرب به سر ميبرند، شمار حافظان قرآن بسيار است. كتاب الاهي در اين سرزمينها كتابي تشريفاتي شده، تنها به قرائت نيك، پخش راديو ـ تلويزيوني و حفظ آن اهميت ميدهند. در برخي از اين كشورها مدارسي با عنوان «مدارس تحفيظ القرآن» به صورت گسترده ديده ميشود؛ در حاليكه ارزشهاي آنها از غرب يا شرق گرفته شده است. محمد عبده در تفسيرالمنار آورده: يكي از قوانين بعضي از كشورهاي اسلامي اين است كه حافظان قرآن از جنگ و جهاد و بخشش اموال در راه خدا معافند. چنين قوانيني با سيرهي حافظان صدر اسلام سازگار نيست. آنها مجاهد بودند و آيات الاهي را در زندگي به كار ميبستند؛ موارد زير بر درستي اين سخن گواهي ميدهد: 1. عبدالله بن مسعود مسلماناني كه در حوزهي سري اسلام وارد شده بودند با هم چنان گفتوگو كردند كه قريش كلام خدا را نشنيده، بسيار شايسته است يكي از ما در مسجدالحرام با صداي رسا قرآن بخواند. «عبدالله بن مسعود» ـ كه در شمار حافظان جاي داشت ـ [1] آمادگي خود را اعلام كرد و هنگامي كه سران قريش كنار كعبه قرار گرفته بودند، اين آيات را خواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسان، عَلَّمَهُ الْبَيانَ»[2] عبارتهاي فصيح و بليغ اين سوره رعبي عجيب در سران قريش ايجاد كرد. همگي از جاي برخاسته، و او را چنان زدند كه خون از پيكرش جاري شد و با وضعي رقتبار پيش ياران پيامبر بازگشت.[3] 2. جعفر بن ابيطالب گروهي از مسلمانان براي رهايي از آزار «قريش» و به پاداشتن شعائر ديني به حبشه مهاجرت كردند. در پيشاپيش اين گروه، حافظي به نام «جعفر بن ابيطالب» جاي داشت. او آياتي چند از آغاز سورهي مريم را براي پادشاه حبشه خواند و وي را تحت تأثير قرار داد.[4] 3. حافظان شهيد پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ ، در سال چهارم هجري، گروهي از حافظان قرآن را سمت قبايل مختلف فرستاد. برخي از قبايل حافظان قرآن را با نيرنگ خاصي به دام افكندند و با وضعي رقتبار به قتل رسانيدند برخي از تاريخنگاران شمار اين حافظان را 70 تن ذكر كردهاند.[5] 4. حبيب بن مظاهر حبيب يكي از حافظان قرآن به شمار ميآيد. وقتي معاويه در گذشت سران شيعيان كوفه همچون سليمان بن صرد، مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد بجلي و حبيب بن مظاهر براي امام حسين ـ عليه السلام ـ نامه نوشتند و آن حضرت را براي قيام عليه امويان به كوفه دعوت كردند. حبيب از كساني بود كه در كوفه براي حضرت بيعت ميگرفت. او در روز عاشورا در سپاه امام حسين ـ عليه السّلام ـ سردار ستون چپ بود و خود را براي مبارزه آماده مينمود. وقتي حسين ـ عليه السلام ـ براي به پاداشتن نماز مهلت خواست، حصين بن تميم گفت: نماز شما مورد پذيرش پروردگار نيست. حبيب در پاسخ گفت: گمان ميبري نماز آل رسول ـ عليهم السلام ـ پذيرفته نميشود و نماز تو را ميپذيرند؟ حصين با شنيدن اين سخن به حبيب حمله كرد. او شمشير كشيد و بر صورت اسب حصين فرود آورد. اسب سركشي كرد و حصين به زمين افتاد. گروهي به يارياش شتافتند و حصين را نجات داده، نزد خود بردند. حبيب، در حاليكه پيوسته رجز ميخواند، به آنها حمله كرد و ميانشان جنگي سخت درگرفت. او با اينكه پير بود جمع بسيار را از پا درآورد و حبيب با صورت به زمين افتاد. در اين هنگام، مرد تميمي پيش آمد و سر از پيكرش جدا ساخت. شهادت حبيب امام حسين ـ عليه السلام ـ را سخت تكان داد. حضرت فرمود: «عِنْدَاللهِ اُحْتَسَبُ نَفْسي وَ حُماةَ أَصْحابي.»[6] شهادت خود و اصحابم را به حساب فرمان خدا ميگذارم. حفظ قرآن و مبلغان ديني در صدر اسلام، در پرتو تشويق نبي اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ و علاقهي مردم، حفظ قرآن جايگاهي والا داشت. اين امر در برخي دورهها كاهش داشته و در زمانهايي دوباره شدت گرفت و اين روند نزولي و صعودي تا 1357 هـ .ش ادامه يافت. در اين سال انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد و ارزشهاي الاهي دوباره رونق يافت. حفظ قرآن يكي از اين ارزشها بود كه با سفارشهاي حضرت امام خميني ـ قدس سره ـ و جانشين شايستهي وي مقام معظم رهبري به تدريج جايگاه اصلياش را بازيافت. در اين موقعيت، مبلغان ديني بايد بيش از پيش با قرآن آشنا شوند و آنرا بهخاطر سپارند تا بتوانند با قدرت و تسلط كافي به نشر معارف قرآني بپردازند؛ بهويژه آنكه اهل سنت در زمينهي تلاوت و حفظ كلام وحي بسيار كوشيدهاند و روحانيان و ائمهي جماعات آنها حافظ كل يا نيمي از قرآن به شمار ميآيند. امتياز دانشگاه الازهر استاد شحات محمد انور دربارهي اينكه چرا بيشتر قاريان و استادان قرآن كريم مصرياند، ميگويد: «در مصر، دانشگاه الازهر در خدمت قرآن است. در آنجا فرد عالم ـ كه هم مرتبهي حجت الاسلام در ايران است ـ لازم است كه حافظ قرآن باشد. محلهايي نيز جهت تعليم قرآن در تمام استانها و اماكن مصر وجود دارد؛ و اين معاهد در كشور مصر بسيار است. حتي ممكن است، فردي در اين دانشگاهها مدارك بالايي را نيز دريافت كند. زماني نيز مشاهده شده است كه افراد در سنين بالا، وارد اين دانشگاهها شده و در آن به فراگيري علوم قرآني پرداختهاند».[7] به نوشتهي فريد وجدي، حفظ تمام قرآن يكي از شرطهاي ورود به دانشگاه اسلامي الازهر مصر است. و داوطلبان بايد دست كم بيست امتياز از چهل امتياز حفظ را به دست آورند.[8] و از سوي ديگر بزرگان دين در موارد مختلف طلاب علوم اسلامي را به حفظ قرآن سفارش ميكردند؛ اكنون به نمونههايي اشاره ميكنيم: سخن شهيد ثاني او يكي از دانشمندان بزرگ شيعه و قاري برجسته، دربارهي حفظ قرآن چنين ميگويد: «اگر كسي در خردسالي و دوران نوجواني تحصيل علم را آغاز كند، نظر به اينكه واجد صلاحيت ترقي و پيشرفت در مراحل مختلف علوم است و نيز داراي اهليت و آمادگي براي كسب فقاهت و بصيرت ديني از راه استدلال و براهين است، بايد در آغاز كار به حفظ قرآن كريم و تجويد آن بر مبناي ضوابط معتبر اشتغال ورزد؛ چون حفظ كردن قرآن كريم و تجويد صحيح آن ميتواند به صورت يك كليد مشكلگشاي متناسب و باوري توفيقآفرين درآيد و نيز جان و دل نورانيت يافته و انسان در زير سايهي آن براي درك و فهم ساير علوم آمادگي پيدا كند. آنگاه كه محصل از حفظ و تجويد و قرائت قرآن كريم فارغ گشت، ميتواند سرگرم فراگرفتن علوم عربيت گردد.؛ زيرا علوم عربيت نخستين ابزار فهم و مهمترين اسباب درك علوم ديني است. بنابراين، بايد نخست پس از حفظ قرآن كريم علم صرف، علم نحو، علوم عربيت ديگر، فن منطق، علم كلام، علم اصول فقه، علم درايه الحديث، قرائت حديث، تفسير آيات الاحكام، كتب فقهي و آنگاه كه دانشجو از تمام اين علوم و معارف بهرهي لازم را دريافت كرد، ميتواند در تفسير قرآن كريم كار خويش را آغاز كند. بنابراين همهي اين علوم و دانشهاي مذكور مقدمه و زمينهساز ورود در تفسير قرآن كريم است».[9] اندرز آيتالله بروجردي او از مراجع بزرگ شيعه و حافظ نصف قرآن بود و آيات احكام ـ كه سند احكام فقهي است و حدود پانصد آيه است ـ كه سند احكام فقهي است و حدود پانصد آيه است ـ همه را در ذهن حاضر داشت. وي دربارهي حفظ قرآن چنين ميگويد: «از حفظ داشتن قرآن توشهيي براي انسان است. افسوس بر كسي كه از دنيا برود و توشهيي نداشته باشد.»[10] سفارش امام خميني امام خميني ـ قدس سره ـ ، خود به تلاوت كتاب الاهي اهميت ميداد و در موارد مختلف طلاب علوم ديني را بدين امر سفارش ميكرد: «هان اي حوزههاي علميه و دانشگاههاي اهل تحقيق! بپاخيزيد و قرآن را از نشر جاهلان متنسك و عالمان متهتك، كه از روي علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و ميتازند، نجات دهيد و اين جانب از روي جد نه تعارف معمولي ميگويم: از عمر به بادرفته خودم در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم؛ و شما اي فرزندان برومند اسلام، حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشتهيي از آنرا محظ نظر و مقصد اعلاي خود قرار دهيد. مبادا خداي ناخواسته در آخر عمر، كه از ضعف پيري بر شما هجوم كرد، از كردهها پشيمان و تأسف بر ايام جواني بخوريد، همچون نويسنده.»[11] چنانكه پيداست، امام ـ قدس سره ـ در اين سفارش رشتههاي مختلف قرآني را مورد عنايت قرار داده است. «حفظ قرآن» يكي از اين رشتهها است كه بايد بدان اهتمام ورزيد و با برنامهريزي صحيح جوانان را به آن علاقمند ساخت. سخنان مدير محترم حوزهي علميه قم رئيس محترم حوزه علميهي قم حضرت آيتالله مكارم شيرازي ـ دام ظلّه العالي ـ در اينباره ميگويد: «من معتقدم كه طلبهها دو دستهاند؛ يك دسته حافظههاي قوي و زمينهي ذهني مناسبي براي حفظ قرآن دارند به گونهاي كه اگر وقت بگذارند، به راحتي ميتوانند حفظ قرآن را به طور جدي پيگيري كنند، حوزهها يك عده حافظ قرآن در سطح عالي داشته باشند؛ ولي گروه ديگري هم هستند كه تا اين اندازه آمادگي ندارند و اگر بخواهند حافظ قرآن شوند، بايد همهي وقتشان را روي حفظ بگذارند. من به اين دسته توصيه ميكنم آياتي را كه براي استشهاد بر مسائل مختلف مورد نياز است حتما از حفظ داشته باشند.»[12] سفارشهاي اين بزرگان و اهتمام روحانيون اهل سنت وظيفهي مبلغان شيعه را دو چندان مينمايد و لازم است در راه حفظ قرآن بيش از پيش گام بردارند. [1] . الاتقان، ج 1، نوع 20. [2] . الرحمن 55: 1 ـ 5. [3] . فروغ ابديت، ج 1، ص 279. [4] . همان، ص 317. [5] . البيان، ص 260. [6] . ر.ك: دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 59 و اعيان الشيعه، ج 4، ص 553. [7] . نگاهي به زندگاني قايان مشهور قرآن كريم، ص 24. [8] . تفسير نمونه، ج 11، ص 24. [9] . عاشقان قرآن، حسين صالح، ص 67. [10] . صائمان صالح، ص 49، به نقل از زندگاني آيتالله بروجردي، ص 165. [11] . صحيفه نور، ج 20، ص 20. [12] . مجله پيام قرآن، پيش شماره، ص 52. |
| سيد مجتبي حسيني |
شرایط و عوامل حفظ قرآن شرطهاي اصلي حفظ قرآن
گروهي بيآنكه روشي مطمئن و آزموده برگزينند به حفظ قرآن روي ميآورند و در ميانهي راه با شكست و نوميدي روبهرو ميشوند.
