به امام زمان
غبار آمدنت را نديده قطره ي اشكي
اشاره اي به ظهورت نكرده دست دعايي
بيا عصاره حيدر، بيا چكيده ي زهرا
بيا كه بوي رسولي ، بيا كه نور خدايي
شب غريبي مان مي شودبه ياد تو روشن
تويي كه در همه شبها چراغ خانه مايي
اشاره اي به ظهورت نكرده دست دعايي
بيا عصاره حيدر، بيا چكيده ي زهرا
بيا كه بوي رسولي ، بيا كه نور خدايي
شب غريبي مان مي شودبه ياد تو روشن
تويي كه در همه شبها چراغ خانه مايي
پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
سرشار از احساس و تماشايي کن
هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
اي خوب بيا دوباره آقايي کن
آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد
شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد
آقا بيا تا با ظهور چشم هايت
اين چشم هاي ما کمي تقوا بگيرد
بی تو ای صاحب،زمان
بیقرارم هر زمان
از غم حجر تو من دل خسته ام ،
همچو مرغی بال و پر بشکسته ام
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود