جام جم آنلاين: شايد اين حرف‌ها از پشتوانه قابل دفاعي برخوردار نباشد و طرحش بيش از هر چيز برآمده از تجربه و شناخت شخصي باشد.

سليقه و نظري كه البته مي‌تواند مشترك بين نگارنده اين سطور و آنهايي باشد كه ياد و خاطره‌اي از دوران طلايي دوبلاژ فيلم در ايران دارند و بخشي از خاطرات سينمايي‌شان با آن صداهاي آشنا و خاطره انگيز پيوند خورده است.

ياد و خاطره‌اي كه در دوران اخير و به ‌واسطه عملكرد بعضي گويندگان و دوبلورها درحال تخريب و از بين رفتن است و همين زوال و نابودي تدريجي، انگيزه نوشتن اين يادداشت است.

دوراني را به ياد داريم كه دوبلورها و گويندگان فيلم از آفتابي شدن در انظار، مصاحبه و مثلا حضور در تلويزيون اكراه داشتند و چنين شيوه‌اي را مغاير با ذات و ماهيت حرفه‌شان مي‌دانستند و حق با آنها بود.

بخش عمده‌اي از جذابيت و كشش آن صداها، مديون ناشناخته بودن چهره صاحبانش بود و تجسم ناپذيري آن. البته بودند برنامه‌هايي مانند«صداهاي ماندگار» كه مبنايشان بر حضور صداپيشه‌ها و مصاحبه با آنها بود و طبعا در چنين برنامه‌اي حضور شخص گوينده گريزناپذير و ضروري مي‌نمود.

اما نكته اينجاست كه حداقل در آن برنامه‌ها، اين حضور در پيوندي تنگاتنگ و به بهانه آن فيلم‌هاي درخشان و دوبله‌هاي ماندگار شكل مي‌گرفت و آن حضور در حد يك حضور صرف باقي مي‌ماند و عملكردي از جانب گوينده و دوبلور در كار نبود.

ما با چهره آنها آشنا مي‌شديم، اما اين آشنايي، صرفا در حد تغيير كردن تصور احتمالي ما از چهره آن دوبلور باقي مي‌ماند و خدشه و آسيبي در كار نبود.

اما در سال‌هاي اخير، اصرار بعضي گويندگان به حضور بيش از حد در تلويزيون، آن هم در حيطه‌اي غير از حيطه دوبله فيلم، كار را به دلزدگي و تخريب كشانده است.

براي مثال، يكي از دوبلورهاي بسيار باسابقه و متبحر كه از استادان اين حرفه است، تلاش كرد ذوق خود را در بازيگري بيازمايد و جلوي دوربين كارگردانان مجموعه‌هاي تلويزيوني قرار بگيرد.

حاصل كار در هر دو موردي كه او را در اين كسوت ديديم، بسيار ضعيف بود و در يكي از آن دو مورد، حتي پهلو به كمدي هم مي‌زد و نتيجه نهايي واقعا جاي هيچ بحث و توجه جدي نداشت.

همچنان كه همين گوينده به‌طور وسيع، گويندگي بسياري از آگهي‌هاي تلويزيوني را به‌عهده گرفته كه البته محتواي بعضي از آنها با صداي او هيچ تناسبي ندارد و حاصل كار را بشدت تصنعي و انجام شده از سر اجبار جلوه مي‌دهد.

چيزي كه نمونه‌هايش را در مورد ديگر دوبلورهاي سينما هم شاهد بوده‌ايم و نتيجه همه آن موارد چيزي در حد هيچ بوده است؛‌ هيچي كه در ازاي از دست رفتن بخشي از آن خاطره و گذشته درخشان به‌دست آمده است.

البته بديهي است در چنين مواردي، بايد اقتضاهاي مالي و تنگناهاي معيشتي اين قشر را هم در نظر گرفت. اما چرا بايد آنهايي را كه تحت هيچ شرايطي تن به مخدوش كردن گذشته و سابقه خود نمي‌دهند و آنها را كه براحتي قافيه را مي‌بازند، يكسان فرض كرد و از تفاوت‌ها نگفت؟ جوان‌ترهايي هستند كه به اقتضاي جواني و صدالبته اقتضاي روزگار، دست به چنين تجربه‌هايي مي‌زنند، بازيگري مي‌كنند، در نقش مجري برنامه‌هاي تلويزيوني ظاهر مي‌شوند و البته در اغلب موارد بيش از آن كه به دست بياورند، از دست مي‌دهند.

البته حرجي به جوان‌ترها نيست. اما انتظاري كه از قديمي‌ترها و استادان اين حوزه مي‌رود، چيز ديگري است.

مي‌توان قبول كرد عده‌اي از اين بزرگواران به دلايل مختلف مجبور به حضور در اين عرصه باشند و البته شايد حق هم با آنها باشد اما رعايت حداقل كيفيت‌ها و كمي‌ وسواس در انتخاب‌ها، كمترين چيزي است كه از آنها انتظار مي‌رود.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)