«روش درست» نوعي راه ميانبر براي رسيدن به مقصود است. به همين دليل، آنان كه كارهايي چون شنا، خطاطي و نقاشي را زير نظر استاد و با روش درست فرا ميگيرند، در كمترين زمان به نتيجه دست مييابند. راز موفقيت در حفظ قرآن نيز روش درست است. روشي كه در اين بخش ارائه ميشود، تا حدود زيادي ميتواند شيفتگان حفظ قرآن را ياري دهد. پيش از تعيين روش، نگاهي گذرا به شرطها و عوامل حفظ ضروري مينمايد.
قدم گذاشتن به حوزهي حفظ قرآن به مقدماتي نياز دارد. اين مقدمات اساسي است و پيمودن مسير حفظ بدون آنها كاري دشوار و توانفرسا مينمايد. شرطهاي حافظ عبارت است:
1. اشتياق قلبي
شرط اصلي حفظ، اشتياق قلبي است. شوق و علاقه بسياري از سختيها را آسان ميكند و فرد را اميدوار ميسازد. سر اينكه در صدر اسلام مسلمانان قرآن را سريع به خاطر ميسپردند، علاقهي خاص آنان به كلام الاهي و حفظ آن بود. براي ايجاد اين اشتياق، توجه به دو نكتهي زير گريزناپذير است: الف: آثار و نتايج حفظ قرآن ب: تشويق و اعطاي جوايز.
تشويق و اعطاي جايزه، به ويژه در كودكان، بسيار كارساز است و آتش اشتياق را در آنها بر ميافروزد.
2. عزم و پشتكار
بيشتر مسلمانان و بلكه همهي آنها به حفظ قرآن علاقهي بسيار دارند. اشتياق شرط لازم است نه كافي. بايد علاقه با عزم و پشتكار همراه شود تا سودمند افتد. عزم غير از نيت و خواستن است و به طور معمول توانستن به ارمغان ميآورد. نقش پشتكار در حفظ قرآن چنان است كه ميتوان گفت: حفظ قرآن به استعداد قوي بستگي ندارد و تنها به پشتكار و عزم راسخ نيازمند است. بايد پشتكار داشت و سختيها را تحمل كرد؛ زيرا خداوند ميفرمايد: «اِنَّ مَعَ الْْعُسْرِ يُسْري.»[1] بيترديد با دشواري آساني است.
3. نظم و برنامهريزي
علي ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «اُوصيكُمْ بِتَقْوَي اللهِ وَ نَظْمِ اَمْرِكُمْ.»[2] شما را به تقواي الاهي و نظم دركارهايتان سفارش ميكنم.
اختصاص دادن يك وقت زنده و مهم براي حفظ قرآن در رسيدن به هدف نقشي بسزا دارد. بيترديد افراد موقعيتهاي مختلف دارند و نميتوان در اينباره وقت و ساعتي مشخص را به همه توصيه كرد، اما استادان سفارش كردهاند دست كم وقت مناسبي به حفظ قرآن اختصاص يابد؛ وقتي تهي از گرسنگي، تشنگي و خستگي كه سحر و پس از طلوع فجر را بهترين مصداق آن شمردهاند. البته در كنار اين وقت اختصاصي استفاده از فرصت و تكرار آيات در اوقات ديگر كاري پسنديده و مورد سفارش حافظان با تجربه است.
4. آمادگي براي تكرار هميشگي
هركه در انديشهي حفظ قرآن است، بايد خود را براي تكرار پيوستهي آيات آماده سازد و اين كار را جدي بگيرد؛ زيرا تكرار رمز موفقيت و اساس حفظ قرآن به شمار ميآيد.
5. تعيين هدف
در تحصيل مدارج علمي، داشتن همت بلند ضروري است؛ براي مثال اگر كسي بخواهد فقيه، مفسر، فيلسوف، پزشك و مهندس شود، بايد هدفي فراتر از اين عنوانها بگزيند تا دست كم به آنچه خشنودش ميسازد، دست يابد. اين سخن ـ كه بسياري از دانشمندان بر آن تأكيد ورزيدهاند ـ در مسئلهي حفظ قرآن درست نمينمايد. چنانكه حافظان باتجربه تذكر دادهاند، در به خاطر سپردن آيات الاهي بايد هدف نزديك باشد. كسي كه ميخواهد قرآن حفظ كند نبايد هدفش را حفظ كل قرآن قرار دهد. اين هدف انسان را در ميانه راه با نوميدي و دلسردي روبهرو ميسازد و از ادامهي مسير باز ميدارد. هرچه هدف نزديكتر باشد، احتمال موفقيت بيشتر است. بنابراين، بايد در آغاز راه هدف را حفظ سه تا پنج جزء قرار داد. وقتي با چنين ديدگاهي به حوزهي حفظ گام مينهيم، حجم آن كمتر مينمايد و اشتياق به ادامه راه فزوني مييابد.[3] پس از دستيابي به هدف اول، بايد تنها به پنج جزء بعدي انديشيد نه بيشتر. بدين ترتيب، ميتوان با عشق فراوان جزءها را يكي پس از ديگري به خاطر سپرد و سمت حفظ كل قرآن گام برداشت.
عوامل مؤثر
آنچه گذشت، شرطهاي اصلي حفظ قرآن بود به گونهيي كه اگر خللي بدانها وارد آيد، امكانپذير نيست. در اين فرصت، به عواملي كه «حفظ» را مفيدتر و پربارتر ميسازد، ميپردازيم.
1. نماز حفظ قرآن
حفظ كتاب خداوند، توفيقي است كه جز به ياري آن حضرت رفيق راه انسان نميشود. بدين سبب، نماز، دعا[4] و توسل را از ضرورتهاي مسير حفظ شمردهاند. مرحوم طبرسي در مكارم الاخلاق به دو نوع نماز اشاره كرده است: يكي نماز تقويت هوش و حافظه و ديگري نماز حفظ قرآن. دربارهي نماز حفظ قرآن ميگويد: شب يا روز جمعه چهار ركعت نماز ميگزاري؛ در ركعت اول سورهي حمد و بس، در ركعت دوم حمد و حمدخان، در ركعت سوم حمد و حمسجده و در ركعت چهارم حمد و تبارك الملك. بعد از پايان نماز، نخست خداوند را ستايش ميكني. سپس بر پيامبر و خاندانش درود ميفرستي و براي مؤمنان صد بار آمرزش ميطلبي.
آنگاه ميگويي:«اللّهمَّ ازْجُرْني بِتَرْكِ مَعاصيكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَني وَارْحَمْني مِنْ اَنْ تَكَلَّفَ طَلَبَ مالايَعنيني وَارْزُقْني حُسْنَ النَّظَرِ فيما يٌرضيكَ عَنّي اللّهُمَّ بَديعُ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ ذَاالجلالِ وَ الاِكْرام وَ العِزَّةِ اللَّتي لاتَرامُ. يا اللّهُ، يا رَحْمنُ، اَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ وَ بِنوُرِ وَجهِكَ اَنْ تُلْزِمَ قَلْبي حِفظَ كِتابِكَ القُرآنِ المُنزَلِ عَلي رَسُولِكَ وَ تَرْزُقَني اَنْ اَْتْلُُوَهُ عَلَي النَّحْوِ الَّذي يُرضيكَ عَنّي. اللّهُمَّ بَديعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ، ذاالْجَلالِ وَ الاِكْرامِ وَ العِزَّ الذَّي لايَرامُ. يا اللهُ، يا رَحمنُ، اَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ وَ بِنوُرِ وَجْهِكَ اَنْ تَنَّوَرَ بِكِتابِكَ بَصَري وَ تَطْلُقَ بِهِ لِساني وَ تَفَّرَجَ بِهِ قَلْبي وَ تَشْرَحَ بِهِ صَدري وَ تَسْتَعمَلَ بِهِ بَدَني وَ تُقَوِّيَني عَلي ذلِكَ وَ تُعينُني عَلَيْهَِ؛ فَاِنَّهُ لايُعينَ عَليَ الخَيْرِ غَيْرُكَ وَلايُوَفَّقُ لَهُ اِلّا اَنْت. لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللهِ الْعَلّي العَظيمِ.»[5]
2. ايجاد آمادگي معنوي
وضو گرفتن، قصد قربت و رو به قبله نشستن، علاوه بر اينكه خود عبادت است، در روان حافظ تأثير مينهد و او را از آرامش سرشار ميسازد.
3. بهرهگيري از سحرگاهان
چنانكه نوجواني و جواني بهترين فصل حفظ مطالب است؛ هنگام صبح و نشاط اول روز برترين وقت حفظ به شمار ميآيد. در اين زمان، مغز انسان آمادهتر است و بدن و طبيعت هر دو از آرامش خاص برخوردارند. افزون بر اين، در سحرگاه بركات فراوان نهفته است. وقتي امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ به فرمان هشام بن عبدالملك از مدينه سوي شام سفر ميكرد، گروهي از مسيحيان را ديد كه درون غاري گام مينهادند، حضرت پرسيد: در چنين روزي عيد گرفتهاند؟
گفتند: خير، به سوي يكي از دانشمندان خود ميروند. آنها هرسال يك بار در چنين روزي او را از كوه خارج ميكنند و آنچه ميخواهند از وي ميپرسند. امام فرمود: آيا دانشي دارد؟
گفتند: آري، از داناترين مردم است. آنگاه حضرت چهرهي خود را پوشاند و با يارانش همراه مسيحيان سمت آن دانشمند نابينا و كهنسال حركت كرد، مرد كهنسال به ياري حس نيرومندش، سمت امام اشاره كرد و گفت: مرد، از ما هستي يا از امت محمد؟
امام فرمود: از امت محمد ـ صلي اللّه عليه و آله ـ . پير پرسيد: براي پرسيدن آمدي يا پرسيده شدن؟ امام فرمود: بپرس. مرد كهنسال بسيار پرسيد. و پاسخ شنيد. آنگاه گفت: بندهي خدا، كدام ساعت نه بخشي از شب است نه بخشي از روز؛ و اگر از هيچ كدام نيست، چيست؟
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: فاصلهي طلوع فجر تا طلوع آفتاب نه جزئ شب است نه جزء روز. زماني از زمانهاي بهشت است كه در آن بيماران درمان مييابند و روزي بندگان خدا تقسيم ميشود؛ و ساعت رحمت و خير و بركت است.[6]
از اين داستان در مييابيم اين زمان زماني معنوي است و شايسته است حفظ قرآن در چنين وقتي تحقق يابد. خداوند ميفرمايد: «إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً»[7] نماز صبح مورد مشاهده است.
مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است.[8] بر اساس روايات شيعه و سني، در ميان نمازهاي روزانه نماز صبح مورد مشاهدهي فرشتگان شب و روز قرار ميگيرد؛ زيرا در آغاز صبح فرشتگان شب جاي خود را به فرشتگان روز ميسپارند و در اين تعويض جايگاه، نماز مردمان را ديده، بر آن گواهي ميدهند.[9]
براي بيدار شدن به هنگام طلوع فجر، توجه به نكات زير سودمند مينمايد: الف: خفتن در اوايل شب ب: شب هنگام غذاي اندك خوردن ج: خواندن آيهي آخر سورهي كهف.
4. انتخاب مكان مناسب
اگر مكان مطالعه پر سروصدا، بسيار سرد يا بسيار گرم و نامناسب باشد، انسان دچار تشتت فكر ميشود. اين نكته در «حفظ قرآن» از حساسيت ويژه برخوردار است؛ زيرا حفظ قرآن به تمركز شديد فكر نياز دارد. البته پس از به خاطر سپردن آيات، تكرار آن به اين اندازه تمركز نيازمند نيست و ميتواند در مكانهاي شلوغ نيز تحقق يابد.
5. تمركز فكر
هنگام به خاطر سپردن قرآن، تمركز فكر بسيار ضرورت دارد.
[1] . انشراح 94: 6.
[2] . نهج البلاغه، نامه 47.
[3] . ر.ك: چگونه قرآن را حفظ كنيم؟ علي شهريار، ص 29.
[4] . در اينباره دعاهايي از معصومان ـ عليهم السلام ـ نقل شده است. (ر.ك: مكارم الاخلاق)
[5] . مكارم الاخلاق، ص 341.
[6] . بحار، ج 46، ص 313.
[7] . اسراء 17: 78.
[8] . ر.ك: مجمع البيان، ج 6، ص 283.
[9] . ر.ك: نور الثقلين، ج 3، ص 201.
|
شرایط و عوامل حفظ قرآن2
|
|
پس بايد عوامل عدم تمركز فكر و حواسپرتي را شناسايي كرد و در رفع آنها كوشيد. اين عوامل، در اشخاص مختلف متفاوت است و ميتوان آنها را به دو نوع تقسيم كرد: الف: دروني ب: بيروني. عوامل «دروني» به معناي اسبابي است كه در درون انسان جاي دارد، مانند اندوه و اضطراب و نگراني. كسي كه در دام اين عوامل گرفتار آمد، بايد حفظ قرآن را كنار نهد و نخست در نابودي اين عوامل بكوشد. مراد از عوامل «بيروني»، عوامل محيطي است؛ مانند سروصدا و صحنههاي مشغولكننده. اين امور از بازدهي حفظ ميكاهد و چه بسا موجب دلسردي و نوميدي انسان ميگردد. 6. انتخاب نوع قرآن يكي از نكات بسيار مهم و مؤثر در حفظ قرآن، مسئلهي انتخاب قرآن است. بايد از آغاز تا پايان حفظ، حتي براي مرور، از يك قرآن استفاده كرد. استفاده از قرآنهاي مختلف ذهن را دچار مشكل ميكند و تصوير آيات و صفحات را به هم ميريزد. بهتر است، با توجه به مكان و زمان حفظ و مرور، از قطعهاي گوناگون يك قرآن استفاده شود؛ براي مثال در خانه و محل كار از قطع بزرگ و در غير اين موارد از قطع جيبي بهره برد. البته قرآني كه انتخاب ميشود، بايد از ويژگيهاي زير برخوردار باشد: الف: سادگي متن و زمينه ب: عدم ترجمه. هنگام حفظ قرآن توجه به ترجمه ما را از مسير اصلي حفظ دور ميسازد. بنابراين، بهتر است پيش از آغاز حفظ دربارهي ترجمه، تفسير اجمالي آيات و برخي از شأن نزولها آگاهي به دست آورد. 7. آشنايي با زبان عربي آشنايي با زبان عربي و ترجمه و تفسير اجمالي آيات، در حفظ قرآن بسيار سودمند است. به خاطر سپردن كلمات و الفاظ، بدون توجه به معاني، كار حافظ را سخت ميكند و سبب ميشود آيات به طور صحيح در ذهن جاي نگيرد. اين امر چنان مهم است كه ميتوان آنرا مؤثرترين عامل پيشرفت در حفظ قرآن به شمار آورد. آشنايي با زبان عربي، آيات را دلنشينتر ميسازد و سبب علاقه و اميدواري فزونتر حافظ ميگردد. يادآوري كساني كه در انديشهي شركت در مسابقات سراسري قرآن به سر ميبرند، بايد دربارهي تجويد قرآن آگاهي كافي داشته باشند. يادگيري احكام تجويد از دو راه امكانپذير است: مربي و نوارهاي قرآن. در اين راستا، سفارش ميشود علاقهمندان از همان آغاز قرآن را با رعايت تجويد به خاطر سپارند تا هنگام خواندن آيات لحن آنان از ويژگي احكام تجويد برخوردار باشد. 8. نوارهاي قرآني حافظان باتجربه[1] بر اين باورند كه گوش سپردن به نوارهاي قرآني براي حفظ كتاب خدا روشي نامناسب است؛ زيرا در اين شيوه حافظ به جاي تكرار پيوستهي آيات به شنيدن بسنده ميكند و حافظه را با تكرار كلمات ورزيده نميسازد. اگر حافظه پيوسته به كار گرفته نشود، به تدريج سلولهاي مغز حالت اثرپذيري و ثمردهي را از دست ميدهد و ديگر در برابر محركها به اندازهي كافي حساسيت ندارد تا دادهها را بيدرنگ بايگاني و حفظ كند.[2] رمز اصلي حفظ قرآن، تكرار الفاظ است نه شنيدن. به طور كلي، آفات گوش سپردن به نوار عبارت است از: 1. تنبلي حافظه 2. دير به مطلوب رسيدن 3. سستي و مستحكم نبودن محفوظات. البته گوش دادن به نوارهاي قرآني، براي فراگيري احكام تجويد و بالا بردن سطح آن، سودمند و در مواردي ضروري است. [1] . همانند استاد شهريار. (ر.ك: چگونه قرآن را حفظ كنيم، ص 49» [2] . ر.ك: آيين حفظ و تقويت حافظه، محمد حسين حقجو، ص 27 ـ 30. |
| سيد مجتبي حسيني |
|